اِلینهگی
✍️ دکتر علیرضا آروین
در نگاه اول شاید تصور کنیم که چاقی فقط یک مشکل ظاهری یا نهایتاً متابولیکی است، اما مدت نسبتا طولانی است که میدانیم چاقی سبب برخی بیماریهای جدید از جمله سرطان هم میشود. حالا باید قدم بیشتر هم به جلو حرکت کنیم و بگوییم که چاقی بیش از آنچه تصور میکنید با بروز سرطان مرتبط است.
در سالهای اخیر، مرگومیر ناشی از سرطان در جهان بهطور کلی روندی کاهشی داشته است. با این حال، مطالعات تازه نشان میدهند که نهتنها بروز سرطانهای مرتبط با چاقی افزایش یافته، بلکه میزان مرگومیر ناشی از این سرطانها نیز طی دو دهه گذشته بیش از سه برابر شده است!
۱۳ نوع سرطان بهطور مستقیم با اضافهوزن و چاقی در ارتباط هستند: سرطان مری، روده بزرگ، پستان، رحم، کیسه صفرا، معده، کلیه، کبد، تخمدان، پانکراس، تیروئید، مننژیوم (نوعی تومور مغزی) و مالتیپل میلوما. قسمت مهم اینجا است که این گروه از سرطانها در حال حاضر حدود ۴۰ درصد از کل موارد ابتلا به سرطان را تشکیل میدهند.
بعد از سیگار، چاقی دومین عامل قابل پیشگیری در بروز سرطان است. با اینکه آگاهی عمومی دربارهی مضرات مصرف سیگار در سالهای اخیر افزایش چشمگیری داشته، اما خطرات ناشی از چاقی هنوز آنطور که باید جدی گرفته نمیشود.
نکتهی مهم دیگر اینکه، زنان بیش از مردان در معرض ابتلا به سرطانهای مرتبط با چاقی قرار دارند. علت این موضوع، هم شیوع بالاتر چاقی در میان زنان است و هم اختصاصی بودن برخی سرطانها مثل پستان، رحم و تخمدان برای آنان.
هرچند هنوز مکانیسم دقیق ارتباط چاقی و سرطان شناخته نشده، اما پژوهشها نشان میدهند که عواملی مثل تولید بیش از حد هورمون استروژن در بافت چربی و برخی از پیامدهای چاقی مثل مقاومت به انسولین، التهاب مزمن و تغییرات در میکروبیوم روده، میتوانند در این مسیر نقش داشته باشند.
متخصصان بارها تأکید کردهاند که باید چاقی را نه بهعنوان یک انتخاب یا سبک زندگی، بلکه بهعنوان یک «بیماری مزمن» در نظر بگیریم. چنین نگاهی میتواند به توسعهی برنامههای درمانی و پیشگیرانه موثر منجر شود.
برای مقایسه جالب است بدانید که حدود ۸۵ درصد بیماران دیابتی تحت درمان قرار میگیرند، در حالی که تنها ۱۰ درصد افراد مبتلا به چاقی درمان میشوند. این در حالی است که چاقی نیز درست مانند دیابت یک بیماری مزمن با پیامدهای جدی برای سلامت عمومی است.
در پایان یادآور میشویم که رعایت توصیههای استاندارد پیشگیری از سرطان همچنان مهمترین ابزار در دست ماست:
- انجام بهموقع تستهای غربالگری سرطان.
- حداقل ۱۵۰ دقیقه ورزش با شدت متوسط در هفته.
- کاهش مصرف الکل به حداقل ممکن.
- داشتن شش تا هشت ساعت خواب مفید شبانه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آپدیت ام دی
چاقی بیش از چیزی که فکر میکنید با سرطان در ارتباط است!
در نگاه اول شاید تصور کنیم که چاقی فقط یک مشکل ظاهری یا نهایتاً متابولیکی است، اما مدت نسبتا طولانی است که میدانیم چاقی سبب برخی بیماریهای جدید از جمله سرطان هم میشود. حالا باید قدم بیشتر هم به جلو حرکت کنیم و بگوییم که چاقی بیش از آنچه تصور میکنید با…
من یازده سال گارسون بودم.
بین همه چیزهایی که تو این مدت یاد گرفتم، یکیش این بود: دنیا دو دسته آدم داره. اونایی که بشقابشونو به گارسون میدن، و اونایی که نمیدن.
اونایی که بشقابو میدن، کساییان که میبیننت، میفهمن داری زحمت میکشی. وقتی غذاشونو تموم کردن و تو جلوشون ظاهر میشی تا بشقاب کثیفو برداری، اونو بلند میکنن، میدن دستت، تا مجبور نباشی هی خم بشی و خطر کنی قاشق و چنگال از بشقابای دستت بیفته. معمولاً هم یه “مرسی” میگن، انگار نه انگار که اونا بهت لطف کردن. بعضی وقتا واقعاً دلم میخواست بغلشون کنم.
یه حرکت خیلی سادهست، هیچ زحمتی نداره. ولی همهچیو نشون میده.
من همیشه عاشق اونایی بودم که بشقابو میدن، چون تقریباً همیشه آدمای متواضعی هستن. اونا شأن تو رو میبینن، گارسونو مثل نوکر نمیبینن. میدونن شانس چقدر دخیل بوده تو اینکه اونام پشت میز نشستن و تو داری وایمیسی و کار میکنی.
اینارو میگم چون تو زندگیم با کلی آدم سر میز نشستم: نویسندهها، سیاستمدارا، حتی بعضی وقتا آدمای تلویزیونی. بیشترشون، با اینکه قدرتمند و مهم بودن، بعضیاشون حتی خوشبرخورد، ولی اغلب اونایی بودن که بشقابو به گارسون نمیدادن. بعضیاشون حتی خیلی بدرفتاری هم میکردن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
Errante dell’Alba (@P_Elettronico) on X
من یازده سال گارسون بودم.
بین همه چیزهایی که تو این مدت یاد گرفتم، یکیش این بود: دنیا دو دسته آدم داره. اونایی که بشقابشونو به گارسون میدن، و اونایی که نمیدن.
اونایی که بشقابو میدن، کساییان…
بین همه چیزهایی که تو این مدت یاد گرفتم، یکیش این بود: دنیا دو دسته آدم داره. اونایی که بشقابشونو به گارسون میدن، و اونایی که نمیدن.
اونایی که بشقابو میدن، کساییان…
❤4
~ شهرداری تهران اعلام کرده، قطعه ۴١ بهشتزهرا که محل دفن اعدامشدگان دهه شصت است را به پارکینگ قطعه ۴٠ (قطعه کشتگان جنگ دوازده روزه) تبدیل کرده است.
پییر روسـانوالو (Pierre Rosanvallon) در مباحث پردامنه خود درباره نظم سیاسی به این نکته اشاره میکند که نحوه مواجهه دولت و جامعه با «مرگ» و یادبود مردگان، بیانگر نوع نظم سیاسی و اجتماعی است. اگر بپذیریم که مردگان جایگاه بینظیری در خاطره دارند، کیفیت مواجهه با آنهاست که میتواند یک تعریف پایدار از نظم سیاسی را در حافظه جمعی بسازد.
در واقع، سیاستهای مربوط به اجساد، قربانیان و کشتگان سیاسی نقش مهمی در فهم ما از شناخت محتوای دولتها دارند زیرا که آنچه بر آنها اعمال میشود بیانی است از خواست روانی دولت برای مواجهه با زندگان؛ خواستی که از ترس «انتقام» -بهطور کامل- فرصت اِعمال بر همگان را نمییابد. اجساد فرصتی را مهیا میکنند که این خواست، شکلی مادی به خود بگیرد و بیان شود. تخریب قبور و تبدیل کردن آنها به پارکینگ، بیانی است از میل به زدودن مخالفان؛ ایدهای که البته نه فقط در اندیشه دولت که در ذهن بسیاری دیگر منتظر تحقق است: «مرگ بر سه فاسد، ملا/ چپی/مجاهد».
میشل فوکو در درسگفتارهای کلژدوفرانس - بهویژه «از جامعه باید دفاع کرد» در سال ١٩٧۵ - این بحث را مطرح میکند که قدرت مدرن نهتنها بر زندگی بلکه بر مرگ هم اعمال حاکمیت میکند. یعنی دولتها نه تنها از طریق سیاستهای مربوط به جنگ، کنترل و زندان که از طریق سیاستهای مرگ، قبور و یادمانها محتوای خود را میسازند. آشیل اِمبمبه (Achille Mbembe) با بسط دیدگاه فوکو در نظریه نکروپولیتیک (Necropolitics) مینویسد: «شیوه حکمرانی را میتوان از شیوه کشتن و یادکردن مردگان شناخت.»
در واقع مواجهه با اجساد سمتوسوی چیزی را مشخص میکند که پیشتر رابرت هرتز در مقاله مشهور Contribution à une étude sur la représentation collective de la mort (1907) سعی کرده بود آن را از حیث انسانشناختی نشان دهد: آیینهای تدفین و یادبود مردگان منعکسکننده ساختار قدرت و نظم اجتماعیاند.
#امین_بزرگیان
✂️ Ellinne
~ شهرداری تهران اعلام کرده، قطعه ۴١ بهشتزهرا که محل دفن اعدامشدگان دهه شصت است را به پارکینگ قطعه ۴٠ (قطعه کشتگان جنگ دوازده روزه) تبدیل کرده است.
پییر روسـانوالو (Pierre Rosanvallon) در مباحث پردامنه خود درباره نظم سیاسی به این نکته اشاره میکند که نحوه مواجهه دولت و جامعه با «مرگ» و یادبود مردگان، بیانگر نوع نظم سیاسی و اجتماعی است. اگر بپذیریم که مردگان جایگاه بینظیری در خاطره دارند، کیفیت مواجهه با آنهاست که میتواند یک تعریف پایدار از نظم سیاسی را در حافظه جمعی بسازد.
در واقع، سیاستهای مربوط به اجساد، قربانیان و کشتگان سیاسی نقش مهمی در فهم ما از شناخت محتوای دولتها دارند زیرا که آنچه بر آنها اعمال میشود بیانی است از خواست روانی دولت برای مواجهه با زندگان؛ خواستی که از ترس «انتقام» -بهطور کامل- فرصت اِعمال بر همگان را نمییابد. اجساد فرصتی را مهیا میکنند که این خواست، شکلی مادی به خود بگیرد و بیان شود. تخریب قبور و تبدیل کردن آنها به پارکینگ، بیانی است از میل به زدودن مخالفان؛ ایدهای که البته نه فقط در اندیشه دولت که در ذهن بسیاری دیگر منتظر تحقق است: «مرگ بر سه فاسد، ملا/ چپی/مجاهد».
میشل فوکو در درسگفتارهای کلژدوفرانس - بهویژه «از جامعه باید دفاع کرد» در سال ١٩٧۵ - این بحث را مطرح میکند که قدرت مدرن نهتنها بر زندگی بلکه بر مرگ هم اعمال حاکمیت میکند. یعنی دولتها نه تنها از طریق سیاستهای مربوط به جنگ، کنترل و زندان که از طریق سیاستهای مرگ، قبور و یادمانها محتوای خود را میسازند. آشیل اِمبمبه (Achille Mbembe) با بسط دیدگاه فوکو در نظریه نکروپولیتیک (Necropolitics) مینویسد: «شیوه حکمرانی را میتوان از شیوه کشتن و یادکردن مردگان شناخت.»
در واقع مواجهه با اجساد سمتوسوی چیزی را مشخص میکند که پیشتر رابرت هرتز در مقاله مشهور Contribution à une étude sur la représentation collective de la mort (1907) سعی کرده بود آن را از حیث انسانشناختی نشان دهد: آیینهای تدفین و یادبود مردگان منعکسکننده ساختار قدرت و نظم اجتماعیاند.
#امین_بزرگیان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥3
منبع:
https://www.theguardian.com/world/ng-interactive/2025/aug/21/revealed-israeli-militarys-own-data-indicates-civilian-death-rate-of-83-in-gaza-war
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔3😱2
Forwarded from Critic l مریم نصر
✍️
✅ چندسال پیش از پیِ فرستادن شکلک خنده پایین نقد به یک میم که در آن از عبارت «خایهداشتن زنها»، برای اشاره به شجاعتشان استفاده کرده بود، ایمیلی با عنوان «اخطار» دریافت کردم با این مضمون که:
✅ میم اینترنتی و نقد آن در واقع داشت به این نکته اشاره میکرد که ذهن و زبان ما چنان جنسزده است که برای حرفزدن از شجاعت زنها هم از عباراتی مذکر و جنسیتیافته استفاده میکنیم.
✅ چرا بعد از چند سال یادش افتادم؟
امروز در مقالهای خواندم ریشه لاتینی عبارت «testicles» به معنای بیضهها با «testimony» به معنای گواهی و «Testament» به معنای عهد و «protest» به معنای اعتراض یکی است.
دلیل این همریشگی را به برخی آئینها و رسوم قضایی در جهان باستان بازگرداندهاند که با لمس بیضه برای تعهد به صداقت رخ میداده است. این پیوند نشاندهنده اهمیت بیضهها در فرهنگهای باستانی بهعنوان نمادی از زندگی، قدرت و اعتبار در شهادت یا قسم است. در عین حال، نشاندهنده پیوند عمیق بین بدن مردانه، قدرت و اعتبار حقوقی در آن فرهنگها است.
✅ به این ترتیب، اعتبار بیشتر شهادت باعث میشود فرد نسبت محکمتری با حقیقت، معرفت، صداقت، عدالت و اخلاق داشته باشد. پیوند بین بیضهها و شهادت نشاندهنده ساختارهای مردسالارانهای است که در دنیای باستان اقتدار حقوقی و آیینی را به مردانگی گره میزده است. در این فرهنگها، زنان به دلیل نداشتن بیضه از مشارکت کامل در برخی آیینهای شهادت یا قسم محروم بودند.
✅ نمونه مشابه دیگر، واژه «virtue» به معنای فضیلت است که از واژه virtūs در لاتین به معنای «فضیلت» و «شایستگی» گرفته شده و از ریشه vir به معنای «مرد» است. ویر در اصل به مردانگی، قدرت و شجاعت جنگاوری مردانه اشاره داشته است و virtūs در فرهنگ رومی به ویژگیهایی مانند دلاوری در جنگ، صداقت و تواناییهای اخلاقی و جسمانی یک مرد اطلاق میشده.
✅ این نمونهها و موارد مشابه نشاندهنده الگویی در زبان لاتین است که اقتدار، اعتبار و ارزش را به آناتومی یا هویت مردانه گره میزند. مشابه همان «خایه داشتن» برای اشاره به شجاعت در زبان کوچهبازاری ما.
@neocritic
✅ چندسال پیش از پیِ فرستادن شکلک خنده پایین نقد به یک میم که در آن از عبارت «خایهداشتن زنها»، برای اشاره به شجاعتشان استفاده کرده بود، ایمیلی با عنوان «اخطار» دریافت کردم با این مضمون که:
توییتهای شما را نگاه میکردم و به موارد بسیار جالبی رسیدم....عضو هیئت علمی... تصویری که در آن یادی از اسافل شده است را تحسین میکند. این تعامل توییتری شما را برای بقیه اساتید و روسای ...هم ارسال میکنم تا بدانند همکارشان ...
✅ میم اینترنتی و نقد آن در واقع داشت به این نکته اشاره میکرد که ذهن و زبان ما چنان جنسزده است که برای حرفزدن از شجاعت زنها هم از عباراتی مذکر و جنسیتیافته استفاده میکنیم.
✅ چرا بعد از چند سال یادش افتادم؟
امروز در مقالهای خواندم ریشه لاتینی عبارت «testicles» به معنای بیضهها با «testimony» به معنای گواهی و «Testament» به معنای عهد و «protest» به معنای اعتراض یکی است.
دلیل این همریشگی را به برخی آئینها و رسوم قضایی در جهان باستان بازگرداندهاند که با لمس بیضه برای تعهد به صداقت رخ میداده است. این پیوند نشاندهنده اهمیت بیضهها در فرهنگهای باستانی بهعنوان نمادی از زندگی، قدرت و اعتبار در شهادت یا قسم است. در عین حال، نشاندهنده پیوند عمیق بین بدن مردانه، قدرت و اعتبار حقوقی در آن فرهنگها است.
✅ به این ترتیب، اعتبار بیشتر شهادت باعث میشود فرد نسبت محکمتری با حقیقت، معرفت، صداقت، عدالت و اخلاق داشته باشد. پیوند بین بیضهها و شهادت نشاندهنده ساختارهای مردسالارانهای است که در دنیای باستان اقتدار حقوقی و آیینی را به مردانگی گره میزده است. در این فرهنگها، زنان به دلیل نداشتن بیضه از مشارکت کامل در برخی آیینهای شهادت یا قسم محروم بودند.
✅ نمونه مشابه دیگر، واژه «virtue» به معنای فضیلت است که از واژه virtūs در لاتین به معنای «فضیلت» و «شایستگی» گرفته شده و از ریشه vir به معنای «مرد» است. ویر در اصل به مردانگی، قدرت و شجاعت جنگاوری مردانه اشاره داشته است و virtūs در فرهنگ رومی به ویژگیهایی مانند دلاوری در جنگ، صداقت و تواناییهای اخلاقی و جسمانی یک مرد اطلاق میشده.
✅ این نمونهها و موارد مشابه نشاندهنده الگویی در زبان لاتین است که اقتدار، اعتبار و ارزش را به آناتومی یا هویت مردانه گره میزند. مشابه همان «خایه داشتن» برای اشاره به شجاعت در زبان کوچهبازاری ما.
@neocritic
👍1
ماه گذشته، #استیون_کلی تولیدکننده محتوا در آمریکا که ۱.۳ میلیون نفر او را در اینستاگرام دنبال میکنند، تصویری از خود منتشر کرد که او را با لباس نظامی، سلاح در دست و باطناب در حال بالا رفتن از دیوار بود نشان میداد.
به نوشته لوفیگارو، او خودش سرباز نیست اما در واقع در عملیاتی که توسط ارتش ایالات متحده حمایت میشد، شرکت داشت.
استیون کلی در توضیح تصویر نوشت: "این تجربه به من نشان داد چگونه ارتش آمریکا آمادگی، انعطافپذیری و نظم را تقویت میکند". او از دنبالکنندگانش دعوت کرد تا روی لینکی که فرصتهای ارائه شده توسط ارتش را معرفی میکند، کلیک کنند.
استیون کلی یک مورد منحصر به فرد نیست. ارتش ایالات متحده اکنون در حال افزایش همکاریهای خود با تولیدکنندگان محتوای سبک زندگی، از سرآشپزها گرفته تا علاقهمندان به ورزشهای شدید و سفر است.
هدف از این همکاری: جذب "نسل Z"است که با زندگی نظامی ناآشنا است. مدیسون بونزو، سخنگوی واحد استخدام در ارتش، به گاردین گفت: "این همکاریها باعث افزایش دیده شدن ارتش و دسترسی به مخاطبان جدید میشود".
با این حال، این استراتژی انتقاداتی را به همراه داشته است. برخی از کاربران اینترنت "تبلیغات" با هدف تشویق جوانان از اقشار متوسط به خدمت سربازی را محکوم کردند.
یکی از کاربران معترض میگوید: "مثل بازیهای گرسنگی است". "این یک جنگ طبقاتی است؛ اینفلوئنسرهای ثروتمند و تحت حمایت دولت، محرومترین افراد را به انجام کاری که نمیخواهند انجام دهند، تشویق میکنند"
این حمله در حالی صورت میگیرد که جذب نیرو در آمریکا دوباره در حال افزایش است. پس از چندین سال کسری بودجه (بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳، اهداف سالانه محقق نشد)، ارتش ایالات متحده در ماه ژوئن اعلام کرد از ابتدای سال ۲۰۲۵، چهار ماه قبل از مهلت تعیینشده، ۶۱ هزار نیروی جدید جذب کرده است.
این افزایش نیرو مورد استقبال دونالد ترامپ قرار گرفت و در سفر به عربستان سعودی در پایان ماه مه اظهار داشت: ثبت نامها "بالاترین میزان در ۳۰ سال گذشته" بوده است.
در فرانسه، نیروهای مسلح نیز از رسانههای اجتماعی برای تشویق جوانان فرانسوی به پیوستن به ارتش استفاده کردهاند.
از اوایل سال ۲۰۱۸، ارتش فرانسه به یوتیوبرهای محبوب متکی بود: ویدئویی از فیلمساز "تیبو اینشیپ" با عنوان "تیبو اینشیپ به ارتش میرود" حدود ۷.۵ میلیون بازدید داشت.
اخیراً، در سال ۲۰۲۴، ارتش فرانسه که با کمبود تقریباً ۲۵۰۰ سرباز مواجه بود، بر حضور "گسترده" خود در تیکتاک، اینستاگرام و فیسبوک، با حمایت گاهبهگاه اینفلوئنسرها، تأکید کرده تا دسترسیپذیری خود را به نسلهای جوانتر نشان دهد.
ژنرال برونو لوئیزفر، از فرماندان ارتش فرانسه این استراتژی را ضروری میداند.
او در گفتگو با فرانساینفو توضیح داد: "این راهی است برای نشان دادن به مخاطبانمان که ما در دسترس هستیم. صرفاً به این دلیل که در لباس رزم هستیم به این معنی نیست که غیرقابل دسترس هستیم.
وی افزود: "جوانانی که ما داریم، جوانان زمان خود هستند. بنابراین آنها با تیکتاک، اینستاگرام و در صفوف ما زندگی میکنند و ما باید خود را وفق دهیم".
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
مگر آنکه ساختار دستاندرکار یک نسلکشی باشد. امروز انواع فعالان ابایی ندارند که دقیقا همین را درمورد ایران بگویند. بیش از یک بار از افراد شنیدهام که ما هم داریم نسلکشی میشویم. که تهران هم غزه است. خواهند گفت. جلوی این درنیاییم، حرفهای خودمان را هم نخواهیم فهمید. بمبها را خواهند ریخت و میگویند خودتان ریختید.
#امید_مهرگان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2💔1
https://hir.harvard.edu/refining-the-lobito-corridor-the-future-of-cobalt-in-sub-saharan-africa/
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Harvard International Review
Refining the Lobito Corridor: The Future of Cobalt in Sub-Saharan Africa
"Interest from countries besides China in sub-Saharan critical minerals comes at an opportune moment. After more than a decade of BRI, Chinese lending and imports from Africa are declining, creating space for other partners."
Forwarded from Twitter (𝕏) Media Downloader دانلود از ایکس و توییتر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
In Japan, couples sleep in seperate beds by choice to save their relationship
https://t.co/1H7c57FY4D
🔗 Science girl (@gunsnrosesgirl3)
📲 @twittervid_bot
https://t.co/1H7c57FY4D
🔗 Science girl (@gunsnrosesgirl3)
📲 @twittervid_bot
❤2
Forwarded from فوتبال ۳۶۰
فرانکو؟ نام دیگری انتخاب کنید
👕 چالش رئالیها برای سفارش پیراهن ماستانتونو
🔸 به ادعای ABC، طبق قوانین رئال مادرید، درخواستها برای لباس با نام شخصیسازی شده «فرانکو» پذیرفته نمیشود و هدف از این اقدام، جلوگیری از ارتباط باشگاه، با دوران حکومت ژنرال فرانکو عنوان شده است.
👀 به همین دلیل، هواداران نمیتوانند لباس ماستانتونو را تنها با نام کوچک او سفارش بدهند.
❗️ به جز نامهای هیتلر و فرانکو که ممنوع هستند، استفاده از نامهای استالین و موسولینی بلامانع است!
@Ft360_ir
👕 چالش رئالیها برای سفارش پیراهن ماستانتونو
@Ft360_ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در اروپا، قضیه برعکس است.
🔗 Ryan Burge 📊
منبع:
https://www.graphsaboutreligion.com/p/does-education-have-the-same-impact
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from پارسى خبر كانادا
جهش بیسابقه درخواست پناهندگی آمریکاییها در کانادا
تازهترین آمار هیأت مهاجرت و پناهندگی کانادا نشان میدهد شمار شهروندان آمریکایی که در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ برای پناهندگی اقدام کردهاند، از کل آمار سال ۲۰۲۴ فراتر رفته و رکوردی تازه از سال ۲۰۱۹ تاکنون بهجا گذاشته است.
بر اساس دادههای رسمی، آمریکاییها ۲۴۵ پرونده از مجموع حدود ۵۵ هزار درخواست پناهندگی را تشکیل میدهند. اگرچه این رقم در مقایسه با کل آمار اندک است، اما بهطور سنتی نرخ پذیرش پروندههای پناهندگی از ایالات متحده در کانادا بسیار پایین بوده است. طبق توافق دوجانبه دو کشور، متقاضیانی که از مرز زمینی وارد کانادا میشوند، موظفاند در نخستین «کشور امن» یعنی آمریکا درخواست بدهند.
سال گذشته نیز ۲۰۴ شهروند آمریکایی با ادعای «ترس از آزار و اذیت» به کانادا پناهنده شدند؛ روندی که یادآور موج مشابه در نخستین دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ است.
دلایل پنهان پشت آمار
آمار رسمی به صراحت علت افزایش را توضیح نمیدهد، اما گزارش رویترز نشان میدهد شمار قابلتوجهی از تماسها مربوط به افراد ترنس آمریکایی است. برخی وکلای مهاجرت در کانادا تأیید کردهاند که متقاضیان ترنس بیش از گذشته خواهان ترک آمریکا هستند. رویترز با یک زن ترنس از آریزونا و مادری که برای دختر خردسال ترنس خود تقاضا داده، مصاحبه کرده است.
بازگشت ترامپ به کاخ سفید و احکام اخیر دیوان عالی آمریکا، محدودیتهای گستردهای بر حقوق افراد ترنس ایجاد کرده است؛ از جمله در مراقبتهای پزشکی مرتبط با تأیید جنسیت، خدمت در ارتش، استفاده از سرویسهای بهداشتی عمومی و حضور در برخی رشتههای ورزشی.
چالش پذیرش در کانادا
با وجود این شرایط، شهروندان آمریکایی برای موفقیت در پرونده خود باید هیأت مهاجرت کانادا را متقاعد کنند که هیچ نقطه امنی در خاک آمریکا برای آنان وجود ندارد. این هیأت اخیراً گزارشهایی از نهادهایی مانند دیدهبان حقوق بشر درباره وضعیت اقلیتهای جنسی در ایالات متحده را به بستههای اسناد کشوری افزوده است تا در تصمیمگیریها مورد استفاده قرار گیرد.
واکنش واشنگتن
در مقابل، سخنگوی وزارت امنیت داخلی آمریکا در واکنش به این روند گفت:
«ادعاهای پناهندگی شهروندان آمریکایی در کانادا تنها موجب اشغال ظرفیتهایی میشود که باید به افرادی با ترس واقعی و تهدید جدی اختصاص یابد.»
@parsikhabarcanada
تازهترین آمار هیأت مهاجرت و پناهندگی کانادا نشان میدهد شمار شهروندان آمریکایی که در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ برای پناهندگی اقدام کردهاند، از کل آمار سال ۲۰۲۴ فراتر رفته و رکوردی تازه از سال ۲۰۱۹ تاکنون بهجا گذاشته است.
بر اساس دادههای رسمی، آمریکاییها ۲۴۵ پرونده از مجموع حدود ۵۵ هزار درخواست پناهندگی را تشکیل میدهند. اگرچه این رقم در مقایسه با کل آمار اندک است، اما بهطور سنتی نرخ پذیرش پروندههای پناهندگی از ایالات متحده در کانادا بسیار پایین بوده است. طبق توافق دوجانبه دو کشور، متقاضیانی که از مرز زمینی وارد کانادا میشوند، موظفاند در نخستین «کشور امن» یعنی آمریکا درخواست بدهند.
سال گذشته نیز ۲۰۴ شهروند آمریکایی با ادعای «ترس از آزار و اذیت» به کانادا پناهنده شدند؛ روندی که یادآور موج مشابه در نخستین دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ است.
دلایل پنهان پشت آمار
آمار رسمی به صراحت علت افزایش را توضیح نمیدهد، اما گزارش رویترز نشان میدهد شمار قابلتوجهی از تماسها مربوط به افراد ترنس آمریکایی است. برخی وکلای مهاجرت در کانادا تأیید کردهاند که متقاضیان ترنس بیش از گذشته خواهان ترک آمریکا هستند. رویترز با یک زن ترنس از آریزونا و مادری که برای دختر خردسال ترنس خود تقاضا داده، مصاحبه کرده است.
بازگشت ترامپ به کاخ سفید و احکام اخیر دیوان عالی آمریکا، محدودیتهای گستردهای بر حقوق افراد ترنس ایجاد کرده است؛ از جمله در مراقبتهای پزشکی مرتبط با تأیید جنسیت، خدمت در ارتش، استفاده از سرویسهای بهداشتی عمومی و حضور در برخی رشتههای ورزشی.
چالش پذیرش در کانادا
با وجود این شرایط، شهروندان آمریکایی برای موفقیت در پرونده خود باید هیأت مهاجرت کانادا را متقاعد کنند که هیچ نقطه امنی در خاک آمریکا برای آنان وجود ندارد. این هیأت اخیراً گزارشهایی از نهادهایی مانند دیدهبان حقوق بشر درباره وضعیت اقلیتهای جنسی در ایالات متحده را به بستههای اسناد کشوری افزوده است تا در تصمیمگیریها مورد استفاده قرار گیرد.
واکنش واشنگتن
در مقابل، سخنگوی وزارت امنیت داخلی آمریکا در واکنش به این روند گفت:
«ادعاهای پناهندگی شهروندان آمریکایی در کانادا تنها موجب اشغال ظرفیتهایی میشود که باید به افرادی با ترس واقعی و تهدید جدی اختصاص یابد.»
@parsikhabarcanada
❤1
Forwarded from کانال دکتر سپیده یگانه
از این پس بیشتر حواسمان به یاوهگویان فضای مجازی باشد و هر کسی که در رشتهی تخصصیمان، مطالب جعلی و لاطائلات بافت، حتما مقابله کنیم.
❤7
Forwarded from المسالک و الممالک
در فروردین ۱۴۰۴، حدود ۱۶۰۰ مگاوات نیروگاه تجدید پذیر داشتیم. مسئولان ساتبا وعده داده بودند که تا پایان تابستان به ۵ هزار مگاوات ظرفیت تجدید پذیر خواهیم رسید.
اما فعلا در آغاز شهریور به ۲ هزار مگاوات ظرفیت تجدید پذیر رسیده ایم.
اما فعلا در آغاز شهریور به ۲ هزار مگاوات ظرفیت تجدید پذیر رسیده ایم.
❤1
Forwarded from Twitter (𝕏) Media Downloader دانلود از ایکس و توییتر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Colorized videos feel like a time machine 🧵
1. This is what Jerusalem looked like in 1897
🔗 James Lucas (@JamesLucasIT)
📲 @twittervid_bot
1. This is what Jerusalem looked like in 1897
🔗 James Lucas (@JamesLucasIT)
📲 @twittervid_bot
#فاطمه_لطفی
این نشریه لحظه حاضر را لحظهای خطرناک برای بریتانیا توصیف میکند مینویسد: پس از تابستانی پر تب و تاب که در آن هزاران نفر دوباره با قایقهای کوچک از کانال مانش عبور کردند، اعتراضات ضد مهاجرتی در بیش از ۴۰ مکان به ویژه هتلهای مخصوص اسکان مهاجران در بریتانیا برگزار شد و لفاظیهای ملیگرایانه و ضد پناهندگان توسط سیاستمداران و نیز حتی رسانهها تقویت شد.
اعتراضات به مهاجران پس از آن صورت گرفت که سه دختر در یک کلاس درس در بریتانیا کشته شدند و شایعات دروغین این قتلها را به یک مهاجر مسلمان نسبت دادند.
اما در حالی که بخشهایی از بریتانیا خود را برای اعتراضات گستردهتر در این آخر هفته آماده میکردند، کمپینی برای برافراشتن پرچمهای سنت جورج و پرچم اتحادیه در سراسر کشور سرعت گرفت و آنچه بسیاری از مهاجران در روستاها یا خیابانهای شهرها به صورت ارعاب آشکار تجربه کردهاند به عنوان میهنپرستی معرفی شد.
به گفته گروههای ضد افراطگرایی «امید، نفرت نیست» و «در برابر نژادپرستی بایستید»، این کمپین ظاهرا خودجوش در واقع توسط چهرههای شناختهشده راست افراطی سازماندهی شده است.
انور سولومون، مدیر اجرایی شورای پناهندگان، میگوید برخی از محلهای توزیع غذا که قبلا به همه نیازمندان خدمترسانی میکردند، اکنون «خارجیها» را رد میکنند.
کییر استارمر اخیرا گفته بود که برای جلوگیری از تبدیل شدن بریتانیا به «جزیره غریبهها»، محدودیتهای سختگیرانهای بر مهاجرت لازم است. سولومون میگوید: «کسانی که دههها با پناهندگان کار کردهاند به من میگویند که هرگز به یاد ندارند که خصومتها با مهاجران تا این حد قوی و محیط تا این حد مسموم بوده باشد.» سایر خیریههای پناهندگان مجبور شدهاند در پاسخ به تهدید به مرگ و ارعاب، اتاقهای امن ایجاد کنند یا حتی دفاتر خود را ببندند.
استارمر از آن زمان گفته است که عمیقا از اظهار نظر خود در مورد «جزیره غریبهها» پشیمان است، اما نشانه چندانی از عقبنشینی از این لفاظی وجود ندارد. این هفته سخنگوی او حمایت آشکاری از کمپین برافراشتن پرچمهای سنت جورج و پرچم اتحادیه داشت و نخست وزیر را «میهنپرستی» توصیف کرد که معتقد است مردم باید حمایت خود را از این سیاست نشان دهند.
(لازم به ذکر است که پرچم سنتجورج در دوران قرون وسطی و جنگهای صلیبی به عنوان یکی از نمادهای صلیبیون به شمار میرفته).
بادنوچ، رهبر حزب محافظهکار، گفته که زنان از ترس آزار و اذیت مردان پناهندهای که «در بوتهها کمین کردهاند» از قدم زدن در پارکها میترسند. رابرت جنریک، وزیر سایه، جانشین بالقوه رهبر حزب، در تجمعات ضد مهاجرتی با حضور اعضای شناختهشده راست افراطی و در حال نصب پرچم به تیر چراغ برق دیده شده. نایجل فاراژ، رهبر حزب اصلاحات بریتانیا، خواستار اعتراضات گسترده در هتلهای دیگر محل اقامت تازهواردان شد.
پاول جکسون، استاد تاریخ در دانشگاه نورثهمپتون که کارش تمرکز بر افراطگرایی راست افراطی است، میگوید: چیزی که من کاملا نگرانکننده میدانم این است که این موضوع فرصتی برای رشد راست افراطی ایجاد میکند. ما دیدهایم که سیاستمداران حزب کارگر در اصل از نگرانیها در مورد اعتراضات در هتلهای مهاجرت حمایت میکنند و به راست پوپولیستی متمایل میشوند. ما دیدهایم که سیاستمداران اصلاحطلب به شدت این نگرانیها را مشروعیت میبخشند.
نگرانی زیادی در مورد جسارت راست افراطی و نیز صداهای محدود در جریان اصلی سیاسی وجود دارد که خواستار روایت متفاوتی در مورد مسائل مهاجرت هستند.
جکسون عوامل متعددی را در پشت وضعیت فعلی میداند از جمله ظهور دونالد ترامپ در ایالات متحده. او میگوید یکی از عوامل اساسی، فروپاشی اعتماد به واکنشهای دولت به پناهندگی و مهاجرت است.
ما در طول نسل گذشته شاهد فروپاشی اعتماد به سیاستگذاری دولت در مورد مهاجرت بودهایم و فکر میکنم این تا حدودی به لطف عدم صحبت صادقانه سیاستمداران جریان اصلی در مورد این موضوع است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
https://www.axios.com/2025/08/28/iran-snapback-sanctions-european-plan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Axios
European ministers tell Rubio they'll trigger "snapback" sanctions against Iran Thursday
The "snapback" mechanism automatically reimposes all UN Security Council sanctions that were lifted under the 2015 Iran nuclear deal.
🤬2
این سایت شگقت انگیزه
حداقل برای من شبیه معجزه است
کلمه فارسی رو درون متن نسخه خطی پیدا میکنه!
https://digitale-sammlungen.de/en/
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
🥚در ستایش مرغ کُرچ
راهیانه. مهدی سلیمانیه
ـ مهدی! ایدهی این سخنرانیت خیلی خوب بود. به نظرم پیاش رو بگیر.
آموزگارم میگوید. در جاده. در بازگشت از یک سخنرانی مشترک. فکر میکنم:
- خانم دکتر، فقط حرف بود. برسم تهران، صد تا ایده و حرف دیگه هجوم میاره. یادم میره اصن چی بود این موضوع. من مبتلای این ایده نیستم.
این فقط من نیستم. کافی است در چند جلسه سخنرانی باشید. در جمعهای روشنفکری. در مجامع دانشگاهی. در حلقههای معمول فکری. در گعدههای حوزوی. همهشان یک ویژگی مشترک دارند: ایدههای متعدد. گاه به جا.
اما با اتمام جلسه، سخنرانی، کلاس، همایش، کار تمام میشود. آن آدم، پی ایده را نمیگیرد. ایده، جایی در «زندگی»اش ندارد.
مرغ که کرچ میشود، تخم که میگذارد، چند وقتی روی تخم مینشیند. مستمر. آنقدر که تخم، جوجه شود.
ایدهها، تخم مرغاند. باید مرغ کرچ باشی، تا ثمر بدهند. وگرنه فراوان، تخم مرغهای رها شده.
در پژوهشهای این سالهایم درباره نهادهای مستقل فرهنگی، از انتشارات امام تا گنجور، یک نقطه مشترک هست: آنها، مرغ کرچ ایدهی کوچکی بودند. اما مستمر. آنچه «فراغت مستمر بارور» نامیدم.
مرغ کرچ کدام ایدهایم؟
👇 Ellinne
راهیانه. مهدی سلیمانیه
ـ مهدی! ایدهی این سخنرانیت خیلی خوب بود. به نظرم پیاش رو بگیر.
آموزگارم میگوید. در جاده. در بازگشت از یک سخنرانی مشترک. فکر میکنم:
- خانم دکتر، فقط حرف بود. برسم تهران، صد تا ایده و حرف دیگه هجوم میاره. یادم میره اصن چی بود این موضوع. من مبتلای این ایده نیستم.
این فقط من نیستم. کافی است در چند جلسه سخنرانی باشید. در جمعهای روشنفکری. در مجامع دانشگاهی. در حلقههای معمول فکری. در گعدههای حوزوی. همهشان یک ویژگی مشترک دارند: ایدههای متعدد. گاه به جا.
اما با اتمام جلسه، سخنرانی، کلاس، همایش، کار تمام میشود. آن آدم، پی ایده را نمیگیرد. ایده، جایی در «زندگی»اش ندارد.
مرغ که کرچ میشود، تخم که میگذارد، چند وقتی روی تخم مینشیند. مستمر. آنقدر که تخم، جوجه شود.
ایدهها، تخم مرغاند. باید مرغ کرچ باشی، تا ثمر بدهند. وگرنه فراوان، تخم مرغهای رها شده.
در پژوهشهای این سالهایم درباره نهادهای مستقل فرهنگی، از انتشارات امام تا گنجور، یک نقطه مشترک هست: آنها، مرغ کرچ ایدهی کوچکی بودند. اما مستمر. آنچه «فراغت مستمر بارور» نامیدم.
مرغ کرچ کدام ایدهایم؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
راهیانه
در ستایش مرغ کُرچ
ـ مهدی! ایدهی این سخنرانیت خیلی خوب بود. به نظرم پیاش رو بگیر.
آموزگارم میگوید. در جاده. در بازگشت از یک سخنرانی مشترک. فکر میکنم:
- خانم دکتر، فقط حرف بود. برسم تهران، صد تا ایده و حرف دیگه هجوم میاره. یادم میره اصن چی بود این موضوع.…
ـ مهدی! ایدهی این سخنرانیت خیلی خوب بود. به نظرم پیاش رو بگیر.
آموزگارم میگوید. در جاده. در بازگشت از یک سخنرانی مشترک. فکر میکنم:
- خانم دکتر، فقط حرف بود. برسم تهران، صد تا ایده و حرف دیگه هجوم میاره. یادم میره اصن چی بود این موضوع.…
👍2🔥1
https://raahak.com/?p=18589
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM