Forwarded from اتچ بات
╭┅═ঊ🌺🌺🌼🌺🌺ঊ═┅╮
دولاب بهشت کردستان
╰┅═ঊ🌺🌺🌼🌺🌺ঊ═┅╯
#هدیه_جان
امروز این ویدئو در تلگرام با کپشن «لحظات طلایی انتقال قلب اهدایی از یزد به تهران» به دستم رسید.
اول فکر کردم این ویدئو هم مثل هزاران ویدئوی دیگر در فضای مجازی که با انتخاب متنهای این چنینی به دنبال بازدیدند باشد؛ مثل زردنگارههایی که این روزها در فضای مجازی پر شده و همه ما هم بلاشک با یکی از آنها برخورد داشتیم، اما بگذارید از لحظه دیدن ویدئو برایتان بگویم. شاید چندبار دیگر سر موضوعاتی اینچنینی احساساتی شده بودم اما این یکی فرق میکرد. اشک سرازیر شدهام برای رفتن جانی و بخشیدن جان به شخصی دیگر بود درست در لحظهای که قلب در سینه در حال ضربان بود.
داشتم فکر میکردم دنیا چقدر جای عجیبیست. گاهی جنس عجلههایمان هم قابل مقایسه نیست. لحظه لحظه عجلهای که برای رساندن قلب جوان یزدی به تهران و کاشتن در سینه دیگری میدیدم از همه عجلههایی که در زندگی داشتم خجالت کشیدم.
داشتم فکر می کردم کاش قدر زندگیمان را بیشتر بدانیم. کاش قدر دوستیهایمان را بدانیم.
داشتم فکر میکردم چقدر به این عجله برای حیاتبخشی به همدیگر وکمک به خودمون برای شاد بودن نیاز داریم.
هرطرف که نگاه میکنیم جنگ است و دعوا و و دعوا بر سر هیچ وپوچ...
کاش قدر هر نفسی که میکشیم بدانیم
روح این جوان عزیز یزدی که با اهدای اعضای بدنش به چند نفر زندگی بخشید و ۵ نفر ۵ خانواده و... را امید و آرزو بخشید شاد باشد و امیدوارم تن گیرندگان عضو هم سلامت باشد.
خداوندا اکنون ناگفته ها بسی در کنج سینه نهفته اند. که فقط تو خود دانی و بس😔
#خیام
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حرف معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده در افتد نه تو مانی و نه من
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
دولاب بهشت کردستان
╰┅═ঊ🌺🌺🌼🌺🌺ঊ═┅╯
#هدیه_جان
امروز این ویدئو در تلگرام با کپشن «لحظات طلایی انتقال قلب اهدایی از یزد به تهران» به دستم رسید.
اول فکر کردم این ویدئو هم مثل هزاران ویدئوی دیگر در فضای مجازی که با انتخاب متنهای این چنینی به دنبال بازدیدند باشد؛ مثل زردنگارههایی که این روزها در فضای مجازی پر شده و همه ما هم بلاشک با یکی از آنها برخورد داشتیم، اما بگذارید از لحظه دیدن ویدئو برایتان بگویم. شاید چندبار دیگر سر موضوعاتی اینچنینی احساساتی شده بودم اما این یکی فرق میکرد. اشک سرازیر شدهام برای رفتن جانی و بخشیدن جان به شخصی دیگر بود درست در لحظهای که قلب در سینه در حال ضربان بود.
داشتم فکر میکردم دنیا چقدر جای عجیبیست. گاهی جنس عجلههایمان هم قابل مقایسه نیست. لحظه لحظه عجلهای که برای رساندن قلب جوان یزدی به تهران و کاشتن در سینه دیگری میدیدم از همه عجلههایی که در زندگی داشتم خجالت کشیدم.
داشتم فکر می کردم کاش قدر زندگیمان را بیشتر بدانیم. کاش قدر دوستیهایمان را بدانیم.
داشتم فکر میکردم چقدر به این عجله برای حیاتبخشی به همدیگر وکمک به خودمون برای شاد بودن نیاز داریم.
هرطرف که نگاه میکنیم جنگ است و دعوا و و دعوا بر سر هیچ وپوچ...
کاش قدر هر نفسی که میکشیم بدانیم
روح این جوان عزیز یزدی که با اهدای اعضای بدنش به چند نفر زندگی بخشید و ۵ نفر ۵ خانواده و... را امید و آرزو بخشید شاد باشد و امیدوارم تن گیرندگان عضو هم سلامت باشد.
خداوندا اکنون ناگفته ها بسی در کنج سینه نهفته اند. که فقط تو خود دانی و بس😔
#خیام
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حرف معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده در افتد نه تو مانی و نه من
🌼 باماهمراه باشید 🌼
🍁👇دولاب بهشت کردستان 👇🍁
#بزن_رولینک👇
╭═ঊ🌺ঊ═╮
🆔 @Doolab94
╰═ঊ🌺ঊ═╯
Telegram
attach 📎