اِلینه‌گی
1.06K subscribers
5.01K photos
501 videos
43 files
6.44K links
الینه

فرهنگ فارسی معین
(اِ نِ) [ از فر. ] (ص .)

از خود بیگانه
Download Telegram
اِلینه‌گی
وایت نویز گرتا نورنبرگ رو توی آلمان حلوا حلوا میکردند بعد از حمایت از فلسطین کامل حذفش کردند و یک‌فعال محیط زیست دیگه رو آوردند بالا که حامی اسرائیله. @Luisamneubauer تازگی معلوم شده پدر پدربزرگ این دختر به شدت طرفدار نازی‌ها بوده. خلاصه وضعیت قمر در عقربه.…
🕰‏روایت #گرتا_تونبرگ از آنچه در بازداشت اسرائیل بر او گذشت

🔳من را گرفتند، به زمین انداختند و پرچم اسرائیل را روی بدنم انداختند. بعد از بقیه جدا کردند. کتک می‌خوردم، لگد می‌خوردم و تمام مدت پرچم را دورم پیچیده بودند.

خیلی خشن من را به گوشه‌ای کشاندند و گفتند «جای مخصوص برای خانم مخصوص». بعد چند کلمه سوئدی یاد گرفته بودند: «فاحشه کوچولو» و «فاحشه گرتا» و مدام تکرارشان می‌کردند.

پرچمی را کنارم گذاشته بودند که دائم به بدنم بخورد. هر وقت با آن تماس پیدا می‌کردم فریاد می‌زدند «به پرچم دست نزن» و به پهلویم لگد می‌زدند. بعد دستانم را با بست پلاستیکی خیلی محکم بستند. چند نفر از نگهبان‌ها صف کشیدند و در حالی که من بی‌حرکت نشسته بودم با خنده از من سلفی گرفتند.

مرا به داخل ساختمانی بردند تا بازرسی‌ام کنند. لباس‌هایم را درآوردند. رفتارشان خشن و تحقیرآمیز بود. از من عکس و فیلم می‌گرفتند، می‌خندیدند و هیچ نشانی از انسانیت نداشتند. خیلی چیزها یادم نمی‌آید. شوکه بودم، درد داشتم اما فقط سعی می‌کردم آرام بمانم.

هوا خیلی گرم بود، نزدیک به ۴۰ درجه. مدام درخواست می‌کردیم که به ما آب بدهند اما آنها فقط می‌خندیدند، بطری‌های آبشان را جلوی چشم ما بالا می‌گرفتند و حتی بعضی از بطری‌های پر را جلوی ما در سطل زباله انداختند.

وقتی بعضی از ما از حال می‌رفتیم به میله‌ها می‌کوبیدیم و دکتر می‌خواستیم. اما نگهبان‌ها می‌آمدند و با خونسردی می‌گفتند «الان با گاز خفه‌تان می‌کنیم». این حرف را با لحن شوخی و تحقیر تکرار می‌کردند، انگار درد و ترس ما برایشان سرگرمی بود.

بعد از همه‌ی این‌ها بالاخره با کارکنان سفارت سوئد صحبت کردیم. به آنها گفتیم چه بر سرمان آمده؛ شکنجه، آزار، تشنگی و گرسنگی. زخم‌ها و کبودی‌هایمان را نشان دادیم. اما آنها هیچ کاری نکردند. فقط گفتند «ما اینجا هستیم تا حرف‌های شما را بشنویم».

ما دوباره گفتیم که فقط آب می‌خواهیم. حتی دیدند که نگهبان‌ها بطری آب دارند. گفتند «ثبت می‌کنیم». اما وقتی دو روز بعد برگشتند فقط یک بطری کوچک نیمه‌خالی همراهشان بود. آن را به دوستم وینسنت دادند که حالش بدتر بود.

وقتی رفتم جلو و گفتم «اگر الان بروید آنها دوباره ما را می‌زنند» هیچ جوابی ندادند و فقط رفتند.

و من با خودم فکر می‌کردم اگر اسرائیل بتواند با من، یک فرد سفیدپوستِ شناخته‌شده با گذرنامهٔ سوئدی، چنین رفتاری کند، پس پشت درهای بسته با فلسطینی‌ها چه می‌کند؟
‎#اسرائیل ‎

https://x.com/atieh3000/status/1978622746692104446?t=x_J5SQBju_svxzYRTfCGiw&s=19

🔳Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
⚽️ نگین باقری
مرضیه جعفری انگار از توی قصه‌ها اومده. زنی که دیشب جایزه برترین مربی سال آسیا رو برد، یک بار توی زلزله بم همه اعضای تیم فوتسالی که تشکیل داده بود، زیر آوار از دست داد. بعدا از خاکستر بم تیمی ساخت که هفت بار قهرمان لیگ شد.
زن شگفت‌آور.

⚽️Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3
🎙وقتی صدایش از میکروفون پخش شد و در حال ترتیب دادن جلسه‌ای بین پسرش اریک، که شرکت خانوادگی را اداره می‌کند، و رهبر اندونزی بود، کار شخصی و نقش دولتی پرزیدنت ترامپ با هم تلاقی پیدا کرد.

https://www.wsj.com/us-news/ill-have-eric-call-trump-sets-up-sons-meeting-with-indonesian-president-19b816c7?mod=e2tw

🎙Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🪙محمود:
«سال ۷۷ ، این طرح جلد را مرتضی ممیز برای شماره نوروزی کار کرد، عکس هم در تاجیکستانه.
چنان جنجالی شد که نشریه توقیف شد،
محمدرضا باهنر با عکس مجله در مجلس نطق کرد که این مصداق ترویج بی بند و باری و فحشاست.
واقعا مردم ایران چه رنجها کشیدند که اینها را اهلی کنند.»

🆕Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3🤬1
🚘 میانگین عمر خودروهای موجود در بزرگراه‌های ایالات متحده اکنون تقریباً ۱۵ سال است... تقریباً دو برابر سال ۱۹۹۵.

🚨Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍾‌درصد بزرگسالان آمریکایی که می‌گویند الکل مصرف می‌کنند به ۵۴٪ کاهش یافته است، که پایین‌ترین میزان در تاریخ نظرسنجی گالوپ است که تقریباً به ۹۰ سال قبل برمی‌گردد.
‌
https://bilello.blog/newsletter

🔗 Charlie Bilello

🧿Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from حسین قتیب
‏«توبه نصوح» (۱۳۶۱، محسن مخملباف) روایت مردی‌ست که بعد از مرگِ موقت زنده می‌شود؛ فرصتی برای جبران. اما توبه آسان نیست: باید گذشته را برهم زد، با شجاعت.
‏خرداد ۱۴۰۴، بعد از حمله غافلگیرکننده‌ی اسرائیل، ایران هم از مرگ برگشت.
‏اما اگر ساختار امنیتی، رسانه‌ای و اطلاعاتی اصلاح نشود، اگر شبکه نفوذ بی‌ملاحظه زیر ضربه نرود، این فرصت هم دفن خواهد شد.
‏فرصت کم است. توبه باید حقیقی باشد.
👍6😁1
📖بهروز ژاله
کم دیده‌ام استادی چونان دکتر علی اشرف صادقی که در سخنرانی و درس‌‌دادن در کلاس حتا یک واژه حشو نداشته باشد.
سخنرانی ایشان با موضوع "زبان فارسی در سه قرن اول پس از اسلام" در نشانی زیر هست.
https://t.me/UT_Central_Library/10178

👨‍🏫Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
📐رشد قد در اروپا

📏Ellinne
👍2
⚡️‌بعضی وقتا تنها چیزی که نیاز داری، یه قدم زدن سریعه.

[تغییر محسوس در فعالیت نواحی مختلف مغز انسان بعد از ۲۰ دقیقه قدم‌زدن سریع].

🔗 Nicholas Fabiano, MD

🙂Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤩2
💎حکمت شادمان

#آرش_خوشخو

نهال تجدد در مصاحبه‌اش در یک پلتفرم، خصلتی را برای همسرش ژان کلود کریر و اومبرتو اکو نقل می‌کند که شخصا همیشه دنبال توصیفی برای آن می‌گشتم: دانش شادمان. نکته این توصیف این بود که فرد صاحب‌نظر که در بالاترین مدارج علمی است کار خودش را با وسواس دنبال می‌کند و هیچ گذشتی در مورد خود کارش به خرج نمی‌دهد اما خودش را جدی نمی‌گیرد. احساس نمی‌کند که دانشمند است و باید حرف‌های مهم بزند و ژست خاصی داشته باشد. نهال تجدد می‌گوید که داریوش شایگان هم این گونه بوده است. یعنی خودش را جدی نمی‌گرفته اما کارش را به شدت جدی می‌گرفته است.
و خب این با سنت روشنفکری در ایران تضاد دارد. روشنفکران ما در یک سنت مضحک عادت داشتند که تصاویری از خود در هاله‌ای از دود سیگار و یا چانه تکیه داده بر دست و یا انگشتانی که به سمت گیجگاه اشاره رفته را آن هم در عکس‌های سیاه و سفید پرکنتراست، به عنوان هویت روشنفکرانه خود مخابره کنند. عادت داشتند موقع حرف زدن صدای خود را گرفته نشان دهند و با اخم‌های در هم تنیده مخاطب خود را نظاره کنند و از یک دایره لغات خاص و مشخص هم استفاده کنند. انگار ما جهانیان دون، شایستگی هم صحبتی با آنان را نداریم. و خب این ژست در ایران بسیار جواب می‌دهد.
حالا فکر می‌کنم که در بین سینمایی‌ها داریوش مهرجویی و عباس کیارستمی دقیقا دانش شادمان داشته‌اند. مردان خلاق و فرهیخته‌ای که در انظار عمومی بی‌تکلف بودند. سعی نمی‌کردند در هیچ قالبی فرو بروند. نه خنده‌های زورکی داشتند و نه اخم‌های الکی. خوش شانس بودیم که در دوره کیارستمی و مهرجویی زیست کردیم. و از ثمره خلاقیت و هوش و ابداعاتشان بهره بردیم. مردان بزرگوار سخاوتمند فروتن هنرمند.

💫Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏3💯2
⌛۱۰ دیتاسنتر بزرگ جهان

❗️Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😁 یک داروی رایج برای درمان ریزش مو (فیناستراید) باعث افسردگی و خودکشی می‌شود، نتیجه ۸ مطالعه در گزارشی که تبیین میکند چرا این سیگنال [خطر] به مدت ۲۰ سال سرکوب شده است.
مکانیسم احتمالی=کاهش آلوپرگنالولون، نورواستروئیدی که گیرنده‌های GABA (مانند بنزودیازپین‌ها) را تنظیم می‌کند:
https://x.com/chrisaikenmd/status/1980243173650649488

/لینک

👤Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😱2
✔️‍ بیهقی پدر نثر فارسی و پیشگام روایت غیرخطی
به مناسبت روز بزرگداشت پدر نثر فارسی


✍️ سهند ایرانمهر

بیهقی را معمولاً با لقب «پدر نثر فارسی» می‌شناسند، اما از منظری دقیق‌تر می‌توان او را یکی از پیشگامان روایت غیرخطی در ادبیات جهان دانست؛ نویسنده‌ای که قرن‌ها پیش از آنکه نظریه‌پردازان روایت و سینما اصطلاح «فلاش‌بک» (Flashback) را بسازند، در نثر خود ساختاری مشابه را به‌کار گرفته بود.

در نظریه‌ی روایت، «فلاش‌بک» به تکنیکی گفته می‌شود که در آن نظم زمانی رویدادها دگرگون می‌شود: پایان یا نتیجه‌ی ماجرا در ابتدا روایت می‌گردد و سپس راوی با بازگشت به گذشته، مسیر رسیدن به آن فرجام را شرح می‌دهد. این شگرد که به «آنالپس» (Analepsis) نیز معروف است، از ابزارهای بنیادین روایت مدرن در ادبیات و سینماست؛ نمونه‌های شناخته‌شده‌ی آن را می‌توان در فیلم‌هایی چون همشهری کین، اثر اورسن ولز، یادگاری، اثر کریستوفر نولان، یا در رمان‌هایی چون گتسبی بزرگ (فیتزجرالد) و خشم و هیاهو (فاكنر) دید.

بیهقی، نزدیک به هزار سال پیش، در روایت معروف «حسنک وزیر» همین تکنیک را به‌کار می‌گیرد. او داستان را نه از آغاز زندگی حسنک، که از مرگ او شروع می‌کند. همان نخستین جمله‌ها، فرجام را فاش می‌کنند:
«فصلی خواهم نبشت در ابتدای این، حالِ بَردار کردن این مرد و پس بشرح قصّه شد . امروز که من این قصّه آغاز می‌کنم ...ازین قوم که من سخن خواهم راند یک دو تن زنده‌اند در گوشه‌‌ی افتاده‌ و خواجه بوسهل زوزنی‌ چند سال است تا گذشته شده است‌ و به پاسخ آن که از وی رفت گرفتار، و ما را با آن کار نیست- هرچند مرا از وی بد آمد- به هیچ‌حال‌، چه عمر من به شست و پنج آمده و بر اثر وی می‌بباید رفت».


در منطق روایت کلاسیک، این روش خطرناک و به اصطلاح خلاف آن روشی است که کارگردانی چون هیچکاک شهرتش را با آن بدست آورده است؛ زیرا افشای پایان معمولاً از تعلیق می‌کاهد. اما بیهقی با قدرتی روایی بی‌نظیر، برعکس عمل می‌کند: دانستن فرجام، نه از کشش روایت می‌کاهد، بلکه حس اندوه و تقدیرگرایی را در جان خواننده می‌کارد. او ما را از همان ابتدا وارد «پایان» می‌کند تا هر سطر بعدی را چون گام‌هایی به سوی مرگی محتوم بخوانیم.

از دیدگاه روایت‌شناسی مدرن به تعبیر ژرار ژنت، بیهقی در این فصل دست به «جا‌به‌جایی زمانی بیرونی» می‌زند؛ یعنی روایت را از پایان به آغاز می‌برد و از خلال آن، تداومِ اخلاقی و تاریخی واقعه را می‌کاود. در نتیجه، ما نه صرفاً شاهد مرگ حسنک، که ناظر فروپاشی یک نظام سیاسی و اخلاقی می‌شویم.

اگر فلاش‌بک مدرن در سینما، زمان را برای تعلیق و شگفتی می‌شکند، بیهقی در روایت تاریخی خویش زمان را می‌شکند تا «حقیقت» را نشان دهد. تفاوت در غایت است: در روایت مدرن، فلاش‌بک ابزار درام است؛ در بیهقی، ابزار عبرت.

بدین‌سان می‌توان گفت، اگر اورسن ولز و نولان زمان را می‌شکنند تا روان انسان را بشکافند، بیهقی آن را می‌شکند تا وجدان تاریخ را آشکار کند و این همان نقطه‌ای است که نثر فارسی در قرن پنجم هجری، به‌گونه‌ای حیرت‌انگیز به روایت مدرن قرن بیستم پیوند می‌خورد.

@sahandiranmehr
❤6👍2🔥1
🔤سهم برق از مصرف انرژی

💪Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🐠ولادیمیر پوتین در میان ویژگی‌های انسانی، بیش از هر چیز یک چیز را ارزشمند می‌داند: توانایی کمک به او برای پیروزی در جنگ اوکراین. این همان عاملی است که چهره‌ی نخبگان روسیه را دگرگون کرده است.

https://www.economist.com/1843/2025/10/24/how-to-get-ahead-in-wartime-russia?taid=68fd43b8136ed00001fe0d26&utm_campaign=trueanthem&utm_medium=social&utm_source=twitter

🇷🇺Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🖼 تو عکسهای قدیمی از ایران که رو سایت دانشگاه هاروارد منتشر شده این برج زیبا تو کهنه شهر سلماس تو آذربایجان غربی که در دوره مغول ساخته شده نظرم رو جلب کرد ولی ظاهراً تو زلزله سال ۱۳۰۹ سلماس به طور کامل تخریب شده و الان دیگه وجود نداره
لینک سایت
https://iiif.lib.harvard.edu/manifests/view/drs:6665026$42i

🔗 🌳 Hadi

📸Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1