شرطِ اولِ قدم آن است که مجنون باشی.»
ایران، لیلیِ من است. ایران، خانهی من است.
و خانه، برای منِ دورافتاده از دیار، دیگر تنها یک مکان نیست؛
خانه، یک احساس است… تپشی در دل، خاطرهای در جان.
به تجربه آموختهام:
خانهای که در آن خندهای نباشد، تنها چهاردیواریِ سردیست، نه خانه.
و نیز آموختهام که جنگ، شومترین زادهی دست بشر است؛
جراحتیست که نه بر خاک، که بر دلها مینشیند،
و داغیست که تا سالها از جان نمیرود.
من، بر خلاف آن خامِ بیغم،
از هر خاری که به پای ماهرویِ سرزمینم میرود، آزردهام،
و از هر زخمی که بمب و موشک بر پیکرِ لیلیِ زیبایم مینشانند، بیزارم.
نه تابِ ویرانیِ خانهی مادریام را دارم،
و نه خاموشیِ همهمهی خندهی کودکانش را.
«ناصِح به طَعن گفت که رو ترکِ عشق کن
محتاجِ جنگ نیست برادر، نمیکنم»
باری برادر نمیکنم.
«اگر دشنام فرمایی و گَر نفرین دعا گویم
جوابِ تلخ میزیبَد لبِ لَعلِ شِکرخا را»
#مهرزاد_بروجردی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔2❤1
اِلینهگی
#عباس_امانت ، تاریخنگار و نویسنده، در گفتوگوی ویژه با رادیوفردا میگوید ایران در طول تاریخ هرگز چنین موقعیت تاریکی نداشته که الان قرار گرفته است. او میگوید نگران تمامیت ارضی و استقلال ایران است..
از گفتوگوی #فرشته_قاضی با عباس امانت
https://www.radiofarda.com/a/33711483.html?fbclid=IwdGRzaAQ-dwNjbGNrBD524GV4dG4DYWVtAjExAHNydGMGYXBwX2lkDDM1MDY4NTUzMTcyOAABHteBwZCFcKr-jaY297ZKRRWW5J6Y6CrwoC2xA3TPkvNFLMbTtYfswUnQlTg9_aem_Dv1CEUYqMXzEqMaLdZygrg&sfnsn=scwspmo
🟧Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
رادیو فردا
عباس امانت: ایران هرگزدر چنین موقعیت تاریکی نبوده؛ به آیندهٔ ایران امیدوارم
Forwarded from بن بست خاورمیانه Middle East Dead End
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«شیمون ریکلین»، نویسنده، مجری و باستان شناس اسرائیلی در بخش گفتگوی خبری شبکه ۱۴ تلویزیون اسرائیل (ارگان رسانه ای نزدیک به نتانیاهو) که میزبان ایتامار بن گویر، وزیر امنیت داخلی اسرائیل بود خواستار استفاده از بمب نوترونی (سلاح گرما هسته ای کم بازده) علیه ایران شد.
@Middleeastdeadend
@Middleeastdeadend
😱3
نه نفت ایران
نه آثار باستانی و میراث فرهنگی
نه حتی خاک این کشور
نه جون مردمش.
پس این «ایران» که مدام اسمش رو میارن، دقیقاً چیه؟
https://x.com/i/status/2040391811902890433
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
Niloofar Salimi (@niloosalimi) on X
نه صنعت ایران براشون مهمه
نه نفت ایران
نه آثار باستانی و میراث فرهنگی
نه حتی خاک این کشور
نه جون مردمش.
پس این «ایران» که مدام اسمش رو میارن، دقیقاً چیه؟
نه نفت ایران
نه آثار باستانی و میراث فرهنگی
نه حتی خاک این کشور
نه جون مردمش.
پس این «ایران» که مدام اسمش رو میارن، دقیقاً چیه؟
#احمد_بستانی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💯4🤝2
سنگِ زمين ما همه چون دُرّ و کيمياست
#حسین_کمالی
«عصرِ حجر» نام سريال کارتونی بود که بين سالهای ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ در برنامۀ کودک از تلويزيون ملّی ايران پخش میشد. گفتهاند پس از مجموعۀ «خانوادۀ سيمپسون» (ساختهشده از ۱۳۶۸ به بعد) اين نمايش برترين نمايش کارتونی در تاريخچۀ تلويزيون به شمار میرود. دربارۀ هر دو سريال، تحليلهای جامعهشناسانۀ پرشمار، بيشتر در قالب مقالههای کوتاه و بلند يا کتابهای دانشِ رسانهشناسی/ارتباطات منتشر شده، و بحث پيرامون اينکه چه میگويند و چگونه میگويند حتّی به دروس علوم اجتماعی در دانشگاهها راه يافته است.
مجموعۀ اوّل با عنوان انگليسی «خانوادۀ فلينتستون» (The Flintstones— يعنی خانوادۀ چخماقی!)، نخست از ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۵ در امريکا پخش شد. آن سريال و نظايرش برای کودکان در کنار برنامههای متنوّع بزرگسالان —از روزهای زندگی و دختر شاه پريان و خانۀ کوچک گرفته تا والتونها و فرشتگان چارلی يا مرد شش ميليون دلاری— همگی را به ايران میآوردند تا ذهن و ضمير مخاطب فارسیزبان در آن دوره به همدلی و همراهی با بلوک غرب در جنگ سرد جلب شود. اين کوشش در ميان لايههايی از جامعۀ ايران تأثير گذاشت—امّا نه آن قدر يا آن طور که سياستگران زمانه میخواستند.
تا چند دهۀ اخير تعبير عصر حجر اغلب در زبانِ اهلِ سياست مرادف دوران توحّش و فقدان تمدّن به کار میرفت، و بهخصوص مردمان خارج از دايرۀ تاريخ اروپا —مثلاً بوميان استراليا— را متعلق به آن عصر میانگاشتند. امّا انسانشناسان مدّتهاست معلوم ساختهاند که چنان کاربرد مغرضانهای از بن نادرست است. کارتون «عصر حجر» به نوبۀ خود، با آگاهی از چنان نقدهايی، بار معنايی آن تعبير را وارونه میسازد. گويی بشر هميشه از دوران بسيار دور تا روزگار مدرن همواره با ابتلائات کمابيش مشابه روبهرو بوده است. اينجا تصوّر جهان پيشاتاريخی هنرمندانه با تصوير زندگانی طبقۀ متوسّط معاصر در قالبی طنزآميز تلفيق شده است: از انتظار کارکنان برای بوقِ اعلان پايان وقتِ کار—که پرندهای با کشيدن دمش فرياد میزند— تا پيچيدگیهای تنظيم خرج و برج، گرفتاریهای چشم و همچشمی با همسايهها، و زورگويی شوهران به زنانی که از خودشان بسی باهوشترند و از کياست بهرۀ بيشتر دارند. در هر قسمتِ سريال، رئيس خانوادۀ چخماقی—فـــــــــــــــرِد فلينتستون— بر سر همسرش ويـــــــــلما نعرۀ اعتراض و مخالفت سر میدهد، ولی سرانجام میفهمد که خانم از ابتدا درست میگفته و حرف آخر مرد به زنش میبايست يک کلمه باشد: چشم!
طرفين درگير در جنگ سرد در دهههای ۱۳۳۰ تا ۱۳۶۰، طيفی از فضيلتهای اخلاقی را هر کدام نزد خود نيرومندتر و ريشهدارتر مینماياندند—از آرمانخواهی، سختکوشی، درستکاری، و فروتنی، تا شجاعت، عدالتطلبی، و دستگيری از افتادگان و فرودستان. فاصله با واقعيت البته غلبۀ تام داشت، چون کارويژۀ رسانهها بيشتر تزيين و اغراق بود. با رواج گستردۀ شبکههای کابلی تلويزيون در اوائل دهۀ ۱۳۶۰، آن گرايش رنگ باخت. با فرو کش کردن جنگ سرد هم ورق برگشت، و برنامهسازی يکسره دگرگون شد. سپس از دهۀ ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ ژانر موسوم به واقعيتنمايی تلويزيونی (Reality TV)، با افشاگری از جنبههای پوشيدۀ زندگانی افرادِ مختلف، مستقيماً به فرسايش فضائل اجتماعی و عادیسازیِ ناترازیهای رفتاری دامن زد. در آن قبيل نمايشها صحنه چنان بر پا میشد تا قهرمانِ ماجرا هنجارشکنترين مردمان باشد. و آن شيوه بييندگان را شگفتزده و مجذوب میساخت. تأثير اين شگفتینمايیهای افراطی از آغاز تا کنون نزد اهل نظر مايۀ نگرانی بوده است.
از ميان نمونههای برجستۀ ژانر واقعيتنمايی تلويزيونی بايد نمايشی با عنوان کارآموز (The Apprentice) را نام برد که از سال ۱۳۸۳ بر صفحۀ تلويزيون آمد، و زود به محبوبيت جهانی و موفقيت تجاری فوقالعاده رسيد. درجۀ تأثيرگذاریش را از آنجا میتوان سنجيد که چهرۀ اصلی هر چند خوشنام نبود، امّا ديرزمانی نگذشته پس از شروع ايفای نقش در آن برنامه به بالاترين موفقيتها نائل شد.
اين پرسش همچنان پيش روی اهل تأمل مطرح است که ذهن و ضمير مردمان را چطور میتوان بهدرستی شکل داد؟ رسانههای عمومی رفتار مخاطبان را در عمل چگونه تغيير میدهد؟ پنجاه شصت سال پيش که سريال کارتونی عصر حجر ساخته میشد، پاسخ با امروز بسی تفاوتها داشت. چه کسی آن روز میتوانست گمان برد که نيم قرن بعد کسانی خواهند آمد که با تکيه بر رسانههای پيشرفته در ايالات متحدّۀ امريکا قدرت بگيرند، ولی بعضاً سادهترين ملاحظات متعارف را در گفتار و رفتار سياسی کنار بنهند؟ کسانی که گاه بیبهرگی و بیاعتنایيشان به فرهنگ و خِرَد يادآور تاريکیهای عصر حجر است!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
از صبح امروز سهشنبه ۱۸ فروردین، و چند ساعت پیش از اتمام ضربالعجل ترامپ مبنی بر اینکه «یک تمدن امشب از بین خواهد رفت»، پلها و خطوط راهآهن ایران توسط اسرائیل بمباران و ویران شد؛ در سایۀ بلاهت و خیانتهای بیگانهپرستان که ادعا میکردند آمریکا برای ما بهترش را خواهد ساخت. اما خوب است جنگ جهانی دوم و اشغال ایران برای ارسال محمولههای نظامی به جبهۀ شوروی با راهآهن سراسری را به یاد بیاوریم.
مهندس جعفر شریفامامی، از مدیران راهآهن در زمان جنگ دوم جهانی، در مصاحبه با پروژۀ تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد میگوید که متفقین قرار بود در پایان جنگ جهانی و اشغال ایران، لکوموتیو و واگنهایی را که در راهآهن ایران راندهاند، به ما بدهند. ولی آمریکاییها پول همان فرسودهها را هم گرفتند و با پنهانکاری حجم محمولهها از دادن کرایۀ واقعی سر باز زدند:
«وقتی از بازداشت آمدم بیرون اعضای راهآهن برای من تعریف کردند که یک روزی جشنی گرفتند در راهآهن و در آن جشن به لکوموتیو یک تابلو نصب کرده بودند که شش تا صفر داشت نوشته بود باربری راهآهن امروز به اینقدر تن رسیده است که به روسیه فرستاده شده و گویا آن پنج میلیون تن بود، پنج میلیون تن بود اما پنجش را ننوشته بودند. پنجش را خالی گذاشته بودند که خودشان فقط میدانستند و اینها در واقع از این وضع سوءاستفاده کردند تا از پرداخت کرایهای که باید به ایران میدادند خودداری کنند.
البته در مقابلش اینها قرار بود تمام وسایل نقلیهای که آوردند لکوموتیوها و واگنها آنچه که میماند، بعد از جنگ بگذارند برای راهآهن، چون اولاً کشتی بهقدر کافی نداشتند که اینها را ببرند و بعد هم دیگر مقدارش فرسوده شده بود و صرف نمیکرد برایشان. این بود که هر وقت هم صحبت میشد میگفتند که ما تمام این وسائل نقلیه را بعداً در اختیار راهآهن میگذاریم و حال آنکه یک روزی بخشنامهای آمد از طرف وزیر راه بود یا وزیر دارایی حالا یادم نیست محمد بدر وزیر دارایی بود و صدرالاشراف هم نخستوزیر بود. اینها مذاکره کرده بودند که آنچه از لوازم راهآهن و وسائل نقلیه و غیره که آوردهاند و مورد احتیاج است نگه داریم و بقیه را هم ببرند و یک بخشنامه صادر شد به تمامی نواحی راهآهن که صورت بدهید از وسائل نقلیه و تأسیساتی را که آمریکاییها آوردهاند، چه چیزهاییش را لازم دارید و بقیهاش را ببرند. اینها هم به تصور اینکه مجانی است صورتها را خیلی مفصل دادند. بعد معلوم شد که اینها را حساب کردند و پولش را یک چک از طرف وزیر دارایی آن وقت که روزنامهها نوشتند، داده شد به مأمور آمریکایی.
البته آمریکاییها که آمدند یواشیواش تمام دستگاههای راهآهن را قبضه کردند و آن قدر نفر و افسر و غیره داشتند که تقریباً میتوانستند تمام راهآهن را بدون اینکه به ایرانیها احتیاجی باشد بگردانند. فقط پستهای پایین را برای ایرانیها نگه داشته بودند ولی پستهای بالا را همه خود آمریکاییها متصدی بودند.
بعد از اینکه این بازپرسی شد یک عدهای را فرستادند به رشت تحویل روسها دادند. یک عدهای ما را آوردند تهران در مریضخانه ۵۰۰ تختخوابی که هنوز دایر نشده بود و ساختمانی آماده بود آنجا تخصیص دادند به بازداشتیهای متفقین و به من هم یک اتاق دادند و ما را در حدود یک سال و مرا یک سال و پنج روز آنجا نگه داشتند.
... من جزو آخرین دسته بودم که آزادم کردند. بعد از اینکه بیرون آمدم دیگر نرفتم راهآهن و دیگر [از] راهآهن زده شده بودم با آن طرزی که من آنجا کار کرده و جان کنده و زحمت کشیده بودم، این حادثه که برایم رخ داده بود، نسبت به دستگاه و همه بسیار بدبین و ناراحت بودم و همیشه فکر میکردم که حق بود دولت از ما حمایت میکرد. آخر در مملکت خودمان بازداشت خارجی شدیم.»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Iran Oral History
جعفر شریف امامی، متن کامل مصاحبه
مصاحبه با آقای جعفر شریفامامی
تحصیل در رشته مهندسی و راهآهن در آلمان و سوئد
وزیر راه، وزیر صنایع و معادن
ریاست مجلس سنا
سرپرست بنیاد پهلوی
نخستوزیر
روایتکننده: آقای مهندس جعفر شریفامامی
تاریخ مصاحبه: ۱۳ می…
تحصیل در رشته مهندسی و راهآهن در آلمان و سوئد
وزیر راه، وزیر صنایع و معادن
ریاست مجلس سنا
سرپرست بنیاد پهلوی
نخستوزیر
روایتکننده: آقای مهندس جعفر شریفامامی
تاریخ مصاحبه: ۱۳ می…
اِلینهگی
#حمیدرضا_یوسفی
عباس امانت: نمونه امروز جهالت ایرانی تنک یو بیبی است.
https://x.com/Hrezay/status/2040324156110127494
🎙Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
Hamidreza Yousefi (@Hrezay) on X
مصاحبه عباس امانت با رادیو فردا بینظیر است. امانت مشخصاً از توحش تجاوز خارجی میگوید که از صفویه تا به امروز سابقه نداشته، از جاهلانِ فرنگنشینی -از جمله رضا پهلوی- میگوید که فهمی از واقعیت امرو…
👍2
اِلینهگی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤2🔥1
اِلینهگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از اون مرد بختیاری که با برنو تیر انداخت تا مردمی که رفتند خارک یا روی پل و نیروگاه جمع شدند تا آرشوار با جانشان از وطنشان محافظت کنند تا اون که پای لانچر، دست و پای خودش را فدا کرد و دیگر سربازان که جانشان را فدای حفاظت از ایران نمودن.
چه صحنههای رشکبرانگیزی از ایرانی بودن
https://x.com/i/status/2041660974554321079
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5
اِلینهگی
https://x.com/i/status/2041597453632172204
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
MOJTABA NAJAFI (@mojtaba_najafi) on X
چه صحنه های زیبایی از مقاومت مدنی رخ داد: مردمی که بر پل سفید اهواز، دستها را زنجیر کردند تا پیام دهند این خاک صاحب دارد. هنرمندانی که سازهای خود را برابر نیروگاههای برق کوک کردند، بر ویرانه های خانه موسیقی و راه آهن به نشان ایستادگی خواندند و نواختند. زنده…
❤5
https://www.nytimes.com/2026/04/08/business/energy-environment/iran-war-oil-gas-prices-energy.html
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Nytimes
It Will Take Months to Get Oil and Gas Flowing out of the Persian Gulf
Some wells can be turned on in days or weeks, but bringing the Gulf’s energy system back to something akin to normal will take months.
اِلینهگی
فلات ایران روز خلیج فارس همایونباد. امروز سالروز اخراج پرتغالیها از تنگه هرمز و خلیجفارس با رشادت امام قلیخان، والی فارس در زمان صفوی است. عکس از @NASA @Ellinne
(@Rojalotfi)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
Roja Lotfi 🇮🇷🇵🇸🎒 (@Rojalotfi) on X
@Pooyan_Fakhraei @about_mariash و یک نشان هرمز به افتخار آنها به نشانهای نظامی، خصوصا برای آنان که قدرت دریایی ایران را در آینده احیا میکنند، افزوده شود.
❤4
۴۰ درصد از ۳ هزار شهیدی که تقدیم شد قابل شناسایی نبودند
ما بیش از ۳ هزار شهید در حملات دشمن در سراسر کشور تقدیم کردیم که حدود ۴۰ درصد پیکرها قابل شناسایی نبود که با استفاده از توان و ظرفیتی در سازمان پزشکی قانونی وجود دارد، شناسایی شدند و به خانواده شهدا تحویل داده شدند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔4🤬1
SCOOP: CIA used secret tool called 'Ghost Murmur' to find airman in Iran, sources tell me
Ghost Murmur pairs long-range quantum magnetometry sensors with AI to find human heartbeats
https://nypost.com/2026/04/07/us-news/ghost-murmur-a-never-used-secret-tool-deployed-to-find-lost-airman-in-iran-in-daring-mission/
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
New York Post
Exclusive | The secret, never-before-used CIA tool that helped find airman downed in Iran: ‘If your heart is beating, we will find…
“It’s like hearing a voice in a stadium, except the stadium is a thousand square miles of desert,” a source briefed on the program told The Post. “In the right conditions, if your heart is...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
https://x.com/sekoohzad/status/2040201637591978135?s=52
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
«مهناز شیرالی»، جامعهشناس و استاد مؤسسه مطالعات سیاسی پاریس است. ایشان در روز روشن و بهصورت علنی از اسرائیل درخواست میکند در صورتِ «تسلیم نشدن هیئت مذاکرهکننده» آنها را در مسیر بازگشت، ترور کند.
کسیکه بناست به دانشجویان خود سیاستورزی و اندیشیدن تعلیم دهد، در زندگی سیاسی خود، تروریسم را ترویج میکند. به مخیلهی هارترین فاشیستها و نئونازیهای اروپا خطور نمیکند که میتوان در بالاترین سطح، در کشور ثالث مذاکراتی برای پایان یک جنگ ترتیب داد و در صورت ناکامی در مذاکره، طرفِ دیگر را ترور کرد اما آنها مطلع نیستند که صهیوفاشیستهای ایرانی قهرمانانِ فتحِ تمام مسابقاتِ رذالت هستند.
امیدواریم، کمپینی برای اخراج و ممنوعیت شیرالی بهدلیل «حمایت علنی از تروریسم» و «فرد خطرناک برای دانشگاه و دانشجو » شکل گیرد و امثال او متوجه شوند که باید هزینهی وحشیگری را بپردازند. برای آیندهی ایران تمنای حاکمیت قانون و نابودیِ خشونتِ دولتی دارید؟ بفرمائید این گوی و این میدان: با یادآوری فرهنگ، اخلاق و قانون به شیرالی دیگر آدمخوارانِ ساکنِ فرنگ، تمرین کنید.
#مهناز_شیرالی #دیاسپورای_ایرانی
@Blackfishvoice1
کسیکه بناست به دانشجویان خود سیاستورزی و اندیشیدن تعلیم دهد، در زندگی سیاسی خود، تروریسم را ترویج میکند. به مخیلهی هارترین فاشیستها و نئونازیهای اروپا خطور نمیکند که میتوان در بالاترین سطح، در کشور ثالث مذاکراتی برای پایان یک جنگ ترتیب داد و در صورت ناکامی در مذاکره، طرفِ دیگر را ترور کرد اما آنها مطلع نیستند که صهیوفاشیستهای ایرانی قهرمانانِ فتحِ تمام مسابقاتِ رذالت هستند.
امیدواریم، کمپینی برای اخراج و ممنوعیت شیرالی بهدلیل «حمایت علنی از تروریسم» و «فرد خطرناک برای دانشگاه و دانشجو » شکل گیرد و امثال او متوجه شوند که باید هزینهی وحشیگری را بپردازند. برای آیندهی ایران تمنای حاکمیت قانون و نابودیِ خشونتِ دولتی دارید؟ بفرمائید این گوی و این میدان: با یادآوری فرهنگ، اخلاق و قانون به شیرالی دیگر آدمخوارانِ ساکنِ فرنگ، تمرین کنید.
#مهناز_شیرالی #دیاسپورای_ایرانی
@Blackfishvoice1
👌4
اِلینهگی
اسرائیل و عربستان و ایراناینترنشنال رو میفهمم.
ولی چطور یه ایرانی میتونه برای اینها سوت و کف بزنه؟
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
USS Frank E. Peterson (DDG 121) and USS Michael Murphy (DDG 112) transited the Strait of Hormuz and operated in the Arabian Gulf as part of a broader mission to ensure the strait is fully clear of sea mines previously laid by Iran’s Islamic Revolutionary Guards Corps.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
Iman (@Vaghefiiman) on X
وزیر جنک ترامپ رسما از نام "خلیج عربی" برای تنگه هرمز استفاده میکنه.
اسرائیل و عربستان و ایراناینترنشنال رو میفهمم. ولی چطور یه ایرانی میتونه برای اینها سوت و کف بزنه؟
اسرائیل و عربستان و ایراناینترنشنال رو میفهمم. ولی چطور یه ایرانی میتونه برای اینها سوت و کف بزنه؟
شکست، پدیداری جهان در شکلی رادیکال است. یک باره چیزهایی را میبینیم که پیشتر ندیده بودیمشان. آن شبکهای که جهان را میسازد، به صورتی دیگر جلوهگر میشود. عناصری در آن محو یا کماهمیت میشوند، و در عوض عناصری دیگر برجسته میگردند. مقولات، معنای تازهای مییابند و پیوندهای گفتمانی میان آنها دگرگون میشوند.
سویهای از پیروزی ایران میتواند شامل چنین اموری باشد:
● حفظ یاد مینابیها، و تحکیم تعهد احساسی و فکری به مواظبت از کودکان،
● بازاندیشی مفهومهای نظم، اعتماد و درک اهمیت حفظ خانهی تاریخی مشترک که به هر چه میخواهیم برسیم، باید در آن برسیم،
● درک تازهای از میهن، کشور و زیرساختهایش که از آن همهاند، و مبارزه برای عدالت و آزادی به خاطر آن است که جامعه به راستی جامعیت یابد،
● بازخوانی دستاوردهای جنبشهای اجتماعی، درک اهمیت تشکل و داشتن نماینده و سخنگو تا دیگران به جای مردم تصمیم نگیرند،
● درک اهمیت تفکر انتقادی و توانایی مقاومت در برابر رسانههای دروغپراکن،
● بازبینی جامعهگرایانهی همهی مفهومها و گزارههای سیاسی رایج...
https://www.radiozamaneh.com/885443
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3👏3
#حسین_شقاقی
امروز به یاد متن فلسفی عمیق و دوران سازی افتادم که در دل حضور در جبهه جنگ نگاشته شده است، «رساله منطقی-فلسفی» اثر ویتگنشتاین.
واقعیتهای بسیاری از زندگی او حاکی از این پیچیدگی شخصیت است اما برای من یکی از غامضترین مسائل درباره زندگی او، شرکت داوطلبانه در جنگ جهانی اول است.
ویتگنشتاین تقریبا تمام طول جنگ (به مدت چهار سال) سرباز نیروهای اتریش-مجارستان بود. مشارکت او در جنگ را نمیتوان محصول شور جوانی و هیجان زدگی دانست. هرچند او در ابتدای جنگ فقط ۲۵ سال داشت ولی در همان سن، فردی بسیار فرهیخته بود. تحصیلات فنی-مهندسی را به اتمام رسانده بود و یکسال بود که تحصیلات تکمیلی در فلسفه را آغاز کرده بود. فرزند خانوادهای مرفه و در عین حال اهل فرهنگ بود و از این رو ویتگنشتاین از سنین کودکی با ادبیات و موسیقی فاخر عمیقا آشنا بود.
ویتگنشتاین رساله منطقی-فلسفی را (که از مهمترین آثار فلسفی قرن بیستم است و فهم فقراتی از آن همچنان محل تفسیرهای متفاوت است) در ایام حضور در جبهه و اسارت نگاشت. زبان این رساله بسیار سرد و روح حاکم بر آن منطقی و ریاضی است. این ویژگیهای رساله منطقی-فلسفی این پرسش را ایجاد میکند که چطور شخصی با این ایدههای فلسفی سرد و ریاضیوار میتواند داوطلب حضور در آوردگاه جنگ باشد. آیا او حضور در جنگ را وظیفهای ملی میدید؟ آیا در جنگ جبهه خودی را حق و طرف مقابل را باطل می انگاشت؟
در یادداشتهایش در ایام جنگ هیچ شواهدی دال بر نگاه میهنپرستانه یا سیاسی و یا ایدئولوژیک در باب دولتهای طرف جنگ وجود ندارد، به نحوی که برخی فیلسوفان حضور او را در جبهه جنگ به لحاظ اخلاقی مورد نقد قرار دادند، چرا که به باور این دست از فیلسوفان نمیتوان بدون حق دانستن یک طرف و باطل دانستن طرف مقابل، اخلاقا وارد جنگ شد. اما به نظر میرسد برای ویتگنشتاین انگیزههایی عمیقتر برای حضور در جبهه وجود دارد. از مهمترین ویژگیهای جنگ برای ویتگنشتاین اندیشیدن به مساله معنای زندگی از رهگذر مواجهه با مرگ است.
یادداشتهای او در ایام جنگ، و همچنین فقراتی از رساله منطقی فلسفی حاکی از این است که مواجهه با مساله مرگ به زندگی معنا میدهد.در یادداشتهای روزانهاش مینویسد «شاید نزدیک بودن به مرگ، زندگی را روشن کند.» و در جایی دیگر میگوید «ترس همیشه با من است، اما باید یاد بگیرم که با آن زندگی کنم» و در جای دیگر چیزی به این مضمون میگوید که «میخواهم انسان شایستهای بشوم.»
او مینویسد: «من فقط میتوانم بر خودم تأثیر بگذارم؛ دنیا را نمیتوانم تغییر دهم. اما خودم را میتوانم.» این جملات حاکی از این است که او جنگ را نوعی عرصه آزمایش شخصیت یا بلکه میدان پرورش شخصیت میدید.
در رساله منطقی-فلسفی ایده سکوت اهمیت زیادی دارد. در یکی از فقرات معروف رساله منطقی-فلسفی ویتگنشتاین میگوید «در باب آنچه نمیتوان سخن گفت باید سکوت کرد.» آشنایان با رساله منطقی-فلسفی میدانند مقصود از آنچه میتوان درباره آن سخن گفت، واقعیتهای جهان است (اشیا، جانوران و...) و از جمله آنچیزهایی که نمیتوان در باب آن سخن گفت اموری است چون معنای زندگی و اخلاق. اینها گفتنی نیستند بلکه نشان دادنیاند. اینها اموری است که در متن زندگی تجربه و نشان داده میشوند. در هنگام مواجهه با نیستی و مرگ، و در لحظه تنازع بقا است که دغدغه بقای دیگران گواه و نشانگر شخصیت اخلاقی است.
اخلاقیات و معنای زندگی لقلقه زبان نیستند، بلکه در آوردگاه زندگی نشان داده میشوند. در حال حاضر اغلب ما نه داوطلبانه بلکه از جبر روزگار داخل وضع جنگی قرار گرفتیم (کاش در این وضع قرار نمیگرفتیم). این وضع میتواند هر روز به شکلی وحشتناکتر درآید، حتی ممکن است از منابع انرژی مثل برق و گاز محروم شویم، ممکن است دچار قحطی شویم و... این وضع برای هر انسان
ی که به شکل طبیعی میل به بقا دارد اسفبار است. در عین حال از مسیر این تجربه اسفبار وزن اخلاقی شخصیت ما - دست کم برای خودمان - نمایان میشود.
انسان در این میدان احتمالا بیشتر در موقعیتهای مرزی اخلاقی قرار میگیرد و در مییابد که تا چه حد دغدغهاش از بقای خودش فراتر میرود و سلامت، امنیت و حیات دیگران برایش اولویت دارد. در چنین موقعیتهایی است که میزان فضیلت هر شخص نمایان میشود. شاید این یکی از عریانترین عرصهها برای محک اخلاقی ما و، از آن مسیر، یافتن معنای زندگی ما است.
متن کامل در ایبنا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM