Forwarded from هممیهن
#گزارش_تصویری/ آسیبهای حمله هوایی به محدوده مجموعه سعدآباد
در این حمله که بامداد سهشنبه ۲۶ اسفند انجام شد، کاخ سبز، موزه برادران امیدوار و کوشک (عمارت والی) به دلیل موج انفجارها دچار خسارت شدند./ایرنا
@hammihanonline
در این حمله که بامداد سهشنبه ۲۶ اسفند انجام شد، کاخ سبز، موزه برادران امیدوار و کوشک (عمارت والی) به دلیل موج انفجارها دچار خسارت شدند./ایرنا
@hammihanonline
🤯1
اِلینهگی
نیروگاه اتمی بوشهر در سالهای اخیر حدودا به اندازه نصف همه سدهای کشور برق تولید کرده است. #انرژی_هستهای @Ellinne
(فاصله ۳۵۰ متری راکتور اصلی)
https://x.com/i/status/2034074331710689375
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤬2😱1
هممیهن
Photo
از بقایای ساختمانی تاریخی و ویران در میدان ارگ تهران
اثر حمله به زندگی، هویت و مردم ایران
آنچه نباید میشد، شد
اگر ایرانی هستید بیایید حداقل مراقب باقیماندهی ایران باشیم
https://x.com/i/status/2034576123116261671
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آنجا که قدرتهای بزرگ برای حفظ برتری خویش جهان را به میدان رقابتهای ویرانگر بدل میکنند، آنجا که مفهوم «امنیت» بهانهای برای سلطه میشود، بذرهای جنگ کاشته میشوند. مخالفت با جنگ در چنین زمانی، مبارزهای است برای جلوگیری از فاجعه پیش از وقوع آن.
اما هنگامی که جنگ آغاز شده و آسمان یک کشور زیر سایه بمباران قرار گرفته است، مسئله دیگر در سطح انتزاعی باقی نمیماند. در چنین لحظهای، واقعیت به سادهترین و در عین حال بنیادیترین شکل خود ظاهر میشود: مردمی که میخواهند زنده بمانند و سرزمینی که میخواهد از نابودی رهایی یابد.
#مسعود_نیکزادی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2💯1
اِلینهگی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
خير. بخش قابل توجهی از شما که بر طبل جنگ کوبیدید، همهی راهها را امتحان نکردید. شما سالها با گفتن ''من سیاسی نیستم'' خود را از هر جنبش سیاسی-مدنی کنار کشیدید. شما سالیان سال نسبت به تجمعات دانشگاهها و سرکوب شدیدشان بیتفاوت بودید. وقتی جلوی دانشگاه، دانشجو و معترض را میزدند و میبردند از آن طرف خیابان رد میشدید یا حداکثر میپرسیدید ''اینجا چه خبر است؟'' و سریعاً خود را از مهلکه دور میکردید؛ یا اصلاً باخبر نمیشدید. شما نسبت به اعتصابها و فعالیتهای صنفی بیتفاوت بودید. شما چیزی از هفت تپه نشنیده و نخوانده بودید، شما نام دو زندانی سیاسی را نمیدانستید. شما فعالیت معلمان و فرهنگیان معترض به گوشتان نخورده بود. شما از تحصنها بیخبر بودید. اگر در خانواده زندانی سیاسی داشتید جرأت یک تماس یا دیدار با آنها را نداشتید و به چشم درد سر نگاهشان میکردید. ترجیح میدادید شغل و کاسبیتان مختل نشود. آنها درک میکردند و توقعی هم نداشتند، اما در چشم شما کسانی بودند که کلهشان بوی قرمه سبزی میداد. این سالهای اخیر هم ترجیح دادید به جای تحلیل و خواندن و جستجو، پای مهملگوییهای اینترنشنال و وارونهسازیهای تاریخی تونل زمان و صحبتهای بیوتی بلاگر و لایف ستایل بلاگر که سهمی از پولپاشی داشتند، بنشینید. تکتک زندانیان و فعالان سیاسی را لت و پار کردید تا کسی جز سیروس چندمتان نماند. شما نمیتوانید با انفعال و بیتفاوتی در دهههای گذشته و پرچمکش اسرائیل شدن و ''ترامپ بزن که متشکریم'' در این دورهی بحرانی از خودتان سلب مسئولیت کنید.
#هانیه_بختیار
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4
اِلینهگی
https://twitter.com/khorramdellll/status/1505395187849347075 @Ellinne
به عنوان یک مصدقی، درود میفرستم به روح پاک و یادگار بزرگ پیشوای نهضت ملی ایران.
به نام ایران
و به نام نامی شهدای ایران
و یاد پیشوای نهضت ملی ایران
و همچنان:
یا مرگ
یا مصدق
#کوهزاد_اسماعیلی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4👍2
#توماس_فریدمن
(یکی از برجستهترین تحلیلگران سیاست خارجی آمریکا و ستوننویس ارشد روزنامه *نیویورک تایمز* و برنده سه جایزه پولیتزر که دهههاست درباره خاورمیانه، روابط بینالملل و جهانیسازی مینویسد)
من نسبت به این جنگ علیه ایران دچار تردید بودهام، حداقل اگر بخواهم ملایم بگویم. در حالی که هیچ چیز بیش از روی کار آمدن یک دولت شایسته در تهران نمیتواند خاورمیانه را بهبود بخشد، بهشدت تردید دارم که صرفاً کوبیدن ایران از هوا بتواند چنین تغییری ایجاد کند. ای کاش رئیسجمهور ترامپ پیش از کشیدن ماشه، با کسی غیر از حس درونی خودش مشورت کرده بود.
شاید بتوانم بهترین شکل موضعم را با به اشتراک گذاشتن چند قاعده که مدتها راهنمای من در پوشش این منطقه بودهاند توضیح دهم:
قاعده شماره ۱: خطرناکترین چهار کلمه در خاورمیانه «یکبار برای همیشه» است.
یعنی همان زمانی که گفته میشود اسرائیل یا آمریکا قرار است یک تهدید را «برای همیشه» بهصورت نظامی از بین ببرند.
من این قاعده را در ستونی در ۱۶ اکتبر ۲۰۲۳ مطرح کردم، نه روز پس از حمله حماس به اسرائیل، زمانی که دولت اسرائیل در حال بررسی واکنش بود. تنها راه از بین بردن یک تهدید نظامی برای همیشه، استفاده از زور بههمراه سیاست است؛ با ایجاد رهبری بهتر و خودپایدار در طرف مقابل. این کار فوقالعاده پیچیده است و همیشه نیازمند مصالحههای سیاسی از سوی شماست.
به محدودیتهای ترور بهعنوان ابزاری برای «یکبار برای همیشه» فکر کنید. من دیدهام که اسرائیلیها سه نسل از رهبران حماس را کشتهاند. نسل اول شامل بنیانگذاران این جنبش بود که در دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ حذف شدند. این افراد شامل یحیی عیاش («مهندس») بودند که در سال ۱۹۹۶ کشته شد؛ شیخ احمد یاسین، رهبر معنوی حماس، که در سال ۲۰۰۴ ترور شد؛ و عبدالعزیز رنتیسی، جانشین فوری یاسین، که حدود یک ماه بعد کشته شد.
سپس یک سطح جدید از رهبران ظهور کرد که تمرکزشان بر تبدیل حماس از یک گروه شبهنظامی به یک سازمان حکومتی با زرادخانه موشکی پیشرفته بود. این افراد شامل سعید صیام، احمد جباری و محمود المبحوح بودند که همگی در نهایت توسط اسرائیل ترور شدند.
سپس، پس از حملات ۷ اکتبر، اسرائیل یک کارزار سیستماتیک برای حذف نسل بعدی رهبران حماس آغاز کرد. طی دو سال گذشته، این کشور صالح العاروری — یک حلقه ارتباطی کلیدی با حزبالله — را کشت؛ همچنین فرمانده نظامی محمد ضیف، رئیس سیاسی اسماعیل هنیه، یحیی سنوار، مغز متفکر حملات ۷ اکتبر، و محمد سنوار، برادر یحیی و جانشین او بهعنوان رهبر نظامی را از بین برد.
اکنون به این سؤال پاسخ دهید: چه کسی امروز کنترل مناطقی از غزه را در دست دارد که اکثریت فلسطینیها در آن زندگی میکنند؛ خارج از منطقهای که تحت کنترل اسرائیل است؟
پاسخ: حماس، نسل چهارم.
در مجموع، اسرائیل کل رهبری حماس را — سه بار پشت سر هم — کشته است، اما نتوانسته کنترل آن را برای همیشه از بین ببرد. حالا به این فکر کنید که انجام چنین کاری علیه رهبری ایران، از طریق حملات هوایی و از فاصلهای حدود هزار مایل، چقدر دشوارتر خواهد بود.
در غزه، استراتژی «قطع سر» اسرائیل هرگز کار حماس را تمام نکرد، تا حدی به این دلیل که حماس ریشههای عمیق سیاسی و فرهنگی در بخش مذهبیتر جمعیت غزه دارد. همچنین به این دلیل که حتی یک حماس بیسر هم توانسته غزهایهایی را که با آن مخالف بودند — که احتمالاً اکنون اکثریت هستند — بکشد یا مرعوب کند. و نیز به این دلیل که دولت اسرائیل بهطور سرسختانه از همکاری با یک رهبری جایگزین فلسطینی، یعنی تشکیلات خودگردان فلسطین در کرانه باختری، که پیش از آنکه حماس در ژوئن ۲۰۰۷ آن را بیرون براند، مسئول غزه بود، خودداری کرده است.
چرا دولت نخستوزیر بنیامین نتانیاهو با این نهاد همکاری نمیکند؟ زیرا هدف واقعی نتانیاهو — که بهوضوح در بیانیه تأسیس ائتلاف حاکم او آمده — گسترش کنترل دائمی اسرائیل بر کرانه باختری است؛ پروژهای که در حالی که جنگ با ایران ادامه دارد، بهطور فعال در حال پیشبرد آن است.
مشکلات فراوانی در رهبری تشکیلات خودگردان فلسطین وجود دارد، اما این نهاد همچنان با ارتش اسرائیل همکاری میکند تا به جلوگیری از خشونت در کرانه باختری کمک کند. با این حال، شما هرگز این را از نتانیاهو نخواهید شنید. او میخواهد ترامپ باور کند که این تشکیلات بیفایده است و ترامپ هم مشتاقانه این روایت را پذیرفته است.
https://www.nytimes.com/2026/03/20/opinion/iran-israel-united-states-hamas.html
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4
🪜بازی مرغ و نردبان تشدید
#کیانوش_جهانپور
در تحلیل بحرانهای بزرگ در روابط بینالملل، گاه بهترین چارچوب توضیحی نه در زبان دیپلماسی بلکه در مفاهیمی چون نظریه بازیها پیدا میشود. یکی از مدلهایی که بارها برای فهم رفتار قدرتها در شرایط تنش حاد به کار رفته، اصطلاحاً «بازی مرغ» (Chicken Game) است. در این الگو دو راننده با سرعت به سوی یکدیگر حرکت میکنند؛ هر یک امیدوار است دیگری پیش از برخورد فرمان را بچرخاند. اگر یکی کنار بکشد، دیگری پیروز تلقی میشود؛ اگر هر دو کنار بکشند، نوعی مصالحه شکل میگیرد؛ اما اگر هیچکدام عقبنشینی نکنند، نتیجه برخوردی است که برای هر دو فاجعهبار خواهد بود.
بخش مهمی از بحرانهای ژئوپلیتیکی معاصر را میتوان با همین منطق توضیح داد. هنگامی که یک دولت منطقهای با فشار یا تهدید گسترده از سوی یک ائتلاف خارجی مواجه میشود، مسئله تنها موازنه ساده قدرت نظامی نیست. آنچه اهمیت مییابد «ادراک اراده» و «محاسبه هزینهها» است. هر طرف میکوشد به طرف مقابل القا کند که آمادگی تحمل هزینههای بالاتری را دارد و بنابراین عقبنشینی نخواهد کرد.
در چنین شرایطی، ابزارهای بازدارندگی تنها به میدان نبرد مستقیم محدود نمیشوند. در محاسبات راهبردی، نقاط گلوگاهی اقتصاد جهانی، مسیرهای حیاتی انتقال انرژی و زیرساختهای حیاتی منطقهای نیز به عناصر مهم بازی تبدیل میشوند. هنگامی که بحران در منطقهای رخ میدهد که بخشی از شریانهای اصلی تجارت جهانی از آن عبور میکند، هرگونه تهدید به گسترش دامنه درگیری میتواند پیامدهایی فراتر از طرفهای مستقیم داشته باشد. همین امکان گسترش پیامدهاست که به یک بازیگر تحت فشار اجازه میدهد هزینههای بالقوه بحران را در ذهن رقیب بزرگتر جلوه دهد.
در ادبیات راهبردی از این فرایند با عنوان «سیگنالدهی راهبردی» یاد میشود. دولتها در شرایط بحران میکوشند با مجموعهای از اقدامات و پیامها، اراده و ظرفیت خود برای تشدید بحران را به نمایش بگذارند. گاه این سیگنالها در قالب مواضع سیاسی و هشدارهای رسمی ظاهر میشوند، گاه در قالب نمایش قدرت نظامی و گاه در قالب برجستهسازی آسیبپذیریهای متقابل. نکته مهم آن است که در چنین بازیای حتی «ابهام» نیز میتواند به ابزاری برای قدرت تبدیل شود؛ زیرا هرچه طرف مقابل کمتر بتواند مرزهای واکنش را پیشبینی کند، احتمال احتیاط در تصمیمگیری او بیشتر خواهد شد.
در همین چارچوب، مفهوم «نردبان تشدید» نیز اهمیت پیدا میکند. بحرانها معمولاً یکباره به اوج نمیرسند، بلکه از مجموعهای از مراحل یا پلههای افزایش تنش عبور میکنند. هر مرحله میتواند با پاسخی متقابل همراه شود و پیام تازهای درباره اراده و ظرفیت طرفین ارسال کند. هدف از چنین پلهبندیای آن است که پیش از رسیدن به نقطه برخورد نهایی، یکی از طرفها به این نتیجه برسد که ادامه مسیر ریسک غیرقابلقبولی ایجاد میکند.
با این حال، بازی مرغ در ذات خود بازی خطرناکی است. اگر هر دو طرف بیش از حد بر اعتبار تهدیدهای خود تکیه کنند و امکان عقبنشینی آبرومندانه از میان برود، احتمال خطای محاسباتی بهطور جدی افزایش مییابد. تاریخ روابط بینالملل نشان داده است که بسیاری از بحرانهای بزرگ دقیقاً در چنین لحظاتی به لبه برخورد رسیدهاند. در آن نقاط حساس، مسئله اصلی دیگر صرفاً توانایی نظامی نیست، بلکه این است که کدام طرف زودتر به این جمعبندی میرسد که تغییر مسیر، عقلانیترین انتخاب ممکن است.
از این رو، در تحلیل بحرانهایی که میان یک قدرت منطقهای و ائتلافی از قدرتهای خارجی شکل میگیرد، بسیاری از پژوهشگران تأکید میکنند که عنصر تعیینکننده نه صرفاً قدرت، بلکه مدیریت قدرت است.
🏊♀️ Ellinne
#کیانوش_جهانپور
در تحلیل بحرانهای بزرگ در روابط بینالملل، گاه بهترین چارچوب توضیحی نه در زبان دیپلماسی بلکه در مفاهیمی چون نظریه بازیها پیدا میشود. یکی از مدلهایی که بارها برای فهم رفتار قدرتها در شرایط تنش حاد به کار رفته، اصطلاحاً «بازی مرغ» (Chicken Game) است. در این الگو دو راننده با سرعت به سوی یکدیگر حرکت میکنند؛ هر یک امیدوار است دیگری پیش از برخورد فرمان را بچرخاند. اگر یکی کنار بکشد، دیگری پیروز تلقی میشود؛ اگر هر دو کنار بکشند، نوعی مصالحه شکل میگیرد؛ اما اگر هیچکدام عقبنشینی نکنند، نتیجه برخوردی است که برای هر دو فاجعهبار خواهد بود.
بخش مهمی از بحرانهای ژئوپلیتیکی معاصر را میتوان با همین منطق توضیح داد. هنگامی که یک دولت منطقهای با فشار یا تهدید گسترده از سوی یک ائتلاف خارجی مواجه میشود، مسئله تنها موازنه ساده قدرت نظامی نیست. آنچه اهمیت مییابد «ادراک اراده» و «محاسبه هزینهها» است. هر طرف میکوشد به طرف مقابل القا کند که آمادگی تحمل هزینههای بالاتری را دارد و بنابراین عقبنشینی نخواهد کرد.
در چنین شرایطی، ابزارهای بازدارندگی تنها به میدان نبرد مستقیم محدود نمیشوند. در محاسبات راهبردی، نقاط گلوگاهی اقتصاد جهانی، مسیرهای حیاتی انتقال انرژی و زیرساختهای حیاتی منطقهای نیز به عناصر مهم بازی تبدیل میشوند. هنگامی که بحران در منطقهای رخ میدهد که بخشی از شریانهای اصلی تجارت جهانی از آن عبور میکند، هرگونه تهدید به گسترش دامنه درگیری میتواند پیامدهایی فراتر از طرفهای مستقیم داشته باشد. همین امکان گسترش پیامدهاست که به یک بازیگر تحت فشار اجازه میدهد هزینههای بالقوه بحران را در ذهن رقیب بزرگتر جلوه دهد.
در ادبیات راهبردی از این فرایند با عنوان «سیگنالدهی راهبردی» یاد میشود. دولتها در شرایط بحران میکوشند با مجموعهای از اقدامات و پیامها، اراده و ظرفیت خود برای تشدید بحران را به نمایش بگذارند. گاه این سیگنالها در قالب مواضع سیاسی و هشدارهای رسمی ظاهر میشوند، گاه در قالب نمایش قدرت نظامی و گاه در قالب برجستهسازی آسیبپذیریهای متقابل. نکته مهم آن است که در چنین بازیای حتی «ابهام» نیز میتواند به ابزاری برای قدرت تبدیل شود؛ زیرا هرچه طرف مقابل کمتر بتواند مرزهای واکنش را پیشبینی کند، احتمال احتیاط در تصمیمگیری او بیشتر خواهد شد.
در همین چارچوب، مفهوم «نردبان تشدید» نیز اهمیت پیدا میکند. بحرانها معمولاً یکباره به اوج نمیرسند، بلکه از مجموعهای از مراحل یا پلههای افزایش تنش عبور میکنند. هر مرحله میتواند با پاسخی متقابل همراه شود و پیام تازهای درباره اراده و ظرفیت طرفین ارسال کند. هدف از چنین پلهبندیای آن است که پیش از رسیدن به نقطه برخورد نهایی، یکی از طرفها به این نتیجه برسد که ادامه مسیر ریسک غیرقابلقبولی ایجاد میکند.
با این حال، بازی مرغ در ذات خود بازی خطرناکی است. اگر هر دو طرف بیش از حد بر اعتبار تهدیدهای خود تکیه کنند و امکان عقبنشینی آبرومندانه از میان برود، احتمال خطای محاسباتی بهطور جدی افزایش مییابد. تاریخ روابط بینالملل نشان داده است که بسیاری از بحرانهای بزرگ دقیقاً در چنین لحظاتی به لبه برخورد رسیدهاند. در آن نقاط حساس، مسئله اصلی دیگر صرفاً توانایی نظامی نیست، بلکه این است که کدام طرف زودتر به این جمعبندی میرسد که تغییر مسیر، عقلانیترین انتخاب ممکن است.
از این رو، در تحلیل بحرانهایی که میان یک قدرت منطقهای و ائتلافی از قدرتهای خارجی شکل میگیرد، بسیاری از پژوهشگران تأکید میکنند که عنصر تعیینکننده نه صرفاً قدرت، بلکه مدیریت قدرت است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🙏2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔗 میرزا بن یوسف الجیلانی
(@SEKoohzad)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😱2👌2
Forwarded from آرش رئیسینژاد
۴۰۴ سال پیش، ایرانیان به ۱۱۵ سال اشغال پرتغالیها در هرمز پایان دادند و این جزیره را آزاد کردند.
این تنها یک پیروزی نظامی نبود، بلکه یک بازتنظیم ژئوپلیتیکی بود. ایران صفوی با شکستن کنترل پرتغال بر یک گلوگاه حیاتی نشان داد که یک قاعده پایدار وجود دارد:
«کنترل جغرافیای استراتژیک میتواند حتی قدرتمندترین امپراتوریهای دریایی را نیز به چالش بکشد.»
امروز، پس از چهار سده، تنگه هرمز دگربار به مهمترین گلوگاه ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شده است.
اکنون نشانههای وقوع جنگ دوم هرمز بیش از پیش آشکار است. پیامدهای این جنگ در چارچوب منطقه باقی نخواهد ماند، بلکه پیامدهایی گسترده خواهد داشت و آرایش قدرت ژئوپلیتیکی و نظم اقتصاد جهانی را دگرگون خواهد کرد.
@Iran_Simorq
این تنها یک پیروزی نظامی نبود، بلکه یک بازتنظیم ژئوپلیتیکی بود. ایران صفوی با شکستن کنترل پرتغال بر یک گلوگاه حیاتی نشان داد که یک قاعده پایدار وجود دارد:
«کنترل جغرافیای استراتژیک میتواند حتی قدرتمندترین امپراتوریهای دریایی را نیز به چالش بکشد.»
امروز، پس از چهار سده، تنگه هرمز دگربار به مهمترین گلوگاه ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شده است.
اکنون نشانههای وقوع جنگ دوم هرمز بیش از پیش آشکار است. پیامدهای این جنگ در چارچوب منطقه باقی نخواهد ماند، بلکه پیامدهایی گسترده خواهد داشت و آرایش قدرت ژئوپلیتیکی و نظم اقتصاد جهانی را دگرگون خواهد کرد.
@Iran_Simorq
اِلینهگی
#مصطفی_زمانیان
(عضو هیئتعلمی دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران)
پیام نوروزی سال ۱۴۰۵ رهبری جدید، در اوج همزمانی جنگ میدانی و استقرار رهبری جدید صادر شد. تحلیل ساختار زبانی هر دو پیام صادره نشاندهنده یک چرخش آگاهانه در دستگاه زبانی قدرت است که تلاش میکند از لایه پروتکلهای کلامی عبور کرده و مستقیما بر ذهن و ادراک عمومی جامعه اثر بگذارد.
هدف این متن، واکاوی این تمایزهای زبانی و استفاده از ظرفیت آن برای مدیریت گذار از شرایط حساس پیش رو است.
در مجموع، پیام نوروزی سال ۱۴۰۵ را باید «مانیفست استقرار اجتماعی» رهبری جدید نامید و اذعان کرد که منظومه زبانی صادق و دقیق رهبر جوان انقلاب در این دو پیام، به ظرافت در جستجوی ایجاد بستر لازم ذهنی و ادراکی برای عبور جامعه از پیشفرض ابهام و بیم متاثر از جنگ به سوی امکان خلق آینده شکوهمند و با عظمت برای ایران است. به یاری خدا.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👍1
اِلینهگی
اندیمشک رو بمباران کردند. بیمارستان امام علی اندیمشک به طور کلی از خدماتدهی خارج شد و اطلاعیه صادر کردند که مردم به درمانگاههای سطح شهر مراجعه کنند. اندیمشک فقط همین یک بیمارستان رو داره.
https://x.com/i/status/2035316972376719750
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤬2🤯1💔1