اعتراض مدنی بازار
19.8K subscribers
72.7K photos
47K videos
166 files
574 links
ارتباط با مدیران کانال:
@Hossen13320
@mehdi_sarraf
@javaherian59
@hosseinKashani4 ادمین ورزش
کانال: https://t.me/Eterazebazar
این کانال وابسته به هیچ جریان سیاسی نیست،
نه «شاه» و نه «شیخ ، صدای بازاریم»

توئیتر: https://twitter.com/EterazB
Download Telegram
📊 گزارش قیمت کالاهای اساسی | رصد بازار و سبد معیشت

📅 چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵

🔹 مرغ: ۴۶۰ هزار تومان
🔹 برنج طارم اعلا: ۵۶۲ هزار تومان
🔹 روغن ۵ کیلویی: ۲ میلیون و ۸۵۰ هزار تومان
🔹 تخم‌مرغ (هر شانه): ۵۵۵ هزار تومان
🔹 گوشت گوساله: ۲ میلیون تومان
🔹 گوشت گوسفندی: ۱ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان
🔹 ماکارونی: ۵۰ هزار تومان
🔹 رب گوجه‌فرنگی: ۱۶۵ هزار تومان
🔹 ماست ۲ کیلویی: ۲۶۰ هزار تومان
🔹 شیر یک لیتری: ۱۶۵ هزار تومان
🔹 نوشابه خانواده: ۱۴۰ هزار تومان
🔹 کره ۲۵۰ گرمی: ۲۷۵ هزار تومان
🔹 لپه: ۵۶۵ هزار تومان
🔹 نخود: ۵۶۰ هزار تومان
🔹 لوبیا چیتی: ۵۵۴ هزار تومان
🔹 پیاز: ۴۴ هزار تومان
🔹 سیب‌زمینی: ۴۷ هزار تومان
🔹 گوجه‌فرنگی: ۴۵ هزار تومان

نکته مهم اینجاست که این اعداد، حداقل قیمت‌های مشاهده‌شده در بازار هستند و در بسیاری از مناطق، همین کالاها با نرخ‌های بالاتری به فروش می‌رسند.

هر روز که می‌گذرد، فاصله میان درآمد مردم و هزینه‌های زندگی بیشتر می‌شود. بسیاری از کالاهایی که زمانی جزو خریدهای عادی خانوار بودند، امروز به اقلامی تبدیل شده‌اند که باید برای خریدشان حساب‌وکتاب کرد یا از سبد مصرف حذفشان کرد.

وقتی یک شانه تخم‌مرغ از نیم میلیون تومان عبور می‌کند، روغن به نزدیکی ۳ میلیون تومان می‌رسد و گوشت در محدوده ۲ میلیون تومان معامله می‌شود، دیگر مسئله فقط گرانی نیست؛ مسئله کوچک شدن مداوم سفره‌هایی است که هر روز بخشی از توان خرید خود را از دست می‌دهند.

تورم فقط روی تابلو قیمت‌ها دیده نمی‌شود؛
در حذف شدن تدریجی کالاها از سبد خانوار، در کاهش مصرف و در نگرانی مردمی دیده می‌شود که درآمدشان با سرعت افزایش قیمت‌ها همخوانی ندارد.

@Eterazebazar
🌾 واقعاً کشاورز را به مرگ می‌گیرند که به تب راضی شود

دو ماه است که گندم‌کاران را با وعده «امروز و فردا» سر می‌دوانند. هر بار می‌گویند پول واریز می‌شود، اما کشاورز همچنان منتظر است.

حالا هم بخشی از مطالبات را پرداخت می‌کنند و انتظار دارند کشاورز خوشحال باشد؛ در حالی که هنوز بخش بزرگی از پولش باقی مانده و با این روند، معلوم نیست چه زمانی تسویه کامل انجام شود.

سؤال ساده کشاورزان این است:

مگر طبق قانون، پول خرید تضمینی نباید در مدت کوتاهی پرداخت شود؟ پس چرا وقتی نوبت به کشاورز می‌رسد، قانون این‌قدر کشدار می‌شود؟

کشاورز هزینه بذر، کود، سم، آب، کارگر و ماشین‌آلات را نقدی و با قیمت روز پرداخت کرده است؛ اما وقتی نوبت دریافت پول محصولش می‌رسد، باید ماه‌ها منتظر بماند و شاهد آب شدن ارزش پولش در تورم باشد.

تلخ‌تر اینکه پرداخت بخشی از مطالبات را هم به عنوان لطف و امتیاز جلوه می‌دهند؛ انگار نه انگار که این پول، حق قانونی و دسترنج ماه‌ها زحمت کشاورز است.

تجربه سال‌های گذشته هم نشان داده که هر جا اعتراض و پیگیری نبوده، وعده‌ها طولانی‌تر شده است.

@Eterazebazar
🌊 عضو کمیسیون اقتصادی مجلس هشدار داده که با افزایش ۳۰ درصدی قیمت مواد اولیه داخلی، موج جدیدی از گرانی در خودرو، لوازم خانگی، بسته‌بندی و بسیاری از کالاهای دیگر در راه است.


مگر تا امروز در موج ارزانی زندگی می‌کردیم که حالا قرار است موج جدید گرانی از راه برسد؟

سال‌هاست که هر روز با یک افزایش قیمت جدید بیدار می‌شویم.
یک روز دلار، روز دیگر گوشت، بعد خودرو، دارو، اجاره خانه، لبنیات، روغن، لوازم خانگی و خدمات.
بالاخره این موج‌های گرانی کی تمام می‌شود؟

باید منتظر روزی باشیم که موج نارضایتی مردمی که سال‌ها هزینه این سیاست‌ها را پرداخت کرده‌اند، از هر موج گرانی بزرگ‌تر شود؟

آن روز شاید خیلی نزدیک‌تر از چیزی باشد که تصور می‌کنید.


@Eterazebazar
⚡️ هنوز تابستان شروع نشده، اما گزارش‌های قطعی برق از نقاط مختلف کشور در حال افزایش است.

در حالی که رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی هشدار داده احتمالاً از اواخر خرداد یا اوایل تیرماه، مردم برای چند ماه با خاموشی‌ها درگیر خواهند بود، برخی شهروندان نیز از آغاز قطعی‌های پراکنده برق در روزهای اخیر خبر می‌دهند.

از سوی دیگر، برخی فعالان رسانه‌ای حوزه انرژی نیز هشدار داده‌اند که وضعیت تولید و تأمین انرژی کشور با چالش‌های جدی روبه‌روست؛ موضوعی که اگر درست باشد، می‌تواند تابستان و زمستان سختی را برای مردم رقم بزند.

واقعیت این است که مردم دیگر از شنیدن وعده خسته شده‌اند.

کارخانه‌ای که برق نداشته باشد، تولید نمی‌کند.
مغازه‌ای که برق نداشته باشد، درآمدش کاهش پیدا می‌کند.
خانواده‌ای که در گرمای تابستان ساعت‌ها بدون برق بماند، با آمار و توجیه آرام نمی‌شود.

صبر مردم بی‌نهایت نیست؛
مردمی که هر روز بیشتر تحت فشار قرار می‌گیرند، دیر یا زود پاسخ همه این سال‌های وعده، بی‌عملی و ناکارآمدی را خواهند داد .

@Eterazebazar
#ارسالی

سال‌هاست از شستا به عنوان یکی از بزرگ‌ترین و پرحاشیه‌ترین مجموعه‌های اقتصادی کشور نام برده می‌شود؛ مجموعه‌ای که سرمایه آن از حق بیمه میلیون‌ها کارگر و بازنشسته تأمین شده است.
سال‌هاست از تحقیق و تفحص، پرونده، گزارش، تخلف، رانت، حقوق‌های نجومی و مدیریت‌ها می‌شنویم.

سال‌هاست وعده برخورد می‌دهند.

سال‌هاست اسناد رو می‌شود.

اما آخرِ ماجرا چه می‌شود؟

بازنشسته‌ای که یک عمر حق بیمه پرداخت کرده، باید برای حقوقش نگران باشد.
کارگری که سال‌ها کار کرده، باید نگران آینده صندوقی باشد که سرمایه‌اش از جیب او تأمین شده است.

هر بار که صحبت از کمبود منابع می‌شود، فشارش روی مردم عادی خالی می‌شود.
اما وقتی نوبت به بررسی مسئولیت مدیران، تصمیم‌گیران و صاحبان نفوذ می‌رسد، ناگهان همه چیز در پیچ‌وخم گزارش‌ها، پرونده‌ها و بایگانی‌ها گم می‌شودو هیچ‌کس پاسخگو نیست؟

مردمی که یک عمر حق بیمه داده‌اند، صدقه نمی‌خواهند؛
حق خودشان را می‌خواهند.

و هر روز که می‌گذرد، این سؤال بلندتر می‌شود:

واقعاً چه کسانی باید پاسخگوی سرنوشت سرمایه‌ای باشند که متعلق به میلیون‌ها کارگر و بازنشسته است؟

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🛒 اجناس سوپرمارکت انگار با تورم مسابقه گذاشته‌اند.

هر بار که وارد مغازه می‌شوی، قیمت جدیدی روی کالاها می‌بینی.
بیسکویت، لبنیات، روغن، نوشابه، تنقلات، حبوبات و حتی ساده‌ترین اقلام مصرفی، یکی پس از دیگری گران‌تر می‌شوند.

مردم دیگر از گرانی‌های سالانه یا ماهانه حرف نمی‌زنند؛
بسیاری می‌گویند قیمت‌ها را باید هفتگی و گاهی روزانه دنبال کرد.

در این میان، حقوق و درآمدها جا مانده‌اند.

حقوقی که قرار بود یک ماه زندگی را بچرخاند، حالا برای بسیاری از خانواده‌ها به نیمه ماه هم نمی‌رسد.
هر افزایش قیمت، بخشی دیگر از قدرت خرید مردم را می‌بلعد و هر بار کالاهای بیشتری از سبد خانوار حذف می‌شوند.

انگار اجناس با تورم مسابقه گذاشته‌اند؛
و تنها چیزی که از این مسابقه جا مانده، درآمد و حقوق مردم است.

@Eterazebazar
🚛 عوارض جاده‌ای باز هم گران شد...

روی این تابلو فقط چند عدد نوشته شده؛
اما پشت هر کدام از این اعداد، زندگی هزاران راننده‌ای قرار دارد که هر روز زیر بار هزینه‌های سنگین‌تر خم می‌شوند.

لاستیکی که چند سال پیش چند میلیون تومان بود، حالا ده‌ها و حتی صدها میلیون تومان شده.
قطعات، روغن، بیمه، تعمیرات، عوارض، مالیات و هزینه‌های روزمره یکی پس از دیگری بالا می‌روند.

اما کسی نمی‌پرسد:
کرایه‌ها چقدر بالا رفته‌اند؟
درآمد راننده چقدر بیشتر شده است؟

هر بار که از یک راننده می‌خواهند هزینه جدیدی پرداخت کند، در واقع بخشی از سفره خانواده او را کوچک‌تر می‌کنند.

راننده‌ای که شب و روز در جاده است، توقع زندگی اشرافی ندارد.
فقط می‌خواهد آخر ماه شرمنده زن و بچه‌اش نشود.
فقط می‌خواهد بتواند قسط بدهد، خرج خانه را تأمین کند و زیر بار بدهی له نشود.

امروز عوارض را بالا می‌برند،
فردا بیمه را،
پس‌فردا قطعات و لاستیک را.

اما وقتی نوبت به بهبود درآمد راننده می‌رسد، همه سکوت می‌کنند.

بار اقتصاد کشور روی چرخ‌های همین کامیون‌ها جابه‌جا می‌شود؛
اما انگار کسی نمی‌بیند که راننده‌ها خودشان زیر بار همین اقتصاد در حال خرد شدن هستند.

تا کی قرار است هر روز هزینه‌ها بیشتر شود و سهم راننده از این همه زحمت، فقط خستگی، قرض و نگرانی باشد؟

@Eterazebazar
🔴 انحراف افکار عمومی؛ بحران‌سازی به‌جای پاسخگویی

چرا هر زمان که فشار اقتصادی، گرانی، فساد، بیکاری و نارضایتی اجتماعی به اوج می‌رسد، ناگهان کشور وارد فضای تنش، بحران و نگرانی‌های جدید می‌شود؟

مردمی که زیر بار تورم خرد شده‌اند، حق دارند بپرسند چرا به جای پاسخگویی درباره سفره‌های کوچک‌تر، حقوق‌های بی‌ارزش‌تر، صندوق‌های خالی و وعده‌های عمل‌نشده، دائماً موضوعات دیگری در صدر اخبار قرار می‌گیرد؟

واقعیت این است که هیچ موشکی نمی‌تواند قبض برق مردم را پرداخت کند.
هیچ بحران خارجی نمی‌تواند اجاره‌خانه را ارزان کند.
هیچ فضای امنیتی نمی‌تواند دارو را به دست بیمار برساند.
و هیچ هیاهویی نمی‌تواند فساد، ناکارآمدی و مشکلات معیشتی را برای همیشه پنهان کند.

شاید برای مدتی بتوان افکار عمومی را از یک بحران به بحران دیگر برد،
اما نمی‌توان واقعیت زندگی مردم را تغییر داد.

مردم هر روز با قیمت نان، گوشت، دارو، اجاره و بیکاری زندگی می‌کنند؛
و این واقعیت‌ها با هیچ شعار و هیچ فضاسازی از بین نمی‌روند.





@Eterazebazar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#ارسالی
براتون فیلم دیوار نویسی که در تهران دیدم میفرستم.
اینا بالایی ها با خودشون دعوا دارن و بلد نیستند این مملکت رو اداره کنن و ما هم مونده در وسط !!

@Eterazebazar
#ارسالی
🚛 افزایش ۲۶.۵ درصدی کرایه؟ روی کاغذ شاید؛ در جاده نه!

می‌گویند نرخ تن-کیلومتر را ۲۶.۵ درصد افزایش داده‌ایم؛ انگار منت بزرگی سر رانندگان و کامیون‌داران گذاشته‌اند.

سؤال اینجاست:

مگر لاستیک ۲۶ درصد گران شده؟
مگر بیمه فقط ۲۶ درصد بالا رفته؟
مگر روغن، قطعات، تعمیرات، عوارض، مالیات، خوراک و هزینه‌های زندگی فقط ۲۶ درصد افزایش داشته‌اند؟

کافی است یک بار پای دخل و خرج واقعی یک کامیون بنشینند تا بفهمند این عددها هیچ نسبتی با واقعیت جاده ندارد.

امروز قیمت یک جفت لاستیک، هزینه یک تعمیر اساسی یا حتی یک خرابی معمولی، می‌تواند درآمد چندین سرویس را ببلعد.
هر بار که راننده برای خرید قطعه می‌رود، انگار وارد طلافروشی شده است.

روی کاغذ می‌نویسند «افزایش کرایه»؛
اما در عمل، فاصله درآمد و هزینه هر روز بیشتر می‌شود.

راننده و کامیون‌دار نه دنبال امتیاز ویژه هستند و نه دنبال رانت؛
فقط می‌خواهند حاصل کارشان با هزینه‌های واقعی زندگی تناسب داشته باشد.

سال‌هاست این صنف با صبر و سکوت جلو آمده است.
اما سکوت رانندگان نباید به معنای رضایت تعبیر شود.

واقعیت این است که اگر چرخ حمل‌ونقل از حرکت بایستد، همه متوجه اهمیت این صنف خواهند شد.
امروز صدای اعتراض از جاده‌ها بلند شده، چون بسیاری احساس می‌کنند تصمیم‌گیران کیلومترها با واقعیت زندگی رانندگان فاصله دارند.

راننده فقط یک خواسته دارد:
کرایه‌ای که با واقعیت هزینه‌ها بخواند، نه عددی که فقط در گزارش‌ها و مصوبه‌ها زیبا به نظر برسد.

چون دیگر مسئله سود نیست؛
مسئله بقاست.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎓 اعتراض دانشجویان به کیفیت و وضعیت غذای دانشگاه

ویدئوهای منتشرشده از اعتراض دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر، بار دیگر موضوع کیفیت خدمات رفاهی دانشجویان را به صدر مطالبات دانشگاهی آورده است.

دانشجویان معترض می‌گویند کیفیت غذا، تنوع پایین، مشکلات بهداشتی و بی‌توجهی به درخواست‌های مکرر، باعث نارضایتی گسترده در میان دانشجویان شده است.

شاید برای برخی، اعتراض به غذای دانشگاه موضوع کوچکی به نظر برسد؛
اما برای دانشجویی که بخش مهمی از زندگی خود را در خوابگاه و دانشگاه می‌گذراند، کیفیت غذا مستقیماً با سلامت، تمرکز، کیفیت آموزش و زندگی روزمره او در ارتباط است.

دانشجویان می‌گویند بارها مشکلات را از مسیرهای اداری و رسمی مطرح کرده‌اند و اکنون اعتراضات، نتیجه بی‌پاسخ ماندن مطالبات آن‌هاست.
@Eterazebazar
🚌 از ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، کرایه حمل‌ونقل عمومی جاده‌ای ۲۱ درصد افزایش می‌یابد.

اتوبوس، مینی‌بوس، ون و سواری؛
همه گران‌تر می‌شوند.

اما سؤال مردم این است:

حقوق‌ها هم ۲۱ درصد بالا رفته؟
قدرت خرید مردم هم ۲۱ درصد بیشتر شده؟
یا فقط هزینه‌های زندگی هستند که هر روز رکورد جدیدی ثبت می‌کنند؟

برای بسیاری از خانواده‌ها، سفر دیگر یک تفریح نیست؛
یک ضرورت است.
سفر برای درمان، کار، تحصیل، دیدار خانواده یا انجام امور روزمره.

اما حالا هر بار که قیمت بلیت بالا می‌رود، بخشی دیگر از مردم از همین حداقل جابه‌جایی هم محروم می‌شوند.

از نان و لبنیات گرفته تا دارو، اجاره، برق، آب، حمل‌ونقل و ده‌ها هزینه دیگر؛
همه‌چیز در مسیر افزایش قیمت قرار دارد.

مشکل فقط این ۲۱ درصد نیست؛
مشکل این است که مردم هر روز با یک افزایش جدید از خواب بیدار می‌شوند، اما درآمدشان همچنان در گذشته جا مانده است.

گویا در این کشور فقط یک چیز حق افزایش ندارد:
درآمد و قدرت خرید مردم.

وگرنه برای گرانی، همیشه یک مصوبه، یک بخشنامه و یک توجیه آماده است.

@Eterazebazar
🥛 لبنیات هم به کالای لوکس تبدیل شد

اول گوشت از سفره‌ها رفت.

بعد مرغ و ماهی کمتر شد.

بعد تخم‌مرغ گران شد.

حالا نوبت شیر، ماست، پنیر و لبنیات رسیده است.

کارگر و بازنشسته‌ای که زمانی حداقل می‌توانست برای خانواده‌اش لبنیات تهیه کند، امروز باید بین پرداخت اجاره، خرید دارو، قبض‌ها و تهیه مواد غذایی یکی را انتخاب کند.

می‌گویند سرانه مصرف لبنیات در ایران به حدود ۵۰ کیلوگرم رسیده، در حالی که میانگین جهانی چندین برابر این رقم است.

این فقط یک آمار نیست؛
این یعنی میلیون‌ها نفر دیگر توان خرید حداقل‌های تغذیه را ندارند.

سال‌ها گفتند گوشت نخورید، مرغ بخورید.

مرغ گران شد، گفتند تخم‌مرغ بخورید.

تخم‌مرغ هم گران شد.

حالا لبنیات هم از سفره‌ها در حال حذف شدن است.

سؤال اینجاست:

بعد از لبنیات چه چیزی باقی می‌ماند که هنوز لوکس نشده باشد؟

وقتی حقوق یک کارگر حتی به نیمه ماه نمی‌رسد، وقتی قیمت‌ها هر روز بالا می‌رود و دستمزدها جا می‌مانند، دیگر صحبت از «سبد غذایی» نیست؛
صحبت از بقاست.

جامعه‌ای که در آن شیر و پنیر برای بخشی از مردم آرزو شود، درگیر یک بحران عادی اقتصادی نیست؛
درگیر فروپاشی تدریجی معیشت است.

و دردناک‌تر از همه این است که مردم هر روز فقیرتر می‌شوند، اما مسئولان هر روز بیشتر وانمود می‌کنند که همه چیز عادی است.

@Eterazebazar
📈 آمارهایی که از سفره مردم حرف می‌زنند

بر اساس داده‌های منتشرشده، تورم نقطه‌به‌نقطه برخی کالاهای اساسی به ارقام کم‌سابقه‌ای رسیده است:

🔹 روغن نباتی: ۴۳۱ درصد
🔹 روغن مایع: ۳۵۳ درصد
🔹 تخم‌مرغ: ۳۴۲ درصد
🔹 مرغ: ۲۸۷ درصد
🔹 برنج خارجی: ۲۲۲ درصد
🔹 سس: ۲۱۵ درصد
🔹 برنج ایرانی: ۱۶۱ درصد
🔹 گوشت گاو و گوساله: ۱۵۷ درصد

این اعداد فقط آمار نیستند.

پشت هر درصد، خانواده‌ای قرار دارد که خریدش کمتر شده، سفره‌اش کوچک‌تر شده و بخشی از نیازهایش را حذف کرده است.

فاجعه این است که درآمد مردم با این اعداد هیچ نسبتی ندارد.

وقتی کالاهای اساسی بین ۱۵۰ تا ۴۳۰ درصد گران می‌شوند اما دستمزدها حتی نزدیک این ارقام هم رشد نمی‌کنند، نتیجه از قبل مشخص است:

حذف تدریجی مواد غذایی از سفره مردم.

جامعه‌ای که مردمش هر روز مجبور شوند از تغذیه، سلامت و نیازهای اولیه خود بزنند، فقط با بحران اقتصادی روبه‌رو نیست؛
با بحران معیشت و آینده روبه‌رو است.

@Eterazebazar
#ارسالی
بیسکویت را هفته پیش کیلویی ۳۰۰ هزار تومان خریدم؛
امروز همان را ۵۲۰ هزار تومان قیمت می‌دهند.

قهوه فوری که هفته قبل ۳۲۰ هزار تومان بود،
حالا به ۸۹۰ هزار تومان رسیده است.

مرغ که دیگر از دسترس خیلی از خانواده‌ها پر کشیده.

تخم‌مرغ دانه‌ای ۲۰ هزار تومان شده.

گوشت گوسفندی از مرز ۲ میلیون تومان گذشته.

شیر و لبنیات هم هر روز گران‌تر می‌شوند؛
پنیر کوچک ۶۰ هزار تومانی، حالا به کالایی تبدیل شده که باید برای خریدش حساب‌وکتاب کرد.

هر هفته که برای خرید می‌رویم، انگار وارد کشور دیگری شده‌ایم.
قیمت‌ها با سرعتی می‌دوند که درآمد مردم حتی نمی‌تواند گرد و خاکشان را ببیند.

دیگر بحث رفاه نیست،
بحث تأمین ساده‌ترین نیازهای زندگی است.

خدایا...

مردم هر روز بیشتر از قبل زیر بار این فشار خرد می‌شوند.

واقعاً تا کجا قرار است این وضعیت ادامه پیدا کند؟

مردم خسته‌اند،
سفره‌ها کوچک شده‌اند،
و بسیاری از خانواده‌ها دیگر توان دویدن دنبال این گرانی‌های بی‌پایان را ندارند.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من یک مغازه‌دارم.

هر روز با قیمت‌های جدید از خواب بیدار می‌شوم.
صبح یک جنس را می‌خرم، عصر همان جنس قیمت دیگری دارد.

مشتری فکر می‌کند مغازه‌دار مقصر است.
صاحب‌ملک فکر می‌کند ما طلا می‌فروشیم و هر سال کرایه مغازه را چند برابر می‌کند.
تأمین‌کننده می‌گوید قیمت‌ها بالا رفته.
مشتری می‌گوید چرا گران می‌فروشی.

آخرش هم همه فشارها روی مغازه‌دار خالی می‌شود.

ما وسط این زنجیره گیر کرده‌ایم؛
نه قیمت‌ها دست ماست،
نه اجاره‌ها،
نه هزینه‌ها.

فقط هر روز باید جواب مردمی را بدهیم که حق دارند از این گرانی‌ها عصبانی باشند.

اما یک سؤال ساده:

مسئول این همه گرانی کیست؟

الو... کسی هست؟

کسی صدای مردم، کسبه، کارگرها و بازاری‌ها را می‌شنود؟

هر روز قیمت‌ها بالا می‌رود،
هر روز قدرت خرید مردم کمتر می‌شود،
هر روز فروش کمتر می‌شود،
و هر روز هزینه‌های ما بیشتر.

اداره کردن یک مغازه دیگر شغل نیست؛
جنگیدن روزانه برای بقاست.

مردم ناراضی‌اند،
کسبه ناراضی‌اند،
تولیدکننده ناراضی است.

پس بالاخره چه کسی باید پاسخگوی این وضعیت باشد؟

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من یک نانوا هستم.

شغلی که نسل به نسل در خانواده ما چرخیده، امروز به جایی رسیده که بعد از ده‌ها سال کار، به فکر جمع کردن نانوایی افتاده‌ایم.

سال‌هاست که تصمیم‌های اشتباه، هزینه‌های تولید را بالا برده، اما کسی حاضر نیست واقعیت را ببیند.

وقتی به اداره‌ها مراجعه می‌کنیم و می‌گوییم دخل و خرج نانوایی با هم نمی‌خواند، جواب می‌دهند:
«اگر نمی‌صرفد، جمع کنید.»

وقتی با مردم درد دل می‌کنیم و از وضعیت می‌گوییم، بعضی‌ها می‌گویند:
«اگر نمی‌صرفد، جمع کنید.»

انگار ساده‌ترین جواب برای هر مشکلی، تعطیل کردن کار و بیکار شدن است.

به خدا قسم، امروز بعضی نانواها از سر اجبار نانوایی را تعطیل کرده‌اند، نه از سر انتخاب.

از یک طرف مردم ساعت‌ها در صف نان می‌ایستند و از طرف دیگر نانوا زیر بار هزینه‌ها کمرش خم شده است.

چهار تکه نان صنعتی را در یک بسته می‌گذارند و چند برابر قیمت می‌فروشند، اما نانوایی سنتی که سه نفر از صبح تا شب پای تنور ایستاده‌اند، باید برای بقا بجنگد.

مغازه‌ای که میلیاردها تومان سرمایه می‌خواهد، با چند کارگر و ساعت‌ها کار طاقت‌فرسا، گاهی درآمدی دارد که با هزینه‌های روزمره و استهلاک و اجاره و دستمزدها همخوانی ندارد.

فاجعه اینجاست که نه نانوا راضی است، نه مردم.

نانوا از ادامه کار خسته شده،
مردم از صف و گرانی خسته شده‌اند،
اما انگار کسی حاضر نیست ریشه مشکلات را ببیند.

وقتی نانوایی، که یکی از پایه‌ای‌ترین مشاغل هر جامعه است، به مرز تعطیلی برسد، باید فهمید که مشکل فقط یک صنف نیست؛
مشکل خیلی عمیق‌تر از آن چیزی است که در گزارش‌ها نوشته می‌شود.

@Eterazebazar
#ارسالی
چند روز پیش یک نفر برای خرید گوشی آمده بود.

قیمت را که شنید، چند ثانیه ساکت ماند.
گفت: «مطمئنی اشتباه نمی‌کنی؟»

حق داشت.

گلکسی A56 که حدود شش ماه پیش نزدیک ۳۰ میلیون تومان بود، حالا به حدود ۸۵ میلیون تومان رسیده است.

نه یک گوشی لوکس است،
نه پرچمدار،
نه کالای خاص.

فقط یک گوشی میان‌رده معمولی.

بعد آدم به بقیه وسایل خانه نگاه می‌کند:

یخچال فریزر دوقلو؛ حدود ۳۰۰ میلیون تومان.

تلویزیون ۶۵ اینچ؛ حدود ۱۵۰ میلیون تومان.

ماشین لباسشویی؛ حدود ۱۶۰ میلیون تومان.

اجاق گاز؛ حدود ۱۵۰ میلیون تومان.

مبل؛ حدود ۳۵۰ میلیون تومان.

جمع همین چند قلم ساده از یک زندگی معمولی، از مرز یک میلیارد تومان گذشته است.

زمانی مردم برای خرید خانه و ماشین آرزو جمع می‌کردند.
امروز بعضی خانواده‌ها برای تعویض یک گوشی معمولی یا خرید یک وسیله ضروری خانه باید ماه‌ها و سال‌ها حساب‌وکتاب کنند.

تلخ‌تر از خودِ قیمت‌ها، عادت کردن به آنهاست.

هر بار که عددی چند برابر می‌شود، چند روزی همه شوکه می‌شوند؛
بعد کم‌کم آن قیمت جدید عادی می‌شود و نوبت گرانی بعدی می‌رسد.

در این میان فقط یک چیز ثابت مانده:

حقوق‌ها هنوز در دنیای چند سال قبل زندگی می‌کنند،
اما قیمت‌ها انگار هر روز از آینده خبر می‌آورند.

@Eterazebazar
چند ماه پیش اگر کسی برای خرید گوشی به بازار می‌آمد، حداقل قیمت می‌پرسید.

حالا خیلی‌ها فقط ویترین‌ها را نگاه می‌کنند و می‌روند.

فروشنده قیمت را می‌گوید،
مشتری لبخند تلخی می‌زند و می‌گوید:
«فعلاً صبر می‌کنم...»

این روزها در بازار موبایل بیشتر از صدای خرید و فروش، صدای تردید شنیده می‌شود.

گوشی‌هایی که تا همین چند ماه پیش برای طبقه متوسط قابل خرید بودند، حالا به کالاهایی تبدیل شده‌اند که خیلی‌ها فقط قیمتشان را دنبال می‌کنند.

از آن طرف فروشنده هم خیال راحتی ندارد.

امروز جنسی را می‌فروشد، اما نمی‌داند فردا همان کالا را با چه قیمتی باید جایگزین کند.

نتیجه این شده که نه خریدار جرأت خرید دارد،
نه فروشنده اطمینان فروش.

بازار در وضعیتی قرار گرفته که همه منتظرند؛
مشتری منتظر ارزان شدن،
فروشنده منتظر ثبات،
و هر دو نگران گرانی بعدی.

رکود فقط وقتی نیست که مغازه‌ها بسته باشند.

رکود یعنی بازار باز باشد،
چراغ‌ها روشن باشند،
ویترین‌ها پر باشند،
اما مشتری‌ها فقط نگاه کنند و عبور کنند.

این روزها بازار موبایل دقیقاً همین تصویر را دارد.

@Eterazebazar
چند عدد کنار هم بگذاریم:

📱 گلکسی A56
پارسال: ۲۹ میلیون تومان
امسال: ۸۵ میلیون تومان

📱 ردمی نوت ۱۴
پارسال: ۱۵ میلیون تومان
امسال: ۴۴ میلیون تومان

🍎 آیفون ۱۶
پارسال: ۸۰ میلیون تومان
امسال: ۲۰۰ میلیون تومان

💻 مک‌بوک ایر M4
پارسال: ۸۰ میلیون تومان
امسال: ۱۷۵ میلیون تومان

حالا برویم سراغ حقوق:

👷‍♂️ حداقل دستمزد نیروی کار ساده
پارسال: حدود ۱۲ میلیون تومان
امسال: حدود ۱۶ میلیون تومان

یعنی در حالی که بسیاری از کالاهای دیجیتال بین دو تا سه برابر شده‌اند، حقوق‌ها فقط چند میلیون تومان افزایش پیدا کرده‌اند.

نتیجه را می‌شود از یک سؤال ساده فهمید:

پارسال یک کارگر با حدود دو ماه و نیم حقوق می‌توانست یک گوشی میان‌رده بخرد.

امروز برای همان گوشی باید بیش از پنج ماه حقوق کنار بگذارد؛ آن هم اگر در این مدت هیچ خرج دیگری نداشته باشد.

مشکل فقط گرانی موبایل نیست.

مشکل این است که سرعت رشد قیمت‌ها از زندگی مردم جلو زده است.

امروز بسیاری از کالاهایی که زمانی عادی محسوب می‌شدند، آرام‌آرام از دسترس طبقه متوسط و کارگری خارج می‌شوند.

وقتی حقوق یک ماه کار، به زحمت خرج چند روز زندگی را پوشش می‌دهد، دیگر مردم قیمت‌ها را با تومان حساب نمی‌کنند؛

با ماه‌های عمرشان حساب می‌کنند.

@Eterazebazar