https://x.com/i/status/2041585649866686879
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔3
«حملات هوایی علیه صنایع ایران، میلیونها شغل را در معرض خطر قرار میدهد»
یادداشتی است از #هادی_کحالزاده
(پژوهشگر اقتصاد رفاه)
او توضیح داده است که الگوی حملات اسراییل و آمریکا زیرساختهای اصلی بازار کار ایران را هدف گرفته است و برآورد میشود این جنگ ۴۰روزه به ازدسترفتن ۳ تا ۴ میلیون شغل منجر شود. جنگ تاکنون به بیش از ۱۲۵ هزار ساختمان غیرنظامی آسیب زده؛ ازجمله ۳۳۹ مرکز درمانی، ۳۲ دانشگاه، ۸۵۷ مدرسه؛ و بیش از ۲۰ هزار واحد صنعتی (حدود ۲۰ درصد از واحدهای تولیدی کشور). براساس برخی برآوردها، این جنگ تاکنون بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار به زیرساختهای غیرنظامی خسارت وارد کرده است. این غیر از پیامدهای گستردۀ اقتصادی این جنگ است. زنجیرههای تأمین، شبکههای حملونقل و خدمات بازرگانی مختل شدهاند و بسیاری از شرکتها در برابر فشار همزمان جنگ، تورم، رکود، و سقوط تقاضا فعالیت خود را متوقف کردهاند. بخشهایی از یادداشت را در ادامه میخوانید:
در میان هزاران واحد تولیدی ویرانشده، آسیب وارد شده به بخش فولاد ایران از همه چشمگیرتر است. بررسی طرح آمارگیری نیروی کار و طرح کارگاههای صنعتی ایران نشان میدهد که فولاد، نهادهای اصلی برای حدود ۴۲ درصد از زنجیره تأمین صنعتی کشور است و فعالیت در بخشهای مختلف تولید، از جمله خودروسازی و ساختوساز، بر آن استوار است. براساس برآورد، اختلال در تولید و توزیع فولاد، ۱.۸ میلیون شغل در بخشهای صنعتی و ۳.۸ میلیون شغل وابسته به ساختوساز را تهدید میکند.
واحدهای پتروشیمی و داروسازی نیز که در جریان جنگ آسیب دیدهاند و در مجموع حدود ۳۰ درصد از تولید صنعتی ایران را تشکیل میدهند، منبع مهم دیگری از آسیبپذیری بازار کار به شمار میآیند. ازآنجاکه این بخشها نهادههای حیاتی صنعتی و کالاهای ضروری تأمین میکنند، اختلال در آنها، ۱.۲ میلیون شغل دیگر را در معرض خطر قرار میدهد.
حتی بنگاهها و بخشهایی که مستقیماً هدف بمباران قرار نگرفتهاند نیز فعالیت خود را کاهش دادهاند. در مواجهه با رکود، محدودیت نقدینگی، کاهش تقاضا، و ابهام عمیق نسبت به آینده، بسیاری از شرکتها تولید خود را متوقف کرده، سرمایهگذاری را به تعویق انداخته و طرحهای توسعه را متوقف کردهاند. تورم، این شوک را شدیدتر کرده است. در ماه مارس، نرخ تورم نقطهبهنقطه به ۷۲ درصد رسید. تعطیلی طولانیمدت ناشی از جنگ، همراه با کاهش درآمد خانوارها و نگرانی از تشدید درگیری، منجر به افت مصرف خصوصی و رکود تقاضا در سطح ملی شده است.
با توجه به الگوی حملات، حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیون شغل؛ معادل نزدیک به ۵۰ درصد از اشتغال کشور، در معرض خطر قرار دارند. این به معنای از بین رفتن این شغلها نیست، بلکه نشان میدهد بخش بزرگی از نیروی کار ایران در سایۀ بیکاری موقت یا اخراج زندگی میکنند.
حتی پیش از جنگ ۴۰روزه، بازار کار ایران شکننده بود. تحریمهای طولانیمدت، رکود تورمی، و پیامدهای بهجامانده از همهگیری کرونا، ظرفیت اقتصاد کشور برای جذب شوکهای کلان را تضعیف کرده بود. از مارس تا سپتامبر ۲۰۲۵، اقتصاد ایران بهدلیل آثار ترکیبی خشکسالی، انفجار در بندر شهید رجایی در آوریل، و جنگ ۱۲روزه در ژوئن، ۰.۵ درصد کوچکتر شد و ۷۵۰ هزار شغل از بین رفت.
با توجه به وضعیت اقتصادی پس از جنگ ۱۲روزه، احتمالاً بازار کار به روند انقباضی خود ادامه خواهد داد. اگر از سپتامبر گذشته تاکنون خسارات بیشتری رخ نداده باشد و تنها ۳۰ درصد از ۱۰ تا ۱۲ میلیون شغل در معرض خطر نهایتاً از بین برود، ایران حدود ۳ تا ۴ میلیون شغل از دست خواهد داد. این رقم معادل حدود ۱۵ درصد اشتغال کشور است؛ بزرگترین افت اشتغال در تاریخ معاصر ایران.
پرداخت مقرری بیکاری برای ۳ تا ۴ میلیون نفر به مدت ششماه، تقریباً نیازمند حدود ۵۰۰ هزار میلیارد تومان است. انقباض ۱۵ درصدی در بازار کار بههمین معنا خواهد بود که درآمد سازمان تأمین اجتماعی، بزرگترین صندوق بازنشستگی ایران، ۲۵ تا ۳۰ درصد افت خواهد کرد. پر کردن این شکاف تأمین مالی نیز نیازمند حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار میلیارد تومان دیگر خواهد بود. در مجموع، بار مالی ناشی از بیکاری جنگی تقریباً معادل ۲۰ درصد از بودجۀ عمومی ایران است؛ بودجهای که خود با کسری شدید همراه است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
www.bourseandbazaar-substack.org
Airstrikes Targeting Iranian Industry Put Millions of Jobs at Risk
Iran's labor market may have been the intended target of airstrikes on key industrial sites.
#علی_آردم
مدتی پیش، در یک برنامه ویدیویی، آقای تفرشی از من پرسید: «چرا ما نمیتوانیم مانند ویتنام با آمریکا به توافق برسیم؟» پاسخ من در آن لحظه تنها یک لبخند بود، اما پاسخ واقعی این بود: «چون ما با ویتنام بیست سال نجنگیدیم.»
اگر به جنگ ویتنام و توافقات پس از آن بنگریم، با مفهومی کلیدی در مطالعات استراتژیک مواجه میشویم: «شکست اجبار». ایالات متحده در این جنگ تلاش کرد با تحمیل هزینههای سنگین نظامی، اراده سیاسی ویتنام شمالی را تغییر دهد؛ اما با وجود برتری نظامی، نتوانست رفتار طرف مقابل را مطابق خواست خود دگرگون کند.
مفهوم اجبار، بهویژه در آثار توماس شلینگ و سپس رابرت پاپه، از «زور محض» متمایز میشود. زور محض معطوف به نابودی توان دشمن است، اما اجبار ناظر بر واداشتن او به تغییر رفتار سیاسی (عقبنشینی، پذیرش مصالحه یا دست کشیدن از هدف) است. از اینرو، ممکن است بازیگری از نظر نظامی برتر باشد، اما در سطح اجبار شکست بخورد، زیرا نتوانسته تصمیم سیاسی حریف را تغییر دهد.
در مرکز این مفهوم، برداشتی خاص از عقلانیت قرار دارد: بسیاری از دولتها تصور میکنند که با افزایش هزینههای جنگ (از بمباران گرفته تا تحریم) طرف مقابل ناچار به عقبنشینی خواهد شد. اما پژوهشهای پاپه نشان میدهد که این رابطه الزاماً برقرار نیست. راهبردهای تنبیهی زمانی ناکام میمانند که هدف سیاسی طرف مقابل برای او حیاتی باشد؛ یعنی عقبنشینی نه یک امتیاز معمولی، بلکه معادل شکست تاریخی یا فروپاشی مشروعیت تلقی شود. در چنین شرایطی، افزایش فشار نهتنها به تسلیم نمیانجامد، بلکه میتواند به مقاومت بیشتر منجر شود.
اجبار معمولاً بر چند پیشفرض استوار است: اینکه طرف مقابل هزینهها را همانگونه که طراح اجبار انتظار دارد درک میکند؛ اینکه امکان کاهش یا دور زدن این هزینهها را ندارد؛ و اینکه هدف مورد مناقشه برای او آنقدر حیاتی نیست که هر بهایی را بپردازد. «شکست اجبار» زمانی رخ میدهد که این پیشفرضها از کار بیفتند. در این حالت، بازیگر هدف به این جمعبندی میرسد که ادامه مقاومت، حتی با وجود هزینههای بالا، کمهزینهتر از عقبنشینی است. از همین رو، در بسیاری از جنگها، بازیگری که ضعیفتر به نظر میرسد، در سطح اجبار دوام بیشتری میآورد.
جنگ ویتنام نمونهای روشن از این وضعیت است. ایالات متحده توانست نیروی نظامی گستردهای به کار گیرد و خسارات سنگینی وارد کند، اما نتوانست هدف اصلی خود، یعنی واداشتن هانوی به دست کشیدن از پروژه وحدت سیاسی را محقق سازد. برای رهبری ویتنام شمالی، جنگ صرفاً نزاعی محدود نبود، بلکه بخشی از پروژه استقلال و وحدت ملی به شمار میرفت. در چنین چارچوبی، فشار نظامی، هرچند شدید، کارکرد تنبیهی مورد انتظار را پیدا نکرد. در نتیجه، دوگانه «برتری نظامی» و «موفقیت سیاسی» معنا گرفت.
شکست اجبار معمولاً به توقف فوری جنگ منجر نمیشود، بلکه توهم پیروزی از طریق فشار را فرسوده میکند. تا زمانی که یک طرف باور دارد با افزایش فشار میتواند اراده حریف را بشکند، جنگ ادامه مییابد. پایان زمانی نزدیک میشود که این باور از میان برود و بازیگر اجبارکننده دریابد ابزارهای موجود به هدف سیاسی منتهی نمیشوند. در مورد آمریکا، این فرسایش راهبردی زمینهساز حرکت به سوی مذاکره و در نهایت توافق پاریس شد. اسناد مذاکرات نشان میدهد که تا سال ۱۹۷۳ (۱۳۵۲ شمسی)، سیاست آمریکا عملاً به سمت پایان مداخله مستقیم و تنظیم شرایط خروج تغییر جهت داده بود. توافق ۲۷ ژانویه ۱۹۷۳ نیز در همین چارچوب شکل گرفت: توافقی برای پایان جنگ که در عمل خروج آمریکا را تثبیت کرد.
در نهایت، شکست اجبار زمانی رخ میدهد که یک قدرت نظامی درمییابد ابزارهای فشار، هرچند پرهزینه و ویرانگر، قادر به تولید نتیجه سیاسی مطلوب نیستند. همین نقطه است که مسیر جنگ را از «ادامه برای پیروزی» به «پایان برای خروج» تغییر میدهد و مسیر را برای یک توافق پسینی آماده کند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1👍1👎1
اِلینهگی
[ایده] اسرائیل نفرینی است بر دوش جهان... گویی طرحی درکار بوده باشد، همه چیز آلوده و پلید میگردد، تا به روشنی تمام نشان داده شود که: بنگرید! اینک شر!
جاذبه و رحمت
#سیمون_وی
ترجمه #بهزاد_حسینزاده
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌1💯1
اِلینهگی
[ایده] اسرائیل نفرینی است بر دوش جهان... گویی طرحی درکار بوده باشد، همه چیز آلوده و پلید میگردد، تا به روشنی تمام نشان داده شود که: بنگرید! اینک شر! جاذبه و رحمت #سیمون_وی ترجمه #بهزاد_حسینزاده 🇮🇱 Ellinne
از قول پروست میخواندم عادتها باعث شده ما «واقعیت زندگی» را فراموش کنیم. برای همین رمان میخوانیم. قصهها باعث میشوند در تماس با تجربه زندگی و خلافآمد عادتهایش باشیم. خودِ زندگی را تجربه کنیم: عشق، فقدان، سوگ، رستگاری، شکست، جنگ، مرگ...قصه، ولو برای چند ساعت علیه فراموشی روزمره مقاومت میکند.
اولین درس کلاس داستاننویسی آقای جزینی همین بود: به طور کلاسیک داستان از روایت عادی عادتها شروع میشود (تعادل اولیه)، به چالشی میخورد (اوج داستان) و با بازگشت به عادتها تمام میشود (تعادل ثانویه). عادتها و آدمهایی که بعد از عبور از «حادثه» همان آدمها و عادتها نیستند و مسیرشان در افق متفاوتی پیش خواهد رفت. چیزهایی اضافه و کم شده به تجربه زندگی که باعث میشود تعادل ثانویه همان تعادل اولیه نباشد.
ما در این محدوده از کره زمین زیاد تعادل را تجربه نمیکنیم. فراموشی با غلبه عادت نمیآید، حاصل موج بعدی حوادث است. ریتم داستانمان تند است. از اوجی به اوج دیگر. مدام در حال «شدن» هستیم. زمین و زمان اجازه عادت کردن و عادی شدن نمیدهد. گرچه امیدوارم بالاخره برسد آن تعادل ثانویه که ماهم فرصت کنیم خودِ دنیادیده و تثبیتشدهمان را با نسخه قبل از خودمان بسنجیم. قبل از پهلوی، قبل از انقلاب، قبل از جنگ، قبل از هفتاد و شش، قبل از هفتاد و هشت، قبل از هشتادوهشت، قبل از نودوهشت، قبل از حرونا، قبل از چهارصد و یک، قبل ازجنگ دوازده روزه چهارصدوچهار، قبل از دیماه چهارصدوچهار، قبل از این جنگ...
اینبار داریم در یک رئالیسم جادویی خشن زندگی میکنیم. در رئالیسم جادویی همه چیز طبیعی به نظر میرسد جز یک چیز، ولی هیچ یک از آدمهای قصه از آن «یک چیز» متعجب نیستند. همه آدمهای داستان جوری رفتار میکنند که انگار آن چیز «عجیب» کاملاً طبیعی است. جادوی سیاه، طبیعیِ غیرطبیعی داستان ما اسرائیل است. تکرار عادت کشتار عامدانه و بیرحمانه انبوه غیرنظامیان توسط اسرائیل چیزی را در جهان تکان نمیدهد. دست کم مادامیکه قربانیان اهل خاورمیانه باشند فقط عدداند.
سیمون وی در نقدی که بر «ایدۀ اسرائیل» نوشت اشاره میکند به داستان کُشتیگرفتن یعقوب با خدا و شکست خداوند از او. به عقیده وی این داستان نمود بارز تکبری است که ایده اسرائیل (قوم برگزیده) به نمایش میگذارد
آیا تراژدی بزرگ همین نیست، با خدا جنگیدن و مغلوب نشدن؟
#مریم_نصر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2👏1
الان باید در آغوش مادرت بودی، نه در هیاهوی جنایتِ آمریکا.
#میناب
#ماکان_نصیری
https://x.com/M_Abedii/status/2043284647904223403
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔3🤬1
اِلینهگی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
🖥 جنگ پنهان اسرائیل در بلوچستان؛ همگرایی کمسابقه تهران و اسلامآباد ✍#حسن_حمزه 🔹گزارشی که به قلم اف. ام. شکیل در پایگاه تحلیلی كریدل The Cradle منتشر شد، به بررسی ابعاد پیچیده جنگ پنهانی اسرائیل در بلوچستان و پیامدهای آن برای امنیت منطقهای میپردازد.…
بر اساس متن دقیق سخنان وی، بارنیا ضمن تایید عملیاتهای اطلاعاتی در «قلب تهران» و ارائه دادههای دقیق به نیروی هوایی برای انهدام زیرساخت موشکی، صراحتاً اعلام کرد که مأموریت موساد تا زمان «تغییر رژیم ایران» پایانیافته تلقی نخواهد شد.
اشکنازی در مقام تحلیلگر اشاره میکند که این سخنرانی اگرچه به زبان عبری و در یک مناسبت مذهبی-ملی ایراد شد، اما مخاطب اصلی آن مقامات دولت واشنگتن بودند؛ چرا که اخیراً در ایالات متحده گزارشهایی منتشر شده مبنی بر اینکه موساد با ارائه تصویری اغراقآمیز به «دونالد ترامپ»، مدعی شده بود که حملات نظامی میتواند به سرعت باعث فروپاشی حاکمیت در تهران شود و اکنون بارنیا درصدد دفاع از اعتبار حرفهای سازمان خود برآمده است.
در ادامه این تحلیل راهبردی، نویسنده با استناد به منابع امنیتی فاش میکند که دیوید بارنیا پیشتر طرحی جامع را به مقامات آمریکایی ارائه داده بود که شامل یک مرحله «نبرد پرفشار» و متعاقب آن فرآیندی چند ماهه برای ایجاد تغییرات ساختاری و سیاسی در ایران است.
اشکنازی معتقد است که اجرای راهبرد «محاصره دریایی ایران» که اخیراً مطرح شده، کاملاً با دکترین طراحیشده در موساد برای انزوای فیزیکی و تضعیف اقتصادی تهران همخوانی دارد.
این گزارش تحلیلی هشدار میدهد که برخلاف آرامش ظاهری، «امواج شوک» این تقابل هنوز به سطح عملیاتی نرسیدهاند و در زیر پوست منطقه در حال ذخیره انرژی برای انفجاری قدرتمند هستند.
در واقع، از دیدگاه معاریو، هدف موساد از تداوم عملیاتها، نه تنها ضربه نظامی، بلکه ایجاد زمینهای است که به زعم آنها به «سقوط رژیم» منجر شود.
در بخش دیگری از این گزارش، نویسنده به همزمانی این تهدیدات با آغاز مذاکرات صلح لبنان در واشنگتن پرداخته و مدعی است که دولت رسمی لبنان در خفا تمایل دارد ارتش اسرائیل با تصرف کامل شهر استراتژیک «بنت جبیل»، کمر حزبالله را شکسته و این سازمان را در موضع ضعف قرار دهد. در مقابل، «نعیم قاسم»، دبیرکل حزبالله، با رد ادعای شکست در جبهه جنوب، بر تغییر دکترین نبرد به شیوه «جنگ و گریز» و بازسازی توان رزمندگان خود تاکید کرده است.
معاریو در پایان خاطرنشان میسازد که «یسرائیل کاتس»، وزیر جنگ اسرائیل، تاکنون چهار بار به صورت رسمی نعیم قاسم را به ترور تهدید کرده و او را نفر بعدی در لیست سیاه تلآویو معرفی کرده است؛ چرا که او را مانع اصلی در برابر سناریوهای مشترک آمریکا و اسرائیل برای نظم جدید در لبنان و منطقه میبیند./ مشکات اندیشه
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1309965
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
www.maariv.co.il
ראש המוסד דדי ברנע דיבר בעברית - אבל הנאום שלו כוון למקום אחר לגמרי | אבי אשכנזי
ראש המוסד ניסה לשמור על כבודו של הארגון, לאחר שבארצות הברית טוענים כי "מכר" לטראמפ את הפלת המשטר האיראני. וגם: נעים קאסם יודע שחטף את המכה הקשה, ופונה לנקודה הרגישה של הישראלים
اِلینهگی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from خانه مستند
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روایت مستند
اینجا...
قسمت اول
قصه سجاد زارع
شهرک، شهر کوچکیست بافتهشده از تضادها و تفاوتها. از دوستی و دشمنی، همدلی و خستگی، شیفتگی و کلافگی، و اشکها و لبخندها. شهر کوچکی که سادگیِ زندگی روزمره، تپش شریانهای حیاتیاش است. وقتی بمبها فرود میآیند، چه بر سر این تار و پودها میآید؟
در این مجموعه، به قصههایی از شهرک بروجردی سرک میکشیم.
@khane_mostanad
اینجا...
قسمت اول
قصه سجاد زارع
شهرک، شهر کوچکیست بافتهشده از تضادها و تفاوتها. از دوستی و دشمنی، همدلی و خستگی، شیفتگی و کلافگی، و اشکها و لبخندها. شهر کوچکی که سادگیِ زندگی روزمره، تپش شریانهای حیاتیاش است. وقتی بمبها فرود میآیند، چه بر سر این تار و پودها میآید؟
در این مجموعه، به قصههایی از شهرک بروجردی سرک میکشیم.
@khane_mostanad
💔2❤1
«جغرافیای سیاسی تنگه هرمز: توسعه تدریجی نقش ایران (دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰)»
🔷 اثری از پیروز مجتهدزاده، کتابی که به عنوان یکی از مهمترین پژوهشهای ایرانی در زمینه ژئوپلتیک خلیجفارس شناخته میشود.
🔷 پیروز مجتهدزاده، جغرافیدان سیاسی برجسته و استاد بازنشسته دانشگاه تربیت مدرس (متولد سال ۱۳۲۴، نور مازندران) است و یکی از چهره های شناخته شده در حوزۀ ژئوپلتیک و مطالعات مرزی به شمار میرود.
🔷 مجتهدزاده در این کتاب با بهرهگیری از نقشههای دقیق، تلاش کرده است تا تنگه هرمز را نه صرفاً به عنوان گذرگاه نفتی، بلکه به مثابه یک محور ژئوپلتیکی با تأثیرات مستقیم بر جایگاه ایران در نظام بینالملل معرفی کند.
🔷 نسخه اصلی کتاب با شماره کتابشناسی ملی ۴۰۲۶-۷۶م و ترجمه فارسی آن به شماره کتابشناسی ۱۷۳۱- ۷۱م در مخازن سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران موجود است.
🌐 مشاهده خبر کامل
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
ویرانی بیسابقه در لبنان: بیش از ۳۷ هزار واحد مسکونی در ۳۶ روز تخریب یا آسیب دید
بر اساس دادههای منتشرشده، در جریان حملات اخیر رژیم صهیونیستی به لبنان، طی تنها ۳۶ روز، ۳۷٬۸۳۶ واحد مسکونی تخریب یا دچار آسیب شدهاند؛ رقمی که بهطور میانگین از نابودی بیش از هزار خانه در روز حکایت دارد و ابعاد گسترده بحران انسانی را نشان میدهد.
گزارشهای میدانی از جنوب لبنان نشان میدهد که شدت حملات در هفتههای اخیر بهگونهای بوده که بخشهای وسیعی از مناطق مسکونی بهطور سیستماتیک تخریب شدهاند. این حملات که با استفاده از تسلیحات پیشرفته صورت گرفته، به یکی از سریعترین روندهای تخریب زیرساختهای شهری در سالهای اخیر تبدیل شده است.
بر اساس این آمار، مناطق جنوبی لبنان بیشترین آسیب را متحمل شدهاند.
کارشناسان هشدار میدهند که این ارقام صرفاً دادههای آماری نیستند، بلکه نشاندهنده نابودی گسترده خانهها، از بین رفتن زندگیها و آینده هزاران خانواده لبنانی در مدت زمانی بسیار کوتاه است.
متن کامل
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
https://x.com/i/status/2042594716508627405
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤬2
اِلینهگی
فیلمی از تجمعات ایرانیان حامی جنگ در خارج از کشور در پیامرسانهای داخلی دست بدست میشود که در آن به انگلیسی از تجمعکنندگان میپرسند به نظر آنان «کشته شدن این تعداد کودک تا امروز در حمله نظامی آمریکا واسرائیل به ایران ارزشش را داشت؟» و آنها با چهرههای هیجانزده…
خون بیگناهان این جنگ خواب را از آنان که رضایت قلبی از خانه خرابی و خون ریختن داشتند خواهد گرفت.
خون همه مظلومان اینطور است خواه معترض و خواه قربانی جنگ، افراد معمولی نه جنایتکاران با هر توجیهی که در ریختن خون مظلومی عاملیت داشته باشند به میزانی که قصه آن فرد قربانی را بفمهند بار روانی سنگین تری را متحمل میشوند.
Galvin says nearly all the callers he talks to mention the bombing of a girls school in Iran on the first day of the war, which killed at least 165 civilians, many of them children.
https://www.npr.org/2026/04/10/nx-s1-5771612/military-iran-war-trump-conscientious-objector
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
NPR
There's growing disquiet in the military. The Iran war made it worse
Since Trump began his second term, his administration's use of the armed forces has left a growing number in the military unsettled, according to NPR interviews with service members and advocates.
❤2
یعنی چندین هزار کشته و ٢٧٠ میلیارد خسارت و رنج یک ملت نیاز بود تا (فقط!) نزدیک ١٧٪ گاو مخالف جنگ شوند اما همچنان همه این اتفاقات نتوانست یکسومِ این گاوها را مخالف جنگ کند.
https://vxTwitter.com/sekoohzad/status/2044506197328281813?s=52
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤯2🤬2
اِلینهگی
https://vxTwitter.com/roozbeh1963/status/2044406097352495145?s=52
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
vxTwitter / fixvx
💖 210 🔁 47
💖 210 🔁 47
Roozbeh Bolhari (@Roozbeh1963)
مادر ماکان، دانش آموز #مدرسه_میناب میگوید: «وقتی به مدرسه رسیدیم خیلیها زیر آوار بودند اما کودکی سالم بیرون نیامد. ما از ساعت ۱۱ و نیم صبح تا دو و نیم صبح روز بعد آنجا بودیم. هر کسی که از زیر آوار بیرون کشیده میشد، بیجان بود. تعداد کمی دچار خفگی شده بودند.…
💔3🤯1🤬1
کوه جادو
#توماس_مان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔4
wsj.com https://www.wsj.com/livecoverage/iran-us-strait-of-hormuz-blockade-updates/card/iran-abandons-dark-fleet-intermediaries-to-sell-its-oil-fWCA3lNBio7KUPfi7DXY
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
The Wall Street Journal
Iran Abandons Dark-Fleet Intermediaries to Sell Its Oil
Iran has abandoned intermediaries it used for decades to sell its oil after a number of Islamic Revolutionary Guard Corps officials who run “shadow fleet” operations were killed, according to Iranian state media. IRNA and the Tehran Times reported that the…
https://pll.harvard.edu/subject/artificial-intelligence?fbclid=PAZXh0bgNhZW0CMTEAc3J0YwZhcHBfaWQPNTY3MDY3MzQzMzUyNDI3AAGn6cI4f-Sw_fCulwOV4eumrG9V-JMBiPWFE8_11O0iegNMlt1yFPbDhWfb_kA_aem_99PUfgR5SX-7AE4t71p-fw
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Harvard University
Artificial Intelligence
Browse the latest Artificial Intelligence courses from Harvard University.
👏1🤩1
او پس از موضعگیری درباره غزه، شروع به دریافت تهدیدهای مرگ کرد که شامل تهدید علیه فرزندانش نیز میشد و به همین خاطر ناچار شد تحت حفاظت قرار بگیرد.
این فشارها به خانواده او نیز سرایت کرده است؛ به طوری که مسیر شغلی همسرش تحت تأثیر قرار گرفته و دخترش نیز درگیر این وضعیت شده است.
تحریمهای وضعشده توسط دولت ترامپ زندگی روزمره را برای او دشوار کرده است؛ اموال او توقیف شده، امکان استفاده از کارتهای اعتباری را ندارد و اغلب به پول نقد یا کمک دوستانش متکی است.
منبع: گاردین
https://x.com/i/status/2044688036370547029
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
حنیف (@Spinooza) on X
فرانچسکا آلبانزه زندگی کنونی خود را کاملاً دگرگونشده و بیثبات توصیف کرده و میگوید که زندگیاش مانند یک ترن هوایی شده است.
او پس از موضعگیری درباره غزه، شروع به دریافت تهدیدهای مرگ کرد که شامل تهدید علیه فرزندانش نیز میشد و به همین خاطر ناچار شد تحت حفاظت…
او پس از موضعگیری درباره غزه، شروع به دریافت تهدیدهای مرگ کرد که شامل تهدید علیه فرزندانش نیز میشد و به همین خاطر ناچار شد تحت حفاظت…
#محمد_مالجو
جنگی را پشت سر گذاشتیم. جنگی بزرگتر را احتمالاً در پیش داریم. در این میان اما کسانی میگویند نباید ایرانیانی را که از تهاجم آمریکا و اسرائیل به ایران دفاع کردند سرزنش کرد چون در وقوع جنگ نقشی نداشتند. این استدلال در ظاهر منصفانه است. در باطن اما سیاست را تا حد یک حسابوکتاب مکانیکی و سادهلوحانه فرومیکاهد: گویی فقط آن که ماشه را میچکاند مسئول است و دیگران فقط تماشاگرانیاند بیطرف، انگار نه کلمهای در کار است و نه موضعی.
اما سیاست بههیچوجه عرصۀ بیطرفی نیست. در لحظات بحرانی حتی «تماشاگری» نیز موضعگیری است، چه رسد به این که کسی آشکارا از بمباران دفاع کند. دفاع از تهاجم خارجی به وطن، ولو بیهیچ نقش اجرایی، صرفاً یک «نظر» خصوصی نیست. کنشی است زبانی در میدان عمومی. مشارکتی است در تولید معنا. سهمی است در مشروعیتبخشی به خشونتِ جنگ. هر جا نیز کنش زبانی در تولید امکانهای خشونت نقش ایفا کند میتواند موضوع داوری اخلاقی قرار گیرد، ولو با شدتهای متفاوت. هیچ جنگی فقط با سلاح پیش نمیرود. جنگها به زبان نیاز دارند، به روایت، به رضایت، و به مشروعیتِ ولو حداقلی. منظور از مسئولیت اخلاقی در اینجا نه همترازی با مسئولیت حقوقی یا کیفری است و نه انتساب نقش مستقیم در وقوع جنگ بلکه نوعی مسئولیت است در سطح قضاوتها و در نقشی که فرد در شکلدادن به آنچه در جامعه «مشروع» شمرده میشود ایفا میکند.
ایرانیانی که از تهاجم خارجی به وطن دفاع کردهاند در عمل تعریف جدیدی از «ما» به دست دادهاند: دایرۀ همدلی را طوری جابهجا کردهاند که رنجِ پرشمار هموطنانی که مستقیم یا غیرمستقیم آسیب دیده یا آسیب خواهند دید به حاشیه میرود و آسیبدیدگیهایشان نه فاجعهای مشترک بلکه ابزاری قابلقبول برای رسیدن به «رهایی» تعبیر میشود. مسئله در این جابهجایی فقط یک اختلافنظر نظری نیست بلکه تغییری واقعی در این است که چه کسانی شایستۀ همبستگی و حمایتاند و چه کسانی، به نام یک هدف ادعایی، نادیدهگرفتنی تلقی میشوند.
این تماماً انتخابی است سیاسی. میتوان دربارۀ علل این انتخاب سخن گفت. میتوان از بنبست افقهای تغییر گفت. اما نمیتوان هموطنانِ مدافعِ تهاجم خارجی را از داوری اخلاقی معاف کرد. چرا؟ چون اگر بیعاملیتی را به معافیت از مسئولیت تعبیر کنیم، امکان تفکیک میان درجات مختلف مسئولیت در سیاست از میان میرود و همۀ کنشها، صرفنظر از شدت و نوع اثرشان، بهیکسان مسئولانه یا غیرمسئولانه تلقی میشوند.
بااینهمه، نباید در گرمای این جدلها مرزهای مهم میان سطوح داوری را نادیده گرفت. سرزنش اخلاقی بههیچوجه کیفر حقوقی نیست. داوری دربارۀ یک موضع بههیچوجه معادلِ انتساب جرم به یک فرد نیست. زمینهها اهمیت دارند: سرکوب سیاسی و بنبست راههای تغییر و فقدان افقهای تغییر، جملگی، میتوانند ذهنها را به سوی انتخابهایی سوق دهند که در شرایط عادی شاید ناممکن مینمود. این عوامل اصولاً شدت داوری را تعدیل میکنند اما اصل داوری را تعلیق نمیکنند. به بیان دیگر، فهمیدن اصلاً جایگزین قضاوت نمیشود بلکه دقیقتر و منصفانهترش میکند.
حذف کامل امکان نقد و سرزنش، به بهانۀ نبود عاملیت مستقیم، در نهایت چیزی جز انکار نقش کلمات در سیاست نیست. گویی زبان، این میدان اصلی کشاکش قدرت و معنا، ناگهان بیاثر میشود و موضعگیریها به نجواهایی بیپیآمد فروکاسته میشوند. غالباً سیاست در ابتدا با کلمات صورتبندی میشود و سپس این صورتبندیها میتوانند زمینههای مشروعیت یا پذیرش خشونت را فراهم کنند. بنابراین هر کلمه، بهنوبۀخود، نوعی ایستادن است در یک سویه و علیهِ سویهای دیگر.
دفاعِ هموطن از تهاجم خارجی به وطن، حتی از دورترین فاصله، نوعی مشارکت است، نه در بمباران بلکه در معنادادن به بمباران. این مشارکت، هر قدر هم که غیرمستقیم باشد، در قلمرو مسئولیت اخلاقی جای میگیرد. ایرانیانِ مدافع تهاجم به ایران را باید سزاوار سرزنش دانست، البته هر کدام را فقط متناسب با کموکیفِ جنگطلبیشان.
اما ما هنوز در دل تجربۀ زیستۀ جنگ ایستادهایم نه در فاصلهای امن از آن. ازاینرو سرزنش اگر بناست معنایی فراتر از واکنشی گذرا داشته باشد نباید به عاملی برای تعمیق گسستها و تثبیت جداییها بدل شود. برعکس، باید از دلِ همین رنجِ مشترک، از دل همین زخمی که هنوز تازه است، مادۀ خامی برای ارتقای آگاهیها و تقویت همبستگیها استخراج کرد. داوری اخلاقی باید نه به طرد بلکه به ترمیم پیوندها بینجامد و امکانِ دوباره ایستادن در کنار همدیگر را، اینبار با فهمی سنجیدهتر و مسئولیتی عمیقتر، پیش چشمها بگشاید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌3❤2👍2