یک حمله سایبری به سامانههای سرمایشی سوپرمارکتها در سراسر فرانسه، قفسههای فروشگاهها را خالی گذاشته است. هکرها از راه دور دمای این سامانهها را تا ۵۰ درجه سانتیگراد بالا بردهاند؛ اقدامی که موجب بروز آتشسوزی شده و صدها فروشگاه را ناچار کرده است مواد غذایی خود را دور بریزند./ الجزیره
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😈2
اِلینهگی
2030: $2.8 trillion
2029: $2.5 trillion
2028: $2.2 trillion
2027: $1.7 trillion
2026: $1.1 trillion
2025: $630 billion
2024: $447 billion
2023: $275 billion
2022: $236 billion
2021: $195 billion
2020: $158 billion
Source: Bloomberg estimates
https://x.com/JonErlichman/status/2109679525974151190
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
اِلینهگی
۳۶۶ میلیون دلار از ایلان ماسک هم به میدان آمده است. انتخابات ۲۰۲۶ برای خداوندان سرمایهداری دیجیتال فقط یک بهانهست. درواقع پشت پرده، جنگ بر سر این است:
آیا انسانها حق دارند جلوی Super AI رو بگیرن، یا «سربازان دجال» باید کنار بروند؟
تیل میگه دموکراسی شده ترمز آینده. ماسک میگه آینده رو باید ساخت، نه تماشا کرد.
در نتیجه در لایه زیرین منازعات انتخاباتی آمریکا، انتخاب بین دو گانه شتاب هوش مصنوعی یا مرگ است. در ذهنیت آنها حکمرانی متکی به صندوق رای باید جای خودش رو به الگوریتم حکمران و مناسبات فراانسان و ترابشری (Transhumanist) بدهد.
🔗 Ali Afshari (@afshari_aku)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🙏2
این بخشی از جستاری است به قلم #پیمان_هوشمندزاده
او در این جستار، که در شمارهی چهلوهشت ماهنامهی شبکه آفتاب نوشته، از شخصیتهای مختلفی گفته که در موقعیتهای مختلف قرار میگیرند.
متن کامل جستار را در وبسایت شبکه آفتاب میتوانید بخوانید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#تریتا _پارسی
اگر امروز قرار است فقط یک مطلب را بخوانید، مطمئن شوید که آن همین است:
در مقالهای خیرهکننده که توسط رئیس یکی از برجستهترین اندیشکدههای اسرائیل (INSS) منتشر شده است، سرتیپ ذخیره #تامیر_هایمن واقعیت دکترین امنیتی جدید اسرائیل را شرح میدهد:
چند اصل کلیدی که او توصیف میکند:
سپس او نتیجه میگیرد: «بنابراین، قطع روابط با ایالات متحده نه تنها اجتنابناپذیر است، بلکه برای استقلال اسرائیل و تابآوری هویت ملی یهودی آن امری حیاتی است.»
و موارد دیگری نیز وجود دارد.
نکته مهم این است که هایمن از این وضعیت دفاع نمیکند. بلکه او استدلال میکند که این مورد هماکنون به دکترین امنیتی جدید اسرائیل تبدیل شده است.
او واقعیت را همانطور که میبیند توصیف میکند. و آن واقعیت به سادگی با یک اتحاد آمریکایی یا غربی با اسرائیل سازگار نیست - مگر اینکه غرب به موجودیت مشابهای تبدیل شود که جنگ را به عنوان یک حالت دائمی و مطلوبِ وجود تلقی کند.
https://tritaparsi.substack.com/p/israels-new-and-terrifying-security
متن کامل مقاله را از اینجا مطالعه کنید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Substack
Israel’s New - and Terrifying - Security Doctrine
If you read one thing today, make sure it is this:
#امین_بزرگیان
ـ فکر میکنید اسلام سیاسی(جریان اخوان در مصر) در نهایت همیشه به همسویی با امپریالیسم منتهی میشود؟
بله.
ـ فکر نمیکنید یک ضدامپریالیسم اسلامگرا ممکن باشد؟
نه. هرگز. آنها فوقلیبرال هستند. خواندن وراجیهایشان سرگرمکننده است. عربستان سعودی الگوی واقعی آنهاست. از نظر آنها بازار چیز فوقالعادهای است؛ بازار جهانی مثبت است؛ لیبرالیسم فوقالعاده است. لیبرالیسم فقیر تولید میکند، اما از نظر آنها تقصیر خود فقراست. در عوض، فرصتهای زیادی برای ثروتمندشدن از طریق کار فراهم میکند. دشمن، فرهنگ و دین مسیحی است. من این گفتمان را «فاشیسم فقرا» نامیدهام. این یکی از انواع فاشیسم است؛ اما نسخه فقیرانه آن.
ـ آیا حزبالله لبنان یک نمونه نقض این ادعا (اسلامگرایی ضد امپریالیسم) نیست؟
اینجا مسئله بسیار جالب است؛ زیرا از نظر نگرش به جهان و شیوهٔ اداره جامعه و اقتصاد، حکومت ایران و الگویی که حزبالله در پی آن است، در نظر من برتریای نسبت به رژیم وهابی عربستان سعودی ندارند. اما آنها در موقعیت ژئواستراتژیک متفاوتی قرار دارند. آنها ــ شاید حتی برخلاف میل خودشان ــ دشمنان اسرائیل و ایالات متحده از آب درآمدهاند. بنابراین آنها را بدنام و محکوم میکنند؛ اما کسانی که در کنار اسرائیل و ایالات متحده قرار دارند، فوقالعاده معرفی میشوند.
آنها در وضعیتی دوپهلو قرار دارند. آنها به حکم شرایط ضدامپریالیستاند، زیرا امپریالیسم آنها را نمیخواهد.
اگر امپریالیسم میپذیرفت که ایران قدرت محوری منطقه باشد، این حکومت نه نمیگفت! اما به آنها گفته میشود که قدرت محوری منطقه، عربستان سعودی است.
ـ حالا که از ایران صحبت میکنید، درباره وضعیت سیاسی کنونی آن چه فکر میکنید؟
نمیدانم آنجا چه اتفاقی خواهد افتاد. بدترین حالت، یک کودتای لیبرالگرا و غربگرا خواهد بود که ناممکن هم نیست. بااینحال، احتمال وقوع آن کم است، زیرا خلیج [کشورهای خلیج فارس] دشمن آنهاست و مانع آن میشود. ناسیونالیسم ایرانی مثبت است، زیرا در برابر چنین چیزی مقاومت ایجاد میکند.
گزینه دیگر، نوعی نرمتر شدن عملی آداب اجتماعی و قوانین است، درحالیکه قالبهای حکومت اسلامی حفظ شوند. این تا حدی یک انتخاب به سبک برژنف است؛ راهی که به تحول چندان عمیق و دوردستی منتهی نمیشود، اما احتمالاً در حال حاضر انتخاب طبقه حاکم است.
(نقل از تأملات نابهنگام)
پیوند مصاحبه:
https://legrandcontinent.eu/fr/2018/08/13/nous-avons-rencontre-samir-amin/
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
شرایط اضطراری میتواند سلامت روان و مسائل اجتماعی مانند فقر و تبعیض را بدتر کند، همچنین تاثیر بر مشکلات خانوادگی و میزان مصرف مواد مخدر دارند.
فقر و تبعیض علیه گروههای به حاشیه رانده، خود زمینه فقدان ایمنی، از دست دادن معیشت، اختلال در روابط در شبکههای اجتماعی و... میشود. وضعیتهایی مانند جنگ یا بطور کلی مسائل بوجود آورنده وضعیت اضطراری، میتواند در این گروهها میزان کاهش حمایت جامعه و حق حریم خصوصی را کاهش دهد.
https://www.thelancet.com/journals/lancet/article/PIIS0140-6736(19)30934-1/fulltext
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
The Lancet
New WHO prevalence estimates of mental disorders in conflict settings: a systematic review and meta-analysis
The burden of mental disorders is high in conflict-affected populations. Given the
large numbers of people in need and the humanitarian imperative to reduce suffering,
there is an urgent need to implement scalable mental health interventions to address
this…
large numbers of people in need and the humanitarian imperative to reduce suffering,
there is an urgent need to implement scalable mental health interventions to address
this…
یک بررسی جدید از ۱۰۰۹ مدیر و مدیر ارشد آمریکایی نشان میدهد که ۳۹٪ آنها دستکم چهار شب در هفته خواب کافی ندارند؛ رقمی که نسبت به حدود یک دهه قبل تغییر معناداری نکرده است. نکته مهمتر این که بسیاری از مدیران میزان تأثیر خستگی بر عملکرد خود را دستکم میگیرند؛ حتی در میان افرادی که مرتباً کمخوابی دارند، بیش از یکسوم معتقدند خواب ناکافی بر عملکرد مدیریتیشان اثری ندارد. در حالی که کمخوابی میتواند تمرکز، حل مسئله، تصمیمگیری، توجه به دیدگاههای متفاوت و حمایت از اعضای تیم را مختل کند.
پیام اصلی مقاله این است که خواب صرفاً یک انتخاب شخصی نیست؛ فرهنگ سازمانی میتواند خواب کارکنان را بهتر یا بدتر کند. وقتی مدیران به کمخوابی افتخار میکنند، شبها پیام میفرستند یا پاسخ ساعت سه صبح را نشانه تعهد میدانند، کارکنان نیز بهتدریج همین الگو را دنبال میکنند و حتی ممکن است خستگی خود را پنهان کنند. در مقابل، در یک مطالعه تصادفی در ۳۹ واحد ارتش آمریکا، تنها یک ساعت آموزش به مدیران درباره «رهبری خواب» باعث شد احتمال خواب بیش از هفت ساعت در زیردستان، پس از یک ماه، بیش از دو برابر شود. مطالعهای در یک شرکت بزرگ فناوری نیز نشان داد که حتی بدون آموزش مستقیم درباره خواب، اصلاح شرایط و انعطاف کاری میتواند مدت خواب کارکنان را افزایش دهد.
بنابراین باید از فرهنگ «هرچه کمتر بخوابی، متعهدتری» فاصله گرفت و خواب کافی را بخشی از عملکرد حرفهای دانست. مدیران میتوانند با چند اقدام ساده شروع کنند: بازنگری در جلسات بسیار زودهنگام و پیامهای دیرهنگام، پرهیز از تحسین کار شبانه، و پرسیدن صریح از اعضای تیم درباره خستگی و توان بازیابی. گاهی بهترین پیام یک مدیر این نیست که «بیشتر کار کن»، بلکه این است که «امشب استراحت کن؛ فردا تصمیم بهتری خواهی گرفت».
Reference:
van der Helm E. Research: Sleep Deprivation Is a Leadership Problem. Harvard Business Review. October 6, 2026.
اصل مقاله در Harvard Business Review
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Harvard Business Review
Research: Sleep Deprivation Is a Leadership Problem
Sleep deprivation remains widespread among leaders, and many leaders underestimate how much fatigue affects their performance. A new survey of 1,009 U.S. managers and executives suggests that the problem is less about individual sleep habits than about workplace…
💯1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
جنگ بعدی لزوماً با شلیک نخستین موشک آغاز نمیشود. پیش از آن، نبردی بر سر حقیقت، تعیین مقصر و مشروعیتبخشیدن به اقدام نظامی در جریان است. چه کسی توافق را شکست؟ چه کسی آغازگر درگیری است؟ چه کسی مسئول پیامدهای جنگ بعدی خواهد بود؟ پاسخ به این پرسشها ممکن است پیش از آغاز درگیری نظامی، در میدان رسانهها ساخته و تثبیت شود.
نمونهاش روایتی است که این روزها درباره حملات به نفتکشها و کشتیهای تجاری شکل گرفته است: اینکه ایران عامدانه تفاهم اسلامآباد را نقض کرده و در نتیجه مسئول فروپاشی توافق و تشدید احتمالی جنگ است. اصل وقوع حملات یک موضوع است؛ اما تبدیل آن به روایتی قطعی از مسئولیت یکجانبه ایران، بدون بررسی تعهدات طرفین، محاصره دریایی آمریکا و توالی اقدامات نظامی، موضوعی دیگر. گاهی برای ساختن روایتی گمراهکننده حتی نیازی به جعل واقعیت نیست؛ کافی است بخشی از حقیقت انتخاب و بخشهای دیگر حذف شوند.
پیشتر نیز شاهد تلاش برای بیاعتبارکردن تصاویر واقعی بمباران تهران بودیم. برخی حسابهای رسانهای مدعی شدند تصاویر ویرانیها صحنهسازی شده و زنانی که در عکسها دیده میشوند بازیگرانی تکراریاند. بررسی مستقل تصاویر خیابان صابونچی تهران، این ادعا را رد کرد. در اینجا مسئله تنها انتشار یک خبر نادرست نبود؛ تلاش برای مشکوککردن مخاطب به خود واقعیت، حتی در برابر تصاویر مستند ویرانی و قربانیان جنگ بود.
در مرحله احتمالی بعدی جنگ، باید بیش از گذشته مراقب سه پدیده باشیم: Misinformation، اطلاعات نادرستی که ناآگاهانه منتشر میشوند؛ Disinformation، اطلاعات جعلی و تحریفشدهای که عامدانه برای فریب تولید میشوند؛ و Malinformation، اطلاعات واقعی که برای آسیبرساندن، مثلاً افشای هویت یا موقعیت افراد در معرض خطر، به کار گرفته میشوند. این سه میتوانند همزمان برای ایجاد وحشت، تخریب اعتماد عمومی، انکار واقعیتهای جنگ و آمادهسازی افکار عمومی برای پذیرش درگیری تازه مورد استفاده قرار گیرند.
در چنین شرایطی، ستاد تبلیغات جنگ، اگر وجود دارد، باید لحظهبهلحظه فضای اطلاعاتی را رصد کند و با سرعت، دقت و شواهد قابلراستیآزمایی پاسخگو باشد. البته مقابله با جنگ اطلاعاتی به معنای ساختن روایتهای متقابل یا انکار واقعیتهای ناخوشایند نیست. سرمایه اصلی در این نبرد، اعتماد عمومی است و این سرمایه تنها با صداقت و شفافیت حفظ میشود.
جنگ روایتها ممکن است پیش از جنگ نظامی، نتیجه مهمی را رقم بزند: اینکه افکار عمومی چه کسی را آغازگر جنگ بداند، چه کسی را قربانی بشناسد و چه کسی را مسئول ویرانیهای بعدی قلمداد کند
#حسین_قتیب
📞 Ellinne
نمونهاش روایتی است که این روزها درباره حملات به نفتکشها و کشتیهای تجاری شکل گرفته است: اینکه ایران عامدانه تفاهم اسلامآباد را نقض کرده و در نتیجه مسئول فروپاشی توافق و تشدید احتمالی جنگ است. اصل وقوع حملات یک موضوع است؛ اما تبدیل آن به روایتی قطعی از مسئولیت یکجانبه ایران، بدون بررسی تعهدات طرفین، محاصره دریایی آمریکا و توالی اقدامات نظامی، موضوعی دیگر. گاهی برای ساختن روایتی گمراهکننده حتی نیازی به جعل واقعیت نیست؛ کافی است بخشی از حقیقت انتخاب و بخشهای دیگر حذف شوند.
پیشتر نیز شاهد تلاش برای بیاعتبارکردن تصاویر واقعی بمباران تهران بودیم. برخی حسابهای رسانهای مدعی شدند تصاویر ویرانیها صحنهسازی شده و زنانی که در عکسها دیده میشوند بازیگرانی تکراریاند. بررسی مستقل تصاویر خیابان صابونچی تهران، این ادعا را رد کرد. در اینجا مسئله تنها انتشار یک خبر نادرست نبود؛ تلاش برای مشکوککردن مخاطب به خود واقعیت، حتی در برابر تصاویر مستند ویرانی و قربانیان جنگ بود.
در مرحله احتمالی بعدی جنگ، باید بیش از گذشته مراقب سه پدیده باشیم: Misinformation، اطلاعات نادرستی که ناآگاهانه منتشر میشوند؛ Disinformation، اطلاعات جعلی و تحریفشدهای که عامدانه برای فریب تولید میشوند؛ و Malinformation، اطلاعات واقعی که برای آسیبرساندن، مثلاً افشای هویت یا موقعیت افراد در معرض خطر، به کار گرفته میشوند. این سه میتوانند همزمان برای ایجاد وحشت، تخریب اعتماد عمومی، انکار واقعیتهای جنگ و آمادهسازی افکار عمومی برای پذیرش درگیری تازه مورد استفاده قرار گیرند.
در چنین شرایطی، ستاد تبلیغات جنگ، اگر وجود دارد، باید لحظهبهلحظه فضای اطلاعاتی را رصد کند و با سرعت، دقت و شواهد قابلراستیآزمایی پاسخگو باشد. البته مقابله با جنگ اطلاعاتی به معنای ساختن روایتهای متقابل یا انکار واقعیتهای ناخوشایند نیست. سرمایه اصلی در این نبرد، اعتماد عمومی است و این سرمایه تنها با صداقت و شفافیت حفظ میشود.
جنگ روایتها ممکن است پیش از جنگ نظامی، نتیجه مهمی را رقم بزند: اینکه افکار عمومی چه کسی را آغازگر جنگ بداند، چه کسی را قربانی بشناسد و چه کسی را مسئول ویرانیهای بعدی قلمداد کند
#حسین_قتیب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2👌2💯1
فعالان نزدیک به ماگا تلاش میکنند دونالد ترامپ را متقاعد کنند تا در صورت بروز شائبه تقلب در انتخابات میاندورهای، دست به اقداماتی نامتعارف و حتی اعلام حکومت نظامی بزند، هرچند هیچ شواهدی بر تقلب در این انتخابات وجود ندارد. این چهرهها که به حلقه نزدیکان ترامپ راه دارند، سناریوهایی نظیر توقف روند رأیگیری، جمعآوری دستگاههای الکترونیکی و بازشماری دستی آرا را روی میز گذاشتهاند.
در همین راستا، تینا پیترز از فعالان شناختهشده این جریان به همراه وکیلش پیتر تیکتین بهتازگی با ترامپ دیدار کردهاند و تیکتین آشکارا از لزوم اعلام حکومت نظامی سخن گفته است. یکی دیگر از این فعالان نیز پیشنهاد کرده است ترامپ با استناد به قانون شرایط اضطراری ملی، ایالتها را به تغییر شیوه برگزاری انتخابات وادار کند.
البته اختیارات اضطراری به معنای چک سفیدامضا برای رئیسجمهور نیست. مطابق قوانین آمریکا، تغییر زمان انتخابات فدرال تنها در صلاحیت کنگره است و مدیریت اجرایی رأیگیری و شمارش آرا نیز بر عهده ایالتها قرار دارد. از این رو، کاخ سفید حتی در صورت اعلام حکومت نظامی هم از نظر قانونی دستبسته است و توان تعویق انتخابات، توقیف صندوقها یا نادیده گرفتن قوانین ایالتی را ندارد.
https://www.axios.com/2026/10/16/trumps-maga-allies-openly-discuss-martial-law
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Axios
Trump's MAGA allies openly discuss martial law
Some of the proposals go far beyond Trump's legal authority.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#ایرج_آذرفزا
من اگر بخواهم شیوه یا نحوهٔ مواجههٔ خودم با ایران در حال جنگ را بهلحاظ نظری توضیح دهم، از مفهومِ «محافظهکاری آیرونیک/اروتیک» توماس مان در کتاب تاملات یک غیرسیاسی کمک میگیرم.
ازقضا مان نیز کتابش را در میانهٔ جنگ جهانی اول (۱۹۱۵–۱۹۱۸) نوشت، زمانی که آلمان زیر ضرب حملاتِ فرانسه بود. کتاب دروهلۀ نخست، در پاسخ به برادرش هاینریش مان و دیگر روشنفکران «تمدنگرا» (Zivilisationsliterat) نوشته شد—کسانی که از ارزشهای روشنگری فرانسوی، دموکراسی، پیشرفت و عقلگرایی سیاسی دفاع میکردند. مان در برابر آنها از «فرهنگ» (Kultur) آلمانی، از درونگرایی، از موسیقی، و از آنچه «روح آلمانی» مینامید دفاع کرد—اصطلاحاً برخلافِ موضعِ «لیبرال» برادر و دوستانِ روشنفکرش موضعی «محافظهکارانه» گرفت؛ و حتی از جانبِ برادر بهطرفداری از قدرت نیز متهم شد! اما موضعگیری محافظهکارانه مان ساده و یکسویه نبود؛ دقیقاً به همین دلیل است که مفهوم «آیرونی» و «اروس» در اندیشهٔ او جایگاه محوری مییابد.
مان در فصلِ آخر همین کتاب، با عنوانِ «آیرونی و رادیکالیسم»، مینویسد:
«رادیکالیسم نیهیلیسم است. فردِ آیرونیست محافظهکار است. با این حال، تنها محافظهکاریای آیرونیک است که پژواکِ آوای زندگی نباشد — آن آوایی که خود [=زندگی] را طلب میکند— بلکه پژواکِ آوای روح باشد — آن آوایی که نه خود [=روح] بلکه زندگی را طلب میکند. در اینجا پای اروس به صحنه باز میشود. میتوان آن [=اروس] را چنین تعریف کرد: «تصدیقِ یک انسان جدا از ارزشِ او». حال، این [تصدیق] چندان روحانی و چندان اخلاقی نیست؛ همچنین تصدیقِ زندگی از جانب روح نیز نیست. این [تصدیق] آیرونیک است. اروس همیشه آیرونیست بوده است. و آیرونی عاشقپیشگی است.»
اما منظور مان از «محافظهکاریِ آیرونیک/اروتیک» دقیقا چیست؟
برای فهم پیوند میان محافظهکاری و آیرونی، باید نخست دوگانهٔ بنیادینی را که مان از نیچه و شوپنهاور به ارث برده درک کرد:
از یک سو زندگی (Leben) قرار دارد: امر طبیعی، غریزی، زاینده، بیخبر از خود، خام، و سرشار از اراده به بقا. زندگی نمیاندیشد؛ فقط هست و میخواهد باشد.
از سوی دیگر روح یا عقل (Geist) قرار دارد: امر آگاه، انتقادی، تحلیلگر، اخلاقی، و در نهایت بیمار. روح بهذات خود علیه زندگی است، چون زندگی را موضوع تأمل و نقد قرار میدهد و با این کار، خامیِ مقدسِ زندگی را میآلاید.
رادیکالیسم در نظر مان یعنی جانبداری مطلق از روح علیه زندگی—یعنی همان روشنفکر روشنگریمسلکی که میخواهد زندگی را بر اساس عقل، اخلاق و ایدئولوژی بازسازی کند. و چون روح در ذات خود ضدزندگی است، رادیکالیسم در نهایت به نیهیلیسم میانجامد: نفی زندگی به نام ایدهای انتزاعی. این معنای آن جملهٔ آغازین است: «رادیکالیسم نیهیلیسم است.»
در نگاه سادهانگارانه، محافظهکار کسی است که از زندگی، از سنت، از آنچه هست در برابر هرگونه تغییر دفاع میکند. اما این محافظهکاریِ ساده، در نظر مان هنوز آیرونیک نیست؛ این صرفاً «صدای زندگی است که خود را میخواهد»—یعنی غریزهای که از خود دفاع میکند، بیآنکه بداند چرا.
محافظهکاریِ راستین و آیرونیک نزد مان چیز دیگری است: محافظهکاریای که از سوی روح صورت میگیرد، نه از سوی غریزه. یعنی روشنفکری که با وجود برخورداری از تمام ابزارهای نقد، تحلیل و ویرانگریِ عقلانی، آگاهانه تصمیم میگیرد در کنار زندگی بایستد. این همان «صدای عقل است که خود را نمیخواهد، بلکه زندگی را میخواهد».
اینجاست که آیرونی متولد میشود.
آیرونی در معنای مورد نظر مان (که از رمانتیکهای آلمانی و بهویژه از کیرکگور و نیچه میآید) یعنی فاصلهٔ آگاهانه از موضع خود. آیرونیست کسی است که میداند چه میگوید و در عین حال میداند که میتوانست خلاف آن را هم بگوید. او در موضع خود ساکن نیست؛ بر فراز آن ایستاده است.
محافظهکارِ آیرونیک یعنی روشنفکری که:
—از زندگی دفاع میکند، اما نه از سرِ ناآگاهی، بلکه با تمام آگاهی از ضعفها، خامیها و حتی ابتذال زندگی. —میداند که عقل بر زندگی برتری دارد، و با این حال جانب زندگی را میگیرد. —میداند که سنت قابل دفاع عقلانی نیست، و با این حال آن را پاس میدارد.
این موضع ذاتاً آیرونیک است، چون نوعی خیانت روح به خود است: روح، با ابزارهای خود، علیه خود رأی میدهد و به نفع چیزی که در ذات خود مخالف آن است (یعنی زندگی) شهادت میدهد.
و حال چرا اروس؟ اروس در سنتی که مان از آن وام میگیرد (افلاطون، نیچه، و بعدها فروید) نیرویی است که به سوی دیگری، به سوی بدن، به سوی زندگی کشیده میشود—نه به دلیل ارزش اخلاقی یا عقلانی آن دیگری، بلکه به دلیل خودِ بودنِ او.
تعریفی که مان نقل میکند بسیار گویاست: «تصدیقِ یک انسان فارغ از ارزش او».
این یعنی: اروس نه داوری میکند، نه میسنجد، نه دلیل میخواهد. اروس فقط آری میگوید—به آنچه هست، به همانگونه که هست.
و این دقیقاً کاری است که محافظهکارِ آیرونیک با زندگی میکند: به زندگی آری میگوید، بدون آنکه ارزش عقلانی یا اخلاقی آن را اثبات کند. این آری گفتن، عقلانی نیست، اخلاقی هم نیست—اروتیک است. عشقی است از سوی روح به آنچه روح نیست.
پس وقتی مان میگوید: «اروس همواره آیرونیست بوده و آیرونی، اروتیسم است»، منظورش این است: هر دو حرکتی یکسان دارند—حرکتی که در آن روح خود را به نفع آنچه ورای روح است، کنار میگذارد. هر دو نوعی تسلیم آگاهانهاند.
بنابراین پیوند میان محافظهکاری و آیرونی نزد مان از این قرار است: محافظهکاریِ راستین، موضعی غریزی نیست، بلکه دستاورد روحی است که از خود فراتر میرود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👍1
اِلینهگی
و همانها، درست در لحظهای که چیزی جز حقوق بشر، آزادی، برابری، شهروندی جهانی و برادری جهانی بر زبان ندارند، ما را در برابر انتخابی مشمئزکننده قرار دهند: یا خیانت به قوانین سرزمین پدریمان، به حکمرانان قانونیمان، و به خود و فرزندانمان را بپذیریم، یا اجازه دهیم با ما همچون پستترین بردگان رفتار شود؟
تاملات یک غیرسیاسی
#توماس_مان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
اِلینهگی
در جریان انتشار این اسناد، نشانی ایمیل غیرعمومی تلگرام که برای مکاتبات قضایی استفاده میشود نیز فاش شده است. شواهد و گزارشهای منتشرشده نشان میدهند که تلگرام نیز مانند پلتفرمهای مشابه دیگر همکاری خود با مراجع را به رویهای معمول تبدیل کرده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
«جمهوری سوسیالیست آمریکا»
#فاطمه_لطفی
نیوزویک میپرسد: آمادهاید به انقلاب سوسیالیستی آمریکا بپیوندید؟ و برای اینکه خواندگان بفهمند آیا سوسیالیست هستند یا نه، یک آزمون طراحی کرده با ۲۰ سوال مختلف تا خوانندگان متوجه شوند که آیا یک «برنی برادر» هستند یا یک سرمایهدار تمامعیار!
از جمله سوالات این نشریه این است:
آیا ترجیح میدهید در آمریکایی زندگی کنید که حزب سوسیالیست در سال ۱۹۱۲ در ذهن میپروراند، یا در آمریکایِ سال ۱۹۱۲؟
آیا از اتوبوسهای رایگان حمایت میکنید؟
آیا میلیاردرها باید مالیات بسیار زیادی پرداخت کنند؟
آیا اگر دستمزدتان دقیقا همانطور که هست باقی میماند، حاضر بودید هفتهای ۳۲ ساعت کار کنید؟
آیا تا به حال پیش آمده که برای دریافت کتابی از کتابخانه ۱۴ هفته صبر کنید، و ۱۶ دلار بابت خریدش نبپردازید؟
آیا خدمات درمانی باید در زمان دریافت، رایگان باشد؟
آیا یک کیف پارچهای ضدسرمایهداری دارید؟
آیا واشنگتن برای همگام ماندن با چین، باید بخشی از سهام اینتل را در اختیار بگیرد؟
آیا در ایکس اعلام کردهاید که قصد دارید «ایکس» را ترک کنید؟ و ...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥1
اِلینهگی
#بابک_مینا
آنچه جواد طباطبایی با عمقی مثالزدنی فهمید، این بود که ایران نیاز به نظریهای سیاسی برای خود دارد، ما نمیتوانیم از نظریههای سیاسیای که غرب برای حفاظت از خود پرورانده است، نسخهبرداری کنیم، درست از این رو پرسش کانونی سیاست در ایران تبدیل به این پرسش میشود: ایران چیست؟ اگر از فهم درستی از ایران شروع نکنیم، هر نظریهای میتواند به نظریهای علیه واحد سیاسیای به نام ایران بدل شود. واحدهای سیاسی در جهان ذاتاً متکثرند و نظریههایی سیاسی نیز مطابق با آنها متکثرند و باید باشند. فلسفه سیاسی در یکسری پرسشهای کلی انسانشناسانه جهانشمول است، اما از لحظهای که نسبتی با یک واحد سیاسی پیدا میکند متعین و خاص میشود. طباطبایی به دلیل دانش گستردهای که از سنت اندیشه سیاسی غربی داشت به خوبی فهمیده بود که این اندیشه سیاسی روی پیچومهرههایی سوار است که در نهایت غربی است و محافظ دولت – ملتهای مدرن غربی. این نکته به این معنی نیست که هیچ نکته جهانشمولی در این سنت نیست، بلکه به این معنی است که این ایدهها همواره در نسبت با واحدهای سیاسی اروپایی - از امپراتوری رم و پادشاهیهای قرون وسطایی گرفته تا دولت – ملتهای مدرن - ساخته شده است. در خواندن فلسفه سیاسی غربی همواره باید پیشفرضهای پنهان جغرافیایی را مد نظر داشته باشیم. جغرافیا را دراینجا به معنای وسیع و عمیق کلمه به کار میبریم: هر نوع پیشفهم مکانی که در نظریهها به شکلی مستتر پنهان است. بنابراین هر گونه کاربست مفاهیم غربی نیاز به بازبینیای دوگانه دارد: نخست تعیین کنیم ما چیستیم و به چه ساختمانی با چه چفت و بستهایی نیاز داریم، دوم اینکه دقیق و درست مفاهیم غربی را بشناسیم، یعنی محل چفت آنها را با جغرافیای خاص غربی شناسایی کنیم و این مهارت را داشته باشیم تا این چفتها را باز کنیم و به واحد سیاسی متعینی به نام ایران وصل کنیم. این به زبان مجازی یک عملیات مهندسی پیچیده نیاز دارد که کار هر کسی نیست. آنچه را به نظرم در ساختمان فکری طباطبایی درستترین قطعه میتوان دانست همین بصیرت بنیادین است. برخی پیروان خودخوانده وی که میراث او را مفتومجانی به پای جنگطلبی ریختهاند هیچ درکی از این جهتگیری بنیادی در اندیشه او ندارند.
البته میتوان با نوع اجرای این پروژه موافق نبود. طباطبایی برای تحقق این طرح فکری گاهی به نوعی استثناءگرایی ایرانی میرسد که طبعاً راهگشا نیست و از قضا گاهی به جهل ما نسبت به خودمان کمک میکند. نگاه تطبیقی به ایران و فهم مسائل ایران در بستر گسترده جهانی از قضا بیشتر به فهم ایران کمک میکند. بنابراین میتوانیم نگاه استثناءگرای او را کنار بگذاریم. ایران خاص است همچون هر کشور و تمدن دیگری، اما استثناء نیست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1👍1👌1
اِلینهگی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3