اکنون دو حالت متصور است؛ یا طرف آمریکایی در تبدیل این وضعیت به جنگ مجدد تعلل خواهد کرد و خواهد کوشید با افزایش فشار در حوزه کشتیرانی ایران و ایجاد فشار اقتصادی، موضع خود را ارتقا داده و پس از آن در ادامه مسیر دیپلماتیک جدیدی را باز کند. مسلما در آنصورت، ایران به منظور واکنش به فشار به حوزه کشتیرانی و نفت خود، بسمت برخی اقدامات جبرانی در منطقه حرکت خواهد کرد؛ اما توصیه اکید این است که ایران زمانرا از دست نداده و با رایرنی سطح بالا با قدرتهای بزرگ و تعریف نقش مشخصی برای آنها در دوران پساجنگ در منطقه، زمینه وساطت آنها را بشکلی که وزنه وساطت آنها به نفع تهران سنگینی کند، فراهم کند. بارها گفته ایم و باز هم میگوییم که سطح اینپرونده، سطح کشورهای کوچکی چون عمان و قطر و قدرتهای منطقه ای چون پاکستان نیست. همچنین تهران دیکر نباید حضور ویتکاف و کوشنر را در مذاکرات بپذیرد.
حالت دوم این است که ضمن افزایش فشار اقتصادی بر ایران، فضا حتی زودتر از دو هفته بسمت عملیاتهای ترور و تصاعد جنگ و شاید حرکت بسمت تخریب زیرساختها پیش خواهد رفت؛ که این به آن معنی است که اسراییل به عنوان پیشران و مسبب اصلی این جنگ، هزینه های ادامه جنگ را برای خود کمتر از فواید آن ارزیابی میکند. در آنصورت، تهران برای تحقق شروط خود، چاره ای ندارد جز آنکه علاوه بر حفظ فشار بر بازارهای جهانی و اقدامات جبرانی در منطقه، برخی از ملاحظات در مدیریت جنگ ۴۰ روزه را - که مبتنی بر دکترین جنگ فرسایشی است - کنار گذاشته و در بازه زمانی کوتاهتری نظام محاسباتی را در اسراییل تغییر دهد تا فضا برای گشوده شدن باب جدیدی از مذاکره در کوتاهترین زمان هموار شود.
در هر دو حالت باید دقت کرد که اولا آمادگی برای بدترین شرایط، من جمله ترور و جنگ زیرساختی شرط عقل است و ثانیا مساله مدیریت صحنه و زمان برای ایران بسیار مهم است و تهران با فعالیت گسترده در سطوحعالی دیپلماسی و رایزنی با قدرتهای بزرگ و کنار گذاشتن برخی ملاحظات در بانک اهداف، نباید اجازه دهد که ایالات متحده مدیریت زمان و صحنه را به دست گیرد.
https://x.com/i/status/2043230162238451929
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👍1👎1👏1
#محمد_مالجو
مقصر، بیتردید، جمهوری اسلامی است که نسلی را در دامان نظام آموزشی و اجتماعی فلجشدهاش پرورانده که حتی ابتداییترین بدیهیات عقل سلیم را هم نمیفهمند. نمونهاش همین کاربر حقیرِ شبکهٔ ایکس که چکیدهٔ یاوهاش چنین است: بمباران کنید، اما لطفاً مؤدبانه و با دقت که به مردم آسیبی نرسد!
این همان اوج نفهمیِ آراسته به ژست سیاسی است، نمایش عریانِ حماقتِ بیمرز که با وقاحت در لباس تحلیل عرضه میشود: خیال خامِ کسی که میپندارد جنگ را میشود مثل یک پروژهٔ مهندسیِ تمیز مدیریت کرد و ویرانی را با چند قید اخلاقیِ دلخواه بیخطر ساخت.
نادانِ مدعی چنان از فهم ابتدایی واقعیت تهی است که گویی حتی یک لحظه هم به معنای جنگ فکر نکرده: جنگ یعنی تخریبِ کور، یعنی نابودیِ زیرساخت، یعنی لهشدن زندگی مردم، نه پروژهٔ مهندسیِ اتوکشیده با دستورالعمل اخلاقی. این سطح از نفهمی فقط خجالتآور نیست، خطرناک است، چون خشونت را بزک میکند و فاجعه را به نام عقلانیت میفروشد، بیآنکه بفهمد نخستین قربانی همین توهمات دقیقاً همان مردمیاند که بهدروغ ادعای دفاعشان را دارد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1👍1👎1👏1👌1
#حسین_قتیب
یکی از جدیترین خطاهای تحلیلی در مواجهه با وضعیت پیش از آتشبس، پناه بردن به تمثیلهای تاریخیِ نادقیق است. در هفته اخیر، بارها شنیدهایم که شرایط امروز با «فتح خرمشهر» یا «فاو» مقایسه میشود؛ گویی در آستانه یک پیروزی تعیینکننده قرار داشتیم که اگر در آن مکث کنیم، دستاوردها از دست خواهد رفت. این روایت، در بهترین حالت سادهسازی است و در بدترین حالت، میتواند به تصمیمگیریهای پرهزینه منجر شود.
فتح خرمشهر یک نقطه عطف روشن در جنگ بود، نه یک استعاره قابل تعمیم. در آن مقطع، یک شهر کلیدی بازپس گرفته شد، بخش وسیعی از خاک کشور آزاد شد، هزاران اسیر گرفته شدند، و مهمتر از همه، موازنه نظامی و سیاسی به شکل ملموس تغییر کرد. این یک «پیروزی قابل تثبیت» بود؛ دستاوردی که میشد آن را به سرمایه سیاسی و دیپلماتیک تبدیل کرد.
اما وضعیت فعلی چنین مختصاتی ندارد. اگرچه برای چند هفته تنگه کنترل شد اما با شرایط بعد از آتش بس نتوانستیم آن را تثبیت کنند. در عوض، هزینههایی جدی پرداخت شده: از دست دادن فرماندهان کلیدی، و رهبر ، آسیب به زیرساختها، و افزایش سطح آسیبپذیری. در چنین شرایطی، صحبت از «لحظه خرمشهر» بیشتر بازتاب یک نیاز روانی برای معنا دادن به وضعیت است تا یک ارزیابی راهبردی دقیق.
قیاس با فاو نیز تفاوت ماهوی شرایط را نادیده میگیرد. فاو یک گلوگاه ژئوپلیتیکی مشخص بود که با تصرف آن، دسترسی عراق به دریا و بخشی از ظرفیت اقتصادیاش مختل شد؛ یعنی یک اهرم سخت، پایدار و قابل دفاع ایجاد شد.
در مقابل، حتی در مورد تنگه هرمز نیز نوعی ایراد تحلیلی دیده میشود. تفاوت میان «توان ایجاد اختلال» و «کنترل پایدار یک گلوگاه» دقیقاً همان شکافی است که این قیاسها نادیده میگیرند.
مسئله اصلی این است که این تمثیلها، واقعیت را روشن نمیکنند؛ آن را میپوشانند. وضعیت فعلی نیازمند یک ارزیابی سرد و دقیق است: چه چیزی واقعاً به دست آمده؟ چه چیزی از دست رفته؟ و کدام ابزارها میتوانند به تولید یک دستاورد پایدار منجر شوند؟
تا زمانی که تحلیل ما بر استعارههای نادرست بنا شده باشد، تصمیمهای ما نیز بر زمین سست استوار خواهد بود. و در سیاست، زمین سست، معمولاً هزینههای سنگینی دارد.
( عملیات رمضان ۱۳۶۱ )
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
سه نقلقول از «تأملی بر جنگ، کلاوزویتس»
#بابک_مینا
«وقتی نیروهای درگیر در قالب دولتها متجسد میشوند، دارای سرزمین، منابع و متحدان هستند. جنگ در مکان جریان مییابد، زمان میبرد، مانند صاعقه ناگهانی پدیدار نمیشود، بلکه در روند روابط میان دولتها جای میگیرد. پیروزی یا شکست به ندرت جنبهای مطلق و نهایی دارد. طرفهای درگیر یکدیگر را میشناسند و کموبیش میدانند از از چه باید بترسند یا چه انتظاری داشته باشند. بدین سان، از مطلقگراییِ مفهومی به احتمالاتِ جهان واقعی بازمیگردیم و در نتیجه ناگزیر میشویم اهمیتِ واقعیِ سیاست، انگیزههای منازعه و اهدافِ مورد نظر را دوباره به رسمیت بشناسیم.»
«جنگِ ملتهای متمدن از یک وضعیت سیاسی سرچشمه میگیرد و به وسیلهٔ انگیزهای سیاسی برانگیخته میشود. بنابراین، این هدفِ سیاسی است که عالیترین معیار در هدایت جنگ را تشکیل میدهد. تنها در صورتی وضع به گونهای دیگر میبود که جنگ، پس از آغاز، دیگر فقط از قوانین خاص خود پیروی میکرد و از سیاستی که آن را پدید آورده مستقل میشد، همچون انفجاری که صرفاً بر اساس تدارکات پیشین تعیین میشود. این برداشت سنتی، به نوشتهٔ کلاوزویتس به کلی نادرست است، هرچند تا امروز به طور گسترده پذیرفته شده است. جنگ واقعی با رها شدن کامل و کورِ خشونت قابل مقایسه نیست؛ بلکه به قدر کافی آهسته پیش میرود تا همچنان تحت سلطهٔ ارادهٔ یک عقل هدایتکننده باقی بماند.»
«ابزار، یعنی وسیله، بیتردید بر نیت سیاسی تأثیر بازگشتی میگذارد، اما این تأثیر هرگز چیزی جز تغییری در آن نیست: «هدف سیاسی، غایت است؛ جنگ وسیله است؛ و هرگز نمیتوان به وسیله جدا از غایت اندیشید.»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
خوشحالم که عقل ما هنوز پارهسنگ برنداشته است.
زنده باد ایران
دور باد از تو اهرمن
#کوهزاد_اسماعیلی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👌2👍1
https://x.com/i/status/2041585649866686879
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔3
«حملات هوایی علیه صنایع ایران، میلیونها شغل را در معرض خطر قرار میدهد»
یادداشتی است از #هادی_کحالزاده
(پژوهشگر اقتصاد رفاه)
او توضیح داده است که الگوی حملات اسراییل و آمریکا زیرساختهای اصلی بازار کار ایران را هدف گرفته است و برآورد میشود این جنگ ۴۰روزه به ازدسترفتن ۳ تا ۴ میلیون شغل منجر شود. جنگ تاکنون به بیش از ۱۲۵ هزار ساختمان غیرنظامی آسیب زده؛ ازجمله ۳۳۹ مرکز درمانی، ۳۲ دانشگاه، ۸۵۷ مدرسه؛ و بیش از ۲۰ هزار واحد صنعتی (حدود ۲۰ درصد از واحدهای تولیدی کشور). براساس برخی برآوردها، این جنگ تاکنون بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار به زیرساختهای غیرنظامی خسارت وارد کرده است. این غیر از پیامدهای گستردۀ اقتصادی این جنگ است. زنجیرههای تأمین، شبکههای حملونقل و خدمات بازرگانی مختل شدهاند و بسیاری از شرکتها در برابر فشار همزمان جنگ، تورم، رکود، و سقوط تقاضا فعالیت خود را متوقف کردهاند. بخشهایی از یادداشت را در ادامه میخوانید:
در میان هزاران واحد تولیدی ویرانشده، آسیب وارد شده به بخش فولاد ایران از همه چشمگیرتر است. بررسی طرح آمارگیری نیروی کار و طرح کارگاههای صنعتی ایران نشان میدهد که فولاد، نهادهای اصلی برای حدود ۴۲ درصد از زنجیره تأمین صنعتی کشور است و فعالیت در بخشهای مختلف تولید، از جمله خودروسازی و ساختوساز، بر آن استوار است. براساس برآورد، اختلال در تولید و توزیع فولاد، ۱.۸ میلیون شغل در بخشهای صنعتی و ۳.۸ میلیون شغل وابسته به ساختوساز را تهدید میکند.
واحدهای پتروشیمی و داروسازی نیز که در جریان جنگ آسیب دیدهاند و در مجموع حدود ۳۰ درصد از تولید صنعتی ایران را تشکیل میدهند، منبع مهم دیگری از آسیبپذیری بازار کار به شمار میآیند. ازآنجاکه این بخشها نهادههای حیاتی صنعتی و کالاهای ضروری تأمین میکنند، اختلال در آنها، ۱.۲ میلیون شغل دیگر را در معرض خطر قرار میدهد.
حتی بنگاهها و بخشهایی که مستقیماً هدف بمباران قرار نگرفتهاند نیز فعالیت خود را کاهش دادهاند. در مواجهه با رکود، محدودیت نقدینگی، کاهش تقاضا، و ابهام عمیق نسبت به آینده، بسیاری از شرکتها تولید خود را متوقف کرده، سرمایهگذاری را به تعویق انداخته و طرحهای توسعه را متوقف کردهاند. تورم، این شوک را شدیدتر کرده است. در ماه مارس، نرخ تورم نقطهبهنقطه به ۷۲ درصد رسید. تعطیلی طولانیمدت ناشی از جنگ، همراه با کاهش درآمد خانوارها و نگرانی از تشدید درگیری، منجر به افت مصرف خصوصی و رکود تقاضا در سطح ملی شده است.
با توجه به الگوی حملات، حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیون شغل؛ معادل نزدیک به ۵۰ درصد از اشتغال کشور، در معرض خطر قرار دارند. این به معنای از بین رفتن این شغلها نیست، بلکه نشان میدهد بخش بزرگی از نیروی کار ایران در سایۀ بیکاری موقت یا اخراج زندگی میکنند.
حتی پیش از جنگ ۴۰روزه، بازار کار ایران شکننده بود. تحریمهای طولانیمدت، رکود تورمی، و پیامدهای بهجامانده از همهگیری کرونا، ظرفیت اقتصاد کشور برای جذب شوکهای کلان را تضعیف کرده بود. از مارس تا سپتامبر ۲۰۲۵، اقتصاد ایران بهدلیل آثار ترکیبی خشکسالی، انفجار در بندر شهید رجایی در آوریل، و جنگ ۱۲روزه در ژوئن، ۰.۵ درصد کوچکتر شد و ۷۵۰ هزار شغل از بین رفت.
با توجه به وضعیت اقتصادی پس از جنگ ۱۲روزه، احتمالاً بازار کار به روند انقباضی خود ادامه خواهد داد. اگر از سپتامبر گذشته تاکنون خسارات بیشتری رخ نداده باشد و تنها ۳۰ درصد از ۱۰ تا ۱۲ میلیون شغل در معرض خطر نهایتاً از بین برود، ایران حدود ۳ تا ۴ میلیون شغل از دست خواهد داد. این رقم معادل حدود ۱۵ درصد اشتغال کشور است؛ بزرگترین افت اشتغال در تاریخ معاصر ایران.
پرداخت مقرری بیکاری برای ۳ تا ۴ میلیون نفر به مدت ششماه، تقریباً نیازمند حدود ۵۰۰ هزار میلیارد تومان است. انقباض ۱۵ درصدی در بازار کار بههمین معنا خواهد بود که درآمد سازمان تأمین اجتماعی، بزرگترین صندوق بازنشستگی ایران، ۲۵ تا ۳۰ درصد افت خواهد کرد. پر کردن این شکاف تأمین مالی نیز نیازمند حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار میلیارد تومان دیگر خواهد بود. در مجموع، بار مالی ناشی از بیکاری جنگی تقریباً معادل ۲۰ درصد از بودجۀ عمومی ایران است؛ بودجهای که خود با کسری شدید همراه است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
www.bourseandbazaar-substack.org
Airstrikes Targeting Iranian Industry Put Millions of Jobs at Risk
Iran's labor market may have been the intended target of airstrikes on key industrial sites.
#علی_آردم
مدتی پیش، در یک برنامه ویدیویی، آقای تفرشی از من پرسید: «چرا ما نمیتوانیم مانند ویتنام با آمریکا به توافق برسیم؟» پاسخ من در آن لحظه تنها یک لبخند بود، اما پاسخ واقعی این بود: «چون ما با ویتنام بیست سال نجنگیدیم.»
اگر به جنگ ویتنام و توافقات پس از آن بنگریم، با مفهومی کلیدی در مطالعات استراتژیک مواجه میشویم: «شکست اجبار». ایالات متحده در این جنگ تلاش کرد با تحمیل هزینههای سنگین نظامی، اراده سیاسی ویتنام شمالی را تغییر دهد؛ اما با وجود برتری نظامی، نتوانست رفتار طرف مقابل را مطابق خواست خود دگرگون کند.
مفهوم اجبار، بهویژه در آثار توماس شلینگ و سپس رابرت پاپه، از «زور محض» متمایز میشود. زور محض معطوف به نابودی توان دشمن است، اما اجبار ناظر بر واداشتن او به تغییر رفتار سیاسی (عقبنشینی، پذیرش مصالحه یا دست کشیدن از هدف) است. از اینرو، ممکن است بازیگری از نظر نظامی برتر باشد، اما در سطح اجبار شکست بخورد، زیرا نتوانسته تصمیم سیاسی حریف را تغییر دهد.
در مرکز این مفهوم، برداشتی خاص از عقلانیت قرار دارد: بسیاری از دولتها تصور میکنند که با افزایش هزینههای جنگ (از بمباران گرفته تا تحریم) طرف مقابل ناچار به عقبنشینی خواهد شد. اما پژوهشهای پاپه نشان میدهد که این رابطه الزاماً برقرار نیست. راهبردهای تنبیهی زمانی ناکام میمانند که هدف سیاسی طرف مقابل برای او حیاتی باشد؛ یعنی عقبنشینی نه یک امتیاز معمولی، بلکه معادل شکست تاریخی یا فروپاشی مشروعیت تلقی شود. در چنین شرایطی، افزایش فشار نهتنها به تسلیم نمیانجامد، بلکه میتواند به مقاومت بیشتر منجر شود.
اجبار معمولاً بر چند پیشفرض استوار است: اینکه طرف مقابل هزینهها را همانگونه که طراح اجبار انتظار دارد درک میکند؛ اینکه امکان کاهش یا دور زدن این هزینهها را ندارد؛ و اینکه هدف مورد مناقشه برای او آنقدر حیاتی نیست که هر بهایی را بپردازد. «شکست اجبار» زمانی رخ میدهد که این پیشفرضها از کار بیفتند. در این حالت، بازیگر هدف به این جمعبندی میرسد که ادامه مقاومت، حتی با وجود هزینههای بالا، کمهزینهتر از عقبنشینی است. از همین رو، در بسیاری از جنگها، بازیگری که ضعیفتر به نظر میرسد، در سطح اجبار دوام بیشتری میآورد.
جنگ ویتنام نمونهای روشن از این وضعیت است. ایالات متحده توانست نیروی نظامی گستردهای به کار گیرد و خسارات سنگینی وارد کند، اما نتوانست هدف اصلی خود، یعنی واداشتن هانوی به دست کشیدن از پروژه وحدت سیاسی را محقق سازد. برای رهبری ویتنام شمالی، جنگ صرفاً نزاعی محدود نبود، بلکه بخشی از پروژه استقلال و وحدت ملی به شمار میرفت. در چنین چارچوبی، فشار نظامی، هرچند شدید، کارکرد تنبیهی مورد انتظار را پیدا نکرد. در نتیجه، دوگانه «برتری نظامی» و «موفقیت سیاسی» معنا گرفت.
شکست اجبار معمولاً به توقف فوری جنگ منجر نمیشود، بلکه توهم پیروزی از طریق فشار را فرسوده میکند. تا زمانی که یک طرف باور دارد با افزایش فشار میتواند اراده حریف را بشکند، جنگ ادامه مییابد. پایان زمانی نزدیک میشود که این باور از میان برود و بازیگر اجبارکننده دریابد ابزارهای موجود به هدف سیاسی منتهی نمیشوند. در مورد آمریکا، این فرسایش راهبردی زمینهساز حرکت به سوی مذاکره و در نهایت توافق پاریس شد. اسناد مذاکرات نشان میدهد که تا سال ۱۹۷۳ (۱۳۵۲ شمسی)، سیاست آمریکا عملاً به سمت پایان مداخله مستقیم و تنظیم شرایط خروج تغییر جهت داده بود. توافق ۲۷ ژانویه ۱۹۷۳ نیز در همین چارچوب شکل گرفت: توافقی برای پایان جنگ که در عمل خروج آمریکا را تثبیت کرد.
در نهایت، شکست اجبار زمانی رخ میدهد که یک قدرت نظامی درمییابد ابزارهای فشار، هرچند پرهزینه و ویرانگر، قادر به تولید نتیجه سیاسی مطلوب نیستند. همین نقطه است که مسیر جنگ را از «ادامه برای پیروزی» به «پایان برای خروج» تغییر میدهد و مسیر را برای یک توافق پسینی آماده کند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1👍1👎1
اِلینهگی
[ایده] اسرائیل نفرینی است بر دوش جهان... گویی طرحی درکار بوده باشد، همه چیز آلوده و پلید میگردد، تا به روشنی تمام نشان داده شود که: بنگرید! اینک شر!
جاذبه و رحمت
#سیمون_وی
ترجمه #بهزاد_حسینزاده
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌1💯1
اِلینهگی
[ایده] اسرائیل نفرینی است بر دوش جهان... گویی طرحی درکار بوده باشد، همه چیز آلوده و پلید میگردد، تا به روشنی تمام نشان داده شود که: بنگرید! اینک شر! جاذبه و رحمت #سیمون_وی ترجمه #بهزاد_حسینزاده 🇮🇱 Ellinne
از قول پروست میخواندم عادتها باعث شده ما «واقعیت زندگی» را فراموش کنیم. برای همین رمان میخوانیم. قصهها باعث میشوند در تماس با تجربه زندگی و خلافآمد عادتهایش باشیم. خودِ زندگی را تجربه کنیم: عشق، فقدان، سوگ، رستگاری، شکست، جنگ، مرگ...قصه، ولو برای چند ساعت علیه فراموشی روزمره مقاومت میکند.
اولین درس کلاس داستاننویسی آقای جزینی همین بود: به طور کلاسیک داستان از روایت عادی عادتها شروع میشود (تعادل اولیه)، به چالشی میخورد (اوج داستان) و با بازگشت به عادتها تمام میشود (تعادل ثانویه). عادتها و آدمهایی که بعد از عبور از «حادثه» همان آدمها و عادتها نیستند و مسیرشان در افق متفاوتی پیش خواهد رفت. چیزهایی اضافه و کم شده به تجربه زندگی که باعث میشود تعادل ثانویه همان تعادل اولیه نباشد.
ما در این محدوده از کره زمین زیاد تعادل را تجربه نمیکنیم. فراموشی با غلبه عادت نمیآید، حاصل موج بعدی حوادث است. ریتم داستانمان تند است. از اوجی به اوج دیگر. مدام در حال «شدن» هستیم. زمین و زمان اجازه عادت کردن و عادی شدن نمیدهد. گرچه امیدوارم بالاخره برسد آن تعادل ثانویه که ماهم فرصت کنیم خودِ دنیادیده و تثبیتشدهمان را با نسخه قبل از خودمان بسنجیم. قبل از پهلوی، قبل از انقلاب، قبل از جنگ، قبل از هفتاد و شش، قبل از هفتاد و هشت، قبل از هشتادوهشت، قبل از نودوهشت، قبل از حرونا، قبل از چهارصد و یک، قبل ازجنگ دوازده روزه چهارصدوچهار، قبل از دیماه چهارصدوچهار، قبل از این جنگ...
اینبار داریم در یک رئالیسم جادویی خشن زندگی میکنیم. در رئالیسم جادویی همه چیز طبیعی به نظر میرسد جز یک چیز، ولی هیچ یک از آدمهای قصه از آن «یک چیز» متعجب نیستند. همه آدمهای داستان جوری رفتار میکنند که انگار آن چیز «عجیب» کاملاً طبیعی است. جادوی سیاه، طبیعیِ غیرطبیعی داستان ما اسرائیل است. تکرار عادت کشتار عامدانه و بیرحمانه انبوه غیرنظامیان توسط اسرائیل چیزی را در جهان تکان نمیدهد. دست کم مادامیکه قربانیان اهل خاورمیانه باشند فقط عدداند.
سیمون وی در نقدی که بر «ایدۀ اسرائیل» نوشت اشاره میکند به داستان کُشتیگرفتن یعقوب با خدا و شکست خداوند از او. به عقیده وی این داستان نمود بارز تکبری است که ایده اسرائیل (قوم برگزیده) به نمایش میگذارد
آیا تراژدی بزرگ همین نیست، با خدا جنگیدن و مغلوب نشدن؟
#مریم_نصر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2👏1
الان باید در آغوش مادرت بودی، نه در هیاهوی جنایتِ آمریکا.
#میناب
#ماکان_نصیری
https://x.com/M_Abedii/status/2043284647904223403
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔3🤬1
اِلینهگی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
🖥 جنگ پنهان اسرائیل در بلوچستان؛ همگرایی کمسابقه تهران و اسلامآباد ✍#حسن_حمزه 🔹گزارشی که به قلم اف. ام. شکیل در پایگاه تحلیلی كریدل The Cradle منتشر شد، به بررسی ابعاد پیچیده جنگ پنهانی اسرائیل در بلوچستان و پیامدهای آن برای امنیت منطقهای میپردازد.…
بر اساس متن دقیق سخنان وی، بارنیا ضمن تایید عملیاتهای اطلاعاتی در «قلب تهران» و ارائه دادههای دقیق به نیروی هوایی برای انهدام زیرساخت موشکی، صراحتاً اعلام کرد که مأموریت موساد تا زمان «تغییر رژیم ایران» پایانیافته تلقی نخواهد شد.
اشکنازی در مقام تحلیلگر اشاره میکند که این سخنرانی اگرچه به زبان عبری و در یک مناسبت مذهبی-ملی ایراد شد، اما مخاطب اصلی آن مقامات دولت واشنگتن بودند؛ چرا که اخیراً در ایالات متحده گزارشهایی منتشر شده مبنی بر اینکه موساد با ارائه تصویری اغراقآمیز به «دونالد ترامپ»، مدعی شده بود که حملات نظامی میتواند به سرعت باعث فروپاشی حاکمیت در تهران شود و اکنون بارنیا درصدد دفاع از اعتبار حرفهای سازمان خود برآمده است.
در ادامه این تحلیل راهبردی، نویسنده با استناد به منابع امنیتی فاش میکند که دیوید بارنیا پیشتر طرحی جامع را به مقامات آمریکایی ارائه داده بود که شامل یک مرحله «نبرد پرفشار» و متعاقب آن فرآیندی چند ماهه برای ایجاد تغییرات ساختاری و سیاسی در ایران است.
اشکنازی معتقد است که اجرای راهبرد «محاصره دریایی ایران» که اخیراً مطرح شده، کاملاً با دکترین طراحیشده در موساد برای انزوای فیزیکی و تضعیف اقتصادی تهران همخوانی دارد.
این گزارش تحلیلی هشدار میدهد که برخلاف آرامش ظاهری، «امواج شوک» این تقابل هنوز به سطح عملیاتی نرسیدهاند و در زیر پوست منطقه در حال ذخیره انرژی برای انفجاری قدرتمند هستند.
در واقع، از دیدگاه معاریو، هدف موساد از تداوم عملیاتها، نه تنها ضربه نظامی، بلکه ایجاد زمینهای است که به زعم آنها به «سقوط رژیم» منجر شود.
در بخش دیگری از این گزارش، نویسنده به همزمانی این تهدیدات با آغاز مذاکرات صلح لبنان در واشنگتن پرداخته و مدعی است که دولت رسمی لبنان در خفا تمایل دارد ارتش اسرائیل با تصرف کامل شهر استراتژیک «بنت جبیل»، کمر حزبالله را شکسته و این سازمان را در موضع ضعف قرار دهد. در مقابل، «نعیم قاسم»، دبیرکل حزبالله، با رد ادعای شکست در جبهه جنوب، بر تغییر دکترین نبرد به شیوه «جنگ و گریز» و بازسازی توان رزمندگان خود تاکید کرده است.
معاریو در پایان خاطرنشان میسازد که «یسرائیل کاتس»، وزیر جنگ اسرائیل، تاکنون چهار بار به صورت رسمی نعیم قاسم را به ترور تهدید کرده و او را نفر بعدی در لیست سیاه تلآویو معرفی کرده است؛ چرا که او را مانع اصلی در برابر سناریوهای مشترک آمریکا و اسرائیل برای نظم جدید در لبنان و منطقه میبیند./ مشکات اندیشه
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/military/article-1309965
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
www.maariv.co.il
ראש המוסד דדי ברנע דיבר בעברית - אבל הנאום שלו כוון למקום אחר לגמרי | אבי אשכנזי
ראש המוסד ניסה לשמור על כבודו של הארגון, לאחר שבארצות הברית טוענים כי "מכר" לטראמפ את הפלת המשטר האיראני. וגם: נעים קאסם יודע שחטף את המכה הקשה, ופונה לנקודה הרגישה של הישראלים
اِلینهگی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from خانه مستند
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روایت مستند
اینجا...
قسمت اول
قصه سجاد زارع
شهرک، شهر کوچکیست بافتهشده از تضادها و تفاوتها. از دوستی و دشمنی، همدلی و خستگی، شیفتگی و کلافگی، و اشکها و لبخندها. شهر کوچکی که سادگیِ زندگی روزمره، تپش شریانهای حیاتیاش است. وقتی بمبها فرود میآیند، چه بر سر این تار و پودها میآید؟
در این مجموعه، به قصههایی از شهرک بروجردی سرک میکشیم.
@khane_mostanad
اینجا...
قسمت اول
قصه سجاد زارع
شهرک، شهر کوچکیست بافتهشده از تضادها و تفاوتها. از دوستی و دشمنی، همدلی و خستگی، شیفتگی و کلافگی، و اشکها و لبخندها. شهر کوچکی که سادگیِ زندگی روزمره، تپش شریانهای حیاتیاش است. وقتی بمبها فرود میآیند، چه بر سر این تار و پودها میآید؟
در این مجموعه، به قصههایی از شهرک بروجردی سرک میکشیم.
@khane_mostanad
💔2❤1
«جغرافیای سیاسی تنگه هرمز: توسعه تدریجی نقش ایران (دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰)»
🔷 اثری از پیروز مجتهدزاده، کتابی که به عنوان یکی از مهمترین پژوهشهای ایرانی در زمینه ژئوپلتیک خلیجفارس شناخته میشود.
🔷 پیروز مجتهدزاده، جغرافیدان سیاسی برجسته و استاد بازنشسته دانشگاه تربیت مدرس (متولد سال ۱۳۲۴، نور مازندران) است و یکی از چهره های شناخته شده در حوزۀ ژئوپلتیک و مطالعات مرزی به شمار میرود.
🔷 مجتهدزاده در این کتاب با بهرهگیری از نقشههای دقیق، تلاش کرده است تا تنگه هرمز را نه صرفاً به عنوان گذرگاه نفتی، بلکه به مثابه یک محور ژئوپلتیکی با تأثیرات مستقیم بر جایگاه ایران در نظام بینالملل معرفی کند.
🔷 نسخه اصلی کتاب با شماره کتابشناسی ملی ۴۰۲۶-۷۶م و ترجمه فارسی آن به شماره کتابشناسی ۱۷۳۱- ۷۱م در مخازن سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران موجود است.
🌐 مشاهده خبر کامل
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
ویرانی بیسابقه در لبنان: بیش از ۳۷ هزار واحد مسکونی در ۳۶ روز تخریب یا آسیب دید
بر اساس دادههای منتشرشده، در جریان حملات اخیر رژیم صهیونیستی به لبنان، طی تنها ۳۶ روز، ۳۷٬۸۳۶ واحد مسکونی تخریب یا دچار آسیب شدهاند؛ رقمی که بهطور میانگین از نابودی بیش از هزار خانه در روز حکایت دارد و ابعاد گسترده بحران انسانی را نشان میدهد.
گزارشهای میدانی از جنوب لبنان نشان میدهد که شدت حملات در هفتههای اخیر بهگونهای بوده که بخشهای وسیعی از مناطق مسکونی بهطور سیستماتیک تخریب شدهاند. این حملات که با استفاده از تسلیحات پیشرفته صورت گرفته، به یکی از سریعترین روندهای تخریب زیرساختهای شهری در سالهای اخیر تبدیل شده است.
بر اساس این آمار، مناطق جنوبی لبنان بیشترین آسیب را متحمل شدهاند.
کارشناسان هشدار میدهند که این ارقام صرفاً دادههای آماری نیستند، بلکه نشاندهنده نابودی گسترده خانهها، از بین رفتن زندگیها و آینده هزاران خانواده لبنانی در مدت زمانی بسیار کوتاه است.
متن کامل
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
https://x.com/i/status/2042594716508627405
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤬2
اِلینهگی
فیلمی از تجمعات ایرانیان حامی جنگ در خارج از کشور در پیامرسانهای داخلی دست بدست میشود که در آن به انگلیسی از تجمعکنندگان میپرسند به نظر آنان «کشته شدن این تعداد کودک تا امروز در حمله نظامی آمریکا واسرائیل به ایران ارزشش را داشت؟» و آنها با چهرههای هیجانزده…
خون بیگناهان این جنگ خواب را از آنان که رضایت قلبی از خانه خرابی و خون ریختن داشتند خواهد گرفت.
خون همه مظلومان اینطور است خواه معترض و خواه قربانی جنگ، افراد معمولی نه جنایتکاران با هر توجیهی که در ریختن خون مظلومی عاملیت داشته باشند به میزانی که قصه آن فرد قربانی را بفمهند بار روانی سنگین تری را متحمل میشوند.
Galvin says nearly all the callers he talks to mention the bombing of a girls school in Iran on the first day of the war, which killed at least 165 civilians, many of them children.
https://www.npr.org/2026/04/10/nx-s1-5771612/military-iran-war-trump-conscientious-objector
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
NPR
There's growing disquiet in the military. The Iran war made it worse
Since Trump began his second term, his administration's use of the armed forces has left a growing number in the military unsettled, according to NPR interviews with service members and advocates.
❤2
یعنی چندین هزار کشته و ٢٧٠ میلیارد خسارت و رنج یک ملت نیاز بود تا (فقط!) نزدیک ١٧٪ گاو مخالف جنگ شوند اما همچنان همه این اتفاقات نتوانست یکسومِ این گاوها را مخالف جنگ کند.
https://vxTwitter.com/sekoohzad/status/2044506197328281813?s=52
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤯2🤬2