تهران | واکنش مردم به تمسخر جانباختگان دیماه توسط شبکه افق
انتشار جملات وقیحانه و تمسخرآمیز جانباختگان اعتراضات دیماه توسط شبکه افق، واکنش گسترده مردم را به همراه داشته است. شنیدن این جملات مایه شرمساری بود، بهقدری که حتی فیلم آن را منتشر نکردیم.
اما بازار و جامعه پاسخ واقعی خود را نشان خواهند داد:
📅 سهشنبه ۲۸ بهمن (چهلم ۱۸ دی)
📅 چهارشنبه ۲۹ بهمن (چهلم ۱۹ دی)
🕛 از ساعت ۱۲ ظهر تا پایان شب
پیام روشن مردم این است:
اگر تا آن زمان سالم بودید، صبر کنید و ببینید حقیقت چگونه خودش را نشان میدهد.
تمسخر و بیاحترامی نسبت به جانباختگان، هشدار جدی به دستگاههای رسمی و رسانههای حکومتی است: خشم ملت فراموش نشود.
@Eterazebazar
انتشار جملات وقیحانه و تمسخرآمیز جانباختگان اعتراضات دیماه توسط شبکه افق، واکنش گسترده مردم را به همراه داشته است. شنیدن این جملات مایه شرمساری بود، بهقدری که حتی فیلم آن را منتشر نکردیم.
اما بازار و جامعه پاسخ واقعی خود را نشان خواهند داد:
📅 سهشنبه ۲۸ بهمن (چهلم ۱۸ دی)
📅 چهارشنبه ۲۹ بهمن (چهلم ۱۹ دی)
🕛 از ساعت ۱۲ ظهر تا پایان شب
پیام روشن مردم این است:
اگر تا آن زمان سالم بودید، صبر کنید و ببینید حقیقت چگونه خودش را نشان میدهد.
تمسخر و بیاحترامی نسبت به جانباختگان، هشدار جدی به دستگاههای رسمی و رسانههای حکومتی است: خشم ملت فراموش نشود.
@Eterazebazar
برای ثبت در تاریخ
برای رسانهها، نهادهای حقوق بشری، بایگانی تاریخ
رشت | ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ – روایت شاهد عینی
این روایت برای ثبت در تاریخ نوشته میشود؛ برای اینکه گفته شود آن شبها در رشت چه گذشت. هر روایت یک سند است و هر شاهد، یک راوی تاریخ.
۱۸ دیماه ۱۴۰۴ ساعت ۷ عصر از چهار راه گلسار رشت پیاده رفتیم به سمت ۳ راه تختی
جمعیت کم کم داشتن از کوچه ها بیرون میاومدن جمعیت هم بیشتر میشد
همه میگفتیم اینهمه جمعیت رو دیگه نمیشه سرکوب کرد .تعداد نیروها خیلی کم بود .
از سر تختی ساعت نزیک به ۸ لیدر ها استارت رو زدند
جمعیت اولیه خیلی زیاد بود رفتیم سمت شهرداریهرشت با شعار مرگ بر دیکتاتور و....
همه از اعماق قلب شون و با فریاد رسا شعار میدادن .
نزدیک میدون شهرداری اشک آور زیاد زدن .تمام ریه هامون میسوخت
انگار شیمیایی داشت تو اشک آورشون .جمعیت برگشت به سمت صیغلان .
با همون شعار مشتها گره کرده به سمت آسمان .
تو میدون صیغلان که رسیدیم جمعیت افزایش پیدا کرد
مامورا ایندفعه بیشتر اشک آور زدن جمعیت شکسته شد
ما ۱ گروه رفتیم به سمت مطهری .حدود نصف جمعیت رو جمع کردیم .
بقیه ها نمیتونستن بیان مامورا تعدادشون کم بود .
ولی با اشک آور سعی میکردن کنترل کنن و مسلح هم بودن .
از ابتای مطهری حرکت کردیم به سمت چهار راه میکائیل وبعد شهرداری .
تو مسیر با شعار مختلف
از هر کوچه ای که رد میشدیم کای کلی جمعیت بهمون اضافه میشد
ما خیلی بزرگ شدیم بطوری که از ابتدای پیاده رو شهرداری تا بعد از چهارراه میکائیل و پر از جمعیت بود
هم تو پیاده رو و هم دو طرف خیابون .
اینقدر زیاد بودیم که همه بهم فشرده شده بودیم .
جمعیت کیپا کیپ راه میرفتیم و شعار میدادیم .
جلومون مامورا راه رو بستن و شروع کردن اشک آور زدن
یکی .دو تا ...بیست تا نمیدونم چند تا
امان نمیدادن فقط هر طرف اشک آور میزدن یا شیمیایی نمیدونم چی بود
جمعیت اینقدر زیاد بود راه فرار نداشتیم .
شروه کردن ساچمه زدن .رحم نمیکردن .
با اینکه دیده بودن جمعیت بهم فشرده هستن و راه فرار ندارن
پشت هم ساچمه ای میزدن .
بعدش تیر جنگی شروع شد .
نمیتونستیم فرار کنیم جمعیت راه نمیداد
اینقدر زیاد بودیم هر کی تیر میخورد فقط کولش میکردیم
تا بتونیم راه فرار پیدا کنیم .
بالاخره تونستیم از ۱ کوچه فرار کنیم
زخمیها رو هم گذاشتیم تو ماشین
۱ دکتر آشنا بردشون برای مداوا .
لباس های روییمون که خونی بود رو در آوردیم
انداختیم تو آتیشی که بچه ها روشن کرده بودن .
چند لایه لباس پوشیده بودیم .
از وسط بازار رشت رفتیم دوباره به سمت سه راه تختی .
اونطرف هم همینقدر جمعیت بود .
تو بازار فقط چند تا لباس شخصی بی سیم به دست دیدیم
دیگه هیچ کس تو بازار نبود .
نگو اینا اومده بودن بازار رو آتیش بزنن .
ما دوباره به جمعیت ملحق شدیم خیلی زیاد بودن .
تو دلم تحسین کردم این مردم شجاع رو .
به میدون شهرداری که رسیدیم از سمت شریعتی مامورا ایندفعه شروع کردن اشک آور زدن
از دو طرف هم از سمت شهرداری و هم از طرف ۳ راه تختی .
دیگه راه فرار اصلا نبود .
فقط میتونستیم از کوچه های بازار فرار کنیم .
همه هجوم بردیم به سمت بازار برای فرار که با آتیش مواجه شدیم .
برای نسوختن دوباره برگشتیم به سمت خیابون
که دیدیم همه رو به رگبار بستن .
بین آتش و اسلحه یکی رو باید انتخاب میکردیم .
هر کدوم ۱ زخمی کول کردیم و زدیم به آتش فقط میدوییدیم
میدونستم آتش تازه شروع شده و زیاد عمیق نیست .
اونایی که آتش رو انتخاب کردن زنده موندن .
زخمیها رو دادیم به پزشکایی که اونجا حضور داشتن
و دیگه بر نگشتیم برای نجات زخمیهای توی خیابون
چون گفتن همه رو کشتن و به بقیه هم دارن تیر خلاص میزنن .
همه خیابونهای رشت از سیل جمعیت بسته شده بود
میلیون هم بیشتر بودن
تمام دیوارها و کرکره مغازه هابا دستهای زخمیها نقاشی شده بود .
اول مردمی که فقط آرامش و روزی میخواستن رو درو کردن
بعد هم تا ساعت ۳ صبح همه خیابون ها و دیوارها رو شستن .
تا صبح با ماشین تو خیابونها دور میزدیم
و با دیدن صحنه های جنایت فقط گریه میکردیم
و این گریه ها هنوز هم تموم نمیشه .
داستانه ۱۹ دی هم همینه .
اعتراضها وشعار مرگ بر دیکتاتور و...
و در آخر اشک آور و ساچمه ای و تیر جنگی .
از ساعت ۱۰ شب تا ۱۰ و ربع
از هر طرف رگبار بستن مردم رو .
یعنی ۱ ربع تمام صدای رگبار اصلا قطع نشد .
بعد از ۱ ربع که صدای رگبار قطع شد
سکوت مرگ همه خیابونهای رشت رو فرا گرفت .
ماهایی که تونستیم زنده بمونیم
یک کوله بار پر از اندوه رو با خودمون آوردیم خونه
که هنوز نتونستیم زمین بذاریم
این کوله بار اندوه رو نگه داشتم
تا ساعت صفر سقوط ضحاک بکوبم تو سر هر چی پاسدار و بسیجی و نیروی خونخوار.
@Eterazebazar
برای رسانهها، نهادهای حقوق بشری، بایگانی تاریخ
رشت | ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ – روایت شاهد عینی
این روایت برای ثبت در تاریخ نوشته میشود؛ برای اینکه گفته شود آن شبها در رشت چه گذشت. هر روایت یک سند است و هر شاهد، یک راوی تاریخ.
۱۸ دیماه ۱۴۰۴ ساعت ۷ عصر از چهار راه گلسار رشت پیاده رفتیم به سمت ۳ راه تختی
جمعیت کم کم داشتن از کوچه ها بیرون میاومدن جمعیت هم بیشتر میشد
همه میگفتیم اینهمه جمعیت رو دیگه نمیشه سرکوب کرد .تعداد نیروها خیلی کم بود .
از سر تختی ساعت نزیک به ۸ لیدر ها استارت رو زدند
جمعیت اولیه خیلی زیاد بود رفتیم سمت شهرداریهرشت با شعار مرگ بر دیکتاتور و....
همه از اعماق قلب شون و با فریاد رسا شعار میدادن .
نزدیک میدون شهرداری اشک آور زیاد زدن .تمام ریه هامون میسوخت
انگار شیمیایی داشت تو اشک آورشون .جمعیت برگشت به سمت صیغلان .
با همون شعار مشتها گره کرده به سمت آسمان .
تو میدون صیغلان که رسیدیم جمعیت افزایش پیدا کرد
مامورا ایندفعه بیشتر اشک آور زدن جمعیت شکسته شد
ما ۱ گروه رفتیم به سمت مطهری .حدود نصف جمعیت رو جمع کردیم .
بقیه ها نمیتونستن بیان مامورا تعدادشون کم بود .
ولی با اشک آور سعی میکردن کنترل کنن و مسلح هم بودن .
از ابتای مطهری حرکت کردیم به سمت چهار راه میکائیل وبعد شهرداری .
تو مسیر با شعار مختلف
از هر کوچه ای که رد میشدیم کای کلی جمعیت بهمون اضافه میشد
ما خیلی بزرگ شدیم بطوری که از ابتدای پیاده رو شهرداری تا بعد از چهارراه میکائیل و پر از جمعیت بود
هم تو پیاده رو و هم دو طرف خیابون .
اینقدر زیاد بودیم که همه بهم فشرده شده بودیم .
جمعیت کیپا کیپ راه میرفتیم و شعار میدادیم .
جلومون مامورا راه رو بستن و شروع کردن اشک آور زدن
یکی .دو تا ...بیست تا نمیدونم چند تا
امان نمیدادن فقط هر طرف اشک آور میزدن یا شیمیایی نمیدونم چی بود
جمعیت اینقدر زیاد بود راه فرار نداشتیم .
شروه کردن ساچمه زدن .رحم نمیکردن .
با اینکه دیده بودن جمعیت بهم فشرده هستن و راه فرار ندارن
پشت هم ساچمه ای میزدن .
بعدش تیر جنگی شروع شد .
نمیتونستیم فرار کنیم جمعیت راه نمیداد
اینقدر زیاد بودیم هر کی تیر میخورد فقط کولش میکردیم
تا بتونیم راه فرار پیدا کنیم .
بالاخره تونستیم از ۱ کوچه فرار کنیم
زخمیها رو هم گذاشتیم تو ماشین
۱ دکتر آشنا بردشون برای مداوا .
لباس های روییمون که خونی بود رو در آوردیم
انداختیم تو آتیشی که بچه ها روشن کرده بودن .
چند لایه لباس پوشیده بودیم .
از وسط بازار رشت رفتیم دوباره به سمت سه راه تختی .
اونطرف هم همینقدر جمعیت بود .
تو بازار فقط چند تا لباس شخصی بی سیم به دست دیدیم
دیگه هیچ کس تو بازار نبود .
نگو اینا اومده بودن بازار رو آتیش بزنن .
ما دوباره به جمعیت ملحق شدیم خیلی زیاد بودن .
تو دلم تحسین کردم این مردم شجاع رو .
به میدون شهرداری که رسیدیم از سمت شریعتی مامورا ایندفعه شروع کردن اشک آور زدن
از دو طرف هم از سمت شهرداری و هم از طرف ۳ راه تختی .
دیگه راه فرار اصلا نبود .
فقط میتونستیم از کوچه های بازار فرار کنیم .
همه هجوم بردیم به سمت بازار برای فرار که با آتیش مواجه شدیم .
برای نسوختن دوباره برگشتیم به سمت خیابون
که دیدیم همه رو به رگبار بستن .
بین آتش و اسلحه یکی رو باید انتخاب میکردیم .
هر کدوم ۱ زخمی کول کردیم و زدیم به آتش فقط میدوییدیم
میدونستم آتش تازه شروع شده و زیاد عمیق نیست .
اونایی که آتش رو انتخاب کردن زنده موندن .
زخمیها رو دادیم به پزشکایی که اونجا حضور داشتن
و دیگه بر نگشتیم برای نجات زخمیهای توی خیابون
چون گفتن همه رو کشتن و به بقیه هم دارن تیر خلاص میزنن .
همه خیابونهای رشت از سیل جمعیت بسته شده بود
میلیون هم بیشتر بودن
تمام دیوارها و کرکره مغازه هابا دستهای زخمیها نقاشی شده بود .
اول مردمی که فقط آرامش و روزی میخواستن رو درو کردن
بعد هم تا ساعت ۳ صبح همه خیابون ها و دیوارها رو شستن .
تا صبح با ماشین تو خیابونها دور میزدیم
و با دیدن صحنه های جنایت فقط گریه میکردیم
و این گریه ها هنوز هم تموم نمیشه .
داستانه ۱۹ دی هم همینه .
اعتراضها وشعار مرگ بر دیکتاتور و...
و در آخر اشک آور و ساچمه ای و تیر جنگی .
از ساعت ۱۰ شب تا ۱۰ و ربع
از هر طرف رگبار بستن مردم رو .
یعنی ۱ ربع تمام صدای رگبار اصلا قطع نشد .
بعد از ۱ ربع که صدای رگبار قطع شد
سکوت مرگ همه خیابونهای رشت رو فرا گرفت .
ماهایی که تونستیم زنده بمونیم
یک کوله بار پر از اندوه رو با خودمون آوردیم خونه
که هنوز نتونستیم زمین بذاریم
این کوله بار اندوه رو نگه داشتم
تا ساعت صفر سقوط ضحاک بکوبم تو سر هر چی پاسدار و بسیجی و نیروی خونخوار.
@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
برای ثبت در تاریخ برای رسانهها، نهادهای حقوق بشری، بایگانی تاریخ رشت | ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ – روایت شاهد عینی این روایت برای ثبت در تاریخ نوشته میشود؛ برای اینکه گفته شود آن شبها در رشت چه گذشت. هر روایت یک سند است و هر شاهد، یک راوی تاریخ. ۱۸ دیماه…
برای ثبت در تاریخ
برای رسانهها، نهادهای حقوق بشری، بایگانی تاریخ
رشت | ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ – روایت شاهد عینی
خاطراتی که هرگز فراموش نخواهم کرد
هر لحظه جوونهایی که تیر میخوردن و میاوفتادن
و ما هم کاری نمیتونستیم براشون بکنیم .
مگه چند تا رو میتونستیم نجات بدیم .
تعداد کشته ها بیشتر از ۵ هزار نفر تو رشت هست
این داستانی بود که دو روز ۱۸ و ۱۹ دی
خودم با تمام وجودم احساس کردم
سعی کردم خیلی خیلی خلاصه بنویسم .
دوهفته قبل از فراخوان هم تو خیابون بودم هر روز .
هر روز داستان خودش رو داره
از بچه هایی که کتک میخوردن به دست این بی ناموسا
و اینکه چقدر ما هجوم میبردیم
بین مامورا باتوم و اشک آور و اسپری فلفل میخوردیم
تا دخترها و پسرهامون رو از دستشون نجات بدیم .
ولی این دو روز ۱۸ و ۱۹ دی ۱ چیز دیگه ای بود .
هم از نظر جمعیت فوق العاده زیادی که اومده بودن
و تمام خیابونها و کمربندی رشت پر از جمعیت بود
و هم شدت سرکوب و قتل عامی که انجام دادن .
از تصور خارجه .خیلی وحشتناک بود .
فقط تو فیلمهای اکشن میشه این صحنه ها رو دید .
دیگه نمیتونم ادامه بدم
حالم بد میشه از تعریفش .
چهره کشته شده ها .
همه جوون و بچه سال بودن .
مگه چی میخواستن .
فقط آسایش و رفاه و ۱ آینده روشن .
ولی همش رفت زیر خاک
@Eterazebazar
برای رسانهها، نهادهای حقوق بشری، بایگانی تاریخ
رشت | ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ – روایت شاهد عینی
خاطراتی که هرگز فراموش نخواهم کرد
هر لحظه جوونهایی که تیر میخوردن و میاوفتادن
و ما هم کاری نمیتونستیم براشون بکنیم .
مگه چند تا رو میتونستیم نجات بدیم .
تعداد کشته ها بیشتر از ۵ هزار نفر تو رشت هست
این داستانی بود که دو روز ۱۸ و ۱۹ دی
خودم با تمام وجودم احساس کردم
سعی کردم خیلی خیلی خلاصه بنویسم .
دوهفته قبل از فراخوان هم تو خیابون بودم هر روز .
هر روز داستان خودش رو داره
از بچه هایی که کتک میخوردن به دست این بی ناموسا
و اینکه چقدر ما هجوم میبردیم
بین مامورا باتوم و اشک آور و اسپری فلفل میخوردیم
تا دخترها و پسرهامون رو از دستشون نجات بدیم .
ولی این دو روز ۱۸ و ۱۹ دی ۱ چیز دیگه ای بود .
هم از نظر جمعیت فوق العاده زیادی که اومده بودن
و تمام خیابونها و کمربندی رشت پر از جمعیت بود
و هم شدت سرکوب و قتل عامی که انجام دادن .
از تصور خارجه .خیلی وحشتناک بود .
فقط تو فیلمهای اکشن میشه این صحنه ها رو دید .
دیگه نمیتونم ادامه بدم
حالم بد میشه از تعریفش .
چهره کشته شده ها .
همه جوون و بچه سال بودن .
مگه چی میخواستن .
فقط آسایش و رفاه و ۱ آینده روشن .
ولی همش رفت زیر خاک
@Eterazebazar
سلام اردبیل دوازدهم بهمن . پارسال میگفتیم بانگها ورشکسته هستند وپول ندارند. در صورت امکان پول خود را خارج کنید. دو روز هست که اکثر خود پردازهای سطح شهر پول ندارند. این برکت نظامی هست که بیستر از مردمش به فکر بیگانگان هست.
@Eterazebazar
@Eterazebazar
بیخبری از محمد پارسی پس از احضار تلفنی به دادسرای فرهنگ و رسانه
از روز چهارشنبه و پس از آنکه محمد پارسی بهصورت تلفنی به دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شد، تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت و محل نگهداری او در دست نیست.
بر اساس اطلاعات موجود، تلفن همراه او نیز از همان زمان خاموش شده و تلاشها برای برقراری تماس بینتیجه مانده است.
تا لحظه تنظیم این خبر، هیچ مقام رسمی درباره دلیل احضار، وضعیت حقوقی یا محل نگهداری احتمالی او توضیحی ارائه نکرده است.
از شهروندان و منابع مطلع درخواست میشود در صورت داشتن هرگونه اطلاعات موثق، برای اطلاعرسانی و پیگیری وضعیت اقدام کنند.
@Eterazebazar
از روز چهارشنبه و پس از آنکه محمد پارسی بهصورت تلفنی به دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شد، تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت و محل نگهداری او در دست نیست.
بر اساس اطلاعات موجود، تلفن همراه او نیز از همان زمان خاموش شده و تلاشها برای برقراری تماس بینتیجه مانده است.
تا لحظه تنظیم این خبر، هیچ مقام رسمی درباره دلیل احضار، وضعیت حقوقی یا محل نگهداری احتمالی او توضیحی ارائه نکرده است.
از شهروندان و منابع مطلع درخواست میشود در صورت داشتن هرگونه اطلاعات موثق، برای اطلاعرسانی و پیگیری وضعیت اقدام کنند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تحصن دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد
دیروز، ۱۱ بهمن ۱۴۰۴، جمعی از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در اعتراض به کشته شدن همکلاسی خود پارسا صفار، مقابل دانشکده پزشکی این دانشگاه تحصن کردند و از حضور در امتحانات خودداری نمودند.
✊ دانشجو میمیرد، ذلت نمیپذیرد
@Eterazebazar
دیروز، ۱۱ بهمن ۱۴۰۴، جمعی از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در اعتراض به کشته شدن همکلاسی خود پارسا صفار، مقابل دانشکده پزشکی این دانشگاه تحصن کردند و از حضور در امتحانات خودداری نمودند.
✊ دانشجو میمیرد، ذلت نمیپذیرد
@Eterazebazar
تجمع دانشجویان علوم پزشکی شیراز
امروز یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴، دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز در اعتراض به بازداشت کادر درمان و همچنین مرگ مشکوک دو دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی تهران دست به تجمع اعتراضی زدند.
دانشجویان معترض اعلام کردند در برابر کشتار جوانان و دانشجویان، تهدید و ارعاب کادر درمان، شرایط اسفبار معیشتی و فضای خفقان حاکم سکوت نخواهند کرد.
@Eterazebazar
امروز یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴، دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز در اعتراض به بازداشت کادر درمان و همچنین مرگ مشکوک دو دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی تهران دست به تجمع اعتراضی زدند.
دانشجویان معترض اعلام کردند در برابر کشتار جوانان و دانشجویان، تهدید و ارعاب کادر درمان، شرایط اسفبار معیشتی و فضای خفقان حاکم سکوت نخواهند کرد.
@Eterazebazar
«نتیجه قتلعام جوانان و خونریزیهای صورتگرفته، بهزودی آشکار خواهد شد؛ هنوز دیر نشده است.»
مقامات نظام ، در واکنش به اعتراضات اخیر، مدعی شدند که «هیچ معترضی کشته نشده و تمامی جانباختگان، محارب بودهاند».
مهدی چمران: ما جانباخته اعتراضات نداشتیم هیچ معترضی کشته نشده همه شان محارب بودند!
«آنچه بر جوانان رفت، بیپاسخ نخواهد ماند؛ زمان قضاوت در راه است.»
@Eterazebazar
مقامات نظام ، در واکنش به اعتراضات اخیر، مدعی شدند که «هیچ معترضی کشته نشده و تمامی جانباختگان، محارب بودهاند».
مهدی چمران: ما جانباخته اعتراضات نداشتیم هیچ معترضی کشته نشده همه شان محارب بودند!
«آنچه بر جوانان رفت، بیپاسخ نخواهد ماند؛ زمان قضاوت در راه است.»
@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
«نتیجه قتلعام جوانان و خونریزیهای صورتگرفته، بهزودی آشکار خواهد شد؛ هنوز دیر نشده است.» مقامات نظام ، در واکنش به اعتراضات اخیر، مدعی شدند که «هیچ معترضی کشته نشده و تمامی جانباختگان، محارب بودهاند». مهدی چمران: ما جانباخته اعتراضات نداشتیم هیچ معترضی…
#ارسالی
وقتی حقیقت را «محاربه» نامیدند
حکومت اعلام میکنه هیچ معترضی کشته نشده همه محارب بودن .
۱۸ دیماه تو رشت اولش که اشک آور میزدن ۱ تیکه جدول شکسته شده رو برداشتم بزنم زمین خوردش کنم .جوونها گفتن چیکار میخوای بکنی گفتم مامورا حمله کردن بهشون سنگ پرت کنیم .جوونها گفتن مشت ما اسلحه ماست هیچی نمیخوایم و من هم منصرف شدم
جوونها فقط مشت داشتن و ۱ صدای بلند .خطاب به حکومت جنایتکار شما از مشت ملت وحشت کردید همه معترضین رو به گلوله و رگبار بستید .رحم نکردید .جلوی چشم ما به زخمیها تیر خلاص زدید .حتی به نیروی آتش نشان اجازه خاموش کردن بازار رشت رو ندادید چون کار خودتون و عمدی بود .اموال و دارایی های مردم رو آتش زدید بعد گفتید برید خسارت رو از موساد بگیرید .جوونهای ما رو که دست خالی بودند حتی حاضر نشدند ۱ سنگ دست بگیرند به رگبار بستید و به زخمی ها تیر خلاص زدید بعد میگویید محارب بودند .مرگ برایتان کم است باید هر روز هزار بار آرزوی مرگ کنید .انتقام جوانان و گلهای پر پر شده مان را از شما میگیریم .انتقام سختی برایتان خواهد بود ما بیشماریم .هر جوانی که کشتید بجایش هزاران نفر بر خواهند خواست خواهید دید .منتظر باشید
@Eterazebazar
وقتی حقیقت را «محاربه» نامیدند
حکومت اعلام میکنه هیچ معترضی کشته نشده همه محارب بودن .
۱۸ دیماه تو رشت اولش که اشک آور میزدن ۱ تیکه جدول شکسته شده رو برداشتم بزنم زمین خوردش کنم .جوونها گفتن چیکار میخوای بکنی گفتم مامورا حمله کردن بهشون سنگ پرت کنیم .جوونها گفتن مشت ما اسلحه ماست هیچی نمیخوایم و من هم منصرف شدم
جوونها فقط مشت داشتن و ۱ صدای بلند .خطاب به حکومت جنایتکار شما از مشت ملت وحشت کردید همه معترضین رو به گلوله و رگبار بستید .رحم نکردید .جلوی چشم ما به زخمیها تیر خلاص زدید .حتی به نیروی آتش نشان اجازه خاموش کردن بازار رشت رو ندادید چون کار خودتون و عمدی بود .اموال و دارایی های مردم رو آتش زدید بعد گفتید برید خسارت رو از موساد بگیرید .جوونهای ما رو که دست خالی بودند حتی حاضر نشدند ۱ سنگ دست بگیرند به رگبار بستید و به زخمی ها تیر خلاص زدید بعد میگویید محارب بودند .مرگ برایتان کم است باید هر روز هزار بار آرزوی مرگ کنید .انتقام جوانان و گلهای پر پر شده مان را از شما میگیریم .انتقام سختی برایتان خواهد بود ما بیشماریم .هر جوانی که کشتید بجایش هزاران نفر بر خواهند خواست خواهید دید .منتظر باشید
@Eterazebazar