اِلینهگی
#سالار_سیف
دورهای در تاریخ اروپا بود که فیلسوفان، از ترس استبداد و سانسور، انتقاد از نظامهای خودکامهی خود را در لباس استعاره و از زبان «پارسیان» میگفتند؛ مانند «نامههای ایرانی» منتسکیو و «بابوک» ولتر، که نارساییهای فرانسه و پاریس را از زبان مردم تختجمشید (پرسپولیس) بیان میکند. معنای آن این است که حتی فلاسفه مهم اروپا برخلاف مارکو روبیوی کوبایی، ایران را دگر تمدنی خود نمیدانستند. چنانچه هگل بعدها گفت تاریخ جهان با ایران (هخامنشی) آغاز میشود. آخرین قدرت شرقی که با اروپا وارد نبرد تمدنی شد، عثمانی بود نه ایران.
احتمالاً وقتی مارکو روبیو کوبایی میکوشد از تاریخ یونان آموزههایی ایدئولوژیک و جنگطلبانه برای خود یونانیها استخراج کند، مورخان و روشنفکران یونانی با نوعی تناقض روبهرو میشوند، و شاید کمی هم به او بخندند: سیاستمداری کوباییتبار از درون تاریخ یونان درسی بیرون میکشد تا جنگی برای نابودی یک تمدن دیگر را توجیه کند.
اکنون آمریکا، با همهی گسستهای تاریخیاش، خود را یکتنه وارث یونان و رم میداند. اما تمدن یونان خود گسستهای بسیار داشت: پس از اسکندر به شکل هلنیستی دگرگون شد و در امپراتوری بیزانس (رم شرقی) به صورتی دیگر ادامه یافت. کشمکش هخامنشیان با یونان، اشکانیان با رم، و ساسانیان با رم و سپس بیزانس نیز، به باور من، نبرد تمدنی نبود؛ بر سر دین، سبک زندگی یا ایدئولوژی نبود، بلکه بر سر قلمروها (گاه ارمنستان، گاه سوریه، گاه آناتولی) و در نتیجه ژئوپلیتیک بود. اگر کتاب «جنگها» ی پروکوپیوس را بخوانید، که روایتی رومی از جنگهای ایران و رم است، نشانی از جنگ تمدنها نمیبینید.
آنچه امپراتوری ساسانی را از پا درآورد، جنگهای فرسایشی حدود ۲۶ ساله با بیزانس (۶۰۲–۶۲۸ م) و انحطاط درونی پس از خسروپرویز بود که راه را برای حملهی اعراب هموار کرد. بیزانس نیز با ضعف درونی و سرانجام با فتح قسطنطنیه به دست عثمانیان در ۱۴۵۳ پایان یافت. پس این دو قدرت بزرگ یکدیگر را نابود نکردند؛ هر دو را نیروهایی بیرونی و نیمهمتمدن
پس از فرسایش درونی، از پا درآوردند.
آمریکا چون پیشینهی باستانی ندارد، نمادهای رم، از عقاب و فاسس تا معماری، را برگرفته و مدعی تداوم آن پس از هزار سال است. پدران بنیانگذار برای نوشتن اعلامیهی استقلال و قانون اساسی به سیسرون و منتسکیو و لاک نظر داشتند؛ جفرسون حتی از طریق گزنفون و ماکیاولی با هنر رهبری کوروش (و شاید داریوش، که در «گفتارها»ی ماکیاولی از او نام رفته) آشنا شده بود. اما اکنون روبیو مدعی احیای تمدنی است که خود ادامهی گسستهای از آن است.
اما هخامنشیان به این دلیل در فلسفه تاریخ به ویژه هگل مهم شدند که برخلاف بسیاری دیگر، هیچ تمدن مغلوبی را نابود نمیکردند.
آنها به جای نابودی تمدنهای مغلوب، دستاوردهای آنها را حفظ کرده و با ارتقاء به سطحی بالاتر، روح خود را در آنها میدمیدند.
این عملکرد با فلسفۀ هگلی همخوان بود. زیرا هگل، نگاه ایستای سنتی را در یک حرکتِ پویا بهسوی کل، منحل میکند، پس «امر عام»، هرچه را مغلوب شده، حفظ میکند و به جزئی از خود بدل میسازد، ولی از بین نمیبَرد. در این نظام، هیچچیز، گم یا تباه نمیشود، مگر اینکه ترفیع یا حفظ گردد. به گفتۀ لوید اسپنسر، اصطلاحِ خاصِّ هگل برای این تناقض «مغلوب کردن» و در عین حال «حفظ نمودن» Aufhebung یا ارتقا است.
هخامشیان دقیقاً چنین کاری با تمدنها و ملل مغلوب میکردند. یعنی پس از غلبه، آنها را از هستی ساقط نمیکردند، بلکه دستاوردهای تمدنیشان را به شکل دیگری درون یک امرِ عام universal به عنوان یکی از اجزای خود به کار میگرفتند و با دادن معنای بهتر، آنها را یک مرتبۀ دیگر به بالا، ارتقا میدادند، زیرا شاید در عمل میدانستند که تمدنِ مغلوب نیز بخشی از هستی خود را از تمدنِ دیگری به ارث، بُرده است و ارزشی تاریخی و ماندگار دارد.
برای همین، هخامنشیان دیالکتیکی بینظیر از وحدتِ کثرتها به نمایش گذاشتند. کثرتها و اجزایی که فقط درونِ آن امرعام، معنا پیدا میکرد. اگر ایرانِ امروز میتواند این کثرتها را به طور طبیعی حفظ کند، به دلیل فلسفۀ چنین تأسیسی در بنیادِ خود است که در عمل شکل گرفته است.
در منطقِ هگل فقط «امرِ عام» است که حقیقی است و هر مرحله یا لحظه، «جزئی» است و از اینرو غیرِ اصیل. بنابراین ایدۀ مهمِ او، تمامیت یا امرِ عام است، تمامیتی که هر مرحله یا ایدهای را که مغلوب یا مشمول خود ساخته، حفظ میکند. در این ساختارِ ترفیعی، مغلوب یا مشمول شدن، فرایندی در حال پیشرفت است که از دورهها درست شده و تمامیتِ آن محصول، فرایندی است که تمامِ لحظههایش را بسانِ عناصرِ یک ساختار و نه در مراحل و دورهها، حفظ میکند.
https://x.com/StateDept/status/2108160576245441012
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
به گفتهی هرودوت، پارسیان هیچ بتی نداشتند ـ در واقع بازنماییهای انسانانگارانهی خدایان را مورد تمسخر قرار میدادند؛ اما آنها با هر دینی مدارا میکردند، گرچه ممکن است جلوههایی از خشم علیه بتپرستی نیز یافت شود. [برای مثال در حملهی خشایار یکم] معابد یونانی نابود و تصاویر خدایان تکهتکه شدند.
Georg Wilhelm Friedrich Hegel,
The Philosophy of History,
p. 209,
With Prefaces by Charles Hegel and the Translator, J. Sibree, M.A.
Batoche Books: 2001.
👑 Ellinne
Georg Wilhelm Friedrich Hegel,
The Philosophy of History,
p. 209,
With Prefaces by Charles Hegel and the Translator, J. Sibree, M.A.
Batoche Books: 2001.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2👍2
Forwarded from پایگاه خبری انتخاب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تریتا پارسی:
بعید میدانم جنگ سوم از جنس جنگ اول و دوم آمریکا باشد
اگر چینیها درک میکردند که دور سوم آنقدر بزرگ است که آنها نمیتوانند خودشان را از تبعات آن دور کنند، ممکن است وارد عمل میشدند تا جلوی آن را بگیرند
فیلم کامل گفتوگو در لینک زیر
https://youtu.be/7lHmqiuGX60?si=CDtIXVC9sTv19j5C
بعید میدانم جنگ سوم از جنس جنگ اول و دوم آمریکا باشد
اگر چینیها درک میکردند که دور سوم آنقدر بزرگ است که آنها نمیتوانند خودشان را از تبعات آن دور کنند، ممکن است وارد عمل میشدند تا جلوی آن را بگیرند
فیلم کامل گفتوگو در لینک زیر
https://youtu.be/7lHmqiuGX60?si=CDtIXVC9sTv19j5C
اِلینهگی
بانک جهانی در آخرین ارزیابی خود از رشد اقتصادی کشورهای منطقه جنوبی خلیجفارس در سال ۲۰۲۶، اعداد مندرج در نمودار را مشخص کرد.
فقط عمان رشد مثبت ۳.۱ درصدی خواهد داشت و ۵ کشور دیگر شورای همکاری خلیج فارس با رشد منفی روبهرو خواهند بود.
قطر منفی ۱۵ درصد!
#جواد_میرگلویبیات
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
▪️ما به ۲۳۰۰۰ مگاوات نیروی اتمی در سال ۱۹۹۰ میلادی [۱۳۶۹ شمسی] نیاز داریم تا بتوانیم بصورت یک کشور صنعتی در آئیم و قصد ما این است که آنرا از آمریکا یا هر جای دیگر تامین نمائیم.
▪️ایران مصمم است تا سال ۱۹۹۰ میلادی حدود ۵۰ درصد از احتیاجات برق کشور را از نیروی هستهای که صرفا برای امور صلحجویانه و تامین نیازمندیهای اقتصادی به کار خواهد رفت بدست بیاورد.
🗞روزنامه اطلاعات، ۲۳ مهر ۱۳۵۶؛
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from خرمگس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توهین به اسماعیل بقائی در پایان نمایش آرش.
متوسط قیمت بلیط نمایش آرش در هتل اسپیناس تهران بالای سه میلیون تومان است.
واقعا چند درصد جامعه چنین درآمدی دارد که در این شرایط اقتصادی سه میلیون تومان برای تماشای یک نمایش بپردازد؟
معادله بسیار عجیبی شکل گرفته است:
عدهای با حقوق بیست، سی میلیون تومانی در تونلها و سنگرها تکه تکه میشوند تا برای فردای ما قدرت و امنیت بسازند، تکه تکه میشوند تا ما در امنیت به مدرسه و دانشگاه و تماشای نمایش برویم آنوقت عدهای کفتار از همهطلبکار (که عمدتا هم دزد و رانتخوار هستند) به آنها بیشرف میگویند.
در هیچ کجای تاریخ چنین شهروندان بیکیفیت و نجسدهانی نمیتوان یافت که وطن وطن لقلقه زبانیشان باشد اما به مدافع وطن توهین کنند و از اینکه دشمن در رسیدن یه هدف خود برای اشغال و ویرانی کامل کشور ناکام مانده، عصبی باشند.
@kharmagaas
متوسط قیمت بلیط نمایش آرش در هتل اسپیناس تهران بالای سه میلیون تومان است.
واقعا چند درصد جامعه چنین درآمدی دارد که در این شرایط اقتصادی سه میلیون تومان برای تماشای یک نمایش بپردازد؟
معادله بسیار عجیبی شکل گرفته است:
عدهای با حقوق بیست، سی میلیون تومانی در تونلها و سنگرها تکه تکه میشوند تا برای فردای ما قدرت و امنیت بسازند، تکه تکه میشوند تا ما در امنیت به مدرسه و دانشگاه و تماشای نمایش برویم آنوقت عدهای کفتار از همهطلبکار (که عمدتا هم دزد و رانتخوار هستند) به آنها بیشرف میگویند.
در هیچ کجای تاریخ چنین شهروندان بیکیفیت و نجسدهانی نمیتوان یافت که وطن وطن لقلقه زبانیشان باشد اما به مدافع وطن توهین کنند و از اینکه دشمن در رسیدن یه هدف خود برای اشغال و ویرانی کامل کشور ناکام مانده، عصبی باشند.
@kharmagaas
🤯7👌6🤬3❤2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اِلینهگی
عموی اسرائیلبزنها، مارک لوین: "این نبرد آمریکا و اسرائیل با ایران نیست، این یک جنگ تمدنی است." هرگز هیچ کمکی برای ایرانیان در کار نبود. اینها آمده بودند با جنگ داخلی ملت را به خاکوخون بکشند و تمدن ایران را متلاشی کنند. آنان که همراه شدند خیانت کردند. …
ببین چی پیدا کردم! دیکشنری نژادها که سال ۱۹۱۱ نوشته شده برای کمک به اداره مهاجرت آمریکا در طبقهبندی مهاجرا بر اساس نژاد. قسمت Persian رو میذارم. اینکه راجع به هوش توش اظهار نظر کرده جالبه. و اینکه آخرش گفته “مانند هندو مشتاقتر است که ظاهر تمدن مدرن را حفظ کند تا باطن آن را” !
🔗 Arash (@arashdre21)
📚 Ellinne
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😈1
Forwarded from کانون مطالعات چین
🔻 برگردان فارسی «سند امنیت ملی چین در عصر جدید» منتشر شد.
کانون مطالعات چین خانه اندیشهورزان، برگردان کامل «سند امنیت ملی چین در عصر جدید» را همراه با مقدمه، تحلیل کارشناسی و نگاه ایرانی منتشر کرد. این کتاب سفید که در ۱۲ مه ۲۰۲۵ از سوی دفتر اطلاعرسانی شورای دولتی جمهوری خلق چین منتشر شده، نخستین کتاب سفید جامع چین در حوزه امنیت ملی است و «نگرش جامع به امنیت ملی» را بهعنوان چارچوب محوری سیاستگذاری امنیتی این کشور تبیین میکند.
در این اثر، ابعاد مختلف رویکرد چین به امنیت ملی؛ از امنیت مردم، امنیت سیاسی و صیانت از منافع ملی تا پیوند امنیت و توسعه، مدیریت ریسکهای امنیتی، امنیت حوزههای نوظهور، ابتکار امنیت جهانی و نوسازی نظام و ظرفیتهای امنیت ملی مورد بررسی قرار گرفته است. سند همچنین به جایگاه چین در محیط بینالمللی، تحولات آسیاـاقیانوسیه و پیشبرد امنیت مشترک در سطح بینالمللی میپردازد.
📮 کانون مطالعات چین خانه اندیشهورزان را در بله | تلگرام | اینستاگرام دنبال کنید!
کانون مطالعات چین خانه اندیشهورزان، برگردان کامل «سند امنیت ملی چین در عصر جدید» را همراه با مقدمه، تحلیل کارشناسی و نگاه ایرانی منتشر کرد. این کتاب سفید که در ۱۲ مه ۲۰۲۵ از سوی دفتر اطلاعرسانی شورای دولتی جمهوری خلق چین منتشر شده، نخستین کتاب سفید جامع چین در حوزه امنیت ملی است و «نگرش جامع به امنیت ملی» را بهعنوان چارچوب محوری سیاستگذاری امنیتی این کشور تبیین میکند.
در این اثر، ابعاد مختلف رویکرد چین به امنیت ملی؛ از امنیت مردم، امنیت سیاسی و صیانت از منافع ملی تا پیوند امنیت و توسعه، مدیریت ریسکهای امنیتی، امنیت حوزههای نوظهور، ابتکار امنیت جهانی و نوسازی نظام و ظرفیتهای امنیت ملی مورد بررسی قرار گرفته است. سند همچنین به جایگاه چین در محیط بینالمللی، تحولات آسیاـاقیانوسیه و پیشبرد امنیت مشترک در سطح بینالمللی میپردازد.
📮 کانون مطالعات چین خانه اندیشهورزان را در بله | تلگرام | اینستاگرام دنبال کنید!
Forwarded from کانون مطالعات چین
کتاب سند امنیت ملی چین.pdf
3.1 MB
Forwarded from فیلادلفیا
💢فعالیتهای جدید در «مینزادایی»، یکی از مکانهای هستهای کمترشناختهشده ایران
به گزارش مؤسسه علم و امنیت بینالملل، تصاویر ماهوارهای با وضوح بالا که در سپتامبر و اکتبر ۲۰۲۶ ثبت شدهاند، ازسرگیری فعالیتهای قابلتوجه در مجموعه مینزادایی را نشان میدهند؛ مرکزی که به ادعای اسرائیل، برای توسعه تسلیحات هستهای است و در جریان جنگ ۲۰۲۶ از وجود آن پرده برداشت و به آن حمله کرد.
مشروح گزارش مؤسسه:
پ ن: هر چه جستجو کردم متوجه نشدم دقیقا این اصطلاح مینزادایی (Minzadayi) معادل انگلیسی چه منطقه، مکان یا نام ایرانی است یا اصلا به فارسی چه معنایی میدهد!
@philadelphia_america
به گزارش مؤسسه علم و امنیت بینالملل، تصاویر ماهوارهای با وضوح بالا که در سپتامبر و اکتبر ۲۰۲۶ ثبت شدهاند، ازسرگیری فعالیتهای قابلتوجه در مجموعه مینزادایی را نشان میدهند؛ مرکزی که به ادعای اسرائیل، برای توسعه تسلیحات هستهای است و در جریان جنگ ۲۰۲۶ از وجود آن پرده برداشت و به آن حمله کرد.
مشروح گزارش مؤسسه:
تصاویر ماهوارهای اخیر نشان میدهند که پس از عملیات گسترده پاکسازی، شامل جمعآوری آوار و بقایای ساختمانها و ترمیم آسیبهای واردشده به دامنه تپه، رفتوآمد وسایل نقلیه در اطراف این مجموعه بار دیگر به وضعیت عادی بازگشته است.
در یکی از مناطقی که در مارس ۲۰۲۶ هدف حمله قرار گرفت، عملیات خاکبرداری همچنان ادامه دارد. این عملیات در محوطهای انجام میشود که ظاهراً به شکل یک حیاط طراحی شده است؛ محوطهای که پس از حملات مارس ۲۰۲۶، چندین گودال ناشی از انفجار در آن مشاهده میشد. بین اوایل سپتامبر و اوایل اکتبر ۲۰۲۶، حضور چشمگیر وسایل نقلیه در سراسر این مجموعه قابل مشاهده است. خودروهایی در پارکینگ بیرون از محدوده امنیتی پارک شدهاند و شمار زیادی خودروی سواری و کامیون نیز در داخل محدوده به چشم میخورند.
با توجه به اطلاعات موجود درباره این مجموعه، این فعالیتها ممکن است نشاندهنده تلاش ایران برای احیای ظرفیت توسعه تسلیحات هستهای و بازسازی توانمندیهایی باشند که در حمله به این مرکز از دست رفتهاند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده و اظهارات ارتش اسرائیل، فعالیتهای هستهای مرتبط با تسلیحات که در این مرکز انجام میشدند، احتمالاً شامل پژوهش و توسعه کلاهکهای هستهای بودهاند.
ارتش اسرائیل در ابتدا اعلام کرده بود که «گروهی از دانشمندان هستهای بهصورت مخفیانه برای توسعه یکی از اجزای کلیدی سامانه تسلیحات هستهای فعالیت میکردند». این نهاد همچنین افزوده بود که «این مجموعه بهگونهای طراحی شده است که امکان احیای فناوری موردنیاز و پیشبرد توانمندیهای لازم برای توسعه تسلیحات هستهای را فراهم کند».
حساب کاربری «اینتلیتایمز» نیز اطلاعات بیشتری درباره این مجموعه منتشر کرده است. این حساب در مطلبی به تاریخ ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کرد که زیرساختهای مرتبط با تسلیحات هستهای در این محل در سال ۲۰۲۲ ایجاد شدهاند و «بخشی از تجهیزات و امکانات انبار هستهای» به آنجا منتقل شدهاند. منظور از «انبار هستهای» احتمالاً همان محل تورقوزآباد است که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در سپتامبر ۲۰۱۸ از وجود آن پرده برداشت.
نتانیاهو پس از آن این محل را افشا کرد که ایران بیش از دوازده کانتینر حملونقل را از آنجا خارج کرده بود؛ کانتینرهایی که برآورد میشد حاوی مواد هستهای و تجهیزاتی مرتبط با توانمندیهای ایران در زمینه تسلیحات هستهای باشند.
هنگامی که آژانس بینالمللی انرژی اتمی در مارس ۲۰۱۹ از تورقوزآباد بازدید کرد، شواهدی یافت که نشان میداد مواد هستهای یا تجهیزات آلوده به مواد هستهای پیشتر در این محل وجود داشتهاند. از آن زمان، شورای حکام آژانس همچنان از ایران خواسته است به پرسشهای این نهاد درباره محل فعلی این مواد و تجهیزات پاسخ دهد.
به گفته حساب کاربری «اینتلیتایمز»، ایران صرفاً مواد و تجهیزات مذکور را به یک محل جدید برای نگهداری بلندمدت منتقل نکرده، بلکه از مرکز تازهای در شمالشرق تهران، موسوم به مینزادایی، برای ایجاد یک «مقر صنعتی هستهای با هدف بازسازی زیرساختهای پژوهش، توسعه و انطباق فناوریهای مربوط به کلاهکهای هستهای» استفاده کرده است. این مرکز همچنین قرار بوده است امکانات لازم برای «تولید هستههای اورانیوم غنیشده و مواد منفجره موردنیاز برای قالبگیری آنها و ایجاد زنجیره انفجار» را فراهم کند.
ازسرگیری فعالیتها در این مجموعه با تدابیر امنیتی بسیار شدید نشان میدهد که کارهای در حال انجام در این محل از اولویت بسیار بالایی برخوردارند.
پ ن: هر چه جستجو کردم متوجه نشدم دقیقا این اصطلاح مینزادایی (Minzadayi) معادل انگلیسی چه منطقه، مکان یا نام ایرانی است یا اصلا به فارسی چه معنایی میدهد!
@philadelphia_america
❤2👍2
در بین دختران سال نهم، این آمار از 30 درصد در سال ۲۰۲۱ به ۱۷درصد در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است.
هم چنین تعداد دخترانی که خود را دوجنسگرا معرفی میکنند، از ۲۶ درصد به ۱۳ درصد رسیده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
کانون مطالعات چین
کتاب سند امنیت ملی چین.pdf
#حسین_قتیب
آقای ظریف، مائو ۲۳ سال پیش از دیدار با نیکسون پایان سدهٔ تحقیر چین را اعلام کرده بود! محمدجواد ظریف میگوید مائو با جرئت نشستن پشت میز مذاکره با آمریکا به «سدهٔ تحقیر چین» پایان داد. ظاهراً در این روایت، تاریخ چین باید کمی جابهجا شود تا نتیجهٔ سیاسی موردنظر آقای ظریف به دست آید.
آنچه در تاریخ چین «سدهٔ تحقیر» نامیده میشود، معمولاً به دورهای از جنگ اول تریاک در ۱۸۳۹ تا تأسیس جمهوری خلق چین در ۱۹۴۹ اشاره دارد؛ دورانی که با مداخلات قدرتهای خارجی، قراردادهای نابرابر، از دست رفتن حاکمیت بر بخشهایی از سرزمین چین و اشغالگری ژاپن همراه بود. در روایت رسمی حزب کمونیست چین، پیروزی انقلاب ۱۹۴۹ و تأسیس جمهوری خلق، نماد پایان این دوره و بازیابی حاکمیت ملی است. البته برخی روایتهای تاریخی، پایان این دوران را به تحولات دیگری، از جمله پیروزی بر ژاپن در ۱۹۴۵، پیوند میدهند. اما هیچیک از این تاریخگذاریهای اصلی، پایان سدهٔ تحقیر را به سفر نیکسون در ۱۹۷۲ نسبت نمیدهند.
بنابراین، اگر قرار باشد ادعای آقای ظریف را بپذیریم، باید قبول کنیم که مائو در سال ۱۹۴۹ انقلاب کرد، جمهوری خلق را تأسیس کرد، در سال ۱۹۶۴ به سلاح هستهای دست یافت، در سال ۱۹۷۱ کرسی چین در شورای امنیت را به دست آورد، اما همچنان منتظر بود تا در سال ۱۹۷۲ با نیکسون دست بدهد و تازه سدهٔ تحقیر کشورش پایان یابد!
مشکل فقط این جابهجایی تاریخی نیست. آقای ظریف مهمترین متغیرهای روابط بینالملل را نیز از روایت خود حذف میکند. نیکسون و کیسینجر برای پایاندادن به تحقیر چین راهی پکن نشده بودند. آمریکا درگیر جنگ سرد بود، با شوروی رقابت میکرد و میخواست از شکاف عمیق میان پکن و مسکو برای تغییر موازنهٔ قدرت استفاده کند. چین نیز پس از درگیریهای مرزی با شوروی در سال ۱۹۶۹، نزدیکی به آمریکا را فرصتی برای کاهش تهدید امنیتی خود میدید. این همان دیپلماسی مثلثی مشهور نیکسون و کیسینجر بود؛ محاسبهای مبتنی بر منافع و موازنهٔ قدرت، نه مراسمی برای اعطای عزت به ملت چین.
از قضا، آمریکا تا سال ۱۹۷۹ جمهوری خلق چین را به رسمیت نشناخت و همچنان دولت مستقر در تایوان را نمایندهٔ قانونی چین میدانست. حتی سفر تاریخی نیکسون نیز به شناسایی فوری جمهوری خلق منجر نشد. اگر پایان تحقیر چین به نشستن مائو روبهروی رئیسجمهور آمریکا وابسته بود، چرا برقراری روابط رسمی دیپلماتیک هفت سال دیگر طول کشید!
چینِ سال ۱۹۷۲ کشوری نبود که با دست خالی به امید کسب احترام راهی مذاکره شود. این کشور پیشتر به توان هستهای دست یافته بود، صدها میلیون نفر جمعیت داشت، از موقعیت ژئوپلیتیکی تعیینکنندهای برخوردار بود و نمایندگی آن در سازمان ملل و کرسی دائمی شورای امنیت در سال ۱۹۷۱ به جمهوری خلق منتقل شده بود. مائو از موضع یک قدرت بزرگ، هرچند همچنان فقیر و دارای آسیبپذیریهای جدی، مذاکره میکرد. مهمتر اینکه واشنگتن نیز برای این گشایش انگیزهٔ راهبردی داشت.
البته این به معنای انکار اهمیت تصمیم مائو برای نزدیکی به آمریکا نیست. گشایش سالهای ۱۹۷۱ و ۱۹۷۲ یکی از تحولات بزرگ دیپلماسی قرن بیستم بود. اما تفاوت بزرگی وجود دارد میان اینکه بگوییم مائو با استفاده از یک فرصت راهبردی، موقعیت بینالمللی چین را تقویت کرد و اینکه ادعا کنیم با جرئت مذاکره با آمریکا به سدهٔ تحقیر چین پایان داد.
حتی جهش اقتصادی چین نیز عمدتاً با اصلاحات دنگ شیائوپینگ از سال ۱۹۷۸ و تغییرات گسترده در سیاستهای اقتصادی داخلی آغاز شد. به عبارت دیگر، چین ابتدا حاکمیت سیاسی خود را تثبیت کرد، سپس در شرایط جنگ سرد از موقعیت راهبردیاش برای گشایش دیپلماتیک بهره برد و در مرحلهای دیگر، با اصلاحات اقتصادی مسیر توسعه را تغییر داد. تبدیل این فرایند پیچیده به داستان اعتمادبهنفس مائو در مذاکره، بیشتر به خطابهٔ سیاسی شباهت دارد تا تحلیل تاریخی.
از آقای ظریف، با آن سابقهٔ طولانی دیپلماتیک، انتظار میرود بداند که در روابط بینالملل، قدرتهای بزرگ صرفاً به احترام جرئت طرف مقابل مذاکره نمیکنند. آنها زمانی مذاکره میکنند که منافعشان اقتضا کند. نیکسون به پکن رفت چون آمریکا به تغییر موازنهٔ قدرت نیاز داشت، نه چون ناگهان تصمیم گرفته بود به تحقیر تاریخی چین پایان دهد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👌2👎1👏1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM