اِلینه‌گی
1.06K subscribers
4.99K photos
495 videos
43 files
6.4K links
الینه

فرهنگ فارسی معین
(اِ نِ) [ از فر. ] (ص .)

از خود بیگانه
Download Telegram
❤️ در سفر اخیرم به ایران، چیزی بیش از گرانی، فشار اقتصادی یا نارضایتی سیاسی توجهم را جلب کرد. آنچه بیشتر آزاردهنده بود، نوعی گسست در خود جامعه بود. احساس می‌کردم آدم‌ها فقط نظرهای متفاوت ندارند، بلکه گاهی در دو واقعیت متفاوت زندگی می‌کنند.
این را در گفت‌وگوهای روزمره می‌شد دید. در تاکسی، مهمانی، مطب، فروشگاه و جمع‌های خانوادگی. یک اتفاق واحد برای دو نفر می‌توانست دو معنای کاملاً متضاد داشته باشد. نه فقط در تحلیل آن اتفاق، بلکه حتی در این‌که اصلاً چه اتفاقی افتاده است. منابع خبری متفاوت، شبکه‌های اجتماعی متفاوت و سال‌ها زندگی در حباب‌های شناختی متفاوت، کم‌کم چیزی را از بین برده که هر جامعه‌ای برای ادامه حیات به آن نیاز دارد: حداقلی از واقعیت مشترک.
به نظرم بخش مهمی از این وضعیت محصول فرایندی است که از اواخر دهه ۱۳۹۰، و به‌ویژه پس از ۱۳۹۶، شدت گرفت. خالص‌سازی سیاسی و بسته‌تر شدن فضای رسمی فقط نیروهای سیاسی را حذف نکرد. مهم‌تر از آن، بخش بزرگی از نیروهای واسط را از میان برد. کسانی که می‌توانستند بین حکومت و جامعه، میان اعتراض و سیاست رسمی، و میان دو سوی شکاف اجتماعی نقش میانجی داشته باشند، به‌تدریج ضعیف یا حذف شدند.
نتیجه این نبود که جامعه یکدست‌تر شود. درست برعکس، جامعه رادیکال‌تر شد.
وقتی راه سیاست میانه بسته می‌شود، میانه جامعه هم به‌تدریج ضعیف می‌شود. آدم‌ها احساس می‌کنند انتخابی جز قرار گرفتن در یکی از دو سوی منازعه ندارند. زبان سیاست هم تغییر می‌کند. مخالف دیگر کسی نیست که اشتباه فکر می‌کند، بلکه کسی است که باید از سر راه کنار برود. از یک طرف، بخشی از حکومت جامعه ناراضی را مسئله امنیتی می‌بیند. از طرف دیگر، بخشی از مخالفان نیز هرکس را که با روایت حداکثری آنان همراه نباشد، مدافع وضع موجود، مزدور یا بخشی از مسئله تلقی می‌کنند.
اما آنچه در این سفر برایم حتی مهم‌تر بود، نقش رسانه بود. سال‌هاست درباره اثر رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور مانند اینترنشال و شبکه‌های اجتماعی صحبت می‌شود، اما وقتی مدتی در ایران زندگی می‌کنی، اثر آن را در مقیاسی متفاوت می‌بینی. رسانه دیگر فقط خبر منتقل نمی‌کند. واقعیت اجتماعی تولید می‌کند.
گروهی از مردم تقریباً تمام ایران را از خلال مجموعه‌ای از تصاویر شکست، سرکوب، فروپاشی، مهاجرت و نفرت می‌بینند. در سوی دیگر، رسانه رسمی تصویری می‌سازد که در آن بخش بزرگی از بحران‌های واقعی جامعه یا دیده نمی‌شود یا محصول دشمن معرفی می‌شود. میان این دو تصویر، خود ایران، با همه پیچیدگی و تناقضش، گم می‌شود.
شبکه‌های اجتماعی این وضعیت را شدیدتر کرده‌اند. الگوریتم‌ها از آرامش تغذیه نمی‌کنند. خشم، تحقیر، ترس و نفرت بیشتر دیده می‌شود و بیشتر دست‌به‌دست می‌شود. روایت معتدل جذابیت کمتری دارد. کسی که بگوید واقعیت پیچیده‌تر از این دو تصویر است، اغلب از هر دو طرف متهم می‌شود.
در این سفر بیش از گذشته به این فکر کردم که شاید خطر اصلی برای ایران فقط failed state نباشد. شاید خطر عمیق‌تر، چیزی باشد که می‌توان آن را failed society نامید.
جامعه شکست‌خورده لزوماً جامعه‌ای نیست که دولت در آن فروپاشیده باشد. ممکن است دولت همچنان اداره، ارتش، پلیس، وزارتخانه و قدرت تصمیم‌گیری داشته باشد، اما جامعه به‌تدریج توان گفت‌وگو، اعتماد و همکاری را از دست بدهد. شهروندان دیگر خود را اعضای یک جامعه سیاسی مشترک نبینند، بلکه گروه‌هایی ببینند که آینده یکی فقط با شکست دیگری ممکن است.
نشانه‌های این وضعیت را در ایران امروز می‌توان دید. حتی درباره جنگ، امنیت ملی، تمامیت ارضی یا مداخله خارجی نیز توافقی که زمانی بدیهی به نظر می‌رسید، دیگر همیشه بدیهی نیست. گروهی ممکن است از ضربه خوردن بخشی از ساختار کشور خوشحال شود، چون آن ساختار را نه متعلق به ایران بلکه متعلق به رقیب سیاسی خود می‌بیند. در سوی دیگر نیز ممکن است هر انتقاد داخلی در شرایط بحران به خیانت تعبیر شود.
این دقیقاً نقطه خطرناک ماجراست.
کشوری می‌تواند بحران اقتصادی را پشت سر بگذارد. حتی نهادهای سیاسی ناکارآمد را می‌توان اصلاح کرد. اما اگر جامعه‌ای اعتماد متقابل و احساس سرنوشت مشترک خود را از دست بدهد، بازسازی آن بسیار دشوارتر است.
آنچه من در این سفر دیدم هنوز یک جامعه فروپاشیده نبود. ایران همچنان پر از روابط خانوادگی، دوستی، شوخی، زندگی روزمره، کمک متقابل و نوعی سرسختی اجتماعی است که بارها در تاریخش آن را نجات داده است. اما در زیر این زندگی روزمره، شکافی در حال عمیق شدن است.
شکافی که فقط میان حکومت و مردم نیست.
میان خود مردم است.
و شاید خطرناک‌ترین مرحله زمانی آغاز شود که ایرانیان دیگر نه حکومت، نه دشمن خارجی، بلکه یکدیگر را بزرگ‌ترین مانع آینده ایران تصور کنند.
#حسین_قتیب

🇮🇷Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌8❤4👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔘میلتون فریدمن:
✒️اگر می‌خواهید در بازار کاهو کمبود ایجاد شود، ما یک حداکثر قیمت قانونی برای کاهو تعیین می‌کنیم که پایین‌تر از قیمت رایج آن در بازار باشد؛ و من تضمین می‌کنم که با این کار با کمبود کاهو مواجه خواهید شد.✒️

🎬Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2
👧گلوریا استاینم، از برجسته‌ترین چهره‌های مبارز فمینیستی که از بنیان‌گذاران جنبش مدرن زنان آمریکا بود، و چند دهه برای برابری جنسیتی مبارزه کرد، در ۹۲ سالگی درگذشت.
تا جایی که به ایران مربوط است او در اسفند ١٣۵٧ همراه جمعی از فمینیست‌ها به تحمیل حجاب اجباری اعتراض کرد.
و سال ١۴٠١ هم پس از کشته شدن مهسا/ژینا امینی، در حمایت از جنبش «زنان، زندگی، آزادی» بیانیه داد.
https://x.com/mimnoon/status/2095492190000583098

👩گلوریا استاینم با افتخار در خدمت سازمان جاسوسی آمریکا درآمد تا با شوروی و کمونیسم مقابله کند.
بعدها هم در دفاع از این کارش گفت سیا خیلی خوب و ناز و لیبرال است!
hrnews1.substack.com/p/feminist-ico

https://x.com/docstobar/status/2095697809437520057?s=52

🧍Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2🤬2❤1
⚡ تیتر نخست لوفیگارو فرانسه

دولت [فرانسه] به دلیل افزایش قیمت سوخت تحت فشار است


تنش‌های جدید در تنگه هرمز قیمت نفت را با بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسانده.
هزینه زدن بنزین سر به فلک کشیده. خشم در فرانسه در حال شعله‌ور شدن است.

🇫🇷Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😈2
🛳️The U.S. has narrowed its air defense coverage for tankers transiting the Strait of Hormuz to two specific time slots daily, after Iran stepped up attacks on ships sailing at night, with vessels now encouraged to begin their route along the Omani coast at set times such as 9 a.m. to receive military protection.

Attacks have intensified on both sides in recent days, with Iran saying it targeted two U.S. vessels and eight oil tankers this week in response to American strikes on five Iranian tankers, which themselves followed the IRGC ballistic missile attack on a U.S. warship, likely reflecting the high cost of sustaining round the clock military escorts, which can run $25,000 to $75,000 per flight hour.

Iran has also said it plans to establish a "restricted zone" in the strait, warning that any ship entering it would face unspecified sanctions, as more than 70 commercial vessels have been attacked since the conflict began on February 28.
Financial Times

⚽️Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🛢اعلام تک نرخی شدن سهمیه بنزین چهار گروه از خودروها

جزئیات جدید سه‌نرخی شدن بنزین منتشر شده است و مشخص شده بعضی خودروها دیگه سهمیه ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی نمی‌گیرند:

▪️خودروهای دولتی
▪️خودروهای وارداتی
▪️خودروهای نوشماره و صفرکیلومتر
▪️خودروهای دارای پلاک مناطق آزاد و ویژه اقتصادی

⛽Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
✒️گزارش جدید Anthropic درباره استفاده از هوش مصنوعی، فارغ از اینکه درباره چه کشوری و چه عملیاتی صحبت میکنه، چند درس مهم برای ما داره.

1⃣اینکه AI فقط برای کارهای معمولی نیست. اگر بلد باشیم درست سؤال بپرسیم و مسئله رو به چند بخش بشکنیم، می‌تونیم ازش برای پوشاندن بخشی از ضعف‌های خودمان استفاده کنیم؛ از تحلیل اطلاعات و رصد تحولات گرفته تا تحقیق، برنامه‌نویسی، تحلیل داده و حتی کارهایی که تا امروز نیروی متخصص کافی براشون نداشتیم. به تعبیر ساده، AI می‌تونه بخشی از ظرفیت کارشناسی‌ای باشد که همیشه در اختیارمون نیست.

2⃣اینکه نباید هر فایلی را به AI بدهیم. محرمانگی فقط به این معنا نیست که اسم «محرمانه» روی یک سند خورده باشه. اطلاعات سازمانی، داده‌های خام، گزارش‌های داخلی و حتی ترکیب چند اطلاعات ظاهراً بی‌اهمیت می‌تونه یک تصویر حساس بسازه.

3⃣اینکه گاهی خود *سؤال هم محرمانه* است. ممکن هست فایل حساسی آپلود نکنیم، اما با پرسیدن یک سؤال دقیق، موضوع یک پروژه، ضعف یک دستگاه یا تصمیم در حال بررسی رو اظهار کنیم و نشت اطلاعاتی رخ بده. بنابراین باید یاد بگیریم سؤال را تا حد امکان انتزاعی، عمومی و غیرقابل‌انتساب مطرح کنیم.

4⃣اینکه AI کاملاً خنثی نیست. مدل‌ها محدودیت‌ها، خط‌مشی‌ها و بعضاً سوگیری‌های ضمنی خودشون رو دارن. ممکنه بدون اینکه متوجه بشیم، پاسخ ما رو در یک چارچوب خاص ببَرند یا بعضی گزینه‌ها رو بیشتر برجسته کنند. در این جور مواقع کپی کردن متن و دیدنش در فضای ورد به صورت یکدست و بدون فرمت به ذهن کمک میکنه.

⭕پس مسئله فقط «استفاده از AI» نیست؛ باید هم بلد باشیم از AI استفاده کنیم، هم بلد باشیم چه چیزی بهش نگیم، و هم بتونیم پاسخ AI رو نقد کنیم.🖋

🌟Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💯3👍2
اِلینه‌گی
⛽️به نظر می‌رسه که حوثی‌ها به خط لوله نفت عربستان سعودی که منطقه "البقیق" واقع در سواحل خلیج‌فارس را به "ینبع" واقع در سواحل دریای سرخ متصل می‌کند، حمله کرده‌اند. این خط لوله، نفت خام را منتقل می‌کند و به نوعی جایگزین صادرات نفت از تنگه هرمز بود برای عربستان…
🧨 چه حوثی‌ها زده باشن
چه بعضی از گروه‌های مقاومت عراق
چه سپاه قدس از خاک عراق
چه...

چیزی ک مشخصه :
کان لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً

خلاصه کار با یه خورده صافکاری درنمیاد، خط خوابیده فعلا!

🔥Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥7😈2👍1🕊1
‏
سهند ایرانمهر- اگرچه تقسیم بندی بادیه‌نشین و شهرنشین در ماجرای انصارالله - عربستان ( و اقمارش) چندان دقیق نیست اما از حیث رفاه و امکانات نابرابر، زاویه نگاه من ناخودآگاه با کتاب «المقدمه» ابن‌خلدون گره می‌خورد:

‏«شهرنشینان به آسایش و رفاه خو کرده‌اند. آنان دفاع از جان و مال خود را به حاکمان و سپاهیان واگذار کرده‌اند و به حصارها و استحکامات شهرها اعتماد دارند… نسل‌های پیاپی در چنین وضعی پرورش می‌یابند تا آنجا که به زنان و کودکان، که وابسته به سرپرست خانه‌اند، شباهت پیدا می‌کنند.
‏اما بادیه‌نشینان خود نگهبان خویش‌اند، همواره سلاح بر دوش دارند، به نیروی خود تکیه می‌کنند و شجاعت برای آنان به صورت خصلت و طبیعت درآمده است.»

@sahandiranmehr
👍8
اِلینه‌گی
دولت امریکا مادرِ بمب‌ها را سر مردم افغانستان ریخت و بیست سال به نام مبارزه با تروریسم سراغ باشندگانِ بی‌دفاعِ چهارگوشه‌ی افغانستان رفت و با هواپیماهای بدون سرنشنین خانه‌شان را ویران کرد و جان‌ ده‌ها هزارشان را گرفت و شبکه‌ای از پیمان‌کاران امنیتی و تاجران…
برای من یازده سپتامبر فرای هزینه انسانیش کاری که با آمریکا کرد غم‌انگیز است. قبل از یازده سپتامبر، آمریکا جامعه‌ای بود که درش اعتماد عمومی بالاتر بود و از نظر اقتصادی کشور در وضعیت خیلی خوبی بود. بعد از یازده سپتامبر، آمریکا پشت هم با بحران رویرو بوده: بحران اقتصادی بعد از یازده سپتامبر، جنگ افغانستان و مخصوصا عراق، گفتمان نفرت‌پراکنی از رسانه‌هایی که بعد از یازده‌سپتامبر پروبال گرفتند، بحران اقتصادی ۲۰۰۸، رشد جنبشهای افراطی تی‌پارتی و ماگا، بحران کویید (که بخاطر افراط راست و چپ به بحران تبدیل شد)، کسری بودجه هنگفت دولت فدرال و در نهایت عقب افتادن از چین در زمینه اقتصادی. متاسفانه آمریکا به کشوری تبدیل شده که همش درگیر نامساله‌هاست و توانایی حل مشکلات کلانش را از دست داده.

https://x.com/mehdiy_fa/status/2098704376282099999?s=46

🤩Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3👌2👎1💯1
🇫🇷دو سه روز پیش بود که آدل هنل، بازیگر سابق سینمای فرانسه، که بازیگری را کنار گذاشت و کنش‌گری را برگزید، در برنامه‌ای تلویزیونی مشهوری به نام «کتابخانه بزرگ» آمده بود تا در باره کتاب جدیدش صحبت کند. آخر جلسه، نویسنده جای مجری می‌نشیند و چند دقیقه «گفتار آزاد» دارد. او روشن و صریح در باب نسل‌کشی اسرائیل در غزّه صحبت کرد و سکوت فرانسه، و موازی‌سازی کرد با تجاوزهای جنسی و سکوت در باب آن... از واکنش‌ها می‌گویم امّا پیشتر سابقه‌ای بیاورم.

در بین فیلم‌های سال ۲۰۲۰ سزار فرانسه، فیلم «من متّهم می‌کنم» رومن پولانسکی بود که به نظرم فیلم خوبی بود گرچه درخشان نبود. فیلم در خصوص قضیهٔ آلفرد دریفوس است، که علاقمندان تاریخ و ادب فرانسه، حتما به آن برخورده‌اند، از جمله در کتاب‌های پرخواننده روزگار نوجوانیِ ما، همچون «آنت» از رومن رولان، و از تاثیر مهم آن در تاریخ ادب و فرهنگ فرانسه آگاهند. دریفوس افسر نظامی یهودی فرانسه بود که در اواخر قرن نوزدهم به خیانت و تحویل اسناد نظامی به آلمان متّهم شد، از همه درجات خلع شد و چند سالی زندانی شد. دلایل اتهام و محاکمه او امّا به کل بی‌اساس بود و منبعث از احساسات ضدیهودی جامعه آن روز، و تبدیل شد به یک رسوایی بزرگ در نظام قضایی و نظامی فرانسه. عنوان «من متّهم می‌کنم» هم برگرفته از نامهٔ بلند سرگشادهٔ امیل زولاست به رییس جمهور وقت که من سعی کردم کامل بخوانم ولی بیش از آن «تاریخ‌مند» است، با ارجاعات مکرّر به افراد و وقایع مذکور پرونده که امروزه، جدای وجه ادبی و روشنفکری آن، جالب باشد. به هر حال با فشار همین روشنفکران، بعد چند سال، از دریفوس اعاده حیثیت شد، به ارتش بازگشت و چند سال بعد هم باز برای فرانسه جنگید.

امّا رومن پولانسکی که ریشه یهودی دارد، گویا در ساختن این فیلم نظر به زندگی خود داشته و محاکمات یا قضاوت‌هایی که او آن‌ها را ناعادلانه دانسته و از آن گریخته است. اتهامات تجاوز و رابطه جنسی با چند دختر بازیگر نوجوان که دست کم پرونده یکی از آن‌ها در آمریکا باز است و از این رو پولانسکی به آمریکا سفری ندارد و فرانسه هم به درخواست استرداد او تن نداده است. در خود فرانسه هم، پولانسکی از ترس واکنش حضار، در خیلی از جشنواره‌ها حاضر نمی‌شود. در آن جشنواره سزار امّا جایزه بهترین کارگردانی را بابت همین فیلم به او دادند که با واکنش آدل هنل - که خود تجربه آزار جنسی در سینما داشته - روبرو شد که به محض نام بردن از او به عنوان برنده، برخاست و «شرم بر شما»گویان از جلسه بیرون رفت و عیش برگزارکنندگان را منغص کرد.

فیلم هم فروش چندانی نکرد، شاید متاثر از نام کارگردان، یا فضای غالب پرتنش روز و داستان یکنواخت فیلم. چندی بعد مقالهٔ بحث‌انگیز تندی از ویرژینی دپانت، یکی از نویسندگان معاصر فرانسه، منتشر شد، با ادبیات بسیار گزنده و این عنوان غیر معمول که «از این پس، ما بلند می‌شویم و بیرون می‌زنیم»، در اشاره و حمایت از خروج آدل هنل از سالن جشنواره، و در آن نه تنها پولانسکی، که همه «اصحاب قدرت» را به زیر شلاق نقد خود برد. خود این مقاله هم واکنش‌های متفاوتی گرفت، گویی یادآور همان «من متّهم می‌کنم» امیل زولا بود، صد و بیست سال بعد.

نوشته را خطاب به روسا، قدرتمندان و ارباب زر و زور آغاز می‌کند که «بگذارید به شما اطمینان بدهم که همچنان دردناک است، با این که می‌دانستیم، شما را شناخته‌ایم، ده بار دیده‌ایم و آزموده‌ایم.. امّا همچنان دردناک است... بله، این انتخابی موحش و موهن بود اما عجیب نبود، مایه شگفتی نبود. اصلا قصد شما همین است، اعمال و اظهار قدرت. نه این که شما استعداد و هنر کارگردان را، به رغم خوی تجاوزگری او، قدر می‌نهید. نه، او را دوست دارید چون متجاوز است، چون اعمال قدرت می‌کند، چون از شما و شبیه شماست. بحث زن و مرد نیست، بلکه غالب و مغلوب است. بیهوده نیست که از پولانسکی حمایت می‌کنید، بودجه‌ٔ بیست و پنج میلیون یورویی به او می‌دهید تا فیلمی از یک قضاوت ناعادلانه بسازد، یک شبیه‌سازی تاریخی بی‌معنی کند، و بعد هم برای او مراسم تاجگذاری برگزار می‌کنید. باشد، شما که به این اعمال قدرت و زور و استثمار و تجاوز ادامه خواهید داد امّا بدانید که از این پس، ما در این نمایش و جشن دسته‌جمعی شما نخواهیم ماند و برای آن کف نخواهیم زد، نه، ما پا می‌شویم و بیرون می‌زنیم».

به آدل هنل بازگردم. پس از سخنان آزاد او در باب غزّه، که چند جمله هم بیشتر نبود، در بازپخش برنامه این قسمت را بیرون آوردند و بعد هم کلّ آن جلسه را از سوابق برنامه حذف کردند. چنین است، حتّی در فرانسه، وقتی پای اسرائیل در میان باشد... منتهی امثال آدل هم کنار نمی‌نشینند، «پا می‌شوند و بیرون می‌زنند»، بازی و تماشاگری در سکوت را کنار گذاشته‌اند تا در میدان باشند، این سر میدان و آن پایان اوست...
#مجید_سلیمانی

🇫🇷Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤3👎1
🇮🇷دوست ندارند کشور ایران متحد باقی بماند

#جلال_خالقی_مطلق

بخش بزرگی از شاهنامه دولت و قدرت ساسانی را منعکس می‌کند مضافا‌ بر اینکه در آن زمان دولت‌های کوچک قبیله‌ای که دست‌‌نشانده ساسانیان بودند در زمان فردوسی بر کشور چیره شدند. بنابراین در واقع تجاوز کردند به کشور ایران. کشور ایران را به چنگ آوردند. وظیفه شاعر ملی در برابر آنها اعتراض است، تکیه بر گذشته است. اگر غیر از این بود که ما فردوسی را شاعر ملی دیگر نمی‌گفتیم. در هیچ جای جهان به شاعری که این صفات را نداشته باشد شاعر ملی نمی‌گویند. بحث‌هایی درباره نژادپرستی فردوسی، عرب‌ستیزی، ترک‌ستیزی، بحث‌های امروزی است. اینها برخاسته از عقاید امروز مردم ما است. به‌خصوص نه مردم ما بلکه گروهی که اینها خودشان بیشتر نژادپرست‌اند از آن چیزی که گذشتگان بودند. دوست ندارند کشوری به نام ایران با مرزهایی که دارد متحد باقی بماند. از این رو به نمادهای ملی، به سمبل‌های ملی این کشور حمله می‌کنند و مهمترین سمبل‌های ملی این کشور فردوسی و شاهنامه و زبان‌ فارسی است.

🤓Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6
🇸🇦Sources within Saudi Arabia are now telling us that the damages to the East-West pipeline will take more than a month to repair due to a lack of spare parts and deeply impacted supply chains

https://x.com/MarhelmData/status/2099169474238664795?s=52

🌟Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😈2
🖊تفاهم مرحوم قبلی هم می‌تونست تفاهم خیلی خوبی باشه، حتی با اینکه از اول می‌دونستیم که قرار نیست دوام داشته باشه و تنش بعد از اون هم ادامه داره.. که دیدیم هم دوام نداشت، هم تنش ادامه‌دار شد.
بدتر اینکه آقایون تبدیلش کردند به پروژه سیاسی و وسط محاصره دریایی تبلیغات تفاهم رو انجام میدادن!

حالا هم اگر رفع محاصره در مقابل باز شدن تنگه روی کاغذ نیاد عالیه
اگر روی کاغذ بیاد ممکنه خوب باشه

به شرطی که بفهمیم ازش چی میخوایم:

۱) در جبهه یمن باید فشار روی عربستان رو حفظ کنیم

۲) در جبهه ایران، باید حداقل در لفظ احتمال حملات نظامی رو زنده نگه داریم! لزوما هم نیاز نیست علیه آمریکا باشه.

به چه بهانه‌ای؟
بگو قایق‌های گشت کویت مزاحم کشتی‌های ایرانی شدن
دو تا حمله پهپادی کن به کویت
حملات کردستان عراق رو با شدت ادامه بده
بگو تا زمانی که گفتگوهای دو جانبه امنیتی نظامی با کشورهای عربی به نتیجه نرسه، هر تمرکز قوایی رو با حمله نظامی در نطفه خفه میکنیم
دو سه تا کشتی تو تنگه بگیر و بعد آزاد کن🖊

🔴🔴Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏3❤1👎1
Forwarded from حسین قتیب
فروغی، ماشین شاه و ظرفیت دولت

در حال خواندن خاطرات محمدعلی فروغی‌ام؛ یادداشت‌های سفرش برای شرکت در کنفرانس صلح پاریس. روایت از اواخر ۱۹۱۸ آغاز می‌شود، یعنی ۱۰۸ سال پیش. نه روزگار باستان است و نه تاریخی چنان دور که نتوانیم نسبتی با آن برقرار کنیم. روزگاری است که پدربزرگ‌های ما، یا پدران آن‌ها، در همین کشور زندگی می‌کردند. آنچه در صفحات نخست توجهم را جلب کرده، پیش از مذاکرات و مناسبات دیپلماتیک، خودِ سفر است: اینکه نمایندگان رسمی ایران چگونه می‌خواهند از پایتخت کشورشان به ساحل خزر برسند.
مسیر، تهران، قزوین، منجیل و رشت است تا بعد از رسیدن به انزلی، سفر را با کشتی ادامه دهند. اتومبیل شاه را در اختیار دارند، اما ماشین پشت سر هم خراب می‌شود و ادامه راه به توقف و تعمیر گره می‌خورد. در همان روز نخست، هنوز به قزوین نرسیده‌اند که اتومبیل از حرکت می‌ایستد. ماشین دیگر جلو رفته و فروغی حال خود و همراهانش را در چند کلمه ثبت می‌کند: «ما تنها و بیچاره ماندیم.» این‌ها مسافران عادی نیستند؛ هیئت رسمی کشوری‌اند که می‌خواهد در یکی از مهم‌ترین گردهمایی‌های بین‌المللی آن روزگار از حقوق خود دفاع کند. راننده همین اتومبیل را هم از سفارت انگلیس گرفته‌اند.
در ادامه این روایت، برای تعمیر و راه‌انداختن ماشین نیز کمک انگلیسی‌ها لازم می‌شود. تلخی صحنه در همین‌جاست: نمایندگان ایران برای دفاع از استقلال و حقوق کشوری عازم اروپا هستند که بی‌طرفی‌اش در جنگ نقض شده و بخش‌هایی از خاکش زیر اشغال نیروهای خارجی، از جمله انگلیسی‌ها، قرار گرفته است؛ اما برای پیش‌بردن سفرشان در داخل خاک ایران، به امکانات همان قدرت خارجی احتیاج دارند. پس از خروج نیروهای روس نیز بریتانیا در پی گسترش سلطه خود بر ایران بود.
به نظرم، این صحنه کوچک مدخل خوبی برای فهم مفهوم «ظرفیت دولت» است. البته خراب‌شدن یک اتومبیل، به‌تنهایی، چیزی درباره توانایی یک دولت ثابت نمی‌کند. مسئله، مجموعه روابطی است که هنگام خرابی آشکار می‌شود: چه کسی امکانات دارد؟ چه کسی می‌تواند نیروی فنی و وسیله جایگزین فراهم کند؟ چه کسی در طول مسیر شبکه‌ای دارد که بتوان به آن رجوع کرد؟ و دولت ایران، حتی برای جابه‌جایی هیئت بلندپایه خود، تا چه اندازه می‌تواند به سازمان و امکاناتی متکی باشد که تحت اختیار خودش است؟
در سوی دیگر این تصویر، شبکه حضور بریتانیاست. همان صفحات اول خاطرات نشان می‌دهد انگلیسی‌ها در شهرهای متعدد ایران کنسولگری و نمایندگی داشتند. این‌ها صرفاً دفاتر انجام امور کنسولی نبودند؛ گردآوری اطلاعات، شناخت نیروهای محلی، ارتباط با صاحبان نفوذ و پیگیری منافع سیاسی و راهبردی نیز بخشی از کارکردشان بود. گزارش درباره راه‌ها، منابع، مناسبات قدرت و امکانات مناطق، دانشی فراهم می‌کرد که می‌توانست به نفوذ سیاسی و اقدام نظامی تبدیل شود. قدرت بریتانیا فقط در لندن یا بر عرشه کشتی‌های جنگی‌اش نبود؛ بخشی از آن در همین شبکه‌های محلی داخل ایران عمل می‌کرد.
ظرفیت دولت یعنی توان تبدیل تصمیم به عمل. یعنی فاصله میان صدور فرمان در پایتخت و اجرای آن در سراسر کشور چقدر است. داشتن شاه، وزیر، عنوان و تشریفات، لزوماً به معنای برخورداری از این توان نیست. دولت به منابع مالی، سازمان اداری، اطلاعات، نیروی آموزش‌دیده، ارتباطات و امکان جابه‌جایی احتیاج دارد. آنچه در بحث «قدرت زیرساختی» دولت اهمیت پیدا می‌کند، همین توان حضور مؤثر و اجرای تصمیم‌ها در قلمرو است، نه صرفاً اختیار فرمان‌دادن.
قرار نیست دولت خودش مکانیک باشد یا همه وسایل مورد نیازش را تولید کند. مسئله این است که بتواند امکانات جامعه را سازمان دهد، خدمات لازم را فراهم کند و برای انجام وظایف اساسی‌اش، ناگزیر از اتکا به اراده یک قدرت مسلط خارجی نباشد. داشتن اتومبیل شاه با داشتن نظام حمل‌ونقل تفاوت دارد؛ همان‌طور که خریدن ابزار با ساختن ظرفیت یکی نیست. در این روایت، اتومبیل وجود دارد، اما شبکه‌ای که باید حرکت مطمئن آن را ممکن کند، محل آشکارشدن ضعف و وابستگی است.
از این منظر، خاطرات فروغی را می‌توان فراتر از سرگذشت یک رجل سیاسی خواند. این صفحات پرسشی درباره نسبت استقلال و توان اداره کشور پیش می‌کشند: وقتی برای انجام کارهای ابتدایی نیز به امکانات دیگری وابسته‌ایم، چه اندازه از حق تصمیم‌گیری‌مان را می‌توانیم در عمل حفظ کنیم؟ این پرسش، توجیه مداخله خارجی نیست. حق حاکمیت کشور ضعیف کمتر از کشور قوی نیست؛ اما برخورداری از حق، به‌خودی‌خود توان حفاظت از آن را ایجاد نمی‌کند.
برای من، تصویر آن هیئت کنار اتومبیل ازکارافتاده، تصویری ماندگار است. قرار است در پاریس از حقوق ایران دفاع کنند، اما محدودیت‌های قدرتشان پیش از رسیدن به میز مذاکره، در جاده تهران به قزوین خود را نشان داده است. استقلال فقط حقی نیست که اعلام شود؛ توانی هم هست که باید ساخته و نگهداری شود.
👌1
Forwarded from حسین قتیب
اگر به صد سال اخیر نگاه کنیم، شاید بتوان بخش بزرگی از تاریخ سیاسی ایران را تلاش پی‌درپی حکومت‌ها برای ساختن همین «ظرفیت دولت» و در نتیجه استقلال عملی دانست. رضاشاه بیش از هر چیز پروژه کنترل سرزمینی را پیش برد: ارتش متمرکز، بوروکراسی، راه، ثبت، مالیات و کشاندن اقتدار دولت مرکزی به مناطقی که پیش‌تر حضور دولت در آنها ضعیف یا واسطه‌ای بود. در دوره محمدرضاشاه، و به شکلی متفاوت و آشکارتر در نهضت مصدق، مسئله استقلال اقتصادی و حاکمیت بر منابع، به‌ویژه نفت، به مرکز سیاست آمد. جمهوری اسلامی پروژه دیگری را دنبال کرد: مردمی‌کردن سیاست و بسیج اجتماعی، و همزمان ساختن ظرفیتی نظامی و بازدارنده متفاوت از الگوی ارتش کلاسیک رضاشاهی. جنگ اخیر با آمریکا شاید روشن‌ترین آزمون همین تحول باشد. ایران امروز، فارغ از داوری درباره سیاست‌هایش و هزینه‌های سنگین جنگ، دیگر آن دولتی نیست که هیئت رسمی‌اش برای عبور از قزوین محتاج تعمیر ماشین به دست انگلیسی‌ها باشد. در جنگ امروز ، در برابر قدرتی با برتری عظیم هوایی، دریایی، اطلاعاتی و اقتصادی، توانست ماه‌ها به جنگ ادامه دهد، به پایگاه‌های آمریکایی پاسخ موشکی و پهپادی بدهد و با استفاده از جغرافیا، موشک، پهپاد، شبکه‌های منطقه‌ای و تنگه هرمز برای آمریکا و متحدانش هزینه ایجاد کند. مفهوم استقلال را باید نه فقط در شعار و حاکمیت حقوقی، بلکه در «توان مقاومت در برابر اراده قدرت بزرگ‌تر» جست‌وجو کرد. در فاصله صد سال، قلمرو و مسئله اصلی ایران تغییر چندانی نکرده است: ساختن دولتی که بتواند قلمرو را کنترل کند، منابعش را در اختیار بگیرد، جامعه را سازمان دهد و در لحظه فشار خارجی، تصمیمش فقط بر کاغذ مستقل نباشد. تفاوت اینجاست که ابزارهای این ظرفیت از امروز به ترکیبی از ظرفیت اجتماعی، فناوری نظامی، بازدارندگی و قدرت تحمیل هزینه رسیده است.
Forwarded from حسین قتیب
شهریاران و دولت‌ها غالباً نه از آن‌جا می‌شکنند که دشمن نیرومند است، بلکه از آن‌جا که در بنای خویش شکافی را دیر دیده‌اند، یا دیدن آن را به مصلحت ندانسته‌اند. دشمن، دیوار استوار را نمی‌شکافد؛ رخنه را می‌جوید.
مسئله زنان در ایران سال‌ها یکی از همین رخنه‌ها بود. زن ایرانی در آموزش، دانشگاه، تخصص، فرهنگ، اقتصاد و ارتباط با جهان پیش رفت، اما حقوق مدنی و سهم او در قدرت سیاسی و بسیاری از عرصه‌های تصمیم‌گیری به همان اندازه پیش نرفت. شکافی پدید آمد میان آنچه زن ایرانی در واقعیت جامعه شده بود و جایگاهی که قانون و سیاست برای او به رسمیت می‌شناخت.
این شکاف فقط مسئله‌ای درباره زنان نبود؛ مسئله‌ای درباره قدرت ملی ایران بود. هیچ کشوری نمی‌تواند نیمی از جامعه خود را توانمند کند، آموزش دهد، به عرصه عمومی بیاورد، اما در حقوق و مشارکت سیاسی همچنان با منطق روزگاری دیگر با او رفتار کند و انتظار داشته باشد این فاصله بی‌هزینه بماند.
با این همه، هنگامی که جنگ و خطر بیرونی فرا رسید، بسیاری از همان زنان نشان دادند که مطالبه حق، به معنای بریدن از ایران نیست. بسیاری از آنان که از تبعیض، محدودیت و نابرابری ناراضی بودند، در لحظه تهدید در کنار کشور خود ایستادند. این شاید مهم‌ترین درس باشد: شهروندی که حق می‌خواهد، لزوماً دشمن دولت یا وطن نیست. چه‌بسا کسی که برای حق خویش سخت‌تر سخن می‌گوید، هنگام خطر نیز سخت‌تر پای سرزمینش بایستد.
خرد کشورداری در آن است که این سرمایه را علیه خود نکنیم. حقوق زنان امتیازی نیست که دولت در روزهای آسودگی ببخشد؛ بخشی از استحکام ملی است. ایران هنگامی نیرومندتر است که زن ایرانی احساس کند همان سرزمینی که در روز خطر از آن دفاع می‌کند، در روز آرامش نیز شأن، آزادی، حق و سهم او را به رسمیت می‌شناسد.
منافع ملی فقط با موشک، مرز و ارتش حفظ نمی‌شود. استحکام ایران به پیوند میان دولت و جامعه نیز بسته است. دشمن رخنه را می‌جوید؛ هنر مُلک‌داری آن است که آن رخنه را نه با خاموش کردن مطالبه، بلکه با برطرف کردن بی‌عدالتی ببندد.
❤1👌1