Forwarded from کانال رسمی جمعیت هلال احمر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئوهایی از خدمترسانی تیم های عملیاتی هلال احمر به هموطنان متأثر از حملات روزهای گذشته اسرائیل و آمریکا به مناطق مسکونی ایران
@iranian_IRCS
@iranian_IRCS
#سالور_ملایری
https://www.parapraxismagazine.com/articles/rendering-tehran-bombardable?fbclid=PAVERFWAQxINxleHRuA2FlbQIxMABzcnRjBmFwcF9pZA8xMjQwMjQ1NzQyODc0MTQAAaerjXpg886XDk_nP6nGlZIko3itp_pF1q_dwjAoITPApdozqdYdOg-30-QODQ_aem_gVD-8o20HpahAWxK0TEkZg
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Parapraxis
Rendering Tehran Bombardable — Parapraxis
Notes on a Self-Targeting Subjectivity omid mehrgan
در گزارشهای تلویزیونی بیبیسی فارسی، هر جا فیلمی از راهپیمایی گروههایی از مردم در شهرهای ایران نشان داده میشود، نظیر اربعین، روز قدس، نماز جمعه، که حاوی نمادهای عادتاً مرتبط با جمهوری اسلامیست، نظیر شال سبز و سربند و حجاب و چفیه بر تن زن و کودک و مرد و سالخورده، تقریباً بدون استثناء صفت «هوادار حکومت» به کار میبرند. در جنگ دوازدهروزه، تفکیک مردم عادی و آدمهای رژیم مستمراً بهکار رفت تا بمباران مناطق شهری توجیه یابد. کاربران مجازی در تقویت این تفکیک مشارکت کردند. موساد بهزبان فارسی هشدار داد که مردم از سپاهیها، مکانهای رژیم، دوری کنند تا جان بهدر ببرند. حمله به زندان اوین و فضاهای دیگر تحت عنوان حمله به نهادهای سرکوبگر تعریف شد. گزارشسازان سه تلویزیون اصلی خارجنشین از جمله بیبیسی با تقویت چنین جداسازیای میان مردم و ساختار سیاسیشان جمعیتها را برای جنگهای ممکن آینده هدفپذیر میکنند.
#امید_مهرگان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
تنها سه کشور رای مخالف دادند: ایالات متحده آمریکا، اسرائیل و آرژانتین.
(ناخودآگاه یاد آهنگ #محسن_چاوشی تداعی میشه:
فکری به حال تربیت اقوام بردهدار کنید)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌5😱2
https://irandataportal.syr.edu/postrevolutionary-iran
این کتاب شامل بیش از ۲۵۰۰ زندگینامه از نخبگان سیاسی و همچنین مجموعهای گسترده از دادهها درباره سیاست ایران پس از ۱۳۵۷—از جمله نهادها، انتخابات و شبکهها—است.
https://www.facebook.com/mehrzad.boroujerdi/posts/pfbid0bdgDQhczMK5EeLRgmcjXGKBaba3Q3VQ9PGWmDroStfvmWZUkD5DJYP9mF4xhJGVul
📔Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Facebook
Mehrzad Boroujerdi
یادآوری کوتاه: نسخه کامل کتاب انگلیسی من با عنوان «ایران پس از انقلاب: یک راهنمای سیاسی» بهصورت رایگان در دسترس است:
https://irandataportal.syr.edu/postrevolutionary-iran
این کتاب شامل بیش از ۲۵۰۰...
https://irandataportal.syr.edu/postrevolutionary-iran
این کتاب شامل بیش از ۲۵۰۰...
❤1
بنابراین آن نیروی سیاسی که بنام جمهوریخواه و غيره حامی جنگ بوده تا زمانی که درباره مسوولیت خود در ویرانی و کشتار حال حاضر سخن نگفته باشد، توهم است که فکر کنیم میتواند درباره آزادی ایران حرفی برای زدن داشته باشد؛ یا بتوان با او مثل قبل از جنگ گفتوگو کرد.
#امین_بزرگیان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1👎1
https://x.com/i/status/2037444944432951587
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
Mojgan Jafari (@Miamojganj) on X
از سر انساندوستی هم نه، از سر کنجکاوی اگر اخبار غزه رو دنبال میکردن میفهمیدن امروز با چه خطری مواجهیم. بمباران مین تو شهرک جمالآباد شیراز یه نمونهس. ارتش اسرائیل ماشین کشتاره. غزه آزمایشگاهی بود که از طریقش مطمئن شدن میشه جنایت جنگی کنی، پاسخگو نباشی…
👍1🤬1
⬛️یک روضهی کوتاه و کامل:
دختری است که از ترس بمباران قلبش ایستاده...
https://x.com/i/status/2037501099372953977
#جنگ
◼️Ellinne
دختری است که از ترس بمباران قلبش ایستاده...
https://x.com/i/status/2037501099372953977
#جنگ
◼️Ellinne
💔7
#مجید_تفرشی
۱. در پایان جنگ جهانی اول، حمایت و همراهی حکومت ایران منجر به تاسیس کشور کنونی عراق شد.
۲. در میانه دو جنگ جهانی، حمایت و همراهی حکومت ایران به تاسیس و تثبیت کشور پادشاهی عربی سعودی منجر شد.
۳. در سال ۱۹۶۰، ابتکار، مدیریت و اجرای محوری حکومت ایران، منجر به تاسیس سازمان اوپک و گسترش و افزایش شدید فعالیت و درآمدهای نفتی کشورهای عربی حوزه جنوب خلیج فارس شد.
۴. در سال ۱۹۷۰، دست کشیدن حکومت ایران از مطالبات تاریخی و مشروع خود، منجر به تاسیس کشور بحرین شد.
۵. در سال ۱۹۷۱، پس از سه سال مذاکره، کشور امارات متحده عربی، با حمایت و همراهی سیاسی و مالی حکومت ایران تاسیس شد.
۶. مداخله و مشارکت تمام عیار ارتش ایران (و بریتانیا)، در جنگ ظفار، موجب نجات حکومت عمان از خطر سلطه نیروهای چپگرای ظفار و سقوط سلطنت در عمان شود.
۷. در سال ۱۹۷۹، پیروزی انقلاب ایران، موجب شد تا با دست کشیدن حکومت ایران از لقب «ژاندارم خلیج فارس»، کشورهای جنوب خلیج فارس مجالی برای نفس کشیدن پیدا کنند.
۸. در سالهای ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱، عدم همراهی حکومت ایران با عراق و حمایت ایران از سران و مردم کویت، نقش مهمی در شکست حکومت بعثی عراق برای تصرف و تملک کویت داشت.
۹. در سال ۲۰۰۳، همراهی حکومت ایران با اپوزیسیون شیعه و کرد، موجب سرنگونی حکومت بعثی و رهایی آن کشور از دیکتاتوری صدام حسین شد.
۱۰. در سال ۲۰۱۷، حمایت حکومت ایران (و ترکیه) از قطر موجب نجات آن کشور از محاصره همه جانبه توسط ائتلاف بزرگ عربی به رهبری سعودی، به منظور سرنگونی حکومت آل ثانی در قطر شود.
۱۱. در سال ۲۰۱۷، مخالف ایران با همهپرسی اقلیم کردستان عراق، (با کمک دیگر کشورها)، از تجزیه عراق و بروز جنگ داخلی در آن کشور جلوگیری کرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from نقال باشی (Ali Ardam)
⬅️ فولاد و ماادراک ماالفولاد-۱
تاریخ صنعت فولاد در ایران را باید تاریخ تلاشی بلندمدت برای کسب استقلال و ساخت دولت مدرن از مسیر صنعت سنگین دانست؛ تلاشی که از همان آغاز با محدودیتهای ساختاری نظم جهانی مواجه شد و در هر مرحله، صورتبندی آن را سیاست، ژئوپلیتیک و انتخابهای تکنولوژیک تعیین کردند. از اواخر دوره قاجار و بهویژه در زمان رضاشاه، این درک در میان نخبگان سیاسی شکل گرفت که بدون دسترسی به صنایع پایه و بهویژه فولاد، استقلال سیاسی معنای واقعی نخواهد داشت، زیرا فولاد نهفقط یک کالای صنعتی، بلکه زیرساخت تمامی اشکال قدرت مدرن، از راهآهن و شهرسازی تا توان نظامی، بهشمار میرود. با این حال، این آگاهی بهتنهایی کافی نبود؛ ایران در ساختار اقتصاد جهانی جایگاهی نداشت که بتواند بهسادگی به فناوری و سرمایه لازم برای چنین جهشی دست یابد و تلاشهای اولیه نیز، بهدلیل کمبود دانش فنی و وابستگی به واردات تجهیزات، ناکام ماند. مهمترین دورخیز ایران برای راهاندازی این صنعت، پروژه کارخانه ذوبآهن کرج در اواخر دهه ۱۳۱۰ بود که با همکاری مهندسان آلمانی طراحی شد؛ هرچند این پروژه هرگز به مرحله تولید صنعتی فولاد نرسید و با اشغال ایران در جریان جنگ جهانی دوم به فرجامی نرسید.
نقطه عطف این صنعت در دهههای ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ و در دوره محمدرضا شاه رقم خورد، زمانی که پروژه فولاد بهصورت جدی در دستور کار قرار گرفت؛ اما مذاکرات با کشورهای غربی، از آلمان و بریتانیا تا ایالات متحده، به نتیجه نرسید. این ناکامی را نمیتوان صرفاً به ملاحظات اقتصادی فروکاست. مشاوران اقتصادی ایالات متحده و بانک جهانی استدلال میکردند که ایجاد صنعت فولاد در ایران توجیه اقتصادی ندارد: بازار داخلی برای جذب تولید یک مجتمع بزرگ کافی نیست و هزینه تولید داخلی از قیمت واردات بالاتر خواهد بود. از این رو توصیه میشد ایران به واردات فولاد ارزانتر ادامه دهد و منابع خود را به حوزههایی با بازده سریعتر، مانند کشاورزی و صنایع سبک، اختصاص دهد. اما این استدلالها تنها بخشی از واقعیت بود.
در چارچوب منطق نظام جهانی و آنچه بعدها توسط نظریهپردازانی چون آندره گوندر فرانک و سمیر امین در قالب "نظریه وابستگی" صورتبندی شد، کشورهای پیرامونی میبایست در نقش صادرکننده مواد خام و واردکننده کالاهای صنعتی باقی بمانند. انتقال فناوری فولاد، که بهطور بالقوه ظرفیت صنعتی و حتی نظامی کشورها را افزایش میداد، میتوانست این نظم را مختل کند. در بستر جنگ سرد نیز این مسئله ابعاد ژئوپلیتیک پیدا میکرد؛ زیرا ایرانی که به صنعت سنگین دست مییافت، دیگر صرفاً یک متحد مصرفکننده نبود و میتوانست به بازیگری نیمهمستقل تبدیل شود. از همینرو، مسیر انتقال فناوری عملاً مسدود ماند.
در چنین شرایطی، چرخش محمدرضا شاه به سوی اتحاد جماهیر شوروی یک تاکتیک موازنه بود. قرارداد سال ۱۳۴۴ برای ساخت ذوبآهن اصفهان در همین چارچوب شکل گرفت؛ قراردادی که بر اساس آن، شوروی مسئولیت طراحی، تأمین تجهیزات و آموزش را بر عهده گرفت و ایران هزینه پروژه را نه با ارز، بلکه از طریق صادرات گاز طبیعی پرداخت، مدلی که در ادبیات توسعه از آن بهعنوان "تبدیل منابع طبیعی به ظرفیت صنعتی" یاد میشود. این پروژه در سال ۱۳۵۰ ایران را وارد جمع کشورهای دارای صنعت فولاد کرد و ذوبآهن بهعنوان «صنعت مادر»، زیرساختی برای پروژههای عمرانی و صنعتی فراهم آورد. با این حال، محدودیتهای آن نیز بهتدریج آشکار شد: اتکا به فناوری خارجی، استفاده از کوره بلند در کشوری که مزیت اصلی آن گاز طبیعی بود، و مهمتر از همه، فقدان پیوند کامل با صنایع پاییندستی که بتوانند ارزش افزوده بیشتری ایجاد کنند.
انتخاب اصفهان برای استقرار این صنعت نیز کاملاً سنجیده بود و هم دلایل فنی و هم ملاحظات سیاسی-امنیتی در آن دخیل بود. نزدیکی نسبی به معادن سنگآهن (مانند بافق)، دسترسی به آب زایندهرود و موقعیت مرکزی در شبکه حملونقل از جمله دلایل فنی بهشمار میرفت؛ اما منطق امنیتی-سیاسی آن اهمیت بیشتری داشت: دوری از مرزها برای کاهش آسیبپذیری نظامی و استقرار در مرکز کشور برای تسهیل کنترل دولتی. این الگو را میتوان در بسیاری از کشورهای در حال توسعه نیز مشاهده کرد؛ الگویی که آن را «پراکندگی کنترلشده صنعت» مینامند.
@Naghal_bashi
تاریخ صنعت فولاد در ایران را باید تاریخ تلاشی بلندمدت برای کسب استقلال و ساخت دولت مدرن از مسیر صنعت سنگین دانست؛ تلاشی که از همان آغاز با محدودیتهای ساختاری نظم جهانی مواجه شد و در هر مرحله، صورتبندی آن را سیاست، ژئوپلیتیک و انتخابهای تکنولوژیک تعیین کردند. از اواخر دوره قاجار و بهویژه در زمان رضاشاه، این درک در میان نخبگان سیاسی شکل گرفت که بدون دسترسی به صنایع پایه و بهویژه فولاد، استقلال سیاسی معنای واقعی نخواهد داشت، زیرا فولاد نهفقط یک کالای صنعتی، بلکه زیرساخت تمامی اشکال قدرت مدرن، از راهآهن و شهرسازی تا توان نظامی، بهشمار میرود. با این حال، این آگاهی بهتنهایی کافی نبود؛ ایران در ساختار اقتصاد جهانی جایگاهی نداشت که بتواند بهسادگی به فناوری و سرمایه لازم برای چنین جهشی دست یابد و تلاشهای اولیه نیز، بهدلیل کمبود دانش فنی و وابستگی به واردات تجهیزات، ناکام ماند. مهمترین دورخیز ایران برای راهاندازی این صنعت، پروژه کارخانه ذوبآهن کرج در اواخر دهه ۱۳۱۰ بود که با همکاری مهندسان آلمانی طراحی شد؛ هرچند این پروژه هرگز به مرحله تولید صنعتی فولاد نرسید و با اشغال ایران در جریان جنگ جهانی دوم به فرجامی نرسید.
نقطه عطف این صنعت در دهههای ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ و در دوره محمدرضا شاه رقم خورد، زمانی که پروژه فولاد بهصورت جدی در دستور کار قرار گرفت؛ اما مذاکرات با کشورهای غربی، از آلمان و بریتانیا تا ایالات متحده، به نتیجه نرسید. این ناکامی را نمیتوان صرفاً به ملاحظات اقتصادی فروکاست. مشاوران اقتصادی ایالات متحده و بانک جهانی استدلال میکردند که ایجاد صنعت فولاد در ایران توجیه اقتصادی ندارد: بازار داخلی برای جذب تولید یک مجتمع بزرگ کافی نیست و هزینه تولید داخلی از قیمت واردات بالاتر خواهد بود. از این رو توصیه میشد ایران به واردات فولاد ارزانتر ادامه دهد و منابع خود را به حوزههایی با بازده سریعتر، مانند کشاورزی و صنایع سبک، اختصاص دهد. اما این استدلالها تنها بخشی از واقعیت بود.
در چارچوب منطق نظام جهانی و آنچه بعدها توسط نظریهپردازانی چون آندره گوندر فرانک و سمیر امین در قالب "نظریه وابستگی" صورتبندی شد، کشورهای پیرامونی میبایست در نقش صادرکننده مواد خام و واردکننده کالاهای صنعتی باقی بمانند. انتقال فناوری فولاد، که بهطور بالقوه ظرفیت صنعتی و حتی نظامی کشورها را افزایش میداد، میتوانست این نظم را مختل کند. در بستر جنگ سرد نیز این مسئله ابعاد ژئوپلیتیک پیدا میکرد؛ زیرا ایرانی که به صنعت سنگین دست مییافت، دیگر صرفاً یک متحد مصرفکننده نبود و میتوانست به بازیگری نیمهمستقل تبدیل شود. از همینرو، مسیر انتقال فناوری عملاً مسدود ماند.
در چنین شرایطی، چرخش محمدرضا شاه به سوی اتحاد جماهیر شوروی یک تاکتیک موازنه بود. قرارداد سال ۱۳۴۴ برای ساخت ذوبآهن اصفهان در همین چارچوب شکل گرفت؛ قراردادی که بر اساس آن، شوروی مسئولیت طراحی، تأمین تجهیزات و آموزش را بر عهده گرفت و ایران هزینه پروژه را نه با ارز، بلکه از طریق صادرات گاز طبیعی پرداخت، مدلی که در ادبیات توسعه از آن بهعنوان "تبدیل منابع طبیعی به ظرفیت صنعتی" یاد میشود. این پروژه در سال ۱۳۵۰ ایران را وارد جمع کشورهای دارای صنعت فولاد کرد و ذوبآهن بهعنوان «صنعت مادر»، زیرساختی برای پروژههای عمرانی و صنعتی فراهم آورد. با این حال، محدودیتهای آن نیز بهتدریج آشکار شد: اتکا به فناوری خارجی، استفاده از کوره بلند در کشوری که مزیت اصلی آن گاز طبیعی بود، و مهمتر از همه، فقدان پیوند کامل با صنایع پاییندستی که بتوانند ارزش افزوده بیشتری ایجاد کنند.
انتخاب اصفهان برای استقرار این صنعت نیز کاملاً سنجیده بود و هم دلایل فنی و هم ملاحظات سیاسی-امنیتی در آن دخیل بود. نزدیکی نسبی به معادن سنگآهن (مانند بافق)، دسترسی به آب زایندهرود و موقعیت مرکزی در شبکه حملونقل از جمله دلایل فنی بهشمار میرفت؛ اما منطق امنیتی-سیاسی آن اهمیت بیشتری داشت: دوری از مرزها برای کاهش آسیبپذیری نظامی و استقرار در مرکز کشور برای تسهیل کنترل دولتی. این الگو را میتوان در بسیاری از کشورهای در حال توسعه نیز مشاهده کرد؛ الگویی که آن را «پراکندگی کنترلشده صنعت» مینامند.
@Naghal_bashi
Forwarded from نقال باشی (Ali Ardam)
⬅️ فولاد و ماادراک ماالفولاد-۲
پس از انقلاب ۱۳۵۷ و در بستر جنگ ایران و عراق، مسیر صنعت فولاد نه متوقف شد و نه بهصورت پیشین ادامه یافت، بلکه دچار نوعی تغییر پارادایمی شد: گذار از مدل کوره بلند به فناوری احیای مستقیم مبتنی بر گاز طبیعی. این تغییر با منابع انرژی ایران سازگارتر بود و امکان گسترش سریعتر صنعت را فراهم میکرد. در این مرحله، پروژههایی مانند فولاد خوزستان و فولاد مبارکه شکل گرفتند که بهترتیب تولیدکننده مواد میانی (مانند شمش و اسلب) و محصولات نهایی (مانند ورق فولادی) بودند.
برای نخستینبار، زنجیرهای نسبتاً کامل از استخراج سنگآهن تا تولید محصولات نهایی در کشور شکل گرفت؛ زنجیرهای که میتوانست مبنای توسعه صنایعی چون خودروسازی، انرژی، لوازم خانگی، نفت و گاز، بستهبندی و فولادهای آلیاژی باشد و وابستگی به واردات را کاهش دهد. فولاد مبارکه به بزرگترین تولیدکننده فولاد تخت در خاورمیانه تبدیل شد و به یکی از ارکان اصلی صنایع داخلی و بازار سرمایه ایران بدل گشت. از دیگر ویژگیهای این دوره، تأکید بیشتر بر توسعه دانش فنی داخلی و کاهش وابستگی به مهندسان خارجی بود.
مقایسه این مسیر با تجربه کشورهایی مانند ترکیه و کره جنوبی، ابعاد مهمتری از این روند را روشن میکند. ترکیه با تأسیس مجتمع Erdemir در ساحل دریای سیاه و تقریباً همزمان با ایران وارد صنعت فولاد شد، اما برخلاف ایران، این غرب بود که نقش اصلی در شکلگیری این صنعت ایفا کرد. صنعت فولاد ترکیه بهدلیل اتصال به بازارهای جهانی و بهرهگیری از فناوری غربی، به یک بازیگر منطقهای تبدیل شد، هرچند وابستگی آن به سرمایه و فناوری خارجی استمرار یافت؛ مزایایی که غرب ایران را از آن محروم کرد. در مقابل، کره جنوبی با تأسیس شرکت POSCO تحت رهبری پارک چونگهی و با حمایت ژاپن و ایالات متحده، مسیری متفاوت پیمود؛ فولاد در این کشور نه هدفی مستقل، بلکه حلقهای در یک راهبرد توسعه صادراتمحور بود که بهصورت نظاممند به صنایعی چون کشتیسازی، خودروسازی و سپس صنایع پیشرفتهتر پیوند خورد. در حالی که ایران توانست صنعت فولاد را ایجاد کرده و به سطح قابلتوجهی از خودکفایی برسد، اما بهدلیل جهتگیری عمدتاً درونگرا و نیز عدم ادغام در بازارهای جهانی، این صنعت بیش از آنکه به سکویی برای جهش صادراتی تبدیل شود، بهعنوان پایهای برای تأمین نیازهای داخلی باقی ماند.
در نهایت، صنعت فولاد در ایران را باید محصول نوعی مقاومت تاریخی در برابر محدودیتهای نظام جهانی دانست؛ مقاومتی که از شکافهای ژئوپلیتیک بهره گرفت و با تکیه بر منابع داخلی گسترش یافت و همواره از حمایت غرب محروم بود؛ همان غربی که امروز گستاخانه به این نماد صنعت ایران حمله کرده است تا شاید انتقام نافرمانی ایران در تاسیس این صنعت را بستاند.
@Naghal_bashi
پس از انقلاب ۱۳۵۷ و در بستر جنگ ایران و عراق، مسیر صنعت فولاد نه متوقف شد و نه بهصورت پیشین ادامه یافت، بلکه دچار نوعی تغییر پارادایمی شد: گذار از مدل کوره بلند به فناوری احیای مستقیم مبتنی بر گاز طبیعی. این تغییر با منابع انرژی ایران سازگارتر بود و امکان گسترش سریعتر صنعت را فراهم میکرد. در این مرحله، پروژههایی مانند فولاد خوزستان و فولاد مبارکه شکل گرفتند که بهترتیب تولیدکننده مواد میانی (مانند شمش و اسلب) و محصولات نهایی (مانند ورق فولادی) بودند.
برای نخستینبار، زنجیرهای نسبتاً کامل از استخراج سنگآهن تا تولید محصولات نهایی در کشور شکل گرفت؛ زنجیرهای که میتوانست مبنای توسعه صنایعی چون خودروسازی، انرژی، لوازم خانگی، نفت و گاز، بستهبندی و فولادهای آلیاژی باشد و وابستگی به واردات را کاهش دهد. فولاد مبارکه به بزرگترین تولیدکننده فولاد تخت در خاورمیانه تبدیل شد و به یکی از ارکان اصلی صنایع داخلی و بازار سرمایه ایران بدل گشت. از دیگر ویژگیهای این دوره، تأکید بیشتر بر توسعه دانش فنی داخلی و کاهش وابستگی به مهندسان خارجی بود.
مقایسه این مسیر با تجربه کشورهایی مانند ترکیه و کره جنوبی، ابعاد مهمتری از این روند را روشن میکند. ترکیه با تأسیس مجتمع Erdemir در ساحل دریای سیاه و تقریباً همزمان با ایران وارد صنعت فولاد شد، اما برخلاف ایران، این غرب بود که نقش اصلی در شکلگیری این صنعت ایفا کرد. صنعت فولاد ترکیه بهدلیل اتصال به بازارهای جهانی و بهرهگیری از فناوری غربی، به یک بازیگر منطقهای تبدیل شد، هرچند وابستگی آن به سرمایه و فناوری خارجی استمرار یافت؛ مزایایی که غرب ایران را از آن محروم کرد. در مقابل، کره جنوبی با تأسیس شرکت POSCO تحت رهبری پارک چونگهی و با حمایت ژاپن و ایالات متحده، مسیری متفاوت پیمود؛ فولاد در این کشور نه هدفی مستقل، بلکه حلقهای در یک راهبرد توسعه صادراتمحور بود که بهصورت نظاممند به صنایعی چون کشتیسازی، خودروسازی و سپس صنایع پیشرفتهتر پیوند خورد. در حالی که ایران توانست صنعت فولاد را ایجاد کرده و به سطح قابلتوجهی از خودکفایی برسد، اما بهدلیل جهتگیری عمدتاً درونگرا و نیز عدم ادغام در بازارهای جهانی، این صنعت بیش از آنکه به سکویی برای جهش صادراتی تبدیل شود، بهعنوان پایهای برای تأمین نیازهای داخلی باقی ماند.
در نهایت، صنعت فولاد در ایران را باید محصول نوعی مقاومت تاریخی در برابر محدودیتهای نظام جهانی دانست؛ مقاومتی که از شکافهای ژئوپلیتیک بهره گرفت و با تکیه بر منابع داخلی گسترش یافت و همواره از حمایت غرب محروم بود؛ همان غربی که امروز گستاخانه به این نماد صنعت ایران حمله کرده است تا شاید انتقام نافرمانی ایران در تاسیس این صنعت را بستاند.
@Naghal_bashi
🔥2
Forwarded from خرمگس
خودفروشان کابارهای که تنها فهمشان از آزادی، بدمستی و فحاشی و عربدهکشی و قِر دادن اندام ناسازشان است و چنان غرق در روایت دشمن بودند که هیچ درکی از واقعیات جامعه نداشتند حالا با هر حمله اهریمن به زیرساختهای حیاتی کشور میگوید که ایران مگر زیرساخت داشت؟
بله حیوان متعفن.
ایران زیرساخت داشت. زیرساختهای عظیمی هم داشت. و علارغم همه تحریمها در حوزه ساخت نیروگاه و پتروشیمی و فولاد و آموزش و دانشگاه و صنایع دفاعی و بهداشتی و...، در منطقه با فاصله از همه کشورها قرار داشت و دشمن هم از آن اطلاع داشت و از همان هم احساس خطر میکرد و توی حیوان را بر علیه ایران بسیج میکرد تا با فکر و روح متعفن تو و با میدان دادن به هرزگی تو، تک تک آنها را مورد هجوم وحشیانه قرار دهد.
@kharmagaas
بله حیوان متعفن.
ایران زیرساخت داشت. زیرساختهای عظیمی هم داشت. و علارغم همه تحریمها در حوزه ساخت نیروگاه و پتروشیمی و فولاد و آموزش و دانشگاه و صنایع دفاعی و بهداشتی و...، در منطقه با فاصله از همه کشورها قرار داشت و دشمن هم از آن اطلاع داشت و از همان هم احساس خطر میکرد و توی حیوان را بر علیه ایران بسیج میکرد تا با فکر و روح متعفن تو و با میدان دادن به هرزگی تو، تک تک آنها را مورد هجوم وحشیانه قرار دهد.
@kharmagaas
💯3👌2❤1👍1
https://x.com/borhanimohsen1/status/2037456604451217795?s=52
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2