بنابراین آن نیروی سیاسی که بنام جمهوریخواه و غيره حامی جنگ بوده تا زمانی که درباره مسوولیت خود در ویرانی و کشتار حال حاضر سخن نگفته باشد، توهم است که فکر کنیم میتواند درباره آزادی ایران حرفی برای زدن داشته باشد؛ یا بتوان با او مثل قبل از جنگ گفتوگو کرد.
#امین_بزرگیان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1👎1
https://x.com/i/status/2037444944432951587
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
Mojgan Jafari (@Miamojganj) on X
از سر انساندوستی هم نه، از سر کنجکاوی اگر اخبار غزه رو دنبال میکردن میفهمیدن امروز با چه خطری مواجهیم. بمباران مین تو شهرک جمالآباد شیراز یه نمونهس. ارتش اسرائیل ماشین کشتاره. غزه آزمایشگاهی بود که از طریقش مطمئن شدن میشه جنایت جنگی کنی، پاسخگو نباشی…
👍1🤬1
⬛️یک روضهی کوتاه و کامل:
دختری است که از ترس بمباران قلبش ایستاده...
https://x.com/i/status/2037501099372953977
#جنگ
◼️Ellinne
دختری است که از ترس بمباران قلبش ایستاده...
https://x.com/i/status/2037501099372953977
#جنگ
◼️Ellinne
💔7
#مجید_تفرشی
۱. در پایان جنگ جهانی اول، حمایت و همراهی حکومت ایران منجر به تاسیس کشور کنونی عراق شد.
۲. در میانه دو جنگ جهانی، حمایت و همراهی حکومت ایران به تاسیس و تثبیت کشور پادشاهی عربی سعودی منجر شد.
۳. در سال ۱۹۶۰، ابتکار، مدیریت و اجرای محوری حکومت ایران، منجر به تاسیس سازمان اوپک و گسترش و افزایش شدید فعالیت و درآمدهای نفتی کشورهای عربی حوزه جنوب خلیج فارس شد.
۴. در سال ۱۹۷۰، دست کشیدن حکومت ایران از مطالبات تاریخی و مشروع خود، منجر به تاسیس کشور بحرین شد.
۵. در سال ۱۹۷۱، پس از سه سال مذاکره، کشور امارات متحده عربی، با حمایت و همراهی سیاسی و مالی حکومت ایران تاسیس شد.
۶. مداخله و مشارکت تمام عیار ارتش ایران (و بریتانیا)، در جنگ ظفار، موجب نجات حکومت عمان از خطر سلطه نیروهای چپگرای ظفار و سقوط سلطنت در عمان شود.
۷. در سال ۱۹۷۹، پیروزی انقلاب ایران، موجب شد تا با دست کشیدن حکومت ایران از لقب «ژاندارم خلیج فارس»، کشورهای جنوب خلیج فارس مجالی برای نفس کشیدن پیدا کنند.
۸. در سالهای ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱، عدم همراهی حکومت ایران با عراق و حمایت ایران از سران و مردم کویت، نقش مهمی در شکست حکومت بعثی عراق برای تصرف و تملک کویت داشت.
۹. در سال ۲۰۰۳، همراهی حکومت ایران با اپوزیسیون شیعه و کرد، موجب سرنگونی حکومت بعثی و رهایی آن کشور از دیکتاتوری صدام حسین شد.
۱۰. در سال ۲۰۱۷، حمایت حکومت ایران (و ترکیه) از قطر موجب نجات آن کشور از محاصره همه جانبه توسط ائتلاف بزرگ عربی به رهبری سعودی، به منظور سرنگونی حکومت آل ثانی در قطر شود.
۱۱. در سال ۲۰۱۷، مخالف ایران با همهپرسی اقلیم کردستان عراق، (با کمک دیگر کشورها)، از تجزیه عراق و بروز جنگ داخلی در آن کشور جلوگیری کرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from نقال باشی (Ali Ardam)
⬅️ فولاد و ماادراک ماالفولاد-۱
تاریخ صنعت فولاد در ایران را باید تاریخ تلاشی بلندمدت برای کسب استقلال و ساخت دولت مدرن از مسیر صنعت سنگین دانست؛ تلاشی که از همان آغاز با محدودیتهای ساختاری نظم جهانی مواجه شد و در هر مرحله، صورتبندی آن را سیاست، ژئوپلیتیک و انتخابهای تکنولوژیک تعیین کردند. از اواخر دوره قاجار و بهویژه در زمان رضاشاه، این درک در میان نخبگان سیاسی شکل گرفت که بدون دسترسی به صنایع پایه و بهویژه فولاد، استقلال سیاسی معنای واقعی نخواهد داشت، زیرا فولاد نهفقط یک کالای صنعتی، بلکه زیرساخت تمامی اشکال قدرت مدرن، از راهآهن و شهرسازی تا توان نظامی، بهشمار میرود. با این حال، این آگاهی بهتنهایی کافی نبود؛ ایران در ساختار اقتصاد جهانی جایگاهی نداشت که بتواند بهسادگی به فناوری و سرمایه لازم برای چنین جهشی دست یابد و تلاشهای اولیه نیز، بهدلیل کمبود دانش فنی و وابستگی به واردات تجهیزات، ناکام ماند. مهمترین دورخیز ایران برای راهاندازی این صنعت، پروژه کارخانه ذوبآهن کرج در اواخر دهه ۱۳۱۰ بود که با همکاری مهندسان آلمانی طراحی شد؛ هرچند این پروژه هرگز به مرحله تولید صنعتی فولاد نرسید و با اشغال ایران در جریان جنگ جهانی دوم به فرجامی نرسید.
نقطه عطف این صنعت در دهههای ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ و در دوره محمدرضا شاه رقم خورد، زمانی که پروژه فولاد بهصورت جدی در دستور کار قرار گرفت؛ اما مذاکرات با کشورهای غربی، از آلمان و بریتانیا تا ایالات متحده، به نتیجه نرسید. این ناکامی را نمیتوان صرفاً به ملاحظات اقتصادی فروکاست. مشاوران اقتصادی ایالات متحده و بانک جهانی استدلال میکردند که ایجاد صنعت فولاد در ایران توجیه اقتصادی ندارد: بازار داخلی برای جذب تولید یک مجتمع بزرگ کافی نیست و هزینه تولید داخلی از قیمت واردات بالاتر خواهد بود. از این رو توصیه میشد ایران به واردات فولاد ارزانتر ادامه دهد و منابع خود را به حوزههایی با بازده سریعتر، مانند کشاورزی و صنایع سبک، اختصاص دهد. اما این استدلالها تنها بخشی از واقعیت بود.
در چارچوب منطق نظام جهانی و آنچه بعدها توسط نظریهپردازانی چون آندره گوندر فرانک و سمیر امین در قالب "نظریه وابستگی" صورتبندی شد، کشورهای پیرامونی میبایست در نقش صادرکننده مواد خام و واردکننده کالاهای صنعتی باقی بمانند. انتقال فناوری فولاد، که بهطور بالقوه ظرفیت صنعتی و حتی نظامی کشورها را افزایش میداد، میتوانست این نظم را مختل کند. در بستر جنگ سرد نیز این مسئله ابعاد ژئوپلیتیک پیدا میکرد؛ زیرا ایرانی که به صنعت سنگین دست مییافت، دیگر صرفاً یک متحد مصرفکننده نبود و میتوانست به بازیگری نیمهمستقل تبدیل شود. از همینرو، مسیر انتقال فناوری عملاً مسدود ماند.
در چنین شرایطی، چرخش محمدرضا شاه به سوی اتحاد جماهیر شوروی یک تاکتیک موازنه بود. قرارداد سال ۱۳۴۴ برای ساخت ذوبآهن اصفهان در همین چارچوب شکل گرفت؛ قراردادی که بر اساس آن، شوروی مسئولیت طراحی، تأمین تجهیزات و آموزش را بر عهده گرفت و ایران هزینه پروژه را نه با ارز، بلکه از طریق صادرات گاز طبیعی پرداخت، مدلی که در ادبیات توسعه از آن بهعنوان "تبدیل منابع طبیعی به ظرفیت صنعتی" یاد میشود. این پروژه در سال ۱۳۵۰ ایران را وارد جمع کشورهای دارای صنعت فولاد کرد و ذوبآهن بهعنوان «صنعت مادر»، زیرساختی برای پروژههای عمرانی و صنعتی فراهم آورد. با این حال، محدودیتهای آن نیز بهتدریج آشکار شد: اتکا به فناوری خارجی، استفاده از کوره بلند در کشوری که مزیت اصلی آن گاز طبیعی بود، و مهمتر از همه، فقدان پیوند کامل با صنایع پاییندستی که بتوانند ارزش افزوده بیشتری ایجاد کنند.
انتخاب اصفهان برای استقرار این صنعت نیز کاملاً سنجیده بود و هم دلایل فنی و هم ملاحظات سیاسی-امنیتی در آن دخیل بود. نزدیکی نسبی به معادن سنگآهن (مانند بافق)، دسترسی به آب زایندهرود و موقعیت مرکزی در شبکه حملونقل از جمله دلایل فنی بهشمار میرفت؛ اما منطق امنیتی-سیاسی آن اهمیت بیشتری داشت: دوری از مرزها برای کاهش آسیبپذیری نظامی و استقرار در مرکز کشور برای تسهیل کنترل دولتی. این الگو را میتوان در بسیاری از کشورهای در حال توسعه نیز مشاهده کرد؛ الگویی که آن را «پراکندگی کنترلشده صنعت» مینامند.
@Naghal_bashi
تاریخ صنعت فولاد در ایران را باید تاریخ تلاشی بلندمدت برای کسب استقلال و ساخت دولت مدرن از مسیر صنعت سنگین دانست؛ تلاشی که از همان آغاز با محدودیتهای ساختاری نظم جهانی مواجه شد و در هر مرحله، صورتبندی آن را سیاست، ژئوپلیتیک و انتخابهای تکنولوژیک تعیین کردند. از اواخر دوره قاجار و بهویژه در زمان رضاشاه، این درک در میان نخبگان سیاسی شکل گرفت که بدون دسترسی به صنایع پایه و بهویژه فولاد، استقلال سیاسی معنای واقعی نخواهد داشت، زیرا فولاد نهفقط یک کالای صنعتی، بلکه زیرساخت تمامی اشکال قدرت مدرن، از راهآهن و شهرسازی تا توان نظامی، بهشمار میرود. با این حال، این آگاهی بهتنهایی کافی نبود؛ ایران در ساختار اقتصاد جهانی جایگاهی نداشت که بتواند بهسادگی به فناوری و سرمایه لازم برای چنین جهشی دست یابد و تلاشهای اولیه نیز، بهدلیل کمبود دانش فنی و وابستگی به واردات تجهیزات، ناکام ماند. مهمترین دورخیز ایران برای راهاندازی این صنعت، پروژه کارخانه ذوبآهن کرج در اواخر دهه ۱۳۱۰ بود که با همکاری مهندسان آلمانی طراحی شد؛ هرچند این پروژه هرگز به مرحله تولید صنعتی فولاد نرسید و با اشغال ایران در جریان جنگ جهانی دوم به فرجامی نرسید.
نقطه عطف این صنعت در دهههای ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ و در دوره محمدرضا شاه رقم خورد، زمانی که پروژه فولاد بهصورت جدی در دستور کار قرار گرفت؛ اما مذاکرات با کشورهای غربی، از آلمان و بریتانیا تا ایالات متحده، به نتیجه نرسید. این ناکامی را نمیتوان صرفاً به ملاحظات اقتصادی فروکاست. مشاوران اقتصادی ایالات متحده و بانک جهانی استدلال میکردند که ایجاد صنعت فولاد در ایران توجیه اقتصادی ندارد: بازار داخلی برای جذب تولید یک مجتمع بزرگ کافی نیست و هزینه تولید داخلی از قیمت واردات بالاتر خواهد بود. از این رو توصیه میشد ایران به واردات فولاد ارزانتر ادامه دهد و منابع خود را به حوزههایی با بازده سریعتر، مانند کشاورزی و صنایع سبک، اختصاص دهد. اما این استدلالها تنها بخشی از واقعیت بود.
در چارچوب منطق نظام جهانی و آنچه بعدها توسط نظریهپردازانی چون آندره گوندر فرانک و سمیر امین در قالب "نظریه وابستگی" صورتبندی شد، کشورهای پیرامونی میبایست در نقش صادرکننده مواد خام و واردکننده کالاهای صنعتی باقی بمانند. انتقال فناوری فولاد، که بهطور بالقوه ظرفیت صنعتی و حتی نظامی کشورها را افزایش میداد، میتوانست این نظم را مختل کند. در بستر جنگ سرد نیز این مسئله ابعاد ژئوپلیتیک پیدا میکرد؛ زیرا ایرانی که به صنعت سنگین دست مییافت، دیگر صرفاً یک متحد مصرفکننده نبود و میتوانست به بازیگری نیمهمستقل تبدیل شود. از همینرو، مسیر انتقال فناوری عملاً مسدود ماند.
در چنین شرایطی، چرخش محمدرضا شاه به سوی اتحاد جماهیر شوروی یک تاکتیک موازنه بود. قرارداد سال ۱۳۴۴ برای ساخت ذوبآهن اصفهان در همین چارچوب شکل گرفت؛ قراردادی که بر اساس آن، شوروی مسئولیت طراحی، تأمین تجهیزات و آموزش را بر عهده گرفت و ایران هزینه پروژه را نه با ارز، بلکه از طریق صادرات گاز طبیعی پرداخت، مدلی که در ادبیات توسعه از آن بهعنوان "تبدیل منابع طبیعی به ظرفیت صنعتی" یاد میشود. این پروژه در سال ۱۳۵۰ ایران را وارد جمع کشورهای دارای صنعت فولاد کرد و ذوبآهن بهعنوان «صنعت مادر»، زیرساختی برای پروژههای عمرانی و صنعتی فراهم آورد. با این حال، محدودیتهای آن نیز بهتدریج آشکار شد: اتکا به فناوری خارجی، استفاده از کوره بلند در کشوری که مزیت اصلی آن گاز طبیعی بود، و مهمتر از همه، فقدان پیوند کامل با صنایع پاییندستی که بتوانند ارزش افزوده بیشتری ایجاد کنند.
انتخاب اصفهان برای استقرار این صنعت نیز کاملاً سنجیده بود و هم دلایل فنی و هم ملاحظات سیاسی-امنیتی در آن دخیل بود. نزدیکی نسبی به معادن سنگآهن (مانند بافق)، دسترسی به آب زایندهرود و موقعیت مرکزی در شبکه حملونقل از جمله دلایل فنی بهشمار میرفت؛ اما منطق امنیتی-سیاسی آن اهمیت بیشتری داشت: دوری از مرزها برای کاهش آسیبپذیری نظامی و استقرار در مرکز کشور برای تسهیل کنترل دولتی. این الگو را میتوان در بسیاری از کشورهای در حال توسعه نیز مشاهده کرد؛ الگویی که آن را «پراکندگی کنترلشده صنعت» مینامند.
@Naghal_bashi
Forwarded from نقال باشی (Ali Ardam)
⬅️ فولاد و ماادراک ماالفولاد-۲
پس از انقلاب ۱۳۵۷ و در بستر جنگ ایران و عراق، مسیر صنعت فولاد نه متوقف شد و نه بهصورت پیشین ادامه یافت، بلکه دچار نوعی تغییر پارادایمی شد: گذار از مدل کوره بلند به فناوری احیای مستقیم مبتنی بر گاز طبیعی. این تغییر با منابع انرژی ایران سازگارتر بود و امکان گسترش سریعتر صنعت را فراهم میکرد. در این مرحله، پروژههایی مانند فولاد خوزستان و فولاد مبارکه شکل گرفتند که بهترتیب تولیدکننده مواد میانی (مانند شمش و اسلب) و محصولات نهایی (مانند ورق فولادی) بودند.
برای نخستینبار، زنجیرهای نسبتاً کامل از استخراج سنگآهن تا تولید محصولات نهایی در کشور شکل گرفت؛ زنجیرهای که میتوانست مبنای توسعه صنایعی چون خودروسازی، انرژی، لوازم خانگی، نفت و گاز، بستهبندی و فولادهای آلیاژی باشد و وابستگی به واردات را کاهش دهد. فولاد مبارکه به بزرگترین تولیدکننده فولاد تخت در خاورمیانه تبدیل شد و به یکی از ارکان اصلی صنایع داخلی و بازار سرمایه ایران بدل گشت. از دیگر ویژگیهای این دوره، تأکید بیشتر بر توسعه دانش فنی داخلی و کاهش وابستگی به مهندسان خارجی بود.
مقایسه این مسیر با تجربه کشورهایی مانند ترکیه و کره جنوبی، ابعاد مهمتری از این روند را روشن میکند. ترکیه با تأسیس مجتمع Erdemir در ساحل دریای سیاه و تقریباً همزمان با ایران وارد صنعت فولاد شد، اما برخلاف ایران، این غرب بود که نقش اصلی در شکلگیری این صنعت ایفا کرد. صنعت فولاد ترکیه بهدلیل اتصال به بازارهای جهانی و بهرهگیری از فناوری غربی، به یک بازیگر منطقهای تبدیل شد، هرچند وابستگی آن به سرمایه و فناوری خارجی استمرار یافت؛ مزایایی که غرب ایران را از آن محروم کرد. در مقابل، کره جنوبی با تأسیس شرکت POSCO تحت رهبری پارک چونگهی و با حمایت ژاپن و ایالات متحده، مسیری متفاوت پیمود؛ فولاد در این کشور نه هدفی مستقل، بلکه حلقهای در یک راهبرد توسعه صادراتمحور بود که بهصورت نظاممند به صنایعی چون کشتیسازی، خودروسازی و سپس صنایع پیشرفتهتر پیوند خورد. در حالی که ایران توانست صنعت فولاد را ایجاد کرده و به سطح قابلتوجهی از خودکفایی برسد، اما بهدلیل جهتگیری عمدتاً درونگرا و نیز عدم ادغام در بازارهای جهانی، این صنعت بیش از آنکه به سکویی برای جهش صادراتی تبدیل شود، بهعنوان پایهای برای تأمین نیازهای داخلی باقی ماند.
در نهایت، صنعت فولاد در ایران را باید محصول نوعی مقاومت تاریخی در برابر محدودیتهای نظام جهانی دانست؛ مقاومتی که از شکافهای ژئوپلیتیک بهره گرفت و با تکیه بر منابع داخلی گسترش یافت و همواره از حمایت غرب محروم بود؛ همان غربی که امروز گستاخانه به این نماد صنعت ایران حمله کرده است تا شاید انتقام نافرمانی ایران در تاسیس این صنعت را بستاند.
@Naghal_bashi
پس از انقلاب ۱۳۵۷ و در بستر جنگ ایران و عراق، مسیر صنعت فولاد نه متوقف شد و نه بهصورت پیشین ادامه یافت، بلکه دچار نوعی تغییر پارادایمی شد: گذار از مدل کوره بلند به فناوری احیای مستقیم مبتنی بر گاز طبیعی. این تغییر با منابع انرژی ایران سازگارتر بود و امکان گسترش سریعتر صنعت را فراهم میکرد. در این مرحله، پروژههایی مانند فولاد خوزستان و فولاد مبارکه شکل گرفتند که بهترتیب تولیدکننده مواد میانی (مانند شمش و اسلب) و محصولات نهایی (مانند ورق فولادی) بودند.
برای نخستینبار، زنجیرهای نسبتاً کامل از استخراج سنگآهن تا تولید محصولات نهایی در کشور شکل گرفت؛ زنجیرهای که میتوانست مبنای توسعه صنایعی چون خودروسازی، انرژی، لوازم خانگی، نفت و گاز، بستهبندی و فولادهای آلیاژی باشد و وابستگی به واردات را کاهش دهد. فولاد مبارکه به بزرگترین تولیدکننده فولاد تخت در خاورمیانه تبدیل شد و به یکی از ارکان اصلی صنایع داخلی و بازار سرمایه ایران بدل گشت. از دیگر ویژگیهای این دوره، تأکید بیشتر بر توسعه دانش فنی داخلی و کاهش وابستگی به مهندسان خارجی بود.
مقایسه این مسیر با تجربه کشورهایی مانند ترکیه و کره جنوبی، ابعاد مهمتری از این روند را روشن میکند. ترکیه با تأسیس مجتمع Erdemir در ساحل دریای سیاه و تقریباً همزمان با ایران وارد صنعت فولاد شد، اما برخلاف ایران، این غرب بود که نقش اصلی در شکلگیری این صنعت ایفا کرد. صنعت فولاد ترکیه بهدلیل اتصال به بازارهای جهانی و بهرهگیری از فناوری غربی، به یک بازیگر منطقهای تبدیل شد، هرچند وابستگی آن به سرمایه و فناوری خارجی استمرار یافت؛ مزایایی که غرب ایران را از آن محروم کرد. در مقابل، کره جنوبی با تأسیس شرکت POSCO تحت رهبری پارک چونگهی و با حمایت ژاپن و ایالات متحده، مسیری متفاوت پیمود؛ فولاد در این کشور نه هدفی مستقل، بلکه حلقهای در یک راهبرد توسعه صادراتمحور بود که بهصورت نظاممند به صنایعی چون کشتیسازی، خودروسازی و سپس صنایع پیشرفتهتر پیوند خورد. در حالی که ایران توانست صنعت فولاد را ایجاد کرده و به سطح قابلتوجهی از خودکفایی برسد، اما بهدلیل جهتگیری عمدتاً درونگرا و نیز عدم ادغام در بازارهای جهانی، این صنعت بیش از آنکه به سکویی برای جهش صادراتی تبدیل شود، بهعنوان پایهای برای تأمین نیازهای داخلی باقی ماند.
در نهایت، صنعت فولاد در ایران را باید محصول نوعی مقاومت تاریخی در برابر محدودیتهای نظام جهانی دانست؛ مقاومتی که از شکافهای ژئوپلیتیک بهره گرفت و با تکیه بر منابع داخلی گسترش یافت و همواره از حمایت غرب محروم بود؛ همان غربی که امروز گستاخانه به این نماد صنعت ایران حمله کرده است تا شاید انتقام نافرمانی ایران در تاسیس این صنعت را بستاند.
@Naghal_bashi
🔥2
Forwarded from خرمگس
خودفروشان کابارهای که تنها فهمشان از آزادی، بدمستی و فحاشی و عربدهکشی و قِر دادن اندام ناسازشان است و چنان غرق در روایت دشمن بودند که هیچ درکی از واقعیات جامعه نداشتند حالا با هر حمله اهریمن به زیرساختهای حیاتی کشور میگوید که ایران مگر زیرساخت داشت؟
بله حیوان متعفن.
ایران زیرساخت داشت. زیرساختهای عظیمی هم داشت. و علارغم همه تحریمها در حوزه ساخت نیروگاه و پتروشیمی و فولاد و آموزش و دانشگاه و صنایع دفاعی و بهداشتی و...، در منطقه با فاصله از همه کشورها قرار داشت و دشمن هم از آن اطلاع داشت و از همان هم احساس خطر میکرد و توی حیوان را بر علیه ایران بسیج میکرد تا با فکر و روح متعفن تو و با میدان دادن به هرزگی تو، تک تک آنها را مورد هجوم وحشیانه قرار دهد.
@kharmagaas
بله حیوان متعفن.
ایران زیرساخت داشت. زیرساختهای عظیمی هم داشت. و علارغم همه تحریمها در حوزه ساخت نیروگاه و پتروشیمی و فولاد و آموزش و دانشگاه و صنایع دفاعی و بهداشتی و...، در منطقه با فاصله از همه کشورها قرار داشت و دشمن هم از آن اطلاع داشت و از همان هم احساس خطر میکرد و توی حیوان را بر علیه ایران بسیج میکرد تا با فکر و روح متعفن تو و با میدان دادن به هرزگی تو، تک تک آنها را مورد هجوم وحشیانه قرار دهد.
@kharmagaas
💯3👌2❤1👍1
https://x.com/borhanimohsen1/status/2037456604451217795?s=52
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
https://vxTwitter.com/bbcardalan/status/2037496574196994177?s=52
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
vxTwitter / fixvx
💖 599 🔁 135
💖 599 🔁 135
Siavash Ardalan (@BBCArdalan)
گزارش تحقیقی BBC از آسیب به غیرنظامیان ایرانی در بمبارانهای اسرائیل: تاکنون ۳۶۰۰ بمب فقط روی تهران تخلیه شده. تخریب و کشته شدن ۵۰ غیرنظامی در بمباران خیابان رسالت با بمبهای هزار کیلوگرمی «Mark 80» مشتی نمونه خروار است. اسرائیل گفته فقط اهداف نظامی رو میزنه…
🤬2
ساعت یک شب بود. داشتیم کنار یکی از محلهای اصابت کار امدادی میکردیم، یک خانم میانسال اومد کنارم گفت آقا ببخشید اینجا کسی خونه نمیخواد؟
خیلی درگیر بود ذهنم، نفهمیدم چی میگه! گفت خانم متوجه نمیشم چی میگید، خونه نمیخواد یعنی چی؟ بعد با یک لحن مهربانانه و همراه با نگرانی گفت منظورمه اینکه اینایی که الان از ساختمان اومدن بیرون اگه جا ندارن بیان خونه ما، جا داریم، پذیرایی میکنیم تا هر وقت بخوان! وسط کار مات و مبهوت موندم بودم ازشون، داشت بغضم میگرفت! همسرش هم اومد کنارش. راهنماییشون کردم که برن پیش کسایی که از ساختمان اومدن بیرون و اگه لازم بود کمکشون کنند! فکر کن یک ساعت نشده که اون ساختمان منفجر شده بود اینا نه فرار کرده بودن نه تماشاچی بودن، تازه داشتن میگشتن که اگه بی پناهی هست بهش پناه بدن. عجب معرفتی دارن بعضیا...
#مجید_میرزایی
🏠 Ellinne
خیلی درگیر بود ذهنم، نفهمیدم چی میگه! گفت خانم متوجه نمیشم چی میگید، خونه نمیخواد یعنی چی؟ بعد با یک لحن مهربانانه و همراه با نگرانی گفت منظورمه اینکه اینایی که الان از ساختمان اومدن بیرون اگه جا ندارن بیان خونه ما، جا داریم، پذیرایی میکنیم تا هر وقت بخوان! وسط کار مات و مبهوت موندم بودم ازشون، داشت بغضم میگرفت! همسرش هم اومد کنارش. راهنماییشون کردم که برن پیش کسایی که از ساختمان اومدن بیرون و اگه لازم بود کمکشون کنند! فکر کن یک ساعت نشده که اون ساختمان منفجر شده بود اینا نه فرار کرده بودن نه تماشاچی بودن، تازه داشتن میگشتن که اگه بی پناهی هست بهش پناه بدن. عجب معرفتی دارن بعضیا...
#مجید_میرزایی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6
🏭 کارخانه همیشه هدف بوده است
#علی_کدیور
آمریکا و اسرائیل دیروز کارخانههای فولاد خوزستان و فولاد مبارکه را هدف قرار دادند،اما ایران پیش از این نیز چنین چیزی را تجربه کرده بود. در سال ۱۹۴۱، نیروهای متفقین به کشوری بیطرف حمله کردند، مهندسان آن را اخراج کردند، کارخانههایش را از تجهیزات خالی کردند و ماشینآلات صنعتی را در دریا توقیف کردند—همه برای اینکه ایران نتواند بر اساس شرایط خود تولید و صنعتیسازی کند. امروز سلاحها دقیقتر هستند. اما شواهد تاریخی نشان میدهد که هدف پشت آنها تغییر نکرده است.
نگاهی به تاریخ نشان میدهد که هدف، دولت ایران نیست؛ بلکه استقلال صنعتی ایران است.
در سال ۱۹۳۸، ایران با کنسرسیوم آلمانی دمگ-کروپ قرارداد بست تا یک مجتمع فولاد در کرج بسازد. وقتی متفقین در سال ۱۹۴۱ حمله کردند—و آلمانیها را که حضورشان بهانه این اقدام بود اخراج کردند—تجهیزات کارخانه را در محل ضبط کردند و ماشینآلاتی را که هنوز در دریا بود توقیف کردند. تهدید آلمانی از بین رفت، اما کارخانه هرگز ساخته نشد.
در سال ۱۹۵۳، بریتانیا و ایالات متحده نخستوزیر منتخب ایران، محمد مصدق، را سرنگون کردند و محمدرضا شاه را—مرد مورد نظر خودشان—دوباره به قدرت بازگرداندند؛ با هزینه و عملیات سیا و امآی۶. اگر جلوگیری از توسعه صنعتی ایران واقعاً به دلایل امنیتی یا نگرانی از دولتهای خصمانه بود، این همان لحظهای بود که باید پایان مییافت. ایران اکنون حاکمی داشت که از هر نظر متحد غرب بود. او هیچ چالش ایدئولوژیکی ایجاد نمیکرد، سیاست خارجی مستقلی نداشت و بهطور کامل همراه بود.
اما این هیچ تفاوتی ایجاد نکرد. بانک جهانی در سال ۱۹۵۹ از تأمین مالی پروژه فولاد کرج خودداری کرد و در سال ۱۹۶۱ نیز پیشنهاد اصلاحشده را دوباره رد کرد. نه خبری از دولت طرفدار شوروی در تهران بود، نه جمهوری اسلامی، نه برنامه هستهای و نه محور مقاومت—فقط شاهی که تاج و تختش را مدیون واشنگتن و لندن بود و درخواست کمک برای ساخت کارخانه فولاد داشت، اما رد شد. پیام روشن بود: حمایت غرب از ایران فقط به اطاعت سیاسی محدود نمیشود، بلکه به وابستگی اقتصادی نیز مشروط است. صرفاً تمکین کافی نبود؛ کنار گذاشتن جاهطلبی صنعتی، بهای واقعی حمایت غرب بود.
سفیر بریتانیا در تهران در اوایل دهه ۱۹۵۰ این منطق را صریح بیان کرده بود. او در اسناد منتشرشده نوشت: «نیاز ایران این نیست که صنعت نفت را خود اداره کند، بلکه باید از توان فنی غرب بهره ببرد.» زمانی که مصدق صنعت نفت را ملی کرد، آمریکا، بریتانیا، آلمان غربی، سوئد و دیگران بهطور مشترک از تأمین تکنسینهای مورد نیاز ایران برای اداره تأسیسات خودداری کردند. هدف امنیت نبود؛ وابستگی بود—و این هدف حتی پس از بازگشت شاه نیز تغییر نکرد.
ایران تنها زمانی از این بنبست خارج شد که کاملاً از حوزه نفوذ غرب خارج شد و در سال ۱۹۶۶ با اتحاد جماهیر شوروی برای ساخت کارخانه فولاد اصفهان به توافق رسید؛ کارخانهای که در سال ۱۹۷۱ به بهرهبرداری رسید. سه دهه پس از خراب شدن پروژه کرج، ایران صنعت فولاد خود را به دست آورد—اما فقط به این دلیل که شریکی یافت که غرب نمیتوانست آن را وتو کند...
در این میان، طنز تلخی در جایگاه رضا پهلوی—پسر همان شاه—وجود دارد. او از حملات آمریکا و اسرائیل حمایت کرده، آنها را «مداخله انسانی» نامیده و از ترامپ و نتانیاهو خواسته است که به هدف قرار دادن رژیم ادامه دهند. او خود را بهعنوان دولت در انتظار ایران معرفی کرده است. اما کارخانههای فولادی که دیروز هدف قرار گرفتند—فولاد خوزستان در اهواز و فولاد مبارکه در اصفهان—دقیقاً همان نوع زیرساخت صنعتی هستند که پدرش در طول حکومتش تلاش کرد بسازد و هر بار توسط همان قدرتهای غربی که امروز آنها را بمباران میکنند، متوقف شد. رضا پهلوی از نابودی میراث صنعتی تحققنیافته پدرش حمایت میکند، ظاهراً با این باور که این بار حمایت غرب متفاوت خواهد بود. تاریخ دلیل چندانی برای این امید ارائه نمیدهد. پدرش هم «مرد آنها» بود.
درس این تاریخ ناراحتکننده اما روشن است. قدرتهای غربی در هر نوع حکومتی در ایران با صنعتی شدن آن مخالفت کردهاند—چه در دوران شاه مدرنسازی که با آلمان متحد بود، چه در دوران یک دولت ملیگرای منتخب، چه در زمان یک حکومت طرفدار غرب که با کودتا بازگردانده شد، و اکنون در دوران جمهوری اسلامی. شکل حکومت ایران بارها تغییر کرده است. اما واکنش غرب به جاهطلبی صنعتی ایران تغییر نکرده است. جمهوری اسلامی بهانه این دوره است.
https://alikadivar.substack.com/p/the-factory-was-always-the-target
⚙️ Ellinne
#علی_کدیور
آمریکا و اسرائیل دیروز کارخانههای فولاد خوزستان و فولاد مبارکه را هدف قرار دادند،اما ایران پیش از این نیز چنین چیزی را تجربه کرده بود. در سال ۱۹۴۱، نیروهای متفقین به کشوری بیطرف حمله کردند، مهندسان آن را اخراج کردند، کارخانههایش را از تجهیزات خالی کردند و ماشینآلات صنعتی را در دریا توقیف کردند—همه برای اینکه ایران نتواند بر اساس شرایط خود تولید و صنعتیسازی کند. امروز سلاحها دقیقتر هستند. اما شواهد تاریخی نشان میدهد که هدف پشت آنها تغییر نکرده است.
نگاهی به تاریخ نشان میدهد که هدف، دولت ایران نیست؛ بلکه استقلال صنعتی ایران است.
در سال ۱۹۳۸، ایران با کنسرسیوم آلمانی دمگ-کروپ قرارداد بست تا یک مجتمع فولاد در کرج بسازد. وقتی متفقین در سال ۱۹۴۱ حمله کردند—و آلمانیها را که حضورشان بهانه این اقدام بود اخراج کردند—تجهیزات کارخانه را در محل ضبط کردند و ماشینآلاتی را که هنوز در دریا بود توقیف کردند. تهدید آلمانی از بین رفت، اما کارخانه هرگز ساخته نشد.
در سال ۱۹۵۳، بریتانیا و ایالات متحده نخستوزیر منتخب ایران، محمد مصدق، را سرنگون کردند و محمدرضا شاه را—مرد مورد نظر خودشان—دوباره به قدرت بازگرداندند؛ با هزینه و عملیات سیا و امآی۶. اگر جلوگیری از توسعه صنعتی ایران واقعاً به دلایل امنیتی یا نگرانی از دولتهای خصمانه بود، این همان لحظهای بود که باید پایان مییافت. ایران اکنون حاکمی داشت که از هر نظر متحد غرب بود. او هیچ چالش ایدئولوژیکی ایجاد نمیکرد، سیاست خارجی مستقلی نداشت و بهطور کامل همراه بود.
اما این هیچ تفاوتی ایجاد نکرد. بانک جهانی در سال ۱۹۵۹ از تأمین مالی پروژه فولاد کرج خودداری کرد و در سال ۱۹۶۱ نیز پیشنهاد اصلاحشده را دوباره رد کرد. نه خبری از دولت طرفدار شوروی در تهران بود، نه جمهوری اسلامی، نه برنامه هستهای و نه محور مقاومت—فقط شاهی که تاج و تختش را مدیون واشنگتن و لندن بود و درخواست کمک برای ساخت کارخانه فولاد داشت، اما رد شد. پیام روشن بود: حمایت غرب از ایران فقط به اطاعت سیاسی محدود نمیشود، بلکه به وابستگی اقتصادی نیز مشروط است. صرفاً تمکین کافی نبود؛ کنار گذاشتن جاهطلبی صنعتی، بهای واقعی حمایت غرب بود.
سفیر بریتانیا در تهران در اوایل دهه ۱۹۵۰ این منطق را صریح بیان کرده بود. او در اسناد منتشرشده نوشت: «نیاز ایران این نیست که صنعت نفت را خود اداره کند، بلکه باید از توان فنی غرب بهره ببرد.» زمانی که مصدق صنعت نفت را ملی کرد، آمریکا، بریتانیا، آلمان غربی، سوئد و دیگران بهطور مشترک از تأمین تکنسینهای مورد نیاز ایران برای اداره تأسیسات خودداری کردند. هدف امنیت نبود؛ وابستگی بود—و این هدف حتی پس از بازگشت شاه نیز تغییر نکرد.
ایران تنها زمانی از این بنبست خارج شد که کاملاً از حوزه نفوذ غرب خارج شد و در سال ۱۹۶۶ با اتحاد جماهیر شوروی برای ساخت کارخانه فولاد اصفهان به توافق رسید؛ کارخانهای که در سال ۱۹۷۱ به بهرهبرداری رسید. سه دهه پس از خراب شدن پروژه کرج، ایران صنعت فولاد خود را به دست آورد—اما فقط به این دلیل که شریکی یافت که غرب نمیتوانست آن را وتو کند...
در این میان، طنز تلخی در جایگاه رضا پهلوی—پسر همان شاه—وجود دارد. او از حملات آمریکا و اسرائیل حمایت کرده، آنها را «مداخله انسانی» نامیده و از ترامپ و نتانیاهو خواسته است که به هدف قرار دادن رژیم ادامه دهند. او خود را بهعنوان دولت در انتظار ایران معرفی کرده است. اما کارخانههای فولادی که دیروز هدف قرار گرفتند—فولاد خوزستان در اهواز و فولاد مبارکه در اصفهان—دقیقاً همان نوع زیرساخت صنعتی هستند که پدرش در طول حکومتش تلاش کرد بسازد و هر بار توسط همان قدرتهای غربی که امروز آنها را بمباران میکنند، متوقف شد. رضا پهلوی از نابودی میراث صنعتی تحققنیافته پدرش حمایت میکند، ظاهراً با این باور که این بار حمایت غرب متفاوت خواهد بود. تاریخ دلیل چندانی برای این امید ارائه نمیدهد. پدرش هم «مرد آنها» بود.
درس این تاریخ ناراحتکننده اما روشن است. قدرتهای غربی در هر نوع حکومتی در ایران با صنعتی شدن آن مخالفت کردهاند—چه در دوران شاه مدرنسازی که با آلمان متحد بود، چه در دوران یک دولت ملیگرای منتخب، چه در زمان یک حکومت طرفدار غرب که با کودتا بازگردانده شد، و اکنون در دوران جمهوری اسلامی. شکل حکومت ایران بارها تغییر کرده است. اما واکنش غرب به جاهطلبی صنعتی ایران تغییر نکرده است. جمهوری اسلامی بهانه این دوره است.
https://alikadivar.substack.com/p/the-factory-was-always-the-target
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Substack
The Factory Was Always the Target
Yesterday’s strikes on Iranian steel plants are being covered as news.
👏3
خرمگس
خودفروشان کابارهای که تنها فهمشان از آزادی، بدمستی و فحاشی و عربدهکشی و قِر دادن اندام ناسازشان است و چنان غرق در روایت دشمن بودند که هیچ درکی از واقعیات جامعه نداشتند حالا با هر حمله اهریمن به زیرساختهای حیاتی کشور میگوید که ایران مگر زیرساخت داشت؟ …
#محمد_مالجو
وقاحت حدی دارد و دفاع برخی هموطنان وقیحمان از بمباران مردمی که زیر آوار جان میدهند عبور از همان حد است. کسانی که از دور، با ژست «تحلیل» یا «نجات»، بر سر ما آتش میطلبند نه دغدغۀ آزادی دارند و نه فهمی از رنج. اینها مرگ را به ابزار سیاست بدل میکنند و ویرانی را به نام رهایی میفروشند. اگر آزادی از لولۀ بمب میآید، پس چرا این آزادیِ دیکتهشده با خون و آتش همیشه باید نصیب دیگران شود نه خودِ مدعیانش. حقیقت ساده است. توجیه کشتار غیرنظامیان، با هر نامی که نامیده شود، فقط یک چیز است: سقوط اخلاقی.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏3❤1
اِلینهگی
#سالور_ملایری
https://www.instagram.com/p/DWa8at8js5u/?igsh=cWp2OG1vdjJqeW03
🗞Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
در این خطِ جدیدی که توسط این رسانهی یهودی آمریکایی ترویج میشه، محمد مصدق به شاه و ملت عذرخواهی هم بدهکار میشه! طفلی آمریکاییها هم ب زحمت افتادن بابت کودتا !! @Ellinne https://www.tabletmag.com/sections/israel-middle-east/articles/cia-coup-in-iran-that…
براندازی اسرائیلی مصدق را تبدیل به ناسزا کرد و عکسش را شکست، به جایش مترسگهای دستنشانده و نوکرمآب را بهعنوان پدر جدید، «آقا بالاسر»، به ما داد. در جبهه روشنفکران «ایرانشهری/کارگزارانی» نیز مصدق نماد عقلانیت و اقتدار نبود. به جایش وزرا و وکلای دولتی قهرمان شدند. مصدق دیگر «بیکلاسی» شد اما گفتن از «فروغی» کلاس میآورد. مشروطه شکست تلقی شد اما نوسازی به سبک پهلوی شد ایدهآل. اگر به دنبال هرگونه «انقلاب ملی» هستید، از احیای شمایلهایی که مال شما هستند، نترسید، کسی که ما مردم را حیثیت و اعتبار داد، به ما نام داد، و استقلال و دموکراسی را باز به هم پیوند زد، مجدد خودش را به یادآورده و در خیابانهای لندن خودش را جستجو میکند. اگر دنبال «حامیان مردم ایران» میگردید، جایش اینجاست:
⚪ Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
«من میخواهم صحنههایی را به تو نشان دهم که مثل سیلی به صورتت بخورد و امنیت تو را خدشهدار کند و به خطر بیندازد. میتوانی نگاه نکنی، میتوانی خاموش کنی، میتوانی هویت خود را پنهان کنی، مثل قاتلها، امّا نمیتوانی جلوی حقیقت را بگیری، هیچکس نمیتواند.»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔹وزیر امنیت داخلی رژیم صهیونیستی الجولانی را «سر افعی» توصیف کرد و گفت که باید هدف عملیات ترور قرار گیرد.
🔹بنگویر همچنین اعلام کرد که جنگ علیه آنچه «سوریه جدید» نامید، نزدیک است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#حسین_موسویان
وی در چند مصاحبه دیگر هم از این کشورها بسیار تمجید کرد و «مشارکت و حمایت» آنها را «بسیار عالی و فوق العاده» خواند.
در آن دوران نه «جبهه مقاومت» در منطقه بود و نه ایران برنامه هستهای داشت و نه توان موشکی. لذا هیچیک از بهانههای سهگانه جنگ فعلی هم وجود نداشت با این وجود آنها از تجاوز به خاک ایران، حمایت کردند.
حمایت این ۵ کشور از تجاوزهای به خاک ایران در ۴۷ سال گذشته؛ در حالی صورت گرفته که:
واقعیت این است که ایرانیها این دو زخم تاریخی را فراموش نخواهند کرد.
منتهی توصیه من به کشورهای عربی همسایه ایران این است که در مسیر التیام زخمهای تاریخی با ایران گام بردارند و نه تشدید و تعمیق زخمها.
نهایتا هم اینکه:
https://x.com/hmousavian/status/2038221511530614927?s=52&t=wjyl3Qx-y2wZsX3o2nXKLg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
https://x.com/i/status/2038163530789097819
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
felicità (@Cchan_ssf) on X
کاش اینجوری که پیگیر اعتبارسنجی عکس های مردم زیرآوارین
پیگیر اعتبارسنجی اخبار ایران اینترنشنال بودین.
پیگیر اعتبارسنجی اخبار ایران اینترنشنال بودین.
👍1