Forwarded from خرمگس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توهین به اسماعیل بقائی در پایان نمایش آرش.
متوسط قیمت بلیط نمایش آرش در هتل اسپیناس تهران بالای سه میلیون تومان است.
واقعا چند درصد جامعه چنین درآمدی دارد که در این شرایط اقتصادی سه میلیون تومان برای تماشای یک نمایش بپردازد؟
معادله بسیار عجیبی شکل گرفته است:
عدهای با حقوق بیست، سی میلیون تومانی در تونلها و سنگرها تکه تکه میشوند تا برای فردای ما قدرت و امنیت بسازند، تکه تکه میشوند تا ما در امنیت به مدرسه و دانشگاه و تماشای نمایش برویم آنوقت عدهای کفتار از همهطلبکار (که عمدتا هم دزد و رانتخوار هستند) به آنها بیشرف میگویند.
در هیچ کجای تاریخ چنین شهروندان بیکیفیت و نجسدهانی نمیتوان یافت که وطن وطن لقلقه زبانیشان باشد اما به مدافع وطن توهین کنند و از اینکه دشمن در رسیدن یه هدف خود برای اشغال و ویرانی کامل کشور ناکام مانده، عصبی باشند.
@kharmagaas
متوسط قیمت بلیط نمایش آرش در هتل اسپیناس تهران بالای سه میلیون تومان است.
واقعا چند درصد جامعه چنین درآمدی دارد که در این شرایط اقتصادی سه میلیون تومان برای تماشای یک نمایش بپردازد؟
معادله بسیار عجیبی شکل گرفته است:
عدهای با حقوق بیست، سی میلیون تومانی در تونلها و سنگرها تکه تکه میشوند تا برای فردای ما قدرت و امنیت بسازند، تکه تکه میشوند تا ما در امنیت به مدرسه و دانشگاه و تماشای نمایش برویم آنوقت عدهای کفتار از همهطلبکار (که عمدتا هم دزد و رانتخوار هستند) به آنها بیشرف میگویند.
در هیچ کجای تاریخ چنین شهروندان بیکیفیت و نجسدهانی نمیتوان یافت که وطن وطن لقلقه زبانیشان باشد اما به مدافع وطن توهین کنند و از اینکه دشمن در رسیدن یه هدف خود برای اشغال و ویرانی کامل کشور ناکام مانده، عصبی باشند.
@kharmagaas
🤯7👌6🤬3❤2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
عموی اسرائیلبزنها، مارک لوین: "این نبرد آمریکا و اسرائیل با ایران نیست، این یک جنگ تمدنی است." هرگز هیچ کمکی برای ایرانیان در کار نبود. اینها آمده بودند با جنگ داخلی ملت را به خاکوخون بکشند و تمدن ایران را متلاشی کنند. آنان که همراه شدند خیانت کردند. …
ببین چی پیدا کردم! دیکشنری نژادها که سال ۱۹۱۱ نوشته شده برای کمک به اداره مهاجرت آمریکا در طبقهبندی مهاجرا بر اساس نژاد. قسمت Persian رو میذارم. اینکه راجع به هوش توش اظهار نظر کرده جالبه. و اینکه آخرش گفته “مانند هندو مشتاقتر است که ظاهر تمدن مدرن را حفظ کند تا باطن آن را” !
🔗 Arash (@arashdre21)
📚 Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😈1
Forwarded from کانون مطالعات چین
🔻 برگردان فارسی «سند امنیت ملی چین در عصر جدید» منتشر شد.
کانون مطالعات چین خانه اندیشهورزان، برگردان کامل «سند امنیت ملی چین در عصر جدید» را همراه با مقدمه، تحلیل کارشناسی و نگاه ایرانی منتشر کرد. این کتاب سفید که در ۱۲ مه ۲۰۲۵ از سوی دفتر اطلاعرسانی شورای دولتی جمهوری خلق چین منتشر شده، نخستین کتاب سفید جامع چین در حوزه امنیت ملی است و «نگرش جامع به امنیت ملی» را بهعنوان چارچوب محوری سیاستگذاری امنیتی این کشور تبیین میکند.
در این اثر، ابعاد مختلف رویکرد چین به امنیت ملی؛ از امنیت مردم، امنیت سیاسی و صیانت از منافع ملی تا پیوند امنیت و توسعه، مدیریت ریسکهای امنیتی، امنیت حوزههای نوظهور، ابتکار امنیت جهانی و نوسازی نظام و ظرفیتهای امنیت ملی مورد بررسی قرار گرفته است. سند همچنین به جایگاه چین در محیط بینالمللی، تحولات آسیاـاقیانوسیه و پیشبرد امنیت مشترک در سطح بینالمللی میپردازد.
📮 کانون مطالعات چین خانه اندیشهورزان را در بله | تلگرام | اینستاگرام دنبال کنید!
کانون مطالعات چین خانه اندیشهورزان، برگردان کامل «سند امنیت ملی چین در عصر جدید» را همراه با مقدمه، تحلیل کارشناسی و نگاه ایرانی منتشر کرد. این کتاب سفید که در ۱۲ مه ۲۰۲۵ از سوی دفتر اطلاعرسانی شورای دولتی جمهوری خلق چین منتشر شده، نخستین کتاب سفید جامع چین در حوزه امنیت ملی است و «نگرش جامع به امنیت ملی» را بهعنوان چارچوب محوری سیاستگذاری امنیتی این کشور تبیین میکند.
در این اثر، ابعاد مختلف رویکرد چین به امنیت ملی؛ از امنیت مردم، امنیت سیاسی و صیانت از منافع ملی تا پیوند امنیت و توسعه، مدیریت ریسکهای امنیتی، امنیت حوزههای نوظهور، ابتکار امنیت جهانی و نوسازی نظام و ظرفیتهای امنیت ملی مورد بررسی قرار گرفته است. سند همچنین به جایگاه چین در محیط بینالمللی، تحولات آسیاـاقیانوسیه و پیشبرد امنیت مشترک در سطح بینالمللی میپردازد.
📮 کانون مطالعات چین خانه اندیشهورزان را در بله | تلگرام | اینستاگرام دنبال کنید!
Forwarded from کانون مطالعات چین
کتاب سند امنیت ملی چین.pdf
3.1 MB
Forwarded from فیلادلفیا
💢فعالیتهای جدید در «مینزادایی»، یکی از مکانهای هستهای کمترشناختهشده ایران
به گزارش مؤسسه علم و امنیت بینالملل، تصاویر ماهوارهای با وضوح بالا که در سپتامبر و اکتبر ۲۰۲۶ ثبت شدهاند، ازسرگیری فعالیتهای قابلتوجه در مجموعه مینزادایی را نشان میدهند؛ مرکزی که به ادعای اسرائیل، برای توسعه تسلیحات هستهای است و در جریان جنگ ۲۰۲۶ از وجود آن پرده برداشت و به آن حمله کرد.
مشروح گزارش مؤسسه:
پ ن: هر چه جستجو کردم متوجه نشدم دقیقا این اصطلاح مینزادایی (Minzadayi) معادل انگلیسی چه منطقه، مکان یا نام ایرانی است یا اصلا به فارسی چه معنایی میدهد!
@philadelphia_america
به گزارش مؤسسه علم و امنیت بینالملل، تصاویر ماهوارهای با وضوح بالا که در سپتامبر و اکتبر ۲۰۲۶ ثبت شدهاند، ازسرگیری فعالیتهای قابلتوجه در مجموعه مینزادایی را نشان میدهند؛ مرکزی که به ادعای اسرائیل، برای توسعه تسلیحات هستهای است و در جریان جنگ ۲۰۲۶ از وجود آن پرده برداشت و به آن حمله کرد.
مشروح گزارش مؤسسه:
تصاویر ماهوارهای اخیر نشان میدهند که پس از عملیات گسترده پاکسازی، شامل جمعآوری آوار و بقایای ساختمانها و ترمیم آسیبهای واردشده به دامنه تپه، رفتوآمد وسایل نقلیه در اطراف این مجموعه بار دیگر به وضعیت عادی بازگشته است.
در یکی از مناطقی که در مارس ۲۰۲۶ هدف حمله قرار گرفت، عملیات خاکبرداری همچنان ادامه دارد. این عملیات در محوطهای انجام میشود که ظاهراً به شکل یک حیاط طراحی شده است؛ محوطهای که پس از حملات مارس ۲۰۲۶، چندین گودال ناشی از انفجار در آن مشاهده میشد. بین اوایل سپتامبر و اوایل اکتبر ۲۰۲۶، حضور چشمگیر وسایل نقلیه در سراسر این مجموعه قابل مشاهده است. خودروهایی در پارکینگ بیرون از محدوده امنیتی پارک شدهاند و شمار زیادی خودروی سواری و کامیون نیز در داخل محدوده به چشم میخورند.
با توجه به اطلاعات موجود درباره این مجموعه، این فعالیتها ممکن است نشاندهنده تلاش ایران برای احیای ظرفیت توسعه تسلیحات هستهای و بازسازی توانمندیهایی باشند که در حمله به این مرکز از دست رفتهاند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده و اظهارات ارتش اسرائیل، فعالیتهای هستهای مرتبط با تسلیحات که در این مرکز انجام میشدند، احتمالاً شامل پژوهش و توسعه کلاهکهای هستهای بودهاند.
ارتش اسرائیل در ابتدا اعلام کرده بود که «گروهی از دانشمندان هستهای بهصورت مخفیانه برای توسعه یکی از اجزای کلیدی سامانه تسلیحات هستهای فعالیت میکردند». این نهاد همچنین افزوده بود که «این مجموعه بهگونهای طراحی شده است که امکان احیای فناوری موردنیاز و پیشبرد توانمندیهای لازم برای توسعه تسلیحات هستهای را فراهم کند».
حساب کاربری «اینتلیتایمز» نیز اطلاعات بیشتری درباره این مجموعه منتشر کرده است. این حساب در مطلبی به تاریخ ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کرد که زیرساختهای مرتبط با تسلیحات هستهای در این محل در سال ۲۰۲۲ ایجاد شدهاند و «بخشی از تجهیزات و امکانات انبار هستهای» به آنجا منتقل شدهاند. منظور از «انبار هستهای» احتمالاً همان محل تورقوزآباد است که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در سپتامبر ۲۰۱۸ از وجود آن پرده برداشت.
نتانیاهو پس از آن این محل را افشا کرد که ایران بیش از دوازده کانتینر حملونقل را از آنجا خارج کرده بود؛ کانتینرهایی که برآورد میشد حاوی مواد هستهای و تجهیزاتی مرتبط با توانمندیهای ایران در زمینه تسلیحات هستهای باشند.
هنگامی که آژانس بینالمللی انرژی اتمی در مارس ۲۰۱۹ از تورقوزآباد بازدید کرد، شواهدی یافت که نشان میداد مواد هستهای یا تجهیزات آلوده به مواد هستهای پیشتر در این محل وجود داشتهاند. از آن زمان، شورای حکام آژانس همچنان از ایران خواسته است به پرسشهای این نهاد درباره محل فعلی این مواد و تجهیزات پاسخ دهد.
به گفته حساب کاربری «اینتلیتایمز»، ایران صرفاً مواد و تجهیزات مذکور را به یک محل جدید برای نگهداری بلندمدت منتقل نکرده، بلکه از مرکز تازهای در شمالشرق تهران، موسوم به مینزادایی، برای ایجاد یک «مقر صنعتی هستهای با هدف بازسازی زیرساختهای پژوهش، توسعه و انطباق فناوریهای مربوط به کلاهکهای هستهای» استفاده کرده است. این مرکز همچنین قرار بوده است امکانات لازم برای «تولید هستههای اورانیوم غنیشده و مواد منفجره موردنیاز برای قالبگیری آنها و ایجاد زنجیره انفجار» را فراهم کند.
ازسرگیری فعالیتها در این مجموعه با تدابیر امنیتی بسیار شدید نشان میدهد که کارهای در حال انجام در این محل از اولویت بسیار بالایی برخوردارند.
پ ن: هر چه جستجو کردم متوجه نشدم دقیقا این اصطلاح مینزادایی (Minzadayi) معادل انگلیسی چه منطقه، مکان یا نام ایرانی است یا اصلا به فارسی چه معنایی میدهد!
@philadelphia_america
❤2👍2
در بین دختران سال نهم، این آمار از 30 درصد در سال ۲۰۲۱ به ۱۷درصد در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است.
هم چنین تعداد دخترانی که خود را دوجنسگرا معرفی میکنند، از ۲۶ درصد به ۱۳ درصد رسیده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
کانون مطالعات چین
کتاب سند امنیت ملی چین.pdf
#حسین_قتیب
آقای ظریف، مائو ۲۳ سال پیش از دیدار با نیکسون پایان سدهٔ تحقیر چین را اعلام کرده بود! محمدجواد ظریف میگوید مائو با جرئت نشستن پشت میز مذاکره با آمریکا به «سدهٔ تحقیر چین» پایان داد. ظاهراً در این روایت، تاریخ چین باید کمی جابهجا شود تا نتیجهٔ سیاسی موردنظر آقای ظریف به دست آید.
آنچه در تاریخ چین «سدهٔ تحقیر» نامیده میشود، معمولاً به دورهای از جنگ اول تریاک در ۱۸۳۹ تا تأسیس جمهوری خلق چین در ۱۹۴۹ اشاره دارد؛ دورانی که با مداخلات قدرتهای خارجی، قراردادهای نابرابر، از دست رفتن حاکمیت بر بخشهایی از سرزمین چین و اشغالگری ژاپن همراه بود. در روایت رسمی حزب کمونیست چین، پیروزی انقلاب ۱۹۴۹ و تأسیس جمهوری خلق، نماد پایان این دوره و بازیابی حاکمیت ملی است. البته برخی روایتهای تاریخی، پایان این دوران را به تحولات دیگری، از جمله پیروزی بر ژاپن در ۱۹۴۵، پیوند میدهند. اما هیچیک از این تاریخگذاریهای اصلی، پایان سدهٔ تحقیر را به سفر نیکسون در ۱۹۷۲ نسبت نمیدهند.
بنابراین، اگر قرار باشد ادعای آقای ظریف را بپذیریم، باید قبول کنیم که مائو در سال ۱۹۴۹ انقلاب کرد، جمهوری خلق را تأسیس کرد، در سال ۱۹۶۴ به سلاح هستهای دست یافت، در سال ۱۹۷۱ کرسی چین در شورای امنیت را به دست آورد، اما همچنان منتظر بود تا در سال ۱۹۷۲ با نیکسون دست بدهد و تازه سدهٔ تحقیر کشورش پایان یابد!
مشکل فقط این جابهجایی تاریخی نیست. آقای ظریف مهمترین متغیرهای روابط بینالملل را نیز از روایت خود حذف میکند. نیکسون و کیسینجر برای پایاندادن به تحقیر چین راهی پکن نشده بودند. آمریکا درگیر جنگ سرد بود، با شوروی رقابت میکرد و میخواست از شکاف عمیق میان پکن و مسکو برای تغییر موازنهٔ قدرت استفاده کند. چین نیز پس از درگیریهای مرزی با شوروی در سال ۱۹۶۹، نزدیکی به آمریکا را فرصتی برای کاهش تهدید امنیتی خود میدید. این همان دیپلماسی مثلثی مشهور نیکسون و کیسینجر بود؛ محاسبهای مبتنی بر منافع و موازنهٔ قدرت، نه مراسمی برای اعطای عزت به ملت چین.
از قضا، آمریکا تا سال ۱۹۷۹ جمهوری خلق چین را به رسمیت نشناخت و همچنان دولت مستقر در تایوان را نمایندهٔ قانونی چین میدانست. حتی سفر تاریخی نیکسون نیز به شناسایی فوری جمهوری خلق منجر نشد. اگر پایان تحقیر چین به نشستن مائو روبهروی رئیسجمهور آمریکا وابسته بود، چرا برقراری روابط رسمی دیپلماتیک هفت سال دیگر طول کشید!
چینِ سال ۱۹۷۲ کشوری نبود که با دست خالی به امید کسب احترام راهی مذاکره شود. این کشور پیشتر به توان هستهای دست یافته بود، صدها میلیون نفر جمعیت داشت، از موقعیت ژئوپلیتیکی تعیینکنندهای برخوردار بود و نمایندگی آن در سازمان ملل و کرسی دائمی شورای امنیت در سال ۱۹۷۱ به جمهوری خلق منتقل شده بود. مائو از موضع یک قدرت بزرگ، هرچند همچنان فقیر و دارای آسیبپذیریهای جدی، مذاکره میکرد. مهمتر اینکه واشنگتن نیز برای این گشایش انگیزهٔ راهبردی داشت.
البته این به معنای انکار اهمیت تصمیم مائو برای نزدیکی به آمریکا نیست. گشایش سالهای ۱۹۷۱ و ۱۹۷۲ یکی از تحولات بزرگ دیپلماسی قرن بیستم بود. اما تفاوت بزرگی وجود دارد میان اینکه بگوییم مائو با استفاده از یک فرصت راهبردی، موقعیت بینالمللی چین را تقویت کرد و اینکه ادعا کنیم با جرئت مذاکره با آمریکا به سدهٔ تحقیر چین پایان داد.
حتی جهش اقتصادی چین نیز عمدتاً با اصلاحات دنگ شیائوپینگ از سال ۱۹۷۸ و تغییرات گسترده در سیاستهای اقتصادی داخلی آغاز شد. به عبارت دیگر، چین ابتدا حاکمیت سیاسی خود را تثبیت کرد، سپس در شرایط جنگ سرد از موقعیت راهبردیاش برای گشایش دیپلماتیک بهره برد و در مرحلهای دیگر، با اصلاحات اقتصادی مسیر توسعه را تغییر داد. تبدیل این فرایند پیچیده به داستان اعتمادبهنفس مائو در مذاکره، بیشتر به خطابهٔ سیاسی شباهت دارد تا تحلیل تاریخی.
از آقای ظریف، با آن سابقهٔ طولانی دیپلماتیک، انتظار میرود بداند که در روابط بینالملل، قدرتهای بزرگ صرفاً به احترام جرئت طرف مقابل مذاکره نمیکنند. آنها زمانی مذاکره میکنند که منافعشان اقتضا کند. نیکسون به پکن رفت چون آمریکا به تغییر موازنهٔ قدرت نیاز داشت، نه چون ناگهان تصمیم گرفته بود به تحقیر تاریخی چین پایان دهد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👌2👎1👏1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
ملیگرایی به مثابهی کاتالیزور تسلیم
#محمد_اصغری
وزیر خارجه آمریکا در ایستگاه آتن، نبرد امروز ائتلاف غرب با ایران را به تقابل تاریخی یونان و امپراتوری هخامنشی گره زد. بلافاصله موجی هماهنگ و حماسی در میان چهرههای جریان سازش و کارگزاران وفاقی به راه افتاد. فضایی رسانهای آکنده از فخرفروشی به تاریخ ۲۵۰۰ ساله و تحقیر آفتابهای پیشینهی آمریکا.
اما در پس این غلیان احساسات ملی، یک پارادوکس شناختی نهفته: جریانی که برای دفاع از خاکسترهای یک جنگ باستانی یقه میدرد، دقیقاً همانیست که در برابر تهدیدات عینی، سخت و موجودیتی آمریکا و اسرائیل، روزه سکوت گرفته. وقتی دشمن رسماً جان رهبری را تهدید میکند، آتش در هرمز داغ است و سایه شوم تهاجم مجدد بر سر کشور گسترده شده، اینها نهتنها خواستار تهدید متقابل نیست، بلکه با التماس از آمادگی برای توافق سخن میگوید.
کالبدشکافی این دوگانگی رفتاری، پرده از یک معماری روانی برمیدارد؛ جایی که ناسیونالیسم رمانتیک به ابزاری برای پنهان کردن انفعال ژئوپلیتیک تبدیل میشود.
در معادلات سخت امنیتی، پاسخ به تهدید وجودی، نیازمند پرداخت مالیات است. اگر دشمن موجودیت شما را تهدید کرد، شما باید ماشه را لمس کنید، کریدورها را ببندید و ریسک درگیری را بپذیرید. جریان سازش که ارادهای برای پرداخت این مالیات امنیتی ندارد، از میدان واقعی فرار میکند.
در مقابل، لفاظی تمدنی دشمن، یک موهبت برای اینهاست. دفاع از هخامنشیان در توییتر، نه نیازی به شلیک موشک دارد، نه آمریکا را تحریک میکند و نه هزینهای برای شبکه فساد اماراتمعاش ایجاد میکند. این یک نبرد شبیهسازیشده و بیخطر است. جریان واداده با پریدن وسط مجادلهی تاریخی، فرصت مییابد تا بدون شلیک حتی یک گلوله، ژست دفاع از ایران را به خود بگیرد.
این پدیده تنها به مجادلات مجازی محدود نیست. در همین روزها که کشور درگیر فرسایش یک جنگ ۲۰۰ روزهست، استیجهای نمایشی پایتخت، میزبان تئاترهایی با موضوعات اساطیری با دعوتیهای کتشلواری شدهاند.
گویی طبقه انتلکتوئل رمانتیک، جنگ را از روی زمین سخت خاورمیانه، به سن تئاتر منتقل کرده تا یک وانمودهی جنگی بسازد. در این پارادوکس، برای فداکاری آرش اسطورهایِ روی صحنه اشک ریخته و حماسه سروده میشود، اما دقیقاً در همان لحظه، آرش واقعی، یعنی همان اپراتور موشکی، پیرمرد حاضر در خیابان و رزمندهای که ایستاده تا مرزهای ایران را حفظ کند، انکار، تخطئه و به عنوان عامل تنشزا محکوم میشود! برای این جریان، دفاع از ایران تا زمانی مقدس است که در حد یک کمان چوبی هزاران سال پیش باقی بماند؛ موشک امروز که حافظ بقای همان مرزهاست، در منطق آنها تنشزاست.
کارکرد پنهان این حماسهسراییهای بیهزینه، نقش آنها در مکانیسم بیناانفعالی است. جامعه در زیر ضربات و فشارهای دشمن، لبریز از خشم میشود و مطالبهی پاسخ، جدی میگردد. جریان سازش با ناسیونالیسم رمانتیک، این خشم متراکم را کانالیزه کرده و در تاریکی تئاتر، هشتگهای مجازی و مفاخرات در تاریخمانده، کاتارسیس میکند و مخاطب، از نظر روانی ارضا و احساس میکند که غرور ملیاش ترمیم شده و مطالبه برای ضربهشست جدی به آمریکا یا اقدام پیشدستانه علیه رژیم رنگ میبازد. اینگونه است که ناسیونالیسم رمانتیک به مرفینی بدل میگردد که درد ناشی از فقدان بازدارندگی میدانی و حتی رتوریکال را تسکین میدهد، بیآنکه غدهی سرطانی دشمن را جراحی کند.
در نهایت، باید از خود پرسید که جریان سازش، چه سودی از این ردای کوروشی میبرد؟ پاسخ در انباشت سرمایهی نمادین است. این جریان برای پیشبرد پروژهی اصلی خود، یعنی تسلیم گام به گام کشور، نیازمند یک نقاب مشروعیتبخش است.
دیالکتیک این گفتمان بسیار بیرحم است: غرب با انداختن طعمهی شرقشناسانه و توهین به تاریخ، به نخبگان و سلبریتیهای غربگرای ما پاس گل میدهد. اینها با پاسخ به روبیو، در داخل کشور ژست میهنپرستی میگیرند. فردای همان روز، همین جریان نقابدار رو به جامعه میکند و میگوید: ما که نشان دادیم تا چه حد مدافع اصالت و تاریخ ایرانیم؛ پس حالا به ما اعتماد کنید که میگوییم ایران متمدن نیازی به جنگ و درگیری ندارد و باید با واقعبینی، بر سر ابزارهای نظامیمان تفاهم کنیم!
این یک عملیات شناختی بینقص است. کشاندن رادار محاسباتی یک ملت از روی تنگه هرمز واقعی به سمت تختجمشید تاریخی، بزرگترین پیروزی برای واشنگتن است. طبقهای که ترجیح میدهد امکان دفاع واقعی در میدان را با یک دفاع خیالی در تاریخ معاوضه کند، در حال خلع سلاح ذهنی یک ملت در میانهی میدان مین است. ملتی که در اوج یک جنگ موجودیتی، پاسخ تهدیدهای عینی دشمن را تنها با اسطورههای در تاریخمانده بدهد، به زودی جغرافیای امروز خود را نیز به تاریخ خواهد سپرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏6👍2❤1👎1👌1💯1
شاخص فقر جهانی برای نخستین بار از زمان ایجاد آن افزایش یافته و شمار افراد تحت تاثیر را به ۱.۲ میلیارد نفر رسانده است
برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) امروز دوشنبه اعلام کرد که شاخص فقر چندبعدی جهانی برای نخستین بار از زمان ایجاد آن در سال ۲۰۱۰ افزایش یافته و شمار افراد تحت تأثیر را به ۱.۲ میلیارد نفر رسانده است.
این آژانس سازمان ملل متحد و مرکز تحقیقاتی ابتکار فقر و توسعه انسانی آکسفورد (OPHI) در نسخه ۲۰۲۶ گزارش سالانه خود، ۵۱.۵ میلیون نفر بیشتر از سال قبل را در فقر "حاد" شمارش کردهاند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Digiato | دیجیاتو
▪️ پنتاگون اعلام کرده قصد دارد «نیدال حسن» را به جرم تیراندازی مرگبار در یک پایگاه نظامی در تگزاس در سال ۲۰۰۹ به دست جوخه آتش بسپارد و این رویداد را بهصورت زنده و عمومی پخش کند. بااینحال، یوتوب، توییچ، متا و ایکس هنوز مشخص نکردهاند که آیا اجازه میدهند دولت آمریکا چنین محتوای خشونتآمیز را به اشتراک بگذارد یا خیر.
▪️ پلتفرمهای تیکتاک و کیک اعلام کردهاند که این محتوا ناقض قوانین آنها خواهد بود. سایر پلتفرمها هم در قوانین خود انتشار محتوای خشن مرتبط با مرگ را ممنوع کردهاند، اما هنوز معلوم نیست آیا برای دولت آمریکا استثنایی در نظر میگیرند یا نه.
جزئیات بیشتر در دیجیاتو
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔹دولت ترکیه طی قانونی که امروز منتشر شد استفاده از شبکههای اجتماعی را برای افراد زیر ۱۵ سال ممنوع کرد.
از این به بعد برای ایجاد شبکه اجتماعی در ترکیه باید کد ورودی را از درگاه خدمات الکترونیک دولتی دریافت نمود و تمام درخواستها بوسیله کارمندان دولت و با رویت شخص انجام میپذیرد.
همچنین هر گونه خرید اینترنتی افراد زیر ۱۵ سال تنها با تایید والدین قابل انجام است.
اطلاعات فعالیتها مجازی افراد ۱۵ تا ۱۸ ساله نیز برای والدین آنها ارسال میشود و والدین میتوانند درخواست ممنوعیت استفاده از سایت، پلتفرم یا یک شبکه اجتماعی را برای فرزندان زیر ۱۸ سال خود ثبت کنند.
تصویر دستورالعمل جدید دولت که از اول نوامبر ۲۰۲۶ لازم الاجرا است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4
Forwarded from مجید میرزایی | حواس پرت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زمین با سرعت ۱۰۳۷ مایل بر ساعت (حدود ۱۶۶۹ کیلومتر بر ساعت) میچرخه. این شبیهسازی نشون میده اگه رفته رفته سرعت چرخش زمین به صفر برسه چه اتفاقی میفته
@Havaas_part
@Havaas_part
🤯2😱1🕊1
Forwarded from بین دوگانگیها
🔹آرنو برتران:
یک نکته تاریخی جالب که امروز یاد گرفتم: سان یات-سن و همسرش سون چینگلینگ، که هر دو از چهرههای افسانهای و بنیانگذار چین مدرن هستند (سون چینگلینگ رئیس افتخاری جمهوری خلق چین بود و پرتره سان یات-سن هنوز در روز ملی در میدان تیانآنمن نصب میشود)، فقط به زبان انگلیسی با یکدیگر صحبت میکردند!
دلیلش این بود که او به گویش شانگهای و سان یاتسن به گویش کانتونی صحبت میکردند که برای یکدیگر قابل فهم نبودند.
با این حال، هر دوی آنها به زبان انگلیسی مسلط بودند؛ زیرا هر دو در مدارس انگلیسیزبان تحصیل کرده بودند: سون چینگلینگ در کالج وسلیان در جورجیا، و سان یاتسن در هاوایی و هنگکنگ بریتانیاییِ آن زمان.
در واقع، جالبتوجه اینکه وقتی در سال ۱۹۸۱ و در بستر مرگ به سون چینگلینگ تصمیم پولیتبورو (دفتر سیاسی حزب کمونیست) برای پذیرش او به عنوان عضوی از حزب کمونیست را اطلاع دادند، ابتدا این خبر را به زبان ماندارین (که او هرگز در آن مسلط نشده بود) و سپس دوباره به انگلیسی به او اعلام کردند تا متوجه شود.
همه اینها نشان میدهد که یکپارچگی زبانی چین چقدر پدیده جدیدی است: در واقع این یکی از دستاوردهای بزرگ این کشور محسوب میشود.
چین از زمان دودمان چین «یک خط نوشتاری» داشته، اما «یک تلفظ واحد» دستاوردی بسیار متاخر است؛ تا همین چند دهه پیش، مردم مناطق مختلف اغلب نمیتوانستند هنگام صحبت کردن یکدیگر را بفهمند.
تا جایی که حتی «پدر ملت» و «مادر ملت» چین هم نمیتوانستند به زبان ملی با یکدیگر گفتگو کنند!
https://fxtwitter.com/RnaudBertrand/status/2109183469616255340?s=20
🔻پیوند به این فرسته در X:
https://x.com/FGhoddoussi/status/2109302443272008003?s=20
@BetweenDichotomies
یک نکته تاریخی جالب که امروز یاد گرفتم: سان یات-سن و همسرش سون چینگلینگ، که هر دو از چهرههای افسانهای و بنیانگذار چین مدرن هستند (سون چینگلینگ رئیس افتخاری جمهوری خلق چین بود و پرتره سان یات-سن هنوز در روز ملی در میدان تیانآنمن نصب میشود)، فقط به زبان انگلیسی با یکدیگر صحبت میکردند!
دلیلش این بود که او به گویش شانگهای و سان یاتسن به گویش کانتونی صحبت میکردند که برای یکدیگر قابل فهم نبودند.
با این حال، هر دوی آنها به زبان انگلیسی مسلط بودند؛ زیرا هر دو در مدارس انگلیسیزبان تحصیل کرده بودند: سون چینگلینگ در کالج وسلیان در جورجیا، و سان یاتسن در هاوایی و هنگکنگ بریتانیاییِ آن زمان.
در واقع، جالبتوجه اینکه وقتی در سال ۱۹۸۱ و در بستر مرگ به سون چینگلینگ تصمیم پولیتبورو (دفتر سیاسی حزب کمونیست) برای پذیرش او به عنوان عضوی از حزب کمونیست را اطلاع دادند، ابتدا این خبر را به زبان ماندارین (که او هرگز در آن مسلط نشده بود) و سپس دوباره به انگلیسی به او اعلام کردند تا متوجه شود.
همه اینها نشان میدهد که یکپارچگی زبانی چین چقدر پدیده جدیدی است: در واقع این یکی از دستاوردهای بزرگ این کشور محسوب میشود.
چین از زمان دودمان چین «یک خط نوشتاری» داشته، اما «یک تلفظ واحد» دستاوردی بسیار متاخر است؛ تا همین چند دهه پیش، مردم مناطق مختلف اغلب نمیتوانستند هنگام صحبت کردن یکدیگر را بفهمند.
تا جایی که حتی «پدر ملت» و «مادر ملت» چین هم نمیتوانستند به زبان ملی با یکدیگر گفتگو کنند!
https://fxtwitter.com/RnaudBertrand/status/2109183469616255340?s=20
🔻پیوند به این فرسته در X:
https://x.com/FGhoddoussi/status/2109302443272008003?s=20
@BetweenDichotomies
FxTwitter
Arnaud Bertrand (@RnaudBertrand)
Interesting historical fact I learned about today: Sun Yat-sen and his wife Soong Ching-ling, both legendary founding figures of modern China (Soong Ching-ling was Honorary Chairman of the PRC and Sun Yat-sen's portrait still goes up in Tiananmen Square on…
❤3🔥3
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
از دانشجویان نخبه و شاگرداولهای دانشگاههای صنعتی را گرد آوردند: نعمتی، مجتبایی، مصلحی، مطهری و مهاجری. مهندس جعفری اسم پروژهشان را «نازعات» گذاشت: فرشتگانی که روح بدکاران را بهشدت از بدنهایشان برمیکَنند.
برخلاف مسیر مهندسی معکوس در صنعت شهید همت، مهندس جعفری به فکر «طراحی» بود. او دنبال گرفتن فراگ روسی هم بود تا برخی مسائلشان
را با تحقیق روی آن حل کنند. با بخش تحقیقات و گسترش صنایع دفاع هم کار میکردند که آنجا مهندس سختکوش دیگری به نام مهندس مهرداد اخلاقی، طرح یک موشک سوخت جامدِ دیگر
به نام «زلزال» را دنبال میکرد. آنها جلساتی باهم داشتند و توافق کردند که مجموعۀ مهندس اخلاقی سوخت جامد را به آنها بدهد.
در خرداد ۱۳۶۵، وقتی نخستوزیر وقت، میرحسین موسوی، به بازدید نمایشگاه موشکی آمد، جعفری و مهندس ترکان به عنوان مدیر عامل صنایع دفاع، پروژۀ نازعات را تعریف کردند و گفتند که میخواهند یک موشک ۷۰کیلومتری
داشته باشند. مهندس موسوی خواست برنامهشان را روی کاغذ مکتوب کنند که کردند و نوشتند در شش ماه این پروژه را به نتیجه میرسانند. کار موشک نازعات پس از آن جلسه، جدیتر شد. یک تیم قوی، نازعات را بهطور سیستماتیک طراحی کردند که در رأسشان مهندس نعمتی قرار داشت. گروه تولید در پارچین مستقر بود و گروه تحقیقات در دفترشان در تهران کارشان را با تجهیزات سادۀ آن ایام پیش میبردند. فقط کاری به بخش سوخت نداشتند و قرار بود مهندس اخلاقی سوخت را تحویل دهد، اما اینکه چطور سوخت را توی بدنۀ موشکشان بریزند، همه با ایده و
طرح خودشان بود. درست شش ماه بعد، از دفتر نخستوزیری پیگیر کار آنها شدند، اما طرح به نتیجه نرسیده بود. بااینکه همه با اشتیاق کار میکردند، کار پانزده ماه طول کشید. در این مدت، حسن مقدّم هم در جریانِ این تلاش بود و تمامقد از این پروژهها حمایت
میکرد.
#بریده_از_کتاب_مرد_ابدی_روایتی_مستند_از_زندگی_شهید_حسن_طهرانی_مقدم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5