🚉 تاکنون راهآهن ۴ کشور به عنوان میراث جهانی توسط یونسکو ثبت شده که طولانیترین آنها متعلق به ایران است.
https://x.com/Mohammad_kali/status/1957413465854710111
🚂 Ellinne
https://x.com/Mohammad_kali/status/1957413465854710111
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
🖥 جنگ پنهان اسرائیل در بلوچستان؛ همگرایی کمسابقه تهران و اسلامآباد
✍#حسن_حمزه
🔹گزارشی که به قلم اف. ام. شکیل در پایگاه تحلیلی كریدل The Cradle منتشر شد، به بررسی ابعاد پیچیده جنگ پنهانی اسرائیل در بلوچستان و پیامدهای آن برای امنیت منطقهای میپردازد. نویسنده با اتکا به دادههای امنیتی، مواضع مقامات رسمی و تحلیل اندیشکدههای ایرانی و پاکستانی، نشان میدهد که چگونه بلوچستان از یک مناقشه محلی به صحنه تقابل قدرتهای فرامنطقهای بدل شده است.
🔹اهمیت این گزارش در آن است که روابط ایران و پاکستان که تا همین یک سال پیش مملو از بیاعتمادی و اتهامزنی متقابل بود، اکنون در نتیجه فشارهای مشترک خارجی بهویژه از سوی اسرائیل و هند، به سوی همکاری امنیتی تازهای سوق داده شده است. گزارش یادشده آشکار میسازد که سرنوشت بحران بلوچستان نه صرفاً در گرو سیاستهای داخلی، بلکه در چارچوب رقابتهای گسترده ژئوپلیتیک قابل تحلیل است.
- تهدیدات فزاینده و نقش بازیگران خارجی
🔹نویسنده تأکید میکند که در ماههای اخیر، مقامهای ایرانی و پاکستانی به این نتیجه رسیدهاند که بحران بلوچستان از سطح یک شورش محلی فراتر رفته و به صحنهای چندلایه از رقابتهای منطقهای و جهانی بدل شده است. در این میان، بهویژه اسرائیل به عنوان بازیگری که میکوشد از شکافهای قومی و اجتماعی بلوچها بهرهبرداری کن به طور مستقیم متهم شده است. به گفته مقامهای امنیتی ایران، تلآویو با جذب و آموزش مزدوران در قالب گروهی موسوم به «جبهه متحد آزادی بلوچستان» به دنبال اجرای عملیات برونمرزی علیه منافع ایران بوده است.
🔹از نگاه تحلیلگران، این سطح از مداخله خارجی نشان میدهد که بلوچستان به تدریج به حلقهای کلیدی در زنجیره رقابتهای منطقهای بدل شده است. مقامات ایرانی حتی در جریان درگیریهای دوازدهروزه با اسرائیل، شواهدی از همکاری گروههای تجزیه طلب بلوچ با تلآویو یافتند؛ همکاریای که منجر به تلفات انسانی و خسارات زیرساختی قابل توجه برای ایران شد. بدین ترتیب، بحران بلوچستان در حال پیوند خوردن با نزاعهای گستردهتر خاورمیانه است.
- پیوند گروههای بلوچ با اسرائیل و هند
🔹در گزارش آمده است که پیوند گروههای جداییطلب بلوچ با اسرائیل و هند اکنون از حالت غیررسمی خارج شده و به مرحلهای علنی و ساختاری رسیده است. تحلیلگران پاکستانی تصریح میکنند که گروههایی چون «ارتش آزادیبخش بلوچستان» و «جبهه آزادیبخش بلوچستان» از حمایت مالی، لجستیکی و اطلاعاتی دو بازیگر اصلی یعنی هند و اسرائیل برخوردارند. این حمایت از طریق کانالهای واسط و عمدتاً با میانجیگری سرویسهای اطلاعاتی هند انجام میشود.
🔹به گفته کارشناسان، هند با توجه به روابط راهبردی خود با اسرائیل، زمینهساز پیوند این گروهها با تلآویو شده است. همین مسئله سبب شده است که بلوچها در قالب پروژههای مشترک به تبادل اطلاعات با اسرائیل بپردازند. نتیجه این روند، افزایش چشمگیر حملات مرزی علیه نیروهای امنیتی ایران و پاکستان و نیز تقویت ادبیات جداییطلبی در منطقه بوده است. بدینترتیب، بحران بلوچستان در حال تبدیل شدن به ابزاری برای فشار همزمان بر تهران و اسلامآباد است.
- نقش اندیشکدهها و جنگ نرم
🔹از دیگر ابعاد مهم این بحران، بُعد نرم و رسانهای آن است. نویسنده گزارش به طرحی اشاره میکند که از سوی اندیشکده مؤسسه پژوهشهای رسانهای خاورمیانه (MEMRI) وابسته به جریانهای صهیونیستی در واشنگتن با عنوان «طرح مطالعات بلوچستان» به اجرا درآمده است. هدف این پروژه، مشروعیتبخشی به گفتمان جداییطلبی و ارائه چارچوب نظری برای استقلال بلوچستان است.
🔹چنانکه تحلیلگران پاکستانی یادآور شدهاند، حضور چهرههایی مانند «میر یار بلوچ» در این پروژه نشان میدهد که جریانهای فکری و عملیاتی جداییطلب در حال پیوند با محافل فکری غربی و صهیونیستیاند. این سطح از پیوند نشان میدهد که بحران بلوچستان صرفاً یک نزاع مسلحانه نیست، بلکه در میدان جنگ ادراکی و رسانهای نیز بازتولید میشود. ایران و پاکستان این پروژه را بخشی از راهبرد هماهنگ هند و اسرائیل برای بیثباتسازی منطقه تلقی میکنند.
- بلوچستان؛ صحنه جنگ نیابتی
🔹بخش قابل توجهی از گزارش بر این نکته تأکید دارد که بلوچستان اکنون به صحنه جنگ نیابتی قدرتهای فرامنطقهای بدل شده است. حضور فزاینده سرویس اطلاعاتی اسرائیل (موساد) در مرزهای جنوب شرقی ایران و پیوند آن با گروههای مسلح بلوچ به باور مقامات ایرانی و پاکستانی، میتواند بنیانهای امنیتی و اقتصادی این منطقه را به شدت متزلزل کند.
🔹نویسنده خاطرنشان میکند که هند نیز با استفاده از سازمان اطلاعات خارجی خود، موسوم به «راو»، نقش مستقیم در هدایت این بحران ایفا میکند.
https://x.com/hamzeh_ir/status/1957450564775653631?t=QC9hzabYhDw6YV-LRwpKHA&s=19
🖊 Ellinne
✍#حسن_حمزه
🔹گزارشی که به قلم اف. ام. شکیل در پایگاه تحلیلی كریدل The Cradle منتشر شد، به بررسی ابعاد پیچیده جنگ پنهانی اسرائیل در بلوچستان و پیامدهای آن برای امنیت منطقهای میپردازد. نویسنده با اتکا به دادههای امنیتی، مواضع مقامات رسمی و تحلیل اندیشکدههای ایرانی و پاکستانی، نشان میدهد که چگونه بلوچستان از یک مناقشه محلی به صحنه تقابل قدرتهای فرامنطقهای بدل شده است.
🔹اهمیت این گزارش در آن است که روابط ایران و پاکستان که تا همین یک سال پیش مملو از بیاعتمادی و اتهامزنی متقابل بود، اکنون در نتیجه فشارهای مشترک خارجی بهویژه از سوی اسرائیل و هند، به سوی همکاری امنیتی تازهای سوق داده شده است. گزارش یادشده آشکار میسازد که سرنوشت بحران بلوچستان نه صرفاً در گرو سیاستهای داخلی، بلکه در چارچوب رقابتهای گسترده ژئوپلیتیک قابل تحلیل است.
- تهدیدات فزاینده و نقش بازیگران خارجی
🔹نویسنده تأکید میکند که در ماههای اخیر، مقامهای ایرانی و پاکستانی به این نتیجه رسیدهاند که بحران بلوچستان از سطح یک شورش محلی فراتر رفته و به صحنهای چندلایه از رقابتهای منطقهای و جهانی بدل شده است. در این میان، بهویژه اسرائیل به عنوان بازیگری که میکوشد از شکافهای قومی و اجتماعی بلوچها بهرهبرداری کن به طور مستقیم متهم شده است. به گفته مقامهای امنیتی ایران، تلآویو با جذب و آموزش مزدوران در قالب گروهی موسوم به «جبهه متحد آزادی بلوچستان» به دنبال اجرای عملیات برونمرزی علیه منافع ایران بوده است.
🔹از نگاه تحلیلگران، این سطح از مداخله خارجی نشان میدهد که بلوچستان به تدریج به حلقهای کلیدی در زنجیره رقابتهای منطقهای بدل شده است. مقامات ایرانی حتی در جریان درگیریهای دوازدهروزه با اسرائیل، شواهدی از همکاری گروههای تجزیه طلب بلوچ با تلآویو یافتند؛ همکاریای که منجر به تلفات انسانی و خسارات زیرساختی قابل توجه برای ایران شد. بدین ترتیب، بحران بلوچستان در حال پیوند خوردن با نزاعهای گستردهتر خاورمیانه است.
- پیوند گروههای بلوچ با اسرائیل و هند
🔹در گزارش آمده است که پیوند گروههای جداییطلب بلوچ با اسرائیل و هند اکنون از حالت غیررسمی خارج شده و به مرحلهای علنی و ساختاری رسیده است. تحلیلگران پاکستانی تصریح میکنند که گروههایی چون «ارتش آزادیبخش بلوچستان» و «جبهه آزادیبخش بلوچستان» از حمایت مالی، لجستیکی و اطلاعاتی دو بازیگر اصلی یعنی هند و اسرائیل برخوردارند. این حمایت از طریق کانالهای واسط و عمدتاً با میانجیگری سرویسهای اطلاعاتی هند انجام میشود.
🔹به گفته کارشناسان، هند با توجه به روابط راهبردی خود با اسرائیل، زمینهساز پیوند این گروهها با تلآویو شده است. همین مسئله سبب شده است که بلوچها در قالب پروژههای مشترک به تبادل اطلاعات با اسرائیل بپردازند. نتیجه این روند، افزایش چشمگیر حملات مرزی علیه نیروهای امنیتی ایران و پاکستان و نیز تقویت ادبیات جداییطلبی در منطقه بوده است. بدینترتیب، بحران بلوچستان در حال تبدیل شدن به ابزاری برای فشار همزمان بر تهران و اسلامآباد است.
- نقش اندیشکدهها و جنگ نرم
🔹از دیگر ابعاد مهم این بحران، بُعد نرم و رسانهای آن است. نویسنده گزارش به طرحی اشاره میکند که از سوی اندیشکده مؤسسه پژوهشهای رسانهای خاورمیانه (MEMRI) وابسته به جریانهای صهیونیستی در واشنگتن با عنوان «طرح مطالعات بلوچستان» به اجرا درآمده است. هدف این پروژه، مشروعیتبخشی به گفتمان جداییطلبی و ارائه چارچوب نظری برای استقلال بلوچستان است.
🔹چنانکه تحلیلگران پاکستانی یادآور شدهاند، حضور چهرههایی مانند «میر یار بلوچ» در این پروژه نشان میدهد که جریانهای فکری و عملیاتی جداییطلب در حال پیوند با محافل فکری غربی و صهیونیستیاند. این سطح از پیوند نشان میدهد که بحران بلوچستان صرفاً یک نزاع مسلحانه نیست، بلکه در میدان جنگ ادراکی و رسانهای نیز بازتولید میشود. ایران و پاکستان این پروژه را بخشی از راهبرد هماهنگ هند و اسرائیل برای بیثباتسازی منطقه تلقی میکنند.
- بلوچستان؛ صحنه جنگ نیابتی
🔹بخش قابل توجهی از گزارش بر این نکته تأکید دارد که بلوچستان اکنون به صحنه جنگ نیابتی قدرتهای فرامنطقهای بدل شده است. حضور فزاینده سرویس اطلاعاتی اسرائیل (موساد) در مرزهای جنوب شرقی ایران و پیوند آن با گروههای مسلح بلوچ به باور مقامات ایرانی و پاکستانی، میتواند بنیانهای امنیتی و اقتصادی این منطقه را به شدت متزلزل کند.
🔹نویسنده خاطرنشان میکند که هند نیز با استفاده از سازمان اطلاعات خارجی خود، موسوم به «راو»، نقش مستقیم در هدایت این بحران ایفا میکند.
https://x.com/hamzeh_ir/status/1957450564775653631?t=QC9hzabYhDw6YV-LRwpKHA&s=19
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😁2
Forwarded from یادداشتهای دفتر سیاه (Babak Mina)
انجمن زنان عرب، (جمعية النساء العربيات). مهمترین سازمان فمنیستی زنان فلسطین. این انجمن در سال ۱۹۲۹ با هدف بهتر کردن شرایط زنان فلسطینی و مبارزه ملی برای استقلال فلسطین تشکیل شد. زنان مسلمان و مسیحی عضو انجمن بودند. طرب عبدالهادی یکی از مشهورترین اعضای این انجمن بود که چندین تظاهرات علیه مهاجرت یهودیان را رهبری کرد.
اِلینهگی
👤استاد فرشچیان را در اصفهان، در جوار آرامگاه صائب دفن کردند. هفتاد سال پیش از این، استاد جلالالدین همایی در کتاب «تاریخ اصفهان» مجلد هنر و هنرمندان، ص۳۲۰ در مورد محمود فرشچیانِ ۲۵ساله اینطور پیشبینی کرده بود. سوای اینکه استادان قدیم چه شناخت دقیقی از افراد داشتند، این جمله از متن هم به گمانم مهمترین حرفی است که به یک جوان بیست و چندساله میتوان گفت: «اگر دنبال کار خود را بگیرد ...»
#احسان_رضایی
💡 Ellinne
#احسان_رضایی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
Forwarded from بریدهها و برادهها
تو آلمان کارخونه ی آبجوسازی با قدمت نزدیک به دو قرن ورشکسته شده چون نسل جوونش دیگه اهل الکل نیست و مصرف نمیکنه. عجیبه واقعا
https://x.com/drbutterfly0/status/1957488819466305765?t=yzK_BBcaiNhCx0rV0bj6CQ&s=19
گروک:
بله، ادعا درسته. کارخانه آبجوسازی Lang-Bräu در آلمان با ۱۷۲ سال سابقه به دلیل کاهش مصرف الکل توسط نسل جوان و مشکلات مالی تعطیل شده. مصرف آبجو در آلمان ۶.۳٪ در نیمه اول ۲۰۲۵ کاهش داشته. (منابع: Bloomberg, Destatis)
دلایل اصلی کاهش مصرف الکل در آلمان، به ویژه میان جوانان، عبارتند از:
- تمرکز بر سلامت و تناسب اندام (اجتناب از کالری و بیماریهای مرتبط).
- روندهای سلامتی و آگاهی از خطرات الکل.
- محبوبیت نوشیدنیهای بدون الکل (فروش آبجوی بدون الکل دو برابر شده).
- عوامل اقتصادی مانند تورم و افزایش قیمت انرژی.
(منابع: Bloomberg, DW, Deutschland.de, ۲۰۲۵)
https://x.com/drbutterfly0/status/1957488819466305765?t=yzK_BBcaiNhCx0rV0bj6CQ&s=19
گروک:
بله، ادعا درسته. کارخانه آبجوسازی Lang-Bräu در آلمان با ۱۷۲ سال سابقه به دلیل کاهش مصرف الکل توسط نسل جوان و مشکلات مالی تعطیل شده. مصرف آبجو در آلمان ۶.۳٪ در نیمه اول ۲۰۲۵ کاهش داشته. (منابع: Bloomberg, Destatis)
دلایل اصلی کاهش مصرف الکل در آلمان، به ویژه میان جوانان، عبارتند از:
- تمرکز بر سلامت و تناسب اندام (اجتناب از کالری و بیماریهای مرتبط).
- روندهای سلامتی و آگاهی از خطرات الکل.
- محبوبیت نوشیدنیهای بدون الکل (فروش آبجوی بدون الکل دو برابر شده).
- عوامل اقتصادی مانند تورم و افزایش قیمت انرژی.
(منابع: Bloomberg, DW, Deutschland.de, ۲۰۲۵)
نمودار نشان میدهد بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵، سهم تلویزیون و مطبوعات افت کرده و سهم تلفن هوشمند بیش از دو برابر شده است. اما شیب افت رادیو کمتر بوده است.
با این حال، سهم تلفن هوشمند بین زیر ۳۵ سالهها بسیار بیشتر از میانگین جامعه است: ۵۸ درصد./ تیراژ
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
https://x.com/HosseinGhatib/status/1958059754296631598?s=19
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
حالا اگر یک کاسب خردهپا در پسکوچهای نام کسبوکارش را بهانگلیسی روی مغازهاش بنویسد، شب نشده، ده تا مدعی پیدا میشود که تسمه از گردهاش بکشند، اما این شرکتهای بزرگ، چون پول و زور دارند، هر نامی را میبرند روی آگهینماهای بزرگ شهر.
میخواهی بروی مبل و رختولباس اهالی یورکشایر را بشوری که نگرانی اسم فارسی را متوجه نشوند؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
کشور ما ایران از گذشته با کمآبی دستوپنجه نرم میکرده، و بسیاری از اندیشمندان و تاریخشناسان در باره شیوههای صحیح مقابله با آن بحث کردهاند، از جمله «محمدابراهیم باستانیِ پاریزی» خدابیامرز، در کتاب خود حدود ۴۰ سال پیش، در اینباره چنین نوشته بود:
از کتاب "سیر تا پیاز "
نگارش دکتر باستانیِ پاریزی
(پژوهشگر و استاد دانشگاه)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤2
اِلینهگی
✍️ دکتر علیرضا آروین
در نگاه اول شاید تصور کنیم که چاقی فقط یک مشکل ظاهری یا نهایتاً متابولیکی است، اما مدت نسبتا طولانی است که میدانیم چاقی سبب برخی بیماریهای جدید از جمله سرطان هم میشود. حالا باید قدم بیشتر هم به جلو حرکت کنیم و بگوییم که چاقی بیش از آنچه تصور میکنید با بروز سرطان مرتبط است.
در سالهای اخیر، مرگومیر ناشی از سرطان در جهان بهطور کلی روندی کاهشی داشته است. با این حال، مطالعات تازه نشان میدهند که نهتنها بروز سرطانهای مرتبط با چاقی افزایش یافته، بلکه میزان مرگومیر ناشی از این سرطانها نیز طی دو دهه گذشته بیش از سه برابر شده است!
۱۳ نوع سرطان بهطور مستقیم با اضافهوزن و چاقی در ارتباط هستند: سرطان مری، روده بزرگ، پستان، رحم، کیسه صفرا، معده، کلیه، کبد، تخمدان، پانکراس، تیروئید، مننژیوم (نوعی تومور مغزی) و مالتیپل میلوما. قسمت مهم اینجا است که این گروه از سرطانها در حال حاضر حدود ۴۰ درصد از کل موارد ابتلا به سرطان را تشکیل میدهند.
بعد از سیگار، چاقی دومین عامل قابل پیشگیری در بروز سرطان است. با اینکه آگاهی عمومی دربارهی مضرات مصرف سیگار در سالهای اخیر افزایش چشمگیری داشته، اما خطرات ناشی از چاقی هنوز آنطور که باید جدی گرفته نمیشود.
نکتهی مهم دیگر اینکه، زنان بیش از مردان در معرض ابتلا به سرطانهای مرتبط با چاقی قرار دارند. علت این موضوع، هم شیوع بالاتر چاقی در میان زنان است و هم اختصاصی بودن برخی سرطانها مثل پستان، رحم و تخمدان برای آنان.
هرچند هنوز مکانیسم دقیق ارتباط چاقی و سرطان شناخته نشده، اما پژوهشها نشان میدهند که عواملی مثل تولید بیش از حد هورمون استروژن در بافت چربی و برخی از پیامدهای چاقی مثل مقاومت به انسولین، التهاب مزمن و تغییرات در میکروبیوم روده، میتوانند در این مسیر نقش داشته باشند.
متخصصان بارها تأکید کردهاند که باید چاقی را نه بهعنوان یک انتخاب یا سبک زندگی، بلکه بهعنوان یک «بیماری مزمن» در نظر بگیریم. چنین نگاهی میتواند به توسعهی برنامههای درمانی و پیشگیرانه موثر منجر شود.
برای مقایسه جالب است بدانید که حدود ۸۵ درصد بیماران دیابتی تحت درمان قرار میگیرند، در حالی که تنها ۱۰ درصد افراد مبتلا به چاقی درمان میشوند. این در حالی است که چاقی نیز درست مانند دیابت یک بیماری مزمن با پیامدهای جدی برای سلامت عمومی است.
در پایان یادآور میشویم که رعایت توصیههای استاندارد پیشگیری از سرطان همچنان مهمترین ابزار در دست ماست:
- انجام بهموقع تستهای غربالگری سرطان.
- حداقل ۱۵۰ دقیقه ورزش با شدت متوسط در هفته.
- کاهش مصرف الکل به حداقل ممکن.
- داشتن شش تا هشت ساعت خواب مفید شبانه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آپدیت ام دی
چاقی بیش از چیزی که فکر میکنید با سرطان در ارتباط است!
در نگاه اول شاید تصور کنیم که چاقی فقط یک مشکل ظاهری یا نهایتاً متابولیکی است، اما مدت نسبتا طولانی است که میدانیم چاقی سبب برخی بیماریهای جدید از جمله سرطان هم میشود. حالا باید قدم بیشتر هم به جلو حرکت کنیم و بگوییم که چاقی بیش از آنچه تصور میکنید با…
من یازده سال گارسون بودم.
بین همه چیزهایی که تو این مدت یاد گرفتم، یکیش این بود: دنیا دو دسته آدم داره. اونایی که بشقابشونو به گارسون میدن، و اونایی که نمیدن.
اونایی که بشقابو میدن، کساییان که میبیننت، میفهمن داری زحمت میکشی. وقتی غذاشونو تموم کردن و تو جلوشون ظاهر میشی تا بشقاب کثیفو برداری، اونو بلند میکنن، میدن دستت، تا مجبور نباشی هی خم بشی و خطر کنی قاشق و چنگال از بشقابای دستت بیفته. معمولاً هم یه “مرسی” میگن، انگار نه انگار که اونا بهت لطف کردن. بعضی وقتا واقعاً دلم میخواست بغلشون کنم.
یه حرکت خیلی سادهست، هیچ زحمتی نداره. ولی همهچیو نشون میده.
من همیشه عاشق اونایی بودم که بشقابو میدن، چون تقریباً همیشه آدمای متواضعی هستن. اونا شأن تو رو میبینن، گارسونو مثل نوکر نمیبینن. میدونن شانس چقدر دخیل بوده تو اینکه اونام پشت میز نشستن و تو داری وایمیسی و کار میکنی.
اینارو میگم چون تو زندگیم با کلی آدم سر میز نشستم: نویسندهها، سیاستمدارا، حتی بعضی وقتا آدمای تلویزیونی. بیشترشون، با اینکه قدرتمند و مهم بودن، بعضیاشون حتی خوشبرخورد، ولی اغلب اونایی بودن که بشقابو به گارسون نمیدادن. بعضیاشون حتی خیلی بدرفتاری هم میکردن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
Errante dell’Alba (@P_Elettronico) on X
من یازده سال گارسون بودم.
بین همه چیزهایی که تو این مدت یاد گرفتم، یکیش این بود: دنیا دو دسته آدم داره. اونایی که بشقابشونو به گارسون میدن، و اونایی که نمیدن.
اونایی که بشقابو میدن، کساییان…
بین همه چیزهایی که تو این مدت یاد گرفتم، یکیش این بود: دنیا دو دسته آدم داره. اونایی که بشقابشونو به گارسون میدن، و اونایی که نمیدن.
اونایی که بشقابو میدن، کساییان…
❤4
~ شهرداری تهران اعلام کرده، قطعه ۴١ بهشتزهرا که محل دفن اعدامشدگان دهه شصت است را به پارکینگ قطعه ۴٠ (قطعه کشتگان جنگ دوازده روزه) تبدیل کرده است.
پییر روسـانوالو (Pierre Rosanvallon) در مباحث پردامنه خود درباره نظم سیاسی به این نکته اشاره میکند که نحوه مواجهه دولت و جامعه با «مرگ» و یادبود مردگان، بیانگر نوع نظم سیاسی و اجتماعی است. اگر بپذیریم که مردگان جایگاه بینظیری در خاطره دارند، کیفیت مواجهه با آنهاست که میتواند یک تعریف پایدار از نظم سیاسی را در حافظه جمعی بسازد.
در واقع، سیاستهای مربوط به اجساد، قربانیان و کشتگان سیاسی نقش مهمی در فهم ما از شناخت محتوای دولتها دارند زیرا که آنچه بر آنها اعمال میشود بیانی است از خواست روانی دولت برای مواجهه با زندگان؛ خواستی که از ترس «انتقام» -بهطور کامل- فرصت اِعمال بر همگان را نمییابد. اجساد فرصتی را مهیا میکنند که این خواست، شکلی مادی به خود بگیرد و بیان شود. تخریب قبور و تبدیل کردن آنها به پارکینگ، بیانی است از میل به زدودن مخالفان؛ ایدهای که البته نه فقط در اندیشه دولت که در ذهن بسیاری دیگر منتظر تحقق است: «مرگ بر سه فاسد، ملا/ چپی/مجاهد».
میشل فوکو در درسگفتارهای کلژدوفرانس - بهویژه «از جامعه باید دفاع کرد» در سال ١٩٧۵ - این بحث را مطرح میکند که قدرت مدرن نهتنها بر زندگی بلکه بر مرگ هم اعمال حاکمیت میکند. یعنی دولتها نه تنها از طریق سیاستهای مربوط به جنگ، کنترل و زندان که از طریق سیاستهای مرگ، قبور و یادمانها محتوای خود را میسازند. آشیل اِمبمبه (Achille Mbembe) با بسط دیدگاه فوکو در نظریه نکروپولیتیک (Necropolitics) مینویسد: «شیوه حکمرانی را میتوان از شیوه کشتن و یادکردن مردگان شناخت.»
در واقع مواجهه با اجساد سمتوسوی چیزی را مشخص میکند که پیشتر رابرت هرتز در مقاله مشهور Contribution à une étude sur la représentation collective de la mort (1907) سعی کرده بود آن را از حیث انسانشناختی نشان دهد: آیینهای تدفین و یادبود مردگان منعکسکننده ساختار قدرت و نظم اجتماعیاند.
#امین_بزرگیان
✂️ Ellinne
~ شهرداری تهران اعلام کرده، قطعه ۴١ بهشتزهرا که محل دفن اعدامشدگان دهه شصت است را به پارکینگ قطعه ۴٠ (قطعه کشتگان جنگ دوازده روزه) تبدیل کرده است.
پییر روسـانوالو (Pierre Rosanvallon) در مباحث پردامنه خود درباره نظم سیاسی به این نکته اشاره میکند که نحوه مواجهه دولت و جامعه با «مرگ» و یادبود مردگان، بیانگر نوع نظم سیاسی و اجتماعی است. اگر بپذیریم که مردگان جایگاه بینظیری در خاطره دارند، کیفیت مواجهه با آنهاست که میتواند یک تعریف پایدار از نظم سیاسی را در حافظه جمعی بسازد.
در واقع، سیاستهای مربوط به اجساد، قربانیان و کشتگان سیاسی نقش مهمی در فهم ما از شناخت محتوای دولتها دارند زیرا که آنچه بر آنها اعمال میشود بیانی است از خواست روانی دولت برای مواجهه با زندگان؛ خواستی که از ترس «انتقام» -بهطور کامل- فرصت اِعمال بر همگان را نمییابد. اجساد فرصتی را مهیا میکنند که این خواست، شکلی مادی به خود بگیرد و بیان شود. تخریب قبور و تبدیل کردن آنها به پارکینگ، بیانی است از میل به زدودن مخالفان؛ ایدهای که البته نه فقط در اندیشه دولت که در ذهن بسیاری دیگر منتظر تحقق است: «مرگ بر سه فاسد، ملا/ چپی/مجاهد».
میشل فوکو در درسگفتارهای کلژدوفرانس - بهویژه «از جامعه باید دفاع کرد» در سال ١٩٧۵ - این بحث را مطرح میکند که قدرت مدرن نهتنها بر زندگی بلکه بر مرگ هم اعمال حاکمیت میکند. یعنی دولتها نه تنها از طریق سیاستهای مربوط به جنگ، کنترل و زندان که از طریق سیاستهای مرگ، قبور و یادمانها محتوای خود را میسازند. آشیل اِمبمبه (Achille Mbembe) با بسط دیدگاه فوکو در نظریه نکروپولیتیک (Necropolitics) مینویسد: «شیوه حکمرانی را میتوان از شیوه کشتن و یادکردن مردگان شناخت.»
در واقع مواجهه با اجساد سمتوسوی چیزی را مشخص میکند که پیشتر رابرت هرتز در مقاله مشهور Contribution à une étude sur la représentation collective de la mort (1907) سعی کرده بود آن را از حیث انسانشناختی نشان دهد: آیینهای تدفین و یادبود مردگان منعکسکننده ساختار قدرت و نظم اجتماعیاند.
#امین_بزرگیان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥3
منبع:
https://www.theguardian.com/world/ng-interactive/2025/aug/21/revealed-israeli-militarys-own-data-indicates-civilian-death-rate-of-83-in-gaza-war
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔3😱2
Forwarded from Critic l مریم نصر
✍️
✅ چندسال پیش از پیِ فرستادن شکلک خنده پایین نقد به یک میم که در آن از عبارت «خایهداشتن زنها»، برای اشاره به شجاعتشان استفاده کرده بود، ایمیلی با عنوان «اخطار» دریافت کردم با این مضمون که:
✅ میم اینترنتی و نقد آن در واقع داشت به این نکته اشاره میکرد که ذهن و زبان ما چنان جنسزده است که برای حرفزدن از شجاعت زنها هم از عباراتی مذکر و جنسیتیافته استفاده میکنیم.
✅ چرا بعد از چند سال یادش افتادم؟
امروز در مقالهای خواندم ریشه لاتینی عبارت «testicles» به معنای بیضهها با «testimony» به معنای گواهی و «Testament» به معنای عهد و «protest» به معنای اعتراض یکی است.
دلیل این همریشگی را به برخی آئینها و رسوم قضایی در جهان باستان بازگرداندهاند که با لمس بیضه برای تعهد به صداقت رخ میداده است. این پیوند نشاندهنده اهمیت بیضهها در فرهنگهای باستانی بهعنوان نمادی از زندگی، قدرت و اعتبار در شهادت یا قسم است. در عین حال، نشاندهنده پیوند عمیق بین بدن مردانه، قدرت و اعتبار حقوقی در آن فرهنگها است.
✅ به این ترتیب، اعتبار بیشتر شهادت باعث میشود فرد نسبت محکمتری با حقیقت، معرفت، صداقت، عدالت و اخلاق داشته باشد. پیوند بین بیضهها و شهادت نشاندهنده ساختارهای مردسالارانهای است که در دنیای باستان اقتدار حقوقی و آیینی را به مردانگی گره میزده است. در این فرهنگها، زنان به دلیل نداشتن بیضه از مشارکت کامل در برخی آیینهای شهادت یا قسم محروم بودند.
✅ نمونه مشابه دیگر، واژه «virtue» به معنای فضیلت است که از واژه virtūs در لاتین به معنای «فضیلت» و «شایستگی» گرفته شده و از ریشه vir به معنای «مرد» است. ویر در اصل به مردانگی، قدرت و شجاعت جنگاوری مردانه اشاره داشته است و virtūs در فرهنگ رومی به ویژگیهایی مانند دلاوری در جنگ، صداقت و تواناییهای اخلاقی و جسمانی یک مرد اطلاق میشده.
✅ این نمونهها و موارد مشابه نشاندهنده الگویی در زبان لاتین است که اقتدار، اعتبار و ارزش را به آناتومی یا هویت مردانه گره میزند. مشابه همان «خایه داشتن» برای اشاره به شجاعت در زبان کوچهبازاری ما.
@neocritic
✅ چندسال پیش از پیِ فرستادن شکلک خنده پایین نقد به یک میم که در آن از عبارت «خایهداشتن زنها»، برای اشاره به شجاعتشان استفاده کرده بود، ایمیلی با عنوان «اخطار» دریافت کردم با این مضمون که:
توییتهای شما را نگاه میکردم و به موارد بسیار جالبی رسیدم....عضو هیئت علمی... تصویری که در آن یادی از اسافل شده است را تحسین میکند. این تعامل توییتری شما را برای بقیه اساتید و روسای ...هم ارسال میکنم تا بدانند همکارشان ...
✅ میم اینترنتی و نقد آن در واقع داشت به این نکته اشاره میکرد که ذهن و زبان ما چنان جنسزده است که برای حرفزدن از شجاعت زنها هم از عباراتی مذکر و جنسیتیافته استفاده میکنیم.
✅ چرا بعد از چند سال یادش افتادم؟
امروز در مقالهای خواندم ریشه لاتینی عبارت «testicles» به معنای بیضهها با «testimony» به معنای گواهی و «Testament» به معنای عهد و «protest» به معنای اعتراض یکی است.
دلیل این همریشگی را به برخی آئینها و رسوم قضایی در جهان باستان بازگرداندهاند که با لمس بیضه برای تعهد به صداقت رخ میداده است. این پیوند نشاندهنده اهمیت بیضهها در فرهنگهای باستانی بهعنوان نمادی از زندگی، قدرت و اعتبار در شهادت یا قسم است. در عین حال، نشاندهنده پیوند عمیق بین بدن مردانه، قدرت و اعتبار حقوقی در آن فرهنگها است.
✅ به این ترتیب، اعتبار بیشتر شهادت باعث میشود فرد نسبت محکمتری با حقیقت، معرفت، صداقت، عدالت و اخلاق داشته باشد. پیوند بین بیضهها و شهادت نشاندهنده ساختارهای مردسالارانهای است که در دنیای باستان اقتدار حقوقی و آیینی را به مردانگی گره میزده است. در این فرهنگها، زنان به دلیل نداشتن بیضه از مشارکت کامل در برخی آیینهای شهادت یا قسم محروم بودند.
✅ نمونه مشابه دیگر، واژه «virtue» به معنای فضیلت است که از واژه virtūs در لاتین به معنای «فضیلت» و «شایستگی» گرفته شده و از ریشه vir به معنای «مرد» است. ویر در اصل به مردانگی، قدرت و شجاعت جنگاوری مردانه اشاره داشته است و virtūs در فرهنگ رومی به ویژگیهایی مانند دلاوری در جنگ، صداقت و تواناییهای اخلاقی و جسمانی یک مرد اطلاق میشده.
✅ این نمونهها و موارد مشابه نشاندهنده الگویی در زبان لاتین است که اقتدار، اعتبار و ارزش را به آناتومی یا هویت مردانه گره میزند. مشابه همان «خایه داشتن» برای اشاره به شجاعت در زبان کوچهبازاری ما.
@neocritic
👍1
ماه گذشته، #استیون_کلی تولیدکننده محتوا در آمریکا که ۱.۳ میلیون نفر او را در اینستاگرام دنبال میکنند، تصویری از خود منتشر کرد که او را با لباس نظامی، سلاح در دست و باطناب در حال بالا رفتن از دیوار بود نشان میداد.
به نوشته لوفیگارو، او خودش سرباز نیست اما در واقع در عملیاتی که توسط ارتش ایالات متحده حمایت میشد، شرکت داشت.
استیون کلی در توضیح تصویر نوشت: "این تجربه به من نشان داد چگونه ارتش آمریکا آمادگی، انعطافپذیری و نظم را تقویت میکند". او از دنبالکنندگانش دعوت کرد تا روی لینکی که فرصتهای ارائه شده توسط ارتش را معرفی میکند، کلیک کنند.
استیون کلی یک مورد منحصر به فرد نیست. ارتش ایالات متحده اکنون در حال افزایش همکاریهای خود با تولیدکنندگان محتوای سبک زندگی، از سرآشپزها گرفته تا علاقهمندان به ورزشهای شدید و سفر است.
هدف از این همکاری: جذب "نسل Z"است که با زندگی نظامی ناآشنا است. مدیسون بونزو، سخنگوی واحد استخدام در ارتش، به گاردین گفت: "این همکاریها باعث افزایش دیده شدن ارتش و دسترسی به مخاطبان جدید میشود".
با این حال، این استراتژی انتقاداتی را به همراه داشته است. برخی از کاربران اینترنت "تبلیغات" با هدف تشویق جوانان از اقشار متوسط به خدمت سربازی را محکوم کردند.
یکی از کاربران معترض میگوید: "مثل بازیهای گرسنگی است". "این یک جنگ طبقاتی است؛ اینفلوئنسرهای ثروتمند و تحت حمایت دولت، محرومترین افراد را به انجام کاری که نمیخواهند انجام دهند، تشویق میکنند"
این حمله در حالی صورت میگیرد که جذب نیرو در آمریکا دوباره در حال افزایش است. پس از چندین سال کسری بودجه (بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳، اهداف سالانه محقق نشد)، ارتش ایالات متحده در ماه ژوئن اعلام کرد از ابتدای سال ۲۰۲۵، چهار ماه قبل از مهلت تعیینشده، ۶۱ هزار نیروی جدید جذب کرده است.
این افزایش نیرو مورد استقبال دونالد ترامپ قرار گرفت و در سفر به عربستان سعودی در پایان ماه مه اظهار داشت: ثبت نامها "بالاترین میزان در ۳۰ سال گذشته" بوده است.
در فرانسه، نیروهای مسلح نیز از رسانههای اجتماعی برای تشویق جوانان فرانسوی به پیوستن به ارتش استفاده کردهاند.
از اوایل سال ۲۰۱۸، ارتش فرانسه به یوتیوبرهای محبوب متکی بود: ویدئویی از فیلمساز "تیبو اینشیپ" با عنوان "تیبو اینشیپ به ارتش میرود" حدود ۷.۵ میلیون بازدید داشت.
اخیراً، در سال ۲۰۲۴، ارتش فرانسه که با کمبود تقریباً ۲۵۰۰ سرباز مواجه بود، بر حضور "گسترده" خود در تیکتاک، اینستاگرام و فیسبوک، با حمایت گاهبهگاه اینفلوئنسرها، تأکید کرده تا دسترسیپذیری خود را به نسلهای جوانتر نشان دهد.
ژنرال برونو لوئیزفر، از فرماندان ارتش فرانسه این استراتژی را ضروری میداند.
او در گفتگو با فرانساینفو توضیح داد: "این راهی است برای نشان دادن به مخاطبانمان که ما در دسترس هستیم. صرفاً به این دلیل که در لباس رزم هستیم به این معنی نیست که غیرقابل دسترس هستیم.
وی افزود: "جوانانی که ما داریم، جوانان زمان خود هستند. بنابراین آنها با تیکتاک، اینستاگرام و در صفوف ما زندگی میکنند و ما باید خود را وفق دهیم".
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
مگر آنکه ساختار دستاندرکار یک نسلکشی باشد. امروز انواع فعالان ابایی ندارند که دقیقا همین را درمورد ایران بگویند. بیش از یک بار از افراد شنیدهام که ما هم داریم نسلکشی میشویم. که تهران هم غزه است. خواهند گفت. جلوی این درنیاییم، حرفهای خودمان را هم نخواهیم فهمید. بمبها را خواهند ریخت و میگویند خودتان ریختید.
#امید_مهرگان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2💔1