گزارشها از شهرهای مختلف یک واقعیت تلخ را فریاد میزنند:
مردم دیگر توان خرید ندارند.
بازار قفل شده، کالا ها فاسدمی شود،
نمونهی تازهاش استان بوشهر است؛
۲ تُن تخممرغ فاسد و معدوم شد.
این فقط هدررفت غذا نیست—
سند رسمیِ فروپاشی اقتصاد، بیکفایتی حاکمیت و فشار مستقیم بر مردم است.
وقتی مردم گرسنهاند و کالا نابود میشود،
مشکل بازار نیست؛
مشکل سیاستی است که علیه مردم عمل میکند.
@Eterazebazar
مردم دیگر توان خرید ندارند.
بازار قفل شده، کالا ها فاسدمی شود،
نمونهی تازهاش استان بوشهر است؛
۲ تُن تخممرغ فاسد و معدوم شد.
این فقط هدررفت غذا نیست—
سند رسمیِ فروپاشی اقتصاد، بیکفایتی حاکمیت و فشار مستقیم بر مردم است.
وقتی مردم گرسنهاند و کالا نابود میشود،
مشکل بازار نیست؛
مشکل سیاستی است که علیه مردم عمل میکند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این تصویر واقعی اقتصادِ ویرانشدهی امروز است؛
بازاری که نفسش را بریدهاند، چراغش را خاموش کردهاند و بعد با وقاحت میپرسند «چرا رکود است؟»
دلار ۱۴۰هزار تومانی، قیمتهای افسارگسیخته، مالیاتهای خفهکننده، اجارههای جنایتکارانه و فشاری که لحظهای قطع نمیشود—
و در مقابل، حاکمیتی که یا کر است یا خود را به کری زده.
سؤال تلخ اینجاست:
چطور این همه ویرانی را میبینیم و هنوز صدایی درنمیآید؟
نه فریادی، نه اعتراضی، نه ایستادنی.
اما حقیقت را باید گفت: این جهنم با سکوت درست نمیشود.
اگر بازار—اگر خودِ کاسب—همچنان تماشاگر بماند،
تا یکی دو ماه دیگر چیزی به اسم «کاسبی» باقی نمیماند؛
نه از سر تنبلی، بلکه چون عمداً نابودش کردهاند.
تاریخ را که ورق بزنی، میبینی بازار همیشه ستون جامعه بوده؛
کنار مردم، نه زیر چکمهی تحقیر و غارت.
اما امروز میخواهند بازار را به موجودی بیجان، ترسو و مطیع تبدیل کنند.
این وضعیت دیگر «سخت» نیست؛
از مرحلهی تحمل گذشته.
کاسبی خوابیده، بازار خالی است، دخلها منفی شده و فشار هر روز وحشیتر میشود—
در حالی که بالانشینها فقط آمار میسازند و دروغ تحویل میدهند.
بازاری، کاسب، کارگر، راننده، نانوا، کشاورز، معلم، پرستار، بازنشسته، تولیدکننده—
همهی ما که زیر گرانی، مالیات، اجاره و بیعدالتی له شدهایم،
در یک صف ایستادهایم؛ صف قربانیان یک حاکمیت ناتوان و بیپاسخگو.
اگر هنوز فکر میکنید با غر زدنِ فردی چیزی عوض میشود، اشتباه است.
اگر باور دارید حق را باید گرفت، نه التماس کرد—
پس وقت انتخاب است:
یا کنار هم میایستیم،
یا یکییکی حذف میشویم.
@Eterazebazar
بازاری که نفسش را بریدهاند، چراغش را خاموش کردهاند و بعد با وقاحت میپرسند «چرا رکود است؟»
دلار ۱۴۰هزار تومانی، قیمتهای افسارگسیخته، مالیاتهای خفهکننده، اجارههای جنایتکارانه و فشاری که لحظهای قطع نمیشود—
و در مقابل، حاکمیتی که یا کر است یا خود را به کری زده.
سؤال تلخ اینجاست:
چطور این همه ویرانی را میبینیم و هنوز صدایی درنمیآید؟
نه فریادی، نه اعتراضی، نه ایستادنی.
اما حقیقت را باید گفت: این جهنم با سکوت درست نمیشود.
اگر بازار—اگر خودِ کاسب—همچنان تماشاگر بماند،
تا یکی دو ماه دیگر چیزی به اسم «کاسبی» باقی نمیماند؛
نه از سر تنبلی، بلکه چون عمداً نابودش کردهاند.
تاریخ را که ورق بزنی، میبینی بازار همیشه ستون جامعه بوده؛
کنار مردم، نه زیر چکمهی تحقیر و غارت.
اما امروز میخواهند بازار را به موجودی بیجان، ترسو و مطیع تبدیل کنند.
این وضعیت دیگر «سخت» نیست؛
از مرحلهی تحمل گذشته.
کاسبی خوابیده، بازار خالی است، دخلها منفی شده و فشار هر روز وحشیتر میشود—
در حالی که بالانشینها فقط آمار میسازند و دروغ تحویل میدهند.
بازاری، کاسب، کارگر، راننده، نانوا، کشاورز، معلم، پرستار، بازنشسته، تولیدکننده—
همهی ما که زیر گرانی، مالیات، اجاره و بیعدالتی له شدهایم،
در یک صف ایستادهایم؛ صف قربانیان یک حاکمیت ناتوان و بیپاسخگو.
اگر هنوز فکر میکنید با غر زدنِ فردی چیزی عوض میشود، اشتباه است.
اگر باور دارید حق را باید گرفت، نه التماس کرد—
پس وقت انتخاب است:
یا کنار هم میایستیم،
یا یکییکی حذف میشویم.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز ۷ دی ۱۴۰۴، بازنشستگان تأمین اجتماعی و فرهنگی مقابل سازمان تأمین اجتماعی تجمع اعتراضی برگزار کردند؛
برای حقِ پایمالشدهی زندگی.
مجلس و دولت، دو تیغهی یک قیچی،
هر دو علیه بازنشسته.
سالها کار، پرداخت حقبیمه و خدمت—
و حالا فقر، تحقیر و وعدههای توخالی.
بازنشستهای که باید در آرامش زندگی کند،
به خیابان رانده شده تا برای حداقلها فریاد بزند.
این اعتراض، نشانهی بینظمی نیست؛
سند ورشکستگی سیاستی است که بازنشسته را قربانی کرده.
وقتی مجلس و دولت پشت به مردماند،
خیابان میشود آخرین تریبون حق.
@Eterazebazar
برای حقِ پایمالشدهی زندگی.
مجلس و دولت، دو تیغهی یک قیچی،
هر دو علیه بازنشسته.
سالها کار، پرداخت حقبیمه و خدمت—
و حالا فقر، تحقیر و وعدههای توخالی.
بازنشستهای که باید در آرامش زندگی کند،
به خیابان رانده شده تا برای حداقلها فریاد بزند.
این اعتراض، نشانهی بینظمی نیست؛
سند ورشکستگی سیاستی است که بازنشسته را قربانی کرده.
وقتی مجلس و دولت پشت به مردماند،
خیابان میشود آخرین تریبون حق.
@Eterazebazar
دهمین روز اعتراض کارگران ابنیه فنی تراورس لرستان؛
ده روز بیپاسخی، ده روز تحقیر، ده روز بازی با آیندهی ۷ هزار کارگر.
کارگران ابنیه فنی راهآهن درود، از ایستگاه ازنا تا تنگ هفت، ایستادهاند چون دیگر راهی نمانده.
مدیرعامل آمد، حرف زد، رفت—
اما هیچ مطالبهای پاسخ نگرفت.
و این دقیقاً همان سناریوی تکراریِ فرسایشی است.
شرکتی که خصوصیسازیاش بلاتکلیف مانده،
کارگرانی که امنیت شغلی و حقوقی ندارند،
و دولتی که چهار سال است عمداً تعیین تکلیف نمیکند.
@Eterazebazar
ده روز بیپاسخی، ده روز تحقیر، ده روز بازی با آیندهی ۷ هزار کارگر.
کارگران ابنیه فنی راهآهن درود، از ایستگاه ازنا تا تنگ هفت، ایستادهاند چون دیگر راهی نمانده.
مدیرعامل آمد، حرف زد، رفت—
اما هیچ مطالبهای پاسخ نگرفت.
و این دقیقاً همان سناریوی تکراریِ فرسایشی است.
شرکتی که خصوصیسازیاش بلاتکلیف مانده،
کارگرانی که امنیت شغلی و حقوقی ندارند،
و دولتی که چهار سال است عمداً تعیین تکلیف نمیکند.
@Eterazebazar
دلار ۱۴۲ هزار تومان،
یورو ۱۶۷ هزار،
تتر ۱۴۳ هزار—
این اعداد فقط نرخ ارز نیستند؛
تابلوی رسمیِ سقوط اقتصاد و بیارزششدن زندگی مردماند.
حقوق ریالی، هزینه دلاری؛
فرمولی که عمداً مردم را له میکند.
دولت تماشاگر، مجلس همدست،
و مردمی که هر روز فقیرتر میشوند.
وقتی پول ملی فرو میریزد،
این گرانی تصادفی نیست؛
نتیجهی مستقیم حاکمیتی است که دیگر حتی وانمود هم نمیکند حواسش به مردم است.
@Eterazebazar
یورو ۱۶۷ هزار،
تتر ۱۴۳ هزار—
این اعداد فقط نرخ ارز نیستند؛
تابلوی رسمیِ سقوط اقتصاد و بیارزششدن زندگی مردماند.
حقوق ریالی، هزینه دلاری؛
فرمولی که عمداً مردم را له میکند.
دولت تماشاگر، مجلس همدست،
و مردمی که هر روز فقیرتر میشوند.
وقتی پول ملی فرو میریزد،
این گرانی تصادفی نیست؛
نتیجهی مستقیم حاکمیتی است که دیگر حتی وانمود هم نمیکند حواسش به مردم است.
@Eterazebazar
۶ دی ۱۴۰۴؛ کارمندان بهزیستی در بهبهان، شیراز و ورشت تجمع کردند.
دلیل؟ سختی گذران زندگی، حقوق پایین و پایمال شدن حقشان.
این اعتراضها نه خواست لوکس، که فریاد عدالتخواهی است؛
فریادی علیه سیستمی که کارمندان را فراموش کرده، حقوقشان را لگدمال میکند و زندگیشان را به بازی گرفته است.
وقتی مردم مجبورند برای حداقلهایشان به خیابان بیایند،
.
@Eterazebazar
دلیل؟ سختی گذران زندگی، حقوق پایین و پایمال شدن حقشان.
این اعتراضها نه خواست لوکس، که فریاد عدالتخواهی است؛
فریادی علیه سیستمی که کارمندان را فراموش کرده، حقوقشان را لگدمال میکند و زندگیشان را به بازی گرفته است.
وقتی مردم مجبورند برای حداقلهایشان به خیابان بیایند،
.
@Eterazebazar
قالیباف میگوید افزایش حقوق ۲۰ درصدی کارمندان «مشکل دارد و باید اصلاح شود».
دولت هم با افتخار اعلام کرده: افرادی که تا ۴۰ میلیون حقوق میگیرند، از مالیات معاف شدند!
۴۰ میلیون تومان حقوق؟! خندهدار است.
یعنی دولت میگوید: «شما ۴۰ بده، ما دو تومانش را مالیات برمیداریم!»
و نکته جالبتر: همه این تصمیمگیرندگان، از پشت میزهای راحت ، دارند برای زندگی مردم قانون مینویسند.
این فقط طنز تلخ نیست؛
سند رسمی فاصلهی بین تصمیمگیرندگان و مردم عادی است.
در حالی که سفرهها کوچک و هزینهها سرسامآور است، آنها در اتاقهای لوکس درباره «افزایش حقوق مناسب» مذاکره میکنند و مردم همچنان در صفهای ناتمام زندگی گیر کردهاند.
@Eterazebazar
دولت هم با افتخار اعلام کرده: افرادی که تا ۴۰ میلیون حقوق میگیرند، از مالیات معاف شدند!
۴۰ میلیون تومان حقوق؟! خندهدار است.
یعنی دولت میگوید: «شما ۴۰ بده، ما دو تومانش را مالیات برمیداریم!»
و نکته جالبتر: همه این تصمیمگیرندگان، از پشت میزهای راحت ، دارند برای زندگی مردم قانون مینویسند.
این فقط طنز تلخ نیست؛
سند رسمی فاصلهی بین تصمیمگیرندگان و مردم عادی است.
در حالی که سفرهها کوچک و هزینهها سرسامآور است، آنها در اتاقهای لوکس درباره «افزایش حقوق مناسب» مذاکره میکنند و مردم همچنان در صفهای ناتمام زندگی گیر کردهاند.
@Eterazebazar
۷ دی ۱۴۰۴؛ دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر اعتراض خود را با اعتصاب غذا نشان دادند.
غذاهای خود را روی زمین گذاشتند—اعتراضی بیصدا اما گویا.
این حرکت، فریادی است علیه شرایط تحصیلی و رفاهی که دانشجو را مجبور به اعتراض میکند؛
پیامی روشن: وقتی دانشگاه و مسئولان بیتفاوتاند، حتی سفرهی دانشجو هم ابزار اعتراض میشود.
@Eterazebazar
غذاهای خود را روی زمین گذاشتند—اعتراضی بیصدا اما گویا.
این حرکت، فریادی است علیه شرایط تحصیلی و رفاهی که دانشجو را مجبور به اعتراض میکند؛
پیامی روشن: وقتی دانشگاه و مسئولان بیتفاوتاند، حتی سفرهی دانشجو هم ابزار اعتراض میشود.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کرمانشاه، یکشنبه ۷ دی ۱۴۰۴؛
بازنشستگان تأمین اجتماعی تجمع کردند—صدای کسانی که سالها کار کردند و حالا با حقوق اندک و تورم سرسامآور روبهرو هستند.
یک بازنشسته میگوید:
«خبرهای ارز ترجیحی داریم، ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان. پارسال کالاهای اساسی را حذف کردند: برنج، چای، روغن، گوشت، شکر، حبوبات… و قیمتها سر به فلک کشید. امسال هم همین برنامه است. حذفها ادامه دارد و شامل دارو، مواد غذایی و نهادههای دامی میشود. فشار روی گاودار، مرغدار مرغ را گران میکند… و مردم دوباره قربانی میشوند.»
این یعنی هر تصمیم دولتی، هر سیاست اقتصادی، مستقیماً سفره مردم را خالی میکند.
تورم و کمبود، نه تصادفی بلکه نتیجهی سیاستهای ناکارآمد و بیپاسخگویی حاکمیت است.
@Eterazebazar
بازنشستگان تأمین اجتماعی تجمع کردند—صدای کسانی که سالها کار کردند و حالا با حقوق اندک و تورم سرسامآور روبهرو هستند.
یک بازنشسته میگوید:
«خبرهای ارز ترجیحی داریم، ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان. پارسال کالاهای اساسی را حذف کردند: برنج، چای، روغن، گوشت، شکر، حبوبات… و قیمتها سر به فلک کشید. امسال هم همین برنامه است. حذفها ادامه دارد و شامل دارو، مواد غذایی و نهادههای دامی میشود. فشار روی گاودار، مرغدار مرغ را گران میکند… و مردم دوباره قربانی میشوند.»
این یعنی هر تصمیم دولتی، هر سیاست اقتصادی، مستقیماً سفره مردم را خالی میکند.
تورم و کمبود، نه تصادفی بلکه نتیجهی سیاستهای ناکارآمد و بیپاسخگویی حاکمیت است.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کرمانشاه، یکشنبه ۷ دی ۱۴۰۴؛
بازنشستگان تأمین اجتماعی، کشوری و مخابرات با تجمع و راهپیمایی، صدای اعتراض خود را بلند کردند.
شهروندان عبوری با بوق ممتد همبستگی خود را نشان دادند.
گرانی و تورم بلای جان مردم شده است.
ای مجلس، ای دولت، بس است! خیانت و ظلم را پایان دهید!
همبستگی و اتحاد، تنها راه مقابله با بیداد است.
✊ آزادی و عدالت، حق مسلم ماست
✊ فریاد، فریاد! از این همه ظلم و بیعدالتی
@Eterazebazar
بازنشستگان تأمین اجتماعی، کشوری و مخابرات با تجمع و راهپیمایی، صدای اعتراض خود را بلند کردند.
شهروندان عبوری با بوق ممتد همبستگی خود را نشان دادند.
گرانی و تورم بلای جان مردم شده است.
ای مجلس، ای دولت، بس است! خیانت و ظلم را پایان دهید!
همبستگی و اتحاد، تنها راه مقابله با بیداد است.
✊ آزادی و عدالت، حق مسلم ماست
✊ فریاد، فریاد! از این همه ظلم و بیعدالتی
@Eterazebazar
دنبال پذیرش شروط ترامپ هستند، اما جرأت اعلامش را ندارند.
بهجایش دنبال «راهِ دررو» میگردند و هزینهاش را از جیب مردم میدهند.
در این بلاتکلیفیِ عمدی، هر روز اوضاع بدتر میشود:
گرانی، کمبود، ناامنی شغلی و فشار بیشتر بر جامعه.
نه تصمیم شفاف، نه پاسخگویی؛ فقط فرار رو به جلو و تشدید بحران.
نرخ دلار هم شد ۱۴۴هزارتومان خدا بخیر کند!
https://t.me/Eterazebazar
بهجایش دنبال «راهِ دررو» میگردند و هزینهاش را از جیب مردم میدهند.
در این بلاتکلیفیِ عمدی، هر روز اوضاع بدتر میشود:
گرانی، کمبود، ناامنی شغلی و فشار بیشتر بر جامعه.
نه تصمیم شفاف، نه پاسخگویی؛ فقط فرار رو به جلو و تشدید بحران.
نرخ دلار هم شد ۱۴۴هزارتومان خدا بخیر کند!
https://t.me/Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دی ۱۴۰۴؛
یک گرم طلا ۱۶ میلیون و ۱۳ هزار تومان!
به کجا چنین شتابان؟
سفره مردم هر روز کوچکتر، تورم هر روز بزرگتر، و طلا همچنان اوج میگیرد.
این فقط قیمت طلا نیست؛
تابلوی رسمی سقوط قدرت خرید و بیرحمی اقتصاد است.
@Eterazebazar
یک گرم طلا ۱۶ میلیون و ۱۳ هزار تومان!
به کجا چنین شتابان؟
سفره مردم هر روز کوچکتر، تورم هر روز بزرگتر، و طلا همچنان اوج میگیرد.
این فقط قیمت طلا نیست؛
تابلوی رسمی سقوط قدرت خرید و بیرحمی اقتصاد است.
@Eterazebazar
چرا فوتبال ایران برای حرفهایها محیط کار نیست
فوتبال حرفهای پیش از آنکه به نتیجه وابسته باشد، به «محیط کار» وابسته است؛ محیطی که در آن قرارداد محترم است، استاندارد قابل پیشبینی وجود دارد و قواعد هر روز تغییر نمیکند. مسئله فوتبال ایران دقیقاً همینجاست: جایی که فوتبال هنوز بهعنوان یک شغل حرفهای اداره نمیشود.
در سالهای اخیر، تأخیرهای مزمن در پرداخت دستمزدها، شکایتهای بینالمللی، محکومیتهای مالی و بستهشدن پنجرههای نقلوانتقالاتی به اتفاقی عادی تبدیل شدهاند. اینها استثنا نیستند؛ نشانههای تکرارشونده یک محیط کاری بیثباتاند. محیطی که در آن بازیکن و مربی نمیدانند قراردادشان اجرا میشود یا نه.
از سوی دیگر، نبود استاندارد یکسان در امکانات تمرینی، پزشکی و ریکاوری باعث شده کیفیت کار از باشگاهی به باشگاه دیگر و حتی از ماهی به ماه دیگر تغییر کند. تغییر مداوم زمین تمرین، امکانات محدود و برنامهریزی مقطعی، حرفهایگری را به یک شعار تبدیل کرده است.
در چنین ساختاری، از حرفهای انتظار «سازگاری» میرود، نه از سیستم انتظار «اصلاح». طبیعی است که این فضا نه جذاب است و نه پایدار. مشکل افراد نیستند؛ مشکل سیستمی است که هنوز فوتبال را بهعنوان یک محیط کار حرفهای به رسمیت نشناخته است.
@Eterazebazar
فوتبال حرفهای پیش از آنکه به نتیجه وابسته باشد، به «محیط کار» وابسته است؛ محیطی که در آن قرارداد محترم است، استاندارد قابل پیشبینی وجود دارد و قواعد هر روز تغییر نمیکند. مسئله فوتبال ایران دقیقاً همینجاست: جایی که فوتبال هنوز بهعنوان یک شغل حرفهای اداره نمیشود.
در سالهای اخیر، تأخیرهای مزمن در پرداخت دستمزدها، شکایتهای بینالمللی، محکومیتهای مالی و بستهشدن پنجرههای نقلوانتقالاتی به اتفاقی عادی تبدیل شدهاند. اینها استثنا نیستند؛ نشانههای تکرارشونده یک محیط کاری بیثباتاند. محیطی که در آن بازیکن و مربی نمیدانند قراردادشان اجرا میشود یا نه.
از سوی دیگر، نبود استاندارد یکسان در امکانات تمرینی، پزشکی و ریکاوری باعث شده کیفیت کار از باشگاهی به باشگاه دیگر و حتی از ماهی به ماه دیگر تغییر کند. تغییر مداوم زمین تمرین، امکانات محدود و برنامهریزی مقطعی، حرفهایگری را به یک شعار تبدیل کرده است.
در چنین ساختاری، از حرفهای انتظار «سازگاری» میرود، نه از سیستم انتظار «اصلاح». طبیعی است که این فضا نه جذاب است و نه پایدار. مشکل افراد نیستند؛ مشکل سیستمی است که هنوز فوتبال را بهعنوان یک محیط کار حرفهای به رسمیت نشناخته است.
@Eterazebazar