۱۱ ژانویه ۲۰۲۶
https://x.com/i/status/2016306805979353174
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤬2
اِلینهگی
🔖 کارخانه و منزل دوباره ساخته میشود، اما استقلال دومرتبه بدست نمیآید. دو بار روی حسن نیت ما کشورمان اشغال شد، چهها کشیدیم ما از این اشغال. این دو هرگز سه نخواهد شد، اگر شد، از روی نعش ما خواهند گذشت!🔖 #محمدرضا_پهلوی ۳ بهمن ۱۳۵۱ 🇮🇷 Ellinne
#محسن_برهانی
تعبیر ایشان این است:
«من یادم است این را. شاید خیلی شما یادتان است، اینها هم خیلیهایتان یادتان است که وقتی این متفقین از اطراف ریختند به ایران، و زمان رضاخان ریختند به ایران، و آن مردم آن قدر خوف داشتند از اینها که آیا چه خواهند کرد، لکن خوشحال بودند از اینکه رضاخان را بردند. یکی از برکات این هجوم را با اینکه همۀ اشکالات را مردم در نظرشان این بود که چه خواهد شد و چه خواهند کرد، لکن این معنا مثل اینکه یک هدیهای بود آسمانی برای اینها رسیده بود که رضاخان رفت.»
(صحیفه امام، جلد ۱۳، صفحه۳۸۱)
این عبارت به هیچ عنوان هیچگونه دلالتی بر این ندارد که ایشان اشغال را تأیید یا با آن همراهی داشتهاند. ایشان در این جملات در خصوص برداشت مردم از اشغال کشور توسط متفقین سخن میگویند. به عبارت دیگر این جملات «رویکرد توصیفی» دارند و نه «رویکرد هنجاری»؛ توصیف میکنند که ایرانیان در شهریور ۱۳۲۰ چه حس و حالی از ورود متفقین داشتند. ایشان در این عبارت نه حمله و اشغال را تأیید میکند و نه حتی در مورد خوشحالی شخصی خود - که امری درونی است - سخن به میان میآورد.
حال این موضع را مقایسه کنید با مواضع رضا پهلوی:
۱. قبل از تجاوز، بیگانه را به حمله تحریک و تشویق کرد
۲. بعد از حمله و کشتار به تأیید آن پرداخت
۳. با کمال تأسف و پس از سی روز کشتار و ویرانی، از متجاوزان تشکر کرد و برای آنها آرزوی موفقیت نمود.
ای کاش سرسوزن به پدرش شبیه بود؛ پدری که در مواضع مختلف از درد اشغال کشور در جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم سخن به میان میآورد و از غم و رنج و تحقیر ملی میگفت: «آن اِشغالها، دویی است که سه نخواهد شد؛ یعنی با وجود ما(شاه) سه نخواهد شد مگر آنکه اِشغالگران از روی نعش ما بگذرند!» اما فرزند او کاسه گدایی در دست گرفته و از متجاوز به خاطر کشتار و ویرانی، تشکر میکند. شاید بزرگترین شانس محمدرضاشاه آن است که مُرد و چنین بیآبرویی از سوی فرزند ارشدش را ندید!
طرفه آنکه سالیان مدید آقای رضا پهلوی و طرفدارانش، آیتالله خمینی و انقلابیون ۵۷ را به «ایرانستیزی» متهم و خود را «وطندوست» و «ایرانپرست» معرفی میکردند؛ ادعایی که در جنگ رمضان رنگ باخت. سلطنتطلبان خوشنام و پرتجربهای چون مرحومان داریوش همایون و اردشیر زاهدی توانستند بین «وطن» و «حکومت» تفکیک قائل شوند و اهمّ را بر مهم ترجیح دهند، اما رضا پهلوی و طرفدارانش نتوانستند و هم ننگ «وطنفروشی» را به جان خریدند و هم آبروی سلطنتطلبی را بردند
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
صبح تلفنم زنگ خورد. قاضی اجرای احکام بود. از ابتدای جنگ همه روزهای غیرتعطیل تنها سر کار بود. مشکلی پیش آمده بود. مادر یکی از زندانیها آمده بود تا با گذاشتن وثیقه فرزندش را آزاد کند. به امضای من نیاز بود. چه همهچیز بیمعنی و زهرخندآور شده: وسط این مرگ و زندگی یک خطخطی زشت من برای آزادی یک هموطن.
پرونده را یادم نمیآمد. چندبار قطع کرد و برگههایی که دست مادر زندانی بود برایم در پیامرسان داخلی فرستاد. مگر در پیامرسان داخلی عکس میرسد!؟ بالاخره رسید. واقعاً بدون امضای من قضیه حل نمیشد. صدای التماس مادر میآمد. در یکی از تماسها صدای مردم و ماشین هم میآمد. چه شده؟
- این اطراف رو دارن بد موشک میزنن. با اربابرجوعا اومدیم بیرون تو خیابون وایسادیم.
تلفن را از لبم فاصله دادم تا لرزش بغضم را نشنود.
کنار خیابان و پروندهبهدست مهربانانه گفت: میشه موافقت تلفنی شما رو صورتجلسه کنم تا کارش راه بیفته؟
لعنت به هرچی سِمَت است! من اجازه دهم؟ من موافقت کنم؟ تو با این شرافتت کجا و من این پایین در قعر حقارتم کجا؟ میتوانستی سر کار نیایی، میشد بگویی به من ربطی ندارد خودت برو رئیس دادگاه را پیدا کن، میشد از تلفن شخصیات استفاده نکنی، میشد مهربان نباشی، میشد با اولین انفجار سوار ماشینت باشی نه ایستاده در پیادهرو به فکر یک مادر. من اجازه دهم؟
نه، نه آقای قاضی اجرای احکام، اگر فردا پسفردایی کسی از شرافت ما پرسید ما باید دربهدر دنبال تو باشیم تا بلکه از خطخطی امضای تو گوشهاعتباری به ما برسد.
#امین_تویسرکانی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤10
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔3😱2🤯1
ثبت کنید برای تبارشناسیهای آتی از بیخانمانسازی کنونیمان بهدست فرهنگسازان خارجنشین. نظریهی انتقادی در آینده وظیفهای جز فهم خودزنی جمعی امروزمان نخواهد داشت.
#امید_مهرگان
📄 Ellinne
#امید_مهرگان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🚼 برخی از انسانها به دلایل متفاوت از بارداری محروم میشوند، مثلاً گاهی لقاح در لولهی رحم اتفاق میافتد که در اینصورت نهتنها ادامهی بارداری ناممکن میشود، بلکه این نوع بارداری برای مادر خطرناک است، یا تعداد اسپرمهای یک مرد کمتر از شمارهی لازم برای بارور کردن تخمک است، یا افرادی که به بیماری اندومتریوزیس مبتلا هستند. همچنین زنانی که برای باروری محدودیت زمانی دارند و به دلیل نداشتن امکان مالی مجبورند تخمکشان را برای آینده در بانکهای آزمایشگاه ذخیره کنند. حتا هستند زنانی که مایل به ازدواج نیستند، ولی دوست دارند بچهدار شوند و اسپرم لازم برای لقاح را از اهداکنندگان اسپرم میگیرند.
در این مواقع پزشکان با انجام لقاح در آزمایشگاه به این پدرومادرها کمک میکنند تا صاحب فرزند شوند. یعنی سلول تخم را از زن میگیرند و اسپرم را از مرد و لقاح را در آزمایشگاه انجام میدهند.
زنان و مردان بیشماری با این شیوه صاحب بچه شدهاند و از اندوه و افسردگی ناشی از عدم باروری نجات یافتهاند.
البته هزینهی این نوع بارداری بسیار بالاست و گاهی میتواند تمام دارایی یک زوج یا یک زن را به خود اختصاص دهد.
حالا مرکز آی وی اف بیمارستانی را بمباران کردهاند و گذشته از آنکه امید برخی از این انسانها نومید شده است، شماری جنین (کودکان بالقوه) از بین رفتهاند.
من بر این باورم اگر این داستان ما را ناراحت نمیکند، باید از خود بپرسیم، «چرا؟»
نیز معتقدم ما باید حساسیتهای انسانیمان را آنقدر صیقل بدهیم و شفاف کنیم که با این خبر غمگین شویم، شاید همانقدر که برای کودکان کشتهشده در هواپیمای اوکراینی یا کشتار کودکان دیماه یا کودکان دبستانی میناب و کودکان فلسطینی و دیگر نقاط جهان. اما اگر در انتخاب اندوهمان گزینشی عمل کنیم، روح لطیف انسانیمان را خدشهدار کردهایم.
پ.ن. این روزها مراکز بهداشتی و درمانی همچون بیمارستانها، انستیتو پاستور و تولید داروی کشور را بمباران میکنند.
#اکرم_پدرامنیا
🍼 Ellinne
در این مواقع پزشکان با انجام لقاح در آزمایشگاه به این پدرومادرها کمک میکنند تا صاحب فرزند شوند. یعنی سلول تخم را از زن میگیرند و اسپرم را از مرد و لقاح را در آزمایشگاه انجام میدهند.
زنان و مردان بیشماری با این شیوه صاحب بچه شدهاند و از اندوه و افسردگی ناشی از عدم باروری نجات یافتهاند.
البته هزینهی این نوع بارداری بسیار بالاست و گاهی میتواند تمام دارایی یک زوج یا یک زن را به خود اختصاص دهد.
حالا مرکز آی وی اف بیمارستانی را بمباران کردهاند و گذشته از آنکه امید برخی از این انسانها نومید شده است، شماری جنین (کودکان بالقوه) از بین رفتهاند.
من بر این باورم اگر این داستان ما را ناراحت نمیکند، باید از خود بپرسیم، «چرا؟»
نیز معتقدم ما باید حساسیتهای انسانیمان را آنقدر صیقل بدهیم و شفاف کنیم که با این خبر غمگین شویم، شاید همانقدر که برای کودکان کشتهشده در هواپیمای اوکراینی یا کشتار کودکان دیماه یا کودکان دبستانی میناب و کودکان فلسطینی و دیگر نقاط جهان. اما اگر در انتخاب اندوهمان گزینشی عمل کنیم، روح لطیف انسانیمان را خدشهدار کردهایم.
پ.ن. این روزها مراکز بهداشتی و درمانی همچون بیمارستانها، انستیتو پاستور و تولید داروی کشور را بمباران میکنند.
#اکرم_پدرامنیا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
فقر تحلیل جنگطلبان ایرانی همینجاست: خیال میکنند بمباران میتواند جای سیاست را بگیرد و آزادی را از آسمان نازل کند. هنوز نفهمیدهاند که جنگ، جامعه را آزاد نمیکند؛ آن را فرسوده، ویران و پراکنده میکند. از آن بدتر، حکومت ایران هم از دل جنگ ضعیفتر و انسانیتر بیرون نمیآید؛ رادیکالتر، امنیتیتر بیرون میآید. برای همین، آنهایی که امروز سادهدلانه از حکومت میخواهند جنگ را متوقف کند، انگار هنوز ماهیت این منطق را نشناختهاند. درخواست از ساختاری که سالها از بحران، دشمنسازی و مرگ برای بازتولید قدرت استفاده کرده که ناگهان در میانه جنگ به عقلانیت رو بیاورد، بیشتر به یک شوخی کودکانه شبیه است تا تحلیل سیاسی.
و با این همه، همانهایی که برای تحریم کف زدند، برای حمله هلهله کردند و برای ترامپ و نتانیاهو رقصیدند، حالا میگویند: «ما که تصمیمگیر جنگ نبودیم.» بله، شاید ماشه را آنها نکشیدند، اما کسی که برای جنگ مشروعیت میسازد، خشونت را عادی میکند و ویرانی را به اسم رهایی میفروشد، در تهییج ماشین جنگ بینقش نیست. آن بیخردی که پشت تریبون میایستد و از ادامه اقدام نظامی حرف میزند، از مرز حماقت گذشته؛ چون دیگر حتی نمیفهمند آنچه میخواهند ادامه پیدا کند، نه راه نجات، که روند نابودی یک کشور است.
ایران میدان تسویهحساب نیست؛ خانه مردمی است که هم از استبداد زخم خوردهاند و هم از جنگ.
#محمدرضا_شمس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5
شرطِ اولِ قدم آن است که مجنون باشی.»
ایران، لیلیِ من است. ایران، خانهی من است.
و خانه، برای منِ دورافتاده از دیار، دیگر تنها یک مکان نیست؛
خانه، یک احساس است… تپشی در دل، خاطرهای در جان.
به تجربه آموختهام:
خانهای که در آن خندهای نباشد، تنها چهاردیواریِ سردیست، نه خانه.
و نیز آموختهام که جنگ، شومترین زادهی دست بشر است؛
جراحتیست که نه بر خاک، که بر دلها مینشیند،
و داغیست که تا سالها از جان نمیرود.
من، بر خلاف آن خامِ بیغم،
از هر خاری که به پای ماهرویِ سرزمینم میرود، آزردهام،
و از هر زخمی که بمب و موشک بر پیکرِ لیلیِ زیبایم مینشانند، بیزارم.
نه تابِ ویرانیِ خانهی مادریام را دارم،
و نه خاموشیِ همهمهی خندهی کودکانش را.
«ناصِح به طَعن گفت که رو ترکِ عشق کن
محتاجِ جنگ نیست برادر، نمیکنم»
باری برادر نمیکنم.
«اگر دشنام فرمایی و گَر نفرین دعا گویم
جوابِ تلخ میزیبَد لبِ لَعلِ شِکرخا را»
#مهرزاد_بروجردی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔2❤1
اِلینهگی
#عباس_امانت ، تاریخنگار و نویسنده، در گفتوگوی ویژه با رادیوفردا میگوید ایران در طول تاریخ هرگز چنین موقعیت تاریکی نداشته که الان قرار گرفته است. او میگوید نگران تمامیت ارضی و استقلال ایران است..
از گفتوگوی #فرشته_قاضی با عباس امانت
https://www.radiofarda.com/a/33711483.html?fbclid=IwdGRzaAQ-dwNjbGNrBD524GV4dG4DYWVtAjExAHNydGMGYXBwX2lkDDM1MDY4NTUzMTcyOAABHteBwZCFcKr-jaY297ZKRRWW5J6Y6CrwoC2xA3TPkvNFLMbTtYfswUnQlTg9_aem_Dv1CEUYqMXzEqMaLdZygrg&sfnsn=scwspmo
🟧Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
رادیو فردا
عباس امانت: ایران هرگزدر چنین موقعیت تاریکی نبوده؛ به آیندهٔ ایران امیدوارم
Forwarded from بن بست خاورمیانه Middle East Dead End
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«شیمون ریکلین»، نویسنده، مجری و باستان شناس اسرائیلی در بخش گفتگوی خبری شبکه ۱۴ تلویزیون اسرائیل (ارگان رسانه ای نزدیک به نتانیاهو) که میزبان ایتامار بن گویر، وزیر امنیت داخلی اسرائیل بود خواستار استفاده از بمب نوترونی (سلاح گرما هسته ای کم بازده) علیه ایران شد.
@Middleeastdeadend
@Middleeastdeadend
😱3
نه نفت ایران
نه آثار باستانی و میراث فرهنگی
نه حتی خاک این کشور
نه جون مردمش.
پس این «ایران» که مدام اسمش رو میارن، دقیقاً چیه؟
https://x.com/i/status/2040391811902890433
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
Niloofar Salimi (@niloosalimi) on X
نه صنعت ایران براشون مهمه
نه نفت ایران
نه آثار باستانی و میراث فرهنگی
نه حتی خاک این کشور
نه جون مردمش.
پس این «ایران» که مدام اسمش رو میارن، دقیقاً چیه؟
نه نفت ایران
نه آثار باستانی و میراث فرهنگی
نه حتی خاک این کشور
نه جون مردمش.
پس این «ایران» که مدام اسمش رو میارن، دقیقاً چیه؟
#احمد_بستانی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💯4🤝2
سنگِ زمين ما همه چون دُرّ و کيمياست
#حسین_کمالی
«عصرِ حجر» نام سريال کارتونی بود که بين سالهای ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ در برنامۀ کودک از تلويزيون ملّی ايران پخش میشد. گفتهاند پس از مجموعۀ «خانوادۀ سيمپسون» (ساختهشده از ۱۳۶۸ به بعد) اين نمايش برترين نمايش کارتونی در تاريخچۀ تلويزيون به شمار میرود. دربارۀ هر دو سريال، تحليلهای جامعهشناسانۀ پرشمار، بيشتر در قالب مقالههای کوتاه و بلند يا کتابهای دانشِ رسانهشناسی/ارتباطات منتشر شده، و بحث پيرامون اينکه چه میگويند و چگونه میگويند حتّی به دروس علوم اجتماعی در دانشگاهها راه يافته است.
مجموعۀ اوّل با عنوان انگليسی «خانوادۀ فلينتستون» (The Flintstones— يعنی خانوادۀ چخماقی!)، نخست از ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۵ در امريکا پخش شد. آن سريال و نظايرش برای کودکان در کنار برنامههای متنوّع بزرگسالان —از روزهای زندگی و دختر شاه پريان و خانۀ کوچک گرفته تا والتونها و فرشتگان چارلی يا مرد شش ميليون دلاری— همگی را به ايران میآوردند تا ذهن و ضمير مخاطب فارسیزبان در آن دوره به همدلی و همراهی با بلوک غرب در جنگ سرد جلب شود. اين کوشش در ميان لايههايی از جامعۀ ايران تأثير گذاشت—امّا نه آن قدر يا آن طور که سياستگران زمانه میخواستند.
تا چند دهۀ اخير تعبير عصر حجر اغلب در زبانِ اهلِ سياست مرادف دوران توحّش و فقدان تمدّن به کار میرفت، و بهخصوص مردمان خارج از دايرۀ تاريخ اروپا —مثلاً بوميان استراليا— را متعلق به آن عصر میانگاشتند. امّا انسانشناسان مدّتهاست معلوم ساختهاند که چنان کاربرد مغرضانهای از بن نادرست است. کارتون «عصر حجر» به نوبۀ خود، با آگاهی از چنان نقدهايی، بار معنايی آن تعبير را وارونه میسازد. گويی بشر هميشه از دوران بسيار دور تا روزگار مدرن همواره با ابتلائات کمابيش مشابه روبهرو بوده است. اينجا تصوّر جهان پيشاتاريخی هنرمندانه با تصوير زندگانی طبقۀ متوسّط معاصر در قالبی طنزآميز تلفيق شده است: از انتظار کارکنان برای بوقِ اعلان پايان وقتِ کار—که پرندهای با کشيدن دمش فرياد میزند— تا پيچيدگیهای تنظيم خرج و برج، گرفتاریهای چشم و همچشمی با همسايهها، و زورگويی شوهران به زنانی که از خودشان بسی باهوشترند و از کياست بهرۀ بيشتر دارند. در هر قسمتِ سريال، رئيس خانوادۀ چخماقی—فـــــــــــــــرِد فلينتستون— بر سر همسرش ويـــــــــلما نعرۀ اعتراض و مخالفت سر میدهد، ولی سرانجام میفهمد که خانم از ابتدا درست میگفته و حرف آخر مرد به زنش میبايست يک کلمه باشد: چشم!
طرفين درگير در جنگ سرد در دهههای ۱۳۳۰ تا ۱۳۶۰، طيفی از فضيلتهای اخلاقی را هر کدام نزد خود نيرومندتر و ريشهدارتر مینماياندند—از آرمانخواهی، سختکوشی، درستکاری، و فروتنی، تا شجاعت، عدالتطلبی، و دستگيری از افتادگان و فرودستان. فاصله با واقعيت البته غلبۀ تام داشت، چون کارويژۀ رسانهها بيشتر تزيين و اغراق بود. با رواج گستردۀ شبکههای کابلی تلويزيون در اوائل دهۀ ۱۳۶۰، آن گرايش رنگ باخت. با فرو کش کردن جنگ سرد هم ورق برگشت، و برنامهسازی يکسره دگرگون شد. سپس از دهۀ ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ ژانر موسوم به واقعيتنمايی تلويزيونی (Reality TV)، با افشاگری از جنبههای پوشيدۀ زندگانی افرادِ مختلف، مستقيماً به فرسايش فضائل اجتماعی و عادیسازیِ ناترازیهای رفتاری دامن زد. در آن قبيل نمايشها صحنه چنان بر پا میشد تا قهرمانِ ماجرا هنجارشکنترين مردمان باشد. و آن شيوه بييندگان را شگفتزده و مجذوب میساخت. تأثير اين شگفتینمايیهای افراطی از آغاز تا کنون نزد اهل نظر مايۀ نگرانی بوده است.
از ميان نمونههای برجستۀ ژانر واقعيتنمايی تلويزيونی بايد نمايشی با عنوان کارآموز (The Apprentice) را نام برد که از سال ۱۳۸۳ بر صفحۀ تلويزيون آمد، و زود به محبوبيت جهانی و موفقيت تجاری فوقالعاده رسيد. درجۀ تأثيرگذاریش را از آنجا میتوان سنجيد که چهرۀ اصلی هر چند خوشنام نبود، امّا ديرزمانی نگذشته پس از شروع ايفای نقش در آن برنامه به بالاترين موفقيتها نائل شد.
اين پرسش همچنان پيش روی اهل تأمل مطرح است که ذهن و ضمير مردمان را چطور میتوان بهدرستی شکل داد؟ رسانههای عمومی رفتار مخاطبان را در عمل چگونه تغيير میدهد؟ پنجاه شصت سال پيش که سريال کارتونی عصر حجر ساخته میشد، پاسخ با امروز بسی تفاوتها داشت. چه کسی آن روز میتوانست گمان برد که نيم قرن بعد کسانی خواهند آمد که با تکيه بر رسانههای پيشرفته در ايالات متحدّۀ امريکا قدرت بگيرند، ولی بعضاً سادهترين ملاحظات متعارف را در گفتار و رفتار سياسی کنار بنهند؟ کسانی که گاه بیبهرگی و بیاعتنایيشان به فرهنگ و خِرَد يادآور تاريکیهای عصر حجر است!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
از صبح امروز سهشنبه ۱۸ فروردین، و چند ساعت پیش از اتمام ضربالعجل ترامپ مبنی بر اینکه «یک تمدن امشب از بین خواهد رفت»، پلها و خطوط راهآهن ایران توسط اسرائیل بمباران و ویران شد؛ در سایۀ بلاهت و خیانتهای بیگانهپرستان که ادعا میکردند آمریکا برای ما بهترش را خواهد ساخت. اما خوب است جنگ جهانی دوم و اشغال ایران برای ارسال محمولههای نظامی به جبهۀ شوروی با راهآهن سراسری را به یاد بیاوریم.
مهندس جعفر شریفامامی، از مدیران راهآهن در زمان جنگ دوم جهانی، در مصاحبه با پروژۀ تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد میگوید که متفقین قرار بود در پایان جنگ جهانی و اشغال ایران، لکوموتیو و واگنهایی را که در راهآهن ایران راندهاند، به ما بدهند. ولی آمریکاییها پول همان فرسودهها را هم گرفتند و با پنهانکاری حجم محمولهها از دادن کرایۀ واقعی سر باز زدند:
«وقتی از بازداشت آمدم بیرون اعضای راهآهن برای من تعریف کردند که یک روزی جشنی گرفتند در راهآهن و در آن جشن به لکوموتیو یک تابلو نصب کرده بودند که شش تا صفر داشت نوشته بود باربری راهآهن امروز به اینقدر تن رسیده است که به روسیه فرستاده شده و گویا آن پنج میلیون تن بود، پنج میلیون تن بود اما پنجش را ننوشته بودند. پنجش را خالی گذاشته بودند که خودشان فقط میدانستند و اینها در واقع از این وضع سوءاستفاده کردند تا از پرداخت کرایهای که باید به ایران میدادند خودداری کنند.
البته در مقابلش اینها قرار بود تمام وسایل نقلیهای که آوردند لکوموتیوها و واگنها آنچه که میماند، بعد از جنگ بگذارند برای راهآهن، چون اولاً کشتی بهقدر کافی نداشتند که اینها را ببرند و بعد هم دیگر مقدارش فرسوده شده بود و صرف نمیکرد برایشان. این بود که هر وقت هم صحبت میشد میگفتند که ما تمام این وسائل نقلیه را بعداً در اختیار راهآهن میگذاریم و حال آنکه یک روزی بخشنامهای آمد از طرف وزیر راه بود یا وزیر دارایی حالا یادم نیست محمد بدر وزیر دارایی بود و صدرالاشراف هم نخستوزیر بود. اینها مذاکره کرده بودند که آنچه از لوازم راهآهن و وسائل نقلیه و غیره که آوردهاند و مورد احتیاج است نگه داریم و بقیه را هم ببرند و یک بخشنامه صادر شد به تمامی نواحی راهآهن که صورت بدهید از وسائل نقلیه و تأسیساتی را که آمریکاییها آوردهاند، چه چیزهاییش را لازم دارید و بقیهاش را ببرند. اینها هم به تصور اینکه مجانی است صورتها را خیلی مفصل دادند. بعد معلوم شد که اینها را حساب کردند و پولش را یک چک از طرف وزیر دارایی آن وقت که روزنامهها نوشتند، داده شد به مأمور آمریکایی.
البته آمریکاییها که آمدند یواشیواش تمام دستگاههای راهآهن را قبضه کردند و آن قدر نفر و افسر و غیره داشتند که تقریباً میتوانستند تمام راهآهن را بدون اینکه به ایرانیها احتیاجی باشد بگردانند. فقط پستهای پایین را برای ایرانیها نگه داشته بودند ولی پستهای بالا را همه خود آمریکاییها متصدی بودند.
بعد از اینکه این بازپرسی شد یک عدهای را فرستادند به رشت تحویل روسها دادند. یک عدهای ما را آوردند تهران در مریضخانه ۵۰۰ تختخوابی که هنوز دایر نشده بود و ساختمانی آماده بود آنجا تخصیص دادند به بازداشتیهای متفقین و به من هم یک اتاق دادند و ما را در حدود یک سال و مرا یک سال و پنج روز آنجا نگه داشتند.
... من جزو آخرین دسته بودم که آزادم کردند. بعد از اینکه بیرون آمدم دیگر نرفتم راهآهن و دیگر [از] راهآهن زده شده بودم با آن طرزی که من آنجا کار کرده و جان کنده و زحمت کشیده بودم، این حادثه که برایم رخ داده بود، نسبت به دستگاه و همه بسیار بدبین و ناراحت بودم و همیشه فکر میکردم که حق بود دولت از ما حمایت میکرد. آخر در مملکت خودمان بازداشت خارجی شدیم.»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Iran Oral History
جعفر شریف امامی، متن کامل مصاحبه
مصاحبه با آقای جعفر شریفامامی
تحصیل در رشته مهندسی و راهآهن در آلمان و سوئد
وزیر راه، وزیر صنایع و معادن
ریاست مجلس سنا
سرپرست بنیاد پهلوی
نخستوزیر
روایتکننده: آقای مهندس جعفر شریفامامی
تاریخ مصاحبه: ۱۳ می…
تحصیل در رشته مهندسی و راهآهن در آلمان و سوئد
وزیر راه، وزیر صنایع و معادن
ریاست مجلس سنا
سرپرست بنیاد پهلوی
نخستوزیر
روایتکننده: آقای مهندس جعفر شریفامامی
تاریخ مصاحبه: ۱۳ می…
اِلینهگی
#حمیدرضا_یوسفی
عباس امانت: نمونه امروز جهالت ایرانی تنک یو بیبی است.
https://x.com/Hrezay/status/2040324156110127494
🎙Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
Hamidreza Yousefi (@Hrezay) on X
مصاحبه عباس امانت با رادیو فردا بینظیر است. امانت مشخصاً از توحش تجاوز خارجی میگوید که از صفویه تا به امروز سابقه نداشته، از جاهلانِ فرنگنشینی -از جمله رضا پهلوی- میگوید که فهمی از واقعیت امرو…
👍2
اِلینهگی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤2🔥1
اِلینهگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از اون مرد بختیاری که با برنو تیر انداخت تا مردمی که رفتند خارک یا روی پل و نیروگاه جمع شدند تا آرشوار با جانشان از وطنشان محافظت کنند تا اون که پای لانچر، دست و پای خودش را فدا کرد و دیگر سربازان که جانشان را فدای حفاظت از ایران نمودن.
چه صحنههای رشکبرانگیزی از ایرانی بودن
https://x.com/i/status/2041660974554321079
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5
اِلینهگی
https://x.com/i/status/2041597453632172204
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
MOJTABA NAJAFI (@mojtaba_najafi) on X
چه صحنه های زیبایی از مقاومت مدنی رخ داد: مردمی که بر پل سفید اهواز، دستها را زنجیر کردند تا پیام دهند این خاک صاحب دارد. هنرمندانی که سازهای خود را برابر نیروگاههای برق کوک کردند، بر ویرانه های خانه موسیقی و راه آهن به نشان ایستادگی خواندند و نواختند. زنده…
❤5
https://www.nytimes.com/2026/04/08/business/energy-environment/iran-war-oil-gas-prices-energy.html
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Nytimes
It Will Take Months to Get Oil and Gas Flowing out of the Persian Gulf
Some wells can be turned on in days or weeks, but bringing the Gulf’s energy system back to something akin to normal will take months.