Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
کسی دوست داره در مورد پشت پرده افزایش غیرعادی این حملات حرف بزنیم؟
https://x.com/amirrezasocial/status/2112408737935675432?s=52
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
Amirreza Ghavidel (@amirrezasocial) on X
بامداد امروز حمله DDoS به بزرگی ۷۲۵٫۶ گیگابیت بر ثانیه در زیرساخت ارتباطی کشور ثبت شد و برای چندمین بار پیاپی رکورد شکست 😱
کسی دوست داره در مورد پشت پرده افزایش غیرعادی این حملات حرف بزنیم؟
#حمل…
کسی دوست داره در مورد پشت پرده افزایش غیرعادی این حملات حرف بزنیم؟
#حمل…
👍4
اینقدر مهم/خطرناکه که NSA وارد شده و میگه همه حتما بزودی آپدیت کنید سیستماتون رو
https://x.com/nsacyber/status/2112903220209098897?s=46
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
NSA Cyber (@NSACyber) on X
Effective Immediately, all organizations using PHP for their systems are advised to be prepared for an update addressing two critical vulnerabilities. PHP is widely used for web applications. Thes…
#فرشین_کاظمینیا
متن کامل:
https://pecritique.com/?p=39009
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from جادی | Jadi
چه روز امنیتی عجیبی است. بعد از اون ماجرای پی اچ پی، حالا یه مشکل امنیتی خیلی حاد (بالاترین رده امتیازدهی مشکلات امنیتی که می شه ۱۰) داریم روی گیت لب، اگر گیت لبی دارین که خودتون نصب کردین / مدیریت می کنین، سریعا آپدیت کنین.
اینها چیزهایی هستن که هی هوش مصنوعی داره پیدا می کنه و حل می شه. تا مدتی وضع همین خواهد بود (:
https://thehackernews.com/2026/10/critical-gitlab-flaw-cvss-100-could.html
#امنیت
اینها چیزهایی هستن که هی هوش مصنوعی داره پیدا می کنه و حل می شه. تا مدتی وضع همین خواهد بود (:
https://thehackernews.com/2026/10/critical-gitlab-flaw-cvss-100-could.html
#امنیت
👍1
https://www.timesofisrael.com/liveblog_entry/pm-claims-he-saved-israel-from-destruction-by-ordering-attacks-on-iran-after-it-already-obtained-atomic-bombs/
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
The Times of Israel
PM claimed Iran ‘already obtained atomic bombs;’ Eisenkot, Bennett say it’s a complete ‘lie’
* * *
Forwarded from سرای دوست
سال ۴۰۱ توی فضای زن زندگی آزادی، یه عده شمارهٔ دختر رییس دانشگاه شریف رو پخش کردن برای فحش دادن و اذیت کردن؛
این شخص به اون کار اعتراض کرد و اونقدر فحش خورد و تهدیدش کردن که یه مدت از توییتر رفت.
یادمه اون موقع با یکی از رفقا سر این موضوع حرف زدیم؛
نتیجهٔ بحثمون این شد که درسته سمیه توحیدی [و امثالش] با این فحشها و تهدیدها از طرف خودشون یه مدت سرخورده بشن، یا بترسن؛
اما کارکرد اصلی اینه که دفعهٔ بعد حساب کار دستشون اومده و نظرات و حرفهاشون به مراتب تندتر و حیوانیتر میشه تا پذیرفته بشن.
پس نباید خیلی تعجب کنید که برای حفاظت از خودشون و اوباش نجسی که توی جناح خودشون قرار دارن، طرفدار جنگ و حملهٔ اقتصادی و نظامی و عقیدتی به ایران بشن و اسمش رو هم بذارن بازتوزیع عاقلانه و عادلانهٔ ریسک مرگ میان شهروندان!
این شخص به اون کار اعتراض کرد و اونقدر فحش خورد و تهدیدش کردن که یه مدت از توییتر رفت.
یادمه اون موقع با یکی از رفقا سر این موضوع حرف زدیم؛
نتیجهٔ بحثمون این شد که درسته سمیه توحیدی [و امثالش] با این فحشها و تهدیدها از طرف خودشون یه مدت سرخورده بشن، یا بترسن؛
اما کارکرد اصلی اینه که دفعهٔ بعد حساب کار دستشون اومده و نظرات و حرفهاشون به مراتب تندتر و حیوانیتر میشه تا پذیرفته بشن.
پس نباید خیلی تعجب کنید که برای حفاظت از خودشون و اوباش نجسی که توی جناح خودشون قرار دارن، طرفدار جنگ و حملهٔ اقتصادی و نظامی و عقیدتی به ایران بشن و اسمش رو هم بذارن بازتوزیع عاقلانه و عادلانهٔ ریسک مرگ میان شهروندان!
👍3💯3💔1
اِلینهگی
Mehdi Farhangian (@mmfarhangian)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
Mehdi Farhangian (@mmfarhangian) on X
وضعیت در لینکدین من از کمدی گذشته. رفقای فرانسوی مینویسند که از کیفیت آموزشی و اختلاف طبقاتی ناراحتند. رفقای ایرانی با اسمهای محمد و احمد و.. با سواد نوشتن در حد اکابر و میانگین مطالعه پنج دقیقه د…
👌4🔥2
Forwarded from TechTube 𝕏 تک توب
شرکت دیپ سیک بیش از 15 میلیارد دلار سرمایه جدید از شرکتهای مطرحی همچون CATL، وی چت و Tencent جذب کرده. این شرکت قرار بود 7.5 میلیارد دلار سرمایه جذب کنه ولی به دلیل استقبال بالا شرکتهای مختلف، هدفش رو دو برابر بالاتر برد. این شرکت در حال اماده سازی برای عرضه سهامش در بازار بورس هم هست.
دیپ سیک توسط Liang Wenfeng تاسیس شده که صاحب صندوق سرمایه گذاری High-Flyer هست که کمک کرده سرمایه اولیه این شرکت تامین بشه و حالا با اینهمه جذب سرمایه کماکان بیش از 80 درصد دیپ سیک رو تحت مالکیتش داره که در یک سال اخیر ثروت اون با دو برابر افزایش به بیش از 37 میلیارد دلار رسیده و از افرادی مثل مدیرعامل Anthropic و رئیس OpenAI هم ثروت بالاتری داره.
🔎 reuters
📍 @TechTube
دیپ سیک توسط Liang Wenfeng تاسیس شده که صاحب صندوق سرمایه گذاری High-Flyer هست که کمک کرده سرمایه اولیه این شرکت تامین بشه و حالا با اینهمه جذب سرمایه کماکان بیش از 80 درصد دیپ سیک رو تحت مالکیتش داره که در یک سال اخیر ثروت اون با دو برابر افزایش به بیش از 37 میلیارد دلار رسیده و از افرادی مثل مدیرعامل Anthropic و رئیس OpenAI هم ثروت بالاتری داره.
🔎 reuters
📍 @TechTube
🔥2
Forwarded from بریدهها و برادهها
با شنیدن خبر درگذشت دکتر یوسف مجیدزاده، یاد نقش سه نخلِ از ریشه بههمپیوسته روی یکی از آثار تمدن جیرفت افتادم؛ درست مثل ریشههایی که او سالها تلاش کرد از دل خاک آشکار کنه تا ما خودمون رو بیشتر بشناسیم.
ریشهها مهماند، حتی وقتی دیده نمیشن. 🖤
خاک بر او خوش
https://x.com/kiarashmi/status/2112592044975677868
ریشهها مهماند، حتی وقتی دیده نمیشن. 🖤
خاک بر او خوش
https://x.com/kiarashmi/status/2112592044975677868
💔6
The index erased nearly -$1.2 trillion in market cap today. https://t.co/38jQv0mtfo
(@TheKobeissiLetter)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
ستارخان گفته بود که میخواهم «هفت دولت» زیر پرچم ایران باشد. اما این «هفتدولت» از کجا میآمد؟ در اسطوره آفرینش ایرانی، جهان به هفت کشور تقسیم میشد که ایران کشور چهارم در «مرکز» دایرهها بود. برای همین است که نظامی گنجوی گفته بود: «همه عالم تن است و ایران دل». منظور از «دل» در اینجا مرکز یا وسط زمین است. اسطوره هفت کشور هر بار به نوعی از ادارک سیاسی و حافظهتاریخی وارد «عمل سیاسی» شده است.
گاهی در صورت هفتکشور و گاهی در صورت «قلب زمین». نیروهای سیاسی در زمانی که به بحران وجودی برخورد میکنند به لحظه تأسیس و فلسفه آن باز میگردند که در سیاست به آن میگویند وابستگی به مسیر. در این مقطع از تاریخ مشروطه، ادراک درونی شده هفتکشور که به عنوان میراث نهادی در لحظه تأسیس ایران وارد حافظه تاریخی شده بود به شکل دیگری عمل کرد. اگر نظامی برداشت «قلبزمین» را از میراث نهادی و تاریخی ایران به کار برده بود، ستارخان برداشت هفت کشور را به عنوان مبنای تفکر و تصمیم به کار گرفت. از این رو استفاده ستارخان از عبارت هفتکشور تصادفی نیست و به اسطور آفرینش ایران و تقسیم گیتی به هفت کشور باز میگردد که خاطره آن همواره در نهاد ایرانی وجود داشت.
از کتاب امرملّی، انتشارات نگارستان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
Salar Seyf
امرملی و تمامیت ارضی، واقعیت موثر در کشورداری
امر ملّی به عنوان یک مفهوم «سیاسی» برونداد تداوم طبیعی امرایرانی به عنوان یک مفهوم «تاریخی» است. بنابراین این اثر در آغاز به تعریف امرملّی پرداخته و سپس مفهوم دولت و حکومتِ قانون را در مرکز توجه قرار داده است.…
امر ملّی به عنوان یک مفهوم «سیاسی» برونداد تداوم طبیعی امرایرانی به عنوان یک مفهوم «تاریخی» است. بنابراین این اثر در آغاز به تعریف امرملّی پرداخته و سپس مفهوم دولت و حکومتِ قانون را در مرکز توجه قرار داده است.…
❤2
https://x.com/Pz_kommandant/status/2113381873049383028?mx=2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
Panzer_kommandant (@Pz_kommandant) on X
چند هواپیمای ترابری روسی امروز در بوشهر نشستند
احتمالأ پرسنل روسی از نیروگاه بوشهر در حال تخلیه هستند
احتمالأ پرسنل روسی از نیروگاه بوشهر در حال تخلیه هستند
«ابنِ بطوطه در شیراز»
#احمد_بهرامپور_عمران
درورهٔ کارشناسی تحقیقکی که برای درسِ سفرنامهٔ ناصرخسرو نوشتم، مقایسهٔ سفرنامهٔ ناصرخسرو بود با سفرنامه یا رحلهٔ ابنِ بطوطه. امروز بهمناسبتِ زادروزِ استاد محمدعلی موحد، گشتم و آن پژوهشکِ دانشجویی را یافتم. در آن، جز اشارهبه شیوهٔ نگرشِ این دو سیاحِ بزرگ، به مشابهتهایی در توصیفِ اماکن و بناها و ... نیز اشارهشدهبود. ازجمله سخن از اصفهان، بیتالمقدس، معرّه، مکه و ... . البتهکه ابنِ بطوطه بسی بیشتر و باریکبینانهتر از ناصرخسرو به مناسبات اجتماعی و فرهنگیِ باشندگانِ مسیرِ سفرِ خویش نظرداشته؛ در اثرِ او بهخصوص زنان و کنیزان، و جایگاهشان در چین و هند و ایران، بهتفصیل توصیفشدهاست؛ بهخصوص که ابنِ بطوطه خود بهکرّات و مرّات، در فاصلهٔ سیاحتهایش از این شهر به آن شهر، تجدیدِ فراش نیز میکرد.
اما اشاراتِ ابن بطوطه پیرامونِ شیراز که در روزگارِ او از مهمترین مراکزِ سیاسیِ ایران بودهاست:
ابنِ بطوطه دوبار به شیراز سفرکرد. بارِ نخست، سالِ ۷۳۳ ق و از مسیرِ خوزستان و لرستان. او در این سفر مدتی طولانی در شیراز و اطرافِ آن بهسربرد و صفحاتی از اثرش را به توصیفِ این شهر اختصاصداد (سفرنامهٔ ابنِ بطوطه، ترجمهٔ استاد محمدعلی موحد، انتشاراتِ علمی و فرهنگی، چ سوم، ۱۳۶۱،ج۱: ۲۳۵_۲۱۶). از جمالات و کمالاتِ شیخ ابواسحق و بیاعتمادیاش به شیرازیان و تکیه بر عناصرِ اصفهانی گرفته، تا اوضاعِ امنیتیِ شهر و ممنوعبودنِ حملِ تیر و کمان، و نیز پهلوانانِ آشوبطلب و فتنهخیزیِ دارالعلم (۱: ۴_۲۲۲). همچنین اشاراتی دارد به کشمکشهای ابواسحق با آلِ مظفر در یزد و نهایتاً چیرهشدنِ او بر اوضاع (۱: ۵_۲۲۴).
چنانکه شیوهٔ ابنِ بطوطه است، او به زنانِ شیراز نیز اشاراتی دارد. اینکه نمادِ «صلاح و سداد و دین و عفاف اند» و درعینِحال آزادانه و بادبزنبهدست، در مساجد و محافلِ مذهبی حضور مییابند (۱: ۲۱۷). همچنین اشارهدارد به آمدوشد زنانِ ترک، بدونِ روبند و پیچه در شهر. ابنِ بطوطه به جایگاهِ معنویِ شاهچراغ میانِ مردم و وفورِ سیدها در شیراز نیمهٔ قرنِ هشتم نیز اشارهکردهاست (۱: ۹_۲۲۸).
نکتهٔ دیگر آنکه، وی بذل و بخششهای شاهشیخ ابواسحق را ناشیاز رقابتها و چشموهمچشمیهای این شاهِ جوان با سلاطینِ پُربذلوبخششِ هندوستان میداند. و اشارهمیکند این دستودلبازیها، بههیچروی با رفتارِ دربارِ سلاطینِ هندوستان، سنجیدنی نیست. این ارزیابیِ ابنِ بطوطهای است که خود سالها با دربارِ هندوان سروکارداشت.
در سفرنامهٔ ابنِ بطوطه متأسفانه هیچ اشارهای به حافظ یا شعرش نشده، حالآنکه تردیدینداریم، خواجه در دومین سفرِ ابنِ بطوطه به شیراز (۷۴۰)، شعر میسروده و نهتنها با دربارِ ابواسحق مرتبط، که سخت شیفتهٔ خوشباشیهای او و نیز بذلوبخششهای حاجیقوامِ تمغاچی بودهاست. البته از حاجی قوام در سفرنامه یادی شده و نیز از سرشاریِ مالیاتِ این شهر، که روزانه به دههزار دینار بالغ میشد. (۱: ۲۲۳).
اما خوشبختانه ابنِ بطوطه اشارهای کوتاه به مقبرهٔ سعدی دارد که مغتنم است. مقبرهای که بیرونِ شهر واقعبوده، مِلکِ شخصیِ شیخ بوده و او خود درکنارهٔ نهرِ رکنآبادِ آن حوضچههایی مرمرین ساختهبود؛ و مردمان به زیارت خاکجای او که میآمدند، در آن حوضچهها جامه میشستند (۱: ۲۳۴).
ابنِ بطوطه در سفرِ دومش به شیراز (۷۴۰) تنها اشارهکرده «سلطان ابواسحق هنوز در مسندِ حکومت بود، ولی در شیراز نبود» (۲: ۷۶۱).
بعد از سالها که آن پژوهشک را بازنویسی میکردم، بخشهای دیگری را از این اثرِ ارجمند نیز خواندم. اشارهٔ ابنِ بطوطه به قونیه و مرقدِ مولانا نیز حاویِ نکاتی درخور است. ازجمله این نکتهی شاید افسانهآمیز که آن «سجادهنشینِ باوقار» نخستینبار با خوردنِ حلوا از دستِ مردی حلوایی ترکِ مکتب و خانمان کرد و پساز سالها که به قونیه بازگشت، حالات و اطوارش دیگرگونه شدهبود. دیگر آنکه در آن روزگار، پیروانِ مولانا جلالالدین را «جلالیّه» میخواندند نه «مولویّه». نیز این نکته که در سفرنامهٔ ابنِ بطوطه هیچ اشارهای به شمس و ماجرای او با مولانا و نیز کلیات یا غزلیاتِ شمس نشده! سخن تنها و تنها بر سرِ مثنویِ معنویِ مولوی است:
«پساز چندسالی مولانا مراجعتکرد، لیکن اینبار وی آن مردِ فقیهِ نخستین نبود. جز به اشعارِ فارسیِ مبهم و نامفهوم زباننمیگشاد؛ طلّاب بهدنبالِ او راهمیرفتند و اشعارِ او را مینوشتند. این اشعار در مجموعهای گردآمده که «مثنوی» نامیدهمیشود. مردمِ این نواحی «مثنوی» را حرمتِ فراوان مینهند و آن را بهعنوانِ سخنانِ مولوی تدریسمیکنند و شبهای جمعه در خانقاهها میخوانند» (۱: ۳۲۵).
🇮🇷 Ellinne
#احمد_بهرامپور_عمران
درورهٔ کارشناسی تحقیقکی که برای درسِ سفرنامهٔ ناصرخسرو نوشتم، مقایسهٔ سفرنامهٔ ناصرخسرو بود با سفرنامه یا رحلهٔ ابنِ بطوطه. امروز بهمناسبتِ زادروزِ استاد محمدعلی موحد، گشتم و آن پژوهشکِ دانشجویی را یافتم. در آن، جز اشارهبه شیوهٔ نگرشِ این دو سیاحِ بزرگ، به مشابهتهایی در توصیفِ اماکن و بناها و ... نیز اشارهشدهبود. ازجمله سخن از اصفهان، بیتالمقدس، معرّه، مکه و ... . البتهکه ابنِ بطوطه بسی بیشتر و باریکبینانهتر از ناصرخسرو به مناسبات اجتماعی و فرهنگیِ باشندگانِ مسیرِ سفرِ خویش نظرداشته؛ در اثرِ او بهخصوص زنان و کنیزان، و جایگاهشان در چین و هند و ایران، بهتفصیل توصیفشدهاست؛ بهخصوص که ابنِ بطوطه خود بهکرّات و مرّات، در فاصلهٔ سیاحتهایش از این شهر به آن شهر، تجدیدِ فراش نیز میکرد.
اما اشاراتِ ابن بطوطه پیرامونِ شیراز که در روزگارِ او از مهمترین مراکزِ سیاسیِ ایران بودهاست:
ابنِ بطوطه دوبار به شیراز سفرکرد. بارِ نخست، سالِ ۷۳۳ ق و از مسیرِ خوزستان و لرستان. او در این سفر مدتی طولانی در شیراز و اطرافِ آن بهسربرد و صفحاتی از اثرش را به توصیفِ این شهر اختصاصداد (سفرنامهٔ ابنِ بطوطه، ترجمهٔ استاد محمدعلی موحد، انتشاراتِ علمی و فرهنگی، چ سوم، ۱۳۶۱،ج۱: ۲۳۵_۲۱۶). از جمالات و کمالاتِ شیخ ابواسحق و بیاعتمادیاش به شیرازیان و تکیه بر عناصرِ اصفهانی گرفته، تا اوضاعِ امنیتیِ شهر و ممنوعبودنِ حملِ تیر و کمان، و نیز پهلوانانِ آشوبطلب و فتنهخیزیِ دارالعلم (۱: ۴_۲۲۲). همچنین اشاراتی دارد به کشمکشهای ابواسحق با آلِ مظفر در یزد و نهایتاً چیرهشدنِ او بر اوضاع (۱: ۵_۲۲۴).
چنانکه شیوهٔ ابنِ بطوطه است، او به زنانِ شیراز نیز اشاراتی دارد. اینکه نمادِ «صلاح و سداد و دین و عفاف اند» و درعینِحال آزادانه و بادبزنبهدست، در مساجد و محافلِ مذهبی حضور مییابند (۱: ۲۱۷). همچنین اشارهدارد به آمدوشد زنانِ ترک، بدونِ روبند و پیچه در شهر. ابنِ بطوطه به جایگاهِ معنویِ شاهچراغ میانِ مردم و وفورِ سیدها در شیراز نیمهٔ قرنِ هشتم نیز اشارهکردهاست (۱: ۹_۲۲۸).
نکتهٔ دیگر آنکه، وی بذل و بخششهای شاهشیخ ابواسحق را ناشیاز رقابتها و چشموهمچشمیهای این شاهِ جوان با سلاطینِ پُربذلوبخششِ هندوستان میداند. و اشارهمیکند این دستودلبازیها، بههیچروی با رفتارِ دربارِ سلاطینِ هندوستان، سنجیدنی نیست. این ارزیابیِ ابنِ بطوطهای است که خود سالها با دربارِ هندوان سروکارداشت.
در سفرنامهٔ ابنِ بطوطه متأسفانه هیچ اشارهای به حافظ یا شعرش نشده، حالآنکه تردیدینداریم، خواجه در دومین سفرِ ابنِ بطوطه به شیراز (۷۴۰)، شعر میسروده و نهتنها با دربارِ ابواسحق مرتبط، که سخت شیفتهٔ خوشباشیهای او و نیز بذلوبخششهای حاجیقوامِ تمغاچی بودهاست. البته از حاجی قوام در سفرنامه یادی شده و نیز از سرشاریِ مالیاتِ این شهر، که روزانه به دههزار دینار بالغ میشد. (۱: ۲۲۳).
اما خوشبختانه ابنِ بطوطه اشارهای کوتاه به مقبرهٔ سعدی دارد که مغتنم است. مقبرهای که بیرونِ شهر واقعبوده، مِلکِ شخصیِ شیخ بوده و او خود درکنارهٔ نهرِ رکنآبادِ آن حوضچههایی مرمرین ساختهبود؛ و مردمان به زیارت خاکجای او که میآمدند، در آن حوضچهها جامه میشستند (۱: ۲۳۴).
ابنِ بطوطه در سفرِ دومش به شیراز (۷۴۰) تنها اشارهکرده «سلطان ابواسحق هنوز در مسندِ حکومت بود، ولی در شیراز نبود» (۲: ۷۶۱).
بعد از سالها که آن پژوهشک را بازنویسی میکردم، بخشهای دیگری را از این اثرِ ارجمند نیز خواندم. اشارهٔ ابنِ بطوطه به قونیه و مرقدِ مولانا نیز حاویِ نکاتی درخور است. ازجمله این نکتهی شاید افسانهآمیز که آن «سجادهنشینِ باوقار» نخستینبار با خوردنِ حلوا از دستِ مردی حلوایی ترکِ مکتب و خانمان کرد و پساز سالها که به قونیه بازگشت، حالات و اطوارش دیگرگونه شدهبود. دیگر آنکه در آن روزگار، پیروانِ مولانا جلالالدین را «جلالیّه» میخواندند نه «مولویّه». نیز این نکته که در سفرنامهٔ ابنِ بطوطه هیچ اشارهای به شمس و ماجرای او با مولانا و نیز کلیات یا غزلیاتِ شمس نشده! سخن تنها و تنها بر سرِ مثنویِ معنویِ مولوی است:
«پساز چندسالی مولانا مراجعتکرد، لیکن اینبار وی آن مردِ فقیهِ نخستین نبود. جز به اشعارِ فارسیِ مبهم و نامفهوم زباننمیگشاد؛ طلّاب بهدنبالِ او راهمیرفتند و اشعارِ او را مینوشتند. این اشعار در مجموعهای گردآمده که «مثنوی» نامیدهمیشود. مردمِ این نواحی «مثنوی» را حرمتِ فراوان مینهند و آن را بهعنوانِ سخنانِ مولوی تدریسمیکنند و شبهای جمعه در خانقاهها میخوانند» (۱: ۳۲۵).
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2