دلتنگم برای حوصلهی بهار،
تا تابستان را سبز کند؛
اما افسوس که بی خزانی عاشق؛
زمستان را به آغوش کشیدیم!
من حالا با هاشور موهایم انس گرفتهام،
با جویهای ظریف کنار چشمهایم،
و چقدر حوصلهی دل کم شده.
من اما
به خودم
به تو
به مایی که صرف عشق به خاکمان کردیم،
به دنیایی که برای دریا مان میخواهیم
ایمان دارم!
هیچ جوانهای بر این خاک نخواهد خشکید
روزی سرمیکشد،
رو به سوی نور قد میکشد
بی هراس طوفان و تبر
بهاره قادری
نهم مهرماه ۱۳۹۸
تا تابستان را سبز کند؛
اما افسوس که بی خزانی عاشق؛
زمستان را به آغوش کشیدیم!
من حالا با هاشور موهایم انس گرفتهام،
با جویهای ظریف کنار چشمهایم،
و چقدر حوصلهی دل کم شده.
من اما
به خودم
به تو
به مایی که صرف عشق به خاکمان کردیم،
به دنیایی که برای دریا مان میخواهیم
ایمان دارم!
هیچ جوانهای بر این خاک نخواهد خشکید
روزی سرمیکشد،
رو به سوی نور قد میکشد
بی هراس طوفان و تبر
بهاره قادری
نهم مهرماه ۱۳۹۸
.
من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم،نمی دانم
امید روشنائی گر چه در این تیره گیهانیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی
گل بر می افشانم
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید
سرود فتح می خوانم
و می دانم
تو روزی باز خواهی گشت
فریدون مشیری
سوم آبانماه سالروز در گذشت فریدون مشیری مهربان روانش شاد و یادش مانا
من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم،نمی دانم
امید روشنائی گر چه در این تیره گیهانیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی
گل بر می افشانم
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید
سرود فتح می خوانم
و می دانم
تو روزی باز خواهی گشت
فریدون مشیری
سوم آبانماه سالروز در گذشت فریدون مشیری مهربان روانش شاد و یادش مانا
Forwarded from نویسه ادبی کنتا
.
هر بار پلنگی کشته می شود
نسل کلمه ای منقرض می شود
هر بار که کارخانه ای
به رودخانه می ریزد
جسد کلمه ای روی آب می آید
هر بار که باران
سر قرارش حاضر نمی شود
کلمه ای بر باد می رود
هر بار که کلمه ای از میان ما می رود
شاعری می میرد :
حسین رسول زاده
@Kontamagz
هر بار پلنگی کشته می شود
نسل کلمه ای منقرض می شود
هر بار که کارخانه ای
به رودخانه می ریزد
جسد کلمه ای روی آب می آید
هر بار که باران
سر قرارش حاضر نمی شود
کلمه ای بر باد می رود
هر بار که کلمه ای از میان ما می رود
شاعری می میرد :
حسین رسول زاده
@Kontamagz
کلمات درد میکنند،
واژهها خجالت میکشند،
حسی از شهرمان رفته،
کلمهای از لغتنامه زندگیمان گم شده،
"ش ا د ی" نامأنوسترین ترکیب لغات است.
کاش بشود باز هم خندید!
۴ آذرماه۹۸
واژهها خجالت میکشند،
حسی از شهرمان رفته،
کلمهای از لغتنامه زندگیمان گم شده،
"ش ا د ی" نامأنوسترین ترکیب لغات است.
کاش بشود باز هم خندید!
۴ آذرماه۹۸
Forwarded from Gooshnewsh (hassan zerangian)
#احوالات_شخصی
دلداری
با شعری از حضرت حافظ و صدا و آهنگسازی سینا سازگاری عزیز که قبلاً هم کار سرگردانش (خیام خوانی) را شنیده ایم.
زحمت تنظیم و میکس این ترک را شورا کریمی کشیده و بانو روشنک کیمنش هم همخوانی کرده است.
ساز بادی که صدای رویاییش را در دقیقه ۱:۲۷ می شنوید اُبوا (Oboe) نام دارد که حسام صدفی نژاد آنرا نواخته است.
از سینا سازگاری و هنرش در آینده بیشتر خواهیم شنید، حال صداش خیلی خوبه و بدون تکلف میخونه 👌
آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند
بر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کند
اول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی
وان گه به یک پیمانه می با من وفاداری کند
دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او
نومید نتوان بود از او باشد که دلداری کند
گفتم گره نگشودهام زان طره تا من بودهام
گفتا منش فرمودهام تا با تو طراری کند
زان طره پرپیچ و خم سهل است اگر بینم ستم
از بند و زنجیرش چه غم هر کس که عیاری کند
https://t.me/gooshnewsh/2230
ترک دیگرش را اینجا بشنوید :
https://t.me/gooshnewsh/1729
#سینا_سازگاری
@Gooshnewsh
دلداری
با شعری از حضرت حافظ و صدا و آهنگسازی سینا سازگاری عزیز که قبلاً هم کار سرگردانش (خیام خوانی) را شنیده ایم.
زحمت تنظیم و میکس این ترک را شورا کریمی کشیده و بانو روشنک کیمنش هم همخوانی کرده است.
ساز بادی که صدای رویاییش را در دقیقه ۱:۲۷ می شنوید اُبوا (Oboe) نام دارد که حسام صدفی نژاد آنرا نواخته است.
از سینا سازگاری و هنرش در آینده بیشتر خواهیم شنید، حال صداش خیلی خوبه و بدون تکلف میخونه 👌
آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند
بر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کند
اول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی
وان گه به یک پیمانه می با من وفاداری کند
دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او
نومید نتوان بود از او باشد که دلداری کند
گفتم گره نگشودهام زان طره تا من بودهام
گفتا منش فرمودهام تا با تو طراری کند
زان طره پرپیچ و خم سهل است اگر بینم ستم
از بند و زنجیرش چه غم هر کس که عیاری کند
https://t.me/gooshnewsh/2230
ترک دیگرش را اینجا بشنوید :
https://t.me/gooshnewsh/1729
#سینا_سازگاری
@Gooshnewsh
Telegram
Gooshnewsh
#احوالات_شخصی
#سینا_سازگاری
@Gooshnewsh
#سینا_سازگاری
@Gooshnewsh
.
چند روز لازم است،
چند شب،
چند هفته،
چند ماه؛
تا همهی جزییات یک زندگی عادی فراموش شود؟!
یعنی الان یادش مانده حافظیه زیر بارش قطرات باران چه بو و حالی دارد؟
یادش مانده شیرعسل کافه فردوسی چه مزهای دارد؟!
یادش مانده نشستن و خیره نگاه کردن به مشق نوشتن بچهها چقدر جذاب است؟!
یادش مانده بلوطها حالا دیگر رسیدهاند؟!
یادش مانده...!؟
دلتنگم برادر
خیلی دلتنگم 😔😔😔
چند روز لازم است،
چند شب،
چند هفته،
چند ماه؛
تا همهی جزییات یک زندگی عادی فراموش شود؟!
یعنی الان یادش مانده حافظیه زیر بارش قطرات باران چه بو و حالی دارد؟
یادش مانده شیرعسل کافه فردوسی چه مزهای دارد؟!
یادش مانده نشستن و خیره نگاه کردن به مشق نوشتن بچهها چقدر جذاب است؟!
یادش مانده بلوطها حالا دیگر رسیدهاند؟!
یادش مانده...!؟
دلتنگم برادر
خیلی دلتنگم 😔😔😔
Abu Saeid Abolkhier-(IRMP3.IR)
Bijan Mofid
صدای گرم و گیرای بیژن مفید در دکلمهای از ۲۰ رباعی از سرودههای ابوسعیدابوالخیر به همراه موسیقی کامبیز روشنروان ، یکی از یادگارهاییست که از این هنرمند معاصر برای ما بهجا مانده است.
این صدا و دکلمهی آن رباعیات در سال ۱۳۵۳ و از سوی «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» منتشر شد.
این صدا و دکلمهی آن رباعیات در سال ۱۳۵۳ و از سوی «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» منتشر شد.
.
بسان شاخهای خزان زده،
عریان؛
رها از همیشهی بودن،
دلتنگیمام را
برگریزان میکنم
بر زمینی که
نبودنت را هوار میکشد
هر روز؛
انگار آفتاب چشم به راهت مانده،
انگار چشمه چشم به راهت مانده؛
انگار دانهها چشم به راهت ماندهاند؛
چقدر انتظار کشندهتر از درد است
کی باد بوی حضورت را میوزاند بر جوانهها؟!
بهاره قادری
۲۲آذر ۱۳۹۸
بسان شاخهای خزان زده،
عریان؛
رها از همیشهی بودن،
دلتنگیمام را
برگریزان میکنم
بر زمینی که
نبودنت را هوار میکشد
هر روز؛
انگار آفتاب چشم به راهت مانده،
انگار چشمه چشم به راهت مانده؛
انگار دانهها چشم به راهت ماندهاند؛
چقدر انتظار کشندهتر از درد است
کی باد بوی حضورت را میوزاند بر جوانهها؟!
بهاره قادری
۲۲آذر ۱۳۹۸
Forwarded from Niaz Nawab Music (Niaz Nawab)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM