https://x.com/MarhelmData/status/2099169474238664795?s=52
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
Marhelm (@MarhelmData) on X
Sources within Saudi Arabia are now telling us that the damages to the East-West pipeline will take more than a month to repair due to a lack of spare parts and deeply impacted supply chains
😈2
بدتر اینکه آقایون تبدیلش کردند به پروژه سیاسی و وسط محاصره دریایی تبلیغات تفاهم رو انجام میدادن!
حالا هم اگر رفع محاصره در مقابل باز شدن تنگه روی کاغذ نیاد عالیه
اگر روی کاغذ بیاد ممکنه خوب باشه
به شرطی که بفهمیم ازش چی میخوایم:
۱) در جبهه یمن باید فشار روی عربستان رو حفظ کنیم
۲) در جبهه ایران، باید حداقل در لفظ احتمال حملات نظامی رو زنده نگه داریم! لزوما هم نیاز نیست علیه آمریکا باشه.
به چه بهانهای؟
بگو قایقهای گشت کویت مزاحم کشتیهای ایرانی شدن
دو تا حمله پهپادی کن به کویت
حملات کردستان عراق رو با شدت ادامه بده
بگو تا زمانی که گفتگوهای دو جانبه امنیتی نظامی با کشورهای عربی به نتیجه نرسه، هر تمرکز قوایی رو با حمله نظامی در نطفه خفه میکنیم
دو سه تا کشتی تو تنگه بگیر و بعد آزاد کن
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏3❤1👎1
اِلینهگی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😈5
Forwarded from حسین قتیب
فروغی، ماشین شاه و ظرفیت دولت
در حال خواندن خاطرات محمدعلی فروغیام؛ یادداشتهای سفرش برای شرکت در کنفرانس صلح پاریس. روایت از اواخر ۱۹۱۸ آغاز میشود، یعنی ۱۰۸ سال پیش. نه روزگار باستان است و نه تاریخی چنان دور که نتوانیم نسبتی با آن برقرار کنیم. روزگاری است که پدربزرگهای ما، یا پدران آنها، در همین کشور زندگی میکردند. آنچه در صفحات نخست توجهم را جلب کرده، پیش از مذاکرات و مناسبات دیپلماتیک، خودِ سفر است: اینکه نمایندگان رسمی ایران چگونه میخواهند از پایتخت کشورشان به ساحل خزر برسند.
مسیر، تهران، قزوین، منجیل و رشت است تا بعد از رسیدن به انزلی، سفر را با کشتی ادامه دهند. اتومبیل شاه را در اختیار دارند، اما ماشین پشت سر هم خراب میشود و ادامه راه به توقف و تعمیر گره میخورد. در همان روز نخست، هنوز به قزوین نرسیدهاند که اتومبیل از حرکت میایستد. ماشین دیگر جلو رفته و فروغی حال خود و همراهانش را در چند کلمه ثبت میکند: «ما تنها و بیچاره ماندیم.» اینها مسافران عادی نیستند؛ هیئت رسمی کشوریاند که میخواهد در یکی از مهمترین گردهماییهای بینالمللی آن روزگار از حقوق خود دفاع کند. راننده همین اتومبیل را هم از سفارت انگلیس گرفتهاند.
در ادامه این روایت، برای تعمیر و راهانداختن ماشین نیز کمک انگلیسیها لازم میشود. تلخی صحنه در همینجاست: نمایندگان ایران برای دفاع از استقلال و حقوق کشوری عازم اروپا هستند که بیطرفیاش در جنگ نقض شده و بخشهایی از خاکش زیر اشغال نیروهای خارجی، از جمله انگلیسیها، قرار گرفته است؛ اما برای پیشبردن سفرشان در داخل خاک ایران، به امکانات همان قدرت خارجی احتیاج دارند. پس از خروج نیروهای روس نیز بریتانیا در پی گسترش سلطه خود بر ایران بود.
به نظرم، این صحنه کوچک مدخل خوبی برای فهم مفهوم «ظرفیت دولت» است. البته خرابشدن یک اتومبیل، بهتنهایی، چیزی درباره توانایی یک دولت ثابت نمیکند. مسئله، مجموعه روابطی است که هنگام خرابی آشکار میشود: چه کسی امکانات دارد؟ چه کسی میتواند نیروی فنی و وسیله جایگزین فراهم کند؟ چه کسی در طول مسیر شبکهای دارد که بتوان به آن رجوع کرد؟ و دولت ایران، حتی برای جابهجایی هیئت بلندپایه خود، تا چه اندازه میتواند به سازمان و امکاناتی متکی باشد که تحت اختیار خودش است؟
در سوی دیگر این تصویر، شبکه حضور بریتانیاست. همان صفحات اول خاطرات نشان میدهد انگلیسیها در شهرهای متعدد ایران کنسولگری و نمایندگی داشتند. اینها صرفاً دفاتر انجام امور کنسولی نبودند؛ گردآوری اطلاعات، شناخت نیروهای محلی، ارتباط با صاحبان نفوذ و پیگیری منافع سیاسی و راهبردی نیز بخشی از کارکردشان بود. گزارش درباره راهها، منابع، مناسبات قدرت و امکانات مناطق، دانشی فراهم میکرد که میتوانست به نفوذ سیاسی و اقدام نظامی تبدیل شود. قدرت بریتانیا فقط در لندن یا بر عرشه کشتیهای جنگیاش نبود؛ بخشی از آن در همین شبکههای محلی داخل ایران عمل میکرد.
ظرفیت دولت یعنی توان تبدیل تصمیم به عمل. یعنی فاصله میان صدور فرمان در پایتخت و اجرای آن در سراسر کشور چقدر است. داشتن شاه، وزیر، عنوان و تشریفات، لزوماً به معنای برخورداری از این توان نیست. دولت به منابع مالی، سازمان اداری، اطلاعات، نیروی آموزشدیده، ارتباطات و امکان جابهجایی احتیاج دارد. آنچه در بحث «قدرت زیرساختی» دولت اهمیت پیدا میکند، همین توان حضور مؤثر و اجرای تصمیمها در قلمرو است، نه صرفاً اختیار فرماندادن.
قرار نیست دولت خودش مکانیک باشد یا همه وسایل مورد نیازش را تولید کند. مسئله این است که بتواند امکانات جامعه را سازمان دهد، خدمات لازم را فراهم کند و برای انجام وظایف اساسیاش، ناگزیر از اتکا به اراده یک قدرت مسلط خارجی نباشد. داشتن اتومبیل شاه با داشتن نظام حملونقل تفاوت دارد؛ همانطور که خریدن ابزار با ساختن ظرفیت یکی نیست. در این روایت، اتومبیل وجود دارد، اما شبکهای که باید حرکت مطمئن آن را ممکن کند، محل آشکارشدن ضعف و وابستگی است.
از این منظر، خاطرات فروغی را میتوان فراتر از سرگذشت یک رجل سیاسی خواند. این صفحات پرسشی درباره نسبت استقلال و توان اداره کشور پیش میکشند: وقتی برای انجام کارهای ابتدایی نیز به امکانات دیگری وابستهایم، چه اندازه از حق تصمیمگیریمان را میتوانیم در عمل حفظ کنیم؟ این پرسش، توجیه مداخله خارجی نیست. حق حاکمیت کشور ضعیف کمتر از کشور قوی نیست؛ اما برخورداری از حق، بهخودیخود توان حفاظت از آن را ایجاد نمیکند.
برای من، تصویر آن هیئت کنار اتومبیل ازکارافتاده، تصویری ماندگار است. قرار است در پاریس از حقوق ایران دفاع کنند، اما محدودیتهای قدرتشان پیش از رسیدن به میز مذاکره، در جاده تهران به قزوین خود را نشان داده است. استقلال فقط حقی نیست که اعلام شود؛ توانی هم هست که باید ساخته و نگهداری شود.
در حال خواندن خاطرات محمدعلی فروغیام؛ یادداشتهای سفرش برای شرکت در کنفرانس صلح پاریس. روایت از اواخر ۱۹۱۸ آغاز میشود، یعنی ۱۰۸ سال پیش. نه روزگار باستان است و نه تاریخی چنان دور که نتوانیم نسبتی با آن برقرار کنیم. روزگاری است که پدربزرگهای ما، یا پدران آنها، در همین کشور زندگی میکردند. آنچه در صفحات نخست توجهم را جلب کرده، پیش از مذاکرات و مناسبات دیپلماتیک، خودِ سفر است: اینکه نمایندگان رسمی ایران چگونه میخواهند از پایتخت کشورشان به ساحل خزر برسند.
مسیر، تهران، قزوین، منجیل و رشت است تا بعد از رسیدن به انزلی، سفر را با کشتی ادامه دهند. اتومبیل شاه را در اختیار دارند، اما ماشین پشت سر هم خراب میشود و ادامه راه به توقف و تعمیر گره میخورد. در همان روز نخست، هنوز به قزوین نرسیدهاند که اتومبیل از حرکت میایستد. ماشین دیگر جلو رفته و فروغی حال خود و همراهانش را در چند کلمه ثبت میکند: «ما تنها و بیچاره ماندیم.» اینها مسافران عادی نیستند؛ هیئت رسمی کشوریاند که میخواهد در یکی از مهمترین گردهماییهای بینالمللی آن روزگار از حقوق خود دفاع کند. راننده همین اتومبیل را هم از سفارت انگلیس گرفتهاند.
در ادامه این روایت، برای تعمیر و راهانداختن ماشین نیز کمک انگلیسیها لازم میشود. تلخی صحنه در همینجاست: نمایندگان ایران برای دفاع از استقلال و حقوق کشوری عازم اروپا هستند که بیطرفیاش در جنگ نقض شده و بخشهایی از خاکش زیر اشغال نیروهای خارجی، از جمله انگلیسیها، قرار گرفته است؛ اما برای پیشبردن سفرشان در داخل خاک ایران، به امکانات همان قدرت خارجی احتیاج دارند. پس از خروج نیروهای روس نیز بریتانیا در پی گسترش سلطه خود بر ایران بود.
به نظرم، این صحنه کوچک مدخل خوبی برای فهم مفهوم «ظرفیت دولت» است. البته خرابشدن یک اتومبیل، بهتنهایی، چیزی درباره توانایی یک دولت ثابت نمیکند. مسئله، مجموعه روابطی است که هنگام خرابی آشکار میشود: چه کسی امکانات دارد؟ چه کسی میتواند نیروی فنی و وسیله جایگزین فراهم کند؟ چه کسی در طول مسیر شبکهای دارد که بتوان به آن رجوع کرد؟ و دولت ایران، حتی برای جابهجایی هیئت بلندپایه خود، تا چه اندازه میتواند به سازمان و امکاناتی متکی باشد که تحت اختیار خودش است؟
در سوی دیگر این تصویر، شبکه حضور بریتانیاست. همان صفحات اول خاطرات نشان میدهد انگلیسیها در شهرهای متعدد ایران کنسولگری و نمایندگی داشتند. اینها صرفاً دفاتر انجام امور کنسولی نبودند؛ گردآوری اطلاعات، شناخت نیروهای محلی، ارتباط با صاحبان نفوذ و پیگیری منافع سیاسی و راهبردی نیز بخشی از کارکردشان بود. گزارش درباره راهها، منابع، مناسبات قدرت و امکانات مناطق، دانشی فراهم میکرد که میتوانست به نفوذ سیاسی و اقدام نظامی تبدیل شود. قدرت بریتانیا فقط در لندن یا بر عرشه کشتیهای جنگیاش نبود؛ بخشی از آن در همین شبکههای محلی داخل ایران عمل میکرد.
ظرفیت دولت یعنی توان تبدیل تصمیم به عمل. یعنی فاصله میان صدور فرمان در پایتخت و اجرای آن در سراسر کشور چقدر است. داشتن شاه، وزیر، عنوان و تشریفات، لزوماً به معنای برخورداری از این توان نیست. دولت به منابع مالی، سازمان اداری، اطلاعات، نیروی آموزشدیده، ارتباطات و امکان جابهجایی احتیاج دارد. آنچه در بحث «قدرت زیرساختی» دولت اهمیت پیدا میکند، همین توان حضور مؤثر و اجرای تصمیمها در قلمرو است، نه صرفاً اختیار فرماندادن.
قرار نیست دولت خودش مکانیک باشد یا همه وسایل مورد نیازش را تولید کند. مسئله این است که بتواند امکانات جامعه را سازمان دهد، خدمات لازم را فراهم کند و برای انجام وظایف اساسیاش، ناگزیر از اتکا به اراده یک قدرت مسلط خارجی نباشد. داشتن اتومبیل شاه با داشتن نظام حملونقل تفاوت دارد؛ همانطور که خریدن ابزار با ساختن ظرفیت یکی نیست. در این روایت، اتومبیل وجود دارد، اما شبکهای که باید حرکت مطمئن آن را ممکن کند، محل آشکارشدن ضعف و وابستگی است.
از این منظر، خاطرات فروغی را میتوان فراتر از سرگذشت یک رجل سیاسی خواند. این صفحات پرسشی درباره نسبت استقلال و توان اداره کشور پیش میکشند: وقتی برای انجام کارهای ابتدایی نیز به امکانات دیگری وابستهایم، چه اندازه از حق تصمیمگیریمان را میتوانیم در عمل حفظ کنیم؟ این پرسش، توجیه مداخله خارجی نیست. حق حاکمیت کشور ضعیف کمتر از کشور قوی نیست؛ اما برخورداری از حق، بهخودیخود توان حفاظت از آن را ایجاد نمیکند.
برای من، تصویر آن هیئت کنار اتومبیل ازکارافتاده، تصویری ماندگار است. قرار است در پاریس از حقوق ایران دفاع کنند، اما محدودیتهای قدرتشان پیش از رسیدن به میز مذاکره، در جاده تهران به قزوین خود را نشان داده است. استقلال فقط حقی نیست که اعلام شود؛ توانی هم هست که باید ساخته و نگهداری شود.
👌1
Forwarded from حسین قتیب
اگر به صد سال اخیر نگاه کنیم، شاید بتوان بخش بزرگی از تاریخ سیاسی ایران را تلاش پیدرپی حکومتها برای ساختن همین «ظرفیت دولت» و در نتیجه استقلال عملی دانست. رضاشاه بیش از هر چیز پروژه کنترل سرزمینی را پیش برد: ارتش متمرکز، بوروکراسی، راه، ثبت، مالیات و کشاندن اقتدار دولت مرکزی به مناطقی که پیشتر حضور دولت در آنها ضعیف یا واسطهای بود. در دوره محمدرضاشاه، و به شکلی متفاوت و آشکارتر در نهضت مصدق، مسئله استقلال اقتصادی و حاکمیت بر منابع، بهویژه نفت، به مرکز سیاست آمد. جمهوری اسلامی پروژه دیگری را دنبال کرد: مردمیکردن سیاست و بسیج اجتماعی، و همزمان ساختن ظرفیتی نظامی و بازدارنده متفاوت از الگوی ارتش کلاسیک رضاشاهی. جنگ اخیر با آمریکا شاید روشنترین آزمون همین تحول باشد. ایران امروز، فارغ از داوری درباره سیاستهایش و هزینههای سنگین جنگ، دیگر آن دولتی نیست که هیئت رسمیاش برای عبور از قزوین محتاج تعمیر ماشین به دست انگلیسیها باشد. در جنگ امروز ، در برابر قدرتی با برتری عظیم هوایی، دریایی، اطلاعاتی و اقتصادی، توانست ماهها به جنگ ادامه دهد، به پایگاههای آمریکایی پاسخ موشکی و پهپادی بدهد و با استفاده از جغرافیا، موشک، پهپاد، شبکههای منطقهای و تنگه هرمز برای آمریکا و متحدانش هزینه ایجاد کند. مفهوم استقلال را باید نه فقط در شعار و حاکمیت حقوقی، بلکه در «توان مقاومت در برابر اراده قدرت بزرگتر» جستوجو کرد. در فاصله صد سال، قلمرو و مسئله اصلی ایران تغییر چندانی نکرده است: ساختن دولتی که بتواند قلمرو را کنترل کند، منابعش را در اختیار بگیرد، جامعه را سازمان دهد و در لحظه فشار خارجی، تصمیمش فقط بر کاغذ مستقل نباشد. تفاوت اینجاست که ابزارهای این ظرفیت از امروز به ترکیبی از ظرفیت اجتماعی، فناوری نظامی، بازدارندگی و قدرت تحمیل هزینه رسیده است.
Forwarded from حسین قتیب
شهریاران و دولتها غالباً نه از آنجا میشکنند که دشمن نیرومند است، بلکه از آنجا که در بنای خویش شکافی را دیر دیدهاند، یا دیدن آن را به مصلحت ندانستهاند. دشمن، دیوار استوار را نمیشکافد؛ رخنه را میجوید.
مسئله زنان در ایران سالها یکی از همین رخنهها بود. زن ایرانی در آموزش، دانشگاه، تخصص، فرهنگ، اقتصاد و ارتباط با جهان پیش رفت، اما حقوق مدنی و سهم او در قدرت سیاسی و بسیاری از عرصههای تصمیمگیری به همان اندازه پیش نرفت. شکافی پدید آمد میان آنچه زن ایرانی در واقعیت جامعه شده بود و جایگاهی که قانون و سیاست برای او به رسمیت میشناخت.
این شکاف فقط مسئلهای درباره زنان نبود؛ مسئلهای درباره قدرت ملی ایران بود. هیچ کشوری نمیتواند نیمی از جامعه خود را توانمند کند، آموزش دهد، به عرصه عمومی بیاورد، اما در حقوق و مشارکت سیاسی همچنان با منطق روزگاری دیگر با او رفتار کند و انتظار داشته باشد این فاصله بیهزینه بماند.
با این همه، هنگامی که جنگ و خطر بیرونی فرا رسید، بسیاری از همان زنان نشان دادند که مطالبه حق، به معنای بریدن از ایران نیست. بسیاری از آنان که از تبعیض، محدودیت و نابرابری ناراضی بودند، در لحظه تهدید در کنار کشور خود ایستادند. این شاید مهمترین درس باشد: شهروندی که حق میخواهد، لزوماً دشمن دولت یا وطن نیست. چهبسا کسی که برای حق خویش سختتر سخن میگوید، هنگام خطر نیز سختتر پای سرزمینش بایستد.
خرد کشورداری در آن است که این سرمایه را علیه خود نکنیم. حقوق زنان امتیازی نیست که دولت در روزهای آسودگی ببخشد؛ بخشی از استحکام ملی است. ایران هنگامی نیرومندتر است که زن ایرانی احساس کند همان سرزمینی که در روز خطر از آن دفاع میکند، در روز آرامش نیز شأن، آزادی، حق و سهم او را به رسمیت میشناسد.
منافع ملی فقط با موشک، مرز و ارتش حفظ نمیشود. استحکام ایران به پیوند میان دولت و جامعه نیز بسته است. دشمن رخنه را میجوید؛ هنر مُلکداری آن است که آن رخنه را نه با خاموش کردن مطالبه، بلکه با برطرف کردن بیعدالتی ببندد.
مسئله زنان در ایران سالها یکی از همین رخنهها بود. زن ایرانی در آموزش، دانشگاه، تخصص، فرهنگ، اقتصاد و ارتباط با جهان پیش رفت، اما حقوق مدنی و سهم او در قدرت سیاسی و بسیاری از عرصههای تصمیمگیری به همان اندازه پیش نرفت. شکافی پدید آمد میان آنچه زن ایرانی در واقعیت جامعه شده بود و جایگاهی که قانون و سیاست برای او به رسمیت میشناخت.
این شکاف فقط مسئلهای درباره زنان نبود؛ مسئلهای درباره قدرت ملی ایران بود. هیچ کشوری نمیتواند نیمی از جامعه خود را توانمند کند، آموزش دهد، به عرصه عمومی بیاورد، اما در حقوق و مشارکت سیاسی همچنان با منطق روزگاری دیگر با او رفتار کند و انتظار داشته باشد این فاصله بیهزینه بماند.
با این همه، هنگامی که جنگ و خطر بیرونی فرا رسید، بسیاری از همان زنان نشان دادند که مطالبه حق، به معنای بریدن از ایران نیست. بسیاری از آنان که از تبعیض، محدودیت و نابرابری ناراضی بودند، در لحظه تهدید در کنار کشور خود ایستادند. این شاید مهمترین درس باشد: شهروندی که حق میخواهد، لزوماً دشمن دولت یا وطن نیست. چهبسا کسی که برای حق خویش سختتر سخن میگوید، هنگام خطر نیز سختتر پای سرزمینش بایستد.
خرد کشورداری در آن است که این سرمایه را علیه خود نکنیم. حقوق زنان امتیازی نیست که دولت در روزهای آسودگی ببخشد؛ بخشی از استحکام ملی است. ایران هنگامی نیرومندتر است که زن ایرانی احساس کند همان سرزمینی که در روز خطر از آن دفاع میکند، در روز آرامش نیز شأن، آزادی، حق و سهم او را به رسمیت میشناسد.
منافع ملی فقط با موشک، مرز و ارتش حفظ نمیشود. استحکام ایران به پیوند میان دولت و جامعه نیز بسته است. دشمن رخنه را میجوید؛ هنر مُلکداری آن است که آن رخنه را نه با خاموش کردن مطالبه، بلکه با برطرف کردن بیعدالتی ببندد.
❤1👌1
ما تماشاکنان بستان ایم
(سعدی)
نظرِ شوپنهاور دربارهی التذاذِ از زیبایی، و نقشِ مخرّبِ نیاز یا میلِ آدمی، در درکِ ناباش از امرِ زیبا، به این بیتِ سعدی بسیار نزدیک است:
" اشیا و مناظرِ زیبا بابِ این کار اند که ما را بهیکباره از دلِ جریانِ بیپایانِ میل و تمنّا بیرونکشند. باوجوداین، پارهای تصاویرِ اشیا بیشاز بقیه برای این کار مناسبتدارند. مثلاً میتوانیم در زیباییِ تصویرِ میوهای سیر و تماشا کنیم، ولی علاقهی عملیِ ما ای بسا نگذارد بهآسانی فارغ از میل و غرض بمانیم، علیالخصوص اگر گرسنه هم باشیم.
(آثارِ کلاسیک فلسفه، نایجل واربرتون، ترجمهی مسعود علیا، انتشارات ققنوس، صص ۷_۱۸۶).
🟡Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
رو از گوشی کاربران جمع آوری میکرده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
کشوری چندقطبی و ضعیف
#سعید_برزین
چند دهه است که جنگ نامتقارن و رو در رو میان ایران و اسرائیل جریان دارد که با حملات نظامی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه به اوج جدیدی رسید. بررسی سیاست دولت اسرائیل، بهخصوص در یک سال گذشته، چند ویژگی برنامه اسرائیل را مشخص میکند.
نخست اینکه، اسرائیل خواهان سرنگونی ساختار سیاسی و نظامی حاکم در ایران است.
دوم، اسرائیل از چند جریان متفاوت و متضاد ایرانی علیه جمهوری اسلامی حمایت میکند.
سوم، حمایت اسرائیل از جریانهای متضاد ایرانی نشان میدهد که شکلگیری یک ایران ضعیف و چندقطبی برایش سود بیشتری دارد.
چهارم، در این چارچوب، دولت اسرائیل از گروههای متضاد ایرانی، از رضا پهلوی و گروههای مسلح قومی گرفته تا مجاهدین خلق و حتی جریانهای معترض داخل جمهوری اسلامی، حمایت سیاسی، رسانهای، اطلاعاتی یا عملیاتی کرده است.
این نکات را – که هر یک شامل مشخصات ویژهای است – در اینجا بررسی میکنیم، گرچه این مقاله نباید به معنی تأیید سیاست خارجی ایران در منطقه خاورمیانه تلقی شود. از نظر نویسنده، «استراتژی براندازی اسرائیل» از ابتدا اشتباه بود و استمرار آن به زیان مردم ایران بوده و هست. هدف این مقاله صرفا بررسی روش کار طرف اسرائیلی است.
ادامه این یادداشت را در وبسایت نیماد بخوانید:
https://neemaad.com/nmd10034412.htm
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
neemaad.com
خواب اسرائیل برای ایران؟ کشوری چندقطبی و ضعیف
دولت اسرائیل به دنبال یک اپوزیسیون واحد برای جایگزینی جمهوری اسلامی نیست، بلکه ترجیح میدهد که چند نیروی رقیب وجود داشته باشند که هر کدام بخشی از جامعه ایران را به دست بگیرند. اسرائیل با یک دولت ضعیف…
👍7👎2
آمریکا برای نخستینبار رسماً تأیید کرده که تسلیحاتی را در مدار زمین مستقر کرده است. تروی مینک، وزیر نیروی هوایی آمریکا، گفت این سامانهها برای «کنترل فضا» طراحی شدهاند و میتوانند از نیروهای آمریکا در برابر اقدامات خصمانه دشمنان محافظت کنند.
نیروی فضایی آمریکا نیز تأیید کرده که این قابلیتها هم کاربرد دفاعی و هم تهاجمی دارند و با دستور فرماندهیهای رزمی قابل استفادهاند. واشنگتن نوع این تسلیحات، تعداد آنها و مدت استقرارشان در مدار را اعلام نکرده است. این سامانهها ممکن است شامل ابزارهای سایبری، لیزرها یا ماهوارههای ضدماهواره باشند.
مقامهای آمریکایی با اشاره به فعالیتهای روسیه و چین میگویند دیگر تردیدی وجود ندارد که فضا به یک عرصه بالقوه جنگ تبدیل شده است و علنیکردن بخشی از تواناییهای آمریکا میتواند نقش بازدارنده داشته باشد.
اهمیت این موضوع به وابستگی جنگهای مدرن به ماهوارهها برای GPS، ارتباطات، اطلاعات و تعیین اهداف برمیگردد. در عین حال، درگیری فضایی و نابودی ماهوارهها میتواند حجم زیادی زباله فضایی ایجاد کند و ماهوارهها و فضاپیماهای دیگر را نیز در معرض خطر قرار دهد.
https://www.bbc.com/news/articles/ck790xg41ygro
❗️ Ellinne
نیروی فضایی آمریکا نیز تأیید کرده که این قابلیتها هم کاربرد دفاعی و هم تهاجمی دارند و با دستور فرماندهیهای رزمی قابل استفادهاند. واشنگتن نوع این تسلیحات، تعداد آنها و مدت استقرارشان در مدار را اعلام نکرده است. این سامانهها ممکن است شامل ابزارهای سایبری، لیزرها یا ماهوارههای ضدماهواره باشند.
مقامهای آمریکایی با اشاره به فعالیتهای روسیه و چین میگویند دیگر تردیدی وجود ندارد که فضا به یک عرصه بالقوه جنگ تبدیل شده است و علنیکردن بخشی از تواناییهای آمریکا میتواند نقش بازدارنده داشته باشد.
اهمیت این موضوع به وابستگی جنگهای مدرن به ماهوارهها برای GPS، ارتباطات، اطلاعات و تعیین اهداف برمیگردد. در عین حال، درگیری فضایی و نابودی ماهوارهها میتواند حجم زیادی زباله فضایی ایجاد کند و ماهوارهها و فضاپیماهای دیگر را نیز در معرض خطر قرار دهد.
https://www.bbc.com/news/articles/ck790xg41ygro
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Bbc
US confirms for first time it has deployed space weapons
The US Air Force Secretary says the weapons are necessary to defend the country against enemy action.
The cost of shipping 2 million barrels of oil jumps another 14.3% today to $18.15 per barrel.
That move is already extreme.
I think it gets even more extreme from here.
Three reasons why: 🧵
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
Moving 2 million barrels of oil from West Africa to China now costs $15.88 per barrel.
No wonder all my tanker stocks hit new 52-week highs last Friday.
I still think the biggest problems in the oil market are ahead of us, not behind us.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
Karel Mercx (@KarelMercx) on X
The cost of shipping 2 million barrels of oil jumps another 14.3% today to $18.15 per barrel.
That move is already extreme.
I think it gets even more extreme from here.
Three reasons why: 🧵
That move is already extreme.
I think it gets even more extreme from here.
Three reasons why: 🧵
Forwarded from ژئوپلیتیک
فرمانده سنتکام پیش از اعزام به ریاض و جده با فرماندهان اسرائیل، بحرین و امارات در مونیخ دیدار داشتهاند. به گزارش آکسیوس این دیدار درباره جنگ ایران بوده است.
۱۴۰۵/۰۶/۲۴ ۲۱۰۰
@geopoliticintel
۱۴۰۵/۰۶/۲۴ ۲۱۰۰
@geopoliticintel
🔹پتروشیمی نوری برای نخستینبار در ایران تولید آزمایشی گازوئیل یورو۶ با گوگرد کمتر از ۱۰ PPM را آغاز کرد.
🔹ظرفیت متوسط تولید گازوئیل یورو۶ این واحد حدود ۲ میلیون تُن در سال اعلام شده.
🔹برای اجرای پروژه از سال ۱۳۹۹ تاکنون حدود ۶۷ میلیون یورو و ۲.۵ هزار میلیارد تومان سرمایهگذاری شده و ۷۰ درصد عملیات آن با توان داخلی انجام شده.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7
#محمدرضا_شعبانعلی
زندگینامهٔ آندره وی (Andre Weil) جالبه. این ریاضیدان فرانسوی در سفری به فنلاند، در هتلی نزدیک مرز فنلاند و شوروی بوده.
برای اینکه خانمش مهارت تایپ سریع رو فراموش نکنه، گاهی یه متنهایی رو براش میخونده و اون تایپ میکرده. این کار رو در اون سفر هم انجام میدن (و لابهلاش، متوقف میشدن و از منظره لذت میبردن)
ظاهراً میزبان مشکوک میشه (چرا یه نفر دوردست رو نگاه میکنه و به خانمش میگه مشاهداتش رو تایپ کنه؟).
برای آندره وی پروندهٔ جاسوسی تشکیل میدن تا بیشتر مد نظر باشه
همون روزها شوروی بمباران فنلاند رو هم شروع میکنه و باز این ریاضیدان نگونبخت نزدیکبین، از دور تشخیص نمیده پدافندهای فنلاندی دارن وسط میدون کار میکنن. خیره میشه و میره جلو ببینه چه خبره. دستگیرش میکنن.
بعد میبینن پروندهٔ جاسوسی (تایپ کردن) هم داره
توی نامههاش یه نامه هم به یه دوست روس پیدا میشه که بهش میگه منتظرم ببینم چهجوری اثبات میکنی (منظورش قضیههای ریاضی بوده اما فکر میکنن مربوط به یه عملیاته)
شبی که قرار بوده بامدادش اعدام شه بهطرز معجزهآسایی نجات پیدا میکنه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5
سال ۱۳۷۴ مادری مازندرانی تک و تنها به محوطه سپاه کربلا آمد و استخوانهای فرزندش را تحویل گرفت
او سر پسرش را روی سر گذاشت و به عکاس که گریه میکرد گفت چرا گریه میکنی عکس بگیر
سر پسرم فدای پیکر بیسر پسر فاطمه
(شهید محمد صادق رضایی)
(@moslem_FARAGHIL)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔15😱1🕊1
این فیلم در سال ۱۹۲۸ میلادی و چند سال پس از شکست جمهوری گیلان و بسط دیکتاتوری رضا پهلوی در ایران و فرار احسان الله خان دوستدار به شوروی ساخته شده؛ احسان الله خان در این فیلم در نقش خودش بازی کرده و فیلم بر اساس رمان ماه برنزی و با کارگردانی لئو مور ساخته شده.
روایت فیلم البته آمیخته به دعواهای جناحی درون جمهوری گیلانه و تصویری که از میرزا کوچک نشون داده شده، تصویری همراه با اغراق و بدبینیه.
با این حال، این فیلم که در آذربایجان شوروی ساخته شده، ارزش تاریخی بسیاری داره.
این فیلم صامته و در بخشهایی که توضیحات به زبان روسی داره، زیرنویس گیلکی گذاشتم...
( از کانال گیلکیمایند )
https://v6rg.com/?p=11245
🎥Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
ورگ
گیلانˇ دتر (فیلم)
این فیلم در سال ۱۹۲۸ میلادی و چند سال پس از شکست جمهوری گیلان و بسط دیکتاتوری رضا پهلوی در ایران و فرار احسان الله خان دوستدار به شوروی ساخت
The bank says it had assumed there were economic red lines the Trump administration would be unwilling to cross, and that six months later "many of those lines have been crossed, yet the exit strategy is less clear, not more."
Chevron's CEO said this week the Great fuel crisis has officially arrived, as Trump officials continue to claim the disruption temporary.
https://x.com/HormuzLetter/status/2100639849451757941
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
X (formerly Twitter)
The Hormuz Letter (@HormuzLetter) on X
BREAKING: For the first time since the Iran war began, JPMorgan says it no longer has a baseline view on oil, writing "we simply don't know how to model the endgame," and that the assumption that…
🔥3