انحنای وقت
20 subscribers
174 photos
23 videos
3 files
10 links
می‌نویسم، عکس می‌گیرم، سفر می‌روم و اینجا به اشتراک می‌گذارم
اینجا را به تاریخ ۲۸بهمن ماه ۹۷ ایجاد کردم
بهاره قادری
Download Telegram
دانه که باشی،
فقط به فکر جوانه زدنی!
فرقی ندارد
کجا باشی،
آب باشد،
خاک باشد،
یا دل سنگ!
سبز میشوی
و رو به سوی نور بالا می‌روی!🌱
بهاره قادری
ششم مهرماه ۱۳۹۸
دلتنگم برای حوصله‌ی بهار،
تا تابستان را سبز کند؛
اما افسوس که بی خزانی عاشق؛
زمستان را به آغوش کشیدیم!
من حالا با هاشور موهایم انس گرفته‌ام،
با جوی‌های ظریف کنار چشم‌هایم،
و چقدر حوصله‌ی دل کم شده.
من اما
به خودم
به تو
به مایی که صرف عشق به خاکمان کردیم،
به دنیایی که برای دریا مان می‌خواهیم
ایمان دارم!
هیچ جوانه‌ای بر این خاک نخواهد خشکید
روزی سرمی‌کشد،
رو به سوی نور قد می‌کشد
بی هراس طوفان و تبر

بهاره قادری
نهم مهرماه ۱۳۹۸
Audio
🎼 قطعه ی "منگه ها"
🎸کاری از "هیدو هدایتی"


🆔@MusicKhaane
.
هرچند پنجره‌های خانه
از باران بی‌خبرند،
ولی خوب یادم می‌آید
یکسال پیش چقدر حسرت دیدن نخستین باران را داشتم
صدایش بود،
بوی خوبش بود،
حتا خیسی دلچسب دمپایی‌های مانده در حیاط بود،
اما امان...
حالا،
ایستاده‌ام رها
زیر خنکای باران پاییزی ۹۸

پ.ن بماند به یادگار
بهاره قادری
دوازدهم مهرماه ۱۳۹۸
.
پاییز سوار بر ابرهای پنبه‌ای آمده
تا رنگ زرد بباراند بر برگ‌های بلوط
تا خاک را بشوید از دل زاگرس
اما مردد است...
کاش بدانی زاگرس
چقدر مثل ما بغض در گلو دارد
چقدر دلتنگت شده
بلوط‌ها پُرَند از یاد تو
زودتر برگرد خزان منتظر حضورت مانده
تا برگریزان کند قدمهای خجسته‌ات را.
بهاره قادری
بیستم مهرماه۱۳۹۸
"درختان ایستاده می‌میرند"
بی‌فریاد، بی‌زجه؛
و ما از کنار مرگشان با بغضی خفه در گلو،
می‌گذریم و...،
اشک می‌ریزیم!
بهاره قادری
بیست و پنجم مهرماه ۱۳۹۸
برای مرگ بیصدا و غم انگیز ته مانده باغ‌هایی که هویت شهرند😔😔😔
هر شب وقت خواب،
چشمانم را می‌بندم،
و به خواب‌هایی فکر میکنم
که تو نقش اولش هستی و...
من نمی‌بینم!
و با این فکرها، می‌خوابم
و صبح وقتی چشم می‌گشایم،
یادم نیست دیشب چه خوابی دیده‌ام!
تو انگار رویای نادیده هر شب من شده‌ای!
بهاره قادری
۲۶ مهر ۱۳۹۸
.
عشق را
میان شاخه‌های بلوط و چنار
کنار رود و کوه
در دل بی دریغ دشت باید جست.
بهاره قادری
۳۰ مهرماه ۱۳۹۸
.
من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم،نمی دانم
امید روشنائی گر چه در این تیره گیهانیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی
گل بر می افشانم
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید
سرود فتح می خوانم
و می دانم
تو روزی باز خواهی گشت
فریدون مشیری

سوم آبانماه سالروز در گذشت فریدون مشیری مهربان روانش شاد و یادش مانا
جوانه‌وار،
روییده بر تنه‌ای خشکیده،
استواری پیشه کرده‌ام
دلخستگی‌ها را
روییدم،
بی‌فکر فردا
بی آرزوی باران،
بی ترس تبر؛
فقط روییدم!
بهاره قادری
۳ آبانماه ۱۳۹۸
ماننده به رویایی شیرین،
پاییز وار،
پر از رنگ و پر از آشوب
عبور کردی از روزهایم
گذشتی و رفتی و من ماندم و دلسردی زمستان
رفتی و من ماندم و یک دنیا حرف
سخت نیست؛
به مرگ ماند و به رخوت تابوت،
روزهایی که بی تو به سر می‌شوند!
بهاره قادری
۵ آبان ۱۳۹۸
به بر می‌کشمت روزی،
در حضور آفتاب و ابر
میان زاگرس زیبایم،
و یکی می‌شوم با تو،
چونان بنه‌ای عاشق!
بهاره قادری
۱۸ آبانماه ۱۳۹۸
.
هر بار پلنگی کشته می شود
نسل کلمه ای منقرض می شود
هر بار که کارخانه ای
به رودخانه می ریزد
جسد کلمه ای روی آب می آید
هر بار که باران
سر قرارش حاضر نمی شود
کلمه ای بر باد می رود
هر بار که کلمه ای از میان ما می رود
شاعری می میرد :

حسین رسول زاده

@Kontamagz
از عشق تو در دلم چه غوغا برپاست
در دیده و جان من چه شوری برپاست
انگار که صد خیمه‌گه و بارانداز،
در سینه‌ی پر سوز و تنِ من برپاست

بهاره قادری
کلمات درد می‌کنند،
واژه‌ها خجالت می‌کشند،
حسی از شهرمان رفته،
کلمه‌ای از لغت‌نامه زندگی‌مان گم شده،
"ش ا د ی" نامأنوس‌ترین ترکیب لغات است.
کاش بشود باز هم خندید!
۴ آذرماه۹۸
Forwarded from Gooshnewsh (hassan zerangian)
#احوالات_شخصی

دلداری

با شعری از حضرت حافظ و صدا و آهنگسازی سینا سازگاری عزیز که قبلاً هم کار سرگردانش (خیام خوانی) را شنیده ایم.

زحمت تنظیم و میکس این ترک را شورا کریمی کشیده و بانو روشنک کیمنش هم همخوانی کرده است.

ساز بادی که صدای رویاییش را در دقیقه ۱:۲۷ می شنوید اُبوا (Oboe) نام دارد که حسام صدفی نژاد آنرا نواخته است.

از سینا سازگاری و هنرش در آینده بیشتر خواهیم شنید، حال صداش خیلی خوبه و بدون تکلف میخونه 👌

آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند
بر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کند
اول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی
وان گه به یک پیمانه می با من وفاداری کند
دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او
نومید نتوان بود از او باشد که دلداری کند
گفتم گره نگشوده‌ام زان طره تا من بوده‌ام
گفتا منش فرموده‌ام تا با تو طراری کند
زان طره پرپیچ و خم سهل است اگر بینم ستم
از بند و زنجیرش چه غم هر کس که عیاری کند

https://t.me/gooshnewsh/2230


ترک دیگرش را اینجا بشنوید :

https://t.me/gooshnewsh/1729


#سینا_سازگاری

@Gooshnewsh
خوب است،
گاهی می‌شود در محضرش نشست
و عمیق و بی تردید
غرق آبیِ کاشی‌های دریایی‌اش شد
جوری که انگار
نه شاخه‌ای شکسته،
نه قایقی میان راه با حفره‌ای میان تنش،
ناخدا را اسیر موج کرده!
بهاره قادری
هفتم آذرماه ۱۳۹۸
.
چند روز لازم است،
چند شب،
چند هفته،
چند ماه؛
تا همه‌ی جزییات یک زندگی عادی فراموش شود؟!
یعنی الان یادش مانده حافظیه زیر بارش قطرات باران چه بو و حالی دارد؟
یادش مانده شیرعسل کافه فردوسی چه مزه‌ای دارد؟!
یادش مانده نشستن و خیره نگاه کردن به مشق نوشتن بچه‌ها چقدر جذاب است؟!
یادش مانده بلوطها حالا دیگر رسیده‌اند؟!
یادش مانده...!؟
دلتنگم برادر
خیلی دلتنگم 😔😔😔
Abu Saeid Abolkhier-(IRMP3.IR)
Bijan Mofid
صدای گرم و گیرای بیژن مفید در دکلمه‌ای از ۲۰ رباعی از سروده‌های ابوسعیدابوالخیر به همراه موسیقی کامبیز روشن‌روان ، یکی از یادگارهایی‌ست که از این هنرمند معاصر برای ما به‌جا مانده است.
این صدا و دکلمه‌ی آن رباعیات در سال ۱۳۵۳ و از سوی «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» منتشر شد.
.
بسان شاخه‌ای خزان زده،
عریان؛
رها از همیشه‌ی بودن،
دلتنگیم‌ام را
برگریزان می‌کنم
بر زمینی که
نبودنت را هوار می‌کشد
هر روز؛
انگار آفتاب چشم به راهت مانده،
انگار چشمه چشم به راهت مانده؛
انگار دانه‌ها چشم به راهت مانده‌اند؛
چقدر انتظار کشنده‌تر از درد است
کی باد بوی حضورت را می‌وزاند بر جوانه‌ها؟!

بهاره قادری
۲۲آذر ۱۳۹۸
Forwarded from Niaz Nawab Music (Niaz Nawab)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
‘جهان من’

نیاز و اروین

در برنامه ‘ چندشنبه با سینا’
از شبکه
MBC Persia

@NiazNawab