اِلینه‌گی
1.06K subscribers
4.99K photos
495 videos
43 files
6.4K links
الینه

فرهنگ فارسی معین
(اِ نِ) [ از فر. ] (ص .)

از خود بیگانه
Download Telegram
Forwarded from سوقنا
چرا ۲۶ خرداد برای بازار های مالی اهمیت بالایی دارد؟

🖊نویسنده:سیدمجتبی بقائی

یکی از عوامل مهم و کمتر مورد توجه در بازارهای مالی جهان، «معاملات کری ترید» نام دارد. در این نوع معاملات، سرمایه‌گذاران از کشورهایی که نرخ بهره بسیار پایینی دارند، مانند ژاپن، وام می‌گیرند و آن را به بازارهایی با نرخ بهره بالاتر منتقل می‌کنند تا از تفاوت این نرخ‌ها سود به دست آورند.
سال‌هاست که ین ژاپن ارزان‌ترین منبع تأمین مالی در جهان محسوب می‌شود. بسیاری از صندوق‌های سرمایه‌گذاری و معامله‌گران بین‌المللی با گرفتن وام به ین، دارایی‌های مختلفی از جمله اوراق خزانه آمریکا را خریداری می‌کنند. به همین دلیل، بخشی از تقاضا برای اوراق قرضه دولت آمریکا در سال‌های اخیر ناشی از همین جریان بزرگ معاملات کری ترید بوده است.
اما اکنون شرایط در حال تغییر است. افزایش قیمت جهانی نفت به دلیل تنش‌های سیاسی و اختلال در عرضه انرژی، فشار تورمی تازه‌ای به اقتصاد ژاپن آورده است. در این شرایط، کازوئو اوئدا، رئیس بانک مرکزی ژاپن، به تازگی اعلام کرده که پیش‌بینی می‌شود تورم هسته ژاپن به خاطر گرانی نفت شتاب گیرد، ریسک‌های افزایش تورم بیشتر شده، و نرخ بهره واقعی همچنان بسیار پایین است.
از دیدگاه بازار، این سخنان معنایی روشن دارد: احتمال بالا رفتن نرخ بهره در ژاپن بیشتر از قبل شده است.
اگر بانک مرکزی ژاپن در نشست آینده خود در تاریخ ۱۶ ژوئن ۲۰۲۶ (۲۶ خرداد) نرخ بهره را افزایش دهد، سودآوری معاملات کری ترید کاهش خواهد یافت. در این صورت، بسیاری از سرمایه‌گذاران ناچار می‌شوند برای بازپرداخت وام‌های ین خود، بخشی از دارایی‌های خارجی خود مانند اوراق خزانه آمریکا را بفروشند.
فروش اوراق خزانه آمریکا باعث کاهش قیمت این اوراق و افزایش بازده آن‌ها می‌شود. افزایش بازده اوراق نیز مستقیماً هزینه تأمین مالی دولت آمریکا را بالا می‌برد و فشار بیشتری را به بودجه فدرال، بازار سهام و نظام مالی این کشور وارد می‌کند.
به همین دلیل، مدت زمان باقی‌مانده تا نشست ۲۶ خرداد بانک مرکزی ژاپن را می‌توان یک فرصت مهم برای ایران به شمار آورد. اگر تنش‌های انرژی و شوک نفتی در این مدت ادامه پیدا کند، احتمال شدت گرفتن فشارهای تورمی در ژاپن و در نتیجه افزایش نرخ بهره بیشتر خواهد شد. چنین رویدادی می‌تواند یکی از مهم‌ترین منابع تقاضا برای اوراق خزانه آمریکا را تضعیف کرده و به افزایش بازده این اوراق منجر شود.


🔖با ما همراه باشید...

#آمریکا #نفت #ژاپن #SPR

📱@suqona
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💣پرسپولیسِ ساتراپی و از خود بیگانگی

#مرتضی_هاشمی

مرجان ساتراپی امروز فوت کرد. شخصیت ساتراپی به صورتی که در انیمیشن زندگی‌نامه‌ای پرسپولیس (۲۰۰۷) به نمایش درآمده برای فهم ایران امروز مورد خوبی است. بر اساس روایت خود ساتراپی، هیچ وقت در کشور خودش احساس در خانه بودن نداشت. هیچ آشنایی با رسوم ایرانی وجود نداشته و همیشه در کشورش مثل یک توریست اروپایی زندگی کرده.

همه چیز ایران برایش عجیب بود و بحران‌های سیاسی و اجتماعی ایران هم نماد این غیرطبیعی بودن و بربریت سنتی تلقی شدن. تنها عناصر آشنا محصولات فرهنگی غربی بودن که در فضای پساانقلابیِ دهه‌ی شصت تحت کنترل جامعه و نظام آموزشی بودند.

شخصیت شورشی و سرگشته اما معصومِ شخصیت داستان پرسپولیس، کسی نیست جز یک ایرانی از خودبیگانه شده که حتی توصیف دقیقی از بحران‌های داخلی کشورش نداره و بحران رو به شکل یک توده‌ی غول‌آسای عصبانی در قامت خانم‌های چادری و کمیته‌ای‌ها می‌بینه.

نظام نظارتی شکل‌گرفته پس از انقلاب یک بحران بود و فجایعی رو تا امروز رقم زده. اما ساتراپی نه تحلیلی برای این بحران و فجایع داره، نه علاقه‌ای به انسانی دیدن جامعه‌ی خودش داشت. فقط می‌خواد مثل یک غربی محصولات فرهنگی خودش رو مصرف کنه و در کنارش خورش آلوی سنتی هم بد نیست.

شخصیت قهرمان داستان پرسپولیس بد نیست. از مکان کنده شده و بی‌جا و بی‌مکان و بی‌تحلیل و خودخواهه. به این معنا راستگو هم هست، چون تجربه‌ی بخشی از طبقه‌ی متوسط بالا رو از انقلاب نشون می‌ده.

قصه به نهایت آرزوی خودش هم می‌رسه. اینکه نه فقط مصرف‌کننده‌ی محصولات فرهنگی غربی که روایت شرق‌شناسانه‌اش جزو همون کالاهای فرهنگی غربی باشه. البته که در برخی مدارس آمریکا به عنوان روایت شناخت ایران تدریس می‌شه: یک توده‌ی سیاه و غول‌آسا و شر که نمی‌شه شناختش اما می‌شه بمبارانش کرد.

(تصویر: خانم ساتراپی و همسرش ماتیاس ریپا)

😊Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3👌2💔2👎1
Forwarded from حسین قتیب
مرجانه ساتراپی و مرگ یک روایت: یادنامه‌ای انتقادی برای تصویرگر «پرسپولیس»
‏
مرجانه ساتراپی درگذشت، اما پرسشی که پس از مرگ او باقی می‌ماند نه صرفا درباره زندگی یک هنرمند، بلکه درباره سرنوشت تصویری است که او از ایران ساخت و به جهان فروخت. مرگ هنرمند، اثر را از نقد معاف نمی‌کند. برعکس، لحظه مرگ گاهی لحظه بازگشت جدی‌تر به میراث اوست؛ نه برای سوگواری بی‌قید، بلکه برای سنجش اینکه کدام تصویر از ما، از سوی او در جهان ماندگار شد.

‏ساتراپی با پرسپولیس بدل به یکی از چهره‌های مطلوب بازار فرهنگی غرب شد: زن ایرانی، تبعیدی، منتقد جمهوری اسلامی، مسلط به زبان تصویری ساده، آماده برای ترجمه، آماده برای مصرف، آماده برای قرار گرفتن در قفسه امن وجدان لیبرال اروپا. مشکل دقیقا از همین‌جا آغاز می‌شود. پرسپولیس فقط خاطره شخصی نیست؛ خاطره‌ای است که در لحظه جهانی شدن، خود را به صورت «ایران» عرضه می‌کند. و این ایران، ایرانی است که برای دیده شدن در چشم غرب باید ساده شود، سیاه و سفید شود، مذهبی‌اش خشن شود، انقلابی‌اش هیستریک شود، دهه شصتش به کابوس تقلیل یابد، و جامعه‌اش همچون صحنه‌ای از تاریکی اخلاقی نمایش داده شود که تنها راه رهایی از آن، خروج، تبعید، فرانسه، فردیت سکولار و نگاه اروپایی است.

‏از منظر ادوارد سعید، شرق‌شناسی فقط محصول شرق‌شناسان اروپایی نیست؛ گاهی سوژه شرقی نیز در مقام «راوی بومی» همان دستگاه را بازتولید می‌کند. ساتراپی در پرسپولیس دقیقا در چنین جایگاهی می‌ایستد: او نه شرق‌شناس کلاسیک، بلکه «مخبر بومی» جهان لیبرال است؛ کسی که از درون می‌آید تا به بیرون بگوید ایران چیست. اما آنچه می‌گوید، بیش از آنکه ایران باشد، ایران قابل فهم برای غرب است. ایران او جامعه‌ای است که در آن پیچیدگی تاریخی، طبقاتی، مذهبی و عاطفی دهه شصت در برابر نیاز روایی مخاطب غربی قربانی می‌شود. این همان لحظه‌ای است که خاطره شخصی به کالای پسااستعماری تبدیل می‌شود.

‏پرسپولیس در ظاهر علیه استبداد است، اما در سطح عمیق‌تر، نوعی دیگری‌سازی از جامعه ایرانی را ممکن می‌کند. جامعه مذهبی ایران در این اثر کمتر به مثابه مجموعه‌ای متکثر از انسان‌ها، خانواده‌ها، زنان، مردان، خاطرات، ایمان‌ها، ترس‌ها، فشارها، امیدها و تناقض‌ها ظاهر می‌شود؛ بیشتر به شکل توده‌ای تهدیدآمیز، بی‌چهره، عبوس و سرکوبگر بازنمایی می‌شود. زن چادری اغلب نشانه خطر است، مرد مذهبی اغلب نشانه خشونت، خیابان مذهبی‌شده نشانه فقدان زندگی، و انقلاب اسلامی نشانه سقوط ناگهانی از تمدن به تاریکی. این دقیقا همان زبان بصری است که شرق‌شناسی دوست دارد: جهان مسلمان نه به مثابه امر تاریخی، بلکه به مثابه امر انحرافی.

‏دهه شصت ایران در پرسپولیس نه فقط نقد می‌شود، بلکه کوبیده می‌شود. تفاوت مهمی میان نقد یک دهه پرماجرا و تراژیک با نابود کردن تمام هویت اجتماعی آن دهه وجود دارد. دهه شصت فقط زندان، اعدام، گشت، جنگ و اجبار نبود؛ دهه بسیج اجتماعی، ایثار، مقاومت، خانواده‌های سوگوار، ایمان‌های صادقانه، امیدهای انقلابی، خطاهای فاجعه‌بار، رویارویی برادران و شکل‌گیری نسلی بود که در میان جنگ و ایدئولوژی و محرومیت زندگی کرد. ساتراپی اما این بافت پیچیده را به صحنه‌ای برای تأیید یک نتیجه از پیش آماده فرو می‌کاهد: اینکه ایران پس از انقلاب، ایران از دست رفته است. در این روایت، آنچه نابود شده فقط آزادی فردی نیست؛ خود جامعه ایرانی نیز به صورت موجودی عقب‌مانده، خشن و غیرقابل نجات ظاهر می‌شود.

‏حتی عنوان پرسپولیس نیز بی‌طرف نیست. چرا «پرسپولیس»؟ چرا نام یونانی تخت‌جمشید؟ این انتخاب عنوان، آگاهانه یا ناآگاهانه، ایران را از مسیر نگاه کلاسیک غربی قابل مصرف می‌کند: ایران به مثابه دیگری برای ذائقه اروپایی که ادامه سنت بربر خواندن پارسیان است. در همین شکاف است که اثر ساتراپی به جای نقد حکومت، ناخواسته به نقد جامعه بدل می‌شود؛ به جای نقد قدرت، به تحقیر فرهنگی نزدیک می‌شود.

‏نقد جنسیتی پرسپولیس نیز به همان اندازه ضروری است. ساتراپی خود را در مقام صدای زن ایرانی معرفی می‌کند، اما زن ایرانی در جهان او عمدتا زمانی معتبر است که علیه مذهب، علیه حجاب، علیه خانواده سنتی و علیه فضای عمومی دینی تعریف شود. زن مذهبی، زن چادری، زن طبقه پایین، زن باورمند، زن انقلابی، یا زنانی که درون سنت مذاکره می‌کنند، کمتر صاحب سوژگی‌اند. در نتیجه، فمینیسم پرسپولیس بیش از آنکه فمینیسمی اجتماعی و چندصدایی باشد، فمینیسمی طبقاتی، سکولار، تبعیدی و قابل ترجمه برای غرب است. این فمینیسم به زن ایرانی حق سخن گفتن می‌دهد، اما بیشتر به آن زن ایرانی که شبیه مخاطب اروپایی می‌شود.

‏در اینجا باید صریح بود: مسئله این نیست که ساتراپی نباید از تجربه تلخش، اجبار حجاب، خشونت سیاسی یا تجربه تبعید می‌گفت.
❤2
Forwarded from حسین قتیب
مسئله این است که او این تجربه را چنان صورت‌بندی کرد که جهان غرب در آن نه با پیچیدگی ایران، بلکه با تأیید پیش‌داوری‌های خود روبه‌رو شد. پرسپولیس برای بسیاری از مخاطبان غربی نه دروازه فهم ایران، بلکه پایان فهم ایران بود. آنان پس از خواندن یا دیدن آن احساس کردند ایران را شناخته‌اند؛ در حالی که فقط نسخه‌ای فشرده، عصبی، طبقاتی و تبعیدی از ایران را دیده بودند.

‏میراث ساتراپی از همین‌رو دوگانه است. او بی‌تردید در زبان رمان گرافیکی، در انتقال تجربه تبعید، و در ساختن یک صدای زنانه ایرانی در جهان نقش داشت. اما این نقش، بی‌هزینه نبود. هزینه آن، تثبیت تصویری بود که در آن ایران مذهبی اهریمنی، ایران انقلابی بیمار، و ایران دهه شصت فاقد شأن تاریخی تصویر شد.
‏مرگ ساتراپی پایان زندگی یک نویسنده است، اما پایان نقد پرسپولیس نیست. شاید اکنون، درست در لحظه‌ای که دستگاه فرهنگی غرب بار دیگر از او قدیسه‌ای تبعیدی خواهد ساخت، باید گفت که هر روایتی از رنج، الزاما روایت حقیقت نیست. گاهی رنج شخصی، وقتی از فیلتر بازار جهانی، شرق‌شناسی لیبرال و میل غرب به دیدن «زن رهاشده از شرق تاریک» عبور می‌کند، به ابزار بازتولید همان نگاهی تبدیل می‌شود که قرن‌ها شرق را نه فهمیده، بلکه تصویر کرده است
👍4❤2
🇺🇿دوستی برایم  نوشت: «چون از ازبکستان و تاجیکستان نوشتی و جذاب بود کاش از بزرگترین کتابخانه و انستیتوی شرق شناسی ازبکستان به اسم ابوریحان بیرونی هم می‌نوشتی.» به درخواست آن دوست و امید که این دانسته‌ها برای شما فارسی‌زبان جذاب و جالب باشد:

ازبکستان را بسیاری با سمرقند و بخارا می‌شناسند؛ با گنبدهای فیروزه‌ای، مدرسه‌های باشکوه تیموری و خاطرهٔ جادهٔ ابریشم. اما در پس این شکوه معماری، گنجینه‌ای دیگر نهفته است که کمتر دربارهٔ آن سخن گفته می‌شود: میراث مکتوب فارسی و اسلامی که در کتابخانه‌ها و مراکز پژوهشی این کشور نگهداری می‌شود.

یکی از مهم‌ترین این مراکز، مؤسسهٔ شرق‌شناسی ابوریحان بیرونی در تاشکند است؛ نهادی علمی که از بزرگ‌ترین مخازن نسخه‌های خطی شرق به شمار می‌آید و نام دانشمند بزرگ ایرانی ـ خوارزمی، ابوریحان بیرونی، را بر خود دارد. این مؤسسه ده‌ها هزار نسخهٔ خطی و سند تاریخی را در خود جای داده و در میان آن‌ها، آثار فراوانی به زبان فارسی نگهداری می‌شود؛ آثاری که بخشی از حافظهٔ فرهنگی و تاریخی جهان ایرانی را تشکیل می‌دهند.

در این مجموعه نسخه‌های ارزشمندی از متون ادبی، تاریخی، فلسفی، پزشکی، نجومی و عرفانی حفظ شده است؛ از شاهنامه‌های نفیس فردوسی گرفته تا آثار ابن‌سینا، متون تاریخی دوره‌های مختلف اسلامی و رساله‌های علمی و ادبی که طی سده‌ها در شهرهای بزرگ فرهنگی منطقه پدید آمده‌اند. بسیاری از این آثار نه فقط برای پژوهشگران آسیای مرکزی، بلکه برای محققان تاریخ و فرهنگ ایران نیز اهمیتی بنیادین دارند.

اهمیت این گنجینه تا آنجاست که مجموعهٔ نسخه‌های خطی مؤسسهٔ ابوریحان بیرونی در فهرست «حافظهٔ جهانی» یونسکو ثبت شده است؛ افتخاری که تنها نصیب مجموعه‌هایی می‌شود که ارزشی فراتر از مرزهای ملی دارند و بخشی از میراث مشترک بشری به شمار می‌روند.

در کنار این مؤسسه، کتابخانهٔ ملی ازبکستان نیز طی سال‌های اخیر گام‌های مهمی در زمینهٔ حفاظت و دیجیتال‌سازی آثار کمیاب برداشته است. سامانهٔ کتاب‌های نادر و نسخه‌های خطی این کتابخانه امکان دسترسی پژوهشگران به فهرست گسترده‌ای از نسخه‌های خطی، چاپ‌های سنگی و آثار کمیاب را فراهم کرده و بخشی از این میراث را به فضای دیجیتال منتقل ساخته است.

شاید برای بسیاری شگفت‌آور باشد که امروز بخشی از مهم‌ترین منابع مطالعات فرهنگ و ادب فارسی نه در تهران، بلکه در تاشکند، سمرقند و بخارا نگهداری می‌شود. این واقعیت یادآور آن است که تاریخ فرهنگ فارسی، تاریخی فراتر از مرزهای سیاسی امروز دارد؛ تاریخی که در گستره‌ای وسیع از خراسان بزرگ تا ماوراءالنهر شکل گرفته و در طول قرن‌ها میان ملت‌ها و سرزمین‌های گوناگون جریان یافته است.

نسخه‌های خطی تاشکند تنها مجموعه‌ای از کتاب‌های کهن نیستند؛ آن‌ها حافظهٔ زندهٔ تمدنی‌اند که شاعران، دانشمندان، مورخان و اندیشمندان بسیاری در ساختن آن سهم داشته‌اند. هر برگ از این نسخه‌ها گواهی بر پیوندهای عمیق فرهنگی مردمانی است که روزگاری در گستره‌ای مشترک می‌اندیشیدند، می‌نوشتند و میراثی ماندگار برای آیندگان بر جای می‌گذاشتند.

دوست من اشارهٔ درستی داشت، و من از او سپاسگزارم، هنگامی که از ازبکستان سخن می‌گوییم، شایسته است در کنار یادکرد از شکوه سمرقند و بخارا، از این گنجینه‌های خاموش نیز یاد کنیم؛ گنجینه‌هایی که بخشی از تاریخ زبان فارسی و فرهنگ ایرانی را در دل خود حفظ کرده‌اند و همچنان چشم‌انتظار پژوهشگرانی هستند که روایت‌های نهفته در میان سطرهایشان را دوباره به جهان بازگردد.

https://x.com/ShirinRtp/status/2062623294831136880

🇹🇯Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2
اِلینه‌گی
💣پرسپولیسِ ساتراپی و از خود بیگانگی #مرتضی_هاشمی مرجان ساتراپی امروز فوت کرد. شخصیت ساتراپی به صورتی که در انیمیشن زندگی‌نامه‌ای پرسپولیس (۲۰۰۷) به نمایش درآمده برای فهم ایران امروز مورد خوبی است. بر اساس روایت خود ساتراپی، هیچ وقت در کشور خودش احساس در…
❗️خبر بد برای منتقدان «پرسپولیس» مرجانه ساتراپی: روایت او از ایران دهه شصت مطابق با واقع است. ایران دستکم از دید بخش‌های غیرمذهبی جامعه ایران که کاملاً از صحنه جامعه حذف شده بودند همین بود. خبر بد برای ستایندگان «پرسپولیس»: این اثر واقعاً به ابزاری برای تبلیغات سیاسی علیه ایران تبدیل شده است. هیچکدام از این دو واقعیت را نمی‌شود انکار کرد. مخالفان و نارضایان جامعه ایران با پارادوکسی پیچیده روبرو هستند: اگر وضعیت خود را روایت نکنند، اگر اعتراض نکنند، اگر به توجیه وضع موجود روی بیاورند به خود و واقعیت خیانت کرده‌اند، اگر روایت کنند، جار بزنند در دنیا که در ایران این ستم رفت بر ما، و از قضا کارشان سکه شود و مشهور، بخواهند یا نخواهند به ابزاری تبلیغاتی بدل می‌شوند علیه ایران.

بسیاری از چپ‌های پسااستعماری به بهانه اینکه «غرب سوءاستفاده نکند» به مشاطه‌گران تیرانی‌های جهان سومی بدل شدند. بسیاری از لیبرال‌ها و آزادی‌خواهان ایرانی برای اینکه علیه ستم در ایران مبارزه کنند به ملیجک دولت‌های غربی  بدل شدند تا سلطه‌گری آنها را بزک کنند. کسی که این پارادوکس را انکار کند، هنوز جهان را و ایران را به درستی نشناخته یا هنوز در سن کودکی است و فکر می‌کند با انکار چیزی واقعاً آن چیز ناپدید می‌شود. هر دو سوی این تناقض واقعیت دارد. بسیاری از ستم‌ها حقیقت دارد، عین روز روشن است که تجربه زندگی در ایران از بسیاری جهات رنج‌آور است، اما آیا بیان اینها در بافتار غربی کمکی به کاهش رنج در ایران می‌کند؟ ضرورتاً نه، حتی ممکن است آخرش به بمباران ایران ختم شود چنانکه شد.

راه‌حل؟ بازگشت به زبان فارسی و مبارزه درون جهان ایرانی. باید از خود و جایگاه تاریخی – وجودی خودمان آغاز کنیم و در آن بمانیم. پرت شدن در تاریخی دیگر، یعنی ماجراجویی وجودی، یعنی سفر به جهانی دیگر که در آن جهان ممکن است به کلی چیز دیگری شویم. جهان‌شهر خواب و خیال است. «جهانی» دروغی است بیش نیست. هر کس از تاریخی و وجودی آمده است و باید به آن وفادار باشد. درست در لحظه گسست از وجود تاریخی است که مشکلات آغاز می‌شود. بشو، آنچه هستی!
#بابک_مینا

😁Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👍3👌2
📖جولین بارنز، احتمالا محبوب‌ترین نویسنده‌ در دنیای من است. اگر کسی بپرسد چرا می‌توانم دلایل زیادی ردیف کنم، اما اصل‌اش یک چیز است: بارنز مهارت زیرپوستی غریبی دارد تا تو خواننده چیزها را «حس» کنی، به معنای واقعی کلمه. وقتی از گرما می‌نویسد، قطرات عرق را بر تن‌ات حس کنی و وقتی از سوگ می‌گوید قعر آن سیاهی چاه را ببینی.

بارنز در کتاب تازه‌اش همان ابتدا حساب را یک‌سره می‌کند: این آخرین کتابی است که می‌نویسد و نقطه‌ی پایان نزدیک به نیم قرن زندگی پربار ادبی‌اش. او آمده تا در این کتاب کوچک صد و شصت صفحه‌ای از بیماری‌اش بنویسد، چند نکته‌ی خردمندانه‌ی دیگر را در قالب داستان مطرح کند و خداحافظی کند. او به سرطان نادری مبتلا شده، بیماری از دوران کوید شروع شد، اگرچه بیماری فعلا در کنترل است، اما خب همین حالا هم او را حسابی خسته کرده و نمی‌خواهد «در حال نوشتن کتابی» بمیرد. پس این آخرین کتاب است.

کتاب، قرار است رمان باشد. دو کاراکتر داستانی هم دارد که بارنز در دهه‌ی ۱۹۶۰ در آکسفورد با آن‌ها آشنا شد، بعدها هم خود بارنز بانی خیر شد و این دو نفر عاشق هم شدند. این دو کاراکتر در داستان، بارنز را بازجویی می‌کنند و انگار این ترکیب محکمه و اعتراف قبل از مرگ باشد.

کتاب جزییاتی از بیماری او را دارد، مثل این‌که قبل هر جلسه شیمی‌درمانی و قرار پزشکی، یک سیب و گاردین آن روز صبح برای جدول حل کردن و آیفون را در کیفش می‌گذارد و راهی کلینیک می‌شود. و جزئیات تلخی از تحلیل رفتن بدن… و مثل هر داستان دیگری، درباره‌ی خاطره است. بارنز دارد حس چشایی‌اش را از دست می‌دهد و حالا بسیار به طعم و مزه‌ی خود خاطره فکر می‌کند.

بارنز عزیز من در آخر کتاب از ما خوانندگان آثارش خداحافظی می‌کند و می‌نویسد دلش برای ما تنگ خواهد شد. او که همیشه از همان کودکی درگیر ملال و اندوه ملایمی بود و هست، جایی از زبان زن داستان می‌نویسند «خوشحالی او را خوشحال نمی‌کند.» این جمله برای من شبیه‌ترین جمله به خود بارنز است و یک دلیل عمیق دیگر که چرا انقدر دوستش دارم، چون خوشحالی من را هم خوشحال نمی‌کند.

با عشق و احترام و سپاس و دلتنگی آقای بارنز یگانه
#فرناز_سیفی

📎Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💵از سال ۱۴۰۰ به بعد سکه بازدهی ۱۵۸۷ درصدی داشته و قیمت آن از ۱۰ میلیون ۷۶۰ هزار تومان به ۱۸۱ میلیون ۵۰۰ هزار تومان افزایش پیدا کرده در همین بازه قیمت بیت‌کوین رشدی ۵۷۹ درصدی داشته

💲Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🌴بزرگترین نخلستان ایران با حدود دو میلیون نخل در محدوده شهر آبپخش در شهرستان دشتستان استان بوشهر قرار گرفته است. کل جمعیت مردم استان بوشهر یک میلیون و دویست و پنجاه هزار نفر است اما ۶ میلیون نخل در آن وجود دارد.

https://x.com/mosbatboy/status/2063184208667787294

🌴Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6
Forwarded from Social Downloader (YouTube, Instagram, Twitter)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی: قرار بوده احزاب کرد ۷۲ ساعت پس از شروع جنگ، وارد خاک ایران شوند و عملیاتی زمینی را در مناطق کردنشین ایران آغاز کنند

🔹این گروهک‌ها حتی اتومبیل‌های تویوتا را خریداری کرده و دوشکاها را پشت‌ آنها نصب کرده بودند.

🔹ترامپ در لحظات آخر، مانع اجرای این طرح شده است. نتانیاهو پیش‌تر ترامپ را برای اجرای این طرح متقاعد کرده بود./جماران

#پایگاه_خبری_گون_آیدین #گون_آیدین #tabriz #تبریز

🔗 @gunaydin.ir


Join the Download videos from «Instagram, Twitter and YouTube» bot

ID: @Multi_Media_Downloader_bot
ID: @Multi_Media_Downloader_bot
🤬2🤯1
😡ترامپ: نتانیاهو «چاره‌ای نخواهد داشت» جز اینکه توافق با ایران را بپذیرد

من فرمان‌ها را صادر می‌کنم. من همه فرمان‌ها را صادر می‌کنم. نتانیاهو فرمان‌ها را صادر نمی‌کند.

✉️Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌3🔥1
🔻کسی که تمام هویتش را از مخالف می‌گیرد، بعد از شکستِ مخالفش دچار بحران هویت می‌شود. میان رویای آزادی و واقعیت آزادی، نهادها قرار دارند. راه فرا رفتن از این بن‌بست رها کردن سیاست واکنشی و ورود به سیاست نهادی است‌. تاریخ بارها ثابت کرده که خلا قدرت همیشه با دموکراسی پر نمی‌شود بلکه با سازمان‌یافته‌ترین نیرو پر می‌شود. به پایان رسیدن یک قدرت حاکم، تازه آغاز مسئله است نه پایان آن. خشم بدون برنامه یعنی هرج و مرج همان‌طور که زور بدون قانون می‌شود استبداد.
#رضا_یعقوبی

🔸Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5
Forwarded from سوقنا
🗓مخازن نفت خام ژاپن در سال ۱۹۸۰ ساخته شد.

⏳پر شدن آن ۴۵ سال طول کشید.

📥تخلیه آن ۸ هفته طول کشید.



🔖با ما همراه باشید...

#آمریکا #نفت #ژاپن #سهام

📱@suqona
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😱1
🇮🇷دفاع از ایران، دفاع از یک پیکر سیاسی است

#بابک_مینا

دفاع از ایران به مثابه یک پیکر سیاسی تصمیمی عقلانی است و مبتنی بر محاسبه ابزار و هدف نه الزماً رفتاری عاطفی. البته هر کس به سرزمین مادری‌اش نگاهی عاطفی هم دارد که فی‌نفسه خوب است اما وقتی می‌گوییم از ایران باید دفاع کرد، به این جنبه از رابطه با میهن نظر نداریم. مساله دفاع از واحد سیاسی، امری دلبخواهی یا احساسی یا سلیقه‌ای نیست، مساله بنیادین سیاست است. اگر هدفِ عالیِ سیاست، خیرِ عمومیِ واحدِ سیاسی است، نخست برای تأمین این خیر عمومی امنیت این واحد سیاسی باید حفظ شود. بنابراین دفاع از ایران به عنوان پیکر سیاسی شرط لازم تأمین خیر عمومی است. طبعاً دفاع نظامی و هدایت سیاسی آن نخست وظیفه نیروی نظامی و فرماندهان آن است و پس از آن وظیفه تمام شهروندان ایران. چیزی که نامش را میهن‌دوستی می‌گذاریم، اخلاقی است مبتنی بر مسئولیت شهروندی، یعنی هر شهروندی باید نسبت به سرنوشت کشورش مسئول باشد. میهن‌دوستی ارزشی است مبتنی بر واقعیت حیات سیاسی ما در یک دولت – ملت. دفاع از میهن ارتباطی کمی با رابطه احساسی ما با «ایران» دارد. تأکید بر این نکته بسیار مهم است چرا که بسیاری میهن‌دوستی را به دوست داشتن کوروش و بزرگداشت  نوروز و یا «ما ایرانی‌ها چقدر باهوشیم» تقلیل می‌دهند. البته دوست داشتن شخصیت‌های تاریخی ایران یا بزرگداشت مناسک ایرانی بسیار خوب است اما اینها ضرورتاً ربطی به میهن‌دوستی ندارد. چه بسا کسانی که مدام از شاهان هخامنشی می‌گفتند در جنگ اخیر در جبهه دشمن بودند. دفاع عقلانی از ایران به مثابه پیکری سیاسی نسبتی با آریایی‌بازی و اطوار برخی ایرانیان ندارد.

دفاع از ایران ارتباطی به ارزش یا عدم ارزش ایرانی بودن نیز ندارد. آیا ایران تمدنی ارزشمند است؟ من تصور می‌کنم پاسخ مثبت است اما اگر پاسخ منفی هم باشد باز تأثیری در ضرورت دفاع از ایران ندارد. ایران پیکری سیاسی است که حیات جمعی ما را ممکن می‌کند. چه تاریخ و فرهنگ باشکوهی داشته باشد چه نداشته باشد، باید از امنیت آن دفاع کنیم، چون امنیت ایران یعنی امنیت جمعی ما. امر سیاسی همواره در محدوده یک واحد سیاسی معنا دارد و بنابراین مفهوم خیر عمومی در نسبت با آن واحد سیاسی معنا می‌شود. این کلید اصلی فهم امر سیاسی است. خارج از واحدهای سیاسی، سیاستی وجود ندارد. سیاست پدیده‌ای جهانشمول نیست، همیشه متعین و محدود است به یک قلمرو و دولت و ملتی مشخص. می‌توان برای خیر بشریت به طور کلی تلاش کرد، اما این تلاش دیگر سیاسی نیست، بلکه تلاشی اخلاقی است.

آیا ایران بالاتر از هر چیزی است؟

خیر. دفاع از میهن و تلاش برای بهروزی آن ارزشی سیاسی است اما امر سیاسی بالاترین هدف و ارزش زندگی آدمی نیست. اموری فراسوی سیاست هستند، هنر، اخلاق، دین و فلسفه چیزهایی هستند فراسوی واحد سیاسی و دولت – ملت. طبعاً کار فلسفه محدود به چهاچوب واحد سیاسی نیست، کار فلسفه تحقیق درباره حقیقت است، اخلاق در جستجوی قوانینی جهان‌شمول برای رفتار نیک است و هنر آثاری می‌آفریند که از چهارچوب دولت – ملت فراتر می‌رود. همچنین ایمان دینی نیز فراملی است و معمولاً پیامش به همه انسان‌هاست. بنابراین «ایران» فراتر از هرچیز نیست. انسانی که همه چیزش را محدود به چهارچوب دولت – ملت کند، فردی است که بخش بزرگی از نفس انسانی خود را سرکوب کرده است. ما همزمان «فرد»، «شهروند» و «انسانیم» و تنها از آن رو که شهروند کشوری مشخص هستیم موجودی سیاسی هستیم، اما این تنها بُعدی از ابعاد انسان بودن ماست. درک زیبایی‌شناسانه، تحقیق فلسفی یا علمی و ایمان دینی همه اینها از چهارچوب واحد سیاسی فراتر می‌رود. من چون ایرانی هستم، محکوم به موسیقی سنتی ایرانی نیستم، می‌توانم به موسیقی اروپایی، هندی یا چینی هم علاقه داشته باشم. من چون ایرانی هستم محکوم به فیلسوفان ایرانی نیستم، می‌توانم به فلان متفکر آلمانی یا هندی یا آرژانتینی هم علاقه‌مند باشم و از او الهام بگیرم. هنر، فلسفه و دین عرصه‌هایی هستند فراملی.

با این همه نباید دچار این توهم شویم: سیاست نمی‌تواند فراملی باشد. من در مقام دانشجوی فلسفه «شهروند» نیستم ولی بلافاصله به عنوان موجودی سیاسی، دیگر نمی‌توانم بگویم من شهروند جهانم، خیر، من تنها شهروند یک کشورم با منافع و سرنوشتی مشخص. سیاست متعین و محدود است، فلسفه، هنر و دین از تعینات سیاسی فراتر می‌رود. در سیاست نمی‌توان فراملی بود، در سیاست لازم است ملی باشیم.

🇮🇷Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6
سروستان
مردم حماقت نکردند، اعتماد کردند. در علوم سیاسی و نظامی، حمله به مراکز حساس (مثل کلانتری، صداوسیما، پادگان) آخرین مرحله از یک انقلاب است، نه اولین یا دومین مرحله. این کار زمانی جواب می‌دهد که هم ریزش وسیع در بدنه اتفاق افتاده باشد، یعنی قبل از اینکه مردم…
🔻 «رضا پهلوی، آیسان اسلامی و علی کریمی به‌ترتیب بیشترین میزان مرجعیت را در بین کشته‌شدگان داشته‌اند و علی دایی، شبکه ایران اینترنشنال و شبکه من‌وتو نیز به‌ترتیب در رتبه‌های چهارم تا ششم قرار گرفته‌اند. در مجموع، تقریباً از هر ۷ معترضِ کشته‌شده در دی ۱۴۰۴، ۳ نفرشان اکانت رضا پهلوی را دنبال می‌کرده‌اند.»

https://mashghenow.com/?p=6405

📊Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤯4🤬2