اعتراض مدنی بازار
21K subscribers
72.5K photos
46.8K videos
166 files
488 links
ارتباط با مدیران کانال:
@Hossen13320
@mehdi_sarraf
@javaherian59
@hosseinKashani4 ادمین ورزش
کانال: https://t.me/Eterazebazar
این کانال وابسته به هیچ جریان سیاسی،
نه «شاه» و نه «شیخ ، صدای بازاریم»

توئیتر: https://twitter.com/EterazB
Download Telegram
نهاده‌های دامی دوباره گران شدند؛ فشار مستقیم روی گوشت، مرغ و لبنیات

بازار نهاده‌های دامی بار دیگر در حال تجربه جهش قیمت است. هر کیلوگرم ذرت، جو و کنجاله سویا که پیش از این به‌ترتیب ۱۱۳۰۰، ۱۱۳۰۰ و ۲۰ هزار و ۷۰۰ تومان بود، در دی ماه و با ارز ۲۸۵.۰۰۰ ریالی حدود چهار برابر شد و به ۴۳، ۴۲ و ۶۸ هزار تومان رسید.

حالا، مجدداً افزایش قیمت اعلام شده و نگرانی‌ها شدت گرفته است. این رشد نه تنها یک رقم روی کاغذ نیست؛ بلکه به‌طور مستقیم روی قیمت گوشت، مرغ، شیر، ماست، پنیر و حتی پنیر پیتزا تاثیر می‌گذارد. تولیدکنندگان تحت فشار شدید قرار دارند و هزینه‌ها به سرعت به سفره مردم منتقل می‌شود.

کارشناسان هشدار می‌دهند: اگر این روند ادامه پیدا کند، ثبات بازار مواد غذایی به‌طور جدی تهدید شده و قدرت خرید مردم بیش از پیش کاهش خواهد یافت.

@Eterazebazar
ایران و امارات؛ یک دنیا فاصله در حمایت از مردم

هفته گذشته، امارات متحده عربی اعلام کرد که افزایش قیمت ۹ کالای اساسی در ماه رمضان ممنوع است و حتی برخی فروشگاه‌ها تخفیف‌های تا ۷۰ درصد ارائه خواهند کرد. وزارت اقتصاد امارات بازرسی‌های روزانه را تضمین کرده تا هیچ فروشنده‌ای نتواند به شهروندان ظلم کند. روغن، تخم‌مرغ، لبنیات، برنج، شکر، مرغ، حبوبات، نان و گندم تحت این سیاست قرار دارند و مردم می‌توانند با آرامش خرید کنند.

اما در ایران؟ دولت ما، در آستانه ماه رمضان، عملاً می‌گوید: «فقط گران کنید.» همان کالای اساسی که در کشورهای توسعه‌یافته تحت حمایت و نظارت دولت است، در ایران به ابزاری برای فشار بیشتر روی مردم تبدیل شده است. حاکمیت نه تنها از شهروندان محافظت نمی‌کند، بلکه اجازه می‌دهد گرانی‌ها هر ماه سهم بیشتری از سفره مردم را ببلعد.

این رفتار حاکمیت، فاصله وحشتناک میان وعده‌های اقتصادی و واقعیت‌های روزمره مردم را نشان می‌دهد. مردم تحت فشار اقتصادی قرار دارند، قدرت خریدشان روزبه‌روز کاهش می‌یابد و تنها چیزی که از دولت دریافت می‌کنند، مجوز گرانی و بی‌تفاوتی است.

در حالی که امارات با یک تصمیم ساده امنیت غذایی و آرامش اقتصادی مردم را تضمین می‌کند، ما همچنان شاهد مدیریت فاجعه‌آمیز بازار و ضربه به سفره شهروندان هستیم.

@Eterazebazar
جنایت علیه خانواده‌ای در خاوران؛ فاجعه‌ای که خاموش نمی‌ماند

دو خواهر ۱۵ و ۱۷ ساله از محله خاوران تهران، در جریان اعتراضات دی‌ماه بازداشت شدند؛ آغاز کابوسی طولانی که زندگی خانواده را نابود کرد.

دو هفته کامل خانواده از وضعیت دخترانشان بی‌خبر بودند. روزانه مجبور بودند بین بازداشتگاه و پزشکی قانونی کهریزک رفت‌وآمد کنند، با ترسی دائمی که شاید نام فرزندانشان در فهرست جان‌باختگان باشد.

پنجم بهمن، تماس گرفته شد و برای آزادی، وثیقه‌ای سنگین درخواست شد: برای هر نفر ۳۰۰ میلیون تومان، علاوه بر سند ملکی خانواده. پس از آزادی، معلوم شد دست یکی از خواهران و پای دیگری شکسته است، اما آنچه خانواده را بیش از همه شوکه کرد، روایت‌های دختران از دوران بازداشت بود؛ مادر از «تجاوز و تعرض جنسی» سخن گفت، خاطراتی که با گریه و آشفتگی شدید روحی همراه بود.

حال روحی این دو نوجوان به شدت آسیب دیده بود؛ آن‌ها دو بار اقدام به خودکشی کردند و امروز، خبر درگذشتشان منتشر شد.

اما این فاجعه هنوز تمام نشده است: پدرشان هم اکنون بازداشت شده است. خانه‌ای در خاوران تهران مانده و پدر و مادری که از روز بازداشت دخترانشان، زندگی‌شان هرگز مانند قبل نشده است.

این روایت، حال روز مردم است: جنایتی که خاموش نمی‌ماند، بی‌پاسخ نمی‌ماند و صدای عدالت، دیر یا زود شنیده خواهد شد.

@Eterazebazar
مالیات در ایران؛ فشار بی‌پایان و بی‌پاسخی حاکمیت

فعالان اقتصادی و شهروندان این روزها از مالیات‌های سنگین و غیرشفاف به شدت شکایت دارند. بخشودگی‌ها اعلام شد، اما وقتی می‌خواستند اقدام کنند، سایت بسته بود و هیچکس پاسخگو نبود. مردم نمی‌دانند باید مالیات را برای چه امنیت یا رفاهی بپردازند؛ حتی امنیت شغلی ندارند.

انبوه پرونده‌ها و بدهی‌های مالیاتی به اجرا رفته و موجب توقیف اموال شده است. یک شهروند می‌گوید: وقتی شکایت کردیم، کارشناس مالیاتی گفته «بازار بسته بوده»؛ اما سایت آنلاین بود و مالیات همچنان اعلام می‌شد. اعتراضات مردم با صدای بلند شنیده نمی‌شود، و مسئولان هیچ پاسخ و راهکاری ارائه نمی‌دهند.

یکی از مودیان حتی به دلیل بدهی مالیاتی ممنوع‌الخروج شده، ماشین و اموالش توقیف شده و ضرایب مالیاتی اشتباه و سنگین اعمال شده است: ضریب ۱۰ درصدی او به ۵۰ درصد افزایش یافته، اما هیچکس پاسخگو نیست.

این وضعیت، تصویر روشنی از فشار غیرقابل تحمل نظام مالیاتی و بی‌پاسخی مسئولان ارائه می‌دهد؛ جایی که مردم قربانی بی‌عدالتی، سردرگمی و تصمیمات غیرشفاف شده‌اند.

@Eterazebazar
سلام ترس حکومت در استانه چهلم شهیدان قیام . اردبیل گشت نیروهای موتوری ضد شورش در سطح شهر . همچنین اموز دوشنبه وضعیت اینترنت اردبیل افتضاح هست. هیچی کار نمیکنه وفیلتر شکن ها هم قطع ووصل میشن.

@Eterazebazar
شیرینی هم از سفره مردم عقب نشست

گرانی حالا به جایی رسیده که حتی شیرینی، نماد شادی و مهمانی، از سبد خرید خانوارها حذف می‌شود. با جهش قیمت مواد اولیه، هر کیلو شیرینی خشک به حدود ۸۰۰ هزار تومان رسیده و بسته‌های کوچک ۲۰۰ تا ۳۰۰ گرمی تا ۲۸۰ هزار تومان قیمت دارند؛ اعدادی که برای بسیاری از خانواده‌ها دیگر قابل پرداخت نیست.

افزایش سرسام‌آور قیمت تخم‌مرغ شانه‌ای بالای ۵۰۰ هزار تومان، کره کیلویی بیش از ۷۰۰ هزار تومان و روغن بالای ۲۵۰ هزار تومان، هزینه تولید را به حدی رسانده که قنادان نیز زیر فشار نفس می‌کشند.

حالا «نیم‌جعبه‌ای» جای جعبه‌های کامل را گرفته، مهمانی‌ها کوچک‌تر شده و خریدها با حساب‌وکتاب و نگرانی انجام می‌شود. ویترین قنادی‌ها دیگر فقط محل نمایش شیرینی نیست؛ آینه‌ای از فشار معیشتی مردمی است که شادی‌های کوچکشان هم زیر بار گرانی رنگ باخته است.

@Eterazebazar
#ارسالی

امروز حوالی چهارراه ولیعصر، خیابان پر از نیروهای یگان ویژه و لباس‌شخصی بود. نمی‌دانم چه خبر است، اما وقتی این حجم از نیرو را می‌بینم، به‌جای احساس آرامش، فقط اضطراب می‌آید.

وقتی حضور نیروها به‌جای آرامش، ترس ایجاد می‌کند، باید پرسید این احساس ناامنی از کجا می‌آید؟

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت یک کاسب بازار؛ کالابرگ آمد، اما سفره کوچک‌تر شد

یک کاسب بازار می‌گوید: «دو تا اسکناس پانصد تومانی را ببین… این شده کالابرگ یک ماه مردم.»

از زمانی که طرح کالابرگ معرفی شد، قیمت‌ها نه‌تنها پایین نیامد، بلکه یکی‌یکی بالا رفت. تن ماهی ۱۰۰ هزار تومانی به حدود ۱۷۰ هزار تومان رسید، رب گوجه از حدود ۹۰ هزار تومان به ۱۴۰ هزار تومان رفت و روغن ۶۰ هزار تومانی حالا به حدود ۲۶۰ هزار تومان رسیده است. تقریباً تمام اقلامی که همیشه در سفره مردم بود، بین یک‌ونیم تا دو برابر گران‌تر شده‌اند.

سؤال ساده‌ای که در بازار شنیده می‌شود این است: آیا این حمایت است یا فقط جبران بخشی از گرانی‌هایی که خودشان ایجاد شده؟ وقتی قیمت‌ها هر روز تغییر می‌کند و امروز دوباره بالاتر رفته، مردم می‌پرسند این کمک واقعاً چه ارزشی برای زندگی‌شان داشته است؟

@Eterazebazar
سلام .قشنگ کارهاشون را رو غلطک انداختن .اول نیرو وارد شهرها میکنند وسرگوب وبعد نت را قطع میکنند تا جنایت پنهان بشه .سپس دنبال کشته ها وزخمی ها میرن و انها را می دزدن .بعد طلب پول میکنند وجنازه ها را تحویل میدن .نت وصل میشه ومیگن که کشته ها عامل خارجی بودند.حالا اجازه برگزاری مراسم را نمیدن وکشته ها را در مناطقی غیر از شهر دفن میکنند.میرسه به چهلم ودوباره نت را قطع میکنند واماده سرکوب میشوند.اینها دست شیطان را از پشت بستن وبویی از انسانیت نبردن . مرگ بر دیکتاتور.

@Eterazebazar
صدای فراموش‌شده معلولان؛ با این درآمد چگونه باید زندگی کرد؟

متأسفانه در میان همه مشکلات اقتصادی، کمتر کسی به وضعیت معلولان — که از آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه هستند — توجه می‌کند. جمعیت قابل‌توجهی از معلولان در کشور زندگی می‌کنند، اما مستمری‌ای که دریافت می‌کنند با واقعیت هزینه‌های زندگی هیچ تناسبی ندارد.

مستمری ماهانه یک معلول حدود یک میلیون و چهارصد هزار تومان است و در برخی موارد مبلغی به‌عنوان حق پرستاری، حدود چهار میلیون و دویست هزار تومان پرداخت می‌شود؛ یعنی مجموعاً حدود پنج میلیون و ششصد هزار تومان در ماه. رقمی که در شرایط گرانی امروز، حتی کفاف حداقل‌های زندگی را هم نمی‌دهد.

کافی است نگاهی به هزینه یک خرید ساده انداخت:
سه مرغ حدود یک میلیون و پانصد هزار تومان، سه کیلو ماهی حدود ۷۰۰ هزار تومان، سس مایونز و هزارجزیره هرکدام ۲۵۰ هزار تومان، چهار نوشابه ۳۰۰ هزار تومان، دو دوغ ۱۵۰ هزار تومان، دو کیلو گوجه ۱۲۰ هزار تومان، دو کیلو خیار ۱۵۰ هزار تومان، کاهو ۱۵۰ هزار تومان و هویج ۱۰۰ هزار تومان.

این فقط بخشی از یک خرید معمولی است؛ بدون در نظر گرفتن اجاره خانه، دارو، درمان، توانبخشی و هزینه‌های ویژه‌ای که معلولان ناچارند پرداخت کنند.

سؤال ساده اما تلخ اینجاست: با چنین درآمدی، یک معلول چگونه باید زندگی کند؟

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انفجار مهیب در شرکت نیک گاز تبریز / آتش‌سوزی گسترده در حوالی پالایشگاه

🔹حوالی ساعت ۱۸ امروز، حریق و انفجار در شرکت نیک گاز (تهیه و پخش گاز مایع) واقع در جاده آذرشهر حد فاصل سه راهی پتروشیمی رخ داد.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت یک کاسب بازار؛ قیمت‌ها دیگر قابل باور نیست

یک کاسب بازار با نشان‌دادن اجناس مغازه‌اش می‌گوید: «این اکتیو زمانی ۱۸۵ هزار تومان بود؛ بعد شد ۳۰۶ هزار تومان، بعد ۵۱۰ هزار تومان و حالا بار جدید که برسد ۶۲۷ هزار تومان خواهد شد. قیمت‌ها دیگر بالا نمی‌روند، می‌پرند.»

او بطری مایع ظرفشویی را نشان می‌دهد: «این پریل یک لیتری اول ۱۱۶ هزار تومان بود، بعد ۱۷۵ هزار تومان شد و حالا قیمتش به بیش از ۵۳۸ هزار تومان رسیده؛ در حالی که همین چند وقت پیش ۳۵۰ هزار تومان فروخته می‌شد.»

نوبت به پوشک بچه می‌رسد؛ کالایی که مستقیم با زندگی خانواده‌ها گره خورده است: «۳۵۰ هزار تومان بود، حالا ۶۵۰ هزار تومان شده و می‌گویند سری بعدی شاید یک میلیون تومان برسد.»

او به کیسه برنج اشاره می‌کند: «برنجی که ۵۰۰ هزار تومان بود، امروز به دو میلیون تومان رسیده.»

حرف آخرش کوتاه اما سنگین است: «دیگر چیزی از زندگی عادی نمانده… انگار رفتیم به تاریخ پیوستیم. خداحافظ زندگی.»

@Eterazebazar
جهش دوباره قیمت لبنیات؛ سفره مردم کوچک‌تر از همیشه

بازار لبنیات بار دیگر شاهد افزایش ناگهانی قیمت‌هاست؛ افزایشی که مستقیماً یکی از اصلی‌ترین اقلام غذایی خانوار را هدف گرفته است. پنیر سفید پگاه که تا همین چندی پیش حدود ۱۲۰ هزار تومان فروخته می‌شد، ابتدا به ۱۵۰ هزار تومان رسید و حالا با قیمت ۲۳۰ هزار تومان عرضه می‌شود؛ جهشی که در مدت کوتاه رخ داده و نشانی از توقف ندارد.

قیمت شیر پگاه نیز به حدود ۱۰۷ هزار تومان رسیده و دوغ آبعلیِ شیشه‌ای کوچک که زمانی ۲۷ هزار تومان بود، اکنون با نرخ ۶۰ هزار تومان فروخته می‌شود. پنیر رامک هم حدود ۱۵۰ هزار تومان قیمت دارد و فروشندگان می‌گویند احتمال رسیدن آن به محدوده ۲۳۰ هزار تومان بسیار بالاست. بازار همزمان با این افزایش‌ها هشدار می‌دهد که این قیمت‌ها هنوز ثابت نیست و دوباره تغییر خواهد کرد.

در آستانه ماه رمضان، زمانی که انتظار کنترل قیمت کالاهای اساسی می‌رود، واقعیت بازار چیز دیگری را نشان می‌دهد. همان کالاهایی که در بسیاری از کشورها تحت نظارت و حمایت جدی قرار می‌گیرند، در ایران هر روز گران‌تر می‌شوند و فشار بیشتری بر سفره مردم وارد می‌کنند.



@Eterazebazar
#ارسالی
مدیریت ورزش؛ مشکل زمین نیست، پشت میزهاست


ما سال‌هاست درباره باخت‌ها، داوری، بدشانسی و نسل ضعیف حرف می‌زنیم. اما کمتر کسی مستقیم می‌گوید مشکل اصلی کجاست: مدیریت و حکمرانی ورزش.
ورزش حرفه‌ای با برنامه ده‌ساله جلو می‌رود، نه با تصمیم‌های هیجانی. اینجا اما مدیر می‌آید، چند ماه می‌ماند، چند حکم می‌دهد و می‌رود. بعدی از صفر شروع می‌کند. نتیجه؟ هیچ پروژه‌ای کامل نمی‌شود. نه آکادمی درست حسابی شکل می‌گیرد، نه ساختار مالی شفاف می‌شود، نه ثبات فنی به وجود می‌آید.
در بسیاری فدراسیون‌ها و باشگاه‌ها، تخصص اولویت اول نیست؛ رابطه مهم‌تر است. وقتی مدیر ورزشی دغدغه حرفه‌ای نداشته باشد و بیشتر نگران صندلی‌اش باشد، طبیعی است که ریسک نکند، اصلاح نکند و پاسخگو هم نباشد. شکست که می‌آید، مربی عوض می‌شود. اما کسی از مدیر نمی‌پرسد برنامه‌ات چه بود؟
ورزش ایران استعداد کم ندارد. مشکل این است که استعداد در ساختار بی‌برنامه هدر می‌رود. بودجه خرج می‌شود، اما خروجی متناسب نیست. چرا؟ چون شفافیت نیست. چون ارزیابی عملکرد جدی نیست. چون مدیر بابت نتیجه بلندمدت پاسخگو نیست.
تا وقتی حکمرانی ورزش بر پایه ثبات، تخصص و شفافیت نباشد، هر موفقیتی مقطعی است و هر شکست تکراری. مشکل زمین چمن نیست؛ مشکل پشت میزهاست. اگر قرار است ورزشی حرفه‌ای داشته باشیم، باید مدیریت حرفه‌ای را جدی بگیریم، نه شعاری.
اما باهمه اینها یک سئوال پایه ای باقی میماند آیا امکان یک ورزش ریشه دار و بابرنامه و مدیریتی مسئول در این نظام امکانپذیر است ؟ قطعا نه .
@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
نهاده‌های دامی دوباره گران شدند؛ فشار مستقیم روی گوشت، مرغ و لبنیات بازار نهاده‌های دامی بار دیگر در حال تجربه جهش قیمت است. هر کیلوگرم ذرت، جو و کنجاله سویا که پیش از این به‌ترتیب ۱۱۳۰۰، ۱۱۳۰۰ و ۲۰ هزار و ۷۰۰ تومان بود، در دی ماه و با ارز ۲۸۵.۰۰۰ ریالی حدود…
گرانی بی‌سروصدا؛ نهاده‌های دامی یک‌شبه ۲۰ درصد گران شدند

در حالی که هیچ اطلاع‌رسانی جدی انجام نشد، قیمت نهاده‌های دامی فقط از دیروز تا امروز کیلویی ۸ هزار تومان افزایش پیدا کرد؛ یعنی حدود ۲۰ درصد رشد در یک شب.

افزایشی که شاید روی کاغذ یک عدد باشد، اما در واقع آغاز موج تازه گرانی در گوشت، مرغ، شیر و لبنیات است. تولیدکننده هنوز از شوک قبلی خارج نشده، قیمت‌ها دوباره بالا رفت.

سؤال ساده فعالان بازار این است: وقتی هزینه تولید در یک شب ۲۰ درصد افزایش پیدا می‌کند، چگونه می‌توان انتظار ثبات قیمت برای مردم داشت؟

@Eterazebazar
#ارسالی
گزارش اولیه‌ای درباره جان‌باختن ۴۰۰ مزدبگیر در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴

آنچه منتشر می‌شود، نه یک فهرست کامل، بلکه اشاره‌ای اولیه به عددی تکان‌دهنده است: گفته می‌شود دست‌کم ۴۰۰ نفر از مزدبگیران در جریان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ ایران جان خود را از دست داده‌اند؛ عددی که هم‌زمان با چهلم این جان‌باختگان مطرح شده است.

پشت این عدد، زندگی انسان‌هایی قرار دارد که با کار روزانه، دستمزد ماهانه و دغدغه‌های معیشتی چون اجاره خانه، درمان و آموزش زندگی خود را اداره می‌کردند و ناگهان در جریان سرکوب‌ها جان باختند.

آنچه اهمیت این گزارش را برجسته می‌کند، صرفاً شمار قربانیان نیست، بلکه ترکیب اجتماعی آنان است؛ از کارگران و معلمان تا پرستاران، رانندگان، کارمندان، فروشندگان و دیگر مزدبگیرانی که بخش اصلی نیروی کار جامعه را تشکیل می‌دهند.

گستردگی حضور مزدبگیران در میان جان‌باختگان نشان می‌دهد اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ تنها واکنشی مقطعی یا محدود به یک جریان سیاسی نبود، بلکه ریشه در بحران عمیق معیشتی و اقتصادی داشت؛ بحرانی که سال‌ها با تورم، کاهش قدرت خرید، بیکاری و ناامنی شغلی انباشته شده بود.

برای بخش بزرگی از جامعه، مسئله صرفاً گرانی نبود؛ تجربه زیسته آنان نشان می‌دهد بحران معیشت با ساختارهای کلان سیاسی و اقتصادی گره خورده است. از همین رو اعتراض به فقر و بی‌عدالتی به مطالبه تغییر وضعیت موجود پیوند خورده است.

الگوی سرکوب گزارش‌شده نیز نشان‌دهنده شدت برخوردهاست؛ از شلیک مستقیم و خشونت خیابانی تا فشار بر خانواده‌ها و ایجاد فضای رعب برای جلوگیری از پیگیری و دادخواهی.

طرح این عدد، بیش از هر چیز تلاشی است برای مستندسازی و جلوگیری از فراموشی. روند بررسی و گردآوری اطلاعات همچنان ادامه دارد

@Eterazebazar
#ارسالی
سعید ماسوری پس از ۲۵ سال حبس بی‌مرخصی، مادرش را از دست داد؛ وداعی که حتی اجازه حضور در خاکسپاری نیافت

سعید ماسوری، زندانی سیاسی که بیش از ۲۵ سال بدون حتی یک روز مرخصی در زندان به‌سر می‌برد، مادر خود را از دست داد.
مادر او در خرم‌آباد زندگی می‌کرد و ماسوری هم‌اکنون در زندان قزلحصار کرج محبوس است.

با وجود درگذشت مادر، به او اجازه حضور در مراسم خاکسپاری داده نشد؛ همان‌گونه که طی این ۲۵ سال، برای هیچ مناسبت خانوادگی یا انسانی، حتی برای ساعتی، مرخصی دریافت نکرده است.

سعید ماسوری در سوگ مادرش نوشته است:

«بیشتر از بیست‌وپنج سال است من در زندان مانده‌ام و تو بیرون، بودی، اما رنج این سال‌ها بیشتر بر دوش تو بود. سهم من دیوار و میله بود و سهم تو راه‌های طولانی، فقط برای چند دقیقه دیدن من هر چند دیگر نام مرا هم به یاد نداشتی… شاید همین، آخرین مهربانی دنیا با تو بود؛
که رنج انتظار را هم از یاد تو برد،
تازه ‌فهمیدم سخت‌ترین زندان، جایی است که دیگر “مادر” در آن نیست.
اسطوره صبر و تحمل و قهرمان پایداری تو بودی در سکوت و بی هیچ نام و نشان... تو آفتاب گرمابخش و دیده نشده بودی و من سایه...
چقدر بی نام تو زندان سرد و تاریکتر است.»

در ایران تعداد زیادی زندانی سیاسی با سابقه بالای ده سال حبس در زندان‌ها هستند، که اجازه حتی ساعتی مرخصی نداشته‌اند، اما اختلاسگران و غارتگران اموال مردم، از مرخصی بهره‌مند بوده‌اند.

@Eterazebazar