۱. «آستانهی اتمی بازدارندگی میآورد.» نه لزوماً. آستانهی اتمی بدون قابلیت بقا، ابهام معتبر، ارادهی سیاسی و معماری فرماندهی، بیشتر فشار پیشدستانه تولید میکند تا بازدارندگی.
۲. «حتی یک بمب بازدارندگی میآورد.» یک بمب، بدون سامانهی فرماندهی و کنترل، زنجیرهی تصمیمگیری، امنیت نگهداری، امکان بقا پس از ضربهی اول و توان انتقال پیام، الزاماً بازدارنده نیست. بمب بهتنهایی بازدارندگی نیست؛ همانطور که برای آفریقای جنوبی نبود.
۳. «تنگهی هرمز جانشین بازدارندگی اتمی است.» هرمز یک اهرم ژئواکونومیک است، نه جانشین بازدارندگی راهبردی. میتواند هزینهی بحران را برای دیگران بالا ببرد، بازار انرژی را حساس کند و بر محاسبات اقتصادی بازیگران اثر بگذارد، اما جایگزین قابلیت بازدارندگی پایدار نمیشود. اتکا به هرمز بهعنوان سپر راهبردی، ممکن است بهجای بازدارندگی، ائتلافسازی علیه ایران، تشدید نظامی و فرسایش مشروعیت بینالمللی ایجاد کند.
بازدارندگی هستهای در نهایت محصول داشتن بمب نیست؛ محصول ترکیب توان تخریب، بقاپذیری، فرماندهی و کنترل، اعتبار تهدید، ارادهی سیاسی، محاسبهپذیری و توان مدیریت تنش است. بدون اینها، آستانه یا هرمز بهتنهایی بازدارندگی نمیسازند؛ فقط میتوانند توهم بازدارندگی تولید کنند.
#حسین_قتیب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
صادرکنندگان مهم گندم جهان @Ellinne
خبرگزاری رویترز:
قراردادهای آتی گندم در بورس شیکاگو (CBOT) و گندم K.C. روز سهشنبه تا سقف مجاز روزانه معاملات افزایش یافتند، پس از آنکه وزارت کشاورزی ایالات متحده پیشبینی کرد برداشت گندم این کشور به پایینترین سطح از سال ۱۹۷۲ برسد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
---
ایالات متحده ماه گذشته بدترین خشکسالی بهاری ثبتشده در تاریخ خود را تجربه کرد؛ بهطوری که بیش از ۶۰٪ از اراضی ۴۸ ایالت اصلی آمریکا دچار خشکسالی متوسط یا شدیدتر بودند.
این خشکسالی در میان کشاورزان و فعالان محیطزیست در سراسر کشور نگرانی ایجاد کرده است. آنها هشدار میدهند که ممکن است عرضه مواد غذایی تحت تأثیر قرار بگیرد و همچنین آتشسوزیهای جنگلی در مناطقی رخ دهد که معمولاً چنین پدیدهای در آنها دیده نمیشود.
---
شرایط خشک عمدتاً در جنوبشرق آمریکا متمرکز است؛ جایی که طبق گزارش U.S. Drought Monitor در اوج خود در ماه آوریل، ۹۹.۸۱٪ از منطقه تحت خشکسالی متوسط تا استثنایی قرار داشت.
خشکسالی شدید تا استثنایی بیش از ۸۰٪ از منطقه را دربرگرفته بود که بالاترین سطح ثبتشده در ماه آوریل از زمان شروع جمعآوری دادهها در سال ۲۰۰۰ است.
---
این خشکسالی مدتی است در حال شکلگیری بوده است. ایالتهای جورجیا، کارولینای شمالی و کارولینای جنوبی بین سپتامبر ۲۰۲۵ تا مارس ۲۰۲۶ خشکترین شرایط ثبتشده خود را تجربه کردند؛ در حالی که دادههای تاریخی آنها به سال ۱۸۹۵ برمیگردد.
---
با وجود اینکه بارشهای سنگین هفته گذشته در جنوب آمریکا تا حدی شرایط را در مناطق Deep South و تگزاس بهبود داد، اما U.S. Drought Monitor اعلام کرد که «شرایط خشکسالی در جنوبشرقی آلاباما، جورجیا و شمالغرب فلوریدا تقریباً بدون تغییر باقی مانده است»، زیرا رطوبت خاک و جریان رودخانهها همچنان بسیار پایین است.
---
اداره ملی اقیانوسی و جوی آمریکا (NOAA) اعلام کرد که دوره ژانویه تا مارس خشکترین دوره ثبتشده برای ایالات متحده قارهای بوده است؛ بهطوری که میزان بارش به طور کلی کمتر از ۷۰٪ میانگین معمول بوده و این شرایط خشک اکنون به گسترهای نزدیک به بزرگترین خشکسالی از نوامبر ۲۰۲۲ رسیده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
تگزاس
آلاباما
جورجیا
کارولینای شمالی
کارولینای جنوبی
اوکلاهما
کانزاس
نبراسکا
داکوتای جنوبی
فلوریدا
در انتخابات سنای امسال، این ایالتها ۷ کرسی درگیر انتخابات دارند که در حال حاضر ۶ تاش جمهوریخواه هست و یکی دموکرات!
اون یک دمکرات "جان اوساف" از جورجیا هست که این روزا انتقادات تند و تیزش از دولت ترامپ رو دیدیم
"تام تیلیس" جمهوریخواه از کارولینای شمالی هست که زمزمههای انتقاداتش از جنگ با ایران به گوش میرسه
لیندسی گراهام هم از کارولینای جنوبی هست
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏1😈1🤝1
🇹🇷کاهش بیسابقه ذخایر ترکیه در ماه مارس در پی جنگ ایران
ذخایر ارزی ترکیه در ماه مارس بیشترین کاهش ماهانه ثبتشده در تاریخ خود را تجربه کرد، زیرا جنگ ایران باعث فروش گسترده داراییهای بازارهای نوظهور در سطح جهانی شد و بر لیر ترکیه فشار وارد کرد.
طبق دادههای تراز پرداختها که صبح چهارشنبه منتشر شد، ذخایر رسمی در ماه مارس ۴۳.۴ میلیارد دلار کاهش یافت. بخشی از این کاهش به دلیل مداخله دولت برای جبران خروج سرمایههای پرتفویی بوده است. (بلومبرگ)
—
به نظر من نکته اساسی که بلومبرگ به آن اشاره کرده این است که کسری حساب جاری ترکیه حتی پیش از شوک نفتی نیز در حال افزایش بود — این کسری در ۱۲ ماه منتهی به فوریه ۳۵ میلیارد دلار بود و حتی اگر قیمت نفت حدود ۷۰ دلار در هر بشکه باقی میماند، در مسیر رسیدن به ۵۰ میلیارد دلار قرار داشت.
رشد صادرات کالا تقریباً متوقف شده است — این رقم مدتهاست که حدود ۲۰ میلیارد دلار در ماه باقی مانده. نرخ ارز واقعیِ قوی در حال فشار آوردن بر صادرات و صنعت داخلی بوده است.
ذخایر ارزی قابل استفاده نسبتاً پایین است (هرچند ترکیه میتواند با فروش طلا منابع بیشتری به دست آورد) — حدود ۴۰ میلیارد دلار اگر سوآپ ارزی با قطر را کنار بگذاریم. همچنین در مجموع بخش زیادی از ارز خارجی موجود از بانکهای داخلی قرض گرفته شده است.
وضعیت هنوز فاجعهبار نیست — معاملات کریترید (carry trade) روی لیر در ماه آوریل قویتر از چیزی که انتظار داشتم بازگشتند — اما ریسک کاهش شدید ارزش لیر که میتواند سود حاصل از این استراتژی را از بین ببرد، در حال افزایش است.
📉Ellinne
ذخایر ارزی ترکیه در ماه مارس بیشترین کاهش ماهانه ثبتشده در تاریخ خود را تجربه کرد، زیرا جنگ ایران باعث فروش گسترده داراییهای بازارهای نوظهور در سطح جهانی شد و بر لیر ترکیه فشار وارد کرد.
طبق دادههای تراز پرداختها که صبح چهارشنبه منتشر شد، ذخایر رسمی در ماه مارس ۴۳.۴ میلیارد دلار کاهش یافت. بخشی از این کاهش به دلیل مداخله دولت برای جبران خروج سرمایههای پرتفویی بوده است. (بلومبرگ)
—
به نظر من نکته اساسی که بلومبرگ به آن اشاره کرده این است که کسری حساب جاری ترکیه حتی پیش از شوک نفتی نیز در حال افزایش بود — این کسری در ۱۲ ماه منتهی به فوریه ۳۵ میلیارد دلار بود و حتی اگر قیمت نفت حدود ۷۰ دلار در هر بشکه باقی میماند، در مسیر رسیدن به ۵۰ میلیارد دلار قرار داشت.
رشد صادرات کالا تقریباً متوقف شده است — این رقم مدتهاست که حدود ۲۰ میلیارد دلار در ماه باقی مانده. نرخ ارز واقعیِ قوی در حال فشار آوردن بر صادرات و صنعت داخلی بوده است.
ذخایر ارزی قابل استفاده نسبتاً پایین است (هرچند ترکیه میتواند با فروش طلا منابع بیشتری به دست آورد) — حدود ۴۰ میلیارد دلار اگر سوآپ ارزی با قطر را کنار بگذاریم. همچنین در مجموع بخش زیادی از ارز خارجی موجود از بانکهای داخلی قرض گرفته شده است.
وضعیت هنوز فاجعهبار نیست — معاملات کریترید (carry trade) روی لیر در ماه آوریل قویتر از چیزی که انتظار داشتم بازگشتند — اما ریسک کاهش شدید ارزش لیر که میتواند سود حاصل از این استراتژی را از بین ببرد، در حال افزایش است.
📉Ellinne
تنگه هرمز: پشت پرده ماموریت ناو شارل دو گل
مذاکرات بین ایرانیها و آمریکاییها هنوز به نتیجه نرسیده است. کشتیهای کمی به لطف توافق با تهران، توانستهاند خلیجفارس را ترک کنند. سایر کشتیهای اروپایی میتوانند به ناو هواپیمابر فرانسوی در شبه جزیره عربستان بپیوندند.
قرار است سهشنبه، ویدیوکنفرانسی به ریاست پاریس و لندن برگزار شود تا فهرستی از روشهایی که حدود چهل کشور آمادهاند برای تضمین آزادی تردد در این منطقه بکار گیرند، ارائه شود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from بین دوگانگیها
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹کورین:
خندهدارترین تضاد، در لحنِ کلام آنهاست.
«شی» درباره روابط دوجانبه، تلاطمهای جهانی، همکاری، تقابل و آینده بشریت صحبت میکرد.
در حالی که حرفهای ترامپ اساساً در این حد بود که:
«دوستی با شما برای من یک افتخاره.»
«شما رهبر بزرگی هستید.»
«من فقط حقیقت رو میگم.»
«بچهها خیلی زیبا بودند.»
یکی در حال انجام دیپلماسی بود، و دیگری جوری حرف میزد که انگار بالاخره موفق شده با کراشِ سیاسیاش یک شام خصوصی بخورد!
🔸 ترجمه فارسی گفتوگوی میان شی جینپینگ و دونالد ترامپ :
شی جینپینگ: پرزیدنت ترامپ، از ملاقات با شما در پکن بسیار خرسندم. پس از نُه سال، دوباره به چین خوش آمدید. تمام دنیا نظارهگر دیدار ماست.
در حال حاضر، تحولاتی که در یک قرن اخیر بیسابقه بوده، در سراسر جهان در حال شتاب گرفتن است و اوضاع بینالمللی متغیر و متلاطم است. جهان به تقاطع جدیدی رسیده است.
آیا چین و ایالات متحده میتوانند بر «تله توسیدید» غلبه کنند و الگوی جدیدی از روابط میان قدرتهای بزرگ ایجاد کنند؟
آیا میتوانیم با هم با چالشهای جهانی روبرو شویم و ثبات بیشتری برای جهان فراهم کنیم؟
آیا میتوانیم در راستای منافع و رفاه بشریت، آینده روشنتری را برای روابط دوجانبهمان بسازیم؟
اینها سوالاتی حیاتی برای تاریخ، جهان و مردم هستند. اینها سوالات عصر ما هستند که من و شما به عنوان رهبران کشورهای بزرگ باید به آنها پاسخ دهیم.
امسال دویست و پنجاهمین سالگرد استقلال آمریکاست؛ این مناسبت را به شما و مردم آمریکا تبریک میگویم.
من همیشه بر این باورم که منافع مشترک دو کشور ما بسیار بیشتر از اختلافاتمان است. موفقیت یکی، فرصتی برای دیگری است و یک رابطه دوجانبه پایدار برای جهان مفید است. چین و ایالات متحده هر دو از همکاری سود میبرند و از تقابل آسیب میبینند. ما باید شریک هم باشیم، نه رقیب.
ما باید به موفقیت یکدیگر کمک کنیم، با هم شکوفا شویم و راه درستی برای تعامل قدرتهای بزرگ در این عصر جدید پیدا کنیم.
آقای رئیسجمهور، من مشتاقانه منتظر گفتگوهایمان درباره موضوعات مهمی هستم که برای دو کشور و جهان اهمیت دارد تا با همکاری یکدیگر، مسیر حرکت کشتی غولپیکر روابط چین و آمریکا را هدایت کنیم؛ به گونهای که سال ۲۰۲۶ به یک نقطه عطف تاریخی تبدیل شود که فصل جدیدی در روابط دو کشور میگشاید.
من در اینجا مکث میکنم و کلام را به شما میسپارم، آقای رئیسجمهور. متشکرم.
دونالد ترامپ: خب، پرزیدنت شی، میخواهم خیلی از شما تشکر کنم.
اول از همه، این افتخاری بود که کمتر کسی مشابه آن را دیده است. من فکر میکنم به ویژه تحت تأثیر آن کودکان قرار گرفتم؛ آنها شاد و زیبا بودند. وضعیت نظامی که بدیهی است و نمیتوانست از این بهتر باشد، اما آن کودکان شگفتانگیز بودند؛ آنها مظهر خیلی چیزها هستند و میدانم که برای شما هم معنای زیادی دارند.
من و شما اکنون مدت زیادی است که یکدیگر را میشناسیم. در واقع، این طولانیترین رابطهای است که دو رئیسجمهور (از دو کشور) با هم داشتهاند و این برای من یک افتخار است.
ما رابطه فوقالعادهای داشتهایم و با هم کنار آمدهایم. هر زمان که دشواریهایی پیش میآمد، آنها را حل میکردیم. من با شما تماس میگرفتم و شما با من تماس میگرفتید و هر وقت مشکلی داشتیم...
مردم نمیدانند، اما هر وقت مشکلی داشتیم، آن را حل میکردیم. ما آینده فوقالعادهای خواهیم داشت.
من احترام زیادی برای چین و کارهایی که انجام دادهاید قائلم. من این را به همه میگویم؛ شما رهبر بزرگی هستید. گاهی اوقات مردم دوست ندارند که من این را بگویم، اما به هر حال میگویم چون حقیقت دارد. من فقط حقیقت را میگویم.
و میخواهم از طرف تمام هیئت همراه عالیرتبهای که داریم بگویم؛ ما بزرگترین بازرگانان را همراه داریم، گمان میکنم بهترینها در جهان باشند.
افراد شگفتانگیزی همراه من هستند، تکتک آنها. ما از سی نفر برتر دنیا دعوت کردیم و تکتک آنها پاسخ مثبت دادند. من نفرات دوم یا سوم شرکتها را نمیخواستم، فقط نفرات اول را میخواستم و آنها امروز اینجا هستند تا به شما و چین ادای احترام کنند.
آنها مشتاق تجارت و معامله هستند و این رابطه از طرف ما کاملاً متقابل خواهد بود. بنابراین من واقعاً بسیار مشتاق گفتگویمان هستم؛ گفتگوی بزرگی است. کسانی هستند که میگویند این شاید بزرگترین نشست سران تاریخ باشد.
آنها چیزی شبیه به این را به خاطر نمیآورند. میتوانم بگویم در ایالات متحده، مردم درباره هیچ چیز دیگری جز این صحبت نمیکنند.
اما بودن در کنار شما مایه افتخار است. افتخار میکنم که دوست شما هستم و رابطه بین چین و آمریکا بهتر از هر زمان دیگری خواهد بود. خیلی متشکرم. ممنون.
https://x.com/i/status/2054776560574681509
🔻ویدیو کلیپهمراه با زیرنویس فارسی است.
🔻پیوند در X:
@BetweenDichotomies
خندهدارترین تضاد، در لحنِ کلام آنهاست.
«شی» درباره روابط دوجانبه، تلاطمهای جهانی، همکاری، تقابل و آینده بشریت صحبت میکرد.
در حالی که حرفهای ترامپ اساساً در این حد بود که:
«دوستی با شما برای من یک افتخاره.»
«شما رهبر بزرگی هستید.»
«من فقط حقیقت رو میگم.»
«بچهها خیلی زیبا بودند.»
یکی در حال انجام دیپلماسی بود، و دیگری جوری حرف میزد که انگار بالاخره موفق شده با کراشِ سیاسیاش یک شام خصوصی بخورد!
🔸 ترجمه فارسی گفتوگوی میان شی جینپینگ و دونالد ترامپ :
شی جینپینگ: پرزیدنت ترامپ، از ملاقات با شما در پکن بسیار خرسندم. پس از نُه سال، دوباره به چین خوش آمدید. تمام دنیا نظارهگر دیدار ماست.
در حال حاضر، تحولاتی که در یک قرن اخیر بیسابقه بوده، در سراسر جهان در حال شتاب گرفتن است و اوضاع بینالمللی متغیر و متلاطم است. جهان به تقاطع جدیدی رسیده است.
آیا چین و ایالات متحده میتوانند بر «تله توسیدید» غلبه کنند و الگوی جدیدی از روابط میان قدرتهای بزرگ ایجاد کنند؟
آیا میتوانیم با هم با چالشهای جهانی روبرو شویم و ثبات بیشتری برای جهان فراهم کنیم؟
آیا میتوانیم در راستای منافع و رفاه بشریت، آینده روشنتری را برای روابط دوجانبهمان بسازیم؟
اینها سوالاتی حیاتی برای تاریخ، جهان و مردم هستند. اینها سوالات عصر ما هستند که من و شما به عنوان رهبران کشورهای بزرگ باید به آنها پاسخ دهیم.
امسال دویست و پنجاهمین سالگرد استقلال آمریکاست؛ این مناسبت را به شما و مردم آمریکا تبریک میگویم.
من همیشه بر این باورم که منافع مشترک دو کشور ما بسیار بیشتر از اختلافاتمان است. موفقیت یکی، فرصتی برای دیگری است و یک رابطه دوجانبه پایدار برای جهان مفید است. چین و ایالات متحده هر دو از همکاری سود میبرند و از تقابل آسیب میبینند. ما باید شریک هم باشیم، نه رقیب.
ما باید به موفقیت یکدیگر کمک کنیم، با هم شکوفا شویم و راه درستی برای تعامل قدرتهای بزرگ در این عصر جدید پیدا کنیم.
آقای رئیسجمهور، من مشتاقانه منتظر گفتگوهایمان درباره موضوعات مهمی هستم که برای دو کشور و جهان اهمیت دارد تا با همکاری یکدیگر، مسیر حرکت کشتی غولپیکر روابط چین و آمریکا را هدایت کنیم؛ به گونهای که سال ۲۰۲۶ به یک نقطه عطف تاریخی تبدیل شود که فصل جدیدی در روابط دو کشور میگشاید.
من در اینجا مکث میکنم و کلام را به شما میسپارم، آقای رئیسجمهور. متشکرم.
دونالد ترامپ: خب، پرزیدنت شی، میخواهم خیلی از شما تشکر کنم.
اول از همه، این افتخاری بود که کمتر کسی مشابه آن را دیده است. من فکر میکنم به ویژه تحت تأثیر آن کودکان قرار گرفتم؛ آنها شاد و زیبا بودند. وضعیت نظامی که بدیهی است و نمیتوانست از این بهتر باشد، اما آن کودکان شگفتانگیز بودند؛ آنها مظهر خیلی چیزها هستند و میدانم که برای شما هم معنای زیادی دارند.
من و شما اکنون مدت زیادی است که یکدیگر را میشناسیم. در واقع، این طولانیترین رابطهای است که دو رئیسجمهور (از دو کشور) با هم داشتهاند و این برای من یک افتخار است.
ما رابطه فوقالعادهای داشتهایم و با هم کنار آمدهایم. هر زمان که دشواریهایی پیش میآمد، آنها را حل میکردیم. من با شما تماس میگرفتم و شما با من تماس میگرفتید و هر وقت مشکلی داشتیم...
مردم نمیدانند، اما هر وقت مشکلی داشتیم، آن را حل میکردیم. ما آینده فوقالعادهای خواهیم داشت.
من احترام زیادی برای چین و کارهایی که انجام دادهاید قائلم. من این را به همه میگویم؛ شما رهبر بزرگی هستید. گاهی اوقات مردم دوست ندارند که من این را بگویم، اما به هر حال میگویم چون حقیقت دارد. من فقط حقیقت را میگویم.
و میخواهم از طرف تمام هیئت همراه عالیرتبهای که داریم بگویم؛ ما بزرگترین بازرگانان را همراه داریم، گمان میکنم بهترینها در جهان باشند.
افراد شگفتانگیزی همراه من هستند، تکتک آنها. ما از سی نفر برتر دنیا دعوت کردیم و تکتک آنها پاسخ مثبت دادند. من نفرات دوم یا سوم شرکتها را نمیخواستم، فقط نفرات اول را میخواستم و آنها امروز اینجا هستند تا به شما و چین ادای احترام کنند.
آنها مشتاق تجارت و معامله هستند و این رابطه از طرف ما کاملاً متقابل خواهد بود. بنابراین من واقعاً بسیار مشتاق گفتگویمان هستم؛ گفتگوی بزرگی است. کسانی هستند که میگویند این شاید بزرگترین نشست سران تاریخ باشد.
آنها چیزی شبیه به این را به خاطر نمیآورند. میتوانم بگویم در ایالات متحده، مردم درباره هیچ چیز دیگری جز این صحبت نمیکنند.
اما بودن در کنار شما مایه افتخار است. افتخار میکنم که دوست شما هستم و رابطه بین چین و آمریکا بهتر از هر زمان دیگری خواهد بود. خیلی متشکرم. ممنون.
https://x.com/i/status/2054776560574681509
🔻ویدیو کلیپهمراه با زیرنویس فارسی است.
🔻پیوند در X:
@BetweenDichotomies
از اینجا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
Iraj Azarfaza (@IrajAzarfaza) on X
در یک کنفرانس شرکت کرده بودم با موضوع «قدرت نرم». در یکی از پنلها یک فرانسوی، یک ایتالیایی و یک ترکیهای دربارهٔ قابلیتهای فرهنگی و ادبی و تاریخیشان در اثرگذاری سیاسی سخن میگفتند. فرانسوی و ایتالیایی با غرور از زبان و ادبیات و جاذبههای هنری و … خود…
اِلینهگی
🔻پیشبینی میشود ذخایر تجاری سوخت جت در سراسر اروپا تا پایان ماه مه (اوایل خرداد) به آستانه بحرانی ۲۳ روز پوششدهی از نظر آژانس بینالمللی انرژی برسد.
🔻ایرلند در حال حاضر ذخایر تجاری سوخت جت خود را به طور کامل مصرف کرده است و فرانسه، آلمان و اسپانیا نیز همگی در مسیری قرار دارند که پیش از تابستان به همین وضعیت دچار شوند، در حالی که پیشبینی میشود بریتانیا و دانمارک تا اواخر سال ۲۰۲۶ سوختشان تمام شود.
🔻قیمت سوخت جت از زمان آغاز جنگ تاکنون دو برابر شده است، با این حال زمانی که ذخایر زیر آستانه بحرانی سقوط کنند، مصرف باید حدود ۲۰ درصد دیگر کاهش یابد تا عرضه و تقاضا متعادل شود.
🔻دستیابی به این سطح از کاهش تقاضا مستلزم آن است که قیمت سوخت جت نسبت به سطح پیش از جنگ سه برابر شود، که این امر شرکتهای هواپیمایی اروپایی را مجبور میکند قیمت بلیط را حدود ۵۰ درصد افزایش دهند یا به کلی پروازها را زمینگیر کنند.
🔻فصل سفرهای تابستانی اروپا مستقیماً به سمت یک بحران سوخت در حرکت است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
نوشتهی #علی_میرسپاسی
ترجمهی یاسر فراشاهینژاد و حمید رضایی یزدی
طرح نو، ۱۴۰۴، ص ۲۲۷
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
#امیرعلی_بنیاسدی
Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1👍1
در اقدامی بیسابقه، پنج کشور (اسپانیا، ایرلند، ایسلند، هلند و اسلوونی) در اعتراض به حضور کاندیدایی از اسرائیل، این رویداد را تحریم کردند. تظاهرات طرفداران فلسطین برای امروز شنبه ۱۶ می در پایتخت اتریش جایی که فینال برگزار میشود، برنامهریزی شده است/ لوموند فرانسه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#آتوسا_افشینوند
با خودم فکر میکنم پنجاهسال بعد یا تا ابدی که تاریخ معنا داشته باشد ملتها در کتابهای تاریخ جهان خواهند خواند که در ایران صفرچهار چند هفته پیش از شروع خانمانبراندازترین جنگ تاریخ مدرنش (تا این لحظه) صدهاهزارنفر از مهاجران همان سرزمین به خیابانها آمدند و بهطور ضمنی از حمله آمریکا و اسراییل به سرزمین مادریشان حمایت کردند. آنهم درحالیکه هرکدام خواهری یا پدری، عمویی یا خالهزادهای، دوستی از دوران مدرسه یا همسایهای در آن سرزمین داشتند. آنها با حضورشان در خیابان بهطور ضمنی مجوز حمله به آمریکایی دادند که افغانستان و عراق را در همسایگی زادگاهشان به چنان ویرانهای تبدیل کرده که هنوز این دو کشور از خاک برنخاستهاند. آنها بهطور ضمنی مجوز حمله را به اسراییلی دادند که در کارنامهاش نسلکشی اتفاقی تکرارشونده است. ملتها خواهند خواند که جنگ شد، در اولین روز جنگ مدرسهای پرجمعیت مورد اصابت قرار گرفت و همان تعداد کودکی که در فاجعه دی به روایت آمار غیردولتی کشته شدند، همان تعداد در تجاوز به خاک ایران به روایت آمار دولتی از دست رفتند. آنها خواهند خواند جنگ ادامه یافت و نه تنها جنگطلبان تجدیدنظری در خواسته جنایتبار خود نکردند که غیرجنگطلبان هم به قتل آدمها و ویرانی زادگاهشان اعتراضی نکردند. کشوری که نود میلیوننفر در آن سالهاست با بحرانهای سیاسی، اقتصادی، زیستمحیطی و از همه سنگینتر بحرانهای روانی ناشی از شوکهای پیدرپی اجتماعی و اقتصادی دستوپنجه نرم میکند؛ تنها، تنهای تنها.
کتاب تاریخ جهان پر از صفحاتیست که در آن قدرت حاکم مردمش را به خاکوخون میکشد. سرزمینی به همسایهاش تجاوز میکند یا سرزمین دیگری را مصادره و به عنوان مستعمره استثمار میکند. سیاهه خونخواری حاکمان، تجاوز همسایگان و وحشیگری استعمارگران بلند است. اگرچه بلندی این فهرست رفتار وحشیانه غاصبین زندگی را توجیه نمیکند وعادی نمیسازد اما به نظر من آنجا که مردم علیه مردم میشوند، آنجایی که طرف مهاجم از جنس قدرت سیاسی نیست مسئله شکلی به مراتب تاسفبارتر و تراژیکتر میگیرد. اینکه دیوانه خودشیفتهای مثل هیتلر بخواهد پاکسازی نژادی کند آلمان را شرمزده تاریخ نمیکند، آنچه شرمزدهاش میکند صدهاهزار شهروندیست که برای چنین ایدهای هورا کشیدند و سرباز صفر بیاسلحه هیتلر شدند. خشونت گشتاپو در بازداشت یهودیان شرم تاریخ بشریست اما شرم بزرگتر پزشکیست که مریض یهودیاش را لو میدهد یا همکلاسیست که در مقابل بازداشت همکلاسی یهودیاش سکوت میکند. نفوذ جنایت از میدان نبرد به خانهها، به رابطههای خونی و دوستیست که شرم تاریخی را میسازد و از این جهت است که من فکر میکنم ما صفحهای در تاریخمان رقم زدیم که شرم ملی بر پیشانی دارد؛ شرم وطنفروشی.
جنگ جهنم بود، فاجعه پیش از آن جهنم بود. آتشبس امروز هم جهنم است. روبهروی خانه ما یک مرکز شیمیدرمانی چند طبقه است. چهل روزِ جنگ تعطیل بود و من هر روز از خودم میپرسیدم مگر میشود به سلولهای سرطانی گفت صبر کن جنگ است. آتشبس شد، مرکز درمانی دوباره باز شد اما خبری از سیل بیماران نیست. جهنم است هر روز ببینی بیماران یک مرکز شیمیدرمانی کمتر میشوند چون دیگر پرداخت هزینههای آن ممکن نیست. چون طی چهل روز بیشتر از دو میلیوننفر بیکار شدهاند، بیشتر از دو میلیون خانواده درامدشان را یا لااقل یکی از منابع درامدیشان را از دست دادهاند. با اینحال این روزها که دورهم جمع میشویم هنوز با وحشت، درد و گاهی با اشک کسی به دیگری میگوید چطور ممکن است آدمها وطنشان را بفروشند، در ازای چه چیز فروختند، چند فروختند. جهنم یادآوری وطنفروشی از بقیه جهنمها داغتر است.
مسئله، متهم و محکومکردن نیست. حکمدادن دادگاه میخواهد. دادخواهی قاعدهای دارد و ما که هر روز زخمخورده انواع تبعیضیم و علیرغم همه زخمها خشونت را راهحل نمیدانیم به چارچوبهای دادخواهی متعهدیم. پرسش آدمهایی که من میشناسم به قصد فهم است. در فاصله بیست دی تا نه اسفند که صدای جنگطلبان در اوج بود آدمهایی که من میشناسم سعی میکردند مسئله وطنفروشی مهاجران را به شیوههای مختلفی طرح کنند شاید بفهمند چه اتفاقی افتاده. آیا مهاجرت بلایی برسر مهاجر میآورد که از زادگاهش متنفر شود؟ آیا جنگطلبی آنها بابت گرفتارشدن در روایتهای رسانهای نیست؟ آیا دوری از سرزمین مادری وطنبودن زادگاه را بیاعتبار میکند؟ آیا جنگطلبی ربطی به ایرانیبودن ندارد و مسئله تضاد منافع است و آدمها منافع سرزمینی که در آن زندگی میکنند را برمیگزینند؟ آیا جنگطلبی ریشه در سرخوردگی مهاجران در کشور مقصد دارد؟ آدمهایی که من میشناسم به دنبال سهم خودشان هم گشتند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
ایران با آنهایی که رفتند چه کرده که حاضرند خواهرشان زیر آوار بمیرد اما کشور ویران شود؟ میپرسیدند شاید ما به حرفهای آنها خوب گوش ندادیم. میپرسیدند شاید ما آنها را نادیده گرفتیم. شاید ما سهم قابل ملاحظهای در رشد این همه تنفر داریم.
تنفر مراتبی دارد. اینکه من روستای کودکیام را دوست نداشته باشم یک چیز است، اینکه با آگاهی وارد پروژهای شوم که طی ده سال رودابههای منتهی به روستای کودکی مرا خشک میکند و به متروکشدن آنجا منجر میشود یک چیز دیگر. بسیاری از ما مدرسههای دوران کودکیمان را دوست نداریم اما چند نفرمان حاضریم به حمایت کسی برویم که میخواهد با بمبگذاری در مدرسه کودکیمان از آنهمه خشونتی که بر ما رفت انتقام بگیرد. چند نفرمان حاضریم بطور ضمنی از چنین کاری حمایت کنیم وقتی میدانیم بمبگذاری حتی در ساعت تعطیلی مدرسه حداقل خانواده فراش مدرسه را به کشتن میدهد. معلمها را بیکار میکند، شاگردان مدرسه را متوحش و دربهدر، چند نفرمان؟
تصور میکنم در بسیاری از گزارههایی که معاشرین من به عنوان علت این حجم از تنفر و میل به ویرانگری طرح میکنند حقیقتهایی وجود دارد. اما در کنار همه آنها برای من مسئله عدم تعلق به وطن کمی تاریخی هم هست. وطندوستی موضوعیست که به کرات در تاریخ صدوهفتاد سال اخیر روشنفکری ما از آن صحبت شدهاست. به خصوص از ده سال پیش از مشروطه وطندوست نبودن به عنوان یک درد و نقصان بزرگ توسط روشنفکران ایرانی طرح شده. آقاخانکرمانی معتقد است غیرتوطندوستی در ایرانیها ضعیف است. جایی در کتاب سهمکتوبش، حوالی سال ۱۲۷۲ شمسی، میگوید «یک باغیرت و همت در جمیع مسلمانان نیست. دیروز روسیه، قفقاز را از ایران گرفته و چندینهزارهزار مرد مسلمان را سربریده و هدف گلوله ساخته و زنانشان را شکم دریده، امروز مَقدم هر روسی را در ایران از عالم متبحر و هر سید محترمی مکرمتر میدانند و از هر جهت بیشتر رعایت مینمایند .. از طرف دیگر انگلیسِ حریص، افغانستان و بلوچستان و سند و هندوستان را مالک شده و منافع تجارت و زراعت و همه ثروت مسلمانان را که مالکانه تصرف نموده و کل رعایا و سکنه این حدود را به نظرِ بندهی زرخرید نگاه میکند، باز مردم کرمان و شیراز و اصفهان مژده تسلط و پادشاهی انگلیس را به یکدیگر میدهند.»
مراغهای ده سال بعد از یادداشتهای آقاخانکرمانی به صرافت افتاد وطن را تعریف کند. اصلا وطن چیست که وطندوستی بخواهد موضوعیت داشته باشد. او تعریف سادهای از وطن دارد. «بدانند وطنی که به حب آن ماموریم همانا خاک پاکی است که در آن به عرصه وجود آمدهایم و حفظ و حب همان فضا و در و دیوار گلین آن- که مسکن عیال و اولاد و ناموس ما و مدفن نیاکان ما و محل نشوونمای ماست- بر ما واجب و فرض عین است.»
وطن مراغهای به گمان من سرزمین کودکیست و اعتبارش را از این میگیرد که ما را از نیستی به هستی آورده است. بههستی آمدن انسان مانند حیوانات نیست. نوزاد هیچ موجودی مثل انسان در مراقبت از خودش ناتوان نیست. انسان برای دوامآوردن در هیات انسان به مراقبت زیادی احتیاج دارد. این مراقبت فقط به تامین غذا و سلامت محدود نمیشود. انسان حافظه دارد وبه واسطه همین حافظه تجربیاتش را در ذهن انبار میکند، از آن ادراک بیرون میکشد وآن را به زبان بیان میکند. ادراکاتی چون حس امنیت، لذت، شعف، دلبستگی، اندوه، وحشت. ما چیزی نیستیم چون همین حسهای فهمشده در کودکی و وطن امکان فهم همین حسهاست. وطن زبان است. وطن امکان فهم دلبستگی با جاری شدن اولین مامان بر زبان و شنیدن خنده مادر است. وطن امکان درک حس شعف با دیدن ماهی قرمز در تنگ سفره هفتسین است. وطن امکان فهم حس لذت با گاز زدن پفک چیتوز است. وطن این چیزهاست. وطن آنجاست که به اولین ادراکات انسانی اجازه بروز و شکلگیری میدهد و دوستداشتن آن به گمان من یعنی فهم ارزش این هستیبخشی.
مراغهای نه تنها وطن را تعریف میکند، بلکه از چیزی به نام حق موطنی هم صحبت میکند. او میگوید قانون باید به شکلی نوشته شود که همه حقوق ملت را پاسداری کند. او سه دسته حق را تعریف میکند حق متعلق به افراد وطن، حقوق اداره وطن و حقوق عمومیه وطن. اما مقدم بر این سه حق، حقی تعریف میکند به نام حق موطنی؛ حق متعلق به خود وطن. او در تعریف حق موطنی مینویسد. «عبارت از حفظ آزادی و استقلال وطن است و فراهم آوردن اسباب انتظام امور و سعادت حال سکنه آن خاک پاک، که ایرانش خوانیم و وطن خود دانیم.»
ما هستبودن را نه تنها وامدار والدینمان که وامدار سرزمینی هستیم که برای ما امکانهست بودن را فراهم کردهاست. سرزمینی که فقط یک مرز جغرافیایی نیست، خاطره است، زبان است، و مهمتر از همه اینها فهم ما از اساسیترین ادراکات انسانیست. ازاینرو وطن هویت را میسازد. از اینرو بیوطنی را بیهویتی میخوانند و به همیندلیل هم هست که وطن شایسته مراقبت و نگهداریست.
تنفر مراتبی دارد. اینکه من روستای کودکیام را دوست نداشته باشم یک چیز است، اینکه با آگاهی وارد پروژهای شوم که طی ده سال رودابههای منتهی به روستای کودکی مرا خشک میکند و به متروکشدن آنجا منجر میشود یک چیز دیگر. بسیاری از ما مدرسههای دوران کودکیمان را دوست نداریم اما چند نفرمان حاضریم به حمایت کسی برویم که میخواهد با بمبگذاری در مدرسه کودکیمان از آنهمه خشونتی که بر ما رفت انتقام بگیرد. چند نفرمان حاضریم بطور ضمنی از چنین کاری حمایت کنیم وقتی میدانیم بمبگذاری حتی در ساعت تعطیلی مدرسه حداقل خانواده فراش مدرسه را به کشتن میدهد. معلمها را بیکار میکند، شاگردان مدرسه را متوحش و دربهدر، چند نفرمان؟
تصور میکنم در بسیاری از گزارههایی که معاشرین من به عنوان علت این حجم از تنفر و میل به ویرانگری طرح میکنند حقیقتهایی وجود دارد. اما در کنار همه آنها برای من مسئله عدم تعلق به وطن کمی تاریخی هم هست. وطندوستی موضوعیست که به کرات در تاریخ صدوهفتاد سال اخیر روشنفکری ما از آن صحبت شدهاست. به خصوص از ده سال پیش از مشروطه وطندوست نبودن به عنوان یک درد و نقصان بزرگ توسط روشنفکران ایرانی طرح شده. آقاخانکرمانی معتقد است غیرتوطندوستی در ایرانیها ضعیف است. جایی در کتاب سهمکتوبش، حوالی سال ۱۲۷۲ شمسی، میگوید «یک باغیرت و همت در جمیع مسلمانان نیست. دیروز روسیه، قفقاز را از ایران گرفته و چندینهزارهزار مرد مسلمان را سربریده و هدف گلوله ساخته و زنانشان را شکم دریده، امروز مَقدم هر روسی را در ایران از عالم متبحر و هر سید محترمی مکرمتر میدانند و از هر جهت بیشتر رعایت مینمایند .. از طرف دیگر انگلیسِ حریص، افغانستان و بلوچستان و سند و هندوستان را مالک شده و منافع تجارت و زراعت و همه ثروت مسلمانان را که مالکانه تصرف نموده و کل رعایا و سکنه این حدود را به نظرِ بندهی زرخرید نگاه میکند، باز مردم کرمان و شیراز و اصفهان مژده تسلط و پادشاهی انگلیس را به یکدیگر میدهند.»
مراغهای ده سال بعد از یادداشتهای آقاخانکرمانی به صرافت افتاد وطن را تعریف کند. اصلا وطن چیست که وطندوستی بخواهد موضوعیت داشته باشد. او تعریف سادهای از وطن دارد. «بدانند وطنی که به حب آن ماموریم همانا خاک پاکی است که در آن به عرصه وجود آمدهایم و حفظ و حب همان فضا و در و دیوار گلین آن- که مسکن عیال و اولاد و ناموس ما و مدفن نیاکان ما و محل نشوونمای ماست- بر ما واجب و فرض عین است.»
وطن مراغهای به گمان من سرزمین کودکیست و اعتبارش را از این میگیرد که ما را از نیستی به هستی آورده است. بههستی آمدن انسان مانند حیوانات نیست. نوزاد هیچ موجودی مثل انسان در مراقبت از خودش ناتوان نیست. انسان برای دوامآوردن در هیات انسان به مراقبت زیادی احتیاج دارد. این مراقبت فقط به تامین غذا و سلامت محدود نمیشود. انسان حافظه دارد وبه واسطه همین حافظه تجربیاتش را در ذهن انبار میکند، از آن ادراک بیرون میکشد وآن را به زبان بیان میکند. ادراکاتی چون حس امنیت، لذت، شعف، دلبستگی، اندوه، وحشت. ما چیزی نیستیم چون همین حسهای فهمشده در کودکی و وطن امکان فهم همین حسهاست. وطن زبان است. وطن امکان فهم دلبستگی با جاری شدن اولین مامان بر زبان و شنیدن خنده مادر است. وطن امکان درک حس شعف با دیدن ماهی قرمز در تنگ سفره هفتسین است. وطن امکان فهم حس لذت با گاز زدن پفک چیتوز است. وطن این چیزهاست. وطن آنجاست که به اولین ادراکات انسانی اجازه بروز و شکلگیری میدهد و دوستداشتن آن به گمان من یعنی فهم ارزش این هستیبخشی.
مراغهای نه تنها وطن را تعریف میکند، بلکه از چیزی به نام حق موطنی هم صحبت میکند. او میگوید قانون باید به شکلی نوشته شود که همه حقوق ملت را پاسداری کند. او سه دسته حق را تعریف میکند حق متعلق به افراد وطن، حقوق اداره وطن و حقوق عمومیه وطن. اما مقدم بر این سه حق، حقی تعریف میکند به نام حق موطنی؛ حق متعلق به خود وطن. او در تعریف حق موطنی مینویسد. «عبارت از حفظ آزادی و استقلال وطن است و فراهم آوردن اسباب انتظام امور و سعادت حال سکنه آن خاک پاک، که ایرانش خوانیم و وطن خود دانیم.»
ما هستبودن را نه تنها وامدار والدینمان که وامدار سرزمینی هستیم که برای ما امکانهست بودن را فراهم کردهاست. سرزمینی که فقط یک مرز جغرافیایی نیست، خاطره است، زبان است، و مهمتر از همه اینها فهم ما از اساسیترین ادراکات انسانیست. ازاینرو وطن هویت را میسازد. از اینرو بیوطنی را بیهویتی میخوانند و به همیندلیل هم هست که وطن شایسته مراقبت و نگهداریست.
❤3
شایسته مراقبت از استقلالش، از آزادیاش، زیباییاش، بقایش.
وطندوستی به این معنی امری طبیعی نیست. وطندوستی توانایی فهم ارزش چیزیست که شکلی مجرد دارد، چیزی که خیلیچیزهاست، چیزی که هستی میبخشد. وطندوستی توانایی مراقب از چنین وجود پیچیدهایست. از اینرو به نظرم وطندوستی یک ارزش انسانیست و مرتبهای از رشد و تعالی انسان است. اگر اینچنین باشد میشود پرسید چرا در میان ما چنین توانایی انسانیی کند رشد کردهاست. فروغ در شعری میگوید در سرزمین قدکوتاهان معیارهای سنجش همیشه بر مدار صفر سفر کردهاند. آیا ما علیرغم نزدیک به دویستسال تلاش هنوز بر مدار صفر سفر میکنیم؟ تراژیکبودن ماجرا همینجاست. در گستردگی این ناتوانی در میان ما ایرانیان.
جنگها وحشتناکند. با اینحال از دل همین زخمهای بزرگ است که میتوانیم نقصانهایمان را بشناسیم. میتوانیم آنها را برطرف کنیم و مانع از آن شویم که تاریخ این کشور دوباره چنین شرمی را تجربه کند، البته اگر بمانیم، اگر بماند و بتوانیم باز هم نامش را ایران بخوانیم.
💚 Ellinne
وطندوستی به این معنی امری طبیعی نیست. وطندوستی توانایی فهم ارزش چیزیست که شکلی مجرد دارد، چیزی که خیلیچیزهاست، چیزی که هستی میبخشد. وطندوستی توانایی مراقب از چنین وجود پیچیدهایست. از اینرو به نظرم وطندوستی یک ارزش انسانیست و مرتبهای از رشد و تعالی انسان است. اگر اینچنین باشد میشود پرسید چرا در میان ما چنین توانایی انسانیی کند رشد کردهاست. فروغ در شعری میگوید در سرزمین قدکوتاهان معیارهای سنجش همیشه بر مدار صفر سفر کردهاند. آیا ما علیرغم نزدیک به دویستسال تلاش هنوز بر مدار صفر سفر میکنیم؟ تراژیکبودن ماجرا همینجاست. در گستردگی این ناتوانی در میان ما ایرانیان.
جنگها وحشتناکند. با اینحال از دل همین زخمهای بزرگ است که میتوانیم نقصانهایمان را بشناسیم. میتوانیم آنها را برطرف کنیم و مانع از آن شویم که تاریخ این کشور دوباره چنین شرمی را تجربه کند، البته اگر بمانیم، اگر بماند و بتوانیم باز هم نامش را ایران بخوانیم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
اطلاعاتی که خود او به ما میدهد بر جذابیت این موضوع میافزاید:
در سال ۱۹۶۷ اصلاً یهودی در یهودیه و شومرون زندگی نمیکردند، در سال ۱۹۹۳ حدود ۱۱۶ هزار یهودی در آنجا زندگی میکردند و در سال ۲۰۲۵ این تعداد به حدود ۵۵۰ هزار خواهد رسید.
به گفته او، رشد جمعیت و توسعه در منطقه بخشی جداییناپذیر از آینده استراتژیک اسرائیل است.
اهمیت و نفوذ آقای هریش برای اسرائیل، تا این حد است که وی از نویسندگان قانون جدید محاکمه افراد متهم به اقدامات تروریستی در دادگاه نظامی است. قانونی که مجازات اعدام را هم تجویز میکند. و هزینه وکلای متهمان را نیز از مالیاتی که باید به فلسطینیهای ساکن اسرائیل پرداخت شود، تامین میکند.
insight
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Oslo TV English
«Judea & Samaria should grow to 1 Million in 2 years!» - Maurice Hirsch
بر روی لوحها که گونهای بت بدون چهرۀ خدا بودند، نقش گوش کنده شده، تا دعای برپاکنندۀ لوح به گوش خدا برسد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
#استیو_فلدستاین
در این مقاله استدلال میکند که جنگ ایران و آمریکا/اسرائیل آغاز مرحلهای تازه در تاریخ جنگهای مدرن بود؛ مرحلهای که در آن پهپادهای ارزان و هوش مصنوعی همزمان ساختار جنگ را تغییر دادند. نویسنده توضیح میدهد که ایران پس از انقلاب و جنگ ایران و عراق، بهدلیل تحریمها و ضعف در تجهیزات کلاسیک، به سمت توسعه پهپادها و موشکهای ارزان حرکت کرد و تا سال ۲۰۲۶ زرادخانهای متشکل از هزاران پهپاد و حدود ۲۵۰۰ تا ۴۰۰۰ موشک بالستیک ایجاد کرد. راهبرد تهران مبتنی بر «اشباع سامانههای دفاعی» بود؛ یعنی شلیک انبوه تسلیحات ارزان برای فرسوده کردن دفاع دشمن. تنها در هفته اول جنگ، ایران بیش از ۲۰۰۰ پهپاد و ۵۰۰ موشک شلیک کرد و تا پایان جنگ، تعداد حملات پهپادی از ۴۴۰۰ و تعداد موشکها از ۱۳۰۰ فراتر رفت. این حملات به نابودی یا آسیب جدی تجهیزات گرانقیمت آمریکایی و منطقهای، از جمله هواپیمای آواکس، پهپادهای ریپر و رادار سامانه تاد منجر شد و همزمان زیرساختهای انرژی خلیج فارس را هدف قرار داد. مقاله تأکید میکند که آمریکا مجبور بود برای مقابله با پهپادهای ۲۰ تا ۵۰ هزار دلاری ایران، از موشکهای رهگیر چندمیلیون دلاری استفاده کند و همین موضوع ضعف اقتصادی مدل دفاعی آمریکا را آشکار کرد.
اما محور اصلی مقاله، نقش هوش مصنوعی در تغییر ماهیت جنگ است. نویسنده توضیح میدهد که پیش از AI، ارتش آمریکا با بحران عظیم داده روبهرو بود؛ تصاویر پهپادی، شنودها، دادههای ماهوارهای و اطلاعات میدانی آنقدر زیاد شده بودند که تحلیل انسانی دیگر پاسخگو نبود و افسران مجبور بودند اهداف را با اکسل، پاورپوینت و گزارشهای طولانی مدیریت کنند. برای حل این مشکل، آمریکا از سامانهای به نام «میون اسمارت سیستم» استفاده کرد که توسط پالانتیر مدیریت میشد و از مدل زبانی «کلود» شرکت آنتروپیک بهره میبرد. این سامانه بهصورت همزمان تصاویر ماهوارهای، دادههای پهپادی، شنودها و اطلاعات اینترنتی را تحلیل میکرد، اهداف را در لحظه شناسایی و اولویتبندی میکرد و حتی مختصات حمله، نوع سلاح مناسب و متن توجیه حقوقی عملیات را بهصورت خودکار تولید میکرد. مقاله میگوید کل فرآیند تنها با «چهار کلیک» انجام میشد.
فلدستاین توضیح میدهد که AI باعث انفجار سرعت عملیات آمریکا شد. آمریکا تنها در ۲۴ ساعت نخست جنگ بیش از ۱۰۰۰ هدف را در ایران زد و تا زمان آتشبس بیش از ۱۳ هزار هدف نابود شده بود؛ بهطوری که برنامهریزان پنتاگون تقریباً اهداف مهم ایران را تمام کرده بودند. AI باعث شد آمریکا از کمتر از صد حمله روزانه به هزاران حمله در روز برسد و حتی ظرفیت عملیات تا ۵۰۰۰ هدف در روز افزایش یابد. پنتاگون حتی هدفگذاری کرده بود که به هزار تصمیم هدفگیری در ساعت برسد؛ یعنی یک تصمیم هر ۷۲ ثانیه. نویسنده این روند را «فشردهسازی زنجیره کشتار» مینامد؛ یعنی حذف بسیاری از مراحل انسانی، حقوقی و بوروکراتیک میان شناسایی هدف و حمله. به باور او، در چنین شرایطی افسران دیگر فرصت بررسی واقعی اطلاعات را ندارند و عملاً به تأییدکننده خودکار حملات تبدیل میشوند.
برای نشان دادن خطرات این روند، مقاله به سامانه «لاوندر» اسرائیل در غزه اشاره میکند که حدود ۳۷ هزار فلسطینی را بهعنوان اهداف احتمالی شناسایی کرده بود و نرخ خطای آن حدود ۱۰ درصد برآورد میشد. افسران اسرائیلی در برخی موارد تنها ۲۰ ثانیه برای تأیید حمله فرصت داشتند. نویسنده استدلال میکند که حتی خطای کوچک در چنین سیستمهایی، وقتی در مقیاس انبوه استفاده شود، میتواند به مرگ هزاران غیرنظامی منجر شود. مقاله همچنین به گزارشهایی درباره آسیب به مدارس و مراکز درمانی در ایران اشاره میکند و نتیجه میگیرد که برخلاف ادعای حامیان AI، این فناوری لزوماً جنگ را دقیقتر نکرده، بلکه سرعت و مقیاس کشتار را چند برابر کرده است. در نهایت، نویسنده هشدار میدهد که جهان وارد عصر جنگهای خودکار شده است؛ عصری که در آن الگوریتمها نقش بزرگتری در تصمیم به کشتن پیدا میکنند، در حالی که قوانین بینالمللی و نظارت انسانی از این تحولات عقب ماندهاند.
https://carnegieendowment.org/research/2026/05/the-unintended-consequences-of-irans-asymmetric-strategy-and-americas-ai-war
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Carnegie Endowment for International Peace
The Unintended Consequences of Iran’s Asymmetric Strategy and America’s AI War
The Iran war is unique in the scope and scale of asymmetric warfare and AI-enabled conflict. These will test the limits of protecting civilians.
Forwarded from تمام رخ | TamamRokh
💢سه سناریوی آیندهی جنگ؛ لزوم تغییر جدی الگوی رفتاری ایران در صورت شروع مجدد فاز نظامی (بخش دوم)
🔸با وجود این، همچنان یک پرسش اساسی باقی میماند: اگر ایران نه در اثر فشار نظامی تسلیم میشود و نه دستیابی کامل به اهداف راهبردی از طریق حمله نظامی ممکن است، چرا احتمال آغاز مجدد جنگ همچنان بالاست؟ بسیاری تصور می کنند به دلیل آنکه این حملات منطق قابل دفاعی ندارند یا پر ریسک هستند این سناریو محقق نخواهد شد.
🔹بخشی از پاسخ را باید در نگاه غیرعقلانی و حیثیتی ترامپ و نتانیاهو به مسئله ایران جستوجو کرد. برای هر دو، تقابل با ایران صرفاً یک موضوع امنیتی نیست، بلکه به مسئلهای مرتبط با اعتبار سیاسی و شخصی تبدیل شده است. به همین دلیل، عقبنشینی بدون دستیابی به پیروزی راهبردی برای آنها دشوار خواهد بود. به همین دلیل ترامپ به صراحت اعلام می کند هیچ چیز حتی هزینه های اقتصادی آمریکا در این جنگ یا ملاحظات مربوط به انتخابات کنگره برای او مهم نیست. نتانیاهو نیز بر این باور است که در این شرایط باخت او در انتخابات کنست قطعی است مگر آنکه یک دستاورد راهبردی ملموس ارائه کند. این دو تصور میکنند هزینههای سیاسی و اقتصادی جنگ را دادهاند و اکنون متحمل شدن هزینه بیشتر نتیجه متفاوتی خلق نمیکند، اما اگر این ریسک جواب بدهد به لحاظ راهبردی باعث نجات آنها خواهد شد.
🔸مهمترین نکته درباره احتمال جنگ آینده آن است که این مدل از نبرد با رویکرد واکنشی ایران به سود طرف مقابل تمام خواهد شد. بدترین حالت برای ایران، وقوع یک جنگ کوتاه اما بسیار شدید است. تجربه درگیریهای قبلی نشان داده که ایران معمولاً در میدان نبرد رفتار واکنشی دارد و توانایی مدیریت زمان و ابتکار عمل را ندارد. هر چند در تهدیدها گفته می شود که زمان پایان نبرد را ایران تعیین می کند ولی به محض اعلام آتشبس، ایران با توقف درگیری ها موافقت می کند.
🔹در این مدل جنگ دشمن می تواند در ۴۸ ساعت نخست ضربات سنگینی به ویژه به زیرساختهای نفتی وارد کند، در حالی که پاسخ ایران در همان سطح و شدت شکل نخواهد گرفت. در جنگ رمضان فقط در یک مورد آن هم در عسلویه پاسخ ایران قابل توجه بود که البته در مجموع این پاسخ به دلیل آنکه محاسبات راهبردی ایران نتوانست از زندان فکری پاسخهای متناظر خارج شود، به نفع آمریکا تمام شد و نقش آمریکا در بازار گاز را بیشتر کرد. در حالی که ایران به لحاظ منطقی نیاز داشت تا به زیرساخت های نفتی حمله کند نه گازی.
🔸افزون بر اشتباه بودن شیوه جنگ متناظر (انتخاب اهدافی متناسب با ماهیت آنچه در ایران مورد هدف قرار گرفته است)، اشکال مهم دیگر ایران در این نوع نبردها آن است که تصور میشود به دلیل آنکه ممکن است جنگ فرسایشی شود از شلیکهای پرحجم و شدید خودداری میشود. در حالی که ویژگی اصلی نبرد احتمالی آینده نه طول زمان جنگ، بلکه میزان شدت و سرعت ضربات اولیه خواهد بود.
🔹اشکال سوم آن است که ایران در دو جنگ قبلی نشان داده که معمولاً تنها یک بار به اهداف مشخص حمله میکند و حتی اگر نتیجه مطلوب حاصل نشود، از تکرار حملات تا حصول نتیجه خودداری میکند؛ در حالی که رژیم صهیونیستی در مواردی مانند ماجرای فولاد مبارکه نشان داده که برای دستیابی به نتیجه مورد نظر، حملات را به صورت متوالی و متمرکز تکرار میکند. این مدل از درگیری، صرف حمله به اهداف تعیینشده اهمیت ندارد، بلکه نتیجه نهایی عملیات تعیینکننده است. به عنوان نمونه اگر قرار است امارات موفق نشود نفت صادر کند، باید حملات تا زمانی ادامه یابد که امکان صادرات نفت برای این کشور وجود نداشته باشد نه اینکه در یک حمله به بخشی از زیرساختهای آن آسیب جزیی وارد شود و با یک بیانیه ظفرمندانه قضیه از طرف ایران فیصله یابد.
🔸اگر این الگوهایی رفتاری ایران در جنگ محتمل آینده نیز ادامه یابد، احتمال از دست رفتن دستاوردهای راهبردی ایران افزایش خواهد یافت و بازسازی تصویر پیروزی برای ایران دشوار خواهد بود.
🔹در مواجهه با چنین سناریویی ایران باید با تهدید معتبر از جمله خروج از ان پی تی یا ضربه اساسی به زیرساختهای نفتی منطقه مانع از وقوع جنگ شود ولی در صورت تحقق جنگ نیز ایران باید شیوه عمل خود را تغییر دهد. واقعیت آن است که مدل جنگ ایران در نبرد ۴۰ روزه محاسبات آمریکا و رژیم را چندان تغییر نداده است و تأسف بارتر آنکه در دوره آتشبس به گونهای عمل شد که دشمن به دستیابی به اهداف راهبردی از طریق فشار نظامی امیدوار شده است. ایران در دوره آتشبس رفتاری مشابه قبل از جنگ داشت. در حالی که انتظار میرفت جنگ مدل رفتار خویشتندارانه و محافظهکارانه ایران را تغییر داده باشد ولی انفعال در برابر نقض مستمر آتشبس در لبنان و اعمال محاصره دریای علیه ایران، سیگنالهای غلطی به دشمن داده است.
✍️ م.ر
#یادداشت_اختصاصی
@TamamRokhMedia
🔸با وجود این، همچنان یک پرسش اساسی باقی میماند: اگر ایران نه در اثر فشار نظامی تسلیم میشود و نه دستیابی کامل به اهداف راهبردی از طریق حمله نظامی ممکن است، چرا احتمال آغاز مجدد جنگ همچنان بالاست؟ بسیاری تصور می کنند به دلیل آنکه این حملات منطق قابل دفاعی ندارند یا پر ریسک هستند این سناریو محقق نخواهد شد.
🔹بخشی از پاسخ را باید در نگاه غیرعقلانی و حیثیتی ترامپ و نتانیاهو به مسئله ایران جستوجو کرد. برای هر دو، تقابل با ایران صرفاً یک موضوع امنیتی نیست، بلکه به مسئلهای مرتبط با اعتبار سیاسی و شخصی تبدیل شده است. به همین دلیل، عقبنشینی بدون دستیابی به پیروزی راهبردی برای آنها دشوار خواهد بود. به همین دلیل ترامپ به صراحت اعلام می کند هیچ چیز حتی هزینه های اقتصادی آمریکا در این جنگ یا ملاحظات مربوط به انتخابات کنگره برای او مهم نیست. نتانیاهو نیز بر این باور است که در این شرایط باخت او در انتخابات کنست قطعی است مگر آنکه یک دستاورد راهبردی ملموس ارائه کند. این دو تصور میکنند هزینههای سیاسی و اقتصادی جنگ را دادهاند و اکنون متحمل شدن هزینه بیشتر نتیجه متفاوتی خلق نمیکند، اما اگر این ریسک جواب بدهد به لحاظ راهبردی باعث نجات آنها خواهد شد.
🔸مهمترین نکته درباره احتمال جنگ آینده آن است که این مدل از نبرد با رویکرد واکنشی ایران به سود طرف مقابل تمام خواهد شد. بدترین حالت برای ایران، وقوع یک جنگ کوتاه اما بسیار شدید است. تجربه درگیریهای قبلی نشان داده که ایران معمولاً در میدان نبرد رفتار واکنشی دارد و توانایی مدیریت زمان و ابتکار عمل را ندارد. هر چند در تهدیدها گفته می شود که زمان پایان نبرد را ایران تعیین می کند ولی به محض اعلام آتشبس، ایران با توقف درگیری ها موافقت می کند.
🔹در این مدل جنگ دشمن می تواند در ۴۸ ساعت نخست ضربات سنگینی به ویژه به زیرساختهای نفتی وارد کند، در حالی که پاسخ ایران در همان سطح و شدت شکل نخواهد گرفت. در جنگ رمضان فقط در یک مورد آن هم در عسلویه پاسخ ایران قابل توجه بود که البته در مجموع این پاسخ به دلیل آنکه محاسبات راهبردی ایران نتوانست از زندان فکری پاسخهای متناظر خارج شود، به نفع آمریکا تمام شد و نقش آمریکا در بازار گاز را بیشتر کرد. در حالی که ایران به لحاظ منطقی نیاز داشت تا به زیرساخت های نفتی حمله کند نه گازی.
🔸افزون بر اشتباه بودن شیوه جنگ متناظر (انتخاب اهدافی متناسب با ماهیت آنچه در ایران مورد هدف قرار گرفته است)، اشکال مهم دیگر ایران در این نوع نبردها آن است که تصور میشود به دلیل آنکه ممکن است جنگ فرسایشی شود از شلیکهای پرحجم و شدید خودداری میشود. در حالی که ویژگی اصلی نبرد احتمالی آینده نه طول زمان جنگ، بلکه میزان شدت و سرعت ضربات اولیه خواهد بود.
🔹اشکال سوم آن است که ایران در دو جنگ قبلی نشان داده که معمولاً تنها یک بار به اهداف مشخص حمله میکند و حتی اگر نتیجه مطلوب حاصل نشود، از تکرار حملات تا حصول نتیجه خودداری میکند؛ در حالی که رژیم صهیونیستی در مواردی مانند ماجرای فولاد مبارکه نشان داده که برای دستیابی به نتیجه مورد نظر، حملات را به صورت متوالی و متمرکز تکرار میکند. این مدل از درگیری، صرف حمله به اهداف تعیینشده اهمیت ندارد، بلکه نتیجه نهایی عملیات تعیینکننده است. به عنوان نمونه اگر قرار است امارات موفق نشود نفت صادر کند، باید حملات تا زمانی ادامه یابد که امکان صادرات نفت برای این کشور وجود نداشته باشد نه اینکه در یک حمله به بخشی از زیرساختهای آن آسیب جزیی وارد شود و با یک بیانیه ظفرمندانه قضیه از طرف ایران فیصله یابد.
🔸اگر این الگوهایی رفتاری ایران در جنگ محتمل آینده نیز ادامه یابد، احتمال از دست رفتن دستاوردهای راهبردی ایران افزایش خواهد یافت و بازسازی تصویر پیروزی برای ایران دشوار خواهد بود.
🔹در مواجهه با چنین سناریویی ایران باید با تهدید معتبر از جمله خروج از ان پی تی یا ضربه اساسی به زیرساختهای نفتی منطقه مانع از وقوع جنگ شود ولی در صورت تحقق جنگ نیز ایران باید شیوه عمل خود را تغییر دهد. واقعیت آن است که مدل جنگ ایران در نبرد ۴۰ روزه محاسبات آمریکا و رژیم را چندان تغییر نداده است و تأسف بارتر آنکه در دوره آتشبس به گونهای عمل شد که دشمن به دستیابی به اهداف راهبردی از طریق فشار نظامی امیدوار شده است. ایران در دوره آتشبس رفتاری مشابه قبل از جنگ داشت. در حالی که انتظار میرفت جنگ مدل رفتار خویشتندارانه و محافظهکارانه ایران را تغییر داده باشد ولی انفعال در برابر نقض مستمر آتشبس در لبنان و اعمال محاصره دریای علیه ایران، سیگنالهای غلطی به دشمن داده است.
✍️ م.ر
#یادداشت_اختصاصی
@TamamRokhMedia
👍2
https://x.com/i/status/2056640701253755362
https://gs.statcounter.com/os-market-share/mobile/iran
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM