اِلینه‌گی
1.06K subscribers
5.01K photos
501 videos
43 files
6.44K links
الینه

فرهنگ فارسی معین
(اِ نِ) [ از فر. ] (ص .)

از خود بیگانه
Download Telegram
اِلینه‌گی
https://x.com/kamrank63/status/1789028289035555231?t=Oiy0clTF_WbQUMT6IqLwoA&s=35 ‏کلیدواژگان نطق امیر کویت برای انحلال پارلمان: ۱. دخالت در هسته اختیارات و حقوق اساسی امیر ۲. مداخله در تعیین ولیعهد ۳. فساد گسترده ۴. رفتارهای مغایر با قانون اساسی ۵. تهدید…
🇰🇼 دولت کویت شهروندی سفیر فعلی خود در لندن را لغو کرد:
خانواده «بدر محمد العوضی» اصالتا اهل ایران و استان فارس هستند


امیر کویت با صدور فرمانی، شهروندی "بدر محمد العوضی" سفیر این کشور در لندن را لغو کرد.
این اولین بار است که سفیر کویت در حال فعالیت از تابعیت کویتی خود محروم می‌شود.


⚡️Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینه‌گی
😁فکر ایران، مثل افعی در ته گودال خاطرم خوابیده است. هر وقت که بیدار می شود با نفسش، با شعله نگاهش مرا خاکستر می کند. روزها در راه #شاهرخ_مسکوب 😁Ellinne
🇮🇷ما ایران را دوباره زندگی می‌کنیم

#رضا_نصری

همه تلاش ما این بود که ایران زنده بماند.

خواستیم از راه‌های مسالمت‌آمیز، بار سنگین تحریم را از دوش مردم برداریم، تا زندگی در رگِ ایران جاری شود.

خواستیم سایه جنگ را پس بزنیم،
تا این سرزمین فرصتی برای نفس کشیدن، بالیدن و رشد کردن پیدا کند.

تلاش کردیم بسازیم و فرهنگ سازندگی و توسعه را—در برابر فرهنگ ویرانی—رواج دهیم.

ما وطن را «ساختمان کلنگی» ندانستیم که باید ویرانش کرد و آن‌گونه که ترامپ و نتانیاهو می‌پسندند، از نو ساخت.

ایران را واقعاً «خانه» دانستیم و برای حفظ هر وجب از خاکش جانمان را کف دست‌مان گذاشتیم.

ما مردم را ابزار نکردیم؛ ما نخواستیم—برخلاف شما—با حمایت از سیاست فشار حداکثری و گداییِ تحریم،
زخم را عمیق‌تر کنیم تا مردم از فرط فقر و ناامیدی و بی‌دارویی و استیصال به خیابان بریزند و ما بر موج رنج‌شان سوار شویم و به قدرت برسیم.

ما به قدرت و عاملیت و توان اثرگذاری ایران باور داشتیم؛ و سیاست خارجی ما—برخلاف شما—هرگز «عریضه به اجنبی بردن» نبود.

ما ملی‌اندیشان ایران—برخلاف شما—هویت سیاسی و اعتبارمان را از فلان سناتور جنگ‌طلب آمریکایی و بهمان جنایتکار جنگی اسرائیلی نگرفته‌ایم.

ما هرگز پرچمی جز پرچم ایران به دوش نکشیدیم.

شما نام و هستی و وجودتان را از ناو آبراهام لینکلن وام گرفته‌اید.

ما ریشه در خون سیدحسین فاطمی داریم.

پس ما را از درس‌های مردم‌دوستی و وطن‌دوستی‌تان معاف کنید.

ما می‌مانیم؛
زیر پهپاد و خمپاره و موشک—
اما با عقلانیت،
با اصالت،
با عِرق ملی،
و با تعصبی شریف نسبت به هر وجب از خاک این سرزمین.

ما ایران را دوباره زندگی می‌کنیم.

تو راهِ راحتِ جان گیر و من مقامِ مصاف
تو جای امن و امان گیر و من طریقِ خطر


🇮🇷Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤15👎3👏3🔥2
🔽قیمت جهانی اونس طلا بیش از ۳۰۰ دلار سقوط کرد!

همچنین نقره، بیت‌کوین و مس...


⬇️Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔖سعی می‌کنم فکر نکنم، یا اقلاً کم‌تر فکر کنم تا بتوانم زنده بمانم. تا به سرم نزند و پاک خودم را نبازم. نشسته‌ایم و تماشا می‌کنیم. می‌ترسم که آخر کار چیزی به اسم ایران فقط در تاریخ باقی بماند نه در جغرافیا🔖

‏#شاهرخ_مسکوب
روزها در راه

👇Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔11
نگارنده توییت سه سال و چند ماه قبل در یک رشته توییت اشاره به رشد پایگاه اجتماعی پهلوی و تقابل سخت پایگاه ج.ا. با آن کرده بود، حالا هشدار می‌دهد که نزدیکتر از خطر تجزیه، خطر جنگ داخلی مذهبی و غیرمذهبی است، این زخم‌های خون چکانی که توسط حکومت ایجاد شده آیا ممکن است توسط جامعه فهمیده شود و روزگار سیاه‌تر و خونین‌تر به اجبار تجربه نکنیم؟

👈 بهمن هدایتی : ۱۷ مهر ۱۴۰۱
بدترین و خطرناک ترین و سیاه ترین تقدیر ایران این است که برای برانداختن/حفظ جمهوری اسلامی #حمام_خون راه ییفتد.
https://x.com/i/status/1579206416623341568

👈 بهمن هدایتی : (۹ بهمن ۱۴۰۴)
مهلک‌ترین خطر برای ایران، در میان مدت، تجزیه نیست، جنگ داخلی با تم مذهبی/ضد مذهبی است.
https://x.com/i/status/2016850923578868119
💔3
🌬 سرعت وزش باد، امروز در تهران به ۴۸ کیلومتر در ساعت می‌رسد

وزش باد تا روز دوشنبه ادامه خواهد داشت که فراهم آورنده‌ی هوای پاک‌تر برای شهروندان و مناظر شفاف‌تر و تصاویر واضح‌تری از بیرون و خارج از جو، برای بدخواهان است!

💨Ellinne
❤1😱1💔1
در صورت وقوع بحران یا جنگ.pdf
3.3 MB
📖این جزوه توسط وزارت دفاع سوئد و برای شهروندان این کشور نوشته و منتشر شد تا آگاه باشند در شرایط جنگی چه کاری باید انجام دهند.

این نسخه به زبان فارسی برای فارسی‌زبانان ساکن سوئد نوشته شده و مطالب مفیدی دارد که می‌تواند بعضاً در هر شرایط اضطراری کمک کننده باشد.

📁Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🙏5💔2
🇻🇪🇮🇳 Modi:
I spoke with the interim president of Venezuela, Ms. Delcy Rodríguez. We agreed to deepen and further expand our bilateral partnership in all areas, with the shared vision of taking the relations between India and Venezuela to new heights in the coming years.
Source

⚠️احتمال شیفت‌کردن هند به سمت خرید نفت از ونزوئلا و کم‌کردن خرید نفت از روسیه
در جهت اهداف ترامپ
هم با تخفیف اعلامی ترامپ:
به نفع هند
ضرر روسیه
و
ونزوئلا هم چاره‌ای نداره و به فروش رسمی می‌رسه تحت نظارت آمریکا


⛽️Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👎1
عوام‌فریبانه‌ترین ضرب‌المثل فارسی:
مرگ یه بار، شیون یه بار!

پراندرزترین برای حاکمان: هم چوب خوردی، هم پیاز رو خوردی و هم پول دادی.

راهبردی‌ترین: قطره‌قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود.

واقعی‌ترین: گربه محض رضای خدا موش نمی‌گیره.

https://x.com/i/status/2017216954721775717
❤9👍3
اِلینه‌گی
▫️مواجهه پیوسته با شر و مرگ #محمود_مقدسی مواجهه پیوسته با شر و مرگ از عهده اغلب ما آدم‌های عادی خارج است. بسیاری از ما نهایتاً هر چند ماه یا چند سال یک بار بتوانیم با خشونتی عریان، با رفتاری غیرانسانی یا با مرگ، کشتن و کشته شدن روبرو بشویم و آن را هضم کنیم.…
⤴️..آیا توصیه‌ی من سوگِ بیشتر است؟ آیا فکر می‌کنم که افزایش تصاعدی سوگ، ویرانگری کمتری در جهان به بار می‌آورد؟ نه، چنین نیست. حتی اگر فقط به این دلیل که سوگ تابع سنجش‌های ریاضی نیست. سوگ فقط برای ثبت واقعیتی نیست که یک نفر یا یک گروه یا تمام یک مردم از بین رفته‌اند، یا تقریباً از بین رفته‌اند. یک فرایندِ سرراست نیست که وقتی «اصل واقعیت» حکم خود را صادر کرد، پایان یابد. بله، آن‌کس یا کسانی که شما در سوگ‌شان نشسته‌اید قطعاً رفته‌اند. اما حتی وقتی هم که کم‌وبیش موفق شده‌ایم عزیز از دست رفته‌ای را در واقعیت روانی‌مان جذب کنیم، در اطوارهای‌مان، در پوشش‌مان، در شیوه‌های اندیشیدن و سویه‌های گفتارمان، این سوگ پایان نمی‌یابد. عزاداری با راه دادن به دگردیسی ناخواسته‌ای سر و کار دارد که نه شکل کامل و نه تمام ابعاد دگرگونی‌هایش را نمی‌توان از پیش شناخت. این تأثیرِ دگردیسانه‌ی از دست دادن همیشه در معرض خطر از شکل افتادگی است. هر چه باشد، نمی‌تواند اراده شده باشد. نوعی ناکردن است. در میان روز و در حالِ انجامِ کاری موج‌ها به ما برمی‌خورند و همه چیز می‌ایستد. سست می‌شویم، حتی می‌افتیم. آن موج چیست که ناگهان جاذبه‌ات و حرکت رو به جلوی‌ات را سلب می‌کند. چیزی که فرامی‌گیردت، وادار به توقف‌ات می‌کند و به زمین می‌زندت. از کجا می‌آید؟ نامی دارد؟ چیست که در چنین لحظاتی که ما مؤکداً ارباب خود نیستیم، مدعیِ ماست؟ وقتی افراد خاصی را از دست می‌دهیم یا وقتی از تعلّق به جایی یا جمعی برکنار شده‌ایم، شاید چنین باشد که چیزی از آنکه هستیم ناگهان فروزان می‌شود، چیزی که گره‌هایی را که به دیگران خورده‌ایم ترسیم می‌کند، که به ما نشان می‌دهد به یکدیگر پیوسته‌ایم و پیوندهایی که ما را تشکیل می‌دهند نیز ما را گیر رهایی می‌اندازند، در بی‌شکلی ترک‌مان می‌کنند. اگر من در شرایطی که کیستیِ من درگیر توست، تو را  از دست بدهم، پس من نه‌فقط عزای از دست داده را می‌گیرم بلکه من برای خود بررسی‌ناپذیر می‌شوم، و این زندگی، تحمل‌ناپذیر...⤴️

نويسنده: #جودیت_باتلر
مترجم: #ستاره_شهدایی

📎https://www.atopiaschool.com/articles/72849164-2736-4dce-9059-0a7c2eb0cbac?fbclid=IwdGRzaAPrXbljbGNrA-tb1GV4dG4DYWVtAjExAHNydGMGYXBwX2lkDDM1MDY4NTUzMTcyOAABHnVbdTV9i-9mTDrw2IHsYCmSqJKqL2snQLjqK2FCyZrtYQRKDGClAIjjzjX2_aem_i3KS8M6-aEHzIbKv3bKtNQ&sfnsn=scwspmo

📰Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
Forwarded from چین‌نگار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ثبت نِصاب سرعت ۸۰۰ کیلومتر بر ساعت در آزمایش قطار مغناطیسی

آزمایشگاه دریاچه شرقی خوبِی در مرکز چین از دستیابی به یک پیشرفت شاخص در فناوری قطارهای مگلوِ ‏پُرسرعت خبر داد.

در این دستاورد، یک قطار آزمایشی با وزن ۱.۱ تُن توانست تنها در مدت ۵.۳ ثانیه به سرعت ‌‏۸۰۰ کیلومتر بر ساعت دست یابد؛ نِصابی که به‌عنوان نقطه عطفی در پژوهش‌های پیشرانش الکترومغناطیسی ‏ارزیابی می‌شود‎.‌‏

این آزمایش روی خطی به طول ۱۰۰۰ متر انجام شد و قطار در حدود ۶۰۰ متر ابتدایی مسیر به ‏بیشینه سرعت رسید و سپس طی یک فرایند کنترل‌شده، در پایان خط و پس از سفری هشت‌ثانیه‌ای به‌طور پایدار ‏متوقف شد.

به گفته مسئولان آزمایشگاه، تحقق این عملکرد نتیجه به‌کارگیری سامانه‌ای ترکیبی مبتنی‌بر تعلیق ‏و هدایت الکتریکی با آهنربای دائم به‌همراه پیشرانش الکترومغناطیسی بوده است‎.‌‏

این سامانه پیشرفته توانسته بر ‏چالش‌های فنی کلیدی مانند پایداری آیرودینامیکی در سرعت‌های بسیار بالا، ارتباط بی‌سیم با تاخیر بسیار کم و ‏کنترل دقیق موتورهای خطی غلبه کند.

برای مطالعه کامل این مطلب، اینجا را کلیک کنید.

📢 کانال چین‌نگار
ChinNegar
👤گناه روشنفکر: نجات حافظه

#رضا_یعقوبی

فضا پر شده از کسانی که مدام تکرار می‌کنند کتاب‌ها و روشنفکرها عامل فاجعه بوده‌اند. کتابخوان یعنی چپ‌گرا، مطالعه یعنی ۵۷ و فکر یعنی گناه و نادیده گرفتن رنج. این روایت یک داستان جعلی و ساده‌فهم برای کسانی ایجاد می‌کند که اگر فکر کنند، علیه همان کسانی می‌شوند که این روایت را تولید می‌کنند. این روایت که ۵۷ محصول کتاب، مطالعه و روشنفکران بود مسئولیت را از "قدرت" برمی‌دارد و به گردن فکر می‌اندازد تا نتیجه بگیرد که فکر "نکردن" بهتر است. اما ۵۷ محصول کتاب نبود، محصول انسداد سیاسی، سرکوب نهادها، حذف احزاب و بستن راه اصلاح و البته رمانتیزه کردن خشونت بود. کتاب‌خوان‌ها نمی‌توانند انقلاب بسازند وقتی ساختارها از قبل بهانه‌ی کافی برای شورش و خشونت به دست نداده باشند.

پس این حمله‌ی حساب‌شده به روشنفکران و اهالی فکر برای جلوگیری از تکرار ۵۷ نیست، برای تکرار ۵۷ است! روشنفکر واقعی کسی است که سوال می‌پرسد، روایت‌های رسمی و غالب را می‌شکند و اجازه نمی‌دهد که فاجعه چیزی طبیعی دانسته شود چون همیشه می‌پرسد علت کجا است؟ ریشه‌اش چیست؟ چاره‌اش چیست؟ وقتی روشنفکر خودش تفکر انتقادی و بازاندیشی نداشته باشد و جزمیات را تکرار کند و نسخه‌ی غلط بدهد آن‌وقت فاجعه محصول فکر اشتباه است نه محصول تفکر! و هنوز هم جای این سوال باقی می‌ماند که مسیر فاجعه را قبل از روشنفکر چه کسی هموار کرد؟

پس دو گروه از فکر و متفکر هراس دارند: قدرت‌های سرکوب‌گر و پوپولیسم خشنی که بی‌برنامه است و با دشمن‌سازی و فریب می‌تواند سوار خشم شود. وقتی کسی ادعا کند که در عمل در حال نجات‌بخشی است و سوال‌کنندگان مزاحمش هستند به اینجا می‌رسد که تقصیرها را به گردن اهالی فکر بیندازد و کتاب را خطر نشان دهد و فکر را یک کالای لوکس نشان دهد و این دقیقا همان کاری است که "تمام" رژیم‌های فاشیستی کرده‌اند: در دل بحران‌ها با حذف تمام مخالفان وعده‌ی ثبات و نجات داده‌اند و درنگ‌کنندگان و مکث‌کنندگان را مزاحم و عزلت‌نشین و خیال‌پرداز نشان داده‌اند تا "عملِ بی‌فکر" را جایگزین کنند.

روشنفکران برخلاف چیزی که جلوه داده می‌شود در ۵۷ نه به اندازه‌ی روحانیت سازماندهی و پایگاه اجتماعی داشتند و نه به اندازه‌ی بازاری‌ها پول داشتند و نه در خیابان شبکه داشتند بلکه پراکنده و حذف‌شده و تبعیدی و زندانی بودند. این هم دروغی بیش نیست که تمام روشنفکران آن دوره چپ‌گرا بودند. لیبرال هم داشتند، مشروطه‌خواه هم داشتند، ملی‌گرا هم داشتند، غرب‌گرا هم داشتند. و به فرض اینکه تمام این روشنفکران توده‌ای و کمونیست بودند نمی‌توان نتیجه گرفت که فکر را به دلیل اشتباهِ فکر حذف کنیم، همان‌طور که نمی‌توانیم به خاطر اشتباه در جراحی، علم پزشکی را تعطیل کنیم.

این موج ضد فکر و کتاب ادعا می‌کند که "ما عمل‌گراییم و شما فقط حرف می‌زنید" ولی مهم این است که بدانیم اگر فاجعه‌ای تکرار شود محصول بی‌فکری و بی‌حافظه شدن است نه فکر و حافظه و وظیفه‌ی روشنفکر امروز همین است که حافظه را نجات دهد و فکر را با عمل و با خشم متراکمِ موجود گره بزند. نه که روشنفکر برج عاج‌نشین نداشته باشیم، نه که فکر اشتباه نداشته باشیم، نه که هر روشنفکر و اهل فکری برحق باشد بلکه طرف کسانی باشیم که می‌گویند جریان ضد فکر یعنی جریان بدون تشخیص، بدون تمیز، یعنی تکرار. کتاب با ایدئولوژی یکی نیست و مشکل۵۷ هم کتاب خواندن نبود، مشکلش نخواندن دقیق و متکثر و انتقادی بود.

فکر از نگاه دیویی (از نگاه پراگماتیسم که فلسفه‌ی عمل است نه فلسفه‌ی برج‌عاج) محصول خود زندگی است. خودِ هوش محصول موجود زنده‌ای است که در موقعیت‌ها به دنبال راه حل و حل مسئله گشته و مسئله اصلا چیزی ذهنی نیست، چیزی است که بقا را تمدید می‌کند و محیط را به کنترل درمی‌آورد. فکر یعنی این، نه خیال‌پردازی و گوشه‌نشینی. پس این فضا اگر ضد فکر بماند، فردا دقیقا مثل خود ۵۷ ضد زندگی می‌شود، بعد در نتیجه ضد آزادی می‌شود و مثل همین الان به ضد زندگی می‌رسد.

اجازه ندهید به اسم خون‌های ریخته و جان‌های خسته شما را از فکر کردن، از حل مسئله، از فکر راه حل بازدارند و با یک دفترچه‌ی کودکانه‌ی دوران اضطرار تمام مسائل و پیچیدگی‌ها و مشارکت‌ها را حل‌شده و فسخ شده بدانند. برعکس هر چه خون بیشتری ریخته شده باشد هر قطره‌اش بدهی بیشتری برای فکر ایجاد کرده است. هر قطره‌اش نشان داده که فکر بیشتری برای راه حل بهتری لازم است. خون بیشتر یعنی هزینه‌ی بیشتر و هزینه‌ی بیشتر یعنی فکر بیشتر وگرنه آن‌قدر کور می‌شویم که دیگر نمی‌توانیم هزینه را با هدف متناسب کنیم بلکه هزینه را خرج چیزی ارزان و بی‌ارزش می‌کنیم همان‌طور که کار و خرید بی‌فکر به کالای بی‌ارزش با خرج هنگفت ختم می‌شود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👏3
این همان منطقی است که ضد۵۷ و ضد تکرار است. مگر منطق ۵۷ این نبود که هر چه کشته بیشتر باشد، حقانیت بیشتر است و هر چه هزینه بیشتر باشد، ادعای مالکیت انقلاب قوی‌تر است؟ اگر بخواهیم عکس این منطق رفتار کنیم هزینه‌ی بالا باید مسئولیت بیشتری برای فکر ایجاد کند نه کمتر. این یعنی خشونت کور فقط چون خشونت است و مشروعیت نمی‌آورد، محاسبه و دستاورد است که مشروعیت می‌آورد و رنج هیچ بهانه‌ای برای بی‌عقلی به دست نمی‌دهد و شهادت هم هرگز جایگزین سیاست نمی‌شود. این مورد را تا مغز استخوان زندگی کرده‌ایم و نباید وادار به تکرارش شویم. بعد از خونی که ریخته شد فرار از فکری که به آن خون معنا و هدف بدهد شراکت در جنایت است. این سخنی است که نه از دل کتاب‌ها بلکه از دل جنازه‌ها می‌آید.

این چیزی است که از دیدرو یاد می‌گیریم. دیدرو می‌گوید فیلسوف انقلاب راه نمی‌اندازد (واقعا هم نه توانش را دارد نه ابزارش را) اما می‌تواند انقلابی را که خودش آغازگر آن نبوده به سرانجام برساند. دیدرو می‌گوید شورش‌ها مشروع‌اند چون مردم حس می‌کنند حاکمیت خود را از دست داده‌اند، پس علت شورش از دست رفتن حاکمیت مردم است نه کتاب و فلسفه و روشنفکر. شورش واکنش به ستم است نه محصول مطالعه. اما بلافاصله هشدار می‌دهد که این شورش ممکن است به هرج‌ومرج بکشد، چون مردم نه دیدگاهی دارند و نه برنامه‌ای. اینجا است که معلوم می‌شود ۵۷ محصول بی‌فکری و نداشتن فلسفه‌ی سیاسی درست بود نه فکر کردن زیاد که اگر بود به جای هرج و مرج به حکومت دموکراتیک ختم می‌شد. فیلسوف و روشنفکر ایدئولوگ نیستند که زبان توده‌ها و جناح‌ها شوند، بلکه کسانی‌اند که وقتی همه فریاد آزادی می‌زنند می‌پرسد: آزادی یعنی چه؟ چطور حفظ می‌شود؟ چه کنیم که دزدیده نشود؟ و این چیزی بود که ۵۷ نداشت.

این جمله‌های دیدرو آن‌قدر دقیق و گویا و آن‌قدر شرح حال ما است که بهتر است از خودش بشنویم: در واقع فیلسوف می‌تواند "انقلاب را تدارک ببیند"، نقش او جلوگیری از خشونتِ خودکامگی است و مجال دادن به صدای شورشیان. "در شورش‌های مردمی، این طور به نظر می‌رسد که هر کس حاکم خویش است و حق مرگ و زندگی برای خود قائل است. " به این دلیل شورش، در صورتی که مردم حس کنند حاکمیت خود را از دست داده‌اند همواره مشروع است. مردم هرگز نباید بگذارند "مدعیان سروری، برخلاف اراده‌ی آنان برای خیر آنان تصمیم بگیرند"؛ در لحظات شورش این فیلسوف است که باید حرف بزند: چون او می‌تواند انقلابی را نجات دهد که خود سبب‌ساز آن نبوده است. "ملتی که از تحمل زجر به ستوه آمده است هرگز فرصت بازیابی حقوق خود را از دست نمی‌دهند. اما این شورش ممکن است بعدا به هرج و مرج بکشد، زیرا مردم "نه دیدگاهی دارند و نه برنامه‌ای" . وجود فیلسوف ضروری است چون می‌داند چگونه خود را از زمان حال رها کند و می‌داند چگونه نیروهای گذشته و آغازین را به آینده متصل نماید. در بحبوحه‌ی شورش‌ها هیچ صدایی شنیده نمی‌شود "مگر فریاد آزادی" و فقط فیلسوف است که می‌داند چگونه آزادی را حفظ کند. زیرا او یگانه شخصی است که می‌داند چگونه درباره‌ی آن بیندیشد. هرچند تمام افراد مانندِ او و با او نیاز به این مورد را حس می‌کنند. ما با بحرانی مواجهیم که یا به آزادی یا بردگی خواهد انجامید. (ابداع جمهوری مدرن، ص139).

🟡Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7