Forwarded from چیننگار
تأسیسات جدید چین آب دریا را با هزینهای بسیار کم شیرین میکند
میدانیم که جهان با بحران کمآبی دستوپنجه نرم میکند، بااینحال چین از تأسیساتی رونمایی کرده که ممکن است قواعد بازی را تغییر دهد.
در استان شاندونگ کارخانهای راهاندازی شده که با استفاده از گرمای هدررفت صنایع، آب دریا را شیرین میکند و هزینه آن حتی از آب لولهکشی شهری هم کمتر است. اما این همه ماجرا نیست؛ این تأسیسات همزمان با تولید آب شیرین، سوخت پاک آینده یعنی هیدروژن سبز و مواد معدنی ارزشمند نیز تولید میکند.
این کارخانه در شهر ریژائو موفق شده است هزینه تولید هر متر مکعب آب شیرین را به تنها ۲ یوان (۰.۲۸ دلار) برساند. برای درک بهتر این عدد، بد نیست بدانید که قیمت آب لولهکشی مسکونی در پکن ۵ یوان (۰.۷۰ دلار) و هزینه نمکزدایی در آمریکا حدود ۲.۲۱ دلار است. حتی در عربستان که ارزانترین ظرفیت نمکزدایی جهان را دارد، هزینه تولید حدود ۰.۵ دلار برآورد میشود. این یعنی چین توانسته آب شیرین صنعتی را با قیمتی تقریباً نصف ارزانترین رقیب جهانی خود تولید کند.
برای مطالعه کامل این مطلب، اینجا را کلیک کنید.
📢 کانال چیننگار
ChinNegar
میدانیم که جهان با بحران کمآبی دستوپنجه نرم میکند، بااینحال چین از تأسیساتی رونمایی کرده که ممکن است قواعد بازی را تغییر دهد.
در استان شاندونگ کارخانهای راهاندازی شده که با استفاده از گرمای هدررفت صنایع، آب دریا را شیرین میکند و هزینه آن حتی از آب لولهکشی شهری هم کمتر است. اما این همه ماجرا نیست؛ این تأسیسات همزمان با تولید آب شیرین، سوخت پاک آینده یعنی هیدروژن سبز و مواد معدنی ارزشمند نیز تولید میکند.
این کارخانه در شهر ریژائو موفق شده است هزینه تولید هر متر مکعب آب شیرین را به تنها ۲ یوان (۰.۲۸ دلار) برساند. برای درک بهتر این عدد، بد نیست بدانید که قیمت آب لولهکشی مسکونی در پکن ۵ یوان (۰.۷۰ دلار) و هزینه نمکزدایی در آمریکا حدود ۲.۲۱ دلار است. حتی در عربستان که ارزانترین ظرفیت نمکزدایی جهان را دارد، هزینه تولید حدود ۰.۵ دلار برآورد میشود. این یعنی چین توانسته آب شیرین صنعتی را با قیمتی تقریباً نصف ارزانترین رقیب جهانی خود تولید کند.
برای مطالعه کامل این مطلب، اینجا را کلیک کنید.
📢 کانال چیننگار
ChinNegar
👍4
Forwarded from سیاستگذاری اجتماعی
جهان نابرابرتر از همیشه
هفتۀ گذشته آزمایشگاه نابرابری جهانی در پاریس سومین گزارش نابرابری جهانی را منتشر کرد. در شمارۀ ۲۵ آذر ۱۴۰۴ روزنامۀ «هممیهن» گزارش مفصلی به قلم الهه محمدی با عنوان «جهان نابرابرتر از همیشه» دربارۀ «گزارش نابرابری جهانی- ۲۰۲۶» منتشر شده است. شیرین احمدنیا، شیوا علینقیان، خدیجه کشاورز، و سیمین کاظمی نیز تحلیل خود را از فصلهای مختلف گزارش نابرابری جهانی ارائه کردهاند. بخشهایی از گزارش هممیهن را در ادامه میخوانید:
شیوا علینقیان؛ انسانشناس: در گزارش جهانی نابرابری یک گزاره کلیدی برجسته میشود که از دیدگاه تهیهکنندگان گزارش، نابرابری بهعنوان یک «نتیجۀ انتخابهای سیاسی» و نه یک روند طبیعی ظاهر میشود. این ادعا اگرچه ممکن است در نگاه نخست اقتصادی به نظر بیاید، از منظر انسانشناسی حامل یک معنا و پیام بسیار دقیقتر است؛ نابرابری، نه یک نیروی بیاثر و بیرونی، بلکه محصول آگاهانۀ کنشهای انسانی، ساختارهای قدرت، و گزینشهای نهادی است... وقتی کمتر از ۶۰ هزار نفر در جهان، بیش از سهبرابر نیمی از جمعیت بشر، ثروت در اختیار دارند، پیامد اصلی آن نهفقط فقر مادی بلکه بحران معنا در مفاهیم هنجاری سیاست مدرن است. در چنین وضعیتی، ایدههایی مانند عدالت، شایستگی، و تحرک اجتماعی بهتدریج تهی میشوند. اگر ثروت و قدرت اقتصادی بهشدت موروثی، شبکهای، و غیرقابل دسترس شود، دیگر نمیتوان بهطور باورپذیر ادعا کرد که موفقیت نتیجۀ تلاش فردی یا شایستگی است. از منظر سیاسی، این وضعیت مشروعیت نظم اجتماعی را فرسایش میدهد و احساس «بازی ازپیشباخته» را در میان اکثریت تقویت میکند.
شیرین احمدنیا؛ رئیس انجمن جامعهشناسی ایران: جامعهشناسی به ما نشان میدهد که بازار درون شبکهای از نهادها، قوانین، و روابط قدرت شکل میگیرد. جامعهشناسی تاریخی نشان میدهد، در دورههایی که نابرابری کاهش یافته (مثلاً پس از جنگ جهانی دوم)، این کاهش نه بهدلیل «اخلاقیتر شدن سرمایهداری»، بلکه حاصل تصمیمات سیاسی آگاهانه بوده؛ مانند مالیاتهای سنگین بر ثروت، گسترش دولت رفاه، و مهار قدرت سرمایه... نابرابری فقط مادی نیست؛ احساس نابرابری هم حائز اهمیت است. سبک زندگی، زبان، نمایش بدن، محل سکونت، و حتی سلیقۀ فرهنگی به مرزهای طبقاتی تبدیل میشوند. در چنین شرایطی طبقات پایین نهفقط فقیر، بلکه «نامرئی» یا «کمارزش» تلقی میشوند. وقتی فاصلۀ زیستجهانها زیاد میشود، «ما»ی جمعی فرو میریزد و افراد دیگر خود را در یک سرنوشت مشترک نمیبینند. این وضعیت، زمینهساز بیاعتمادی، خشم اجتماعی، و همچنین زمینهساز جذابیت روایتهای رادیکال یا پوپولیستی میشود.
خدیجه کشاورز؛ جامعهشناس: همانطورکه ویلکینسون و پیکت در کتابشان با عنوان «چرا برابری برای همه بهتر است» نشان میدهند، گسترش نابرابری بر همهچیز جامعه تأثیر میگذارد. جرم و جنایت در جوامع نابرابرتر بیشتر میشود، بیماریهای جسمی و روانی در جوامع نابرابرتر بیشتر میشود، و امید به زندگی کاهش مییابد. بنابراین گسترش نابرابری هشداردهنده است و میتواند پیامدهای بسیار مخربی برای جامعه ایجاد کند.
سیمین کاظمی؛ جامعهشناس: وضعیت اقتصادی در ایران بهگونهای است که یک طبقه شکل گرفته که لازم نیست برای افزایش ثروت، کار خاصی انجام دهد یا زحمتی بکشد یا در حوزه تولید فعال باشد. اساساً سرمایهداری در ایران از نوع مولد نیست، بلکه ثروت و سود از طریق دسترسی به امتیازات ویژه و انحصار و بهرهبرداری از تورم کسب میشود. نابرابری شدید در ثروت نشان میدهد که انقلاب اسلامی در دسترسی به یکی از اهدافش که عدالت اجتماعی بوده، ناکام مانده است.
شیوا علینقیان: زنانی که بهطور تاریخی دسترسی محدودتری به مالکیت، سرمایه، ارث، و شبکههای قدرت داشتهاند، بیش از دیگران با این انسداد ساختاری مواجه میشوند. نابرابری افراطی ثروت، نهتنها نابرابری طبقاتی، بلکه نابرابری جنسیتی را تثبیت و طبیعیسازی میکند؛ زیرا امکان تصور «بالا رفتن» را برای بسیاری از زنان، بهویژه زنان طبقات پایین و متوسط، عملاً از میان میبرد... زنانی که دسترسی محدودتری به بازار مسکن، وام، سرمایۀ اولیه، و ارث برابر دارند، در این نظم رانتی عملاً به حاشیه رانده میشوند. در نتیجه نابرابری ثروت در ایران همزمان طبقاتی و جنسیتی است... از منظر جنسیتی، مسکن و مالکیت در ایران یک گلوگاه کلیدی است و زنان بهویژه زنان مجرد، مطلقه یا سرپرست خانوار، کمتر مالک مسکناند و بیشتر به بازار اجاره وابستهاند؛ بازاریکه خود یکی از موتورهای اصلی بازتولید نابرابری است. همچنین ارث، با وجود قوانین رسمی، در عمل اغلب از طریق عرف، فشار خانوادگی، و نابرابری قدرت بهضرر زنان بازتوزیع میشود. در نتیجه نابرابری ثروت بهصورت خاموش اما مداوم، ناامنی، وابستگی و تبعیض جنسیتی تولید میکند.
@Omidi_Reza
هفتۀ گذشته آزمایشگاه نابرابری جهانی در پاریس سومین گزارش نابرابری جهانی را منتشر کرد. در شمارۀ ۲۵ آذر ۱۴۰۴ روزنامۀ «هممیهن» گزارش مفصلی به قلم الهه محمدی با عنوان «جهان نابرابرتر از همیشه» دربارۀ «گزارش نابرابری جهانی- ۲۰۲۶» منتشر شده است. شیرین احمدنیا، شیوا علینقیان، خدیجه کشاورز، و سیمین کاظمی نیز تحلیل خود را از فصلهای مختلف گزارش نابرابری جهانی ارائه کردهاند. بخشهایی از گزارش هممیهن را در ادامه میخوانید:
شیوا علینقیان؛ انسانشناس: در گزارش جهانی نابرابری یک گزاره کلیدی برجسته میشود که از دیدگاه تهیهکنندگان گزارش، نابرابری بهعنوان یک «نتیجۀ انتخابهای سیاسی» و نه یک روند طبیعی ظاهر میشود. این ادعا اگرچه ممکن است در نگاه نخست اقتصادی به نظر بیاید، از منظر انسانشناسی حامل یک معنا و پیام بسیار دقیقتر است؛ نابرابری، نه یک نیروی بیاثر و بیرونی، بلکه محصول آگاهانۀ کنشهای انسانی، ساختارهای قدرت، و گزینشهای نهادی است... وقتی کمتر از ۶۰ هزار نفر در جهان، بیش از سهبرابر نیمی از جمعیت بشر، ثروت در اختیار دارند، پیامد اصلی آن نهفقط فقر مادی بلکه بحران معنا در مفاهیم هنجاری سیاست مدرن است. در چنین وضعیتی، ایدههایی مانند عدالت، شایستگی، و تحرک اجتماعی بهتدریج تهی میشوند. اگر ثروت و قدرت اقتصادی بهشدت موروثی، شبکهای، و غیرقابل دسترس شود، دیگر نمیتوان بهطور باورپذیر ادعا کرد که موفقیت نتیجۀ تلاش فردی یا شایستگی است. از منظر سیاسی، این وضعیت مشروعیت نظم اجتماعی را فرسایش میدهد و احساس «بازی ازپیشباخته» را در میان اکثریت تقویت میکند.
شیرین احمدنیا؛ رئیس انجمن جامعهشناسی ایران: جامعهشناسی به ما نشان میدهد که بازار درون شبکهای از نهادها، قوانین، و روابط قدرت شکل میگیرد. جامعهشناسی تاریخی نشان میدهد، در دورههایی که نابرابری کاهش یافته (مثلاً پس از جنگ جهانی دوم)، این کاهش نه بهدلیل «اخلاقیتر شدن سرمایهداری»، بلکه حاصل تصمیمات سیاسی آگاهانه بوده؛ مانند مالیاتهای سنگین بر ثروت، گسترش دولت رفاه، و مهار قدرت سرمایه... نابرابری فقط مادی نیست؛ احساس نابرابری هم حائز اهمیت است. سبک زندگی، زبان، نمایش بدن، محل سکونت، و حتی سلیقۀ فرهنگی به مرزهای طبقاتی تبدیل میشوند. در چنین شرایطی طبقات پایین نهفقط فقیر، بلکه «نامرئی» یا «کمارزش» تلقی میشوند. وقتی فاصلۀ زیستجهانها زیاد میشود، «ما»ی جمعی فرو میریزد و افراد دیگر خود را در یک سرنوشت مشترک نمیبینند. این وضعیت، زمینهساز بیاعتمادی، خشم اجتماعی، و همچنین زمینهساز جذابیت روایتهای رادیکال یا پوپولیستی میشود.
خدیجه کشاورز؛ جامعهشناس: همانطورکه ویلکینسون و پیکت در کتابشان با عنوان «چرا برابری برای همه بهتر است» نشان میدهند، گسترش نابرابری بر همهچیز جامعه تأثیر میگذارد. جرم و جنایت در جوامع نابرابرتر بیشتر میشود، بیماریهای جسمی و روانی در جوامع نابرابرتر بیشتر میشود، و امید به زندگی کاهش مییابد. بنابراین گسترش نابرابری هشداردهنده است و میتواند پیامدهای بسیار مخربی برای جامعه ایجاد کند.
سیمین کاظمی؛ جامعهشناس: وضعیت اقتصادی در ایران بهگونهای است که یک طبقه شکل گرفته که لازم نیست برای افزایش ثروت، کار خاصی انجام دهد یا زحمتی بکشد یا در حوزه تولید فعال باشد. اساساً سرمایهداری در ایران از نوع مولد نیست، بلکه ثروت و سود از طریق دسترسی به امتیازات ویژه و انحصار و بهرهبرداری از تورم کسب میشود. نابرابری شدید در ثروت نشان میدهد که انقلاب اسلامی در دسترسی به یکی از اهدافش که عدالت اجتماعی بوده، ناکام مانده است.
شیوا علینقیان: زنانی که بهطور تاریخی دسترسی محدودتری به مالکیت، سرمایه، ارث، و شبکههای قدرت داشتهاند، بیش از دیگران با این انسداد ساختاری مواجه میشوند. نابرابری افراطی ثروت، نهتنها نابرابری طبقاتی، بلکه نابرابری جنسیتی را تثبیت و طبیعیسازی میکند؛ زیرا امکان تصور «بالا رفتن» را برای بسیاری از زنان، بهویژه زنان طبقات پایین و متوسط، عملاً از میان میبرد... زنانی که دسترسی محدودتری به بازار مسکن، وام، سرمایۀ اولیه، و ارث برابر دارند، در این نظم رانتی عملاً به حاشیه رانده میشوند. در نتیجه نابرابری ثروت در ایران همزمان طبقاتی و جنسیتی است... از منظر جنسیتی، مسکن و مالکیت در ایران یک گلوگاه کلیدی است و زنان بهویژه زنان مجرد، مطلقه یا سرپرست خانوار، کمتر مالک مسکناند و بیشتر به بازار اجاره وابستهاند؛ بازاریکه خود یکی از موتورهای اصلی بازتولید نابرابری است. همچنین ارث، با وجود قوانین رسمی، در عمل اغلب از طریق عرف، فشار خانوادگی، و نابرابری قدرت بهضرر زنان بازتوزیع میشود. در نتیجه نابرابری ثروت بهصورت خاموش اما مداوم، ناامنی، وابستگی و تبعیض جنسیتی تولید میکند.
@Omidi_Reza
👍2
Forwarded from زنان و مسائل اجتماعی ایران
تحمیل تجرد
«فاطمه موسوی» در گفتوگو با «پیام ما» کاهش میل به ازدواج در ایران را بیشتر ساختاری و نتیجه فشارهای اقتصادی و عدم شور و اشتیاق اجتماعی معرفی میکند. موسوی با انتقاد از سخنان دستجردی میگوید: «آمار ارائهشده توسط دبیر ستاد ملی جمعیت، تنها بر افزایش تجرد قطعی زنان متمرکز است. این رویکرد دارای یک ایراد اساسی است؛ زیرا مردان دچار تجرد قطعی در این آمار غایباند، درحالیکه در آخرین دادههای جمعیتشناسی، تفاوت چشمگیری میان تعداد زنان و مردان مجرد بالای ۱۵ سال وجود دارد و مردان مجرد حدود ۵۰۰ هزار نفر بیشتر از زنان هستند.»
این جامعهشناس توضیح میدهد: «تمرکز بر «مجرد ماندن زنان» و تبدیل آن به یک مسئله اجتماعی جداگانه، برپایه پیشفرضهای فرهنگی و مردسالارانهای شکل گرفته که در ذهن بسیاری از مسئولان و سیاستگذاران نهادینه شده است. در چنین پیشفرضهایی، تصور میشود اگر زنی تا سن میانسالی ازدواج نکند، «زندگیاش هدر رفته»، درحالیکه جامعه برای مردان حتی در ۵۰ یا ۶۰سالگی نیز امکان ازدواج را طبیعی و محتمل میداند و هیچگاه «تجرد قطعی» آنها را بحران تلقی نمیکند.
عضو انجمن جامعهشناسی ایران با بیان اینکه مسئله واقعی این نیست که «چرا زنان ازدواج نمیکنند»، بلکه باید پرسید «چرا مردان میانسال وارد فرایند ازدواج نمیشوند»، میگوید: «زنان در ساختار فرهنگی ایران معمولاً آغازگر روند ازدواج نیستند و انتظار میرود خواستگار به سراغ آنها بیاید. بسیاری از زنان دچار تجرد قطعی، ساکن روستاها یا شهرهای کوچک هستند که بهدلیل مهاجرت مردان در جستوجوی کار، بدون همسر ماندهاند.» بنابراین، اگر تعداد زیادی از زنان به سن تجرد قطعی میرسند، باید پرسید چرا مردان در همان سنین قصد ازدواج ندارند یا چرا بهجای انتخاب همتایان سنی خود، بهدنبال ازدواج با زنانی کمسنتر هستند؟
او با بیان اینکه بحرانهای عمیق اقتصادی کشور اصلیترین دلیل کاهش ازدواج تصریح میکند: «اکنون حدود ۴۵ درصد جامعه ایران زیر خط فقر زندگی میکنند و دهکهای پنجم و ششم نیز در آستانه سقوط به زیر خط فقر قرار دارند. بسیاری از خانوادهها تنها در صورتی میتوانند از خط فقر بالاتر بمانند که هیچ حادثه پیشبینینشدهای مانند بیماری سخت، بیکاری، تصادف یا افزایش ناگهانی هزینهها رخ ندهد؛ در غیر اینصورت، به سرعت از لحاظ اقتصادی فرو میریزند.»
بهگفته موسوی، نبود چشمانداز روشن، نبود امید به آینده و بیثباتی مداوم، جامعه را در نوعی «بُنبست» روانی، اقتصادی و اجتماعی قرار داده است: «این بنبست مانع از آن میشود که افراد بتوانند برای آینده دورتر خود برنامهریزی کنند یا تصمیمهای بزرگی مانند ازدواج و فرزندآوری بگیرند. ما ۲۰ سال است در وضعیت برهه حساس کنونی ماندهایم؛ وضعیتی که امروزه به مرحله بحرانی رسیده و مردم را در حالت تعلیق و بیتصمیمی نگه داشته است.»
این جامعهشناس همچنین در پاسخ به این پرسش که چرا تجرد در میان طبقه متوسط که کمتر درگیر مشکلات مالیاند، نیز دیده میشود؟ میگوید: «بیشتر این افراد به سبک زندگی فردگرایانه، آزادیهای شخصی و لذتطلبی تمایل دارند و حاضر نیستند زیر بار نظام حقوقی ازدواج بروند. قوانین موجود در حوزه خانواده، چه برای زنان و چه برای مردان، بازدارنده است؛ هرچند این قوانین بیشتر به زیان زنان عمل میکند. نظام حقوقی فعلی، ازدواج را به رابطهای نابرابر تبدیل میکند و بسیاری از زنان را در معرض نوعی بردگی و وابستگی قرار میدهد.»
موسوی ادامه میدهد: «همین وضعیت سبب شده است شماری از زنان و مردان ترجیح دهند بدون ثبت رسمی، با شریک عاطفی خود زندگی کنند؛ مفهومی که در ایران به «ازدواج سفید» مشهور و در کشورهای غربی «همباشی» تلقی میشود. در این کشورها، این نوع روابط با اصلاح قوانین به رسمیت شناخته شده و بسیاری از حقوق مالی و مسئولیتهای اجتماعی میان دو طرف تعریف شده است؛ حتی اگر ازدواج رسمی ثبت نشده باشد.»
او در پایان یادآور میشود: «دولت نباید و نمیتواند مردم را به ازدواج مجبور کند، اگر نگران معاش زنان مجرد است؛ باید زمینه اشتغال آنها را فراهم کند. اساساً وظیفه دولت ایجاد نظام حقوقی عادلانه و فراهم کردن شرایط اقتصادی و اجتماعی شایسته است، تا هر کسی بتواند برای زندگی بالغانه خود تصمیم بگیرد، ازدواج کند و بچهدار شود. تنها با ایجاد ثبات، اصلاح ساختارها و بازگشت امید به جامعه است که مردم بار دیگر میتوانند تصمیمهایی بگیرند که به زندگی آرام، پایدار و شاد منتهی شود.»
متن کامل را اینجا بخوانید.
.
«فاطمه موسوی» در گفتوگو با «پیام ما» کاهش میل به ازدواج در ایران را بیشتر ساختاری و نتیجه فشارهای اقتصادی و عدم شور و اشتیاق اجتماعی معرفی میکند. موسوی با انتقاد از سخنان دستجردی میگوید: «آمار ارائهشده توسط دبیر ستاد ملی جمعیت، تنها بر افزایش تجرد قطعی زنان متمرکز است. این رویکرد دارای یک ایراد اساسی است؛ زیرا مردان دچار تجرد قطعی در این آمار غایباند، درحالیکه در آخرین دادههای جمعیتشناسی، تفاوت چشمگیری میان تعداد زنان و مردان مجرد بالای ۱۵ سال وجود دارد و مردان مجرد حدود ۵۰۰ هزار نفر بیشتر از زنان هستند.»
این جامعهشناس توضیح میدهد: «تمرکز بر «مجرد ماندن زنان» و تبدیل آن به یک مسئله اجتماعی جداگانه، برپایه پیشفرضهای فرهنگی و مردسالارانهای شکل گرفته که در ذهن بسیاری از مسئولان و سیاستگذاران نهادینه شده است. در چنین پیشفرضهایی، تصور میشود اگر زنی تا سن میانسالی ازدواج نکند، «زندگیاش هدر رفته»، درحالیکه جامعه برای مردان حتی در ۵۰ یا ۶۰سالگی نیز امکان ازدواج را طبیعی و محتمل میداند و هیچگاه «تجرد قطعی» آنها را بحران تلقی نمیکند.
عضو انجمن جامعهشناسی ایران با بیان اینکه مسئله واقعی این نیست که «چرا زنان ازدواج نمیکنند»، بلکه باید پرسید «چرا مردان میانسال وارد فرایند ازدواج نمیشوند»، میگوید: «زنان در ساختار فرهنگی ایران معمولاً آغازگر روند ازدواج نیستند و انتظار میرود خواستگار به سراغ آنها بیاید. بسیاری از زنان دچار تجرد قطعی، ساکن روستاها یا شهرهای کوچک هستند که بهدلیل مهاجرت مردان در جستوجوی کار، بدون همسر ماندهاند.» بنابراین، اگر تعداد زیادی از زنان به سن تجرد قطعی میرسند، باید پرسید چرا مردان در همان سنین قصد ازدواج ندارند یا چرا بهجای انتخاب همتایان سنی خود، بهدنبال ازدواج با زنانی کمسنتر هستند؟
او با بیان اینکه بحرانهای عمیق اقتصادی کشور اصلیترین دلیل کاهش ازدواج تصریح میکند: «اکنون حدود ۴۵ درصد جامعه ایران زیر خط فقر زندگی میکنند و دهکهای پنجم و ششم نیز در آستانه سقوط به زیر خط فقر قرار دارند. بسیاری از خانوادهها تنها در صورتی میتوانند از خط فقر بالاتر بمانند که هیچ حادثه پیشبینینشدهای مانند بیماری سخت، بیکاری، تصادف یا افزایش ناگهانی هزینهها رخ ندهد؛ در غیر اینصورت، به سرعت از لحاظ اقتصادی فرو میریزند.»
بهگفته موسوی، نبود چشمانداز روشن، نبود امید به آینده و بیثباتی مداوم، جامعه را در نوعی «بُنبست» روانی، اقتصادی و اجتماعی قرار داده است: «این بنبست مانع از آن میشود که افراد بتوانند برای آینده دورتر خود برنامهریزی کنند یا تصمیمهای بزرگی مانند ازدواج و فرزندآوری بگیرند. ما ۲۰ سال است در وضعیت برهه حساس کنونی ماندهایم؛ وضعیتی که امروزه به مرحله بحرانی رسیده و مردم را در حالت تعلیق و بیتصمیمی نگه داشته است.»
این جامعهشناس همچنین در پاسخ به این پرسش که چرا تجرد در میان طبقه متوسط که کمتر درگیر مشکلات مالیاند، نیز دیده میشود؟ میگوید: «بیشتر این افراد به سبک زندگی فردگرایانه، آزادیهای شخصی و لذتطلبی تمایل دارند و حاضر نیستند زیر بار نظام حقوقی ازدواج بروند. قوانین موجود در حوزه خانواده، چه برای زنان و چه برای مردان، بازدارنده است؛ هرچند این قوانین بیشتر به زیان زنان عمل میکند. نظام حقوقی فعلی، ازدواج را به رابطهای نابرابر تبدیل میکند و بسیاری از زنان را در معرض نوعی بردگی و وابستگی قرار میدهد.»
موسوی ادامه میدهد: «همین وضعیت سبب شده است شماری از زنان و مردان ترجیح دهند بدون ثبت رسمی، با شریک عاطفی خود زندگی کنند؛ مفهومی که در ایران به «ازدواج سفید» مشهور و در کشورهای غربی «همباشی» تلقی میشود. در این کشورها، این نوع روابط با اصلاح قوانین به رسمیت شناخته شده و بسیاری از حقوق مالی و مسئولیتهای اجتماعی میان دو طرف تعریف شده است؛ حتی اگر ازدواج رسمی ثبت نشده باشد.»
او در پایان یادآور میشود: «دولت نباید و نمیتواند مردم را به ازدواج مجبور کند، اگر نگران معاش زنان مجرد است؛ باید زمینه اشتغال آنها را فراهم کند. اساساً وظیفه دولت ایجاد نظام حقوقی عادلانه و فراهم کردن شرایط اقتصادی و اجتماعی شایسته است، تا هر کسی بتواند برای زندگی بالغانه خود تصمیم بگیرد، ازدواج کند و بچهدار شود. تنها با ایجاد ثبات، اصلاح ساختارها و بازگشت امید به جامعه است که مردم بار دیگر میتوانند تصمیمهایی بگیرند که به زندگی آرام، پایدار و شاد منتهی شود.»
متن کامل را اینجا بخوانید.
.
پیام ما؛ رسانه توسعه پایدار ایران
تحمیل تجرد
تجرد و کاهش میل به ازدواج و فرزندآوری برای بسیاری از جوامع از جمله جامعه ایران به یک دغدغه و چالش جدی تبدیل شده است؛ چراکه طی این سالها همواره بر میزان تجرد قطعی و افرادی که دیگر امیدی به ازدواج آنها…
👍2
اِلینهگی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
Ayat Hosseini (@Ayatto) on X
قدیمیترین کسبوکار ژاپن که در سال 578 میلادی تأسیس شده شرکت عمرانی کونگوگومی است. این شرکت در حوزۀ بازسازی ابنیۀ مذهبی و تاریخی فعال است و طبق اسناد، مدیران فعلی آن چهلمین نسل از مدیران این کسبوکار خانوادگی 1400 سالهاند.
56% کسبوکارهای بالای 200 ساله…
56% کسبوکارهای بالای 200 ساله…
🔥1
اِلینهگی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
آرش یوسفی -ARASH (@arash_Cosmo) on X
مهمان برنامه تاکر کارلسون، فرانچسکا آلبانزه، گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد فلسطین، توضیح میدهد که اسرائیل از یک سیستم هوش مصنوعی به نام Where's Daddy استفاده میکند که به کمک دادههای شرکتهایی مانند مایکروسافت و پالانتیر، مردان فلسطینی را ردیابی میکند…
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
مِنشِن الممالک (@samouraigiobo) on X
تو سال ۲۰۱۸ تو دانشگاه مانهایم آلمان یک پژوهشی انجام شد. دو برگه ی یکسان املا با دو اسم دانش آموز فرضی مختلف به نامهای Murat و Max دادن به معلمین آلمانی تصحیح کنن.
نتیجه: Murat که اسم ترکی و مهاجر داشت همیشه نمره ی پایینتر رو گرفته بود!
منبع:
https://t.co/Zm3aqjZMau
نتیجه: Murat که اسم ترکی و مهاجر داشت همیشه نمره ی پایینتر رو گرفته بود!
منبع:
https://t.co/Zm3aqjZMau
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
این فقط یک بار دیگر اتفاق افتاده است.
https://x.com/Hedgeye/status/2002809681191039416
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
Hedgeye (@Hedgeye) on X
BREAKING🚨: An ounce of silver is now worth more than a barrel of oil.
This has only happened once before.
This has only happened once before.
اِلینهگی
⭕️ فعال سوئدی #گرتا_تونبرگ در لندن دستگیر شد پس از اینکه تابلویی در دست داشت که روی آن نوشته شده بود: «من از زندانیان اقدام فلسطین حمایت میکنم. من با نسلکشی مخالفم.»
https://x.com/novaramedia/status/2003424121439330589
⚡️ Ellinne
https://x.com/novaramedia/status/2003424121439330589
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
Novara Media (@novaramedia) on X
BREAKING: Swedish activist Greta Thunberg has been arrested in London after holding a sign that reads: “I support Palestine Action prisoners. I oppose genocide.”
🤬3
تحول بزرگ جهانی و افول غرب
این گفتگو حول محور تغییرات بنیادین در نظم جهانی، پایان عصر نئولیبرالیسم و ظهور قدرتهای جدید اقتصادی میچرخد. برانکو میلانوویچ با تکیه بر دادههای اقتصادی و تاریخی، تصویری متفاوت از آنچه رسانههای جریان اصلی غرب ارائه میدهند، ترسیم میکند.
۱. پایان نئولیبرالیسم و جهانیسازی قدیم: دورهای که از ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۰ ادامه داشت و با پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی به اوج رسید، به پایان رسیده است. ما دیگر در دنیایی نیستیم که اقتصاد صرفاً بر اساس "کارایی" و "زنجیره تأمین ارزان" اداره شود.
۲.سیاسی شدن اقتصاد: امروزه تصمیمات اقتصادی (مانند اینکه کارخانه در چین باشد یا هند) کاملاً امنیتی و سیاسی شدهاند. غرب به سمت نوعی "لیبرالیسم بازار ملی" حرکت کرده است که در آن تجارت آزاد محدود به ملاحظات ژئوپلیتیک است.
۳.شکست شوروی: شوروی نه به دلیل جنگ، بلکه به دلیل ناتوانی در جذب تکنولوژی برای بهبود رفاه مردم سقوط کرد. میلانوویچ اشاره میکند که رهبران شوروی دچار پارانویا بودند و ۱۵٪ از تولید ناخالص داخلی (GDP) را صرف ارتش میکردند، در حالی که اگر ۵٪ هزینه میکردند و بقیه را صرف رفاه میکردند، شاید تاریخ تغییر میکرد.
۴.موفقیت چین: دنگ شیائوپینگ (رهبر چین بعد از مائو) در واقع یک سیاست لنینیستی جدید را اجرا کرد: آزادسازی نیروهای اقتصادی خصوصی، اما حفظ انحصار کامل قدرت سیاسی. چین بر خلاف شوروی، پس از دستیابی به تعداد کافی کلاهک هستهای برای بازدارندگی، خود را در رقابت تسلیحاتی بیپایان گرفتار نکرد و تمرکز را بر اقتصاد گذاشت.
۵. همگرایی بزرگ: بازگشت به سال ۱۵۰۰ .معکوس شدن انقلاب صنعتی: انقلاب صنعتی باعث "واگرایی بزرگ" شد (غرب ثروتمند شد و آسیا فقیر). اکنون ما شاهد "همگرایی بزرگ" هستیم. کشورهایی مثل چین، هند و اندونزی در حال بازپسگیری سهمی از اقتصاد جهان هستند که در سال ۱۵۰۰ میلادی (قبل از استعمار) داشتند. موضوع بازگشت آسیاست. این فقط در مورد چین نیست؛ اندونزی و هند نیز در حال تجربه رشد انفجاری هستند. این تغییر از نظر اهمیت ژئوپلیتیک همتراز با انقلاب صنعتی است، اما در جهت معکوس.
۶. واقعیت اقتصاد: توجه به تولید ناخالص داخلی (PPP) در برابر اسمی توهم ثروت غرب را در هم میشکند. میلانوویچ تأکید میکند که برای سنجش رفاه و قدرت واقعی، باید از معیار برابری قدرت خرید (PPP) استفاده کرد، نه نرخ ارز اسمی. بر اساس PPP، اقتصاد چین هماکنون حدود ۳۰٪ بزرگتر از آمریکاست. همچنین روسیه، که در رسانههای غربی به عنوان "اقتصادی به اندازه ایتالیا" تحقیر میشود، در واقع بر اساس PPP چهارمین یا پنجمین اقتصاد بزرگ جهان و جلوتر از آلمان و ژاپن است. این توضیح میدهد که چرا روسیه توانسته در جنگ فرسایشی دوام بیاورد.
۷. ظهور طبقه جدید "هوموپلوتیا" (Homoplutia): میلانوویچ مفهوم جدیدی به نام "هوموپلوتیا" را معرفی میکند. در گذشته، سرمایهداران کار نمیکردند و کارگران سرمایه نداشتند. اما نخبگان جدید غرب کسانی هستند که هم درآمد سرمایه کلان دارند و هم درآمد کاری بسیار بالا (مدیران ارشد، وکلا، متخصصان تکنولوژی).
۸. خطر برای دموکراسی: این طبقه معتقد است که ثروتش ناشی از "هوش و تلاش" است (شایستهسالاری)، بنابراین احساس گناه نمیکند و مالیات دادن را تنبیه تلاش خود میداند. این باعث میشود تحرک اجتماعی کاهش یابد و ثروت در دستان گروهی خاص تثبیت شود.
۹. تحریف آدام اسمیت: میلانوویچ با استناد به متون اصلی نشان میدهد که آدام اسمیت برخلاف تفسیرهای نئولیبرال امروزی، به شدت نسبت به سرمایهداران بدبین بود. اسمیت گفته بود: "کارفرمایان به ندرت دور هم جمع میشوند مگر برای توطئه علیه منافع عمومی." اقتصاددانان راستگرا این بخشها را سانسور کردهاند.
۱۰.نظریه امپریالیسم شومپیتر: جوزف شومپیتر استدلال میکرد که "سرمایهداری انحصاری" ذاتاً امپریالیستی است زیرا شرکتهای بزرگ برای کارایی بیشتر نیاز به کنترل بازارها و منابع خارجی دارند. این برخلاف ایده رایج است که "تجارت صلح میآورد".
۱۱. غرب سیاسی (Political West): میلانوویچ معتقد است دیگر نمیتوان گفت "غرب"؛ بلکه باید گفت "غرب سیاسی". تعریف او جالب است: کشورهایی که شهروندانشان میتوانند بدون ویزا و با گیت الکترونیکی وارد فرودگاه هیترو لندن شوند (آمریکا، کانادا، استرالیا، نیوزیلند، اتحادیه اروپا، ژاپن). هند و ترکیه با وجود روابط نزدیک، جزو این بلوک نیستند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
۱۲. ترامپ و جنگ با چین: یک تحلیل خلافآمد عادت در این پادکست این است که احتمال جنگ آمریکا و چین در دوران ترامپ کمتر از دموکراتهاست. ترامپ به سیاست نگاه "معاملهگرایانه" (Transactional) دارد و ممکن است با چین بر سر تقسیم حوزههای نفوذ معامله کند. اما لیبرالها و دموکراتها حکومت چین را "نامشروع" میدانند و این نگاه ایدئولوژیک خطر درگیری نظامی را افزایش میدهد.
۱۳. جنگ اوکراین و چرخش روسیه: جنگ اوکراین باعث گسست تاریخی روسیه از اروپا شده است. اگرچه سخت است، اما روسیه ممکن است در بلندمدت مرکز ثقل اقتصادی خود را به سمت شرق (سیبری و اقیانوس آرام) تغییر دهد تا به چین نزدیکتر شود، مشابه کاری که پیتر کبیر با ساخت سنپترزبورگ برای نزدیکی به اروپا کرد.
https://youtu.be/-qAvOxGESvs?si=_m_qaaevw9bcBn7I
🔮 Ellinne
۱۳. جنگ اوکراین و چرخش روسیه: جنگ اوکراین باعث گسست تاریخی روسیه از اروپا شده است. اگرچه سخت است، اما روسیه ممکن است در بلندمدت مرکز ثقل اقتصادی خود را به سمت شرق (سیبری و اقیانوس آرام) تغییر دهد تا به چین نزدیکتر شود، مشابه کاری که پیتر کبیر با ساخت سنپترزبورگ برای نزدیکی به اروپا کرد.
https://youtu.be/-qAvOxGESvs?si=_m_qaaevw9bcBn7I
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
YouTube
Ex-World Bank Insider on the Declining West & New World Order | Aaron Bastani Meets Branko Milanovic
Sign up for the launch of our new Downstream Newsletter here: https://novaramedia.com/newsletters/the-downstream-newsletter/
At Novara, we focus on the trends that are remaking the world and affecting our lives: technological development and automation,…
At Novara, we focus on the trends that are remaking the world and affecting our lives: technological development and automation,…
👍2
اِلینهگی
روزهای تاریک جوایز سینمایی آمریکا: 🔺خروج اسکار از فهرست صد برنامه پربیننده آمریکا 🔺خروج گلدن گلوب از فهرست پخش زنده کافه سینما نوشت: « در حالی که پیش از این اعلام شده بود اسکار از فهرست صد برنامه پربیننده تلویزیونی آمریکا خارج شده، حالا سخنگوی گلدنگلوب…
در آمریکا پادکست دیگر یک رسانهی حاشیهای نیست؛ به بخش اصلی مصرف رسانهای نسل جوان تبدیل شده است. جوانان امروز بیشتر از تلویزیون سنتی به پادکست گوش میدهند و بسیاری از آنها حتا ترجیح میدهند با مجری محبوب پادکستشان دیدار کنند تا با یک ستارهی سینما یا تلویزیون.
حدود ۴۰ درصد آمریکاییها شنوندهی پادکستاند و نیمی از آنها پادکستها را صادقتر از رسانههای خبری سنتی میدانند.
این تغییر ذائقه از چشم هالیوود پنهان نمانده است. گلدن گلوب اعلام کرده که از سال ۲۰۲۶ برای نخستین بار بخشی ویژه برای «بهترین پادکست سال» ایجاد میکند؛ تصمیمی نمادین که نشان میدهد پادکستها حالا در کنار سینما و تلویزیون به رسمیت شناخته میشوند.
انتخاب برنده البته ساده نخواهد بود: بیش از ۴.۵ میلیون پادکست در جهان وجود دارد و فهرست نامزدها با کمک دادههای تحلیلی و بر اساس میزان مخاطب و نفوذ رسانهای محدود میشود. در میان نامها، از پادکستهای خبری و جنایی تا برنامههای بحثبرانگیز و سرگرمکننده دیده میشود.
رشد پادکست فقط به صدا محدود نمانده است. بسیاری از پادکستهای موفق به سریالهای تلویزیونی تبدیل شدهاند و همزمان، سریالهای پرطرفدار پادکستهای همراه تولید میکنند.
از سوی دیگر، خود پادکستها هرچه بیشتر به سمت ویدئو میروند؛ مجریها نسخهی تصویری برنامههایشان را منتشر میکنند و تماشای ویدئو در پلتفرمهای پادکستی جهش چشمگیری داشته است. یوتیوب حالا به محبوبترین بستر پادکست تبدیل شده و ماهانه صدها میلیون نفر پادکستها را در قالب ویدئو تماشا میکنند.
البته این تغییر بدون نگرانی هم نیست. برخی طرفداران پادکست میترسند این رسانه هم به «تلویزیون ارزان» تبدیل شود. با این حال، واقعیت این است که مرز میان صدا و تصویر در حال محو شدن است. تصمیم گلدن گلوب برای افزودن پادکست به جوایزش، بیش از هر چیز نشانهای از همین دگرگونی عمیق در آینده رسانههاست.
منبع: اکونومیست
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
The Economist
Podcasting is being added to the Golden Globes
The new “best podcast” category reflects the format’s growing cultural significance
❤2
https://www.bloomberg.com/news/features/2025-11-18/china-s-tsinghua-university-is-beating-us-in-the-race-for-ai-patents?taid=694cfd1f4a2c5800015847b5&utm_campaign=trueanthem&utm_content=business&utm_medium=social&utm_source=twitter
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Bloomberg.com
China’s AI University Beats Out Harvard, MIT in Race For Patents
Tsinghua University has educated the country’s top science and engineering students for decades. Now, it’s at the forefront of the AI revolution.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from جریانـ
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟡 شهر روشن
نیم قرن غیبت رسمی آواز زن چیزی نیست که #تهران را متاثر نکرده باشد. شهری که نیمی از خوانندگانش نتوانند بخوانند، شهر خاموشی است. این شهر آواز زن را کم دارد.
در تاریخ معاصر زنان ایرانی همواره به شکلی مسالمتآمیز پیگیر مطالباتشان بودند تا حقوق برابر شهروندی خود را محقق کنند. ایران از این بیعدالتی آزرده است و یکی از مهمترین وجوه این بیعدالتی حذف صدای زن از موسیقی و از فضاهای شهری است.
#حسین_علیزاده در پروژه بزرگ «دستگاههای موسیقی ایران» که مجموعهای منسجم از تمام گوشهها و فرازهای #موسیقی_دستگاهی ایران به روایت میرزاعبدالله است بخش اول را با صدای مردان و بخش دوم را با صدای زنان ضبط کرده است. هفت زن به نمایندگی از زنانی زیادی که در این پنج دهه چرخ آواز موسیقی ایرانی را به حرکت درآوردند.
این ویدئو توسط کسری پاشایی با #موسیقی برگزیده از این پروژه ساخته شده است؛ او با خلاقیت، تهران را برای چند دقیقه با صدا و تصویر زنان آوازخوان روشن کردهاست؛ تهران که تشنهی روشنایی است؛ شهر خاموشی که به روشنایی نزدیک است.
🔗 انتشارات خانهی کارمان
#خوانندگی_زنان
@Jaryaann
نیم قرن غیبت رسمی آواز زن چیزی نیست که #تهران را متاثر نکرده باشد. شهری که نیمی از خوانندگانش نتوانند بخوانند، شهر خاموشی است. این شهر آواز زن را کم دارد.
در تاریخ معاصر زنان ایرانی همواره به شکلی مسالمتآمیز پیگیر مطالباتشان بودند تا حقوق برابر شهروندی خود را محقق کنند. ایران از این بیعدالتی آزرده است و یکی از مهمترین وجوه این بیعدالتی حذف صدای زن از موسیقی و از فضاهای شهری است.
#حسین_علیزاده در پروژه بزرگ «دستگاههای موسیقی ایران» که مجموعهای منسجم از تمام گوشهها و فرازهای #موسیقی_دستگاهی ایران به روایت میرزاعبدالله است بخش اول را با صدای مردان و بخش دوم را با صدای زنان ضبط کرده است. هفت زن به نمایندگی از زنانی زیادی که در این پنج دهه چرخ آواز موسیقی ایرانی را به حرکت درآوردند.
این ویدئو توسط کسری پاشایی با #موسیقی برگزیده از این پروژه ساخته شده است؛ او با خلاقیت، تهران را برای چند دقیقه با صدا و تصویر زنان آوازخوان روشن کردهاست؛ تهران که تشنهی روشنایی است؛ شهر خاموشی که به روشنایی نزدیک است.
🔗 انتشارات خانهی کارمان
#خوانندگی_زنان
@Jaryaann
❤4
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from OpenPCB
چند روزیه تو اخبار تکنولوژی گفته میشه که چین نمونه اولیه دستگاه لیتوگرافی EUV را ساخته و اون رو کنار محصولات ASML قرار میدن! ولی اصل ماجرا اینه که ما با یه کپی مهندسی معکوس شده از دستگاههای کامپکت Twinscan NXE هلندی طرف نیستیم، بلکه خروجی "پروژه منهتن" که توی شنژنه بیشتر یه تأسیسات عظیمه شبیه یه کارخونه(چیزی شبیه تصویر بالا که یکی از Synchrotronهای چینیه) تا یه دستگاه اندازه اتوبوس داخل کلینروم.
چینیها چون به زنجیره تأمین قطعات اپتیک و لیزرهای خاص ASML دسترسی نداشتن، مسیر فیزیک رو عوض کردن و به جای متد LPP که لیزر به قطرات مذاب شناور قلع شلیک میشه، رفتن سراغ تکنولوژی SSMB یا یه سینکروترون (Synchrotron) خیلی بزرگ که بتونن نور ۱۳.۵ نانومتری رو با توان بالا ولی در ابعاد یک کارخونه تولید کنن، در نتیجه الان گلوگاه فیزیک پلاسما و تولید فوتون رو شکستن ولی با ابعاد خیلی خیلی عظیم البته با بازدهی تولید خیلی پایین.
در واقع چیزی که الان داره جور صنعت چیپ چین رو میکشه و بهشون خروجی ۵ نانومتری میده، این دستگاه جدید نیست، بلکه فشار آوردن روی لیتوگرافی DUV با دستگاههای داخلی مثل سری SSA800 و استفاده از تکنیکهای کثیف مهندسی ولی موثر SAQP (Self-Aligned Quadruple Patterning) هست که توش ویفر رو ۴ بار اکسپوز میکنن! این روش سرعت تولید رو پایین میاره و مدیریت Overlay Error توش کابوسه، ولی عملاً تحریم رو دور زده و نشون میده که چین حتی با هزینه بالاتر و پروسه کندتر، به استقلال تو لایههای حساس سیلیکون رسیده که نهایتاً سرریز این تکنولوژی باعث میشه تو نودهای پایینتر دستشون بازتر بشه.
📡openpcb
چینیها چون به زنجیره تأمین قطعات اپتیک و لیزرهای خاص ASML دسترسی نداشتن، مسیر فیزیک رو عوض کردن و به جای متد LPP که لیزر به قطرات مذاب شناور قلع شلیک میشه، رفتن سراغ تکنولوژی SSMB یا یه سینکروترون (Synchrotron) خیلی بزرگ که بتونن نور ۱۳.۵ نانومتری رو با توان بالا ولی در ابعاد یک کارخونه تولید کنن، در نتیجه الان گلوگاه فیزیک پلاسما و تولید فوتون رو شکستن ولی با ابعاد خیلی خیلی عظیم البته با بازدهی تولید خیلی پایین.
در واقع چیزی که الان داره جور صنعت چیپ چین رو میکشه و بهشون خروجی ۵ نانومتری میده، این دستگاه جدید نیست، بلکه فشار آوردن روی لیتوگرافی DUV با دستگاههای داخلی مثل سری SSA800 و استفاده از تکنیکهای کثیف مهندسی ولی موثر SAQP (Self-Aligned Quadruple Patterning) هست که توش ویفر رو ۴ بار اکسپوز میکنن! این روش سرعت تولید رو پایین میاره و مدیریت Overlay Error توش کابوسه، ولی عملاً تحریم رو دور زده و نشون میده که چین حتی با هزینه بالاتر و پروسه کندتر، به استقلال تو لایههای حساس سیلیکون رسیده که نهایتاً سرریز این تکنولوژی باعث میشه تو نودهای پایینتر دستشون بازتر بشه.
📡openpcb
🤩1