Forwarded from المسالک و الممالک
۱) امیدوارم مسئولیت سپردن و مسئولیت پذیرفتن پرونده ها در جمهوری اسلامی سوم تبدیل به روال شود.
اگر گردن گیر هستید، مسئولیت بپذیرید.
اگر موفق شوید، امتیازش به نام شماست.
اگر ناکام باشید، مسئولیتش متوجه شماست.
۲) سید مجتبی خامنه ای صراحت ویژه ای دارد که احتمالا خیلی زود جریانات مختلف را مورد نوازش قرار میدهد!
اگر گردن گیر هستید، مسئولیت بپذیرید.
اگر موفق شوید، امتیازش به نام شماست.
اگر ناکام باشید، مسئولیتش متوجه شماست.
۲) سید مجتبی خامنه ای صراحت ویژه ای دارد که احتمالا خیلی زود جریانات مختلف را مورد نوازش قرار میدهد!
👍6
هممیهن
انتشار صدای دکتر محمد مصدق از گنجینه اسناد ملی ایران 🔹 سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران به مناسبت ۲۶ خردادماه، زادروز دکتر محمد مصدق، بخشی از مجموعه صفحات گرامافونِ سخنرانیهای او در جریان سفر به آمریکا را منتشر میکند. 🔹 این ویدیو بر پایه اسناد صوتی موجود…
قرار بود تکراری باشد از ۲۸ مرداد با ابزارهای نو، چرا که برای سلطهگر فرقی ندارد چه کسی حکمران است. جایی در خاطرات اطرافیان مصدق آمده است که دولت او سقوط کرد چون "مردم در خیابان" و " ارتش" نداشت. خلاءیی که دولت مصدق داشت و در این جنگ پر شد. چندین لایه ارتش و مردم در خیابان برای مقاومت. چند ماه قبل از کودتا محمود افشار طوسی نظامی نزدیک به مصدق توسط انگلیس کشته شد و دو روز قبل از کودتا هم سفیر انگلیس از مصدق با تهدید خواست طرفداراناش را از خیابانها جمع کند و در نهایت دولتاش به سرعت سقوط کرد.
#مجتبی_امینی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👍2👎1👏1
https://www.reuters.com/world/china/us-tells-asml-it-is-concerned-china-may-have-top-chip-tool-bloomberg-news-2026-06-19/
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥1
بله، "آدمیزاد معمولا کودکی مضطرب است که فکر میکند در حیاط بزرگ مدرسه هیچ دوستی ندارد"...
#شقایق_محمدی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔5❤4
#کسری_غفوری
🔹تحت فشارهای داخلی و خارجی، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز دوشنبه اعلام کرد که او و معاونش، جیدی ونس، سندی را به صورت الکترونیکی با ایرانیها امضا کردهاند که رسما به این جنگ که از ۲۸ فوریه با تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شده بود، پایان میدهد. روز چهارشنبه نیز رئیسجمهور این توافق را مجددا در کاخ ورسای فرانسه امضا کرد؛ همان مکانی که بیش از یک قرن پیش، معاهدهای نافرجام برای پایان دادن به جنگ جهانی اول در آن به امضا رسیده بود.
🔹در حالی که یک دوره ۶۰روزه برای مذاکرات بیشتر آغاز شده، ارزیابی هزینههای این جنگ همچنان ادامه دارد. بر اساس برآورد موسسه «مودی آنالیتیکس»، هزینه این جنگ برای مالیاتدهندگان و مصرفکنندگان آمریکایی دستکم ۱۳۲میلیارد دلار بوده است. به گفته مارک زندی، اقتصاددان ارشد این شرکت، این رقم هزینههای نظامی، افزایش قیمت انرژی و کالاها و همچنین نرخ بهره را در بر میگیرد.
🔹یک مقام ارشد پنتاگون نیز ماه گذشته به کنگره اعلام کرد که هزینههای نظامی به حدود ۲۹ میلیارد دلار رسیده است؛ برآوردی که شامل هزینه تعمیر بیش از دوازده پایگاه آسیبدیده آمریکایی در منطقه نمیشود. افزون بر این، هزینههای تعمیر و نگهداری و استقرار ناوگروههای هواپیمابر نیز باید به این محاسبات اضافه شود.
🔹نیویورک تایمز در گزارشی به این هزینهها پرداخته و لیندا بیلمز، استاد دانشگاه هاروارد، تاکید میکند صرف مستقر نگه داشتن نیروها و تجهیزات در منطقه، هزینه بسیار زیادی به همراه دارد. علاوه بر این، برخی از داراییهای آمریکا در منطقه نیز به شدت آسیب دیدهاند.
🔹در بخش انرژی، طبق گزارش ردیاب هزینه انرژی جنگ در دانشگاه براون، آمریکاییها از زمان آغاز درگیریها به دلیل افزایش قیمتها، حدود ۶۰ میلیارد دلار بیشتر برای بنزین و گازوئیل پرداختهاند که معادل حدود ۴۶۰ دلار هزینه مازاد به ازای هر خانوار است.
🔹زمانی که آمریکا و اسرائیل جنگ با ایران را آغاز کردند، آمریکاییها به طور میانگین برای هر گالن سوخت ۲.۹۸ دلار میپرداختند، اما از آن زمان تاکنون قیمت بنزین با جهشهای بزرگی مواجه شده و اکنون به حدود ۴ دلار در هر گالن رسیده است. با اختلال در تردد کشتیهای تجاری در تنگه هرمز که گذرگاهی حیاتی برای کشتیرانی محسوب میشود، جریان جهانی نفت مختل شد و قیمتها افزایش یافت.
🔹با این حال، شاخص جهانی نفت خام از زمان اعلام چارچوب توافق صلح در روزهای اخیر کاهش یافته و اکنون نزدیک به ۸۰دلار در هر بشکه است؛ در حالی که در مقطعی در ماه مارس، قیمتها تا مرز ۱۲۰لار نیز بالا رفته بود. این قیمتهای بالای سوخت به تدریج در طول زنجیره تامین اثر گذاشته و بسیاری از هزینههای مرتبط دیگر مانند کرایه خطوط هوایی و حملونقل کالاها و محصولات صنعتی را متورم کرده است.
🔹در نهایت، بسته شدن تنگه هرمز قیمت کالاهایی مانند گوگرد (عنصر کلیدی کودهای شیمیایی) را تحت فشار قرار داده است. در گزارش اخیر شورای روابط خارجی و فائو تاکید شده است که پیامدهای این اختلال بسیار فراتر از بخش کشاورزی خواهد بود و با دامن زدن به تورم خوراکیها، کاهش رشد اقتصادی و افزایش گرسنگی، اقتصاد بینالملل را تهدید میکند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
https://x.com/Frank_Stones/status/2062866872526070187?mx=2
https://x.com/izakaminska/status/2063229755126587589?mx=2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
#ماکیاولی
" گفتارها "
ترجمه #محمدحسن_لطفی
نشر خوارزمی، ۳۰۴.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4🔥1
با این حال همین تیم خسته و انواع بمباراندیده و ناسزاشنیده گل کاشت مقابل بلژیک. امیدوارم بازی بعدی را ببرد.
#محمود_فرجامی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤19👍4👎3🤩2
اِلینهگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
https://x.com/roozbehp/status/2068848213705261322
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6🔥2
iran_glx_0_260622_171441.pdf
241.4 KB
🏦 وزارت خزانهداری ایالات متحده آمریکا
واشنگتن دیسی
دفتر کنترل داراییهای خارجی (OFAC)
مقررات تحریمهای معاملات ایران
(31 CFR بخش 560)
مقررات تحریمهای فعالیتهای خارجی مخرب روسیه
(31 CFR بخش 587)
مقررات تحریمهای مرتبط با اوکراین/روسیه
(31 CFR بخش 589)
مقررات تحریمهای اشاعهکنندگان سلاحهای کشتار جمعی
(31 CFR بخش 544)
مقررات تحریمهای مالی ایران
(31 CFR بخش 561)
مقررات تحریمهای بخشهای ایران و نقض حقوق بشر
(31 CFR بخش 562)
مقررات تحریمهای تروریسم جهانی
(31 CFR بخش 594)
فرمان اجرایی 13846 مورخ 6 اوت 2018
(«اعمال مجدد برخی تحریمها علیه ایران»)؛
فرمان اجرایی 13876 مورخ 24 ژوئن 2019
(«اعمال تحریمها علیه ایران»)؛
فرمان اجرایی 13902 مورخ 10 ژانویه 2020
(«اعمال تحریمها علیه بخشهای اضافی ایران»)؛
فرمان اجرایی 13949 مورخ 21 سپتامبر 2020
(«مسدودسازی اموال برخی اشخاص مرتبط با فعالیتهای تسلیحات متعارف ایران»)
مجوز عمومی X
مجاز بودن تولید، تحویل و فروش نفت خام، محصولات پتروشیمی و فرآوردههای نفتی با منشأ ایرانی تا 21 اوت 2026
(الف)
بهجز مواردی که در بندهای (ب) و (ج) آمده است، کلیه تراکنشهایی که طبق مقررات فوق ممنوع هستند، اما بهطور معمول برای تولید، فروش، تحویل یا تخلیه نفت خام، محصولات پتروشیمی یا فرآوردههای نفتی با منشأ ایرانی ضروری و وابسته هستند—از جمله تراکنشهایی که شامل کشتیهای مسدودشده طبق این مقررات میشوند—تا ساعت 12:01 بامداد به وقت شرقی (EDT) روز 21 اوت 2026 مجاز هستند.
تبصره 1 بند (الف):
تراکنشهایی که معمولاً برای تولید، فروش، تحویل یا تخلیه این محصولات ضروری هستند شامل مواردی مانند:
پهلوگیری و لنگر انداختن ایمن کشتیها
حفظ سلامت یا ایمنی خدمه
تعمیرات اضطراری یا اقدامات زیستمحیطی
خدماتی مانند مدیریت کشتی، تأمین خدمه، سوخترسانی، هدایت کشتی (pilotage)، ثبت، پرچمگذاری، بیمه، طبقهبندی و نجات کشتی
همچنین نفت خام و محصولات پتروشیمی و فرآوردههای نفتی ایرانی شامل مواردی است که توسط نهادهای تحریمشده تحت مقررات مربوطه تولید شدهاند.
تبصره 2 بند (الف):
تراکنشهای مجاز شامل واردات به ایالات متحده از نفت خام، محصولات پتروشیمی و فرآوردههای نفتی با منشأ ایرانی نیز میشود، در صورتی که این واردات بهطور معمول و ضروری برای فروش، تحویل یا تخلیه آنها باشد.
(ب)
هرگونه پرداخت وجوه بدهی به ایران، دولت ایران یا هر شخص مسدودشده برای خرید نفت خام، محصولات پتروشیمی یا فرآوردههای نفتی مجاز طبق بند (الف)، میتواند به ارز دلاری آمریکا انجام شود.
(ج)
این مجوز عمومی شامل موارد زیر نمیشود:
هیچ تراکنشی که شامل اشخاصی در کره شمالی، کوبا، مناطق تحت پوشش اوکراین (طبق فرمان اجرایی 14065)، منطقه کریمه (طبق فرمان اجرایی 13685) یا هر نهادی که تحت مالکیت یا کنترل یا شراکت با این اشخاص باشد.
هیچ تراکنش یا فعالیت دیگری که توسط سایر دستورات اجرایی یا بخشهای دیگر مقررات 31 CFR فصل V ممنوع شده باشد.
امضا:
بردلی تی. اسمیت
مدیر دفتر کنترل داراییهای خارجی (OFAC)
🏦 Ellinne
واشنگتن دیسی
دفتر کنترل داراییهای خارجی (OFAC)
مقررات تحریمهای معاملات ایران
(31 CFR بخش 560)
مقررات تحریمهای فعالیتهای خارجی مخرب روسیه
(31 CFR بخش 587)
مقررات تحریمهای مرتبط با اوکراین/روسیه
(31 CFR بخش 589)
مقررات تحریمهای اشاعهکنندگان سلاحهای کشتار جمعی
(31 CFR بخش 544)
مقررات تحریمهای مالی ایران
(31 CFR بخش 561)
مقررات تحریمهای بخشهای ایران و نقض حقوق بشر
(31 CFR بخش 562)
مقررات تحریمهای تروریسم جهانی
(31 CFR بخش 594)
فرمان اجرایی 13846 مورخ 6 اوت 2018
(«اعمال مجدد برخی تحریمها علیه ایران»)؛
فرمان اجرایی 13876 مورخ 24 ژوئن 2019
(«اعمال تحریمها علیه ایران»)؛
فرمان اجرایی 13902 مورخ 10 ژانویه 2020
(«اعمال تحریمها علیه بخشهای اضافی ایران»)؛
فرمان اجرایی 13949 مورخ 21 سپتامبر 2020
(«مسدودسازی اموال برخی اشخاص مرتبط با فعالیتهای تسلیحات متعارف ایران»)
مجوز عمومی X
مجاز بودن تولید، تحویل و فروش نفت خام، محصولات پتروشیمی و فرآوردههای نفتی با منشأ ایرانی تا 21 اوت 2026
(الف)
بهجز مواردی که در بندهای (ب) و (ج) آمده است، کلیه تراکنشهایی که طبق مقررات فوق ممنوع هستند، اما بهطور معمول برای تولید، فروش، تحویل یا تخلیه نفت خام، محصولات پتروشیمی یا فرآوردههای نفتی با منشأ ایرانی ضروری و وابسته هستند—از جمله تراکنشهایی که شامل کشتیهای مسدودشده طبق این مقررات میشوند—تا ساعت 12:01 بامداد به وقت شرقی (EDT) روز 21 اوت 2026 مجاز هستند.
تبصره 1 بند (الف):
تراکنشهایی که معمولاً برای تولید، فروش، تحویل یا تخلیه این محصولات ضروری هستند شامل مواردی مانند:
پهلوگیری و لنگر انداختن ایمن کشتیها
حفظ سلامت یا ایمنی خدمه
تعمیرات اضطراری یا اقدامات زیستمحیطی
خدماتی مانند مدیریت کشتی، تأمین خدمه، سوخترسانی، هدایت کشتی (pilotage)، ثبت، پرچمگذاری، بیمه، طبقهبندی و نجات کشتی
همچنین نفت خام و محصولات پتروشیمی و فرآوردههای نفتی ایرانی شامل مواردی است که توسط نهادهای تحریمشده تحت مقررات مربوطه تولید شدهاند.
تبصره 2 بند (الف):
تراکنشهای مجاز شامل واردات به ایالات متحده از نفت خام، محصولات پتروشیمی و فرآوردههای نفتی با منشأ ایرانی نیز میشود، در صورتی که این واردات بهطور معمول و ضروری برای فروش، تحویل یا تخلیه آنها باشد.
(ب)
هرگونه پرداخت وجوه بدهی به ایران، دولت ایران یا هر شخص مسدودشده برای خرید نفت خام، محصولات پتروشیمی یا فرآوردههای نفتی مجاز طبق بند (الف)، میتواند به ارز دلاری آمریکا انجام شود.
(ج)
این مجوز عمومی شامل موارد زیر نمیشود:
هیچ تراکنشی که شامل اشخاصی در کره شمالی، کوبا، مناطق تحت پوشش اوکراین (طبق فرمان اجرایی 14065)، منطقه کریمه (طبق فرمان اجرایی 13685) یا هر نهادی که تحت مالکیت یا کنترل یا شراکت با این اشخاص باشد.
هیچ تراکنش یا فعالیت دیگری که توسط سایر دستورات اجرایی یا بخشهای دیگر مقررات 31 CFR فصل V ممنوع شده باشد.
امضا:
بردلی تی. اسمیت
مدیر دفتر کنترل داراییهای خارجی (OFAC)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from سهند ایرانمهر
✔️نگاهی دوباره به مصاحبه پیش از جنگ دکتر حاتم قادری
✍🏻سهند ایرانمهر
در روزهای منتهی به جنگ، برخی تحلیلگران و دانشگاهیان تصویری نسبتاً قطعی با صورت بندی مدنظر خود از آینده ارائه میکردند که اکنون زمان مناسبی برای بازخوانی آن است. در میان آنها، دکتر حاتم قادری در مصاحبهای با رادیو فردا از «نمایش باشکوه فناوری جنگی آمریکا» سخن گفت؛ نمایشی که به گفته او چنان تعیینکننده بود که میتوانست بعدها در دانشگاههای نظامی تدریس شود.
«- آنها متوجه نیستند ـ و من باز تأکید میکنم ـ که آمریکا قطعاً یک نمایش باشکوه از فناوری جنگی در پیش دارد و میخواهد وضعیتی ایجاد کند که بتواند آن را در دانشگاههای نظامی تدریس کند. این واقعیت تلخ است».
امروز اما این پرسش قابل طرح است که دقیقاً کدام بخش ماجرا «نمایش باشکوه فناوری جنگی» بود؟ تکهتکه شدن کودکان میناب با تاماهاک یا باران ترکشهای PrSM در لامرد؟ اگر معیار، تحقق اهداف اعلامشده جنگ باشد، نتیجه با آن تصویر اولیه فاصلهای جدی دارد. فناوری نظامی زمانی «باشکوه» توصیف میشود که بتواند با کمترین هزینه به اهداف راهبردی خود دست یابد، نه آنکه در برابر کشوری تحت شدیدترین فشارها، وارد یک نبرد فرسایشی و پرهزینه شود. شاید اگر قرار باشد چیزی در دانشگاههای نظامی تدریس شود، بیش از آنکه روایت یک پیروزی فناورانه باشد، مطالعه محدودیتهای قدرت نظامی در برابر اراده سیاسی، تابآوری اجتماعی و ظرفیتهای بازدارندگی یک رقیب منطقهای خواهد بود و ظاهرا این موضوع بیشتر مورد توجه دانشگاههای مربوط به این حوزه قرار گرفته است.
او همچنین تصریح کرد که «ساقط کردن یک نظام، حتی برای قدرتهایی مثل آمریکا، کار چندان دشواری نیست».
«-اگر پادشاهی یا سلطنتی بیاید، ماجرا ادامه خواهد داشت، اما حداقل کسانی که کشته شدهاند، اسیر شدهاند یا زخمی شدهاند، احساس میکنند که ارزشش را داشته است.اما اگر چنین اتفاقی نیفتد، «که احتمال آن ضعیف است»...
ایشان در ادامه هم میافزاید «تقریباً هر سناریوی محتمل آینده از تداوم وضع موجود بهتر به نظر میرسد».
اکنون و پس از مشاهده آنچه در عمل در حال وقوع بود، پرسشی اساسی پیش روی ما قرار میگیرد: منظور از «بهتر» دقیقا چیست؟ آیا فیلسوف سیاسی میتواند بدون روشن کردن هزینههای انسانی، اجتماعی و ملی یک سناریو، آن را به طور کلی «بهتر» بنامد؟
در روزهایی که زیرساختهای کشور هدف قرار میگرفت، شهرها در معرض حملات نظامی بودند، خطر گسترش جنگ وجود داشت و حتی بحث ورود گروههای مسلح و تجزیهطلب مورد حمایت بازیگران خارجی مطرح میشد، آیا واقعاً میشد با چنین اطمینانی گفت که تقریباً هر سناریوی دیگری بر وضع موجود ترجیح دارد؟ حتی اگر کسی شدیدترین انتقادها را به جمهوری اسلامی داشته باشد، آیا فلسفه سیاسی اجازه میدهد که بقای جامعه، امنیت شهروندان، تمامیت ارضی و خطر فروپاشی نظم عمومی از معادله حذف شوند؟
مسئله دفاع از یک حکومت یا نقد آن نیست. مسئله این است که در سنت فلسفه سیاسی، از هابز تا وبر و از آرنت تا رالز، نخستین پرسش همواره این بوده که جایگزین چیست و هزینه آن چیست. فیلسوف سیاسی وظیفه دارد میان وضع نامطلوب موجود و وضعیتی که ممکن است به جنگ داخلی، مداخله خارجی یا تجزیه بینجامد مقایسهای واقعبینانه انجام دهد، نه آنکه صرفاً از منظر نارضایتی از وضع موجود درباره برتری سناریوهای دیگر حکم صادر کند.
شاید امروز بیش از آنکه پاسخ این پرسشها اهمیت داشته باشد، اصل طرح آنها مهم باشد؛ زیرا گزارهای به این بزرگی که «تقریباً هر سناریوی دیگری بهتر است»، بیش از آنکه یک تحلیل سیاسی به نظر برسد، نوعی داوری ارزشی است که نیازمند استدلالی بسیار سنگینتر از آن چیزی است که در قالب یک مصاحبه بیان شده است.
دکتر حاتم قادری در بخش دیگری از آن مصاحبه میگوید: «وظیفهٔ من و دیگران این است که مرتب به راهحلها فکر کنیم و اجازه ندهیم که گذار ما خیلی خونین باشد، اجازه ندهیم تمامیت ارضی کشور آسیب ببیند.»
این گزاره در ظاهر مسئولانه و قابل دفاع است. کمتر کسی میتواند با اصل تلاش برای جلوگیری از خونریزی یا حفظ تمامیت ارضی کشور مخالفت کند. اما پرسش اینجاست که این «اجازه ندهیم» دقیقاً به چه معناست و در عرصه عمل چه تعهدی برای گوینده ایجاد میکند؟
در همان روزهایی که از سناریوهای تغییر نظام سخن گفته میشد، بحث احتمال گسترش جنگ، حمله زمینی، آسیب به زیرساختهای حیاتی کشور، تهدید جزایر و بنادر راهبردی و حتی احتمال فعال شدن گروههای تجزیهطلب مورد حمایت بازیگران خارجی نیز مطرح بود. اگر حفظ تمامیت ارضی و جلوگیری از گذار خونین واقعاً یک وظیفه تلقی میشد، انتظار میرفت این مخاطرات نیز با همان جدیت مورد توجه قرار گیرند.
پرسش من این نیست که یک استاد دانشگاه چگونه میتوانست مانع وقوع چنین خطراتی شود؛ روشن است که ابزار اجرایی در اختیار او نیست.
ادامه👇🏼
✍🏻سهند ایرانمهر
در روزهای منتهی به جنگ، برخی تحلیلگران و دانشگاهیان تصویری نسبتاً قطعی با صورت بندی مدنظر خود از آینده ارائه میکردند که اکنون زمان مناسبی برای بازخوانی آن است. در میان آنها، دکتر حاتم قادری در مصاحبهای با رادیو فردا از «نمایش باشکوه فناوری جنگی آمریکا» سخن گفت؛ نمایشی که به گفته او چنان تعیینکننده بود که میتوانست بعدها در دانشگاههای نظامی تدریس شود.
«- آنها متوجه نیستند ـ و من باز تأکید میکنم ـ که آمریکا قطعاً یک نمایش باشکوه از فناوری جنگی در پیش دارد و میخواهد وضعیتی ایجاد کند که بتواند آن را در دانشگاههای نظامی تدریس کند. این واقعیت تلخ است».
امروز اما این پرسش قابل طرح است که دقیقاً کدام بخش ماجرا «نمایش باشکوه فناوری جنگی» بود؟ تکهتکه شدن کودکان میناب با تاماهاک یا باران ترکشهای PrSM در لامرد؟ اگر معیار، تحقق اهداف اعلامشده جنگ باشد، نتیجه با آن تصویر اولیه فاصلهای جدی دارد. فناوری نظامی زمانی «باشکوه» توصیف میشود که بتواند با کمترین هزینه به اهداف راهبردی خود دست یابد، نه آنکه در برابر کشوری تحت شدیدترین فشارها، وارد یک نبرد فرسایشی و پرهزینه شود. شاید اگر قرار باشد چیزی در دانشگاههای نظامی تدریس شود، بیش از آنکه روایت یک پیروزی فناورانه باشد، مطالعه محدودیتهای قدرت نظامی در برابر اراده سیاسی، تابآوری اجتماعی و ظرفیتهای بازدارندگی یک رقیب منطقهای خواهد بود و ظاهرا این موضوع بیشتر مورد توجه دانشگاههای مربوط به این حوزه قرار گرفته است.
او همچنین تصریح کرد که «ساقط کردن یک نظام، حتی برای قدرتهایی مثل آمریکا، کار چندان دشواری نیست».
«-اگر پادشاهی یا سلطنتی بیاید، ماجرا ادامه خواهد داشت، اما حداقل کسانی که کشته شدهاند، اسیر شدهاند یا زخمی شدهاند، احساس میکنند که ارزشش را داشته است.اما اگر چنین اتفاقی نیفتد، «که احتمال آن ضعیف است»...
ایشان در ادامه هم میافزاید «تقریباً هر سناریوی محتمل آینده از تداوم وضع موجود بهتر به نظر میرسد».
اکنون و پس از مشاهده آنچه در عمل در حال وقوع بود، پرسشی اساسی پیش روی ما قرار میگیرد: منظور از «بهتر» دقیقا چیست؟ آیا فیلسوف سیاسی میتواند بدون روشن کردن هزینههای انسانی، اجتماعی و ملی یک سناریو، آن را به طور کلی «بهتر» بنامد؟
در روزهایی که زیرساختهای کشور هدف قرار میگرفت، شهرها در معرض حملات نظامی بودند، خطر گسترش جنگ وجود داشت و حتی بحث ورود گروههای مسلح و تجزیهطلب مورد حمایت بازیگران خارجی مطرح میشد، آیا واقعاً میشد با چنین اطمینانی گفت که تقریباً هر سناریوی دیگری بر وضع موجود ترجیح دارد؟ حتی اگر کسی شدیدترین انتقادها را به جمهوری اسلامی داشته باشد، آیا فلسفه سیاسی اجازه میدهد که بقای جامعه، امنیت شهروندان، تمامیت ارضی و خطر فروپاشی نظم عمومی از معادله حذف شوند؟
مسئله دفاع از یک حکومت یا نقد آن نیست. مسئله این است که در سنت فلسفه سیاسی، از هابز تا وبر و از آرنت تا رالز، نخستین پرسش همواره این بوده که جایگزین چیست و هزینه آن چیست. فیلسوف سیاسی وظیفه دارد میان وضع نامطلوب موجود و وضعیتی که ممکن است به جنگ داخلی، مداخله خارجی یا تجزیه بینجامد مقایسهای واقعبینانه انجام دهد، نه آنکه صرفاً از منظر نارضایتی از وضع موجود درباره برتری سناریوهای دیگر حکم صادر کند.
شاید امروز بیش از آنکه پاسخ این پرسشها اهمیت داشته باشد، اصل طرح آنها مهم باشد؛ زیرا گزارهای به این بزرگی که «تقریباً هر سناریوی دیگری بهتر است»، بیش از آنکه یک تحلیل سیاسی به نظر برسد، نوعی داوری ارزشی است که نیازمند استدلالی بسیار سنگینتر از آن چیزی است که در قالب یک مصاحبه بیان شده است.
دکتر حاتم قادری در بخش دیگری از آن مصاحبه میگوید: «وظیفهٔ من و دیگران این است که مرتب به راهحلها فکر کنیم و اجازه ندهیم که گذار ما خیلی خونین باشد، اجازه ندهیم تمامیت ارضی کشور آسیب ببیند.»
این گزاره در ظاهر مسئولانه و قابل دفاع است. کمتر کسی میتواند با اصل تلاش برای جلوگیری از خونریزی یا حفظ تمامیت ارضی کشور مخالفت کند. اما پرسش اینجاست که این «اجازه ندهیم» دقیقاً به چه معناست و در عرصه عمل چه تعهدی برای گوینده ایجاد میکند؟
در همان روزهایی که از سناریوهای تغییر نظام سخن گفته میشد، بحث احتمال گسترش جنگ، حمله زمینی، آسیب به زیرساختهای حیاتی کشور، تهدید جزایر و بنادر راهبردی و حتی احتمال فعال شدن گروههای تجزیهطلب مورد حمایت بازیگران خارجی نیز مطرح بود. اگر حفظ تمامیت ارضی و جلوگیری از گذار خونین واقعاً یک وظیفه تلقی میشد، انتظار میرفت این مخاطرات نیز با همان جدیت مورد توجه قرار گیرند.
پرسش من این نیست که یک استاد دانشگاه چگونه میتوانست مانع وقوع چنین خطراتی شود؛ روشن است که ابزار اجرایی در اختیار او نیست.
ادامه👇🏼
Forwarded from سهند ایرانمهر
ادامه👇🏼
پرسش این است که آیا در تحلیلها، هشدارها و موضعگیریهایش به همان اندازه که از ضرورت تغییر سخن میگفت، درباره هزینههای بالقوه آن نیز سخن گفت؟ آیا خطر جنگ، مداخله خارجی، تجزیهطلبی و فروپاشی نظم سیاسی با همان صراحتی که از مطلوبیت گذار سخن گفته میشد، مورد بحث قرار گرفت؟ آیا هنگام بروز جنگ و آشکار شدن اینکه متجاوز بازگرداندن ایران به عصر حجر را بیان کرد جناب قادری به صرافت حرفی، مصاحبهای، پندی اندرزی نیفتاد تا لمحهای از «ما نباید بگذاریم» را نشان دهد؟
مسئولیت روشنفکر و دانشگاهی فقط ترسیم افقهای مطلوب نیست؛ وظیفه او همزمان یادآوری مخاطرات نیز هست. هرچه امکان وقوع یک سناریو فاجعهبار بیشتر باشد، مسئولیت اخلاقی و معرفتی نخبگان برای هشدار دادن درباره آن نیز سنگینتر میشود. وگرنه عبارت «اجازه ندهیم» از یک تعهد عملی و فکری، به یک آرزوی زیبا اما بیهزینه تقلیل پیدا میکند
اما شاید یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای این مصاحبه جناب قادری، پیشبینی راهبرد حاکمیت در جنگ پیشرو به عنوان امید بستن به «از این ستون به آن ستون فرج است» باشد؛ تعبیری که بیش از آنکه یک ارزیابی راهبردی باشد، نوعی داوری تحقیرآمیز به نظر میرسد.
-«همه اینها نشان میدهد که حاکمان تنها به دعا دل بستهاند و امیدوارند از این ستون به آن ستون فرجی حاصل شود».
حتی اگر کسی با بسیاری از سیاستهای جمهوری اسلامی مخالف باشد، آیا پس از آنچه در میدان رخ داد هنوز میتوان با اطمینان از فقدان راهبرد سخن گفت؟ واقعیت این است که ارزیابی بسیاری از کارشناسان نظامی و امنیتی، چه در داخل و چه در خارج از ایران، بر این نکته تأکید داشت که ایران برخلاف تصور اولیه برخی تحلیلگران، نه دچار فروپاشی سریع شد و نه توان پاسخگویی و حفظ انسجام خود را از دست داد. تحلیلگران نظامی غربی نیز اذعان کردهاند که ایران با جنگ هوشمندانه غیرمتقارن و استفاده دقیق از جغرافیا توانست طرف مقابل را وارد یک رویارویی فرسایشی و پرهزینه کند و مانع از تحقق سناریوی یک عملیات سریع و تعیینکننده شود.
حتی در سوی دیگر میدان نیز نشانههایی از این واقعیت دیده میشد. دونالد ترامپ در مقاطع مختلف از نامشخص بودن مسیر جنگ، دشواری تصمیمگیری و ضرورت یافتن راهحل سیاسی سخن گفت و ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نیز از محدودیت نتایج برخی عملیات نظامی حکایت داشت.
بنابراین پرسش این نیست که آیا راهبرد ایران موفق بوده یا نه؛ درباره میزان موفقیت آن میتوان و باید بحث کرد. پرسش این است که آیا میتوان مجموعهای از تصمیمات نظامی، دیپلماتیک، بازدارنده و مدیریتی را که توانست مانع تحقق برخی اهداف اعلامشده طرف مقابل شود، صرفاً به انتظار کشیدن برای وقوع یک معجزه تقلیل داد؟
دقیقاً در همین نقطه است که تفاوت میان نقد سیاسی و تحلیل علمی آشکار میشود. نقد سیاسی ممکن است برای برجسته کردن ضعفها از استعاره و اغراق استفاده کند، اما تحلیل دانشگاهی موظف است حتی در اوج مخالفت سیاسی نیز واقعیتهای میدان را ببیند. اگر واقعیت با فرض اولیه ما سازگار نبود، این فرض اولیه است که باید اصلاح شود، نه اینکه واقعیت نادیده گرفته شود
امروز و پس از تجربه مستقیم جنگ، مسئله اصلی این نیست که چرا این پیشبینیها محقق نشدند. در علوم سیاسی، پیشبینی دقیق آینده نه ممکن است و نه معیار ارزیابی یک متفکر. اگر قرار بود اعتبار اندیشه سیاسی تنها با درستی پیشبینی سنجیده شود، بخش بزرگی از متفکران بزرگ قرن بیستم نیز مردود شناخته میشدند. مسئله مهمتر جای دیگری است: آیا صورتبندی اولیه از واقعیت، صورتبندی درستی بود؟
البته که رسالت یک دانشگاهی آن نیست که آینده را پیشگویی کند؛ رسالت او این است که پیچیدگی واقعیت را توضیح دهد، دامنه احتمالات را روشن سازد و از تبدیل ترجیحات سیاسی به گزارههای علمی جلوگیری کند. تفاوت میان یک فعال سیاسی و یک استاد دانشگاه دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود. فعال سیاسی حق دارد امیدوار باشد، آرزو کند و حتی برای تحقق مطلوب خود مبارزه کند؛ اما دانشگاهی موظف است میان آنچه میخواهد رخ دهد و آنچه ممکن است رخ دهد فاصله بگذارد.
مشکل زمانی آغاز میشود که این مرز از میان میرود. در چنین وضعی، تحلیل بهتدریج جای خود را به نوعی برساخت ذهنی از واقعیت میدهد. تحلیلگر به جای آنکه جهان را آنگونه که هست توصیف کند، آن را آنگونه روایت میکند که با ترجیحات سیاسی یا انتظارات ذهنی او سازگار باشد. نتیجه نیز معمولاً افزایش قطعیت در جایی است که واقعیت سرشار از ابهام است.
در همین چند گزاره میتوان این مسئله را مشاهده کرد. واژگانی چون «قطعاً»، «کار چندان دشواری نیست»، «احتمال آن ضعیف است» یا تصویرسازی از یک «نمایش باشکوه» نظامی، همگی از سطح تحلیل محتاطانه فاصله میگیرند و به قلمرو داوریهای تقریباً قطعی وارد میشوند.
ادامه👇🏼
پرسش این است که آیا در تحلیلها، هشدارها و موضعگیریهایش به همان اندازه که از ضرورت تغییر سخن میگفت، درباره هزینههای بالقوه آن نیز سخن گفت؟ آیا خطر جنگ، مداخله خارجی، تجزیهطلبی و فروپاشی نظم سیاسی با همان صراحتی که از مطلوبیت گذار سخن گفته میشد، مورد بحث قرار گرفت؟ آیا هنگام بروز جنگ و آشکار شدن اینکه متجاوز بازگرداندن ایران به عصر حجر را بیان کرد جناب قادری به صرافت حرفی، مصاحبهای، پندی اندرزی نیفتاد تا لمحهای از «ما نباید بگذاریم» را نشان دهد؟
مسئولیت روشنفکر و دانشگاهی فقط ترسیم افقهای مطلوب نیست؛ وظیفه او همزمان یادآوری مخاطرات نیز هست. هرچه امکان وقوع یک سناریو فاجعهبار بیشتر باشد، مسئولیت اخلاقی و معرفتی نخبگان برای هشدار دادن درباره آن نیز سنگینتر میشود. وگرنه عبارت «اجازه ندهیم» از یک تعهد عملی و فکری، به یک آرزوی زیبا اما بیهزینه تقلیل پیدا میکند
اما شاید یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای این مصاحبه جناب قادری، پیشبینی راهبرد حاکمیت در جنگ پیشرو به عنوان امید بستن به «از این ستون به آن ستون فرج است» باشد؛ تعبیری که بیش از آنکه یک ارزیابی راهبردی باشد، نوعی داوری تحقیرآمیز به نظر میرسد.
-«همه اینها نشان میدهد که حاکمان تنها به دعا دل بستهاند و امیدوارند از این ستون به آن ستون فرجی حاصل شود».
حتی اگر کسی با بسیاری از سیاستهای جمهوری اسلامی مخالف باشد، آیا پس از آنچه در میدان رخ داد هنوز میتوان با اطمینان از فقدان راهبرد سخن گفت؟ واقعیت این است که ارزیابی بسیاری از کارشناسان نظامی و امنیتی، چه در داخل و چه در خارج از ایران، بر این نکته تأکید داشت که ایران برخلاف تصور اولیه برخی تحلیلگران، نه دچار فروپاشی سریع شد و نه توان پاسخگویی و حفظ انسجام خود را از دست داد. تحلیلگران نظامی غربی نیز اذعان کردهاند که ایران با جنگ هوشمندانه غیرمتقارن و استفاده دقیق از جغرافیا توانست طرف مقابل را وارد یک رویارویی فرسایشی و پرهزینه کند و مانع از تحقق سناریوی یک عملیات سریع و تعیینکننده شود.
حتی در سوی دیگر میدان نیز نشانههایی از این واقعیت دیده میشد. دونالد ترامپ در مقاطع مختلف از نامشخص بودن مسیر جنگ، دشواری تصمیمگیری و ضرورت یافتن راهحل سیاسی سخن گفت و ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نیز از محدودیت نتایج برخی عملیات نظامی حکایت داشت.
بنابراین پرسش این نیست که آیا راهبرد ایران موفق بوده یا نه؛ درباره میزان موفقیت آن میتوان و باید بحث کرد. پرسش این است که آیا میتوان مجموعهای از تصمیمات نظامی، دیپلماتیک، بازدارنده و مدیریتی را که توانست مانع تحقق برخی اهداف اعلامشده طرف مقابل شود، صرفاً به انتظار کشیدن برای وقوع یک معجزه تقلیل داد؟
دقیقاً در همین نقطه است که تفاوت میان نقد سیاسی و تحلیل علمی آشکار میشود. نقد سیاسی ممکن است برای برجسته کردن ضعفها از استعاره و اغراق استفاده کند، اما تحلیل دانشگاهی موظف است حتی در اوج مخالفت سیاسی نیز واقعیتهای میدان را ببیند. اگر واقعیت با فرض اولیه ما سازگار نبود، این فرض اولیه است که باید اصلاح شود، نه اینکه واقعیت نادیده گرفته شود
امروز و پس از تجربه مستقیم جنگ، مسئله اصلی این نیست که چرا این پیشبینیها محقق نشدند. در علوم سیاسی، پیشبینی دقیق آینده نه ممکن است و نه معیار ارزیابی یک متفکر. اگر قرار بود اعتبار اندیشه سیاسی تنها با درستی پیشبینی سنجیده شود، بخش بزرگی از متفکران بزرگ قرن بیستم نیز مردود شناخته میشدند. مسئله مهمتر جای دیگری است: آیا صورتبندی اولیه از واقعیت، صورتبندی درستی بود؟
البته که رسالت یک دانشگاهی آن نیست که آینده را پیشگویی کند؛ رسالت او این است که پیچیدگی واقعیت را توضیح دهد، دامنه احتمالات را روشن سازد و از تبدیل ترجیحات سیاسی به گزارههای علمی جلوگیری کند. تفاوت میان یک فعال سیاسی و یک استاد دانشگاه دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود. فعال سیاسی حق دارد امیدوار باشد، آرزو کند و حتی برای تحقق مطلوب خود مبارزه کند؛ اما دانشگاهی موظف است میان آنچه میخواهد رخ دهد و آنچه ممکن است رخ دهد فاصله بگذارد.
مشکل زمانی آغاز میشود که این مرز از میان میرود. در چنین وضعی، تحلیل بهتدریج جای خود را به نوعی برساخت ذهنی از واقعیت میدهد. تحلیلگر به جای آنکه جهان را آنگونه که هست توصیف کند، آن را آنگونه روایت میکند که با ترجیحات سیاسی یا انتظارات ذهنی او سازگار باشد. نتیجه نیز معمولاً افزایش قطعیت در جایی است که واقعیت سرشار از ابهام است.
در همین چند گزاره میتوان این مسئله را مشاهده کرد. واژگانی چون «قطعاً»، «کار چندان دشواری نیست»، «احتمال آن ضعیف است» یا تصویرسازی از یک «نمایش باشکوه» نظامی، همگی از سطح تحلیل محتاطانه فاصله میگیرند و به قلمرو داوریهای تقریباً قطعی وارد میشوند.
ادامه👇🏼
Forwarded from سهند ایرانمهر
👇🏼ادامه مطلب پیشین
حال آنکه تاریخ جنگها دقیقاً تاریخ شکست قطعیتهاست. تقریباً هیچ جنگ بزرگی در دوران معاصر مطابق تصورات اولیه آغازکنندگان یا تحلیلگران آن پیش نرفته است.
از این رو، مسئله امروز صرفاً نقد یک مصاحبه یا یک فرد نیست. مسئله بزرگتر، نوعی بحران در فرهنگ تحلیل سیاسی ماست؛ فرهنگی که در آن گاه مرز میان واقعیت و مطلوبیت مخدوش میشود و نخبگان نیز ناخواسته به جای توصیف جهان، به روایت آرزوهای خود از جهان میپردازند. در چنین فضایی، خطا فقط متوجه سیاستمداران یا رسانهها نیست؛ بخشی از مسئولیت متوجه دانشگاهیان و روشنفکرانی است که به واسطه اعتبار علمی خود، بر شکلگیری ادراک عمومی اثر میگذارند.
جامعه در شرایط بحرانی بیش از هر زمان دیگری به نخبگان نیاز دارد؛ اما نه نخبگانی که آینده را با صورتبندی غلط ارایه کنند، بلکه نخبگانی که بتوانند عدم قطعیت را توضیح دهند. اعتبار دانشگاه از توانایی گفتن «نمیدانم» در جایی ناشی میشود که واقعیت هنوز پاسخ روشنی نداده است. هرگاه این فروتنی معرفتی جای خود را به اطمینانهای بزرگ بدهد، فاصله میان علم و ایدئولوژی بهسرعت از میان میرود.
خطای یک دانشگاهی در پیشبینی آینده مسئله بزرگی نیست؛ آنچه باید نگرانش بود، لحظهای است که یک دانشگاهی آرزوی خود را به جای واقعیت بنشاند و آن را به شکل صورتبند وضع حال و آینده بیان کند.
@sahandiranmehr
حال آنکه تاریخ جنگها دقیقاً تاریخ شکست قطعیتهاست. تقریباً هیچ جنگ بزرگی در دوران معاصر مطابق تصورات اولیه آغازکنندگان یا تحلیلگران آن پیش نرفته است.
از این رو، مسئله امروز صرفاً نقد یک مصاحبه یا یک فرد نیست. مسئله بزرگتر، نوعی بحران در فرهنگ تحلیل سیاسی ماست؛ فرهنگی که در آن گاه مرز میان واقعیت و مطلوبیت مخدوش میشود و نخبگان نیز ناخواسته به جای توصیف جهان، به روایت آرزوهای خود از جهان میپردازند. در چنین فضایی، خطا فقط متوجه سیاستمداران یا رسانهها نیست؛ بخشی از مسئولیت متوجه دانشگاهیان و روشنفکرانی است که به واسطه اعتبار علمی خود، بر شکلگیری ادراک عمومی اثر میگذارند.
جامعه در شرایط بحرانی بیش از هر زمان دیگری به نخبگان نیاز دارد؛ اما نه نخبگانی که آینده را با صورتبندی غلط ارایه کنند، بلکه نخبگانی که بتوانند عدم قطعیت را توضیح دهند. اعتبار دانشگاه از توانایی گفتن «نمیدانم» در جایی ناشی میشود که واقعیت هنوز پاسخ روشنی نداده است. هرگاه این فروتنی معرفتی جای خود را به اطمینانهای بزرگ بدهد، فاصله میان علم و ایدئولوژی بهسرعت از میان میرود.
خطای یک دانشگاهی در پیشبینی آینده مسئله بزرگی نیست؛ آنچه باید نگرانش بود، لحظهای است که یک دانشگاهی آرزوی خود را به جای واقعیت بنشاند و آن را به شکل صورتبند وضع حال و آینده بیان کند.
@sahandiranmehr
❤1
اِلینهگی
مدیرکل دفتر بررسی و مقابله با آلودگیهای دریایی سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به روند نگرانکننده پسروی آب دریای خزر اعلام کرد که در پنج سال اخیر حدود یک متر از تراز آب این دریا کاسته شده که این رقم معادل بیش از نیمی از کاهش تراز ۲۵ ساله گذشته است
https://payamema.ir/payam/155056
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😱2
(این یعنی، احتمال دستیابی ایران به فناوری پیشرفته «شبکهسازی مش مانند یک به چند» (One-to-Many Meshed Networking) و توانمندیهای جدید در حوزه نبرد پهپادی)
https://twitter.com/CNN/status/2069344774927032547
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
CNN (@CNN) on X
A US fighter jet pilot rescued by special forces after being shot down over Iran in April described a shocking sight before ejecting from his aircraft: multiple Iranian drones hovering in the air, moving as one, in a formation that resembled a jellyfish,…
🔥2👎1🤩1😈1
In May, China’s Ministry of Transport called for new energy heavy trucks to account for 40% of new truck sales by 2030. More than 80% of trucks used on shorter routes around Beijing should be electric, the policy added.
The targets echo China’s push more than a decade ago to develop new energy passenger cars, a category that includes battery-powered and hybrid models. The goal was for NEVs to account for 20% of new passenger car sales by 2025.
https://www.cnbc.com/2026/06/22/cnbcs-the-china-connection-newsletter-tackling-the-ev-truck-market.html?taid=2b2a7356-b426-493a-a030-eb6fca43220d&utm_campaign=trueanthem&utm_content=main&utm_medium=social&utm_source=twitter
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
CNBC
CNBC's The China Connection newsletter: Tackling EV trucks after success with cars
Beijing's latest push into electric trucks has echoes of measures announced more than a decade ago to develop new energy passenger cars.
Forwarded from المسالک و الممالک
📍بعد از بن بست نظامی تنگه هرمز، عده ای در آمریکا فرایندی در ذهن دارند تا با دادن پاداش های اندک و بعضا نمادین، نسخه اقتصادی عراق و ونزوئلا را در ایران اعمال کنند و با آن سیاست خارجی و داخلی ایران را کنترل کنند.
🔻بدیل چنین فرایندی، پس زدن پاداش ها نیست.
🔻پیش بردن مسیر های موازی تسویه تجاری ، فروش نفت و پتروشیمی و سرمایه گذاری خارجی فارغ از چارچوب آمریکایی در این زمان امکان پذیری بالایی پیدا کرده است.
🔻به باور من، سرنوشت دهه های آینده ایران در گرو درک اهمیت این موضوع در ساختار های سیاسی مملکت است.
🔻بدیل چنین فرایندی، پس زدن پاداش ها نیست.
🔻پیش بردن مسیر های موازی تسویه تجاری ، فروش نفت و پتروشیمی و سرمایه گذاری خارجی فارغ از چارچوب آمریکایی در این زمان امکان پذیری بالایی پیدا کرده است.
🔻به باور من، سرنوشت دهه های آینده ایران در گرو درک اهمیت این موضوع در ساختار های سیاسی مملکت است.
👍3👏2👎1
اِلینهگی
Chevron will build a 2.67 GW gas plant in West Texas dedicated to a single Microsoft data center, under a 20-year power deal.
The facility runs GE Vernova and Caterpillar turbines on Permian Basin gas, which is routinely flared because regional pipeline capacity can't move it all. Co-locating the plant with the campus means Microsoft gets dedicated power without waiting in the grid queue. First delivery is expected in 2028.
https://www.businesswire.com/news/home/20260622017964/en/Chevron-Signs-20-Year-Power-Agreement-with-Microsoft-for-West-Texas-Data-Center
☢️ Ellinne
The facility runs GE Vernova and Caterpillar turbines on Permian Basin gas, which is routinely flared because regional pipeline capacity can't move it all. Co-locating the plant with the campus means Microsoft gets dedicated power without waiting in the grid queue. First delivery is expected in 2028.
https://www.businesswire.com/news/home/20260622017964/en/Chevron-Signs-20-Year-Power-Agreement-with-Microsoft-for-West-Texas-Data-Center
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Businesswire
Chevron Signs 20-Year Power Agreement with Microsoft for West Texas Data Center
Chevron announced a 20‑year agreement with Microsoft to develop Project Kilby, a co‑located power facility in West Texas for a Microsoft data center.
Forwarded from سوقنا
..
⁉️ معنی PADD چیست؟
..
PADD
مخفف
Petroleum Administration for Defense Districts
به معنای «مناطق نفتی اداری برای امور دفاعی» می باشد.
🛢 آمریکا به منظور پایش بازار نفت، مخازن، پالایش، واردات، صادرات و جریان انتقال نفت خام و فرآورده ها، قلمرو خود را به پنج منطقهٔ نفتی تقسیم کرده است. این تقسیم بندی در اصل به دوران جنگ جهانی دوم بازمی گردد تا دولت بتواند تخصیص و توزیع سوخت را با کارآمدی بیشتری مدیریت نماید، اما امروزه نیز در گزارش های رسمی مرکز اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) همچنان به کار می رود.
🔴 PADD ۱
کرانهٔ شرقی آمریکا را شامل میشود؛ منطقه ای مصرفی و کلیدی برای بنزین و فرآورده های نفتی.
🔴 PADD ۲
بخش میانی آمریکا را دربر میگیرد؛ محل قرارگیری کوشینگ (Cushing) و مسیر مهم جریان نفت کانادا.
🔴 PADD ۳
کرانهٔ خلیج مکزیک را پوشش می دهد؛ مرکز اصلی پالایش و صادرات نفت آمریکا.
🔴 PADD ۴
منطقهٔ کوهستانی را شامل می شود؛ منطقه ای محصور در خشکی که به جریانهای زمینی وابسته است.
🔴 PADD ۵
کرانهٔ غربی را دربر می گیرد؛ شامل کالیفرنیا، آلاسکا و بازاری نسبتاً مجزا در غرب آمریکا.
🔴 اهمیت این مناطق در آن است که بازار نفت آمریکا را نمی توان صرفاً با رقم کل موجودی یا کل صادرات تحلیل کرد. برای نمونه، ممکن است ذخیرهٔ کلی آمریکا در سطح مناسبی به نظر رسد، اما اگر PADD ۲ یا کوشینگ با کاهش موجودی مواجه شود، انتقال نفت به PADD ۳ و در نتیجه صادرات از خلیج مکزیک دچار فشار خواهد شد.
🔖 با ما همراه باشید...
#آمریکا #جنگ #نفت #ذخایر
📱 @suqona
..
PADD
مخفف
Petroleum Administration for Defense Districts
به معنای «مناطق نفتی اداری برای امور دفاعی» می باشد.
کرانهٔ شرقی آمریکا را شامل میشود؛ منطقه ای مصرفی و کلیدی برای بنزین و فرآورده های نفتی.
بخش میانی آمریکا را دربر میگیرد؛ محل قرارگیری کوشینگ (Cushing) و مسیر مهم جریان نفت کانادا.
کرانهٔ خلیج مکزیک را پوشش می دهد؛ مرکز اصلی پالایش و صادرات نفت آمریکا.
منطقهٔ کوهستانی را شامل می شود؛ منطقه ای محصور در خشکی که به جریانهای زمینی وابسته است.
کرانهٔ غربی را دربر می گیرد؛ شامل کالیفرنیا، آلاسکا و بازاری نسبتاً مجزا در غرب آمریکا.
#آمریکا #جنگ #نفت #ذخایر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#مهدی_نوریان
یک نکته دیگر هم که برای کسانیکه تازه آمدهاند باید حتماً باتأکید بگویم، این است که غالباً تصور میکنند که رشتهٔ ادبیات فارسی این است که یک تعدادی اسمِ کتاب و اسم مؤلف و تاریخ تألیفِ کتاب و اینجور چیزها و یک تعدادی لغت و قواعد دستوری را آدم برود از بَر کند. یعنی تصور غالب این است که یک درس حفظی است و باید رفت یک مطالبی را از بَر کرد. من دارم به شما میگویم: بههیچوجه حفظی نیست! قرار نیست کسی برود از بَر کند. پس چگونه است؟! شناختنیست. مثال ساده میزنم: شما اسم خاله و عمو و عمه و دایی و همسایه و اینها را میروید از بَر میکنید؟! یعنی تا حالا دیدهاید یک کسی هِی راه برود و اسم خالهاش را مدام تکرار کند تا از حفظ بشود؟! کسی این کار را نمیکند؛ اما اسم خالهاش را «میشناسد». چرا میشناسد؟ چون مرتب با او سر و کار دارد و مدام برایش تکرار میشود. ادبیات را باید اینطوری یاد گرفت. یعنی شما اسم کتاب را نباید از بَر کنید. باید با این کتاب مرتب سر و کار داشته باشید و کتاب را «بشناسید». وقتی با خودِ کتاب سروکار دارید، خودبهخود مؤلفش را هم میشناسید. قرنش را هم متوجه میشوید کِیْ بوده و بقیهٔ چیزها. شناختن در اثر سر و کار داشتن زیاد و تکرار و مرتب در جَرَیانِ کار بودن به دست میآید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6