اعتراض مدنی بازار
19.7K subscribers
72.7K photos
47K videos
166 files
575 links
ارتباط با مدیران کانال:
@Hossen13320
@mehdi_sarraf
@javaherian59
@hosseinKashani4 ادمین ورزش
کانال: https://t.me/Eterazebazar
این کانال وابسته به هیچ جریان سیاسی نیست،
نه «شاه» و نه «شیخ ، صدای بازاریم»

توئیتر: https://twitter.com/EterazB
Download Telegram
مسئولانی که هر روز از «حمایت مردم» حرف می‌زنند،
همان‌هایی هستند که خودشان آزادانه در شبکه‌های اجتماعی فعال‌اند؛
توییت می‌زنند، مصاحبه می‌کنند
و روایت دلخواه خودشان را بدون هیچ محدودیتی منتشر می‌کنند.

اما برای مردم چه مانده؟

اینترنت قطع.
کسب‌وکارهای نابودشده.
بازارهای فلج.
میلیون‌ها نفر بدون درآمد.

بسیاری از کسب‌وکارها برای زنده ماندن،
مجبور شده‌اند دوباره به روش‌های سنتی مثل تماس تلفنی برگردند؛
آن هم در شرایطی که همزمان با کمبود کالا، کاهش تقاضا
و بحران نقدینگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

نتیجه چیست؟

تلاش برای زنده ماندن،
نه رشد.

سؤال مردم ساده است:

اگر واقعاً از حمایت مردم مطمئن هستید،
اگر چیزی برای پنهان کردن ندارید،
پس چرا از اینترنت آزاد می‌ترسید؟

چرا اینترنت شما همیشه برقرار است،
اما اینترنت مردم باید قربانی ترس حاکمیت شود؟

رسانه‌های حکومتی هر روز روایت می‌سازند،
واقعیت را پنهان می‌کنند
در حالی که مردم
با تورم، بیکاری، بدهی،
سفره‌های کوچک‌تر
و آینده‌ای مبهم روبه‌رو هستند.

قطع اینترنت فقط قطع ارتباط نیست؛

وقتی اینترنت می‌رود،
نان هم می‌رود.

و حاکمیتی که از اینترنت آزاد می‌ترسد،
بیش از هر چیز
از مردم خودش می‌ترسد.


@Eterazebazar
جدا از رکود سنگینی که اصناف با آن روبه‌رو هستند،
اجاره مغازه، حقوق پرسنل، چک‌ها، بدهی‌ها و هزینه‌های روزمره
نفس بسیاری از کسب‌وکارها را گرفته است.

در شرایطی که هنوز بسیاری از مشاغل درآمدی ندارند
و بازار همچنان درگیر رکود است،
امروز برخی کسبه با اخطارهای قطع برق هم روبه‌رو شده‌اند:

«قبض را پرداخت کنید یا برق قطع می‌شود.»

بسیاری مجبور شده‌اند
آخرین پس‌انداز و نقدینگی باقی‌مانده خود را خرج کنند،
فقط برای اینکه برق مغازه قطع نشود
و شاید بتوانند به کارشان ادامه دهند.

این در حالی است که هنوز بسیاری از مردم
درگیر شرایط بحرانی، رکود اقتصادی
و فشارهای ناشی از این وضعیت هستند.

بسیاری از کسبه در این مدت
حتی بدون دریافت هزینه،
به مردم خدمات داده‌اند
چون می‌دانستند بسیاری از خانواده‌ها
واقعاً توان پرداخت ندارند.

وقتی مردم برای ساده‌ترین هزینه‌های زندگی مانده‌اند،
وقتی کسبه برای زنده ماندن می‌جنگند،
و وقتی فشار هر روز بیشتر می‌شود،

سؤال اینجاست:

مسئولان دقیقاً کدام بخش از این بحران را نمی‌بینند؟

مردمی که زیر این فشار له می‌شوند،
همان مردمی هستند که همیشه هزینه بحران‌ها را می‌دهند.

حقیقت این است:

حال مردم خوب نیست.
حال بازار خوب نیست.
و فشاری که هر روز بیشتر می‌شود،
دیگر قابل پنهان کردن نیست.

@Eterazebazar
اقتصاد فرسوده؛ مردم و بازار همزمان در حال سقوط

خرج‌ها با سرعت بالا می‌روند،
اما دخل هر روز کوچک‌تر می‌شود.

این فقط درد یک شغل یا یک صنف نیست؛
روایت مشترک بسیاری از کسبه و مردم همین است.

فروش کاهش پیدا کرده،
مشتری کمتر شده،
قدرت خرید مردم سقوط کرده
و هزینه‌ها لحظه‌ای بالا می‌رود.

کالاهای مصرفی گران‌تر شده‌اند.
مواد اولیه گران‌تر شده‌اند.
قبض برق، آب، گاز، مالیات، بیمه، اجاره و هزینه‌های جانبی
هر روز فشار بیشتری وارد می‌کنند.

بسیاری از کسبه می‌گویند
حتی اگر فروش نداشته باشند،
هزینه‌ها متوقف نمی‌شود.

مالیات باید پرداخت شود.
بیمه باید پرداخت شود.
اجاره باید پرداخت شود.
حقوق کارکنان باید پرداخت شود.

اما مشتری نیست.

مردم هم تقصیری ندارند؛
وقتی قدرت خرید از بین می‌رود،
تفریح، خرید و حتی بسیاری از نیازهای روزمره
از سبد خانوار حذف می‌شود.

خانواده‌هایی که زمانی خرید عادی داشتند،
امروز خریدهای خود را کوچک‌تر کرده‌اند.
کمتر می‌خرند،
کمتر خرج می‌کنند
و فقط تلاش می‌کنند دوام بیاورند.

نتیجه این چرخه روشن است:

رکود عمیق‌تر می‌شود،
کسب‌وکارها یکی پس از دیگری آسیب می‌بینند،
و موج بیکاری آرام‌آرام گسترده‌تر می‌شود.

امروز دیگر بحث سود نیست؛
بسیاری فقط تلاش می‌کنند ورشکست نشوند.

اقتصادی که در آن مردم توان خرید ندارند
و کسبه توان ادامه دادن ندارند،
به نقطه خطرناکی رسیده است.



@Eterazebazar
بیش از ۶۰ روز از آخرین معاملات واقعی بورس تهران گذشته
و سرمایه میلیون‌ها سهامدار عملاً گروگان گرفته شده است.


آخرین روز واقعی معاملات ۶ اسفند بود.
در ۹ اسفند بازار را باز کردند،
اما با شروع بحران، تمام معاملات را باطل کردند
و بعد درها را بستند.

از آن روز تا امروز:
نه خریدی وجود دارد،
نه فروشی،
نه حق تصمیم‌گیری برای مردم،
و نه دسترسی به پولی که حاصل سال‌ها کار و پس‌اندازشان بوده است.

سرمایه مردم را قفل کرده‌اند
و اسمش را مدیریت بحران گذاشته‌اند.
سهامدار فقط باید نگاه کند؛
نه می‌تواند پولش را نجات دهد،
نه می‌تواند تصمیم بگیرد،
نه حتی می‌داند چه زمانی این بلاتکلیفی تمام می‌شود.
سرمایه مردم را قفل کردند،
و حالا از مردم می‌خواهند فقط تماشا کنند.

اما مردمی که بارها هزینه این تصمیم‌ها را داده‌اند،
خوب می‌دانند مشکل فقط بورس نیست؛
مشکل ساختاری است که همیشه جیب مردم را سپر بقای خود می‌کند.

@Eterazebazar
گرانی دارو؛ وقتی درمان به کالای لوکس تبدیل می‌شود

افزایش ۳۵ درصدی قیمت دارو دیگر فقط یک عدد روی کاغذ نیست؛
این یعنی فشار مستقیم بر مردمی که حالا میان «زنده ماندن» و «توان پرداخت هزینه درمان» گیر افتاده‌اند.

برای بسیاری از خانواده‌ها،
دارو دیگر یک نیاز عادی نیست؛
به تصمیمی تلخ تبدیل شده است:

دارو بخرند؟
اجاره خانه بدهند؟
قسط پرداخت کنند؟
یا هزینه غذا و زندگی را تأمین کنند؟

بسیاری درمان خود را به تعویق می‌اندازند.
بسیاری آزمایش‌ها را حذف می‌کنند.
بسیاری حتی از مراجعه به پزشک منصرف می‌شوند
چون می‌دانند توان ادامه درمان را ندارند.

نتیجه چیست؟

بیماری‌های شدیدتر
هزینه‌های سنگین‌تر
و فشار بیشتر بر خانواده‌هایی که همین حالا هم زیر بار تورم خرد شده‌اند.

در کشوری که میلیاردها دلار صرف پروژه‌های شکست‌خورده، فساد ساختاری و بحران‌های بی‌پایان شده،
امروز مردم برای خرید ساده‌ترین داروها درمانده‌اند.

حالا همه نگاه‌ها به بیمه‌ها و حمایت‌های دولتی است؛
اما واقعیت این است که بسیاری از بیمه‌ها خودشان با کمبود منابع، بدهی‌های سنگین و تأخیر در پرداخت‌ها روبه‌رو هستند.

بسیاری از داروها کامل تحت پوشش نیستند،
برخی بیماران باید بخش بزرگی از هزینه را آزاد پرداخت کنند
و در مواردی حتی دارو پیدا می‌شود اما توان خرید آن وجود ندارد.

وقتی بیمه‌ها توان پوشش واقعی ندارند
و حمایت دولتی هم فقط در حد وعده باقی مانده،

مردم دقیقاً باید چه کنند؟

بیماری را تحمل کنند؟
درمان را نیمه‌کاره رها کنند؟
یا برای زنده ماندن بدهکارتر شوند؟

جامعه‌ای که در آن درمان به کالای لوکس تبدیل شود،
و بیماران میان درد، بدهی و ناامیدی رها شوند،
در حال ورود به یک بحران انسانی است.


@Eterazebazar
موج بیکاری خاموش؛ میلیون‌ها نفر در آستانه فروپاشی معیشتی

طبق آمارهای رسمی، دست‌کم ۲ میلیون نفر بیکار شده‌اند.

اما این فقط بخشی از واقعیت است.

این آمار حتی شامل بخش بزرگی از مشاغل اینترنتی،
فروشگاه‌های آنلاین،
فریلنسرها،
دیجیتال مارکتینگ،
کسب‌وکارهای خانگی
و حتی مشاغل وابسته به شبکه‌های اجتماعی نمی‌شود.

بخش بزرگی از این مشاغل با محدودیت و قطع اینترنت عملاً نابود شدند اما در بسیاری از آمارهای رسمی دیده نمی‌شوند.

اگر فقط همان آمار رسمی را مبنا قرار دهیم و حداقل هر خانوار را ۲ تا ۳ نفر در نظر بگیریم،

حداقل ۵ میلیون نفر مستقیماً وارد بحران درآمدی شده‌اند.

اما اگر مشاغل غیررسمی، آنلاین، خدماتی، روزمزد و بخش‌های پنهان اقتصاد را هم حساب کنیم، ابعاد بحران بسیار بزرگ‌تر است:

حداقل ۱۰ میلیون نفر با افت شدید درآمد
یا حتی درآمد صفر روبه‌رو شده‌اند.

این فقط یک عدد نیست.

یعنی میلیون‌ها خانواده که دیگر توان پرداخت اجاره،قسط،هزینه درمان، هزینه آموزش و حتی نیازهای اولیه زندگی را ندارند.

در حالی که هنوز تنش‌های منطقه‌ای و بی‌ثباتی اقتصادی ادامه دارد،

تورم نیز با سرعت بالا در حال افزایش است و امید مردم برای پیدا کردن یک روزنه نجات هر روز کمتر می‌شود.

فرصت شغلی جدید هم به‌راحتی ایجاد نمی‌شود.

وقتی پس‌انداز این خانواده‌ها تمام شود، ابعاد بحران اجتماعی می‌تواند بسیار سنگین‌تر شود:

افزایش طلاق
افزایش خشونت خانوادگی
افزایش سرقت
افزایش آسیب‌های اجتماعی
و ناامیدی گسترده‌تر.

همزمان، کسب‌وکارهایی که امروز با سختی زنده مانده‌اند نیز به‌تدریج وارد بحران عمیق‌تر خواهند شد؛
چون بخشی از مشتریانشان عملاً از چرخه اقتصادی حذف شده‌اند.

این فقط رکود نیست.

این زنجیره‌ای از بحران‌های اقتصادی و اجتماعی است که آثار آن در ماه‌های آینده بسیار سنگین‌تر نمایان خواهد شد.

و باز هم بهای اصلی را مردمی می‌پردازند که هیچ نقشی در این تصمیم‌ها نداشتند.


@Eterazebazar
میلیون‌ها بیکار، اقتصاد در آستانه انفجار

وقتی میلیون‌ها نفر بیکار می‌شوند،
وقتی اینترنت قطع می‌شود،
وقتی بازار نابود می‌شود،
وقتی درمان به کالای لوکس تبدیل می‌شود،
و وقتی صدای مردم شنیده نمی‌شود،

طبیعی است که خشم انباشته شود.

هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند تا ابد
فقر، سانسور، فساد و فشار مداوم را تحمل کند.

حاکمیت شاید تصور کند
با قطع اینترنت، سرکوب و ایجاد ترس
می‌تواند بحران را پنهان کند؛

اما واقعیت این است:

جامعه‌ای که راه‌های عادی نفس کشیدن از آن گرفته شود،
دیر یا زود راه خود را پیدا می‌کند.

مردم بارها نشان داده‌اندکه سکوت دائمی نیست.

وقتی زندگی مردم نابود شود،
تغییر دیگر یک شعار نیست؛
به یک ضرورت تبدیل می‌شود.

@Eterazebazar
سلام. پیرو پست آخرتون خواستم بگم بنده از دی ماه تا الان درآمدم تقریبا به صفر رسیده، فقط پول پاکت سیگارم رو چند لیتر بنزین در میارم، تمام زندگیم وابسته به اینترنت هست،
هر چی هم در میارم مجبورم دوباره هزینه خرید فیلترشکن میشه، دیگه کم مونده کاسه گدایی بگیرم دستم.
الان گوشیم پر شده از پیامک های دیرکرد اقساط بانکی. امروز فرداست زنگ بزنن به ضامن های وام هایی که گرفتم. خیلی شدید اوضاع مالی خراب شده، تو عمر ۳۵ سالگیم اینجوری تا خرخره تو سیمان فرو نرفته بودم.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ارسالی
این دیوار نویسی رو به دیوار کارخونه سنگ و سرامیک سازی که بابام توش کار میکرد و الآن بیکار شده تو اسلامشهر نوشتم
تا شاید اینجوری صدای بدبختی ما به ی جایی برسه !

@Eterazebazar
وقتی جنگ، بیکاری و گرانی همزمان به خانه مردم می‌رسد

«وقتی بدبیاری می‌آید، انگار همه مصیبت‌ها با هم از راه می‌رسند…»

علیرضا، یک کارگر حقوق‌بگیر، این را می‌گوید و از روزهایی روایت می‌کند که زندگی خانواده‌اش در چند هفته فرو ریخت.

همان هفته‌ای که خودش اخراج شد، پسرش هم بیکار شد.

پسرش بعد از چهار سال درس خواندن، مهندس کامپیوتر شده بود و تازه در یک شرکت برنامه‌نویسی مشغول کار شده بوداما با شروع بحران و رکود، اولین کسانی که حذف شدند نیروهای تازه‌کار بودند.

حالا پدر و پسر هر دو بیکارند و با کارهای موقت روزگار می‌گذرانند.

اما هزینه‌های زندگی هر روز سنگین‌تر می‌شود:

تخم‌مرغ کیلویی حدود ۶۰۰ هزار تومان
گوشت قرمز بیش از کیلویی ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان
برنج حدود کیلویی ۴۰۰ هزار تومان
و بسیاری از کالاهای اساسی دیگر هر روز با قیمت‌های جدید عرضه می‌شوند.

اجاره خانه سر جایش است.
قبض‌ها سر جایش است.
قسط‌ها سر جایش است.

فقط درآمد مردم حذف شده است.

علیرضا می‌گوید در روزهای بحران حتی توان خروج از شهر را هم نداشتند.

«پرسیدیم هزینه رفتن چقدر است، گفتند شبی ۵ میلیون تومان. فهمیدیم از توان ما خارج است. ماندیم… با استرس، با ترس و با بی‌پولی.»

او می‌گوید فشار روانی آن‌قدر زیاد شد که خودش و همسرش مجبور شدند به داروهای اعصاب پناه ببرند.

این فقط داستان یک خانواده نیست.

طبق برآوردها، میلیون‌ها نفر در ماه‌های اخیر شغل خود را از دست داده‌اند؛
کارگران رسمی، غیررسمی، مشاغل اینترنتی، روزمزدها و کسب‌وکارهای کوچک.

یعنی میلیون‌ها خانواده بدون درآمد ثابت، در میانه تورم، گرانی و نااطمینانی رها شده‌اند.

کمک‌های محدود دولتی هم در برابر این بحران تقریباً هیچ است؛ یارانه‌هایی که حتی پول یک کیسه برنج کامل را هم پوشش نمی‌دهد.

وقتی شغل از بین می‌رود، قیمت‌ها هر روز بالاتر می‌رود و حمایت واقعی وجود ندارد،

فقط فشار بر مردمی می‌ماندکه هیچ نقشی در این بحران‌ها نداشتند
وقتی زندگی مردم نابود شود، تغییر دیگر یک شعار نیست؛ به یک ضرورت تبدیل می‌شود.

@Eterazebazar
#ارسالی

واقعاً خسته شدیم...

یک عده خارج از کشور از جای امن، هر روز برای مردم داخل نسخه جنگ می‌پیچند و خیال می‌کنند تغییر از دل بمب و ویرانی به دست می‌آید.

یک عده هم داخل کشور، هر شب در خیابان و رسانه‌ها عربده جنگ می‌کشند و از ادامه درگیری حرف می‌زنند؛ انگار نه انگار این مردم هستند که باید هزینه بدهند.

ما مردم وسط این بازی له شده‌ایم؛ با گرانی، بیکاری، ناامنی، استرس و آینده‌ای که هر روز تاریک‌تر می‌شود.

این ویژگی حکومت‌های دیکتاتوری است؛
همیشه با بحران زنده می‌مانند،
از ترس مردم تغذیه می‌کنند
و ابزارشان چیزی جز سرکوب، وحشت، کشتار و جنگ نیست.

لعنت به ستایشگران این وضعیت؛
و لعنت به ساختاری که از بالا تا پایین در فساد، دروغ و ویرانی غرق شده است.

@Eterazebazar
اعتراض به تأخیر حقوق؛ دانشگاه‌ها هم به صف بحران معیشتی پیوستند

طبق گزارش‌های دریافتی، امروز کارمندان دانشگاه تهران در اعتراض به عدم پرداخت حقوق‌شان از سوی وزارت علوم، دست به اعتصاب زدند.

همزمان، اساتید دانشگاه‌های مختلف کشور و شوراهای صنفی نیز پیش‌تر هشدار داده بودند که اگر حقوق آن‌ها تا شنبه ۶ اردیبهشت پرداخت نشود، کلاس‌های درس را تعطیل خواهند کرد.

افزایش حقوق آن‌ها نیز همچنان در ابهام قرار دارد؛
موضوعی که نشان می‌دهد حتی پرداخت حقوق قشر دانشگاهی کشور هم به یکی از بحران‌های جدید تبدیل شده است.

وقتی کارمندان، اساتید، کارگران، کسبه و بخش خصوصی همزمان با تأخیر حقوق، گرانی، رکود و فشار اقتصادی روبه‌رو هستند، مسئله دیگر فقط یک اعتراض صنفی نیست؛

این نشانه گسترش بحرانی است که هر روز به بخش جدیدی از جامعه می‌رسد.

@Eterazebazar
یک سال پس از انفجار بندر رجایی، فاجعه‌ای که همچنان ادامه دارد

✍🏻 بعدازظهر روز ششم اردیبهشت ۱۴۰۴، انفجاری مهیب در بندر رجایی، بزرگ‌ترین بندر تجاری ایران، کشور را در شوکی عمیق فرو برد. بعدها گفته شد که مطابق گزارش رسمی منتشرشده، علت‌های زمینه‌ساز این حادثه نه در یک خطای انسانی آنی، بلکه در ترکیبی از نارسایی‌های ساختاری، فنی و مدیریتی ریشه دارد: انباشت غیرمجاز بیش از ۱۰۰ هزار کانتینر و مواد فله معدنی (بخوانید سپاه و نیروی قدس برای انجام کارهای برون‌مرزی).

🔹همین اتفاق جان ۵۸ نفر را گرفت و بیش از ۱۵۰۰ نفر را دچار جراحات و سوختگی کرد. خسارات مادی نیز هنگفت بود و تخریب گسترده زیرساخت‌های بندری، تجارت دریایی را تحت تأثیر قرار داد.

🔹بر اساس گزارش‌های رسمی، بررسی‌های کارشناسی شش ماه پس از حادثه، ۲۱ نهاد دولتی و خصوصی را به‌عنوان مقصر شناسایی کردند. از جمله این نهادها می‌توان به اداره کل بنادر و دریانوردی هرمزگان، گمرک، وزارت صمت، سازمان استاندارد و شرکت‌های کشتیرانی و... اشاره کرد.

🔹با وجود مشخص شدن مقصران، جبران خسارت‌ها هنوز ناقص است. تنها بخشی از دیه جان‌باختگان پرداخت شده و در حوزه خسارات بیمه‌ای، تنها حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد کل زیان جبران شده است. بسیاری از واردکنندگان و فعالان اقتصادی کالاهایشان را از دست داده‌اند، اما بانک مرکزی همچنان از آنان رفع تعهد ارزی می‌خواهد. حتی با تمدید مهلت تعهدات تا پایان خرداد ۱۴۰۵، مشکلات مالی و حقوقی بسیاری از آسیب‌دیدگان بی‌پاسخ مانده است.

🔹بازماندگان این حادثه روایت‌هایی تلخ از زندگی پس از انفجار دارند. برخی خانواده‌ها عزیزان خود را از دست داده‌اند و هم‌زمان دارایی و منبع درآمد خود را نیز از دست داده‌اند. رانندگان کامیون و ترخیص‌کاران بندر که در حادثه آسیب دیده‌اند، همچنان منتظر روشن شدن حقیقت و دریافت خسارت کامل هستند. بسیاری از خودروها و تجهیزات آنان نابود شده و مسیر دریافت جبران کامل، طولانی و پرچالش است.

🔹این انفجار، اگرچه در لحظه آتش و دود به همراه داشت، اما آتش واقعی را در ساختار قدرت روشن کرد؛ آتشی که تا زمانی که این حکومت هست، خاموش نمی‌شود و می‌تواند پیامدهای سهمگین دیگری را در آینده رقم بزند.

حال سؤال اصلی اینجاست: وقتی رسیدگی به این فاجعه — که نه جنگ بود و نه هیچ تنشی وجود داشت — این‌قدر طول کشید، نه فقط در بندر رجایی، بلکه در خرمشهر، آبادان، مناطق سیل‌زده و زلزله‌زده، تاکنون کدام پاسخ داده شده است؟ هیچ‌کدام.

حالا با این جنگ، با این حجم از ویرانی و آسیب به زیرساخت‌ها که تمام شهرها را دربر گرفته است، از این حکومت هیچ بازسازی‌ای برنمی‌آید. وقتی فساد، رشوه و... سراسر این حکومت را فرا گرفته، هیچ تغییری متصور نیست.

حالا هر روز هم که سرکوب، وحشت، کشتار و جنگ ایجاد کند، ساختاری که از بالا تا پایین در فساد، دروغ و ویرانی غرق شده است، باید تغییر کند؛ و این دیگر شعار نیست، بلکه یک ضرورت است.


@Eterazebazar
کارگران زیر فشار؛ و صدایی که می‌خواهند خاموش کنند

جامعه کارگری زیر فشار شدید معیشتی و روانی قرار دارد؛
بسیاری از کارگران امروز حتی برای تأمین نان شب مشکل دارند.

سؤال ساده آن‌ها این است:

بعد از سال‌ها کار، حالا باید چگونه زندگی کنند؟

اما بحران فقط اخراج نیست.

هزینه درمان، دارو و بیمارستان سرسام‌آور شده،بیمه‌ها منابع کافی ندارند و کارگران و بازنشستگان همزمان با بیکاری، بیماری و آینده‌ای مبهم روبه‌رو هستند.

امروز کارگر نگران شغلش است،
نگران درمانش است،نگران خانواده‌اش است.

اخراج‌ها بیشتر می‌شود، قدرت خرید سقوط می‌کند و امنیت شغلی تقریباً نابود شده است.

و این فقط بحران کارگران نیست؛
هرجا نگاه می‌کنید رد پای بحران، فساد و غارت دیده می‌شود.

اینترنت را محدود کردند تا صدای اعتراض خفه شود و درد میلیون‌ها نفر دیده نشود.

اما واقعیت را نمی‌توان برای همیشه پنهان کرد.

ما تلاش می‌کنیم با همین امکانات محدود، این صداها را به گوش دیگران برسانیم.

شما هم این صدا را منتقل کنید.

هرچند می‌بینیم با اینترنت طبقاتی، دسترسی‌های ویژه، فروش VPN و محدود کردن اینترنت برای مردم،
باز هم فقط صدای کسانی شنیده می‌شود که به قدرت نزدیک‌ترند.

همزمان عده‌ای هر روز شعار جنگ سر می‌دهند
تا شاید چند روز بیشتر حکومت کنند؛

اما مردم هر روز فقیرتر می‌شوند، خشم عمیق‌تر می‌شود
و هیچ سانسوری نمی‌تواند این واقعیت را برای همیشه دفن کند.

@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
کارگران زیر فشار؛ و صدایی که می‌خواهند خاموش کنند جامعه کارگری زیر فشار شدید معیشتی و روانی قرار دارد؛ بسیاری از کارگران امروز حتی برای تأمین نان شب مشکل دارند. سؤال ساده آن‌ها این است: بعد از سال‌ها کار، حالا باید چگونه زندگی کنند؟ اما بحران فقط اخراج…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ارسالی
سلام و خسته نباشید
گزارشی براتون میفرستم از کمیاب شدن و بالا رفتن قیمت دارو به دنبال جنگ اخیر. این حکومت فاسد و ضد مردمی ادعای توانایی و اقتدار میکنه ولی این همه فقر و فلاکت رو برای ما به ارمغان آورده و حتی نمیتونه جوابگوی نیازهای حیاتی ما مثل غذا و دارو باشه. من بیمار هستم ولی حتی نمیتونم غذا و دارو برای خودم تهیه کنم بخاطر تورم و قیمت های سرسام آوری که این حکومت به وجود آورده. امیدوارم هر چه زودتر این حکومت سقوط کنه تا مردم بتونن یک زندگی عادی رو بدون این همه فلاکت و بیچارگی تجربه کنن!

@Eterazebazar
۵۰ گیگ اینترنت ایرانسل با قیمت ۳۸۰ تومان اینترنت پرو ۵۰ گیگ با قیمت ۲/۵ میلیون تومن

آقایان معتقدند با ۵۰ گیگ ۳۸۰ تومانی امنیت کشور به خطر می افتد اما با ۵۰ گیگ ۲/۵ میلیونی نه


این کاسبی آشکار روی خفگی مردم است.

اول اینترنت را می‌بندند،
کسب‌وکارها را نابود می‌کنند،
صدای اعتراض را خفه می‌کنند،
میلیون‌ها نفر را از کار و زندگی می‌اندازند،

بعد همان حق عادی مردم را
با چند برابر قیمت می‌فروشند.

اینترنت طبقاتی برای خواص،
فیلترینگ برای مردم،
و سود برای کسانی که از بحران نان می‌خورند.

همزمان همان‌هایی که اینترنت مردم را قطع می‌کنند
خودشان آزادانه در شبکه‌های اجتماعی فعال‌اند،
روایت می‌سازند، تبلیغ می‌کنند
و هر روز از مردم حرف می‌زنند.

واقعیت ساده است:

وقتی حتی اینترنت هم به ابزار تبعیض، سرکوب و درآمدزایی تبدیل می‌شود،
مردم بهتر از همیشه می‌فهمند مشکل دقیقاً کجاست.

@Eterazebazar
آتش‌بس شد؛ اما جنگ حکومت با مردم ادامه دارد

بر اساس اعلام نت بلاکس، قطع اینترنت در ایران از ۱۳۹۲ ساعت عبور کرده
و کشور وارد پنجاه‌ونهمین روز خاموشی دیجیتال شده است.

نت‌بلاکس می‌گوید ارتباط ایران با جهان خارج همچنان تقریباً به‌طور کامل مختل است؛
خاموشی‌ای که هم دسترسی آزاد به اطلاعات را نابود کرده و هم انتشار واقعیت‌های میدانی را محدود کرده است.

در روزهای جنگ، عباس عراقچی در رسانه‌های بین‌المللی ادعا می‌کرد این محدودیت فقط برای «حفاظت از مردم در زمان جنگ» است.

اما سؤال ساده مردم امروز این است:

جنگ که متوقف شده،
آتش‌بس اعلام شده،
پس چرا اینترنت هنوز قطع است؟

اگر دلیل فقط جنگ بود،
پس این ادامه خاموشی برای چیست؟

واقعیت این است که مشکل فقط جنگ نبود.

مشکل، ترس از جریان آزاد اطلاعات است.
ترس از دیده شدن واقعیت بازارهای خالی،
کسب‌وکارهای نابودشده،
بیکاری گسترده،
اعتراض‌ها
و صدای مردمی که دیگر روایت‌های رسمی را باور نمی‌کنند.

سال‌هاست با واژه‌هایی مثل
«شرایط خاص»
«امنیت»
«بحران»
و «جنگ»

حقوق عادی مردم را تعلیق می‌کنند.
چون در تاریکی، سانسور و ترس راحت‌تر حکومت می‌کنند.

اینترنت را قطع کرده‌اند چون از صدای مردم بیشتر از هر کسی می‌ترسند.

@Eterazebazar
جنگ فقط با موشک و بمب ویران نمی‌کند؛ اقتصاد را از ریشه می‌سوزاند

کسانی که هر روز از جنگ حرف می‌زنند،
معمولاً هزینه واقعی آن را پرداخت نمی‌کنند.

این مردم هستند که زیر آوار تصمیم‌های جنگ‌طلبانه له می‌شوند.

جنگ فقط در میدان نبرد اتفاق نمی‌افتد؛
جنگ در بازار، خانه، محل کار و سفره مردم هم ادامه پیدا می‌کند.

اول؛ فروپاشی زنجیره تأمین
وقتی مسیرهای حمل‌ونقل ناامن یا مختل می‌شود،
مواد اولیه دیرتر و با هزینه چندبرابر می‌رسد.
نتیجه؟ بسیاری از تولیدکنندگان کوچک دیگر توان ادامه ندارند و تعطیل می‌شوند.

دوم؛ فرار سرمایه
در شرایط جنگی، سرمایه از تولید فرار می‌کند.
پول به سمت دلار، طلا و خروج از بازار می‌رود.
سرمایه‌گذاری متوقف می‌شود و اقتصاد وارد رکود عمیق‌تر می‌شود.

سوم؛ تغییر رفتار مردم
مردم دیگر خرید عادی نمی‌کنند.
تفریح، پوشاک، خدمات، رستوران، گردشگری و بسیاری از مشاغل اولین قربانی هستند.
همه فقط به فکر زنده ماندن می‌افتند.

چهارم؛ نابودی زیرساخت‌ها
قطع اینترنت، اختلال ارتباطات، بحران انرژی و آسیب به زیرساخت‌ها
یعنی فلج شدن کسب‌وکارهای آنلاین، فریلنسرها و میلیون‌ها شغل وابسته به اینترنت.

پنجم؛ فرسایش روانی جامعه
اضطراب، ناامنی، مهاجرت نیروهای متخصص و فرسودگی روانی
بهره‌وری را نابود می‌کند و آینده را تاریک‌تر می‌کند.

و نتیجه نهایی چیست؟

طبقه متوسط نابود می‌شود.
فقر گسترده‌تر می‌شود.
اعتماد اقتصادی از بین می‌رود.
و هنوز عده‌ای چه در داخل و چه در خارج، از جای امن برای مردم نسخه جنگ می‌پیچند؛ بی‌آنکه هزینه‌ای از آن بپردازند یا تبعاتش را لمس کنند.

اما واقعیت روشن‌تر از آن است که با شعار یا روایت پنهان شود: حتی اگر هر روز با سرکوب، ایجاد وحشت، کشتار و جنگ تلاش شود اوضاع کنترل شود، نتیجه تغییر نمی‌کند. ساختاری که از بالا تا پایین در فساد، دروغ و فرسایش فرو رفته، دیگر با ابزار فشار قابل ترمیم نیست.

این وضعیت از مرحله بحث و شعار عبور کرده و به یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر برای تغییر رسیده است.

@Eterazebazar
🔴 آموزش مجازی زیر فشار معیشت و زیرساخت؛ روایت یک واقعیت خاموش


شاید حقوق معلمان فقط کفاف حدود ۵ روز از ۳۰ روز زندگی را بدهد و برای ۲۵ روز باقی‌مانده، بسیاری از آن‌ها ناچار به داشتن شغل دوم باشند؛ وضعیتی که عملاً زمان و انرژی لازم برای مطالعه، یادگیری و ارتقای حرفه‌ای را از بین می‌برد.
حدود دو ماه است که مدارس سراسر کشور به دلیل شرایط خاص تعطیل شده و آموزش‌ها به‌صورت آنلاین و مجازی ادامه دارد.
یک ولی دانش‌آموز با اشاره به تجربه حضور ناخواسته در کلاس‌های آنلاین فرزندش می‌گوید این فرصت، تصویر دقیق‌تری از وضعیت آموزش غیرحضوری به او داده است؛ تصویری که نشان می‌دهد این مدل آموزش، آن‌طور که انتظار می‌رفت، کارآمد نبوده است.
بر اساس این مشاهدات، بخشی از مشکلات به زیرساخت‌های آموزشی و ارتباطی برمی‌گردد؛ از جمله کندی اینترنت داخلی، اختلال در دسترسی به اینترنت بین‌المللی، دشواری در ارسال و دریافت محتوای آموزشی و حتی کمبود ابزار مناسب مانند تلفن همراه یا تجهیزات آموزشی در برخی خانواده‌ها.
این وضعیت باعث شده آموزش مجازی برای بخش قابل توجهی از دانش‌آموزان با اختلال جدی همراه باشد و شکاف آموزشی میان دانش‌آموزان عمیق‌تر شود.

@Eterazebazar
#ارسالی
فشار بی‌امان بر مردم؛ از گرانی تا ناامیدی نسل جوان


دانشجویان زیادی نسبت به وضعیت اینترنت اعتراض دارند و این اعتراض کاملاً به‌حق است. در دنیای امروز، اینترنت فقط یک ابزار نیست، بلکه بخشی از زندگی، آموزش و کار مردم شده است.
از طرف دیگر، قیمت اقلام ضروری خانوار سر به فلک کشیده و عملاً بسیاری از پدران خانواده در تأمین نیازهای اولیه مثل گوشت، مرغ، ماهی، تخم‌مرغ، لبنیات و… دچار مشکل جدی شده‌اند.
قیمت خودروهای بی‌کیفیت داخلی، مثل پژو ۲۰۷، به ارقام نجومی نزدیک به سه میلیارد رسیده؛ واقعاً یک جوان با چه میزان حقوق و چند سال کار می‌تواند چنین ماشینی بخرد؟ آیا اساساً چنین امکانی وجود دارد؟
در حوزه مسکن هم شرایط بدتر است. افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها باعث شده بسیاری از جوانان حتی به شروع یک زندگی ساده هم فکر نکنند. کاهش آمار ازدواج و افزایش ناهنجاری‌های اجتماعی بی‌ارتباط با همین واقعیت نیست؛ چرا که حداقل‌های یک زندگی (مسکن، شغل، درآمد پایدار) به سختی قابل دسترسی شده‌اند.

نرخ بیکاری هم روزبه‌روز در حال افزایش است و فرصت‌های شغلی پایدار کمتر می‌شود. حتی تفریحات ساده‌ای مثل کافه رفتن یا رستوران هم به‌دلیل گرانی از سبد زندگی مردم حذف شده است.
در این میان، قطعی اینترنت بیش از پیش مردم را کلافه کرده؛ چرا که برای بسیاری، آخرین راه ارتباط، کار و حتی سرگرمی هم محدود شده است.
شاید وقت آن رسیده که کمی عمیق‌تر به شرایط اطرافمان نگاه کنیم و از کنار این مسائل ساده عبور نکنیم.

@Eterazebazar