This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
https://x.com/sekoohzad/status/2040201637591978135?s=52
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
«مهناز شیرالی»، جامعهشناس و استاد مؤسسه مطالعات سیاسی پاریس است. ایشان در روز روشن و بهصورت علنی از اسرائیل درخواست میکند در صورتِ «تسلیم نشدن هیئت مذاکرهکننده» آنها را در مسیر بازگشت، ترور کند.
کسیکه بناست به دانشجویان خود سیاستورزی و اندیشیدن تعلیم دهد، در زندگی سیاسی خود، تروریسم را ترویج میکند. به مخیلهی هارترین فاشیستها و نئونازیهای اروپا خطور نمیکند که میتوان در بالاترین سطح، در کشور ثالث مذاکراتی برای پایان یک جنگ ترتیب داد و در صورت ناکامی در مذاکره، طرفِ دیگر را ترور کرد اما آنها مطلع نیستند که صهیوفاشیستهای ایرانی قهرمانانِ فتحِ تمام مسابقاتِ رذالت هستند.
امیدواریم، کمپینی برای اخراج و ممنوعیت شیرالی بهدلیل «حمایت علنی از تروریسم» و «فرد خطرناک برای دانشگاه و دانشجو » شکل گیرد و امثال او متوجه شوند که باید هزینهی وحشیگری را بپردازند. برای آیندهی ایران تمنای حاکمیت قانون و نابودیِ خشونتِ دولتی دارید؟ بفرمائید این گوی و این میدان: با یادآوری فرهنگ، اخلاق و قانون به شیرالی دیگر آدمخوارانِ ساکنِ فرنگ، تمرین کنید.
#مهناز_شیرالی #دیاسپورای_ایرانی
@Blackfishvoice1
کسیکه بناست به دانشجویان خود سیاستورزی و اندیشیدن تعلیم دهد، در زندگی سیاسی خود، تروریسم را ترویج میکند. به مخیلهی هارترین فاشیستها و نئونازیهای اروپا خطور نمیکند که میتوان در بالاترین سطح، در کشور ثالث مذاکراتی برای پایان یک جنگ ترتیب داد و در صورت ناکامی در مذاکره، طرفِ دیگر را ترور کرد اما آنها مطلع نیستند که صهیوفاشیستهای ایرانی قهرمانانِ فتحِ تمام مسابقاتِ رذالت هستند.
امیدواریم، کمپینی برای اخراج و ممنوعیت شیرالی بهدلیل «حمایت علنی از تروریسم» و «فرد خطرناک برای دانشگاه و دانشجو » شکل گیرد و امثال او متوجه شوند که باید هزینهی وحشیگری را بپردازند. برای آیندهی ایران تمنای حاکمیت قانون و نابودیِ خشونتِ دولتی دارید؟ بفرمائید این گوی و این میدان: با یادآوری فرهنگ، اخلاق و قانون به شیرالی دیگر آدمخوارانِ ساکنِ فرنگ، تمرین کنید.
#مهناز_شیرالی #دیاسپورای_ایرانی
@Blackfishvoice1
👌4
اِلینهگی
اسرائیل و عربستان و ایراناینترنشنال رو میفهمم.
ولی چطور یه ایرانی میتونه برای اینها سوت و کف بزنه؟
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
USS Frank E. Peterson (DDG 121) and USS Michael Murphy (DDG 112) transited the Strait of Hormuz and operated in the Arabian Gulf as part of a broader mission to ensure the strait is fully clear of sea mines previously laid by Iran’s Islamic Revolutionary Guards Corps.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
Iman (@Vaghefiiman) on X
وزیر جنک ترامپ رسما از نام "خلیج عربی" برای تنگه هرمز استفاده میکنه.
اسرائیل و عربستان و ایراناینترنشنال رو میفهمم. ولی چطور یه ایرانی میتونه برای اینها سوت و کف بزنه؟
اسرائیل و عربستان و ایراناینترنشنال رو میفهمم. ولی چطور یه ایرانی میتونه برای اینها سوت و کف بزنه؟
شکست، پدیداری جهان در شکلی رادیکال است. یک باره چیزهایی را میبینیم که پیشتر ندیده بودیمشان. آن شبکهای که جهان را میسازد، به صورتی دیگر جلوهگر میشود. عناصری در آن محو یا کماهمیت میشوند، و در عوض عناصری دیگر برجسته میگردند. مقولات، معنای تازهای مییابند و پیوندهای گفتمانی میان آنها دگرگون میشوند.
سویهای از پیروزی ایران میتواند شامل چنین اموری باشد:
● حفظ یاد مینابیها، و تحکیم تعهد احساسی و فکری به مواظبت از کودکان،
● بازاندیشی مفهومهای نظم، اعتماد و درک اهمیت حفظ خانهی تاریخی مشترک که به هر چه میخواهیم برسیم، باید در آن برسیم،
● درک تازهای از میهن، کشور و زیرساختهایش که از آن همهاند، و مبارزه برای عدالت و آزادی به خاطر آن است که جامعه به راستی جامعیت یابد،
● بازخوانی دستاوردهای جنبشهای اجتماعی، درک اهمیت تشکل و داشتن نماینده و سخنگو تا دیگران به جای مردم تصمیم نگیرند،
● درک اهمیت تفکر انتقادی و توانایی مقاومت در برابر رسانههای دروغپراکن،
● بازبینی جامعهگرایانهی همهی مفهومها و گزارههای سیاسی رایج...
https://www.radiozamaneh.com/885443
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3👏3
#حسین_شقاقی
امروز به یاد متن فلسفی عمیق و دوران سازی افتادم که در دل حضور در جبهه جنگ نگاشته شده است، «رساله منطقی-فلسفی» اثر ویتگنشتاین.
واقعیتهای بسیاری از زندگی او حاکی از این پیچیدگی شخصیت است اما برای من یکی از غامضترین مسائل درباره زندگی او، شرکت داوطلبانه در جنگ جهانی اول است.
ویتگنشتاین تقریبا تمام طول جنگ (به مدت چهار سال) سرباز نیروهای اتریش-مجارستان بود. مشارکت او در جنگ را نمیتوان محصول شور جوانی و هیجان زدگی دانست. هرچند او در ابتدای جنگ فقط ۲۵ سال داشت ولی در همان سن، فردی بسیار فرهیخته بود. تحصیلات فنی-مهندسی را به اتمام رسانده بود و یکسال بود که تحصیلات تکمیلی در فلسفه را آغاز کرده بود. فرزند خانوادهای مرفه و در عین حال اهل فرهنگ بود و از این رو ویتگنشتاین از سنین کودکی با ادبیات و موسیقی فاخر عمیقا آشنا بود.
ویتگنشتاین رساله منطقی-فلسفی را (که از مهمترین آثار فلسفی قرن بیستم است و فهم فقراتی از آن همچنان محل تفسیرهای متفاوت است) در ایام حضور در جبهه و اسارت نگاشت. زبان این رساله بسیار سرد و روح حاکم بر آن منطقی و ریاضی است. این ویژگیهای رساله منطقی-فلسفی این پرسش را ایجاد میکند که چطور شخصی با این ایدههای فلسفی سرد و ریاضیوار میتواند داوطلب حضور در آوردگاه جنگ باشد. آیا او حضور در جنگ را وظیفهای ملی میدید؟ آیا در جنگ جبهه خودی را حق و طرف مقابل را باطل می انگاشت؟
در یادداشتهایش در ایام جنگ هیچ شواهدی دال بر نگاه میهنپرستانه یا سیاسی و یا ایدئولوژیک در باب دولتهای طرف جنگ وجود ندارد، به نحوی که برخی فیلسوفان حضور او را در جبهه جنگ به لحاظ اخلاقی مورد نقد قرار دادند، چرا که به باور این دست از فیلسوفان نمیتوان بدون حق دانستن یک طرف و باطل دانستن طرف مقابل، اخلاقا وارد جنگ شد. اما به نظر میرسد برای ویتگنشتاین انگیزههایی عمیقتر برای حضور در جبهه وجود دارد. از مهمترین ویژگیهای جنگ برای ویتگنشتاین اندیشیدن به مساله معنای زندگی از رهگذر مواجهه با مرگ است.
یادداشتهای او در ایام جنگ، و همچنین فقراتی از رساله منطقی فلسفی حاکی از این است که مواجهه با مساله مرگ به زندگی معنا میدهد.در یادداشتهای روزانهاش مینویسد «شاید نزدیک بودن به مرگ، زندگی را روشن کند.» و در جایی دیگر میگوید «ترس همیشه با من است، اما باید یاد بگیرم که با آن زندگی کنم» و در جای دیگر چیزی به این مضمون میگوید که «میخواهم انسان شایستهای بشوم.»
او مینویسد: «من فقط میتوانم بر خودم تأثیر بگذارم؛ دنیا را نمیتوانم تغییر دهم. اما خودم را میتوانم.» این جملات حاکی از این است که او جنگ را نوعی عرصه آزمایش شخصیت یا بلکه میدان پرورش شخصیت میدید.
در رساله منطقی-فلسفی ایده سکوت اهمیت زیادی دارد. در یکی از فقرات معروف رساله منطقی-فلسفی ویتگنشتاین میگوید «در باب آنچه نمیتوان سخن گفت باید سکوت کرد.» آشنایان با رساله منطقی-فلسفی میدانند مقصود از آنچه میتوان درباره آن سخن گفت، واقعیتهای جهان است (اشیا، جانوران و...) و از جمله آنچیزهایی که نمیتوان در باب آن سخن گفت اموری است چون معنای زندگی و اخلاق. اینها گفتنی نیستند بلکه نشان دادنیاند. اینها اموری است که در متن زندگی تجربه و نشان داده میشوند. در هنگام مواجهه با نیستی و مرگ، و در لحظه تنازع بقا است که دغدغه بقای دیگران گواه و نشانگر شخصیت اخلاقی است.
اخلاقیات و معنای زندگی لقلقه زبان نیستند، بلکه در آوردگاه زندگی نشان داده میشوند. در حال حاضر اغلب ما نه داوطلبانه بلکه از جبر روزگار داخل وضع جنگی قرار گرفتیم (کاش در این وضع قرار نمیگرفتیم). این وضع میتواند هر روز به شکلی وحشتناکتر درآید، حتی ممکن است از منابع انرژی مثل برق و گاز محروم شویم، ممکن است دچار قحطی شویم و... این وضع برای هر انسان
ی که به شکل طبیعی میل به بقا دارد اسفبار است. در عین حال از مسیر این تجربه اسفبار وزن اخلاقی شخصیت ما - دست کم برای خودمان - نمایان میشود.
انسان در این میدان احتمالا بیشتر در موقعیتهای مرزی اخلاقی قرار میگیرد و در مییابد که تا چه حد دغدغهاش از بقای خودش فراتر میرود و سلامت، امنیت و حیات دیگران برایش اولویت دارد. در چنین موقعیتهایی است که میزان فضیلت هر شخص نمایان میشود. شاید این یکی از عریانترین عرصهها برای محک اخلاقی ما و، از آن مسیر، یافتن معنای زندگی ما است.
متن کامل در ایبنا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🌉 شما اگر اهل نوشتن باشید، بهویژه در شبکههای اجتماعی که شتابش بالاست، احتمالا راحتتر تشخیص میدهید اگر نویسنده داشته گریه میکرده موقع نوشتن متن.
کلمات برخی از تحلیلهایی که این چند روز میخوانم خیس از اشک است. از آن مهندسی که برای فولاد مبارکه نوشته، یا آنکه برای پل کرج، یا پتروشیمی یا آن یکی که برای انسیتو پاستور.
میبینی متن جدی آدم فنی یا دانشگاهی هر چه پیشتر میرود از زبان رسمی فاصله میگیرد، کلماتش از رسمیت میافتند و میغلتد به قربانصدقه رفتن. معلوم است رها کرده کلمات را با اشک... گاهی سطرهای پایانی خود نامه عاشقانه است با زبان شرمنده و ناشیانه.
قربان صدقه ایران، قربان صدقه شهرهای ایران، دشت و دمن و خیابانها و خانههایش، قربان صدقه کتابهای سوخته در دفتر دانشگاه شریف، قربان صدقه طوطیهای باغ انسیتو پاستور، قربان صدقه انعکاس تصویر ستونهای چهلستون ... پیداست اشکها تا زیر چانه رسیده و مچاله شده نویسنده شق و رق تا نوشته این کلمات را.
#مریم_نصر
📷 از #محسن_فلاحی
🏀 Ellinne
کلمات برخی از تحلیلهایی که این چند روز میخوانم خیس از اشک است. از آن مهندسی که برای فولاد مبارکه نوشته، یا آنکه برای پل کرج، یا پتروشیمی یا آن یکی که برای انسیتو پاستور.
میبینی متن جدی آدم فنی یا دانشگاهی هر چه پیشتر میرود از زبان رسمی فاصله میگیرد، کلماتش از رسمیت میافتند و میغلتد به قربانصدقه رفتن. معلوم است رها کرده کلمات را با اشک... گاهی سطرهای پایانی خود نامه عاشقانه است با زبان شرمنده و ناشیانه.
قربان صدقه ایران، قربان صدقه شهرهای ایران، دشت و دمن و خیابانها و خانههایش، قربان صدقه کتابهای سوخته در دفتر دانشگاه شریف، قربان صدقه طوطیهای باغ انسیتو پاستور، قربان صدقه انعکاس تصویر ستونهای چهلستون ... پیداست اشکها تا زیر چانه رسیده و مچاله شده نویسنده شق و رق تا نوشته این کلمات را.
#مریم_نصر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5💔3
ماده ۲۰
۱. هر گونه تبلیغ برای جنگ به موجب قانون ممنوع است.
۲. هر گونه دعوت (ترغیب) به کینه (تنفر) ملی یا نژادی یا مذهبی که محرک تبعیض یا مخاصمه یا اعمال زور باشد به موجب قانون ممنوع است.
https://iran.un.org/fa/106018-%D9%85%DB%8C%D8%AB%D8%A7%D9%82-%D8%A8%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D9%85%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C
🪧Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊2
خیلی وقته میخوام بشینم و بنویسم. ولی لرزههای خشم هنوز نمیذاره. دستم به قلم نمیره. اگر هم بره، پاک نمینویسه.
انگار نسبت من با دنیا عوض شده. انگار اژدهایی درونم بیدار شده که آتش خشم تف میکنه.
در حد همین چند جمله هم ضربانم رو بالا میبره. دیگه چیزی برای من مثل سابق نخواهد بود.
خیلیها برام شدن دوستان سابق، فامیل سابق، آشنای سابق...
این روزها میگذره، ولی این «ما»ی جدید، با قبلی فرق داره؛ جنگ دیده، داغ دیده، ویرانی دیده، هلهله دیده، رقص دیده...
کاش نمیدیدیم
کاش نمیشنیدیم
ولی کاریه که شده
و تاوانش تا پایان عمر با این «ما»ی تازهمتولدشده خواهد موند.
#محسن_عظیمالشأن
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4👍4👏2👌1
Forwarded from بین دوگانگیها
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔵چرا ایالات متحده و اسرائیل به دانشگاه شریف ایران، پیشرفتهترین مرکز توسعه فناوری این کشور، حمله کردند؟
🔸دکتر فرهاد اردلان، فیزیکدان سرشناس ایرانی و استاد دانشگاه شریف، در مصاحبهای با دکتر حلیه دوتاقی، همکار رسانه ویپول (VPol)، این موضوع را توضیح داد:
■ «ما باید نظامی پیشرفته داشته باشیم. ما باید صنعتی پیشرفته داشته باشیم. اسرائیلیها این را میدانند و میخواهند مانع آن شوند. بنابراین، این جنگ برای پیشگیری بود؛ نابود کردن صنعت در ایران، نابود کردن ساختار حکومت و در صورت امکان، نابود کردن خودِ کشور برای تجزیه ایران به قطعات مختلف، و بهویژه هدف قرار دادن ارتش مدرن. همه میدانند که جنگهای آینده بر پایه هوش مصنوعی خواهند بود»؛ و به همین دلیل مرکز داده و قطب هوش مصنوعی دانشگاه هدف قرار گرفت. وی همچنین افزود: «پهپادها که میبینیم بسیار مهم هستند، از همین حالا بخش قابل توجهی از توان نظامی محسوب میشوند.»
Why did the US and Israel attack Iran’s Sharif University, its most advanced site of technological development? Dr. Farhad Ardalan, a renowned Iranian physicist and professor at Sharif University, explained in an interview with VPol contributor Dr. Helyeh Doutaghi (@Helyeh_Doutaghi).
■ “We have to have an advanced military. We have to have an advanced industry. Israelis know this. They want to prevent it. So, this war was about prevention, destroying the industry in Iran, destroying the state structure, if possible, destroying the state itself to tear apart Iran into various pieces, and especially the modern military. Everybody knows that the future wars will be based on AI,” hence the targeting of the university’s data center/AI hub, and “drones, which we see are very important, already are a significant part of the military.”
#VPol
https://x.com/VocalPolitics1/status/2042945970015506438?s=20
@BetweenDichotomies
🔸دکتر فرهاد اردلان، فیزیکدان سرشناس ایرانی و استاد دانشگاه شریف، در مصاحبهای با دکتر حلیه دوتاقی، همکار رسانه ویپول (VPol)، این موضوع را توضیح داد:
■ «ما باید نظامی پیشرفته داشته باشیم. ما باید صنعتی پیشرفته داشته باشیم. اسرائیلیها این را میدانند و میخواهند مانع آن شوند. بنابراین، این جنگ برای پیشگیری بود؛ نابود کردن صنعت در ایران، نابود کردن ساختار حکومت و در صورت امکان، نابود کردن خودِ کشور برای تجزیه ایران به قطعات مختلف، و بهویژه هدف قرار دادن ارتش مدرن. همه میدانند که جنگهای آینده بر پایه هوش مصنوعی خواهند بود»؛ و به همین دلیل مرکز داده و قطب هوش مصنوعی دانشگاه هدف قرار گرفت. وی همچنین افزود: «پهپادها که میبینیم بسیار مهم هستند، از همین حالا بخش قابل توجهی از توان نظامی محسوب میشوند.»
Why did the US and Israel attack Iran’s Sharif University, its most advanced site of technological development? Dr. Farhad Ardalan, a renowned Iranian physicist and professor at Sharif University, explained in an interview with VPol contributor Dr. Helyeh Doutaghi (@Helyeh_Doutaghi).
■ “We have to have an advanced military. We have to have an advanced industry. Israelis know this. They want to prevent it. So, this war was about prevention, destroying the industry in Iran, destroying the state structure, if possible, destroying the state itself to tear apart Iran into various pieces, and especially the modern military. Everybody knows that the future wars will be based on AI,” hence the targeting of the university’s data center/AI hub, and “drones, which we see are very important, already are a significant part of the military.”
#VPol
https://x.com/VocalPolitics1/status/2042945970015506438?s=20
@BetweenDichotomies
اِلینهگی
https://x.com/i/status/2043389249777778834
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7
نفت در برابر غذا
منطقه پرواز ممنوع
محاصره دریایی
داستان یک همسایه
https://x.com/i/status/2043397827489919045
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
قلب ایران با ریتم هموطندوستی، مثل همیشهی تاریخ در حال تپیدنه..
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6👍1👏1
اِلینهگی
🌉 شما اگر اهل نوشتن باشید، بهویژه در شبکههای اجتماعی که شتابش بالاست، احتمالا راحتتر تشخیص میدهید اگر نویسنده داشته گریه میکرده موقع نوشتن متن. کلمات برخی از تحلیلهایی که این چند روز میخوانم خیس از اشک است. از آن مهندسی که برای فولاد مبارکه نوشته،…
- یادداشتهای بغداد
#نها_الراضی
فارسیِ #مریم_مؤمنی
https://x.com/i/status/2040784468886073679
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
آن؛ (@monadchannel) on X
«دوباره شروع کردهاند به زدن پلها. ظاهرا پل جمهوریت در حال حاضر سه تکه شده. صنایع بیشمار، کارخانههای منسوجات، آسیابهای آرد و کارخانههای سیمان را دارند میزنند. منظورشان چیست که میگویند فقط اهداف نظامی را میزنند؟ این سازهها نظامی نیستند.»
- یادداشتهای…
- یادداشتهای…
جریانـ
▫️داریوش شایگان و زبان فارسی من در خانه زبانهای گرجی، روسی (دایهام روس بود) ترکی عثمانی، که مادرم با پدرم به آن زبان سخن میگفت، و ترکی آذری، که پدرم با آن به مادرم جواب میداد، را میشنیدم. دو زبان ترکی و فارسی را اینچنین آموختم. زیرا پدرم با من به…
زبان گرجی، این زبان کهن و زنده، تنها ابزار ارتباط نیست؛ بلکه نمادی از ایستادگی، هویت و تداوم تاریخی ملتی است که با کوشش بسیار، آن را از دل قرون عبور داده و با عشق حفظ کرده است.
برای ما ایرانیان، زبان گرجی زبانی آشنا و جذاب است. وجود هزاران واژه با ریشههای فارسی، از «پنجره» گرفته تا «مینا کاری» نشان از پیوندهای دیرینه فرهنگی میان دو ملت دارد.
گویی زبان گرجی، شیرینترین واژگان پارسی را در قاب خود جای داده و با زیبایی خاصی به نمایش گذاشته است؛ و این برای ما مایه افتخار است.
حتی در نمادهای تاریخی ما نیز این پیوند دیده میشود. ۳۳پل، که به دست اللهقلیخان، شاهزادهای از گرجستان ساخته شد، تنها یک شاهکار معماری نیست؛ بلکه نمادی از امتزاج فرهنگهاست. چه بسا این همزمانیِ زیبای عدد ۳۳ و تعداد حروف الفبای گرجی، یادآور پیوندی عمیق میان تاریخ دو ملت باشد. ما به زبان گرجی، بهعنوان میراثی که با آگاهی و عشق حفظ شده، عمیقاً ارج مینهیم. این زبان بلکه بخشی از میراث مشترک فرهنگی منطقه ماست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
چگونه با وجود اختلاف نظر عمیق با هم بحث کنیم؟
✍ #حسین_شیخرضایی
فرصت بازسازی زرادخانهها
در دو هفتهای که ظاهرا قرار است آتشبس برقرار باشد، طبیعتا هر کدام از طرفین به بازسازی زرادخانه خود میپردازند. ما مردم معمولی هم که در معرض اخبار و تحلیلها قرار میگیریم و با هم بحث میکنیم و نظراتمان افکار عمومی را میسازد، بد نیست به این فکر کنیم که چگونه میتوانیم زرادخانه فکریمان را تقویت کنیم.
زرادخانه فکری ما چیست؟
زرادخانه فکری ما از جمله شامل مجموعه تمام تواناییهایمان در تجزیه و تحلیل اخبار و دنبال کردن بحثهای عقلانی با دیگران است. به این زرادخانه در این روزها که احتمالا زیاد با دیگران سرشاخ میشویم و حجم انبوهی از خبر و تحلیل به دستمان میرسد بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم.
ضرری که کردهایم
حتی اگر صلح دائم هم برقرار شود، باز به تجهیز زرادخانه فکریمان نیاز داریم تا بتوانیم با دیگران بحث عقلانی کنیم و حتیالمقدور از دوقطبی شدن جامعه جلوگیری کنیم. حتی شاید خالی بودن قبلی همین زرادخانه سبب تشدید شکافهای اجتماعی در کشور ما شده باشد، بهنحوی که امروز احساس میکنیم دیگرانی هستند که گویی در سیارهای دیگر و در جهانی موازی زندگی میکنند و ما به هیچوجه در مورد مسائلی مانند جنگ، مداخله نیروهای خارجی، آتشبس و... حرف آنها را نمیفهمیم. شکاف اجتماعی شدید و دوقطبی شدن جامعه، به هر علتی که پیش آمده باشد، یکی از پیشنیازهای فعال شدن گسلهای اجتماعی و نهایتا بالا رفتن احتمال بروز جنگ و خشونت است.
اختلاف نظر عمیق چیست؟
فرض کنید میخواهید با کسی درباره جنگ اخیر یا شیوه حلوفصل آن بحث کنید. طبیعی است در اینجا اختلاف نظرهایی داشته باشید، مثلا در مورد میزان خسارتهای واردشده به طرفین. این موارد با رجوع به منابع خبری تاحدی قابل برطرف شدن است. اما گاه اختلاف نظرها اساسی و عمیق و بنیادیناند، مثلا بر سر مفاهیم پایه مانند عزت و استقلال اجماع ندارید، اصولا در چهارچوب مشترکی مسئله را نمیبینید، ارزشهای مختلفی دارید یا حتی شواهد را به شکلهایی متعارض تفسیر میکنید. در چنین مواردی، شکل گرفتن گفتوگو بسیار دشوار است و مهم است راههایی بلد باشیم که بدانیم بحث را از کجا آغاز کنیم، در چه مسیری جلو ببریم، کجا ختمش کنیم و چه نتایجی از آن بگیریم. در ادامه به ده استراتژی مفید برای بحث با کسی که با او اختلاف نظر عمیق داریم اشاره میکنیم.
1️⃣ نقشهبرداری از باورها
بهجای تمرکز روی نتیجه نهایی، باید بفهمیم طرف مقابل چگونه به آن نتیجه رسیده است. هر باور معمولاً از سه جزء تشکیل میشود: پیشفرضها، دادهها و ارزشها. اگر این سه را از هم جدا کنیم، اختلاف نظر شفافتر میشود. مثلاً در بحث درباره جنگ، ممکن است دو طرف از دادههای متفاوت و متعارضی استفاده کنند، یا حتی اگر دادهها یکسان باشند، یکی «امنیت» را اولویت بدهد و دیگری «آزادی» را. در عمل، میتوانیم بررسی کنیم که برای طرف مقابل ما چه چیزهایی مهمتر است و چه دادههایی را مبنا قرار میدهد. این کار باعث میشود بحث از حالت کلی و مبهم خارج شود و به سطح تحلیلی برسد.
2️⃣ بازسازی منصفانه
بیشتر ما عادت داریم نسخه ضعیفتری از دیدگاه طرف مقابل را نقد کنیم. اما اگر بتوانیم قویترین نسخه آن را بازسازی کنیم، کیفیت گفتوگو بالا میرود. مثلاً اگر کسی از مداخله نظامی دفاع میکند، بهجای اینکه بگوییم «تو طرفدار خشونتی»، بهتر است بگوییم: «اگر درست فهمیده باشم، نگرانی تو این است که بدون این اقدام، آسیب بزرگتری به کشور وارد شود». وقتی طرف مقابل این بازسازی را تأیید کند، تازه میتوان وارد بحث و نقد شد. این روش هم احترام ایجاد میکند و هم احتمال سوءتفاهم را کم میکند.
3️⃣ تفکیک داده از ارزش
خیلی از بحثها به این دلیل پیش نمیروند که طرفین نمیدانند دقیقاً بر سر چه چیزی اختلاف دارند. یکی فکر میکند اختلاف بر سر «واقعیت» است، در حالی که دیگری فکر میکند در سطح «ارزش» اختلاف دارد. مثلاً در بحث تحریمها، ممکن است یکی بگوید «تحریمها مؤثرند» و دیگری بگوید «حتی اگر مؤثر باشند، غیراخلاقیاند». این دو سطح متفاوتاند. اگر این تفکیک انجام شود، میتوان بحث را دقیقتر پیش برد: یا درباره شواهد حرف زد، یا درباره اصول اخلاقی.
4️⃣ پرسش سقراطی
بهجای ارائه گزارههای قطعی، بهتر است با پرسش پیش برویم. پرسشهای خوب کمک میکنند فرد خودش به بازاندیشی برسد. مثلاً بهجای گفتن «این تحلیل اشتباه است»، میتوان پرسید: «چه شواهدی از این نتیجه پشتیبانی میکند؟» یا «اگر این فرض درست نباشد، چه اتفاقی میافتد؟» این روش از حالت تقابلی میکاهد و گفتوگو را به کنشی متقابل و مشترک تبدیل میکند.
✍ #حسین_شیخرضایی
فرصت بازسازی زرادخانهها
در دو هفتهای که ظاهرا قرار است آتشبس برقرار باشد، طبیعتا هر کدام از طرفین به بازسازی زرادخانه خود میپردازند. ما مردم معمولی هم که در معرض اخبار و تحلیلها قرار میگیریم و با هم بحث میکنیم و نظراتمان افکار عمومی را میسازد، بد نیست به این فکر کنیم که چگونه میتوانیم زرادخانه فکریمان را تقویت کنیم.
زرادخانه فکری ما چیست؟
زرادخانه فکری ما از جمله شامل مجموعه تمام تواناییهایمان در تجزیه و تحلیل اخبار و دنبال کردن بحثهای عقلانی با دیگران است. به این زرادخانه در این روزها که احتمالا زیاد با دیگران سرشاخ میشویم و حجم انبوهی از خبر و تحلیل به دستمان میرسد بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم.
ضرری که کردهایم
حتی اگر صلح دائم هم برقرار شود، باز به تجهیز زرادخانه فکریمان نیاز داریم تا بتوانیم با دیگران بحث عقلانی کنیم و حتیالمقدور از دوقطبی شدن جامعه جلوگیری کنیم. حتی شاید خالی بودن قبلی همین زرادخانه سبب تشدید شکافهای اجتماعی در کشور ما شده باشد، بهنحوی که امروز احساس میکنیم دیگرانی هستند که گویی در سیارهای دیگر و در جهانی موازی زندگی میکنند و ما به هیچوجه در مورد مسائلی مانند جنگ، مداخله نیروهای خارجی، آتشبس و... حرف آنها را نمیفهمیم. شکاف اجتماعی شدید و دوقطبی شدن جامعه، به هر علتی که پیش آمده باشد، یکی از پیشنیازهای فعال شدن گسلهای اجتماعی و نهایتا بالا رفتن احتمال بروز جنگ و خشونت است.
اختلاف نظر عمیق چیست؟
فرض کنید میخواهید با کسی درباره جنگ اخیر یا شیوه حلوفصل آن بحث کنید. طبیعی است در اینجا اختلاف نظرهایی داشته باشید، مثلا در مورد میزان خسارتهای واردشده به طرفین. این موارد با رجوع به منابع خبری تاحدی قابل برطرف شدن است. اما گاه اختلاف نظرها اساسی و عمیق و بنیادیناند، مثلا بر سر مفاهیم پایه مانند عزت و استقلال اجماع ندارید، اصولا در چهارچوب مشترکی مسئله را نمیبینید، ارزشهای مختلفی دارید یا حتی شواهد را به شکلهایی متعارض تفسیر میکنید. در چنین مواردی، شکل گرفتن گفتوگو بسیار دشوار است و مهم است راههایی بلد باشیم که بدانیم بحث را از کجا آغاز کنیم، در چه مسیری جلو ببریم، کجا ختمش کنیم و چه نتایجی از آن بگیریم. در ادامه به ده استراتژی مفید برای بحث با کسی که با او اختلاف نظر عمیق داریم اشاره میکنیم.
بهجای تمرکز روی نتیجه نهایی، باید بفهمیم طرف مقابل چگونه به آن نتیجه رسیده است. هر باور معمولاً از سه جزء تشکیل میشود: پیشفرضها، دادهها و ارزشها. اگر این سه را از هم جدا کنیم، اختلاف نظر شفافتر میشود. مثلاً در بحث درباره جنگ، ممکن است دو طرف از دادههای متفاوت و متعارضی استفاده کنند، یا حتی اگر دادهها یکسان باشند، یکی «امنیت» را اولویت بدهد و دیگری «آزادی» را. در عمل، میتوانیم بررسی کنیم که برای طرف مقابل ما چه چیزهایی مهمتر است و چه دادههایی را مبنا قرار میدهد. این کار باعث میشود بحث از حالت کلی و مبهم خارج شود و به سطح تحلیلی برسد.
بیشتر ما عادت داریم نسخه ضعیفتری از دیدگاه طرف مقابل را نقد کنیم. اما اگر بتوانیم قویترین نسخه آن را بازسازی کنیم، کیفیت گفتوگو بالا میرود. مثلاً اگر کسی از مداخله نظامی دفاع میکند، بهجای اینکه بگوییم «تو طرفدار خشونتی»، بهتر است بگوییم: «اگر درست فهمیده باشم، نگرانی تو این است که بدون این اقدام، آسیب بزرگتری به کشور وارد شود». وقتی طرف مقابل این بازسازی را تأیید کند، تازه میتوان وارد بحث و نقد شد. این روش هم احترام ایجاد میکند و هم احتمال سوءتفاهم را کم میکند.
خیلی از بحثها به این دلیل پیش نمیروند که طرفین نمیدانند دقیقاً بر سر چه چیزی اختلاف دارند. یکی فکر میکند اختلاف بر سر «واقعیت» است، در حالی که دیگری فکر میکند در سطح «ارزش» اختلاف دارد. مثلاً در بحث تحریمها، ممکن است یکی بگوید «تحریمها مؤثرند» و دیگری بگوید «حتی اگر مؤثر باشند، غیراخلاقیاند». این دو سطح متفاوتاند. اگر این تفکیک انجام شود، میتوان بحث را دقیقتر پیش برد: یا درباره شواهد حرف زد، یا درباره اصول اخلاقی.
بهجای ارائه گزارههای قطعی، بهتر است با پرسش پیش برویم. پرسشهای خوب کمک میکنند فرد خودش به بازاندیشی برسد. مثلاً بهجای گفتن «این تحلیل اشتباه است»، میتوان پرسید: «چه شواهدی از این نتیجه پشتیبانی میکند؟» یا «اگر این فرض درست نباشد، چه اتفاقی میافتد؟» این روش از حالت تقابلی میکاهد و گفتوگو را به کنشی متقابل و مشترک تبدیل میکند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اگر هدف ما «قانع کردن» طرف مقابل باشد، احتمالاً شکست میخوریم. اما اگر هدف را «فهمیدن» بگذاریم، موفقیت بیشتری خواهیم داشت. در آغاز گفتوگو میتوان تصریح کرد: «میخواهم بهتر بفهمم چرا اینطور فکر میکنی». همین جمله ساده میتواند فضا را تغییر دهد. در پایان هم میتوان گفت: «اگرچه هنوز اختلاف نظر داریم، اما حالا دقیقتر میدانیم اختلافمان کجا است».
در اختلاف نظرهای عمیق، گاهی حتی زبان مشترک هم وجود ندارد. در اینجا باید به سطحی پایینتر برویم و توافقهایی حداقلی پیدا کنیم. مثلاً ممکن است هر دو طرف بپذیرند که «کاهش رنج انسانی مهم است»، حتی اگر درباره راه رسیدن به آن اختلاف نظر داشته باشند. این توافقهای کوچک در حکم پایههایی هستند که میتوان بحث را روی آنها بنا کرد. بدون این پایهها، گفتوگو شبیه حرف زدن در دو جهان متفاوت پیش خواهد رفت.
انسانها فقط با استدلال منطقی قانع نمیشوند؛ روایتها نقش مهمی دارند. اگر کسی تجربهای شخصی یا داستانی ملموس تعریف کند، طرف مقابل بهتر میتواند با او ارتباط برقرار کند. مثلاً بهجای گفتن «این سیاست اشتباه است»، میتوان گفت: «دوستی داشتم که تحت تأثیر این سیاست آسیب دید و همین باعث شد دیدگاهم تغییر کند». روایتها لزوماً جای استدلال را نمیگیرند، اما موضع ما را انسانیتر و قابلفهمتر میکنند.
در بسیاری از موارد، باورهای سیاسی بخشی از هویت فرد هستند. اگر این باورها را بهصورت تهاجمی نقد کنیم، فرد احساس میکند خود او مورد حمله قرار گرفته است. بنابراین، باید میان «نقد ایده» و «نقد شخص» تمایز قائل شویم. مثلاً بهجای گفتن «تو سادهلوحی»، میتوان گفت «این تفسیر ممکن است یک پیامد ناخواسته داشته باشد». همین تغییر کوچک در زبان، فضای گفتوگو را بازتر میکند.
گاهی اختلافنظر به این دلیل پیش میآید که دو طرف معیارهای متفاوتی برای قانع شدن دارند. یکی به دادههای آماری اعتماد میکند، دیگری به تجربه شخصی یا منابع خاص. اگر این تفاوت روشن نشود، بحث بیپایان خواهد بود. میتوان پرسید: «چه نوع شاهدی برای تو قابلاعتماد است؟» اگر معلوم شود که معیارها کاملاً متفاوتاند، شاید لازم باشد ابتدا درباره همین معیارها حرف بزنیم.
نهایتا اینکه همه اختلاف نظرها قابلحل نیستند. اما حتی در این حالت هم میتوان به دستاورد مهمی رسید: صورتبندی دقیق اختلاف نظر. مثلاً میتوان گفت: «اختلاف ما این است که تو امنیت را در اولویت میگذاری و من آزادی را». این نوع جمعبندی باعث میشود اختلاف نظر از حالت مبهم و احساسی خارج شود و به شکلی روشن و قابلفهم درآید. چنین توافقی، حتی اگر به توافق نهایی نرسد، میتواند از تنش و دشمنی بکاهد و امکان همزیستی را افزایش دهد.
Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2
#امین_بزرگیان
این جمله ما را یاد جملاتی در میانه انقلاب مشروطه میاندازد، یا حتی میتواند عبارتی باشد در جریدهای در خلال ملی شدن صنعت نفت؛ یا جملهای ابتدایی در نوشتهای در اعلامیه گروههای چپ، در جلوی دانشگاه تهران - حوالی پاییز ۵۷.
اما میدانیم این جمله را امشب ترامپ در توجیه حمله به زیرساختها گفته است.
این فریمی کوتاه از یک زوال بزرگ برای «ایرانیان» و دهن کجی به تاریخ رنج کشیدگان برای آزادی آن است؛ کاری که همعصران ایرانی ما در رسانهها و مقالات و بیانیهها و خیابانهای غرب، مقدماتش را مهیا کردهاند.
بندر ماهشهر را امروز زدند، و همزمان کسانی در زندان اعدام شدند، و غیره. چه میتوان کرد؟ هیچ .
آن ایده تخریبگری که جنگ را برای نجات میخواست به ما بگوید، میتواند حتى برق یک خانه را در ماهشهر برگرداند؟ میتواند امروز صبح در همان چند سایت و روزنامهای که داشتیم یک پاراگراف در نقد اعدام مکتوب کند و بخواهد که کسی اعدام نشود؟
شما مخالف حکومت بودید، اما «جامعه» را «چنج» کردید:
Society Change
پیش از حمله آنچه در ذهنها بود را بمباران کردند، ویرانه ساختند. حتی برای معضلات و مشکلات نیز راهی نداشتند، هیچ... جز دعوت به مردنِ مردم عاصی.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
تو نمیتوانی سالها در کلنگیکردن ایران کوشیدهباشی. پول گرفتهباشی و در ضرورت تحریم و فقیرکردن ملت قلم زدهباشی. مستقیما در اقداماتی که به بهای جان هزاران نفر و بدبختی و فقر میلیونها نفر تمام شده آگاهانه سخن گفتهباشی و پولش را گرفتهباشی. تا هفتهی پیش از صدای هر موشک که به گوشهای از ایران خورده فریاد شادی سر دادهباشی و اکنون ادای مخالف نصفه نیمه در آوری. جنگ نصفه نیمه بردار نیست. شترسواری است، دولا دولا نمیشود. تو بهتر است کماکان همان که هستی بنمایی. آبرومندتر خواهد بود اگر همان که بودهای بمانی. ادای آدم مستقل در نیاوری. همان باش که بودهای. عمری به فرمان کارفرمایت قلم زدهای. اگر اکنون نیز به همان شیوه رفتار کنی نزد آگاهان احترام بیشتری خواهی داشت. در زبان انگلیسی افرادی چون شما را pathetic مینامند یعنی رقّتانگیز. شما رقّتانگیزید. اگر قلمی داشتهاید آن را فروخته و نانش را خوردهاید. حالا در سراشیبی اگر بخواهید ترمز بگیرید کلهپا میشوید. همان که هستید بمانید. جهان با فرومایگانی که فرومایگی خود را بپذیرند بیشتر از آنان که ادای آدم حسابیها را در آورند مهربان است.
پ.ن.: مخاطبان عزیز، این نوشته نه از سر دوستی است (که با ویرانیطلب دوستی ندارم)، نه از سر دشمنی (که آدم رقّتانگیز را شایستهی دشمنی نمیدانم). فقط از این روی است که بدانید خر خودتانید. بیجهت خود را خسته نکنید.
#علیرضا_آبیز
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
«در تاریخ ما، دستکم از مشروطه به اینسو، هیچ تلاشگر سیاسیِ آزرماندیشی به یاوری بیپردۀ سران کشورهای دیگر دل نبسته بود، از حملۀ آنان به وطن خود هواداری نکرده بود، و امید بستن آشکار به پیروزی آنان را بهنجار نشمرده بود. در آوردگاه سیاست ایران برخورداری از سایۀ نوازش و پشتیبانی دولتهای بیگانه هیچگاه مایۀ فخر و سربلندی نبوده است. رضاشاه هم نقش انگلیسیان را در کودتایی که زمینۀ روی کار آمدن او را فراهم آورد انکار کرد و کوشید، در دورۀ زمامداری، خود و کشور را از وابستگی برهاند. محمدرضا شاه کودتایی را که زمینهساز خودکامگی او شد «قیام ملی» نامید. اما مدعیان آرزومند دیگر، رها از سنجههای هنجارین سرفرازی، انبان آز و دریوزگی به گردن آویختند؛ پافشارانه خواهان حمله به ایران شدند؛ این کار را «دخالت بشردوستانه» نامیدند. حافظۀ تاریخیِ ملتها چنین رفتارهایی را فراموش نمیکند.»
#فخرالدین_عظیمی
https://www.radiozamaneh.com/885449/?fbclid=IwdGRzaARLrJBjbGNrBEushWV4dG4DYWVtAjExAHNydGMGYXBwX2lkDDM1MDY4NTUzMTcyOAABHkALAebJnmtUUnEdNDIZOz8ByKhIHVoYhr127nlzbV5IeujGBidQcZwpS2Tl_aem_CCZzPchktSClM5nqaFl2Jg&sfnsn=scwspmo
💫 Ellinne
#فخرالدین_عظیمی
https://www.radiozamaneh.com/885449/?fbclid=IwdGRzaARLrJBjbGNrBEushWV4dG4DYWVtAjExAHNydGMGYXBwX2lkDDM1MDY4NTUzMTcyOAABHkALAebJnmtUUnEdNDIZOz8ByKhIHVoYhr127nlzbV5IeujGBidQcZwpS2Tl_aem_CCZzPchktSClM5nqaFl2Jg&sfnsn=scwspmo
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Radiozamaneh
دریغا ایران
فخرالدین عظیمی ـ وطن چیست و کجاست؟ چرا و چگونه به آن میاندیشیم؟ چرا بر دورافتادگان و رنجیدگان نیز داستان اندوه و شادیِ سرزمین زادگاهی، اثری بس ژرفتر از رخدادهای سرزمینهای دیگر دارد؟
این دو تصویر
به تصحیح و تحشیه نیاز داشت
#امید_مهرگان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM