🔴 اعتراض کارکنان دانشگاه تربیت معلم؛ ۸.۵ میلیون تومان از حقوقمان کم کردهاند، بدون توضیح!
کارکنان دانشگاه تربیت معلم میگویند حقوق خردادماه آنها با حدود ۸ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان کسری واریز شده است؛ برای حدود ۱۵۰ نفر رخ داده است.
پس از اعتراض به مسئولان دانشگاه، تنها پاسخی که شنیدهاند این بوده است: «ما هم نمیدانیم چرا این مبلغ کسر شده است.»
این کارکنان میگویند: «حتی یک ریال هم حق ندارند بدون رضایت و اطلاع ما از حقوقمان بردارند. ما راضی نیستیم پولی که با زحمت به دست آوردهایم، صرف مراسم حکومتی یا هر هزینه دیگری شود. اگر برای برگزاری مراسم و پذیرایی میلیاردها تومان بودجه وجود دارد، چرا دست در جیب کارمند میکنند؟ غذایی که با پول کسرشده از حقوق مردم تهیه شود، از نظر ما حلال نیست و هیچکس حق ندارد بدون اجازه، از دسترنج کارکنان برای چنین هزینههایی استفاده کند.»
@Eterazebazar
کارکنان دانشگاه تربیت معلم میگویند حقوق خردادماه آنها با حدود ۸ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان کسری واریز شده است؛ برای حدود ۱۵۰ نفر رخ داده است.
پس از اعتراض به مسئولان دانشگاه، تنها پاسخی که شنیدهاند این بوده است: «ما هم نمیدانیم چرا این مبلغ کسر شده است.»
این کارکنان میگویند: «حتی یک ریال هم حق ندارند بدون رضایت و اطلاع ما از حقوقمان بردارند. ما راضی نیستیم پولی که با زحمت به دست آوردهایم، صرف مراسم حکومتی یا هر هزینه دیگری شود. اگر برای برگزاری مراسم و پذیرایی میلیاردها تومان بودجه وجود دارد، چرا دست در جیب کارمند میکنند؟ غذایی که با پول کسرشده از حقوق مردم تهیه شود، از نظر ما حلال نیست و هیچکس حق ندارد بدون اجازه، از دسترنج کارکنان برای چنین هزینههایی استفاده کند.»
@Eterazebazar
افق کوروش پنیر گرفتم قیمت زده بود ۱۴۱
وقتی کارت کشید ۱۸۶هزار
گفتم اضافه کشیدی گفت قیمت جدیده
گفتم چرا قیمت جدید روش نزده
گفت افزایش خورده چون مال هفته قبله از امروز باید به قیمت جدید بفروشیم
@Eterazebazar
وقتی کارت کشید ۱۸۶هزار
گفتم اضافه کشیدی گفت قیمت جدیده
گفتم چرا قیمت جدید روش نزده
گفت افزایش خورده چون مال هفته قبله از امروز باید به قیمت جدید بفروشیم
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارشها از اشنویه؛ تهدید بازاریان برای تعطیلی اجباری مغازهها
مقامات مغازهداران و بازاریان را مجبور کردهاند تا مغازهها و بازارهای خود را برای عزاداری در مراسم تشییع جنازه علی خامنهای ببندند. امروز، آنها در بازار گشتند و هر کسی را که مغازههای خود را نبندد، بستند و هر مغازهداری را که رعایت نکند، تهدید به مجازات کردند.
بازاریانی که این روزها با رکود، گرانی و کاهش فروش دستوپنجه نرم میکنند، میگویند تعطیلی اجباری، فشار مضاعفی بر معیشت آنها وارد میکند.
@Eterazebazar
مقامات مغازهداران و بازاریان را مجبور کردهاند تا مغازهها و بازارهای خود را برای عزاداری در مراسم تشییع جنازه علی خامنهای ببندند. امروز، آنها در بازار گشتند و هر کسی را که مغازههای خود را نبندد، بستند و هر مغازهداری را که رعایت نکند، تهدید به مجازات کردند.
بازاریانی که این روزها با رکود، گرانی و کاهش فروش دستوپنجه نرم میکنند، میگویند تعطیلی اجباری، فشار مضاعفی بر معیشت آنها وارد میکند.
@Eterazebazar
تعطیلی پشت تعطیلی؛ هزینهاش را مردم میدهند
در حالی که موج تعطیلی استانها یکی پس از دیگری ادامه دارد، فهرست تعطیلیها هر روز طولانیتر میشود؛ خوزستان، هرمزگان، سمنان، مازندران، خراسان شمالی، کاشان، آران و بیدگل و...
این تعطیلیها، فارغ از هر دلیلی که برای آن اعلام شود، هزینهاش را مردم و کسبوکارها میپردازند؛ از کارگری که مزد روزانهاش قطع میشود تا کاسبی که در اوج رکود، مجبور به بستن مغازهاش است.
@Eterazebazar
در حالی که موج تعطیلی استانها یکی پس از دیگری ادامه دارد، فهرست تعطیلیها هر روز طولانیتر میشود؛ خوزستان، هرمزگان، سمنان، مازندران، خراسان شمالی، کاشان، آران و بیدگل و...
این تعطیلیها، فارغ از هر دلیلی که برای آن اعلام شود، هزینهاش را مردم و کسبوکارها میپردازند؛ از کارگری که مزد روزانهاش قطع میشود تا کاسبی که در اوج رکود، مجبور به بستن مغازهاش است.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میوه را دانهای میخریم؛ گرانی را کیلویی تحمل میکنیم!
ما یک نفر هستیم و میوه را دانهای میخریم، اما همین هم برایمان سنگین است. خدا به داد حقوقبگیرها و خانوادههای چندفرزندی برسد؛ جایی که خرید چند دانه میوه هم به دغدغه تبدیل شده است.
@Eterazebazar
ما یک نفر هستیم و میوه را دانهای میخریم، اما همین هم برایمان سنگین است. خدا به داد حقوقبگیرها و خانوادههای چندفرزندی برسد؛ جایی که خرید چند دانه میوه هم به دغدغه تبدیل شده است.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با پایان نمایش دیکتاتور، موج بازگشت مردم به تهران آغاز شد.
جاده چالوس در مسیر تهران، دوشنبه ۱۵ تیر ساعت ۲۰:۳۰، با ترافیک فوقسنگین قفل شده است. انگار پرده که پایین آمد، مردم هم راه خانه را در پیش گرفتند.
@Eterazebazar
جاده چالوس در مسیر تهران، دوشنبه ۱۵ تیر ساعت ۲۰:۳۰، با ترافیک فوقسنگین قفل شده است. انگار پرده که پایین آمد، مردم هم راه خانه را در پیش گرفتند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با پایین آمدن پرده نمایش، جادههای شمال هم قفل شد.
از پلیسراه سراوان تا امامزاده هاشم، ترافیک چندکیلومتری حکایت از موج سنگین بازگشت مسافران از گیلان دارد؛ با پایان نمایش، همه راهی تهران شدند.
@Eterazebazar
از پلیسراه سراوان تا امامزاده هاشم، ترافیک چندکیلومتری حکایت از موج سنگین بازگشت مسافران از گیلان دارد؛ با پایان نمایش، همه راهی تهران شدند.
@Eterazebazar
«پرده که پایین آمد؛ کارنامهای که تاریخ خواهد نوشت»
تاریخ، میراث حاکمان را با تعداد مراسم، تصاویر و تشریفات به یاد نمیآورد؛ با زندگی مردمی به یاد میآورد که زیر سایه آن حکومت زیستهاند.
میراث این دوران را باید در سفرههای کوچکشده، جوانانی که امیدشان را از دست دادند یا وطن را ترک کردند، خانوادههایی که زیر بار تورم و گرانی خم شدند، و نسلی که بیش از آنکه رؤیای ساختن داشته باشد، دغدغه بقا پیدا کرد، جستوجو کرد.
میراث این سالها عبارت است از: کاهش ارزش پول ملی، تورم و فقر، بیکاری، تحریمهای گسترده، گسترش فساد، رانت و پارتیبازی، انزوای بینالمللی، محدودیتهای اجتماعی و اینترنت، فرسودگی زیرساختها، بحرانهای زیستمحیطی، چالشهای نظام آموزشی و اقتصادی، و هزینههای سنگین سیاستهای منطقهای. این دوره با مهاجرت گسترده نخبگان، کاهش اعتماد عمومی و فاصله گرفتن بخش بزرگی از جامعه از چشمانداز آینده همراه بوده است.
میراث واقعی یک حکومت را نه بلندگوهای رسمی مینویسند و نه مراسم بدرقه؛ آن را اشک مادری مینویسد که فرزندش را از دست داده، جوانی که چمدان مهاجرت بسته، کارگری که توان خرید مایحتاج زندگی را ندارد، و بازنشستهای که حاصل یک عمر تلاشش هر روز ارزش کمتری پیدا میکند.
تاریخ، سرانجام از یک پرسش ساده آغاز میشود: مردم پس از دههها حکمرانی، امروز بهتر زندگی میکنند یا سختتر؟ پاسخ این پرسش، ماندگارترین قضاوت درباره هر زمامداری خواهد بود.
@Eterazebazar
تاریخ، میراث حاکمان را با تعداد مراسم، تصاویر و تشریفات به یاد نمیآورد؛ با زندگی مردمی به یاد میآورد که زیر سایه آن حکومت زیستهاند.
میراث این دوران را باید در سفرههای کوچکشده، جوانانی که امیدشان را از دست دادند یا وطن را ترک کردند، خانوادههایی که زیر بار تورم و گرانی خم شدند، و نسلی که بیش از آنکه رؤیای ساختن داشته باشد، دغدغه بقا پیدا کرد، جستوجو کرد.
میراث این سالها عبارت است از: کاهش ارزش پول ملی، تورم و فقر، بیکاری، تحریمهای گسترده، گسترش فساد، رانت و پارتیبازی، انزوای بینالمللی، محدودیتهای اجتماعی و اینترنت، فرسودگی زیرساختها، بحرانهای زیستمحیطی، چالشهای نظام آموزشی و اقتصادی، و هزینههای سنگین سیاستهای منطقهای. این دوره با مهاجرت گسترده نخبگان، کاهش اعتماد عمومی و فاصله گرفتن بخش بزرگی از جامعه از چشمانداز آینده همراه بوده است.
میراث واقعی یک حکومت را نه بلندگوهای رسمی مینویسند و نه مراسم بدرقه؛ آن را اشک مادری مینویسد که فرزندش را از دست داده، جوانی که چمدان مهاجرت بسته، کارگری که توان خرید مایحتاج زندگی را ندارد، و بازنشستهای که حاصل یک عمر تلاشش هر روز ارزش کمتری پیدا میکند.
تاریخ، سرانجام از یک پرسش ساده آغاز میشود: مردم پس از دههها حکمرانی، امروز بهتر زندگی میکنند یا سختتر؟ پاسخ این پرسش، ماندگارترین قضاوت درباره هر زمامداری خواهد بود.
@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
«پرده که پایین آمد؛ کارنامهای که تاریخ خواهد نوشت» تاریخ، میراث حاکمان را با تعداد مراسم، تصاویر و تشریفات به یاد نمیآورد؛ با زندگی مردمی به یاد میآورد که زیر سایه آن حکومت زیستهاند. میراث این دوران را باید در سفرههای کوچکشده، جوانانی که امیدشان را…
وقتی یک پفک، آرزوی یک کودک میشود...
مادری وارد مغازه شد. چند تخممرغ خرید؛ دانهای ۱۲ هزار تومان. پنج عدد برداشت و یک تراول ۱۰۰ هزار تومانی روی میز گذاشت.
ناگهان چشمش به پسر کوچکش افتاد که یک پفک برداشته بود. پرسید: «این چنده؟»
گفتم: «۵۰ هزار تومان.»
چند لحظه سکوت کرد و گفت: «نمیخوام... همینها رو حساب کن.»
حتی وقتی گفتم «اشکالی نداره، بعداً بیار»، قبول نکرد. غرورش اجازه نداد.
کودک با چشمانی پر از اشک، پفک را گذاشت و از مغازه بیرون رفت.
این فقط داستان یک پفک نیست؛ داستان مادری است که مجبور شد به خواسته کوچک فرزندش «نه» بگوید، نه از روی بیمهری، بلکه چون جیبش اجازه نمیداد.
@Eterazebazar
مادری وارد مغازه شد. چند تخممرغ خرید؛ دانهای ۱۲ هزار تومان. پنج عدد برداشت و یک تراول ۱۰۰ هزار تومانی روی میز گذاشت.
ناگهان چشمش به پسر کوچکش افتاد که یک پفک برداشته بود. پرسید: «این چنده؟»
گفتم: «۵۰ هزار تومان.»
چند لحظه سکوت کرد و گفت: «نمیخوام... همینها رو حساب کن.»
حتی وقتی گفتم «اشکالی نداره، بعداً بیار»، قبول نکرد. غرورش اجازه نداد.
کودک با چشمانی پر از اشک، پفک را گذاشت و از مغازه بیرون رفت.
این فقط داستان یک پفک نیست؛ داستان مادری است که مجبور شد به خواسته کوچک فرزندش «نه» بگوید، نه از روی بیمهری، بلکه چون جیبش اجازه نمیداد.
@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
«پرده که پایین آمد؛ کارنامهای که تاریخ خواهد نوشت» تاریخ، میراث حاکمان را با تعداد مراسم، تصاویر و تشریفات به یاد نمیآورد؛ با زندگی مردمی به یاد میآورد که زیر سایه آن حکومت زیستهاند. میراث این دوران را باید در سفرههای کوچکشده، جوانانی که امیدشان را…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میراث یک دوران؛ از سفرههای کوچک تا امیدهای خاموش
از ساعت ۶ صبح در گوشهای از شهر ایستاده است؛ چشم به راه یک فرصت، یک کار، یک روزی حلال. ساعتها میگذرد، اما خبری از کار نیست. آفتاب غروب میکند و او هنوز با دستهای خالی به خانه برمیگردد.
آمده بود کار کند تا برای خانه چیزی بخرد؛ شاید وسیلهای کوچک، شاید چیزی برای خوشحال کردن خانوادهاش. اما حالا فقط یک جمله باقی مانده است: «شاید قسمت نبوده...»
اما پشت این جمله ساده، داستانی بزرگ پنهان است؛ داستان کارگری که امیدش را هر روز کنار خیابان جا میگذارد، مادری که توان خرید یک خواسته کوچک کودک را ندارد، جوانی که آیندهاش را مبهم میبیند و خانوادهای که برای تأمین ابتداییترین نیازها میجنگد.
میراث واقعی یک دوران را نه در مراسم و شعارها، بلکه در همین لحظهها باید جستوجو کرد؛ در صفهای طولانی کار، در سفرههای کوچکشده، در شرمندگی پدر مقابل فرزند و در امیدی که هر روز کمرنگتر میشود.
تاریخ، سرانجام از خود خواهد پرسید: چگونه کشوری با این همه ظرفیت، به جایی رسید که آرزوی بسیاری از مردمش فقط پیدا کردن یک روز کار و یک لقمه نان شد؟
@Eterazebazar
از ساعت ۶ صبح در گوشهای از شهر ایستاده است؛ چشم به راه یک فرصت، یک کار، یک روزی حلال. ساعتها میگذرد، اما خبری از کار نیست. آفتاب غروب میکند و او هنوز با دستهای خالی به خانه برمیگردد.
آمده بود کار کند تا برای خانه چیزی بخرد؛ شاید وسیلهای کوچک، شاید چیزی برای خوشحال کردن خانوادهاش. اما حالا فقط یک جمله باقی مانده است: «شاید قسمت نبوده...»
اما پشت این جمله ساده، داستانی بزرگ پنهان است؛ داستان کارگری که امیدش را هر روز کنار خیابان جا میگذارد، مادری که توان خرید یک خواسته کوچک کودک را ندارد، جوانی که آیندهاش را مبهم میبیند و خانوادهای که برای تأمین ابتداییترین نیازها میجنگد.
میراث واقعی یک دوران را نه در مراسم و شعارها، بلکه در همین لحظهها باید جستوجو کرد؛ در صفهای طولانی کار، در سفرههای کوچکشده، در شرمندگی پدر مقابل فرزند و در امیدی که هر روز کمرنگتر میشود.
تاریخ، سرانجام از خود خواهد پرسید: چگونه کشوری با این همه ظرفیت، به جایی رسید که آرزوی بسیاری از مردمش فقط پیدا کردن یک روز کار و یک لقمه نان شد؟
@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
«پرده که پایین آمد؛ کارنامهای که تاریخ خواهد نوشت» تاریخ، میراث حاکمان را با تعداد مراسم، تصاویر و تشریفات به یاد نمیآورد؛ با زندگی مردمی به یاد میآورد که زیر سایه آن حکومت زیستهاند. میراث این دوران را باید در سفرههای کوچکشده، جوانانی که امیدشان را…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی از میراث یک دوران سخن میگویند، این تصویرها را هم باید دید...
دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵، در شهرستان سربازِ استان سیستان و بلوچستان، در منطقه ملکآباد، خودروی یک خانواده کمبضاعت در آتش سوخت؛ خودرویی که برای آن، سالها زحمت کشیده بودند.
به گفته خانواده، پدر با فروش گوسفندهایی که سالها برای نگهداریشان تلاش کرده بود، این خودرو را خریده بود تا نانآور خانه باشد و شرمنده زن و فرزندانش نشود. اما در چند دقیقه، حاصل سالها تلاش او در میان شعلههای آتش از بین رفت.
مردم با کپسولهای دستی تلاش کردند آتش را مهار کنند، اما امکانات محدود بود و شعلهها بزرگتر شدند. اگر تجهیزات و ایستگاه آتشنشانی مناسب در نزدیکی وجود داشت، شاید خسارت این خانواده کمتر میشد.
این فقط داستان یک خودرو نیست؛ داستان مردمی است که در مناطق محروم، با کمترین امکانات برای ساختن یک زندگی ساده تلاش میکنند.
وقتی از «میراث» سخن گفته میشود، باید صدای مردمی را هم شنید که هنوز برای ابتداییترین خدمات، فاصلهای طولانی با امکانات دارند.
بلوچستان فقط یک نام روی نقشه نیست؛ مردمی دارد با آرزوها، رنجها و تلاشهایی که گاهی در چند دقیقه خاکستر میشود.
@Eterazebazar
دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵، در شهرستان سربازِ استان سیستان و بلوچستان، در منطقه ملکآباد، خودروی یک خانواده کمبضاعت در آتش سوخت؛ خودرویی که برای آن، سالها زحمت کشیده بودند.
به گفته خانواده، پدر با فروش گوسفندهایی که سالها برای نگهداریشان تلاش کرده بود، این خودرو را خریده بود تا نانآور خانه باشد و شرمنده زن و فرزندانش نشود. اما در چند دقیقه، حاصل سالها تلاش او در میان شعلههای آتش از بین رفت.
مردم با کپسولهای دستی تلاش کردند آتش را مهار کنند، اما امکانات محدود بود و شعلهها بزرگتر شدند. اگر تجهیزات و ایستگاه آتشنشانی مناسب در نزدیکی وجود داشت، شاید خسارت این خانواده کمتر میشد.
این فقط داستان یک خودرو نیست؛ داستان مردمی است که در مناطق محروم، با کمترین امکانات برای ساختن یک زندگی ساده تلاش میکنند.
وقتی از «میراث» سخن گفته میشود، باید صدای مردمی را هم شنید که هنوز برای ابتداییترین خدمات، فاصلهای طولانی با امکانات دارند.
بلوچستان فقط یک نام روی نقشه نیست؛ مردمی دارد با آرزوها، رنجها و تلاشهایی که گاهی در چند دقیقه خاکستر میشود.
@Eterazebazar
موج جدید گرانی خودرو در راه است؟
گزارشها از افزایش شدید قیمت محصولات سایپا در کارخانه حکایت دارد.
مدیرعامل سایپا اعلام کرده است که قیمتهای جدید محصولات این شرکت طی یکی دو روز آینده اعلام خواهد شد.
در شرایطی که بسیاری از مردم برای خرید خودرو با مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند، هر افزایش قیمت، فشار بیشتری بر سفره خانوارها وارد میکند.
@Eterazebazar
گزارشها از افزایش شدید قیمت محصولات سایپا در کارخانه حکایت دارد.
مدیرعامل سایپا اعلام کرده است که قیمتهای جدید محصولات این شرکت طی یکی دو روز آینده اعلام خواهد شد.
در شرایطی که بسیاری از مردم برای خرید خودرو با مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند، هر افزایش قیمت، فشار بیشتری بر سفره خانوارها وارد میکند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وضعیت بازار بزرگ تهران؛ ۱۶ تیر ۱۴۰۵
امروز بازار بزرگ تهران در حال فعالیت است و رفتوآمد کسبه و مراجعهکنندگان در بخشهایی از بازار جریان دارد.
@Eterazebazar
امروز بازار بزرگ تهران در حال فعالیت است و رفتوآمد کسبه و مراجعهکنندگان در بخشهایی از بازار جریان دارد.
@Eterazebazar
میراث یک دوران؛ از سفرههای کوچک تا سایه سنگین بر جان انسانها
تاریخ، حاکمان را نه با وعدهها ونمایش میلیاردی ، بلکه با تأثیری که بر زندگی نسلهای خود گذاشتهاند قضاوت خواهد کرد
همزمان با ادامه کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صدوبیستوهشتم، فعالان این کارزار از تداوم اجرای احکام اعدام و نگرانی درباره وضعیت زندانیان در ایران سخن گفتهاند. این کارزار که در دهها زندان دنبال میشود، با یادآوری رویدادهای اعتراضی ۱۸ تیر ۱۳۷۸، بر خواسته خود برای توقف اعدامها تأکید کرده است.
میراث حاکمان را باید در مجموعهای از بحرانها دید؛ از فقر، کاهش قدرت خرید، بیکاری و ناامیدی جوانان گرفته تا افزایش شکاف اجتماعی، محدودیتهای مدنی و نگرانیهای حقوق بشری.
در سوی دیگر این روایت، خانوادههایی قرار دارند که با مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم میکنند، کارگرانی که برای یافتن یک روز کار ساعتها انتظار میکشند، و انسانهایی که سرنوشتشان با تصمیمهای سیاسی و قضایی گره خورده است.
قضاوت درباره هر دوره تاریخی، با حجم تبلیغات، نمایشها و شعارها انجام نمیشود؛ زیرا تاریخ را نمیتوان با تصویرسازی و روایتهای رسمی تغییر داد.
@Eterazebazar
تاریخ، حاکمان را نه با وعدهها ونمایش میلیاردی ، بلکه با تأثیری که بر زندگی نسلهای خود گذاشتهاند قضاوت خواهد کرد
همزمان با ادامه کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صدوبیستوهشتم، فعالان این کارزار از تداوم اجرای احکام اعدام و نگرانی درباره وضعیت زندانیان در ایران سخن گفتهاند. این کارزار که در دهها زندان دنبال میشود، با یادآوری رویدادهای اعتراضی ۱۸ تیر ۱۳۷۸، بر خواسته خود برای توقف اعدامها تأکید کرده است.
میراث حاکمان را باید در مجموعهای از بحرانها دید؛ از فقر، کاهش قدرت خرید، بیکاری و ناامیدی جوانان گرفته تا افزایش شکاف اجتماعی، محدودیتهای مدنی و نگرانیهای حقوق بشری.
در سوی دیگر این روایت، خانوادههایی قرار دارند که با مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم میکنند، کارگرانی که برای یافتن یک روز کار ساعتها انتظار میکشند، و انسانهایی که سرنوشتشان با تصمیمهای سیاسی و قضایی گره خورده است.
قضاوت درباره هر دوره تاریخی، با حجم تبلیغات، نمایشها و شعارها انجام نمیشود؛ زیرا تاریخ را نمیتوان با تصویرسازی و روایتهای رسمی تغییر داد.
@Eterazebazar
اگر کسی بپرسد میراث یک دوران چیست، کافی است سری به آبادان بزند.
شهری که سالها از پایان جنگ گذشته، اما بسیاری از ساکنانش از زخمهای آن التیام نیافته است. شهری که هر روز از دیروز، هر ماه از ماه قبل و هر سال از سال گذشته دشوارتر شده است. این احساس، برای آنان تنها یک شعار نیست؛ بخشی از تجربه روزمره زندگی است.
وقتی از میراث حاکمان سخن گفته میشود، فقط نباید به سخنرانیها، مراسم و نمایشها نگاه کرد. میراث واقعی را باید در شهرهایی مانند آبادان دید؛ در خیابانهایی که چشمانتظار آبادانی ماندهاند، در جوانانی که به دنبال فرصت هستند، و
چرا شهری که میتوانست نماد پیشرفت باشد، هنوز از ابتداییترین مطالبات توسعه عقب مانده است؟
تاریخ، حافظهای دارد که نه با تبلیغات پاک میشود و نه با نمایشها تغییر میکند.
@Eterazebazar
شهری که سالها از پایان جنگ گذشته، اما بسیاری از ساکنانش از زخمهای آن التیام نیافته است. شهری که هر روز از دیروز، هر ماه از ماه قبل و هر سال از سال گذشته دشوارتر شده است. این احساس، برای آنان تنها یک شعار نیست؛ بخشی از تجربه روزمره زندگی است.
وقتی از میراث حاکمان سخن گفته میشود، فقط نباید به سخنرانیها، مراسم و نمایشها نگاه کرد. میراث واقعی را باید در شهرهایی مانند آبادان دید؛ در خیابانهایی که چشمانتظار آبادانی ماندهاند، در جوانانی که به دنبال فرصت هستند، و
چرا شهری که میتوانست نماد پیشرفت باشد، هنوز از ابتداییترین مطالبات توسعه عقب مانده است؟
تاریخ، حافظهای دارد که نه با تبلیغات پاک میشود و نه با نمایشها تغییر میکند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کارنامه هر حکومت را نه تریبونها مینویسند، نه شعارها و نه نمایشهای پرهزینه؛ آن را زندگی مردم، سفرههایشان، امیدشان و آینده فرزندانشان مینویسد.
در شهرستان جیرفت، آن هم در روزهایی که دمای هوا از ۵۰ درجه سانتیگراد فراتر میرود، مردم برای سوختگیری با کارت کدینگ ناچارند ساعتها در صف تنها جایگاه فعال کدینگ، جایگاه سعیدی پیش از پلیسراه، منتظر بمانند.
کارنامه یک حکومت فقط در آمار و شعارها خلاصه نمیشود؛ در همین صفهای طولانی، در همین رنجهای روزمره و در دشواریهایی سنجیده میشود که مردم برای دسترسی به ابتداییترین خدمات تحمل میکنند. کرامت مردم یعنی اینکه برای یک حق اولیه، ساعتها زیر آفتاب سوزان معطل نمانند.
@Eterazebazar
در شهرستان جیرفت، آن هم در روزهایی که دمای هوا از ۵۰ درجه سانتیگراد فراتر میرود، مردم برای سوختگیری با کارت کدینگ ناچارند ساعتها در صف تنها جایگاه فعال کدینگ، جایگاه سعیدی پیش از پلیسراه، منتظر بمانند.
کارنامه یک حکومت فقط در آمار و شعارها خلاصه نمیشود؛ در همین صفهای طولانی، در همین رنجهای روزمره و در دشواریهایی سنجیده میشود که مردم برای دسترسی به ابتداییترین خدمات تحمل میکنند. کرامت مردم یعنی اینکه برای یک حق اولیه، ساعتها زیر آفتاب سوزان معطل نمانند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمایشهای پرهزینه، اما دریغ از یک رسیدگی ساده...
کافی است در جنتآباد و بسیاری از محلههای تهران قدم بزنید؛ کاجهای خشکشده یکییکی از چهره شهر حذف میشوند، بیصدا و بیهیاهو.
پارکهایی که روزگاری سرسبز و پوشیده از چمن بودند، سالهاست طراوت گذشته را ندارند و امروز، به جای کاشت و حفظ درختان، مردم بیشتر شاهد خشک شدن و قطع درختان تنومند هستند.
کارنامه هر مدیریتی را باید در زندگی مردم و حالِ شهر خواند، نه در نمایشهای پرهزینه؛ شهری که درختانش یکییکی میخشکند، نه نمایش.
@Eterazebazar
کافی است در جنتآباد و بسیاری از محلههای تهران قدم بزنید؛ کاجهای خشکشده یکییکی از چهره شهر حذف میشوند، بیصدا و بیهیاهو.
پارکهایی که روزگاری سرسبز و پوشیده از چمن بودند، سالهاست طراوت گذشته را ندارند و امروز، به جای کاشت و حفظ درختان، مردم بیشتر شاهد خشک شدن و قطع درختان تنومند هستند.
کارنامه هر مدیریتی را باید در زندگی مردم و حالِ شهر خواند، نه در نمایشهای پرهزینه؛ شهری که درختانش یکییکی میخشکند، نه نمایش.
@Eterazebazar
بازنشسته بانک صادرات می گفت : با کارتم نمیتونم خرید کنم رفتم بانک میگم ازحسابم پول نقد بده مسئولش میگه ، بما گفتن از هر حساب فقط یک میلیون قابل برداشت است!
بنده خدا بیماره و برای خرید ارزاق و دارو مستأصل مانده است...؟؟!!!
یک نفر که سپرده تو بانک ملی داشت گفت :
الان ۴ ماهه سود برام نمی ریزند پولم راخواستم به یک بانک خصوصی انتقال دهممیگن نمیشه...!!! عجب آشفته بازاریست!!!!
از پولای مردم هزینه کرد ، مراسم خامنه ای کردن واقعا حلاله...؟! خدا ازتون نگذره یک ماهه مردم را دربدر کردید...😒😡
میگن بانک ها پول نقد ندارن به منقاضیانبدهند...!!
@Eterazebazar
بنده خدا بیماره و برای خرید ارزاق و دارو مستأصل مانده است...؟؟!!!
یک نفر که سپرده تو بانک ملی داشت گفت :
الان ۴ ماهه سود برام نمی ریزند پولم راخواستم به یک بانک خصوصی انتقال دهممیگن نمیشه...!!! عجب آشفته بازاریست!!!!
از پولای مردم هزینه کرد ، مراسم خامنه ای کردن واقعا حلاله...؟! خدا ازتون نگذره یک ماهه مردم را دربدر کردید...😒😡
میگن بانک ها پول نقد ندارن به منقاضیانبدهند...!!
@Eterazebazar
سه شنبه ۴۰۵/۴/۱۶- تهران
بیمار بودم رفتم درمانگاه دولتی در منطقه دو کاغذ زده بودن در تعطیلات رسمی دولت درمانگاه هم تعطیل است...؟!
داروخانه بغلش هم تعطیل بود...؟!
آخه این چه وضعی است طرف مسموم شده نیاز به سرم و پزشک دارد تعطیل میکنند..؟!
بعد اعلام میکنن مراکز درمانی تعطیل نیست
بیشرفهای دروغگوی آشغال...!!
@Eterazebazar
بیمار بودم رفتم درمانگاه دولتی در منطقه دو کاغذ زده بودن در تعطیلات رسمی دولت درمانگاه هم تعطیل است...؟!
داروخانه بغلش هم تعطیل بود...؟!
آخه این چه وضعی است طرف مسموم شده نیاز به سرم و پزشک دارد تعطیل میکنند..؟!
بعد اعلام میکنن مراکز درمانی تعطیل نیست
بیشرفهای دروغگوی آشغال...!!
@Eterazebazar