اِلینهگی
قدیمیترین زیگورات تاریخ بشر در سیْلک کاشان است، قدیمیترین سفالهاب لعابی و با نقش و نگار هم اونجاست، ولی انواع اقسام مقاله میخونی که پر اشتباه عامدانه است، شهر سوخته کرمان ، مبدا بابل و سومر است که به تازگی کشف شد، امروز مقاله در گوگل بود که زیگورات عور UR…
https://vxTwitter.com/ajenglish/status/2052453912645402979?s=52
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
vxTwitter / fixvx
💖 1.02K 🔁 251
💖 1.02K 🔁 251
Al Jazeera English (@AJEnglish)
Restoration work is underway at the ancient Ziggurat of Ur, a monumental stepped temple in Iraq, using local materials and traditional methods to recreate the tower’s original Sumerian style.
میگه محاصره کردیم به خاطر تنگه در حالی که داره مثل چی دروغ میگه و حالا اهمیت اون توییت عراقچی مشخص میشه.
https://x.com/arnoldrothstei/status/2051747189928435825?s=52
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
نکته مهم این است که امتناع کوتزی فراتر از نقد دولت بود. او استدلال کرد که «جوامع روشنفکری و هنری» داخل کشور نیز از مسئولیت مبرا نیستند و حمایت گسترده داخلی از این نسلکشی را دلیل این قضاوت خود شمرد.
او در پایان نتیجه گرفت که «جنایتهای خشونتبار» در این منطقه لکهای اخلاقی ایجاد کرده که پاک شدن آن ممکن است دههها طول بکشد.
#علیرضا_آبیز
https://independentonsaturday.co.za/entertainment/books/2026-05-01-nobel-laureate-j-m-coetzee-withdraws-from-jerusalem-writers-festival-over-gaza-crisis/?fbclid=Iwb21leARq3lljbGNrBGreUGV4dG4DYWVtAjExAHNydGMGYXBwX2lkDDM1MDY4NTUzMTcyOAABHkCYm3itNwEBwUTHWoR2erW4NpvlNcSdb_m1yzIooVOEhtdb4yfWPzTeTTc7_aem_8-D1H134B8U-jlRuYd2TwQ
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
iOS
Nobel laureate J. M. Coetzee withdraws from Jerusalem Writers’ Festival over Gaza crisis
Nobel laureate J. M. Coetzee has declined an invitation to the Jerusalem Writers’ Festival, citing the ongoing Gaza conflict as a reason for his withdrawal.
❤3
در اینباره با #شقایق_نوروزی گفتگو کردم.
#محمد_حیدری
https://youtu.be/rFyHZ7eNv1A?si=7ej_nGgeDzg1eRVn
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
YouTube
چرا جنگ نجاتبخش نیست؟ | گفتگو با شقایق نوروزی
در روزهایی که هنوز نگرانی از آغاز دوباره جنگ وجود دارد، تامل در آنچه مقدمه ذهنی توجیه جنگ شد، همچنان ضروری است. تامل در جامعهای از هم گسیخته، که حتی در همدلی با قربانیان جنگ، همبستگی نداشت. اما همدردی با قربانیان چرا مهم است؟ و چرا علیرغم هزینه هولناک…
آغاز ماجرا!
یک مشت حکام متوهم
یک مشت اپوزسیون و خبرنگار متوهم
و صد البته یک ملت متوهمتر از همه آنها دست به دست هم دادند تا مملکت به این نکبت و ادبار بیفتد!
دونه به دونه کسانی که این نکبت خدا زده را بر گرده ملت و مملکت سوار کردن در آخر هزینه این حماقت را پرداختند.
بلایی که این بشر بر سر مملکت آورد حتی قابل قیاس با جنگ چهل روزه هم نیست.
#حسین_عباسی
🧠 Ellinne
یک مشت حکام متوهم
یک مشت اپوزسیون و خبرنگار متوهم
و صد البته یک ملت متوهمتر از همه آنها دست به دست هم دادند تا مملکت به این نکبت و ادبار بیفتد!
دونه به دونه کسانی که این نکبت خدا زده را بر گرده ملت و مملکت سوار کردن در آخر هزینه این حماقت را پرداختند.
بلایی که این بشر بر سر مملکت آورد حتی قابل قیاس با جنگ چهل روزه هم نیست.
#حسین_عباسی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5
Forwarded from تجربه زیسته l امین بزرگیان (Amin Bozorgian)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سال ١٩۴۵ رمو جیازوتو، موزیسین و محقق ایتالیایی، که در آن زمان به عنوان عضو صلیب سرخ در آلمان حاضر بوده، بقایای سوختهی یک تکه کاغذِ حاوی نُت را از میان ویرانههای کتابخانهی درسدن پیدا میکند. سالها روی نتهای دوده گرفته کار میکند و سرانجام ماحصل کار را به عنوان اثر مغفول ماندهی توماسو آلبینونی منتشر میکند. چند دهه بعد، در اوج جنگ بوسنی، ودران اسماعیلوویچ، همین قطعه را به مدت بیست و دو روز به پاسداشت خاطرهی بیست و دو نفری که در صف نان، قربانی خمپارههای صربی شدند، در سالن تئاتر مخروبهی سارایوو مینوازد. اسماعیلوویچ معتقد بود تنها این قطعه شایستگی نواخته شدن در بوسنی ویران و مرگزده را دارد، چرا که بنیان وجودی آن مبتنی بر «تولد از دل مرگ» است.
-این پنج ماهی که گذشت را چگونه میتوان درمان کرد؟-
@AminBozorgiyan
-این پنج ماهی که گذشت را چگونه میتوان درمان کرد؟-
@AminBozorgiyan
🕊2💔2
اِلینهگی
washingtonpost
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
The Washington Post
Iran has hit far more U.S. military assets than reported, satellite images show
Imagery published by Iranian state-affiliated media and verified by The Post shows damage to at least 228 structures or pieces of equipment at U.S. military sites.
اِلینهگی
توییت بحثبرانگیز #جرد_کوشنر ، داماد ترامپ که از اعضای موثر در شکل دادن پیمان ابراهیم بود 🔴 The reason their nuclear facilities were not destroyed, despite weak air defense systems, is because Hezbollah had a loaded gun pointed at Israel🔴 🔴 #Jared_Kushner…
https://foreignpolicy.com/2026/05/07/trump-iran-israel-saudi-arabia-uae-abraham-accords-conflict-palestine/
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Foreign Policy
How the Abraham Accords Fueled a New Era of Conflict
Despite promising peace, Israeli-Gulf cooperation paved the path to war with Iran.
اما چیزی که باعث شد دوباره جهانی خبرساز بشه، تحقیق بزرگ شبکه CNN در مارس ۲۰۲۶ بود. تحقیقی که نشان میداد Motherless فقط یک سایت پورن عجیب نیست، بلکه به بخشی از یک شبکه آنلاین برای انتشار و آموزش سوءاستفاده جنسی از زنان تبدیل شده. طبق گزارش CNN، روی این سایت هزاران ویدیو با هشتگهایی مثل:
sleep
passedout
drugged
eyecheck
منتشر شده بود. ویدیوهایی از زنانی که خواب، بیهوش یا احتمالا تحت تاثیر دارو بودن و بدون رضایتشون ازشون فیلم گرفته شده بود. بعضی از این ویدیوها دهها هزار بازدید داشتن. تحقیق CNN فقط به خود سایت محدود نبود. خبرنگارها به گروههای تلگرامی مرتبط هم نفوذ کردن. گروههایی که بعضی رسانهها به آن لقب «rape academy» یا «آکادمی تجاوز» دادند. در این گروهها، مردها درباره دوز داروها، چطور بیهوش کردن شریک زندگی، چطور فیلم گرفتن بدون اینکه قربانی بفهمه و حتی راههای فرار از پلیس با هم حرف میزدن. یکی از تکاندهندهترین بخشهای گزارش درباره مردی لهستانی بود که به خبرنگارهای CNN گفته بود سالها همسرش را با دارو بیهوش میکرده و ازش فیلم میگرفته، بدون اینکه زن چیزی بفهمه. بعد از انتشار تحقیق، پلیس لهستان اون را بازداشت کرد. CNN همچنین سراغ قربانیها رفت. زنی به نام «زویی واتس» گفت شوهرش ۱۶ سال در چای شبانهاش داروی خواب میریخته تا بتونه هنگام بیهوشی بهش تجاوز کند و فیلم بگیره. شوهرش الان زندانه. بعد از انتشار این گزارش، فشار شدیدی روی شرکتهای هاستینگ و مقامهای هلندی وارد شد، چون سرورهای Motherless در هلند قرار داشتند. نهایتا دادستانی هلند و شرکت میزبان اینترنتی NFOrce دسترسی سایت را قطع کردند و تحقیقات رسمی شروع شد. اما نکته عجیب و تاریک ماجرا این بود که طبق دادههای تحلیلی، بعد از گزارش CNN ترافیک سایت نهتنها کم نشد، بلکه حدود ۳۰٪ هم بالا رفت. یعنی خیلیها بعد از شنیدن اسم سایت، کنجکاو شدند و رفتن ببینن چیه. در کل، ماجرای Motherless فقط درباره یک سایت پورن نبود. بیشتر درباره این بود که اینترنت چطور میتواند به فضایی برای عادیسازی خشونت جنسی، سوءاستفاده و شبکهسازی افراد خطرناک تبدیل بشه، اون هم زیر پوشش «آزادی محتوا» این سایت الان افلاین شده
https://x.com/i/status/2052825262585266268
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😱3
اگر بخواهید سریع کانالهای مشابه را پیدا کنید، ارتباط میان موضوعات را دنبال کنید و بفهمید مخاطبان پیرامون یک موضوع مشخص چگونه توزیع شدهاند، این منبع بسیار مفید و کاربردی است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#حمیدرضا_عزیزی
https://time.com/article/2026/05/06/irans-new-leaders/
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
TIME
The New Leaders Calling the Shots in Iran
"What has emerged in Iran is a different architecture of leadership, where power is exercised through institutions and networks that have reconfigured themselves to meet the demands of war and prolonged confrontation," writes Hamidreza Azizi
❤2
راه ارتباطی ایران در این لحظه نباید صرفاً از صداوسیما بگذرد، آن هم با همان چهرهها، همان ادبیات، همان قابها و همان واژگان فرسودهی رایج جبههی پایداری. باید شکل تازهای از سخن گفتن با مردم ایجاد شود. گفتوگوهای زنده، کوتاه، منظم و بیتکلف. توضیح صادقانه وضعیت. شبکه های اجتماعی و پادکستها و پذیرش بخشی از خطاها و غافلگیریها. احترام به فهم مردم. پرهیز از تحقیر نگرانیهای عمومی. دعوت به انسجام بدون پنهان کردن دشواریها. اینها عناصر یک ارتباط ملی در وضعیت جنگی است.
برای ایران امروز، این یعنی باید شکل تازهای از ارتباط ملی ساخته شود. کشور نیازمند صدایی منسجم اما نه مصنوعی است. نیازمند گفتاری است که چند ویژگی داشته باشد: نخست، واقعیت ضربه را پنهان نکند. دوم، مردم را در مقام صاحبان کشور خطاب کند، نه مخاطبان منفعل تبلیغات. سوم، میان سوگ، خشم و امید تعادل برقرار کند. چهارم، روشن توضیح دهد که کشور در چه وضعیتی است، چه گزینههایی دارد، چه چیزهایی را میداند و چه چیزهایی را هنوز نمیداند. پنجم، از زبان فرسوده و شعاری فاصله بگیرد.
ایران امروز نیازمند بازسازی مفهوم «سخن گفتن با مردم» است. نباید مردم را کودکانی فرض کند که فقط باید به آنها امید تزریق کرد. مردم ایران هوشیارند. آنها در شبکههای اجتماعی، رسانههای جهانی، تجربه زیسته و خاطره تاریخی خود زندگی میکنند. آنان تناقضها را میبینند، سکوتها را میفهمند، اغراقها را تشخیص میدهند و از زبان بیروح رسمی فاصله گرفتهاند. بنابراین هر تلاشی برای ارتباط با مردم، اگر بر پایه پنهانکاری، شعارزدگی یا تحقیر فهم عمومی بنا شود، شکست خواهد خورد.
#حسین_قتیب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
منتشر شده که به آسیب گسترده وارد شده به انستیتو پاستور ایران در حملات هوایی اخیر و پیامدهای آن برای سلامت عمومی منطقه اشاره میکند.
نویسندگان تاکید کردهاند که این مرکز طی بیش از یک قرن، نقش مهمی در تولید واکسن، پایش بیماریهای عفونی، تشخیص آزمایشگاهی و مقابله با همهگیریها داشته و از کار افتادن آن میتواند توان پاسخ به طغیان بیماریها را در ایران و منطقه بهشدت تضعیف کند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ملی مذهبی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واقعیت این است که تشکرها و چراغسبزهای جریان سلطنتطلب، عملاً به سوخت ماشین جنگی اسرائیل تبدیل شده است. رهبران اسرائیل، بهویژه نتانیاهو، از این ابراز وفاداریها به عنوان یک «مجوز اخلاقی» برای توجیه تجاوزات نظامی خود استفاده میکنند تا در افکار عمومی جهان اینطور وانمود کنند که حملات آنها مورد انتظار و حمایت خودِ ایرانیان است.
نمونه بارز این بهرهبرداری تبلیغاتی را میتوان در وقاحت کلام نتانیاهو دید، آنجا که با تکیه بر همین پیامهای حمایتی مدعی میشود:
این دست تبلیغات، فراتر از یک ابراز علاقه ساده، بخشی از پازل جنگ است. نتانیاهو با تکرار این حرفها سعی دارد تجاوز نظامی به خاک ایران را یک «اقدام رهاییبخش» جلوه دهد. در واقع، جریانات سلطنتطلب با این رویکرد به پیمانکاران تبلیغاتی پروژهای بدل شدهاند که هدف نهاییاش تخریب زیرساختها و تضعیف تمامیت ارضی ایران است. این پیوند میان طلبِ جنگ و ادعای میهنپرستی، پارادوکسی است که مستقیماً امنیت ملی را هدف قرار داده است.
✅ @mellimazzhabi
نمونه بارز این بهرهبرداری تبلیغاتی را میتوان در وقاحت کلام نتانیاهو دید، آنجا که با تکیه بر همین پیامهای حمایتی مدعی میشود:
«در ایران، خیابانها را به نام من نامگذاری میکنند... مرا "بیبی جون" صدا میکنند، بیبی عزیز!»
این دست تبلیغات، فراتر از یک ابراز علاقه ساده، بخشی از پازل جنگ است. نتانیاهو با تکرار این حرفها سعی دارد تجاوز نظامی به خاک ایران را یک «اقدام رهاییبخش» جلوه دهد. در واقع، جریانات سلطنتطلب با این رویکرد به پیمانکاران تبلیغاتی پروژهای بدل شدهاند که هدف نهاییاش تخریب زیرساختها و تضعیف تمامیت ارضی ایران است. این پیوند میان طلبِ جنگ و ادعای میهنپرستی، پارادوکسی است که مستقیماً امنیت ملی را هدف قرار داده است.
✅ @mellimazzhabi
🤬4🤯1😱1😈1
Forwarded from بین دوگانگیها
🔹آرنو برتران:
اغراق نیست اگر بگوییم این مقاله «آتلانتیک»، با توجه به نویسنده [رابرت کیگان] و رسانهای [آتلانتیک] که آن را منتشر کرده، چقدر فوقالعاده و عجیب است.
Checkmate in Iran
🔵Washington can’t reverse or control the consequences of losing this war.
By Robert Kagan
May 10, 2026,
Atlantic Monthly
صرفاً جهت یادآوری، باب کیگان (Bob Kagan) فردی است که:
* بنیانگذار «پروژه قرن جدید آمریکایی» (PNAC) است؛ که احتمالاً امپریالیستیترین اتاق فکر در واشینگتن محسوب میشود (که خودش رکورد بزرگی است).
* مردی که تمام عمرش را صرف دفاع از مداخلات نظامی آمریکا، بهویژه در خاورمیانه کرده و حامی سرسخت جنگ عراق بود. او حتی پیش از واقعه ۱۱ سپتامبر شروع به تبلیغ برای حمله به عراق کرد، که خود گویای همهچیز است...
* همسر ویکتوریا نولاند، مقام ارشد سابق و بسیار تندروی آمریکا (معمار اصلی سیاستهای ایالات متحده در قبال اوکراین، با پیامدهایی که امروز شاهدش هستیم).
* برادر فردریک کیگان، یکی از طراحان اصلی طرح افزایش نیرو در عراق (Iraq surge).
به عبارت دیگر، ما با یک «صلحطلبِ ضدامپریالیست» طرف نیستیم. این دقیقاً همان کسی است که دیک چینی وقتی به یک سخنرانی انگیزشی نیاز داشت، به او زنگ میزد.
و حالا این آدم دارد در «آتلانتیک» مینویسد؛ یعنی وفادارترین رسانه جریان اصلی به سیاستهای جنگطلبانه در آمریکا (که این هم رکورد دیگری است).
بنابراین وقتی او مینویسد که ایالات متحده در ایران دچار یک «شکست مطلق» شده که در تاریخ آمریکا بیسابقه است و «نه قابل جبران است و نه قابل نادیده گرفتن»، این عملاً معادل این است که «رونالد مکدونالد» به شما بگوید همبرگرها تعریفی ندارند: یعنی همبرگرها واقعاً، واقعاً افتضاح هستند.
بسیار عجیب (و تا حدی برای من نگرانکننده) است که استدلالهای او در مورد اینکه چرا این یک شکست بزرگ است، عملاً همانهایی است که من ماه گذشته در مقاله خود با عنوان «اولین جنگ چندقطبی» مطرح کرده بودم.
این موارد را بررسی کنیم:
### ۱) ویتنام و افغانستان قابل بقا بودند، این یکی نیست.
او معتقد است که این جنگ - و شکست آمریکا - از نظر ماهیت با مداخلات قبلی ایالات متحده کاملاً متفاوت است.
در حالی که من نوشتم جنگهای ویتنام و افغانستان تغییر چندانی در معادلات قدرت ایجاد نکردند («در نمای کلی، غول [آمریکا] فقط با یک غرور جریحهدار شده صحنه را ترک کرد»)، کیگان مینویسد: «شکستها در ویتنام و افغانستان پرهزینه بودند اما آسیب دائمی به موقعیت کلی آمریکا در جهان وارد نکردند.»
و وقتی من نوشتم «به طرز دردناکی واضح است که جنگ ایران ماهیتی کیفیتاً متفاوت از آنها دارد»، او مینویسد: «شکست در رویارویی کنونی با ایران، شخصیتی کاملاً متفاوت خواهد داشت.»
دقیقاً همان نکته.
### ۲) ایران هرگز از هرمز دست نمیکشد و از آن به عنوان اهرم فشار گزینشی استفاده میکند.
وقتی من نوشتم ایران با برقراری یک «رژیم مبتنی بر مجوز» در تنگه هرمز، مفهوم «آزادی دریانوردی» را زیر و رو کرده است، کیگان به همان نتیجه میرسد: «ایران نه تنها قادر خواهد بود برای عبور و مرور عوارض مطالبه کند، بلکه ترانزیت را فقط برای کشورهایی که با آنها روابط خوبی دارد، محدود میکند.»
او همچنین موافق است که «ایران هیچ تمایلی به بازگشت به وضعیت قبلی (Status quo ante) ندارد»؛ در حالی که من در مقاله خود از قالیباف (رئیس مجلس ایران) نقل کرده بودم که: «وضعیت تنگه هرمز به حالت پیش از جنگ باز نخواهد گشت.» همان نکته و عملاً همان کلمات.
### ۳) کشورهای خلیج فارس ناچار به سازش با ایران خواهند بود.
او معتقد است که اکثر کشورهای حاشیه خلیج فارس چارهای جز سازش با ایران ندارند، که عملاً ایران را به قدرت مسلط منطقهای تبدیل میکند.
کیگان مینویسد: «ایالات متحده ثابت خواهد کرد که یک ببر کاغذی است و کشورهای خلیج [فارس] و دیگر کشورهای عربی را مجبور به سازش با ایران میکند.»
من هم در مقابل نوشته بودم: «سلطنتهای خلیج [فارس] در نهایت باید بین دو گزینه امنیتی یکی را انتخاب کنند. یکی ماندن در کنار ابرقدرتی دوردست که [نمیتواند از آنها محافظت کند]. گزینه دیگر: صلح با قدرت منطقهای که همین حالا ثابت کرده میتواند هر زمان که بخواهد به [آنها] ضربه بزند.» که البته این بیشتر شبیه یک اجبار است تا انتخاب...
🔻به جهت ادامه مطالعه ترجمه فارسی متن کامل نوشته لطفا بر دکمه Instant View و یا لینک زیر فشار دهید.
https://telegra.ph/On-Robert-Kegan-Article-in-Atlantic--Check-Mate-in-Iran-05-11
🔻پیوند به اصل نوشته:
https://x.com/RnaudBertrand/status/2053741799047655462?s=20
پیوند به ترجمه کامل نوشته در X:
https://x.com/FGhoddoussi/status/2053846564901171315?s=20
@BetweenDichotomies
اغراق نیست اگر بگوییم این مقاله «آتلانتیک»، با توجه به نویسنده [رابرت کیگان] و رسانهای [آتلانتیک] که آن را منتشر کرده، چقدر فوقالعاده و عجیب است.
Checkmate in Iran
🔵Washington can’t reverse or control the consequences of losing this war.
By Robert Kagan
May 10, 2026,
Atlantic Monthly
صرفاً جهت یادآوری، باب کیگان (Bob Kagan) فردی است که:
* بنیانگذار «پروژه قرن جدید آمریکایی» (PNAC) است؛ که احتمالاً امپریالیستیترین اتاق فکر در واشینگتن محسوب میشود (که خودش رکورد بزرگی است).
* مردی که تمام عمرش را صرف دفاع از مداخلات نظامی آمریکا، بهویژه در خاورمیانه کرده و حامی سرسخت جنگ عراق بود. او حتی پیش از واقعه ۱۱ سپتامبر شروع به تبلیغ برای حمله به عراق کرد، که خود گویای همهچیز است...
* همسر ویکتوریا نولاند، مقام ارشد سابق و بسیار تندروی آمریکا (معمار اصلی سیاستهای ایالات متحده در قبال اوکراین، با پیامدهایی که امروز شاهدش هستیم).
* برادر فردریک کیگان، یکی از طراحان اصلی طرح افزایش نیرو در عراق (Iraq surge).
به عبارت دیگر، ما با یک «صلحطلبِ ضدامپریالیست» طرف نیستیم. این دقیقاً همان کسی است که دیک چینی وقتی به یک سخنرانی انگیزشی نیاز داشت، به او زنگ میزد.
و حالا این آدم دارد در «آتلانتیک» مینویسد؛ یعنی وفادارترین رسانه جریان اصلی به سیاستهای جنگطلبانه در آمریکا (که این هم رکورد دیگری است).
بنابراین وقتی او مینویسد که ایالات متحده در ایران دچار یک «شکست مطلق» شده که در تاریخ آمریکا بیسابقه است و «نه قابل جبران است و نه قابل نادیده گرفتن»، این عملاً معادل این است که «رونالد مکدونالد» به شما بگوید همبرگرها تعریفی ندارند: یعنی همبرگرها واقعاً، واقعاً افتضاح هستند.
بسیار عجیب (و تا حدی برای من نگرانکننده) است که استدلالهای او در مورد اینکه چرا این یک شکست بزرگ است، عملاً همانهایی است که من ماه گذشته در مقاله خود با عنوان «اولین جنگ چندقطبی» مطرح کرده بودم.
این موارد را بررسی کنیم:
### ۱) ویتنام و افغانستان قابل بقا بودند، این یکی نیست.
او معتقد است که این جنگ - و شکست آمریکا - از نظر ماهیت با مداخلات قبلی ایالات متحده کاملاً متفاوت است.
در حالی که من نوشتم جنگهای ویتنام و افغانستان تغییر چندانی در معادلات قدرت ایجاد نکردند («در نمای کلی، غول [آمریکا] فقط با یک غرور جریحهدار شده صحنه را ترک کرد»)، کیگان مینویسد: «شکستها در ویتنام و افغانستان پرهزینه بودند اما آسیب دائمی به موقعیت کلی آمریکا در جهان وارد نکردند.»
و وقتی من نوشتم «به طرز دردناکی واضح است که جنگ ایران ماهیتی کیفیتاً متفاوت از آنها دارد»، او مینویسد: «شکست در رویارویی کنونی با ایران، شخصیتی کاملاً متفاوت خواهد داشت.»
دقیقاً همان نکته.
### ۲) ایران هرگز از هرمز دست نمیکشد و از آن به عنوان اهرم فشار گزینشی استفاده میکند.
وقتی من نوشتم ایران با برقراری یک «رژیم مبتنی بر مجوز» در تنگه هرمز، مفهوم «آزادی دریانوردی» را زیر و رو کرده است، کیگان به همان نتیجه میرسد: «ایران نه تنها قادر خواهد بود برای عبور و مرور عوارض مطالبه کند، بلکه ترانزیت را فقط برای کشورهایی که با آنها روابط خوبی دارد، محدود میکند.»
او همچنین موافق است که «ایران هیچ تمایلی به بازگشت به وضعیت قبلی (Status quo ante) ندارد»؛ در حالی که من در مقاله خود از قالیباف (رئیس مجلس ایران) نقل کرده بودم که: «وضعیت تنگه هرمز به حالت پیش از جنگ باز نخواهد گشت.» همان نکته و عملاً همان کلمات.
### ۳) کشورهای خلیج فارس ناچار به سازش با ایران خواهند بود.
او معتقد است که اکثر کشورهای حاشیه خلیج فارس چارهای جز سازش با ایران ندارند، که عملاً ایران را به قدرت مسلط منطقهای تبدیل میکند.
کیگان مینویسد: «ایالات متحده ثابت خواهد کرد که یک ببر کاغذی است و کشورهای خلیج [فارس] و دیگر کشورهای عربی را مجبور به سازش با ایران میکند.»
من هم در مقابل نوشته بودم: «سلطنتهای خلیج [فارس] در نهایت باید بین دو گزینه امنیتی یکی را انتخاب کنند. یکی ماندن در کنار ابرقدرتی دوردست که [نمیتواند از آنها محافظت کند]. گزینه دیگر: صلح با قدرت منطقهای که همین حالا ثابت کرده میتواند هر زمان که بخواهد به [آنها] ضربه بزند.» که البته این بیشتر شبیه یک اجبار است تا انتخاب...
🔻به جهت ادامه مطالعه ترجمه فارسی متن کامل نوشته لطفا بر دکمه Instant View و یا لینک زیر فشار دهید.
https://telegra.ph/On-Robert-Kegan-Article-in-Atlantic--Check-Mate-in-Iran-05-11
🔻پیوند به اصل نوشته:
https://x.com/RnaudBertrand/status/2053741799047655462?s=20
پیوند به ترجمه کامل نوشته در X:
https://x.com/FGhoddoussi/status/2053846564901171315?s=20
@BetweenDichotomies
Telegraph
On Robert Kegan Article in Atlantic- Check Mate in Iran
آرنو برتران: اغراق نیست اگر بگوییم این مقاله «آتلانتیک»، با توجه به نویسنده و رسانهای که آن را منتشر کرده، چقدر فوقالعاده و عجیب است. Checkmate in Iran Washington can’t reverse or control the consequences of losing this war. By Robert Kagan May 10, 2026…
🔥2
https://x.com/i/status/2053740047833378825
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from بریدهها و برادهها
این مقاله اتلانتیک جالبه. نویسنده تعریف میکنه که چند سال پیش دعوت شده بوده به یک مهمونی گردهمایی فوقخصوصی که متعلق به Jeff Bezos بوده. جایی پر از میلیاردرها، مدیرهای غولهای تکنولوژی، سرمایهگذارها، آدمهای رسانهای و سلبریتیها. ولی چیزی که بیش از همه ذهنش رو درگیر کرده، تجمل یا ثروت عجیب اونجا نبوده، بلکه این حس بوده که این آدمها واقعا فکر میکنن از عواقب کارهاشون مصونن.
یعنی انگار توی دنیایی زندگی میکنن که قانون، شکست، یا حتی واقعیت عادی زندگی مردم دیگه بهشون نمیرسه.
نویسنده میگه وقتی با این آدمها حرف میزدی، حس میکردی دیگه مثل بقیه انسانها به جامعه نگاه نمیکنن. مردم عادی براشون بیشتر شبیه «داده»، «کاربر»، «جمعیت» یا «بازار» هستن تا انسان واقعی با احساسات و زندگی پیچیده.
مقاله بعد میره سراغ دنیای سیلیکونولی و توضیح میده که چطور بخشی از فرهنگ تکنولوژی کمکم به این باور رسیده که:
اگر خیلی باهوش و خیلی پولدار باشی، پس حتما حق داری دنیا رو شکل بدی.
و اینجاست که نویسنده از آدمهایی مثل Elon Musk و Peter Thiel اسم میاره. نه فقط به خاطر ثروتشون، بلکه به خاطر نوع نگاهشون به جامعه، سیاست و انسانها.
مثلا میگه در بخشی از این فرهنگ، «همدلی» تبدیل شده به یک نقطه ضعف. یعنی اگر زیادی نگران آسیب دیدن مردم باشی، از نظر اونها «احساسی» یا «غیرعملی» حساب میشی. در عوض، چیزی که تحسین میشه، قدرت، سرعت، تسلط و شکستن محدودیتهاست؛ حتی اگر وسطش کلی آدم له بشن.
نویسنده میگه مشکل اصلی این نیست که این آدمها پول زیادی دارن. مشکل اینه که اونقدر ثروت و نفوذ دارن که دیگه تقریبا هیچ مکانیسمی برای متوقف کردنشون وجود نداره.
اگر یک مدیر عادی اشتباه بزرگی کنه، ممکنه اخراج بشه، ورشکست بشه یا اعتبارش نابود بشه. ولی برای بعضی از این میلیاردرها، شکست هم تبدیل شده به یک بازی. پروژه شکست میخوره؟ مهم نیست. هزاران نفر آسیب میبینن؟ باز هم مهم نیست. چون هنوز میلیاردها دلار دارن، رسانه دارن، نفوذ سیاسی دارن و میتونن دوباره از اول شروع کنن.
مقاله این وضعیت رو «زندگی بدون پیامد» توصیف میکنه؛ یعنی زندگیای که توش آدم دیگه واقعا هزینهی اشتباهاتش رو نمیده.
یه بخش خیلی مهم مقاله اینه که نویسنده میگه این آدمها کمکم نه فقط از مردم، بلکه حتی از خودِ واقعیت هم فاصله گرفتن. چون وقتی همیشه خصوصیجت داری، جزیره خصوصی داری، حلقهی اطرافیانت فقط آدمهای فوقثروتمندن، و هیچکس هم جرئت نمیکنه بهت “نه” بگه، کمکم فکر میکنی هر چیزی ممکنه و هر مانعی فقط برای آدمهای معمولیه.
به همین خاطر بعضی از میلیاردرهای تکنولوژی الان دربارهی استعمار مریخ، جاودانگی، کنترل ژنتیک، هوش مصنوعیِ فراتر از انسان یا ساختن شهرهای خصوصی حرف میزنن؛ در حالی که همزمان بخش بزرگی از مردم دنیا زیر فشار اجارهخانه، درمان و هزینهی زندگی دارن له میشن.
نویسنده میگه ترسناکترین بخش ماجرا اینه که این آدمها فقط پول ندارن؛ اهرمهای واقعی قدرت رو هم دارن:
شبکههای اجتماعی، رسانه، زیرساخت ارتباطی، دادههای میلیاردها انسان و حتی نفوذ مستقیم روی سیاستمدارها.
و وقتی چنین قدرتی دست آدمهایی بیفته که خودشون رو فراتر از جامعه میبینن، نتیجه میتونه خطرناک باشه.
آخر مقاله حس کلی اینه که نویسنده داره هشدار میده:
ما وارد دورهای شدیم که بعضی میلیاردرها دیگه فقط «ثروتمند» نیستن؛ عملا تبدیل شدن به ساختارهای قدرت مستقل. آدمهایی که میتونن روی سیاست، فرهنگ، اقتصاد و حتی درک ما از واقعیت اثر بذارن، بدون اینکه تقریبا هیچ پاسخگویی واقعیای وجود داشته باشه
https://www.theatlantic.com/magazine/2026/05/billionaire-consequence-free-reality/686588/
https://x.com/i/status/2053901421695647982
یعنی انگار توی دنیایی زندگی میکنن که قانون، شکست، یا حتی واقعیت عادی زندگی مردم دیگه بهشون نمیرسه.
نویسنده میگه وقتی با این آدمها حرف میزدی، حس میکردی دیگه مثل بقیه انسانها به جامعه نگاه نمیکنن. مردم عادی براشون بیشتر شبیه «داده»، «کاربر»، «جمعیت» یا «بازار» هستن تا انسان واقعی با احساسات و زندگی پیچیده.
مقاله بعد میره سراغ دنیای سیلیکونولی و توضیح میده که چطور بخشی از فرهنگ تکنولوژی کمکم به این باور رسیده که:
اگر خیلی باهوش و خیلی پولدار باشی، پس حتما حق داری دنیا رو شکل بدی.
و اینجاست که نویسنده از آدمهایی مثل Elon Musk و Peter Thiel اسم میاره. نه فقط به خاطر ثروتشون، بلکه به خاطر نوع نگاهشون به جامعه، سیاست و انسانها.
مثلا میگه در بخشی از این فرهنگ، «همدلی» تبدیل شده به یک نقطه ضعف. یعنی اگر زیادی نگران آسیب دیدن مردم باشی، از نظر اونها «احساسی» یا «غیرعملی» حساب میشی. در عوض، چیزی که تحسین میشه، قدرت، سرعت، تسلط و شکستن محدودیتهاست؛ حتی اگر وسطش کلی آدم له بشن.
نویسنده میگه مشکل اصلی این نیست که این آدمها پول زیادی دارن. مشکل اینه که اونقدر ثروت و نفوذ دارن که دیگه تقریبا هیچ مکانیسمی برای متوقف کردنشون وجود نداره.
اگر یک مدیر عادی اشتباه بزرگی کنه، ممکنه اخراج بشه، ورشکست بشه یا اعتبارش نابود بشه. ولی برای بعضی از این میلیاردرها، شکست هم تبدیل شده به یک بازی. پروژه شکست میخوره؟ مهم نیست. هزاران نفر آسیب میبینن؟ باز هم مهم نیست. چون هنوز میلیاردها دلار دارن، رسانه دارن، نفوذ سیاسی دارن و میتونن دوباره از اول شروع کنن.
مقاله این وضعیت رو «زندگی بدون پیامد» توصیف میکنه؛ یعنی زندگیای که توش آدم دیگه واقعا هزینهی اشتباهاتش رو نمیده.
یه بخش خیلی مهم مقاله اینه که نویسنده میگه این آدمها کمکم نه فقط از مردم، بلکه حتی از خودِ واقعیت هم فاصله گرفتن. چون وقتی همیشه خصوصیجت داری، جزیره خصوصی داری، حلقهی اطرافیانت فقط آدمهای فوقثروتمندن، و هیچکس هم جرئت نمیکنه بهت “نه” بگه، کمکم فکر میکنی هر چیزی ممکنه و هر مانعی فقط برای آدمهای معمولیه.
به همین خاطر بعضی از میلیاردرهای تکنولوژی الان دربارهی استعمار مریخ، جاودانگی، کنترل ژنتیک، هوش مصنوعیِ فراتر از انسان یا ساختن شهرهای خصوصی حرف میزنن؛ در حالی که همزمان بخش بزرگی از مردم دنیا زیر فشار اجارهخانه، درمان و هزینهی زندگی دارن له میشن.
نویسنده میگه ترسناکترین بخش ماجرا اینه که این آدمها فقط پول ندارن؛ اهرمهای واقعی قدرت رو هم دارن:
شبکههای اجتماعی، رسانه، زیرساخت ارتباطی، دادههای میلیاردها انسان و حتی نفوذ مستقیم روی سیاستمدارها.
و وقتی چنین قدرتی دست آدمهایی بیفته که خودشون رو فراتر از جامعه میبینن، نتیجه میتونه خطرناک باشه.
آخر مقاله حس کلی اینه که نویسنده داره هشدار میده:
ما وارد دورهای شدیم که بعضی میلیاردرها دیگه فقط «ثروتمند» نیستن؛ عملا تبدیل شدن به ساختارهای قدرت مستقل. آدمهایی که میتونن روی سیاست، فرهنگ، اقتصاد و حتی درک ما از واقعیت اثر بذارن، بدون اینکه تقریبا هیچ پاسخگویی واقعیای وجود داشته باشه
https://www.theatlantic.com/magazine/2026/05/billionaire-consequence-free-reality/686588/
https://x.com/i/status/2053901421695647982
The Atlantic
What I Learned About Billionaires at Jeff Bezos’s Private Retreat
For the richest men on Earth, everything is free and nothing matters.
❤3👏1
جالبه یه عده سه ماه پیش میگفتن از این بدتر نمیشه و باید جنگ بشه؛
الان کلی ناله میکنند که اینترنت قطع شده، دلار شده ۱۸۰تومن، بیکار شدیم، اعدامها بیشتر شده، تورم دوبرابر شده و... و دیگه از این بدتر نمیشه و باید جنگ ادامه پیدا کنه؛
دوست عزیز اونچیزی که از این بدتر نمیشه بلاهت شماس وگرنه با توجه به باز شدن دروازههای جهنم به رومون، خیلی چیزهای بسیار بدتری میتونه در انتظارمون باشه که تا همین الان هم ازش قسر در رفتیم
🔗 علی نانوایی (@Alinanvayi)
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔗 Emily (@EmilyAmraee)
دوست دارم با دمپایی ابری خیس بزنم توی دهن هر کی که گفت و میگه: «از این بدتر نمیشه».
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
📉 Ellinne
الان کلی ناله میکنند که اینترنت قطع شده، دلار شده ۱۸۰تومن، بیکار شدیم، اعدامها بیشتر شده، تورم دوبرابر شده و... و دیگه از این بدتر نمیشه و باید جنگ ادامه پیدا کنه؛
دوست عزیز اونچیزی که از این بدتر نمیشه بلاهت شماس وگرنه با توجه به باز شدن دروازههای جهنم به رومون، خیلی چیزهای بسیار بدتری میتونه در انتظارمون باشه که تا همین الان هم ازش قسر در رفتیم
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
دوست دارم با دمپایی ابری خیس بزنم توی دهن هر کی که گفت و میگه: «از این بدتر نمیشه».
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👏3
۱. «آستانهی اتمی بازدارندگی میآورد.» نه لزوماً. آستانهی اتمی بدون قابلیت بقا، ابهام معتبر، ارادهی سیاسی و معماری فرماندهی، بیشتر فشار پیشدستانه تولید میکند تا بازدارندگی.
۲. «حتی یک بمب بازدارندگی میآورد.» یک بمب، بدون سامانهی فرماندهی و کنترل، زنجیرهی تصمیمگیری، امنیت نگهداری، امکان بقا پس از ضربهی اول و توان انتقال پیام، الزاماً بازدارنده نیست. بمب بهتنهایی بازدارندگی نیست؛ همانطور که برای آفریقای جنوبی نبود.
۳. «تنگهی هرمز جانشین بازدارندگی اتمی است.» هرمز یک اهرم ژئواکونومیک است، نه جانشین بازدارندگی راهبردی. میتواند هزینهی بحران را برای دیگران بالا ببرد، بازار انرژی را حساس کند و بر محاسبات اقتصادی بازیگران اثر بگذارد، اما جایگزین قابلیت بازدارندگی پایدار نمیشود. اتکا به هرمز بهعنوان سپر راهبردی، ممکن است بهجای بازدارندگی، ائتلافسازی علیه ایران، تشدید نظامی و فرسایش مشروعیت بینالمللی ایجاد کند.
بازدارندگی هستهای در نهایت محصول داشتن بمب نیست؛ محصول ترکیب توان تخریب، بقاپذیری، فرماندهی و کنترل، اعتبار تهدید، ارادهی سیاسی، محاسبهپذیری و توان مدیریت تنش است. بدون اینها، آستانه یا هرمز بهتنهایی بازدارندگی نمیسازند؛ فقط میتوانند توهم بازدارندگی تولید کنند.
#حسین_قتیب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
صادرکنندگان مهم گندم جهان @Ellinne
خبرگزاری رویترز:
قراردادهای آتی گندم در بورس شیکاگو (CBOT) و گندم K.C. روز سهشنبه تا سقف مجاز روزانه معاملات افزایش یافتند، پس از آنکه وزارت کشاورزی ایالات متحده پیشبینی کرد برداشت گندم این کشور به پایینترین سطح از سال ۱۹۷۲ برسد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
---
ایالات متحده ماه گذشته بدترین خشکسالی بهاری ثبتشده در تاریخ خود را تجربه کرد؛ بهطوری که بیش از ۶۰٪ از اراضی ۴۸ ایالت اصلی آمریکا دچار خشکسالی متوسط یا شدیدتر بودند.
این خشکسالی در میان کشاورزان و فعالان محیطزیست در سراسر کشور نگرانی ایجاد کرده است. آنها هشدار میدهند که ممکن است عرضه مواد غذایی تحت تأثیر قرار بگیرد و همچنین آتشسوزیهای جنگلی در مناطقی رخ دهد که معمولاً چنین پدیدهای در آنها دیده نمیشود.
---
شرایط خشک عمدتاً در جنوبشرق آمریکا متمرکز است؛ جایی که طبق گزارش U.S. Drought Monitor در اوج خود در ماه آوریل، ۹۹.۸۱٪ از منطقه تحت خشکسالی متوسط تا استثنایی قرار داشت.
خشکسالی شدید تا استثنایی بیش از ۸۰٪ از منطقه را دربرگرفته بود که بالاترین سطح ثبتشده در ماه آوریل از زمان شروع جمعآوری دادهها در سال ۲۰۰۰ است.
---
این خشکسالی مدتی است در حال شکلگیری بوده است. ایالتهای جورجیا، کارولینای شمالی و کارولینای جنوبی بین سپتامبر ۲۰۲۵ تا مارس ۲۰۲۶ خشکترین شرایط ثبتشده خود را تجربه کردند؛ در حالی که دادههای تاریخی آنها به سال ۱۸۹۵ برمیگردد.
---
با وجود اینکه بارشهای سنگین هفته گذشته در جنوب آمریکا تا حدی شرایط را در مناطق Deep South و تگزاس بهبود داد، اما U.S. Drought Monitor اعلام کرد که «شرایط خشکسالی در جنوبشرقی آلاباما، جورجیا و شمالغرب فلوریدا تقریباً بدون تغییر باقی مانده است»، زیرا رطوبت خاک و جریان رودخانهها همچنان بسیار پایین است.
---
اداره ملی اقیانوسی و جوی آمریکا (NOAA) اعلام کرد که دوره ژانویه تا مارس خشکترین دوره ثبتشده برای ایالات متحده قارهای بوده است؛ بهطوری که میزان بارش به طور کلی کمتر از ۷۰٪ میانگین معمول بوده و این شرایط خشک اکنون به گسترهای نزدیک به بزرگترین خشکسالی از نوامبر ۲۰۲۲ رسیده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM