ژئوپلیتیک
الیزابت کندال، متخصص یمن در گفتگو با یک رسانه عبریزبان میگوید: حوثیها سه مزیت کلیدی دارند: جغرافیا، تجربه و طرز تفکر. کافی است نگاهی به نقشه یمن بیندازید تا متوجه شوید آنها مناطقی بسیار صعبالعبور را در کنترل دارند. آنها بیش از دو دهه تجربه جنگهای پراکنده…
در فرودگاه بینالمللی ابها ۲ نفر کشته و ۲۸ نفر زخمی شدند، در حالی که در فرودگاه بینالمللی ملک خالد در ریاض ۱ نفر کشته و ۸ نفر زخمی شدهاند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2
اِلینهگی
▪️ امتداد رئالیسم جادویی یا آغازی بر پایان آن!
✍ #حسن_مایلی
🔻 تابستان ۲۰۱۸ پس از حذف تحقیرآمیز آرژانتین از جام جهانی کمتر کسی گمان میکرد که آنها دستکم طی یک دههی آینده بتوانند به سطح اول فوتبال جهان بازگردند؛ اما نبوغ خیرهکنندهی لیونل اسکالونی و لیونل مسی در کمتر از ۴ سال آلبی سلسته را با فتح جامجهانی و کوپا آمریکا به قلهی فوتبال جهان رساند!
🔻 اسکالونی و شاگردانش پس از رشد چشمگیر طی ۶ سال گذشته و فتح کوپا آمریکای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۴ و جام جهانی ۲۰۲۲، تابستان گذشته نیز در آستانهی فتح مجدد جام جهانی بودند؛ اما دلافوئنته با رنسانسِ تیکیتاکا سد راه عبور اسکالونتا از رکورد ۶۴ سالهی برزیلیها شد. رکوردی که پس از تکرار عنوان قهرمانی سلسائو در سال ۱۹۶۲ دست نخورده باقیمانده است؛ هرچند پیش از برزیل، ایتالیا با هدایت ویتوریو پوتزو در سال ۱۹۳۸ موفق به انجام آن شده بود. حالا چند ماه پس از فینال تلخ ۲۰۲۶ با خداحافظی لئو مسی تردیدها درخصوص امتداد موفقیت اسکالونی و شاگردانش افزایش یافته و بسیاری خداحافظی مسی را پایانی بر رئالیسم جادویی اسکالونتا میدانند!
▪️از لانوئسترای استابیله تا رئالیسم جادوییِ اسکالونی!
🔻 پس از ورود فوتبال به آرژانتین، آنها خیلی زود فرایند بومیسازی این ورزش را آغاز و La Nuestra (سبک ما) را در برابر سبک اروپاییها بنیان گذاشتند. برخلاف فوتبال اروپایی که مبتنی بر انضباط تاکتیکی، بازی فیزیکی و مبتنی بر پاسهای بلند و بازی هوایی بود، لانوئسترا بر پاسهای کوتاه، خلاقیت و تکنیک فردی، آزادی عمل بازیکنان در عین بازی جمعی و مبتنی بر بداهه و نبوغ لحظهای بود؛ سبکی که در زمینهای خاکی (پوترو) زاده و از آن الهام گرفته شده بود. آرژانتينیها در دههی چهل میلادی تحت هدایت گیلرمو استابیله با بهرهگیری از فوتبال سنتی لانوئسترا موفق به فتح ۴ کوپا آمریکا شدند و بسیاری معتقدند که اگر در دههی چهل میلادی جام جهانی برگزار میشد مدعی اول فتح جام بودند. با این وصف با افول این سبک بهویژه پس از جام منحوس ۱۹۵۸ که آنها با قبول شکست مفتضحانه شش بر یک مقابل چکسلواکی در دور گروهی حذف شدند، لانوئسترا به محاق رفت.
🔻 پس از نتایج اسفبار جام ۱۹۵۸ مکتب آنتی فوتبال در آرژانتین ابتدا توسط ویکتوریو اسپینیتو و لختی بعد شاگرد او اوسوالدو زوبلدیا منصه بروز یافت. اسپینیتو و زوبلدیا مکتب آنتی فوتبال را با تاکید بر پیروزی تحت هر شرایطی مبتنی بر دفاع فشرده و متراکم، بازی خشن و درگیرانه، پرسینگ شدید، تاکید بر ایجاد درگیریهای روانی و نیز توجه ویژه به ضربات ایستگاهی و ... بنیان گذاشتند. ایدههایی که بسیاری آنها را پایههای فوتبال پراگماتیستی جهان توصیف کردهاند.
🔻 با این وجود با تکیه بر آنتی فوتبال آلبی سلسته تنها موفق به فتح کوپا آمریکای ۱۹۵۹ شد و پس از آن تیمی همواره ناکام بود. در دههی هفتاد میلادی آلبی سلسته با هدایت لوییز سزار منوتی احیا و موفق به فتح جام ۱۹۷۸ شد. منوتی بهعنوان یک مربی مولف، اندیشههای ایدئالیستی خود را با تلفیق فوتبال سنتی آرژانتین بارورتر کرد و با تأکید بر ارائهی فوتبالی زیبا آلبی سلسته را برای نخستین بار قهرمان جهان کرد. پس از افول تیم منوتی در دههی هشتاد میلادی شاگردِ خلف زوبلدیا هدایت آرژانتین را بر عهده گرفت. دکتر کارلوس بیلاردو با پایبندی بر آنتی فوتبال، آرژانتین را در جام جهانی ۱۹۸۶ بار دیگر قهرمان جهان کرد؛ هرچند بسیاری نبوغ مارادونا را تجسم مجدد لانوئسترا در زمین میدانستند و رگههای سبک سنتی فوتبال آرژانتین در همین جام نیز مشهود بود!
🔻 پس از استعفای بیلاردو بعد از نایب قهرمانی جام ۱۹۹۰، آلفیو باسیله سکان هدایت آرژانتین را برعهده گرفت. او که به بازی هجومی و زیبا و احیای لانوئسترا معتقد بود علیرغم فتح کوپا آمریکای ۱۹۹۱ و ۱۹۹۳ پس از جام تلخ ۱۹۹۴ از کار برکنار شد. پس از آن نیمکت آلبی سلسته اگرچه مربیان مولف و ایدئالیستهایی همچون مارچلو بیلسا و خوزه نستور پکرمن یا پراگماتیستهایی چون پاسارلا، سابیا و ... را روی نیمکت خود دید؛ اما به توفیق چندانی در کوپا و جامهای جهانی نرسید و صرفا به یک نایب قهرمانی در جام ۲۰۱۴ و ۴ نایب قهرمانی کوپا آمریکا بسنده کرد؛ هرچند در این بین پکرمن و بیلسا علاوه بر تاثیرات تاکتیکی شگرف بر فوتبال جهان موفق به فتح چندبارهی المپیک و جام جهانی جوانان شدند.
🔻 پس از تابستان تلخ ۲۰۱۸ هدایت آلبی سلسته به لیونل اسکالونی جوان رسید. درحالیکه بسیاری انتخاب اسکالونی بیتجربه را یک انتخاب اشتباه و فوتبال ملی را همچون دوران پسا ۱۹۵۸ مایهی شرم و خفت و بازگشت آرژانتین به سطح اول فوتبال جهان را یک افسانه و رویا تلقی میکردند، اسکالونی و لئو مسی با نبوغ خود واقعیت و افسانه را همچون خورخه لوئیس بورخس در هم آمیختند و این بار رئالیسم جادویی را نه در ادبیات و هنر بلکه در زمین فوتبال به نمایش گذاشتند!
▪️ فلسفهی بازی لیونل اسکالونی
🔻 با نظری گذرا بر فلسفهی بازی اسکالونی، در پارادایم کلی نه میتوان او را در ردیف مربیان مولف و ایدئالیستی همچون لوئیز سزار منوتی و مارچلو بیلسا قرار دارد و نه میتوان او را همچون مربیان پراگماتیستِ مکتب آنتی فوتبال نظیر ویکتوریو اسپینیتو، اوسوالدو زوبلدیا و کارلوس بیلاردو یک پراگماتیست توصیف کرد. از سویی دیگر او را نمیتوان همچون گیلرمو استابیله کاملا پایبند به فوتبال سنتی آرژانتین (La Nuestra) دانست. شاید در بهترین توصیف بتوان فلسفهی بازی اسکالونی را ملهم از هر سه مکتب یادشده و او را یک مربی رئالیست قلمداد کرد.
🔻 اسکالونی با تلفیق فوتبال سنتی آرژانتین و انضباط تاکتیکی مدرن بر پایهی رئالیسم خود موفق به فتح جام جهانی ۲۰۲۲ و کوپا آمریکای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۴ و نایب قهرمانی جام ۲۰۲۶ شد. از جمله مشخصههای تاکتیکی اسکالونی میتوان انعطافپذیری تاکتیکی و استفاده از سیستم سیال در فاز دفاعی و هجومی و بهرهگیری از سیستمهای ۲_۴_۴، ۳_۳_۴، ۳_۲_۲_۳، ۱_۲_۳_۴ و ۱_۱_۴_۴، پرسینگ از بالا (High press)، برتری عددی در اطراف توپ، مالکیت متعادل، توجه ویژه به کانتر پرس (counter press)، دفاع من تو من، استفاده از نیمفضاها، توجه ویژه به بیلدآپ (build up) و ساخت بازی از عقب زمین، انتقال سریع از حمله به دفاع و نیز سرعت انتقال بالا از فاز دفاعی به هجومی، کنترل سرعت بازی حریف با فشردگی در میانهی میدان، تاکید بر پاسهای کوتاه و خطشکن و آزادی عمل بازیکنان جهت بهرهگیری از نبوغ لحظهای و تکنیک فردی و ... اشاره کرد.
▪️ خداحافظی مسی و آیندهی مبهم اسکالونتا!
🔻 با این وصف حالا با خداحافظی مسی، تردیدها درخصوص آیندهی آلبی سلسته افزایش یافته و برخی این خداحافظی را پایان سمفونی سحرآمیز اسکالونتا قلمداد و عصر پسا مسی را همچون دوران پسا مارادونا تیره و تاریک توصیف میکنند! حال باید به انتظار نشست و دید آیا لیونل اسکالونی میتواند با بازآفرینی تاکتیکی، بازتعریف ساختار تیمی و اتخاذ تدابیری برای پر کردن خلا لیونل مسی، آلبی سلسته را به سلامت از این دوران دشوار عبور دهد یا خداحافظی لئو آغازی بر پایان رئالیسم جادویی او خواهد بود و اسکالونتا پس از یک دورهی با شکوه از حرکت باز خواهد ایستاد!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
اِلینهگی
این حکم یک مانع حقوقی تعیینکننده را از میان برمیدارد و سابقهای مهم باشد
🔗 Farzad Seifikaran (@FSeifikaran)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4
No_Substitute_for_Experience_Presidents_Advisers_and_Information.pdf
332.3 KB
بهترین مثال این ماجرا خانواده بوش است. در دو مقطع ۱۹۹۱ و ۲۰۰۳ تقریبا یک تیم ثابت از دیک چنی تا کالین پاول پرونده عراق را در دست داشتند؛ اما بوش پدر به خاطر سابقه طولانیاش در سیا و دیپلماسی، جزئیات را میفهمید و تیمش میدانستند هر طرحی زیر ذرهبین است. برای همین او جنگ را بعد از عقب راندن عراق از کویت تمام کرد تا گرفتار باتلاق اشغال نشود. در مقابل، بوش پسر که در سیاست خارجی کاملا بیتجربه بود، میدان را به چنی و رامسفلد سپرد و هیچکس برنامه فردای پس از جنگ را جدی محک نزد. قضاوت بوش پدر درباره این اتفاقات شنیدنی است: «تقصیر چنی نیست، تقصیر رئیسجمهور است.» رئیسجمهوری که البته پسر خودش بود. پیام مقاله روشن است: تجربه، عاریتی نیست.
#کسری_غفوری
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌3❤2
Forwarded from المسالک و الممالک
در روزهایی که لشکری از پیاده نظام امارات در جنوب شرق ایران، اقتصاد، امنیت و مردم ایران را به صورت روزانه مورد هدف قرار میدهد؛ لشکر دیگری از پیاده نظام امارات در تهران، توهم میفروشد!
👍9👎4🤯4👏1
Forwarded from سروستان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عباس غفاری: با وجود اینکه آمریکا اسلحه به ما میفروخت و پول فروش اسلحه، کمک بزرگی به آمریکا بود، یکی از دوستان من که سناتور یهودی بود، این دلسوزی را میکرد که:«چرا شما این را میخرید و چرا شما آن را میخرید، چرا شما این خرج را برای کارهای دفاعی میکنید؟!» در صورتیکه خودش در کمیسیون خارجی سنای آمریکا بود و یکی از بانفوذترین اشخاصی بود که باید علاقهاش این باشد که این خرج بشود و این درآمد برای آمریکا باشد، ولی این اظهار دلسوزی را دائما میکردند و این هم برای من یک چیز غامضی بود. بهخصوص که یک سناتور یهودی آمریکایی اینطور دلسوزی بکند. حالا [شاید] دلیلش اسرائیل بود که این دلسوزی را میکرد که ایران آنقدر قوی نشود که یکروز در مقابل اسرائیل سر بلند کند، اینها با هم ارتباط داشت، اینها را هم ما میشنیدیم.
#ISI
#بنیاد
https://t.me/Sarvestan_z
#ISI
#بنیاد
https://t.me/Sarvestan_z
👍2
Forwarded from سروستان
سروستان
عباس غفاری: با وجود اینکه آمریکا اسلحه به ما میفروخت و پول فروش اسلحه، کمک بزرگی به آمریکا بود، یکی از دوستان من که سناتور یهودی بود، این دلسوزی را میکرد که:«چرا شما این را میخرید و چرا شما آن را میخرید، چرا شما این خرج را برای کارهای دفاعی میکنید؟!»…
ریچارد هلمز، سفیر آمریکا در ایران، در گزارشی محرمانه به تاریخ ۲۵ سپتامبر ۱۹۷۶ خطاب به هنری کیسینجر، از سفر مخفیانه شیمون پرز، وزیر دفاع اسرائیل، به ایران خبر میدهد.
هلمز مینویسد پرز حدود دو هفته قبل به ایران آمده بود و شاه از این دیدار استفاده کرده تا شدیداً به فعالیتهای لابی اسرائیل در آمریکا علیه فروش سلاحهای آمریکایی به ایران اعتراض کند.
ماجرا از این قرار بود که چند هفته پیشتر، پس از دیدار سناتور آمریکایی بیرچ بای با شاه در ۶ سپتامبر، هلمز در یک گفتوگوی خصوصی به شاه گفته بود که بای ممکن است درباره امکان تصویب فروش سلاح به ایران در کنگره بیش از حد خوشبین باشد. هلمز به شاه توصیه کرده بود برای اسرائیلیها روشن کند که بعضی فعالیتهای لابیگری آنها در واشنگتن، پیامدهای نامطلوبی برای ایران دارد. شاه در پاسخ گفته بود کیسینجر هم قبلاً همین موضوع را با او مطرح کرده است.
https://www.wikileaks.org/plusd/cables/1976TEHRAN09641_b.html
https://t.me/Sarvestan_z
هلمز مینویسد پرز حدود دو هفته قبل به ایران آمده بود و شاه از این دیدار استفاده کرده تا شدیداً به فعالیتهای لابی اسرائیل در آمریکا علیه فروش سلاحهای آمریکایی به ایران اعتراض کند.
ماجرا از این قرار بود که چند هفته پیشتر، پس از دیدار سناتور آمریکایی بیرچ بای با شاه در ۶ سپتامبر، هلمز در یک گفتوگوی خصوصی به شاه گفته بود که بای ممکن است درباره امکان تصویب فروش سلاح به ایران در کنگره بیش از حد خوشبین باشد. هلمز به شاه توصیه کرده بود برای اسرائیلیها روشن کند که بعضی فعالیتهای لابیگری آنها در واشنگتن، پیامدهای نامطلوبی برای ایران دارد. شاه در پاسخ گفته بود کیسینجر هم قبلاً همین موضوع را با او مطرح کرده است.
https://www.wikileaks.org/plusd/cables/1976TEHRAN09641_b.html
https://t.me/Sarvestan_z
Forwarded from سروستان
در ۷ اوت ۱۹۷۶، هنری کیسینجر، وزیر خارجه آمریکا، در جلسهای محرمانه در اقامتگاه ریچارد هلمز، سفیر وقت آمریکا در تهران، با حضور هلمز، آلفرد آترتون، هرمان آیلتس، توماس پیکرینگ و رابرت اوکلی، درباره سیاست آمریکا در خاورمیانه صحبت میکند. در بخشی از این گفتوگو، بحث به فشارهای داخلی آمریکا و نقش لابی اسرائیل کشیده میشود. کیسینجر میگوید:«درباره ایران، ۵۰ درصد دردسر ما لابی اسرائیل است»
کیسینجر: اسرائیلیها حالا دارند لابی میکنند تا مسیر کلی سیاست ما را تغییر دهند و آن را با سیاست خودشان همسو کنند، نه با منافع خودمان. اگر نیروهای موثر را کنار هم بگذارید، مسئله روشن میشود. حتی درباره ایران، ۵۰ درصد دردسر ما لابی اسرائیل است. آنها میخواهند از طریق پرونده ایران، به فروش سلاح به عربستان سعودی و کویت ضربه بزنند. چون ما داریم کارهای زیادی برای اسرائیل انجام میدهیم و اسرائیل هم از قدرت سیاسی زیادی برخوردار است، متوقف کردن فروش سلاح به سعودیها که از نظر سیاسی بسیار ضعیفترند، دشوار است. بنابراین از نگاه آنها، بهترین راه این است که از مسیر ایران به کل ایده فروش سلاح به کشورهای خلیج فارس حمله کنند و به این ترتیب جلوی فروش سلاح به سعودیها و کویتیها را بگیرند. این در حالی است که ایران و اسرائیل روابط نزدیکی دارند. نگاهی به مجله Commentary بیندازید تا ببینید چه اتفاقی دارد میافتد. یک خط سیاسی شبیه دوران جنگ سرد و به سبک جو مککارتی شکل گرفته؛ بهطوری که اگر ما تلاش کنیم اسرائیل را متقاعد کنیم فقط دو کیلومتر از مواضعش در جولان عقبنشینی کند، اینطور جلوه داده خواهد شد که داریم اسرائیل را میفروشیم و به شوروی امتیاز میدهیم؛ آن هم در چارچوب یک توطئه بزرگ جهانی علیه اسرائیل و جهان آزاد!
https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1969-76v26/d292
https://t.me/Sarvestan_z
کیسینجر: اسرائیلیها حالا دارند لابی میکنند تا مسیر کلی سیاست ما را تغییر دهند و آن را با سیاست خودشان همسو کنند، نه با منافع خودمان. اگر نیروهای موثر را کنار هم بگذارید، مسئله روشن میشود. حتی درباره ایران، ۵۰ درصد دردسر ما لابی اسرائیل است. آنها میخواهند از طریق پرونده ایران، به فروش سلاح به عربستان سعودی و کویت ضربه بزنند. چون ما داریم کارهای زیادی برای اسرائیل انجام میدهیم و اسرائیل هم از قدرت سیاسی زیادی برخوردار است، متوقف کردن فروش سلاح به سعودیها که از نظر سیاسی بسیار ضعیفترند، دشوار است. بنابراین از نگاه آنها، بهترین راه این است که از مسیر ایران به کل ایده فروش سلاح به کشورهای خلیج فارس حمله کنند و به این ترتیب جلوی فروش سلاح به سعودیها و کویتیها را بگیرند. این در حالی است که ایران و اسرائیل روابط نزدیکی دارند. نگاهی به مجله Commentary بیندازید تا ببینید چه اتفاقی دارد میافتد. یک خط سیاسی شبیه دوران جنگ سرد و به سبک جو مککارتی شکل گرفته؛ بهطوری که اگر ما تلاش کنیم اسرائیل را متقاعد کنیم فقط دو کیلومتر از مواضعش در جولان عقبنشینی کند، اینطور جلوه داده خواهد شد که داریم اسرائیل را میفروشیم و به شوروی امتیاز میدهیم؛ آن هم در چارچوب یک توطئه بزرگ جهانی علیه اسرائیل و جهان آزاد!
https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1969-76v26/d292
https://t.me/Sarvestan_z
history.state.gov
Historical Documents - Office of the Historian
history.state.gov 3.0 shell
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عموی اسرائیلبزنها، مارک لوین: "این نبرد آمریکا و اسرائیل با ایران نیست، این یک جنگ تمدنی است."
هرگز هیچ کمکی برای ایرانیان در کار نبود. اینها آمده بودند با جنگ داخلی ملت را به خاکوخون بکشند و تمدن ایران را متلاشی کنند.
آنان که همراه شدند خیانت کردند.
https://t.co/uWsU2K4OjG
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حسابهای طرفدار روسیه در آن پایان دموکراسی ما را میبینند.
حسابهای طرفدار اسرائیل پیامدهای به رسمیت شناختن فلسطین را میبینند.
حسابهای طرفدار ایران حتی تا آنجا پیش میروند که این بسیجها را به جنبش «زن، زندگی، آزادی» تشبیه میکنند.
خلاصه اینکه، همه سعی دارند چارچوب تفسیری خودشان را به بحث عمومی ما تحمیل کنند و آنچه را که اینجا اتفاق میافتد، به جای ما و به زبان ما روایت کنن
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌1
اِلینهگی
عموی اسرائیلبزنها، مارک لوین: "این نبرد آمریکا و اسرائیل با ایران نیست، این یک جنگ تمدنی است." هرگز هیچ کمکی برای ایرانیان در کار نبود. اینها آمده بودند با جنگ داخلی ملت را به خاکوخون بکشند و تمدن ایران را متلاشی کنند. آنان که همراه شدند خیانت کردند. …
یک برساختهی ايدئولوژیک كه البته براي ما تبعات داره.
چون آتن و اورشليم غربى عليه تمدن ايراني و دين اسلام شرقى معنادار میشه.
روايات نور عليه تاريکی دقيقا تمدن پارسی رو پادشاه تاريكی میبینه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👍2
اِلینهگی
#سالار_سیف
دورهای در تاریخ اروپا بود که فیلسوفان، از ترس استبداد و سانسور، انتقاد از نظامهای خودکامهی خود را در لباس استعاره و از زبان «پارسیان» میگفتند؛ مانند «نامههای ایرانی» منتسکیو و «بابوک» ولتر، که نارساییهای فرانسه و پاریس را از زبان مردم تختجمشید (پرسپولیس) بیان میکند. معنای آن این است که حتی فلاسفه مهم اروپا برخلاف مارکو روبیوی کوبایی، ایران را دگر تمدنی خود نمیدانستند. چنانچه هگل بعدها گفت تاریخ جهان با ایران (هخامنشی) آغاز میشود. آخرین قدرت شرقی که با اروپا وارد نبرد تمدنی شد، عثمانی بود نه ایران.
احتمالاً وقتی مارکو روبیو کوبایی میکوشد از تاریخ یونان آموزههایی ایدئولوژیک و جنگطلبانه برای خود یونانیها استخراج کند، مورخان و روشنفکران یونانی با نوعی تناقض روبهرو میشوند، و شاید کمی هم به او بخندند: سیاستمداری کوباییتبار از درون تاریخ یونان درسی بیرون میکشد تا جنگی برای نابودی یک تمدن دیگر را توجیه کند.
اکنون آمریکا، با همهی گسستهای تاریخیاش، خود را یکتنه وارث یونان و رم میداند. اما تمدن یونان خود گسستهای بسیار داشت: پس از اسکندر به شکل هلنیستی دگرگون شد و در امپراتوری بیزانس (رم شرقی) به صورتی دیگر ادامه یافت. کشمکش هخامنشیان با یونان، اشکانیان با رم، و ساسانیان با رم و سپس بیزانس نیز، به باور من، نبرد تمدنی نبود؛ بر سر دین، سبک زندگی یا ایدئولوژی نبود، بلکه بر سر قلمروها (گاه ارمنستان، گاه سوریه، گاه آناتولی) و در نتیجه ژئوپلیتیک بود. اگر کتاب «جنگها» ی پروکوپیوس را بخوانید، که روایتی رومی از جنگهای ایران و رم است، نشانی از جنگ تمدنها نمیبینید.
آنچه امپراتوری ساسانی را از پا درآورد، جنگهای فرسایشی حدود ۲۶ ساله با بیزانس (۶۰۲–۶۲۸ م) و انحطاط درونی پس از خسروپرویز بود که راه را برای حملهی اعراب هموار کرد. بیزانس نیز با ضعف درونی و سرانجام با فتح قسطنطنیه به دست عثمانیان در ۱۴۵۳ پایان یافت. پس این دو قدرت بزرگ یکدیگر را نابود نکردند؛ هر دو را نیروهایی بیرونی و نیمهمتمدن
پس از فرسایش درونی، از پا درآوردند.
آمریکا چون پیشینهی باستانی ندارد، نمادهای رم، از عقاب و فاسس تا معماری، را برگرفته و مدعی تداوم آن پس از هزار سال است. پدران بنیانگذار برای نوشتن اعلامیهی استقلال و قانون اساسی به سیسرون و منتسکیو و لاک نظر داشتند؛ جفرسون حتی از طریق گزنفون و ماکیاولی با هنر رهبری کوروش (و شاید داریوش، که در «گفتارها»ی ماکیاولی از او نام رفته) آشنا شده بود. اما اکنون روبیو مدعی احیای تمدنی است که خود ادامهی گسستهای از آن است.
اما هخامنشیان به این دلیل در فلسفه تاریخ به ویژه هگل مهم شدند که برخلاف بسیاری دیگر، هیچ تمدن مغلوبی را نابود نمیکردند.
آنها به جای نابودی تمدنهای مغلوب، دستاوردهای آنها را حفظ کرده و با ارتقاء به سطحی بالاتر، روح خود را در آنها میدمیدند.
این عملکرد با فلسفۀ هگلی همخوان بود. زیرا هگل، نگاه ایستای سنتی را در یک حرکتِ پویا بهسوی کل، منحل میکند، پس «امر عام»، هرچه را مغلوب شده، حفظ میکند و به جزئی از خود بدل میسازد، ولی از بین نمیبَرد. در این نظام، هیچچیز، گم یا تباه نمیشود، مگر اینکه ترفیع یا حفظ گردد. به گفتۀ لوید اسپنسر، اصطلاحِ خاصِّ هگل برای این تناقض «مغلوب کردن» و در عین حال «حفظ نمودن» Aufhebung یا ارتقا است.
هخامشیان دقیقاً چنین کاری با تمدنها و ملل مغلوب میکردند. یعنی پس از غلبه، آنها را از هستی ساقط نمیکردند، بلکه دستاوردهای تمدنیشان را به شکل دیگری درون یک امرِ عام universal به عنوان یکی از اجزای خود به کار میگرفتند و با دادن معنای بهتر، آنها را یک مرتبۀ دیگر به بالا، ارتقا میدادند، زیرا شاید در عمل میدانستند که تمدنِ مغلوب نیز بخشی از هستی خود را از تمدنِ دیگری به ارث، بُرده است و ارزشی تاریخی و ماندگار دارد.
برای همین، هخامنشیان دیالکتیکی بینظیر از وحدتِ کثرتها به نمایش گذاشتند. کثرتها و اجزایی که فقط درونِ آن امرعام، معنا پیدا میکرد. اگر ایرانِ امروز میتواند این کثرتها را به طور طبیعی حفظ کند، به دلیل فلسفۀ چنین تأسیسی در بنیادِ خود است که در عمل شکل گرفته است.
در منطقِ هگل فقط «امرِ عام» است که حقیقی است و هر مرحله یا لحظه، «جزئی» است و از اینرو غیرِ اصیل. بنابراین ایدۀ مهمِ او، تمامیت یا امرِ عام است، تمامیتی که هر مرحله یا ایدهای را که مغلوب یا مشمول خود ساخته، حفظ میکند. در این ساختارِ ترفیعی، مغلوب یا مشمول شدن، فرایندی در حال پیشرفت است که از دورهها درست شده و تمامیتِ آن محصول، فرایندی است که تمامِ لحظههایش را بسانِ عناصرِ یک ساختار و نه در مراحل و دورهها، حفظ میکند.
https://x.com/StateDept/status/2108160576245441012
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM