سلام کمبود بنزین ،با توجه به تکذیب های مکرر مسولین ودروغ مشخص انها ، بنزین با کمبود شدید مواجه شده. الان در جایگاهی که من کار میکنم سهمیه بنزین جایگاه را از بیست هزار لیتر به چهار هزار لیتر در شبانه روز کاهش دادن . قانون اینطور هست که بیست درصد فروش روزانه جایگاه ، جیره همان روز میشود. ما که روزانه بیست هزار لیتر فروش داشتیم ، کارت ما جیره چهار هزار لیتر را شامل میشود که عملا هیچ ، این سهمیه تا ظهر تمام میشه وتا شارژ مجدد با کمبود بنزین مواجه میشیم.
@Eterazebazar
@Eterazebazar
📶 اینترنت برگشت؛ اما پول کاربران نه!
در ماههایی که اینترنت بینالملل برای بخش بزرگی از مردم محدود یا قطع شده بود، اپراتورها بستههایی با عنوان «اینترنت پرو» عرضه کردند؛ بستههایی که قرار بود دسترسی ویژه به برخی سرویسهای خارجی را فراهم کنند.
اما این دسترسی ویژه، ارزان نبود.
🔹 برخی بستههای حدود ۵۰ گیگابایتی با قیمتهایی نزدیک به ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان به کاربران فروخته شد؛ چندین برابر قیمت بستههای عادی.
حالا که اینترنت بینالملل به تدریج در حال بازگشت است، بسیاری از خریداران یک سؤال ساده دارند:
پولی که برای این سرویس ویژه پرداخت شده، چه میشود؟
بر اساس گزارشهای منتشرشده، پاسخ اپراتورها این است که وجه پرداختی قابل استرداد نیست. کاربران فقط میتوانند سرویس را غیرفعال کنند و حجم باقیمانده را برای آینده نگه دارند.
📌 یعنی کاربری که به دلیل محدودیتها مجبور شده میلیونها تومان برای دسترسی به اینترنت پرداخت کند، اکنون حتی در صورت از بین رفتن نیاز اولیهاش نیز امکان بازپسگیری پول خود را ندارد.
ماجرا فقط چند گیگ اینترنت نیست؛
بحث بر سر این است که ابتدا اینترنت عادی از دسترس بخش بزرگی از مردم خارج شد، سپس همان دسترسی با نامی جدید و هزینهای چندبرابری فروخته شد و حالا نیز بسیاری از کاربران امکان بازپسگیری هزینه پرداختی خود را ندارند.
در شرایطی که هزینههای زندگی هر روز سنگینتر میشود، برای بسیاری از مردم چند میلیون تومان رقم کوچکی نیست.
@Eterazebazar
در ماههایی که اینترنت بینالملل برای بخش بزرگی از مردم محدود یا قطع شده بود، اپراتورها بستههایی با عنوان «اینترنت پرو» عرضه کردند؛ بستههایی که قرار بود دسترسی ویژه به برخی سرویسهای خارجی را فراهم کنند.
اما این دسترسی ویژه، ارزان نبود.
🔹 برخی بستههای حدود ۵۰ گیگابایتی با قیمتهایی نزدیک به ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان به کاربران فروخته شد؛ چندین برابر قیمت بستههای عادی.
حالا که اینترنت بینالملل به تدریج در حال بازگشت است، بسیاری از خریداران یک سؤال ساده دارند:
پولی که برای این سرویس ویژه پرداخت شده، چه میشود؟
بر اساس گزارشهای منتشرشده، پاسخ اپراتورها این است که وجه پرداختی قابل استرداد نیست. کاربران فقط میتوانند سرویس را غیرفعال کنند و حجم باقیمانده را برای آینده نگه دارند.
📌 یعنی کاربری که به دلیل محدودیتها مجبور شده میلیونها تومان برای دسترسی به اینترنت پرداخت کند، اکنون حتی در صورت از بین رفتن نیاز اولیهاش نیز امکان بازپسگیری پول خود را ندارد.
ماجرا فقط چند گیگ اینترنت نیست؛
بحث بر سر این است که ابتدا اینترنت عادی از دسترس بخش بزرگی از مردم خارج شد، سپس همان دسترسی با نامی جدید و هزینهای چندبرابری فروخته شد و حالا نیز بسیاری از کاربران امکان بازپسگیری هزینه پرداختی خود را ندارند.
در شرایطی که هزینههای زندگی هر روز سنگینتر میشود، برای بسیاری از مردم چند میلیون تومان رقم کوچکی نیست.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ارسالی
من یک مغازه دار هستم
با این گرونی باید فرش زیر پامونم بفروشیم بدیم ماست بخریم بذاریم دم مغازه.
چه کسی مسبب این فاجعه ست؟؟؟
@Eterazebazar
من یک مغازه دار هستم
با این گرونی باید فرش زیر پامونم بفروشیم بدیم ماست بخریم بذاریم دم مغازه.
چه کسی مسبب این فاجعه ست؟؟؟
@Eterazebazar
🍎 میوه هم از سفره بسیاری از خانوادهها حذف شد
مشاهدات میدانی از بازار نشان میدهد خرید چند قلم میوه با وزن کم، گاهی به نزدیکی یک میلیون تومان میرسد؛ وضعیتی که باعث شده میوه، که روزگاری یکی از اقلام ثابت سبد خانوار بود، برای بسیاری از مردم به کالایی کممصرف یا حتی حذفشده تبدیل شود.
حذف میوه از سبد معیشتی خانوار یکی از پیامدهای آشکار و نگران کننده کاهش قدرت خرید مردم در ماههای اخیر است برخلاف گذشته که میوه جزو اقلام ثابت سبد خرید و یخچال خانه ها بود اکنون بسیاری از خانواده ها به ویژه در دهک های پایین درآمدی خرید میوه را از اولویت های خود کنار گذاشته اند. این تغییر رفتار تنها در میزان خرید خلاصه نمی شود بلکه الگوی مصرف نیز دستخوش دگرگونی شده است؛ به طوری که خرید از حالت کیلویی به سمت خرید دانه ای تغییر جهت داده این وضعیت منجر به کاهش چشمگیر تقاضا در بازار شده است تا جایی که در بسیاری از میوه فروشی های سطح شهر مشتریان تنها با مشاهده قیمت های درج شده بر تابلوها از خرید منصرف شده و بدون خرید از مغازه خارج می شوند.
یکی از شهروندان میگوید:
«قیمت برخی میوههای فصل به حدی بالا رفته که خرید چند قلم میوه ساده برای یک خانواده هزینه سنگینی دارد. وقتی برای مقدار کمی میوه باید صدها هزار تومان پرداخت کرد، طبیعی است که از خرید آن صرفنظر کنیم.»
شهروند دیگری میگوید:
«امسال بسیاری از میوههای نوبرانه را اصلاً نخریدیم. خرید میوه به چند قلم محدود شده و برای پیدا کردن قیمت مناسبتر باید بین چند مغازه و محله جستوجو کنیم.»
اما فشار فقط روی مصرفکننده نیست.
فروشندگان نیز از کاهش شدید تقاضا گلایه دارند. به گفته برخی از آنها، مشتریانی که تا چند سال قبل یک یا دو کیلو از هر میوه میخریدند، امروز به خرید چند عدد میوه یا مقدار بسیار محدودی از اقلام ضروری بسنده میکنند.
این فقط گرانی میوه نیست؛
نشانهای از کاهش قدرت خرید مردمی است که هر روز ناچارند قلم دیگری را از سبد زندگی خود حذف کنند.
@Eterazebazar
مشاهدات میدانی از بازار نشان میدهد خرید چند قلم میوه با وزن کم، گاهی به نزدیکی یک میلیون تومان میرسد؛ وضعیتی که باعث شده میوه، که روزگاری یکی از اقلام ثابت سبد خانوار بود، برای بسیاری از مردم به کالایی کممصرف یا حتی حذفشده تبدیل شود.
حذف میوه از سبد معیشتی خانوار یکی از پیامدهای آشکار و نگران کننده کاهش قدرت خرید مردم در ماههای اخیر است برخلاف گذشته که میوه جزو اقلام ثابت سبد خرید و یخچال خانه ها بود اکنون بسیاری از خانواده ها به ویژه در دهک های پایین درآمدی خرید میوه را از اولویت های خود کنار گذاشته اند. این تغییر رفتار تنها در میزان خرید خلاصه نمی شود بلکه الگوی مصرف نیز دستخوش دگرگونی شده است؛ به طوری که خرید از حالت کیلویی به سمت خرید دانه ای تغییر جهت داده این وضعیت منجر به کاهش چشمگیر تقاضا در بازار شده است تا جایی که در بسیاری از میوه فروشی های سطح شهر مشتریان تنها با مشاهده قیمت های درج شده بر تابلوها از خرید منصرف شده و بدون خرید از مغازه خارج می شوند.
یکی از شهروندان میگوید:
«قیمت برخی میوههای فصل به حدی بالا رفته که خرید چند قلم میوه ساده برای یک خانواده هزینه سنگینی دارد. وقتی برای مقدار کمی میوه باید صدها هزار تومان پرداخت کرد، طبیعی است که از خرید آن صرفنظر کنیم.»
شهروند دیگری میگوید:
«امسال بسیاری از میوههای نوبرانه را اصلاً نخریدیم. خرید میوه به چند قلم محدود شده و برای پیدا کردن قیمت مناسبتر باید بین چند مغازه و محله جستوجو کنیم.»
اما فشار فقط روی مصرفکننده نیست.
فروشندگان نیز از کاهش شدید تقاضا گلایه دارند. به گفته برخی از آنها، مشتریانی که تا چند سال قبل یک یا دو کیلو از هر میوه میخریدند، امروز به خرید چند عدد میوه یا مقدار بسیار محدودی از اقلام ضروری بسنده میکنند.
این فقط گرانی میوه نیست؛
نشانهای از کاهش قدرت خرید مردمی است که هر روز ناچارند قلم دیگری را از سبد زندگی خود حذف کنند.
@Eterazebazar
📚 مقایسه بودجه آموزش و پرورش
ژاپن: ۲۲۰ میلیارد دلار
آمریکا: ۱۳۷ میلیارد دلار
فرانسه: ۱۰۵ میلیارد دلار
قطر: ۱۰ میلیارد دلار
ایران: ۴ میلیارد دلار
وقتی بودجه آموزش و پرورش در کشوری ۴ میلیارد دلار باشد و در کشوری دیگر دهها یا صدها میلیارد دلار، نتیجه فقط در اعداد دیده نمیشود؛ در کیفیت مدارس، امکانات آموزشی، وضعیت معلمان، تجهیزات، کیفیت آموزش و آینده دانشآموزان خودش را نشان میدهد.
سالهاست دانشآموزان با کمبود امکانات، مدارس فرسوده، کلاسهای پرجمعیت، فشارهای آموزشی و بیثباتی در سیاستهای تحصیلی دستوپنجه نرم میکنند و معلمان نیز از مشکلات معیشتی و کمبود منابع گلایه دارند.
سؤال اینجاست:
چطور میتوان انتظار داشت نظام آموزشی قوی، نیروی انسانی توانمند و آیندهای روشن ساخته شود، وقتی آموزش و پرورش در اولویت بودجهای قرار ندارد؟
کشوری که در آموزش سرمایهگذاری نکند، در واقع از آینده خود هزینه کم کرده است.
پاسخ این سؤال که چرا آموزش و پرورش ایران هم در «آموزش» و هم در «پرورش» با بحران روبهروست، بیش از هر چیز در همین اعداد نهفته باشد.
@Eterazebazar
ژاپن: ۲۲۰ میلیارد دلار
آمریکا: ۱۳۷ میلیارد دلار
فرانسه: ۱۰۵ میلیارد دلار
قطر: ۱۰ میلیارد دلار
ایران: ۴ میلیارد دلار
وقتی بودجه آموزش و پرورش در کشوری ۴ میلیارد دلار باشد و در کشوری دیگر دهها یا صدها میلیارد دلار، نتیجه فقط در اعداد دیده نمیشود؛ در کیفیت مدارس، امکانات آموزشی، وضعیت معلمان، تجهیزات، کیفیت آموزش و آینده دانشآموزان خودش را نشان میدهد.
سالهاست دانشآموزان با کمبود امکانات، مدارس فرسوده، کلاسهای پرجمعیت، فشارهای آموزشی و بیثباتی در سیاستهای تحصیلی دستوپنجه نرم میکنند و معلمان نیز از مشکلات معیشتی و کمبود منابع گلایه دارند.
سؤال اینجاست:
چطور میتوان انتظار داشت نظام آموزشی قوی، نیروی انسانی توانمند و آیندهای روشن ساخته شود، وقتی آموزش و پرورش در اولویت بودجهای قرار ندارد؟
کشوری که در آموزش سرمایهگذاری نکند، در واقع از آینده خود هزینه کم کرده است.
پاسخ این سؤال که چرا آموزش و پرورش ایران هم در «آموزش» و هم در «پرورش» با بحران روبهروست، بیش از هر چیز در همین اعداد نهفته باشد.
@Eterazebazar
📊 گزارش قیمت کالاهای اساسی | رصد بازار و سبد معیشت
📅 چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵
🔹 مرغ: ۴۶۰ هزار تومان
🔹 برنج طارم اعلا: ۵۶۲ هزار تومان
🔹 روغن ۵ کیلویی: ۲ میلیون و ۸۵۰ هزار تومان
🔹 تخممرغ (هر شانه): ۵۵۵ هزار تومان
🔹 گوشت گوساله: ۲ میلیون تومان
🔹 گوشت گوسفندی: ۱ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان
🔹 ماکارونی: ۵۰ هزار تومان
🔹 رب گوجهفرنگی: ۱۶۵ هزار تومان
🔹 ماست ۲ کیلویی: ۲۶۰ هزار تومان
🔹 شیر یک لیتری: ۱۶۵ هزار تومان
🔹 نوشابه خانواده: ۱۴۰ هزار تومان
🔹 کره ۲۵۰ گرمی: ۲۷۵ هزار تومان
🔹 لپه: ۵۶۵ هزار تومان
🔹 نخود: ۵۶۰ هزار تومان
🔹 لوبیا چیتی: ۵۵۴ هزار تومان
🔹 پیاز: ۴۴ هزار تومان
🔹 سیبزمینی: ۴۷ هزار تومان
🔹 گوجهفرنگی: ۴۵ هزار تومان
نکته مهم اینجاست که این اعداد، حداقل قیمتهای مشاهدهشده در بازار هستند و در بسیاری از مناطق، همین کالاها با نرخهای بالاتری به فروش میرسند.
هر روز که میگذرد، فاصله میان درآمد مردم و هزینههای زندگی بیشتر میشود. بسیاری از کالاهایی که زمانی جزو خریدهای عادی خانوار بودند، امروز به اقلامی تبدیل شدهاند که باید برای خریدشان حسابوکتاب کرد یا از سبد مصرف حذفشان کرد.
وقتی یک شانه تخممرغ از نیم میلیون تومان عبور میکند، روغن به نزدیکی ۳ میلیون تومان میرسد و گوشت در محدوده ۲ میلیون تومان معامله میشود، دیگر مسئله فقط گرانی نیست؛ مسئله کوچک شدن مداوم سفرههایی است که هر روز بخشی از توان خرید خود را از دست میدهند.
تورم فقط روی تابلو قیمتها دیده نمیشود؛
در حذف شدن تدریجی کالاها از سبد خانوار، در کاهش مصرف و در نگرانی مردمی دیده میشود که درآمدشان با سرعت افزایش قیمتها همخوانی ندارد.
@Eterazebazar
📅 چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵
🔹 مرغ: ۴۶۰ هزار تومان
🔹 برنج طارم اعلا: ۵۶۲ هزار تومان
🔹 روغن ۵ کیلویی: ۲ میلیون و ۸۵۰ هزار تومان
🔹 تخممرغ (هر شانه): ۵۵۵ هزار تومان
🔹 گوشت گوساله: ۲ میلیون تومان
🔹 گوشت گوسفندی: ۱ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان
🔹 ماکارونی: ۵۰ هزار تومان
🔹 رب گوجهفرنگی: ۱۶۵ هزار تومان
🔹 ماست ۲ کیلویی: ۲۶۰ هزار تومان
🔹 شیر یک لیتری: ۱۶۵ هزار تومان
🔹 نوشابه خانواده: ۱۴۰ هزار تومان
🔹 کره ۲۵۰ گرمی: ۲۷۵ هزار تومان
🔹 لپه: ۵۶۵ هزار تومان
🔹 نخود: ۵۶۰ هزار تومان
🔹 لوبیا چیتی: ۵۵۴ هزار تومان
🔹 پیاز: ۴۴ هزار تومان
🔹 سیبزمینی: ۴۷ هزار تومان
🔹 گوجهفرنگی: ۴۵ هزار تومان
نکته مهم اینجاست که این اعداد، حداقل قیمتهای مشاهدهشده در بازار هستند و در بسیاری از مناطق، همین کالاها با نرخهای بالاتری به فروش میرسند.
هر روز که میگذرد، فاصله میان درآمد مردم و هزینههای زندگی بیشتر میشود. بسیاری از کالاهایی که زمانی جزو خریدهای عادی خانوار بودند، امروز به اقلامی تبدیل شدهاند که باید برای خریدشان حسابوکتاب کرد یا از سبد مصرف حذفشان کرد.
وقتی یک شانه تخممرغ از نیم میلیون تومان عبور میکند، روغن به نزدیکی ۳ میلیون تومان میرسد و گوشت در محدوده ۲ میلیون تومان معامله میشود، دیگر مسئله فقط گرانی نیست؛ مسئله کوچک شدن مداوم سفرههایی است که هر روز بخشی از توان خرید خود را از دست میدهند.
تورم فقط روی تابلو قیمتها دیده نمیشود؛
در حذف شدن تدریجی کالاها از سبد خانوار، در کاهش مصرف و در نگرانی مردمی دیده میشود که درآمدشان با سرعت افزایش قیمتها همخوانی ندارد.
@Eterazebazar
🌾 واقعاً کشاورز را به مرگ میگیرند که به تب راضی شود
دو ماه است که گندمکاران را با وعده «امروز و فردا» سر میدوانند. هر بار میگویند پول واریز میشود، اما کشاورز همچنان منتظر است.
حالا هم بخشی از مطالبات را پرداخت میکنند و انتظار دارند کشاورز خوشحال باشد؛ در حالی که هنوز بخش بزرگی از پولش باقی مانده و با این روند، معلوم نیست چه زمانی تسویه کامل انجام شود.
سؤال ساده کشاورزان این است:
مگر طبق قانون، پول خرید تضمینی نباید در مدت کوتاهی پرداخت شود؟ پس چرا وقتی نوبت به کشاورز میرسد، قانون اینقدر کشدار میشود؟
کشاورز هزینه بذر، کود، سم، آب، کارگر و ماشینآلات را نقدی و با قیمت روز پرداخت کرده است؛ اما وقتی نوبت دریافت پول محصولش میرسد، باید ماهها منتظر بماند و شاهد آب شدن ارزش پولش در تورم باشد.
تلختر اینکه پرداخت بخشی از مطالبات را هم به عنوان لطف و امتیاز جلوه میدهند؛ انگار نه انگار که این پول، حق قانونی و دسترنج ماهها زحمت کشاورز است.
تجربه سالهای گذشته هم نشان داده که هر جا اعتراض و پیگیری نبوده، وعدهها طولانیتر شده است.
@Eterazebazar
دو ماه است که گندمکاران را با وعده «امروز و فردا» سر میدوانند. هر بار میگویند پول واریز میشود، اما کشاورز همچنان منتظر است.
حالا هم بخشی از مطالبات را پرداخت میکنند و انتظار دارند کشاورز خوشحال باشد؛ در حالی که هنوز بخش بزرگی از پولش باقی مانده و با این روند، معلوم نیست چه زمانی تسویه کامل انجام شود.
سؤال ساده کشاورزان این است:
مگر طبق قانون، پول خرید تضمینی نباید در مدت کوتاهی پرداخت شود؟ پس چرا وقتی نوبت به کشاورز میرسد، قانون اینقدر کشدار میشود؟
کشاورز هزینه بذر، کود، سم، آب، کارگر و ماشینآلات را نقدی و با قیمت روز پرداخت کرده است؛ اما وقتی نوبت دریافت پول محصولش میرسد، باید ماهها منتظر بماند و شاهد آب شدن ارزش پولش در تورم باشد.
تلختر اینکه پرداخت بخشی از مطالبات را هم به عنوان لطف و امتیاز جلوه میدهند؛ انگار نه انگار که این پول، حق قانونی و دسترنج ماهها زحمت کشاورز است.
تجربه سالهای گذشته هم نشان داده که هر جا اعتراض و پیگیری نبوده، وعدهها طولانیتر شده است.
@Eterazebazar
🌊 عضو کمیسیون اقتصادی مجلس هشدار داده که با افزایش ۳۰ درصدی قیمت مواد اولیه داخلی، موج جدیدی از گرانی در خودرو، لوازم خانگی، بستهبندی و بسیاری از کالاهای دیگر در راه است.
مگر تا امروز در موج ارزانی زندگی میکردیم که حالا قرار است موج جدید گرانی از راه برسد؟
سالهاست که هر روز با یک افزایش قیمت جدید بیدار میشویم.
یک روز دلار، روز دیگر گوشت، بعد خودرو، دارو، اجاره خانه، لبنیات، روغن، لوازم خانگی و خدمات.
بالاخره این موجهای گرانی کی تمام میشود؟
باید منتظر روزی باشیم که موج نارضایتی مردمی که سالها هزینه این سیاستها را پرداخت کردهاند، از هر موج گرانی بزرگتر شود؟
آن روز شاید خیلی نزدیکتر از چیزی باشد که تصور میکنید.
@Eterazebazar
مگر تا امروز در موج ارزانی زندگی میکردیم که حالا قرار است موج جدید گرانی از راه برسد؟
سالهاست که هر روز با یک افزایش قیمت جدید بیدار میشویم.
یک روز دلار، روز دیگر گوشت، بعد خودرو، دارو، اجاره خانه، لبنیات، روغن، لوازم خانگی و خدمات.
بالاخره این موجهای گرانی کی تمام میشود؟
باید منتظر روزی باشیم که موج نارضایتی مردمی که سالها هزینه این سیاستها را پرداخت کردهاند، از هر موج گرانی بزرگتر شود؟
آن روز شاید خیلی نزدیکتر از چیزی باشد که تصور میکنید.
@Eterazebazar
⚡️ هنوز تابستان شروع نشده، اما گزارشهای قطعی برق از نقاط مختلف کشور در حال افزایش است.
در حالی که رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی هشدار داده احتمالاً از اواخر خرداد یا اوایل تیرماه، مردم برای چند ماه با خاموشیها درگیر خواهند بود، برخی شهروندان نیز از آغاز قطعیهای پراکنده برق در روزهای اخیر خبر میدهند.
از سوی دیگر، برخی فعالان رسانهای حوزه انرژی نیز هشدار دادهاند که وضعیت تولید و تأمین انرژی کشور با چالشهای جدی روبهروست؛ موضوعی که اگر درست باشد، میتواند تابستان و زمستان سختی را برای مردم رقم بزند.
واقعیت این است که مردم دیگر از شنیدن وعده خسته شدهاند.
کارخانهای که برق نداشته باشد، تولید نمیکند.
مغازهای که برق نداشته باشد، درآمدش کاهش پیدا میکند.
خانوادهای که در گرمای تابستان ساعتها بدون برق بماند، با آمار و توجیه آرام نمیشود.
صبر مردم بینهایت نیست؛
مردمی که هر روز بیشتر تحت فشار قرار میگیرند، دیر یا زود پاسخ همه این سالهای وعده، بیعملی و ناکارآمدی را خواهند داد .
@Eterazebazar
در حالی که رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی هشدار داده احتمالاً از اواخر خرداد یا اوایل تیرماه، مردم برای چند ماه با خاموشیها درگیر خواهند بود، برخی شهروندان نیز از آغاز قطعیهای پراکنده برق در روزهای اخیر خبر میدهند.
از سوی دیگر، برخی فعالان رسانهای حوزه انرژی نیز هشدار دادهاند که وضعیت تولید و تأمین انرژی کشور با چالشهای جدی روبهروست؛ موضوعی که اگر درست باشد، میتواند تابستان و زمستان سختی را برای مردم رقم بزند.
واقعیت این است که مردم دیگر از شنیدن وعده خسته شدهاند.
کارخانهای که برق نداشته باشد، تولید نمیکند.
مغازهای که برق نداشته باشد، درآمدش کاهش پیدا میکند.
خانوادهای که در گرمای تابستان ساعتها بدون برق بماند، با آمار و توجیه آرام نمیشود.
صبر مردم بینهایت نیست؛
مردمی که هر روز بیشتر تحت فشار قرار میگیرند، دیر یا زود پاسخ همه این سالهای وعده، بیعملی و ناکارآمدی را خواهند داد .
@Eterazebazar
#ارسالی
سالهاست از شستا به عنوان یکی از بزرگترین و پرحاشیهترین مجموعههای اقتصادی کشور نام برده میشود؛ مجموعهای که سرمایه آن از حق بیمه میلیونها کارگر و بازنشسته تأمین شده است.
سالهاست از تحقیق و تفحص، پرونده، گزارش، تخلف، رانت، حقوقهای نجومی و مدیریتها میشنویم.
سالهاست وعده برخورد میدهند.
سالهاست اسناد رو میشود.
اما آخرِ ماجرا چه میشود؟
بازنشستهای که یک عمر حق بیمه پرداخت کرده، باید برای حقوقش نگران باشد.
کارگری که سالها کار کرده، باید نگران آینده صندوقی باشد که سرمایهاش از جیب او تأمین شده است.
هر بار که صحبت از کمبود منابع میشود، فشارش روی مردم عادی خالی میشود.
اما وقتی نوبت به بررسی مسئولیت مدیران، تصمیمگیران و صاحبان نفوذ میرسد، ناگهان همه چیز در پیچوخم گزارشها، پروندهها و بایگانیها گم میشودو هیچکس پاسخگو نیست؟
مردمی که یک عمر حق بیمه دادهاند، صدقه نمیخواهند؛
حق خودشان را میخواهند.
و هر روز که میگذرد، این سؤال بلندتر میشود:
واقعاً چه کسانی باید پاسخگوی سرنوشت سرمایهای باشند که متعلق به میلیونها کارگر و بازنشسته است؟
@Eterazebazar
سالهاست از شستا به عنوان یکی از بزرگترین و پرحاشیهترین مجموعههای اقتصادی کشور نام برده میشود؛ مجموعهای که سرمایه آن از حق بیمه میلیونها کارگر و بازنشسته تأمین شده است.
سالهاست از تحقیق و تفحص، پرونده، گزارش، تخلف، رانت، حقوقهای نجومی و مدیریتها میشنویم.
سالهاست وعده برخورد میدهند.
سالهاست اسناد رو میشود.
اما آخرِ ماجرا چه میشود؟
بازنشستهای که یک عمر حق بیمه پرداخت کرده، باید برای حقوقش نگران باشد.
کارگری که سالها کار کرده، باید نگران آینده صندوقی باشد که سرمایهاش از جیب او تأمین شده است.
هر بار که صحبت از کمبود منابع میشود، فشارش روی مردم عادی خالی میشود.
اما وقتی نوبت به بررسی مسئولیت مدیران، تصمیمگیران و صاحبان نفوذ میرسد، ناگهان همه چیز در پیچوخم گزارشها، پروندهها و بایگانیها گم میشودو هیچکس پاسخگو نیست؟
مردمی که یک عمر حق بیمه دادهاند، صدقه نمیخواهند؛
حق خودشان را میخواهند.
و هر روز که میگذرد، این سؤال بلندتر میشود:
واقعاً چه کسانی باید پاسخگوی سرنوشت سرمایهای باشند که متعلق به میلیونها کارگر و بازنشسته است؟
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🛒 اجناس سوپرمارکت انگار با تورم مسابقه گذاشتهاند.
هر بار که وارد مغازه میشوی، قیمت جدیدی روی کالاها میبینی.
بیسکویت، لبنیات، روغن، نوشابه، تنقلات، حبوبات و حتی سادهترین اقلام مصرفی، یکی پس از دیگری گرانتر میشوند.
مردم دیگر از گرانیهای سالانه یا ماهانه حرف نمیزنند؛
بسیاری میگویند قیمتها را باید هفتگی و گاهی روزانه دنبال کرد.
در این میان، حقوق و درآمدها جا ماندهاند.
حقوقی که قرار بود یک ماه زندگی را بچرخاند، حالا برای بسیاری از خانوادهها به نیمه ماه هم نمیرسد.
هر افزایش قیمت، بخشی دیگر از قدرت خرید مردم را میبلعد و هر بار کالاهای بیشتری از سبد خانوار حذف میشوند.
انگار اجناس با تورم مسابقه گذاشتهاند؛
و تنها چیزی که از این مسابقه جا مانده، درآمد و حقوق مردم است.
@Eterazebazar
هر بار که وارد مغازه میشوی، قیمت جدیدی روی کالاها میبینی.
بیسکویت، لبنیات، روغن، نوشابه، تنقلات، حبوبات و حتی سادهترین اقلام مصرفی، یکی پس از دیگری گرانتر میشوند.
مردم دیگر از گرانیهای سالانه یا ماهانه حرف نمیزنند؛
بسیاری میگویند قیمتها را باید هفتگی و گاهی روزانه دنبال کرد.
در این میان، حقوق و درآمدها جا ماندهاند.
حقوقی که قرار بود یک ماه زندگی را بچرخاند، حالا برای بسیاری از خانوادهها به نیمه ماه هم نمیرسد.
هر افزایش قیمت، بخشی دیگر از قدرت خرید مردم را میبلعد و هر بار کالاهای بیشتری از سبد خانوار حذف میشوند.
انگار اجناس با تورم مسابقه گذاشتهاند؛
و تنها چیزی که از این مسابقه جا مانده، درآمد و حقوق مردم است.
@Eterazebazar
🚛 عوارض جادهای باز هم گران شد...
روی این تابلو فقط چند عدد نوشته شده؛
اما پشت هر کدام از این اعداد، زندگی هزاران رانندهای قرار دارد که هر روز زیر بار هزینههای سنگینتر خم میشوند.
لاستیکی که چند سال پیش چند میلیون تومان بود، حالا دهها و حتی صدها میلیون تومان شده.
قطعات، روغن، بیمه، تعمیرات، عوارض، مالیات و هزینههای روزمره یکی پس از دیگری بالا میروند.
اما کسی نمیپرسد:
کرایهها چقدر بالا رفتهاند؟
درآمد راننده چقدر بیشتر شده است؟
هر بار که از یک راننده میخواهند هزینه جدیدی پرداخت کند، در واقع بخشی از سفره خانواده او را کوچکتر میکنند.
رانندهای که شب و روز در جاده است، توقع زندگی اشرافی ندارد.
فقط میخواهد آخر ماه شرمنده زن و بچهاش نشود.
فقط میخواهد بتواند قسط بدهد، خرج خانه را تأمین کند و زیر بار بدهی له نشود.
امروز عوارض را بالا میبرند،
فردا بیمه را،
پسفردا قطعات و لاستیک را.
اما وقتی نوبت به بهبود درآمد راننده میرسد، همه سکوت میکنند.
بار اقتصاد کشور روی چرخهای همین کامیونها جابهجا میشود؛
اما انگار کسی نمیبیند که رانندهها خودشان زیر بار همین اقتصاد در حال خرد شدن هستند.
تا کی قرار است هر روز هزینهها بیشتر شود و سهم راننده از این همه زحمت، فقط خستگی، قرض و نگرانی باشد؟
@Eterazebazar
روی این تابلو فقط چند عدد نوشته شده؛
اما پشت هر کدام از این اعداد، زندگی هزاران رانندهای قرار دارد که هر روز زیر بار هزینههای سنگینتر خم میشوند.
لاستیکی که چند سال پیش چند میلیون تومان بود، حالا دهها و حتی صدها میلیون تومان شده.
قطعات، روغن، بیمه، تعمیرات، عوارض، مالیات و هزینههای روزمره یکی پس از دیگری بالا میروند.
اما کسی نمیپرسد:
کرایهها چقدر بالا رفتهاند؟
درآمد راننده چقدر بیشتر شده است؟
هر بار که از یک راننده میخواهند هزینه جدیدی پرداخت کند، در واقع بخشی از سفره خانواده او را کوچکتر میکنند.
رانندهای که شب و روز در جاده است، توقع زندگی اشرافی ندارد.
فقط میخواهد آخر ماه شرمنده زن و بچهاش نشود.
فقط میخواهد بتواند قسط بدهد، خرج خانه را تأمین کند و زیر بار بدهی له نشود.
امروز عوارض را بالا میبرند،
فردا بیمه را،
پسفردا قطعات و لاستیک را.
اما وقتی نوبت به بهبود درآمد راننده میرسد، همه سکوت میکنند.
بار اقتصاد کشور روی چرخهای همین کامیونها جابهجا میشود؛
اما انگار کسی نمیبیند که رانندهها خودشان زیر بار همین اقتصاد در حال خرد شدن هستند.
تا کی قرار است هر روز هزینهها بیشتر شود و سهم راننده از این همه زحمت، فقط خستگی، قرض و نگرانی باشد؟
@Eterazebazar
🔴 انحراف افکار عمومی؛ بحرانسازی بهجای پاسخگویی
چرا هر زمان که فشار اقتصادی، گرانی، فساد، بیکاری و نارضایتی اجتماعی به اوج میرسد، ناگهان کشور وارد فضای تنش، بحران و نگرانیهای جدید میشود؟
مردمی که زیر بار تورم خرد شدهاند، حق دارند بپرسند چرا به جای پاسخگویی درباره سفرههای کوچکتر، حقوقهای بیارزشتر، صندوقهای خالی و وعدههای عملنشده، دائماً موضوعات دیگری در صدر اخبار قرار میگیرد؟
واقعیت این است که هیچ موشکی نمیتواند قبض برق مردم را پرداخت کند.
هیچ بحران خارجی نمیتواند اجارهخانه را ارزان کند.
هیچ فضای امنیتی نمیتواند دارو را به دست بیمار برساند.
و هیچ هیاهویی نمیتواند فساد، ناکارآمدی و مشکلات معیشتی را برای همیشه پنهان کند.
شاید برای مدتی بتوان افکار عمومی را از یک بحران به بحران دیگر برد،
اما نمیتوان واقعیت زندگی مردم را تغییر داد.
مردم هر روز با قیمت نان، گوشت، دارو، اجاره و بیکاری زندگی میکنند؛
و این واقعیتها با هیچ شعار و هیچ فضاسازی از بین نمیروند.
@Eterazebazar
چرا هر زمان که فشار اقتصادی، گرانی، فساد، بیکاری و نارضایتی اجتماعی به اوج میرسد، ناگهان کشور وارد فضای تنش، بحران و نگرانیهای جدید میشود؟
مردمی که زیر بار تورم خرد شدهاند، حق دارند بپرسند چرا به جای پاسخگویی درباره سفرههای کوچکتر، حقوقهای بیارزشتر، صندوقهای خالی و وعدههای عملنشده، دائماً موضوعات دیگری در صدر اخبار قرار میگیرد؟
واقعیت این است که هیچ موشکی نمیتواند قبض برق مردم را پرداخت کند.
هیچ بحران خارجی نمیتواند اجارهخانه را ارزان کند.
هیچ فضای امنیتی نمیتواند دارو را به دست بیمار برساند.
و هیچ هیاهویی نمیتواند فساد، ناکارآمدی و مشکلات معیشتی را برای همیشه پنهان کند.
شاید برای مدتی بتوان افکار عمومی را از یک بحران به بحران دیگر برد،
اما نمیتوان واقعیت زندگی مردم را تغییر داد.
مردم هر روز با قیمت نان، گوشت، دارو، اجاره و بیکاری زندگی میکنند؛
و این واقعیتها با هیچ شعار و هیچ فضاسازی از بین نمیروند.
@Eterazebazar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#ارسالی
براتون فیلم دیوار نویسی که در تهران دیدم میفرستم.
اینا بالایی ها با خودشون دعوا دارن و بلد نیستند این مملکت رو اداره کنن و ما هم مونده در وسط !!
@Eterazebazar
براتون فیلم دیوار نویسی که در تهران دیدم میفرستم.
اینا بالایی ها با خودشون دعوا دارن و بلد نیستند این مملکت رو اداره کنن و ما هم مونده در وسط !!
@Eterazebazar
#ارسالی
🚛 افزایش ۲۶.۵ درصدی کرایه؟ روی کاغذ شاید؛ در جاده نه!
میگویند نرخ تن-کیلومتر را ۲۶.۵ درصد افزایش دادهایم؛ انگار منت بزرگی سر رانندگان و کامیونداران گذاشتهاند.
سؤال اینجاست:
مگر لاستیک ۲۶ درصد گران شده؟
مگر بیمه فقط ۲۶ درصد بالا رفته؟
مگر روغن، قطعات، تعمیرات، عوارض، مالیات، خوراک و هزینههای زندگی فقط ۲۶ درصد افزایش داشتهاند؟
کافی است یک بار پای دخل و خرج واقعی یک کامیون بنشینند تا بفهمند این عددها هیچ نسبتی با واقعیت جاده ندارد.
امروز قیمت یک جفت لاستیک، هزینه یک تعمیر اساسی یا حتی یک خرابی معمولی، میتواند درآمد چندین سرویس را ببلعد.
هر بار که راننده برای خرید قطعه میرود، انگار وارد طلافروشی شده است.
روی کاغذ مینویسند «افزایش کرایه»؛
اما در عمل، فاصله درآمد و هزینه هر روز بیشتر میشود.
راننده و کامیوندار نه دنبال امتیاز ویژه هستند و نه دنبال رانت؛
فقط میخواهند حاصل کارشان با هزینههای واقعی زندگی تناسب داشته باشد.
سالهاست این صنف با صبر و سکوت جلو آمده است.
اما سکوت رانندگان نباید به معنای رضایت تعبیر شود.
واقعیت این است که اگر چرخ حملونقل از حرکت بایستد، همه متوجه اهمیت این صنف خواهند شد.
امروز صدای اعتراض از جادهها بلند شده، چون بسیاری احساس میکنند تصمیمگیران کیلومترها با واقعیت زندگی رانندگان فاصله دارند.
راننده فقط یک خواسته دارد:
کرایهای که با واقعیت هزینهها بخواند، نه عددی که فقط در گزارشها و مصوبهها زیبا به نظر برسد.
چون دیگر مسئله سود نیست؛
مسئله بقاست.
@Eterazebazar
🚛 افزایش ۲۶.۵ درصدی کرایه؟ روی کاغذ شاید؛ در جاده نه!
میگویند نرخ تن-کیلومتر را ۲۶.۵ درصد افزایش دادهایم؛ انگار منت بزرگی سر رانندگان و کامیونداران گذاشتهاند.
سؤال اینجاست:
مگر لاستیک ۲۶ درصد گران شده؟
مگر بیمه فقط ۲۶ درصد بالا رفته؟
مگر روغن، قطعات، تعمیرات، عوارض، مالیات، خوراک و هزینههای زندگی فقط ۲۶ درصد افزایش داشتهاند؟
کافی است یک بار پای دخل و خرج واقعی یک کامیون بنشینند تا بفهمند این عددها هیچ نسبتی با واقعیت جاده ندارد.
امروز قیمت یک جفت لاستیک، هزینه یک تعمیر اساسی یا حتی یک خرابی معمولی، میتواند درآمد چندین سرویس را ببلعد.
هر بار که راننده برای خرید قطعه میرود، انگار وارد طلافروشی شده است.
روی کاغذ مینویسند «افزایش کرایه»؛
اما در عمل، فاصله درآمد و هزینه هر روز بیشتر میشود.
راننده و کامیوندار نه دنبال امتیاز ویژه هستند و نه دنبال رانت؛
فقط میخواهند حاصل کارشان با هزینههای واقعی زندگی تناسب داشته باشد.
سالهاست این صنف با صبر و سکوت جلو آمده است.
اما سکوت رانندگان نباید به معنای رضایت تعبیر شود.
واقعیت این است که اگر چرخ حملونقل از حرکت بایستد، همه متوجه اهمیت این صنف خواهند شد.
امروز صدای اعتراض از جادهها بلند شده، چون بسیاری احساس میکنند تصمیمگیران کیلومترها با واقعیت زندگی رانندگان فاصله دارند.
راننده فقط یک خواسته دارد:
کرایهای که با واقعیت هزینهها بخواند، نه عددی که فقط در گزارشها و مصوبهها زیبا به نظر برسد.
چون دیگر مسئله سود نیست؛
مسئله بقاست.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎓 اعتراض دانشجویان به کیفیت و وضعیت غذای دانشگاه
ویدئوهای منتشرشده از اعتراض دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر، بار دیگر موضوع کیفیت خدمات رفاهی دانشجویان را به صدر مطالبات دانشگاهی آورده است.
دانشجویان معترض میگویند کیفیت غذا، تنوع پایین، مشکلات بهداشتی و بیتوجهی به درخواستهای مکرر، باعث نارضایتی گسترده در میان دانشجویان شده است.
شاید برای برخی، اعتراض به غذای دانشگاه موضوع کوچکی به نظر برسد؛
اما برای دانشجویی که بخش مهمی از زندگی خود را در خوابگاه و دانشگاه میگذراند، کیفیت غذا مستقیماً با سلامت، تمرکز، کیفیت آموزش و زندگی روزمره او در ارتباط است.
دانشجویان میگویند بارها مشکلات را از مسیرهای اداری و رسمی مطرح کردهاند و اکنون اعتراضات، نتیجه بیپاسخ ماندن مطالبات آنهاست.
@Eterazebazar
ویدئوهای منتشرشده از اعتراض دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر، بار دیگر موضوع کیفیت خدمات رفاهی دانشجویان را به صدر مطالبات دانشگاهی آورده است.
دانشجویان معترض میگویند کیفیت غذا، تنوع پایین، مشکلات بهداشتی و بیتوجهی به درخواستهای مکرر، باعث نارضایتی گسترده در میان دانشجویان شده است.
شاید برای برخی، اعتراض به غذای دانشگاه موضوع کوچکی به نظر برسد؛
اما برای دانشجویی که بخش مهمی از زندگی خود را در خوابگاه و دانشگاه میگذراند، کیفیت غذا مستقیماً با سلامت، تمرکز، کیفیت آموزش و زندگی روزمره او در ارتباط است.
دانشجویان میگویند بارها مشکلات را از مسیرهای اداری و رسمی مطرح کردهاند و اکنون اعتراضات، نتیجه بیپاسخ ماندن مطالبات آنهاست.
@Eterazebazar
🚌 از ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، کرایه حملونقل عمومی جادهای ۲۱ درصد افزایش مییابد.
اتوبوس، مینیبوس، ون و سواری؛
همه گرانتر میشوند.
اما سؤال مردم این است:
حقوقها هم ۲۱ درصد بالا رفته؟
قدرت خرید مردم هم ۲۱ درصد بیشتر شده؟
یا فقط هزینههای زندگی هستند که هر روز رکورد جدیدی ثبت میکنند؟
برای بسیاری از خانوادهها، سفر دیگر یک تفریح نیست؛
یک ضرورت است.
سفر برای درمان، کار، تحصیل، دیدار خانواده یا انجام امور روزمره.
اما حالا هر بار که قیمت بلیت بالا میرود، بخشی دیگر از مردم از همین حداقل جابهجایی هم محروم میشوند.
از نان و لبنیات گرفته تا دارو، اجاره، برق، آب، حملونقل و دهها هزینه دیگر؛
همهچیز در مسیر افزایش قیمت قرار دارد.
مشکل فقط این ۲۱ درصد نیست؛
مشکل این است که مردم هر روز با یک افزایش جدید از خواب بیدار میشوند، اما درآمدشان همچنان در گذشته جا مانده است.
گویا در این کشور فقط یک چیز حق افزایش ندارد:
درآمد و قدرت خرید مردم.
وگرنه برای گرانی، همیشه یک مصوبه، یک بخشنامه و یک توجیه آماده است.
@Eterazebazar
اتوبوس، مینیبوس، ون و سواری؛
همه گرانتر میشوند.
اما سؤال مردم این است:
حقوقها هم ۲۱ درصد بالا رفته؟
قدرت خرید مردم هم ۲۱ درصد بیشتر شده؟
یا فقط هزینههای زندگی هستند که هر روز رکورد جدیدی ثبت میکنند؟
برای بسیاری از خانوادهها، سفر دیگر یک تفریح نیست؛
یک ضرورت است.
سفر برای درمان، کار، تحصیل، دیدار خانواده یا انجام امور روزمره.
اما حالا هر بار که قیمت بلیت بالا میرود، بخشی دیگر از مردم از همین حداقل جابهجایی هم محروم میشوند.
از نان و لبنیات گرفته تا دارو، اجاره، برق، آب، حملونقل و دهها هزینه دیگر؛
همهچیز در مسیر افزایش قیمت قرار دارد.
مشکل فقط این ۲۱ درصد نیست؛
مشکل این است که مردم هر روز با یک افزایش جدید از خواب بیدار میشوند، اما درآمدشان همچنان در گذشته جا مانده است.
گویا در این کشور فقط یک چیز حق افزایش ندارد:
درآمد و قدرت خرید مردم.
وگرنه برای گرانی، همیشه یک مصوبه، یک بخشنامه و یک توجیه آماده است.
@Eterazebazar
🥛 لبنیات هم به کالای لوکس تبدیل شد
اول گوشت از سفرهها رفت.
بعد مرغ و ماهی کمتر شد.
بعد تخممرغ گران شد.
حالا نوبت شیر، ماست، پنیر و لبنیات رسیده است.
کارگر و بازنشستهای که زمانی حداقل میتوانست برای خانوادهاش لبنیات تهیه کند، امروز باید بین پرداخت اجاره، خرید دارو، قبضها و تهیه مواد غذایی یکی را انتخاب کند.
میگویند سرانه مصرف لبنیات در ایران به حدود ۵۰ کیلوگرم رسیده، در حالی که میانگین جهانی چندین برابر این رقم است.
این فقط یک آمار نیست؛
این یعنی میلیونها نفر دیگر توان خرید حداقلهای تغذیه را ندارند.
سالها گفتند گوشت نخورید، مرغ بخورید.
مرغ گران شد، گفتند تخممرغ بخورید.
تخممرغ هم گران شد.
حالا لبنیات هم از سفرهها در حال حذف شدن است.
سؤال اینجاست:
بعد از لبنیات چه چیزی باقی میماند که هنوز لوکس نشده باشد؟
وقتی حقوق یک کارگر حتی به نیمه ماه نمیرسد، وقتی قیمتها هر روز بالا میرود و دستمزدها جا میمانند، دیگر صحبت از «سبد غذایی» نیست؛
صحبت از بقاست.
جامعهای که در آن شیر و پنیر برای بخشی از مردم آرزو شود، درگیر یک بحران عادی اقتصادی نیست؛
درگیر فروپاشی تدریجی معیشت است.
و دردناکتر از همه این است که مردم هر روز فقیرتر میشوند، اما مسئولان هر روز بیشتر وانمود میکنند که همه چیز عادی است.
@Eterazebazar
اول گوشت از سفرهها رفت.
بعد مرغ و ماهی کمتر شد.
بعد تخممرغ گران شد.
حالا نوبت شیر، ماست، پنیر و لبنیات رسیده است.
کارگر و بازنشستهای که زمانی حداقل میتوانست برای خانوادهاش لبنیات تهیه کند، امروز باید بین پرداخت اجاره، خرید دارو، قبضها و تهیه مواد غذایی یکی را انتخاب کند.
میگویند سرانه مصرف لبنیات در ایران به حدود ۵۰ کیلوگرم رسیده، در حالی که میانگین جهانی چندین برابر این رقم است.
این فقط یک آمار نیست؛
این یعنی میلیونها نفر دیگر توان خرید حداقلهای تغذیه را ندارند.
سالها گفتند گوشت نخورید، مرغ بخورید.
مرغ گران شد، گفتند تخممرغ بخورید.
تخممرغ هم گران شد.
حالا لبنیات هم از سفرهها در حال حذف شدن است.
سؤال اینجاست:
بعد از لبنیات چه چیزی باقی میماند که هنوز لوکس نشده باشد؟
وقتی حقوق یک کارگر حتی به نیمه ماه نمیرسد، وقتی قیمتها هر روز بالا میرود و دستمزدها جا میمانند، دیگر صحبت از «سبد غذایی» نیست؛
صحبت از بقاست.
جامعهای که در آن شیر و پنیر برای بخشی از مردم آرزو شود، درگیر یک بحران عادی اقتصادی نیست؛
درگیر فروپاشی تدریجی معیشت است.
و دردناکتر از همه این است که مردم هر روز فقیرتر میشوند، اما مسئولان هر روز بیشتر وانمود میکنند که همه چیز عادی است.
@Eterazebazar
📈 آمارهایی که از سفره مردم حرف میزنند
بر اساس دادههای منتشرشده، تورم نقطهبهنقطه برخی کالاهای اساسی به ارقام کمسابقهای رسیده است:
🔹 روغن نباتی: ۴۳۱ درصد
🔹 روغن مایع: ۳۵۳ درصد
🔹 تخممرغ: ۳۴۲ درصد
🔹 مرغ: ۲۸۷ درصد
🔹 برنج خارجی: ۲۲۲ درصد
🔹 سس: ۲۱۵ درصد
🔹 برنج ایرانی: ۱۶۱ درصد
🔹 گوشت گاو و گوساله: ۱۵۷ درصد
این اعداد فقط آمار نیستند.
پشت هر درصد، خانوادهای قرار دارد که خریدش کمتر شده، سفرهاش کوچکتر شده و بخشی از نیازهایش را حذف کرده است.
فاجعه این است که درآمد مردم با این اعداد هیچ نسبتی ندارد.
وقتی کالاهای اساسی بین ۱۵۰ تا ۴۳۰ درصد گران میشوند اما دستمزدها حتی نزدیک این ارقام هم رشد نمیکنند، نتیجه از قبل مشخص است:
حذف تدریجی مواد غذایی از سفره مردم.
جامعهای که مردمش هر روز مجبور شوند از تغذیه، سلامت و نیازهای اولیه خود بزنند، فقط با بحران اقتصادی روبهرو نیست؛
با بحران معیشت و آینده روبهرو است.
@Eterazebazar
بر اساس دادههای منتشرشده، تورم نقطهبهنقطه برخی کالاهای اساسی به ارقام کمسابقهای رسیده است:
🔹 روغن نباتی: ۴۳۱ درصد
🔹 روغن مایع: ۳۵۳ درصد
🔹 تخممرغ: ۳۴۲ درصد
🔹 مرغ: ۲۸۷ درصد
🔹 برنج خارجی: ۲۲۲ درصد
🔹 سس: ۲۱۵ درصد
🔹 برنج ایرانی: ۱۶۱ درصد
🔹 گوشت گاو و گوساله: ۱۵۷ درصد
این اعداد فقط آمار نیستند.
پشت هر درصد، خانوادهای قرار دارد که خریدش کمتر شده، سفرهاش کوچکتر شده و بخشی از نیازهایش را حذف کرده است.
فاجعه این است که درآمد مردم با این اعداد هیچ نسبتی ندارد.
وقتی کالاهای اساسی بین ۱۵۰ تا ۴۳۰ درصد گران میشوند اما دستمزدها حتی نزدیک این ارقام هم رشد نمیکنند، نتیجه از قبل مشخص است:
حذف تدریجی مواد غذایی از سفره مردم.
جامعهای که مردمش هر روز مجبور شوند از تغذیه، سلامت و نیازهای اولیه خود بزنند، فقط با بحران اقتصادی روبهرو نیست؛
با بحران معیشت و آینده روبهرو است.
@Eterazebazar
#ارسالی
بیسکویت را هفته پیش کیلویی ۳۰۰ هزار تومان خریدم؛
امروز همان را ۵۲۰ هزار تومان قیمت میدهند.
قهوه فوری که هفته قبل ۳۲۰ هزار تومان بود،
حالا به ۸۹۰ هزار تومان رسیده است.
مرغ که دیگر از دسترس خیلی از خانوادهها پر کشیده.
تخممرغ دانهای ۲۰ هزار تومان شده.
گوشت گوسفندی از مرز ۲ میلیون تومان گذشته.
شیر و لبنیات هم هر روز گرانتر میشوند؛
پنیر کوچک ۶۰ هزار تومانی، حالا به کالایی تبدیل شده که باید برای خریدش حسابوکتاب کرد.
هر هفته که برای خرید میرویم، انگار وارد کشور دیگری شدهایم.
قیمتها با سرعتی میدوند که درآمد مردم حتی نمیتواند گرد و خاکشان را ببیند.
دیگر بحث رفاه نیست،
بحث تأمین سادهترین نیازهای زندگی است.
خدایا...
مردم هر روز بیشتر از قبل زیر بار این فشار خرد میشوند.
واقعاً تا کجا قرار است این وضعیت ادامه پیدا کند؟
مردم خستهاند،
سفرهها کوچک شدهاند،
و بسیاری از خانوادهها دیگر توان دویدن دنبال این گرانیهای بیپایان را ندارند.
@Eterazebazar
بیسکویت را هفته پیش کیلویی ۳۰۰ هزار تومان خریدم؛
امروز همان را ۵۲۰ هزار تومان قیمت میدهند.
قهوه فوری که هفته قبل ۳۲۰ هزار تومان بود،
حالا به ۸۹۰ هزار تومان رسیده است.
مرغ که دیگر از دسترس خیلی از خانوادهها پر کشیده.
تخممرغ دانهای ۲۰ هزار تومان شده.
گوشت گوسفندی از مرز ۲ میلیون تومان گذشته.
شیر و لبنیات هم هر روز گرانتر میشوند؛
پنیر کوچک ۶۰ هزار تومانی، حالا به کالایی تبدیل شده که باید برای خریدش حسابوکتاب کرد.
هر هفته که برای خرید میرویم، انگار وارد کشور دیگری شدهایم.
قیمتها با سرعتی میدوند که درآمد مردم حتی نمیتواند گرد و خاکشان را ببیند.
دیگر بحث رفاه نیست،
بحث تأمین سادهترین نیازهای زندگی است.
خدایا...
مردم هر روز بیشتر از قبل زیر بار این فشار خرد میشوند.
واقعاً تا کجا قرار است این وضعیت ادامه پیدا کند؟
مردم خستهاند،
سفرهها کوچک شدهاند،
و بسیاری از خانوادهها دیگر توان دویدن دنبال این گرانیهای بیپایان را ندارند.
@Eterazebazar