بانک مرکزی: تورم نقطهبهنقطه خرداد به ۸۳.۱ درصد رسید؛ تورم سالانه ۵۷.۷ درصد اعلام شد
بانک مرکزی در تازهترین گزارش خود اعلام کرد که نرخ تورم نقطهبهنقطه در خردادماه به ۸۳.۱ درصد رسیده است. همچنین نرخ تورم سالانه در این ماه ۵۷.۷ درصد اعلام شده است.
بر اساس این آمار، خانوارها برای خرید مجموعهای از کالاها و خدمات نسبت به خرداد سال گذشته، بهطور متوسط ۸۳.۱ درصد هزینه بیشتری پرداخت کردهاند؛ در حالی که میانگین تورم سالانه نیز به ۵۷.۷ درصد رسیده و همچنان از تداوم فشار سنگین بر هزینههای زندگی خانوارها حکایت دارد.
@Eterazebazar
بانک مرکزی در تازهترین گزارش خود اعلام کرد که نرخ تورم نقطهبهنقطه در خردادماه به ۸۳.۱ درصد رسیده است. همچنین نرخ تورم سالانه در این ماه ۵۷.۷ درصد اعلام شده است.
بر اساس این آمار، خانوارها برای خرید مجموعهای از کالاها و خدمات نسبت به خرداد سال گذشته، بهطور متوسط ۸۳.۱ درصد هزینه بیشتری پرداخت کردهاند؛ در حالی که میانگین تورم سالانه نیز به ۵۷.۷ درصد رسیده و همچنان از تداوم فشار سنگین بر هزینههای زندگی خانوارها حکایت دارد.
@Eterazebazar
«بار سنگین یک ملتِ خسته روی دوش مردم عادی است»
من یک دستفروشم. با هزار زحمت و قرض، برای فردا جنس خریدم تا بساط کنم و شاید بتوانم خرج خانه را دربیاورم. اما حالا که خبر احتمال جنگ را میشنوم، تمام امیدم از بین رفته است.
ما نه پناهگاهی داریم، نه پشتوانهای. اگر یک روز کار نکنیم، همان روز نان سفره خانوادهمان کم میشود.
آخر این جنگ و بحران قرار است چه چیزی برای مردم عادی داشته باشد؟ آخرش یا مردم جانشان را از دست میدهند، یا زیر فشار این همه استرس و گرانی از پا میافتند، یا سرمایه ناچیزشان نابود میشود و ورشکست میشوند.
بار همه این اتفاقها همیشه روی دوش ما مردم عادی است؛ کسانی که نه در تصمیمها نقشی دارند و نه از پیامدهایش راه گریزی.
@Eterazebazar
من یک دستفروشم. با هزار زحمت و قرض، برای فردا جنس خریدم تا بساط کنم و شاید بتوانم خرج خانه را دربیاورم. اما حالا که خبر احتمال جنگ را میشنوم، تمام امیدم از بین رفته است.
ما نه پناهگاهی داریم، نه پشتوانهای. اگر یک روز کار نکنیم، همان روز نان سفره خانوادهمان کم میشود.
آخر این جنگ و بحران قرار است چه چیزی برای مردم عادی داشته باشد؟ آخرش یا مردم جانشان را از دست میدهند، یا زیر فشار این همه استرس و گرانی از پا میافتند، یا سرمایه ناچیزشان نابود میشود و ورشکست میشوند.
بار همه این اتفاقها همیشه روی دوش ما مردم عادی است؛ کسانی که نه در تصمیمها نقشی دارند و نه از پیامدهایش راه گریزی.
@Eterazebazar
گزارشها از حملات هوایی و انفجارهای شدید در جنوب ایران
گزارشهای منتشرشده حاکی از وقوع حملات هوایی به جزیره قشم است.
همزمان، گزارشهای محلی از شنیده شدن چندین انفجار شدید در چابهار و کنارک، در استان سیستان و بلوچستان و بندرعباس خبر میدهند.
@Eterazebazar
گزارشهای منتشرشده حاکی از وقوع حملات هوایی به جزیره قشم است.
همزمان، گزارشهای محلی از شنیده شدن چندین انفجار شدید در چابهار و کنارک، در استان سیستان و بلوچستان و بندرعباس خبر میدهند.
@Eterazebazar
عده زیادی از مردم بدلیل بیکاری وابسته به همین شندرغاز کالابرگ هستند . حالا چند روزه پشت شیشه خیلی از مغازه ها و فروشگاههای بزرگ اعلام به قطع سیستم تا اطلاع ثانوی شده . دلیل : عدم پرداخت و تسویه بدهی دولت به صاحبان کسب وکار و مراکز طرف قرارداد با کالابرگ .
از یکطرف کارخانجات هر روز مواد غذایی را گران می کنندتا عملا کالابرگ بی خاصیت شود . حالا هم که هرجا میروی با قطع سیستم روبرو میشوی و باید از جیب خرید کنی .
آقای پزشکیان ؛ واقعا اگر علی (ع) در این وضعبت بود آیا استعفاء نمیداد ؟ آیا هلاوت و لذت چار روز صندلی ریاست به نفرین خدا و مردم در دنیا و آخرت و نفرین به روح امواتت برتر است ؟
@Eterazebazar
از یکطرف کارخانجات هر روز مواد غذایی را گران می کنندتا عملا کالابرگ بی خاصیت شود . حالا هم که هرجا میروی با قطع سیستم روبرو میشوی و باید از جیب خرید کنی .
آقای پزشکیان ؛ واقعا اگر علی (ع) در این وضعبت بود آیا استعفاء نمیداد ؟ آیا هلاوت و لذت چار روز صندلی ریاست به نفرین خدا و مردم در دنیا و آخرت و نفرین به روح امواتت برتر است ؟
@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
عده زیادی از مردم بدلیل بیکاری وابسته به همین شندرغاز کالابرگ هستند . حالا چند روزه پشت شیشه خیلی از مغازه ها و فروشگاههای بزرگ اعلام به قطع سیستم تا اطلاع ثانوی شده . دلیل : عدم پرداخت و تسویه بدهی دولت به صاحبان کسب وکار و مراکز طرف قرارداد با کالابرگ…
#ارسالی
یک سؤال ساده؛ اگر امروز پزشکیان استعفا بدهد، آیا فردا اقتصاد درست میشود؟
همین حرفها را زمان دولت رئیسی هم میزدند؛ انگار با رفتن یک رئیسجمهور، همه مشکلات حل میشود. اما مسئله فقط یک فرد نیست. وقتی مشکل را ساختاری میدانید، طبیعی است که با جابهجایی یک نفر، انتظار تغییر اساسی نداشته باشید.
اگر رأس یک ساختار دچار فساد، ناکارآمدی یا ضعف در حکمرانی باشد، این وضعیت به لایههای پایینتر هم سرایت میکند. همان ضربالمثل معروف که «ماهی از سر گنده گردد، نی ز دُم».
از طرف دیگر، سالها مردم را به اخلاق، قناعت و پرهیز از فساد دعوت کردهاند، اما هر بار که پروندههای بزرگ فساد و اختلاس رسانهای میشود، نام کسانی مطرح است که خود را مدافع ارزشها و دینداری معرفی میکردند.
@Eterazebazar
یک سؤال ساده؛ اگر امروز پزشکیان استعفا بدهد، آیا فردا اقتصاد درست میشود؟
همین حرفها را زمان دولت رئیسی هم میزدند؛ انگار با رفتن یک رئیسجمهور، همه مشکلات حل میشود. اما مسئله فقط یک فرد نیست. وقتی مشکل را ساختاری میدانید، طبیعی است که با جابهجایی یک نفر، انتظار تغییر اساسی نداشته باشید.
اگر رأس یک ساختار دچار فساد، ناکارآمدی یا ضعف در حکمرانی باشد، این وضعیت به لایههای پایینتر هم سرایت میکند. همان ضربالمثل معروف که «ماهی از سر گنده گردد، نی ز دُم».
از طرف دیگر، سالها مردم را به اخلاق، قناعت و پرهیز از فساد دعوت کردهاند، اما هر بار که پروندههای بزرگ فساد و اختلاس رسانهای میشود، نام کسانی مطرح است که خود را مدافع ارزشها و دینداری معرفی میکردند.
@Eterazebazar
از خرید تا خرید؛ پنیر در ۲۰ روز ۲۸ هزار تومان گرانتر شد
فاصله بین دو خرید، فقط ۲۰ روز بود؛ اما قیمت همین پنیر از ۲۹۸ هزار تومان به ۳۲۶ هزار تومان رسید. محصولی که سال گذشته با قیمتی حدود ۸۰ تا ۱۰۰ هزار تومان فروخته میشد، امروز به یکی از کالاهای گران سبد خانوار تبدیل شده است.
این فقط یک قلم کالا نیست؛ افزایش قیمت به سایر محصولات لبنی نیز سرایت کرده و هر بار خرید، با قیمتهای جدید و سنگینتری همراه است.
در حالی که سفره مردم هر روز کوچکتر میشود!
از سوی دیگر، دولت ماههاست از افزایش اعتبار کالابرگ و حمایت از اقشار کمدرآمد سخن میگوید، اما این وعده همچنان به تعویق افتاده است.ولی وعدهها ثابت ماندهاند، اما قیمتها تقریباً هر روز رکورد تازهای ثبت میکنند.
@Eterazebazar
فاصله بین دو خرید، فقط ۲۰ روز بود؛ اما قیمت همین پنیر از ۲۹۸ هزار تومان به ۳۲۶ هزار تومان رسید. محصولی که سال گذشته با قیمتی حدود ۸۰ تا ۱۰۰ هزار تومان فروخته میشد، امروز به یکی از کالاهای گران سبد خانوار تبدیل شده است.
این فقط یک قلم کالا نیست؛ افزایش قیمت به سایر محصولات لبنی نیز سرایت کرده و هر بار خرید، با قیمتهای جدید و سنگینتری همراه است.
در حالی که سفره مردم هر روز کوچکتر میشود!
از سوی دیگر، دولت ماههاست از افزایش اعتبار کالابرگ و حمایت از اقشار کمدرآمد سخن میگوید، اما این وعده همچنان به تعویق افتاده است.ولی وعدهها ثابت ماندهاند، اما قیمتها تقریباً هر روز رکورد تازهای ثبت میکنند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فریاد یک راننده از مرز استیصال؛ «سه ماه است اجاره خانه ندادهام، اگر مقصری میخواهید، من را اعدام کنید»
«سه ماه است اجاره خانهام را ندادهام. با هزار بدبختی کار میکنم، اما دیگر از پس زندگی برنمیآیم.»
اینها حرفهای یک راننده است؛ مردی که میگوید سالها کار کرده، دستش را جلوی کسی دراز نکرده، اما فشار گرانی و هزینههای زندگی او را به مرز فروپاشی رسانده است.
او در اوج خشم و درماندگی، با زبانی کنایهآمیز، مسئولیت همه اتفاقات را بر عهده میگیرد و خطاب به نهادهای نظامی و امنیتی میگوید: «اگر دنبال مقصر میگردید، من را اعدام کنید.»
در بخش دیگری از سخنانش میگوید: «مردم بریدهاند؛ دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند.» او همچنین در پاسخ به کسانی که از او انتظار تمجید از مسئولان دارند، میگوید احترامش برای کسی است که نان بر سفرهاش آورده، نه برای کسی که سفرهاش را کوچکتر کرده است.
این فقط فریاد یک راننده نیست؛ صدای خشم و استیصال مردمی است که زیر بار تورم، گرانی و بحران معیشت، هر روز بیشتر به مرز ناامیدی رانده میشوند؛ جایی که احساس میکنند دیگر حتی امیدی برای ادامه زندگی آبرومندانه باقی نمانده است.
@Eterazebaz
«سه ماه است اجاره خانهام را ندادهام. با هزار بدبختی کار میکنم، اما دیگر از پس زندگی برنمیآیم.»
اینها حرفهای یک راننده است؛ مردی که میگوید سالها کار کرده، دستش را جلوی کسی دراز نکرده، اما فشار گرانی و هزینههای زندگی او را به مرز فروپاشی رسانده است.
او در اوج خشم و درماندگی، با زبانی کنایهآمیز، مسئولیت همه اتفاقات را بر عهده میگیرد و خطاب به نهادهای نظامی و امنیتی میگوید: «اگر دنبال مقصر میگردید، من را اعدام کنید.»
در بخش دیگری از سخنانش میگوید: «مردم بریدهاند؛ دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند.» او همچنین در پاسخ به کسانی که از او انتظار تمجید از مسئولان دارند، میگوید احترامش برای کسی است که نان بر سفرهاش آورده، نه برای کسی که سفرهاش را کوچکتر کرده است.
این فقط فریاد یک راننده نیست؛ صدای خشم و استیصال مردمی است که زیر بار تورم، گرانی و بحران معیشت، هر روز بیشتر به مرز ناامیدی رانده میشوند؛ جایی که احساس میکنند دیگر حتی امیدی برای ادامه زندگی آبرومندانه باقی نمانده است.
@Eterazebaz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«چند موشک، چند روز هیجان؛ اما سفره مردم همچنان زیر بار گرانی له میشود»
هر بار که فشار افکار عمومی بر سر اقتصاد و معیشت افزایش پیدا میکند، بحران دیگری همه نگاهها را از این مطالبات منحرف میکند؟
در حالی که طی دو روز گذشته، اخبار جنگ و تنشهای نظامی دوباره به صدر خبرها بازگشته، یک سؤال جدی همچنان بیپاسخ مانده است: آیا بار دیگر قرار است درست کردن بحران جنگ، جای پاسخگویی به بحران اقتصادی را بگیرد؟
مدتی پیش این ویدیو با عنوان «هزینه تلخ یک اقتصاد فلج» منتشر شد؛ روایت تولیدکنندهای که میگفت هزینه تولید از قیمت فروش پیشی گرفته، تولید دیگر صرفه اقتصادی ندارد و مردم حتی توان خرید ابتداییترین کالاهای مورد نیاز خود را از دست دادهاند. او از اقتصادی سخن میگفت که در آن نه تولیدکننده توان ادامه کار دارد و نه مصرفکننده قدرت خرید.
اما حالا با بازگشت اخبار جنگ، انگار دوباره همه آن مشکلات به حاشیه رانده شدهاند؛ همان تورم، همان گرانی، همان سقوط ارزش پول ملی، همان تعطیلی کسبوکارها، همان اجارههای کمرشکن و همان سفرههایی که هر روز کوچکتر میشوند.
اگر هر بار با شکلگیری یک بحران جدید، تمام توجهها از اقتصاد و معیشت مردم منحرف شود، آیا بحرانها جایگزین پاسخگویی شدهاند؟
آیا چند موشک و چند روز فضای جنگی میتواند جای پاسخ به مشکلاتی را بگیرد که سالهاست زندگی مردم را فلج کرده است؟
واقعیت این است که جنگ، اگر هم تیتر اول رسانهها باشد، گرانی همچنان تیتر اول زندگی مردم است. خانوادهای که توان خرید نان، برنج یا لبنیات را ندارد، با تغییر تیتر خبرها، سفرهاش رنگینتر نمیشود.
@Eterazebazar
هر بار که فشار افکار عمومی بر سر اقتصاد و معیشت افزایش پیدا میکند، بحران دیگری همه نگاهها را از این مطالبات منحرف میکند؟
در حالی که طی دو روز گذشته، اخبار جنگ و تنشهای نظامی دوباره به صدر خبرها بازگشته، یک سؤال جدی همچنان بیپاسخ مانده است: آیا بار دیگر قرار است درست کردن بحران جنگ، جای پاسخگویی به بحران اقتصادی را بگیرد؟
مدتی پیش این ویدیو با عنوان «هزینه تلخ یک اقتصاد فلج» منتشر شد؛ روایت تولیدکنندهای که میگفت هزینه تولید از قیمت فروش پیشی گرفته، تولید دیگر صرفه اقتصادی ندارد و مردم حتی توان خرید ابتداییترین کالاهای مورد نیاز خود را از دست دادهاند. او از اقتصادی سخن میگفت که در آن نه تولیدکننده توان ادامه کار دارد و نه مصرفکننده قدرت خرید.
اما حالا با بازگشت اخبار جنگ، انگار دوباره همه آن مشکلات به حاشیه رانده شدهاند؛ همان تورم، همان گرانی، همان سقوط ارزش پول ملی، همان تعطیلی کسبوکارها، همان اجارههای کمرشکن و همان سفرههایی که هر روز کوچکتر میشوند.
اگر هر بار با شکلگیری یک بحران جدید، تمام توجهها از اقتصاد و معیشت مردم منحرف شود، آیا بحرانها جایگزین پاسخگویی شدهاند؟
آیا چند موشک و چند روز فضای جنگی میتواند جای پاسخ به مشکلاتی را بگیرد که سالهاست زندگی مردم را فلج کرده است؟
واقعیت این است که جنگ، اگر هم تیتر اول رسانهها باشد، گرانی همچنان تیتر اول زندگی مردم است. خانوادهای که توان خرید نان، برنج یا لبنیات را ندارد، با تغییر تیتر خبرها، سفرهاش رنگینتر نمیشود.
@Eterazebazar
#ارسالی
«برای نمایش میلیاردها هزینه میکنید، اما من برای چند میلیون تومان ماندهام»
«هر چقدر میخواهید خرج کنید؛ ۷۰۰ میلیارد، ۱۰ هزار میلیارد یا هر مبلغی که دلتان میخواهد. برای مراسم و نمایشها پول هست، اما من برای یک میلیون، پنج میلیون یا ۱۰ میلیون تومان درماندهام.
من هم انسانم. من هم زندگی دارم. من هم خانواده دارم. هر روز کار میکنم، تلاش میکنم، اما آخرش چیزی برایم نمیماند. زمانی آرزویم داشتن خانه، ماشین یا یک زندگی معمولی بود؛ امروز آرزویم فقط این است که بتوانم شکمم را سیر کنم.
شما برای برنامهها و نمایشهای بزرگ هزینه میکنید، اما ما برای هزینههای کوچک زندگی ماندهایم. ما نه حیوان هستیم و نه عدد و آمار؛ ما همین مردمی هستیم که سالها کار کردهایم و امروز برای ابتداییترین نیازهایمان گرفتار شدهایم.
سؤال من این است: سهم ما از این همه هزینه و ثروت کجاست؟ چرا برای نمایشها توان پرداخت هست، اما برای زندگی مردم همیشه پاسخ، کمبود بودجه و صبر کردن است؟»
@Eterazebazar
«برای نمایش میلیاردها هزینه میکنید، اما من برای چند میلیون تومان ماندهام»
«هر چقدر میخواهید خرج کنید؛ ۷۰۰ میلیارد، ۱۰ هزار میلیارد یا هر مبلغی که دلتان میخواهد. برای مراسم و نمایشها پول هست، اما من برای یک میلیون، پنج میلیون یا ۱۰ میلیون تومان درماندهام.
من هم انسانم. من هم زندگی دارم. من هم خانواده دارم. هر روز کار میکنم، تلاش میکنم، اما آخرش چیزی برایم نمیماند. زمانی آرزویم داشتن خانه، ماشین یا یک زندگی معمولی بود؛ امروز آرزویم فقط این است که بتوانم شکمم را سیر کنم.
شما برای برنامهها و نمایشهای بزرگ هزینه میکنید، اما ما برای هزینههای کوچک زندگی ماندهایم. ما نه حیوان هستیم و نه عدد و آمار؛ ما همین مردمی هستیم که سالها کار کردهایم و امروز برای ابتداییترین نیازهایمان گرفتار شدهایم.
سؤال من این است: سهم ما از این همه هزینه و ثروت کجاست؟ چرا برای نمایشها توان پرداخت هست، اما برای زندگی مردم همیشه پاسخ، کمبود بودجه و صبر کردن است؟»
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بحران اعتماد به بانک ملی؛ کاسبها میگویند چکها دیگر در بازار اعتبار ندارند
«من یک کاسب بازار هستم. از امروز چک بانک ملی برای ما هم دیگر اعتبار ندارد؛ ورودی دارد اما خروجی ندارد. روی درِ بانک نوشتهاند هیچ خدماتی نداریم. انگار کسی فکر نمیکند ما با همین حسابها، چکها و تراکنشها زندگی و کسبوکارمان را میچرخانیم.»
«۲۰ سال است با بانک ملی کار میکنم، اما حالا چکهای این بانک در بازار پذیرفته نمیشود و فروشندهها حاضر نیستند آن را قبول کنند.»
با وجود گذشت مدت طولانی، برخی واریزیهای کارتبهکارت او به حسابش ننشسته و چکهایی که از مشتریان دریافت کرده نیز به دلیل مشکلات بانکی وصول نشدهاند.
خیلی راحت میگویند کاری از دست ما برنمیآید.
@Eterazebazar
«من یک کاسب بازار هستم. از امروز چک بانک ملی برای ما هم دیگر اعتبار ندارد؛ ورودی دارد اما خروجی ندارد. روی درِ بانک نوشتهاند هیچ خدماتی نداریم. انگار کسی فکر نمیکند ما با همین حسابها، چکها و تراکنشها زندگی و کسبوکارمان را میچرخانیم.»
«۲۰ سال است با بانک ملی کار میکنم، اما حالا چکهای این بانک در بازار پذیرفته نمیشود و فروشندهها حاضر نیستند آن را قبول کنند.»
با وجود گذشت مدت طولانی، برخی واریزیهای کارتبهکارت او به حسابش ننشسته و چکهایی که از مشتریان دریافت کرده نیز به دلیل مشکلات بانکی وصول نشدهاند.
خیلی راحت میگویند کاری از دست ما برنمیآید.
@Eterazebazar
#ارسالی
پرسش از مسئولیت؛ وقتی وعدهها با واقعیت فاصله میگیرند
هیچکدام از روسای جمهور ایران تاکنون بدلیل عدم توانایی در اداره امور یا عدم توانایی تغییر ساختار استعفا نکرده اند و دلیلش همین جمله بوده ؛ با رفتن من آیا وضع بهترمیشود؟ مسلما خیر .
استعفای آقای پزشکیان و دولت وی در پاسخ به عدم توانایی در تحقق شعار عدالت خواهی و حل مشکلات است ایشان در شعارهای انتخاباتی یکروز گردنشان را گرو گذاشتند ؛ یکروز پرچم عدالت علی بدست گرفتند و مرتب از نهج البلاغه برای مردم روضه خواندند ، یکروز همه مسئولیت گرانی و تورم را به گردن دولت انداختند ( شعارهای انتخاباتی ) . و حالا اصرار دارند پای کار تا آخر خواهند ایستاد !!! براستی پای کدام کار ؟ تحقق کدام شعار ؟ اصلا ایشان واقعا کجای کار هستند ؟؟؟ !!!!
@Eterazebazar
پرسش از مسئولیت؛ وقتی وعدهها با واقعیت فاصله میگیرند
هیچکدام از روسای جمهور ایران تاکنون بدلیل عدم توانایی در اداره امور یا عدم توانایی تغییر ساختار استعفا نکرده اند و دلیلش همین جمله بوده ؛ با رفتن من آیا وضع بهترمیشود؟ مسلما خیر .
استعفای آقای پزشکیان و دولت وی در پاسخ به عدم توانایی در تحقق شعار عدالت خواهی و حل مشکلات است ایشان در شعارهای انتخاباتی یکروز گردنشان را گرو گذاشتند ؛ یکروز پرچم عدالت علی بدست گرفتند و مرتب از نهج البلاغه برای مردم روضه خواندند ، یکروز همه مسئولیت گرانی و تورم را به گردن دولت انداختند ( شعارهای انتخاباتی ) . و حالا اصرار دارند پای کار تا آخر خواهند ایستاد !!! براستی پای کدام کار ؟ تحقق کدام شعار ؟ اصلا ایشان واقعا کجای کار هستند ؟؟؟ !!!!
@Eterazebazar
«برای مراسم پول هست؛ برای حق گندمکاران نه؟»
سه ماه از تحویل گندم کشاورزان گذشته، اما بسیاری از گندمکاران هنوز موفق به دریافت کامل مطالبات خود نشدهاند. آنها هر روز با وعدههای جدید برای پرداخت روبهرو میشوند، اما انتظارشان همچنان ادامه دارد.
پرداختهای قطرهچکانی، نهتنها مشکلات معیشتی کشاورزان را حل نکرده، بلکه بسیاری از آنها را برای تأمین هزینههای زندگی، خرید نهادههای کشاورزی و آمادهسازی فصل بعد با بحران مواجه کرده است. کشاورزی که محصول خود را به موقع تحویل داده، انتظار دارد بهای آن نیز بدون تأخیر پرداخت شود؛ این یک مطالبه طبیعی و حق قانونی اوست.
در همین حال، پرسش بسیاری از کشاورزان این است که چگونه برای برگزاری مراسم و برنامههای پرهزینه منابع مالی فراهم میشود، اما برای پرداخت بهموقع حق تولیدکنندگانی که امنیت غذایی کشور را تأمین میکنند، ماهها تأخیر وجود دارد؟
وزارت جهاد کشاورزی ماههاست جز وعده و تکرار مکررات، پاسخی به کشاورزان نداده است. اگر قرار نیست حق گندمکاران را بگیرد، اساساً این وزارتخانه چه گرهی از کار کشاورزان باز میکند؟
@Eterazebazar
سه ماه از تحویل گندم کشاورزان گذشته، اما بسیاری از گندمکاران هنوز موفق به دریافت کامل مطالبات خود نشدهاند. آنها هر روز با وعدههای جدید برای پرداخت روبهرو میشوند، اما انتظارشان همچنان ادامه دارد.
پرداختهای قطرهچکانی، نهتنها مشکلات معیشتی کشاورزان را حل نکرده، بلکه بسیاری از آنها را برای تأمین هزینههای زندگی، خرید نهادههای کشاورزی و آمادهسازی فصل بعد با بحران مواجه کرده است. کشاورزی که محصول خود را به موقع تحویل داده، انتظار دارد بهای آن نیز بدون تأخیر پرداخت شود؛ این یک مطالبه طبیعی و حق قانونی اوست.
در همین حال، پرسش بسیاری از کشاورزان این است که چگونه برای برگزاری مراسم و برنامههای پرهزینه منابع مالی فراهم میشود، اما برای پرداخت بهموقع حق تولیدکنندگانی که امنیت غذایی کشور را تأمین میکنند، ماهها تأخیر وجود دارد؟
وزارت جهاد کشاورزی ماههاست جز وعده و تکرار مکررات، پاسخی به کشاورزان نداده است. اگر قرار نیست حق گندمکاران را بگیرد، اساساً این وزارتخانه چه گرهی از کار کشاورزان باز میکند؟
@Eterazebazar
گندم را تحویل میگیرند، پولش را نه!
دولت گندم کشاورز را تحویل میگیرد، اما ماهها پولش را پرداخت نمیکند. نتیجه روشن است؛ کشاورزی که برای خرج زندگی و کشت بعدی پول لازم دارد، ناچار میشود محصولش را به دلال بفروشد و سود اصلی به جیب واسطهها برود.
کشاورزان میگویند هنگام تحویل محصول، دهها شرط و سختگیری وجود دارد، اما وقتی نوبت پرداخت مطالبات میرسد، فقط وعده و امروز و فردا تحویلشان میدهند.
اگر دولت توان پرداخت بهموقع حق گندمکار را ندارد، چرا محصول او را تحویل میگیرد؟ چرا هزینه بیکفایتی باید از جیب کشاورزی پرداخت شود که امنیت غذایی کشور را تأمین میکند؟
@Eterazebazar
دولت گندم کشاورز را تحویل میگیرد، اما ماهها پولش را پرداخت نمیکند. نتیجه روشن است؛ کشاورزی که برای خرج زندگی و کشت بعدی پول لازم دارد، ناچار میشود محصولش را به دلال بفروشد و سود اصلی به جیب واسطهها برود.
کشاورزان میگویند هنگام تحویل محصول، دهها شرط و سختگیری وجود دارد، اما وقتی نوبت پرداخت مطالبات میرسد، فقط وعده و امروز و فردا تحویلشان میدهند.
اگر دولت توان پرداخت بهموقع حق گندمکار را ندارد، چرا محصول او را تحویل میگیرد؟ چرا هزینه بیکفایتی باید از جیب کشاورزی پرداخت شود که امنیت غذایی کشور را تأمین میکند؟
@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
از اوج قدرت تا تابوت؛ پایان مردی که نزدیک به چهار دهه بر بعنوان "ولایت مطلقه فقیه حکومت کرد مردی که هشت سال رئیسجمهور بود بعد هم حدود ۳۷ سال بعنوان "ولایت مطلقه فقیه بر ایران حکومت کرد "دشمن" واژه مورد علاقه او بودخودش گفته بود: «واقعا باید خون گریست بر…
۱۸ تیر؛ روزی که تاریخ فراموش نکرد
امروز، ۱۸ تیر، یادآور یکی از ماندگارترین و تلخترین روزهای تاریخ معاصر ایران است؛ روزی که در سال ۱۳۷۸، کوی دانشگاه تهران به صحنه سرکوب اعتراضات دانشجویی تبدیل شد. اعتراضی که با مطالباتی چون آزادی، قانونگرایی و حقوق شهروندی آغاز شد، اما با خشونت پاسخ گرفت و به نقطه عطفی در تاریخ جنبش دانشجویی ایران بدل شد.
بیستوهفت سال گذشته است، اما ۱۸ تیر تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ نمادی از مطالبهگری، آزادی اندیشه و هزینهای است که بسیاری برای بیان خواستههای خود پرداختند. تاریخ، برخلاف روایتهای رسمی، با حافظه مردم زنده میماند.
در سالهای پس از آن نیز، اعتراضات ۱۳۸۸، دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، خیزش ۱۴۰۱ و اعتراضات سال ۱۴۰۴، هر یک فصل دیگری از رویارویی جامعه با حاکمیت را رقم زدند. در تمام این سالها، موضوعاتی مانند سرکوب اعتراضات، بازداشتها، صدور احکام اعدام و محدودیتهای گسترده بر آزادیهای مدنی، همواره از محورهای اصلی اعتراضات به حکومت بوده است.
برگزاری نمایش دفن دیکتاتور ۱۸ تیر ۱۴۰۵ شد ،نکته قابلتوجه در زمانبندی این مراسم، همزمانی آن با ۱۸ تیر است. بر اساس اعلام رسمی، مراسم دفن در ۱۸ تیر ۱۴۰۵ برگزار میشود؛ درست ۲۷ سال پس از وقایع ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و حمله به کوی دانشگاه تهران.
این تقارن تنها یک همزمانی تقویمی نیست؛ بلکه یادآور چرخهای تاریخی است که آغاز یکی از مهمترین فصلهای اعتراضات دانشجویی را با پایان یک دوره دیکتاتوری در یک روز از تقویم به هم پیوند میزند. با وجود تمام تلاشهای چندماهه برای طراحی و مهندسی این مراسم، این همزمانی تاریخی همچنان پابرجاست؛ تقارنی که برای معنایی فراتر از یک تاریخ در تقویم پیدا کرده است !
تاریخ را نه مراسمهای پرهزینه مینویسند، نه روایتهای رسمی و نه تبلیغات حکومتی؛ تاریخ را حافظه مردم، واقعیت زندگی آنان و رخدادهایی مینویسد که هرگز از ذهن یک ملت پاک نمیشود.
@Eterazebazar
امروز، ۱۸ تیر، یادآور یکی از ماندگارترین و تلخترین روزهای تاریخ معاصر ایران است؛ روزی که در سال ۱۳۷۸، کوی دانشگاه تهران به صحنه سرکوب اعتراضات دانشجویی تبدیل شد. اعتراضی که با مطالباتی چون آزادی، قانونگرایی و حقوق شهروندی آغاز شد، اما با خشونت پاسخ گرفت و به نقطه عطفی در تاریخ جنبش دانشجویی ایران بدل شد.
بیستوهفت سال گذشته است، اما ۱۸ تیر تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ نمادی از مطالبهگری، آزادی اندیشه و هزینهای است که بسیاری برای بیان خواستههای خود پرداختند. تاریخ، برخلاف روایتهای رسمی، با حافظه مردم زنده میماند.
در سالهای پس از آن نیز، اعتراضات ۱۳۸۸، دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، خیزش ۱۴۰۱ و اعتراضات سال ۱۴۰۴، هر یک فصل دیگری از رویارویی جامعه با حاکمیت را رقم زدند. در تمام این سالها، موضوعاتی مانند سرکوب اعتراضات، بازداشتها، صدور احکام اعدام و محدودیتهای گسترده بر آزادیهای مدنی، همواره از محورهای اصلی اعتراضات به حکومت بوده است.
برگزاری نمایش دفن دیکتاتور ۱۸ تیر ۱۴۰۵ شد ،نکته قابلتوجه در زمانبندی این مراسم، همزمانی آن با ۱۸ تیر است. بر اساس اعلام رسمی، مراسم دفن در ۱۸ تیر ۱۴۰۵ برگزار میشود؛ درست ۲۷ سال پس از وقایع ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و حمله به کوی دانشگاه تهران.
این تقارن تنها یک همزمانی تقویمی نیست؛ بلکه یادآور چرخهای تاریخی است که آغاز یکی از مهمترین فصلهای اعتراضات دانشجویی را با پایان یک دوره دیکتاتوری در یک روز از تقویم به هم پیوند میزند. با وجود تمام تلاشهای چندماهه برای طراحی و مهندسی این مراسم، این همزمانی تاریخی همچنان پابرجاست؛ تقارنی که برای معنایی فراتر از یک تاریخ در تقویم پیدا کرده است !
تاریخ را نه مراسمهای پرهزینه مینویسند، نه روایتهای رسمی و نه تبلیغات حکومتی؛ تاریخ را حافظه مردم، واقعیت زندگی آنان و رخدادهایی مینویسد که هرگز از ذهن یک ملت پاک نمیشود.
@Eterazebazar
«گرانی، لبنیات را از سفره میلیونها ایرانی حذف کرد»
رئیس هیأتمدیره اتحادیه تولیدکنندگان فرآوردههای لبنی میگوید بزرگترین بحران این صنعت، سقوط قدرت خرید مردم است؛ نه کمبود تولید.
به گفته او، قیمت شیر خام، مواد اولیه، بستهبندی و سایر هزینهها پیوسته افزایش مییابد و تولیدکنندگان ناچارند این افزایش را به قیمت نهایی منتقل کنند؛ نتیجه آن، کوچکتر شدن سفره مردم و کاهش مصرف لبنیات است.
بر اساس آمار اعلامشده، از ۱۲.۵ میلیون تن شیر خام تولیدی کشور، در نهایت تنها حدود ۳.۵ میلیون تن برای مصرف ۹۲ میلیون ایرانی باقی میماند؛ یعنی سرانه مصرف لبنیات به کمتر از ۴۰ کیلوگرم در سال رسیده است.
این فقط یک آمار نیست؛ هشداری درباره فقیرتر شدن سفره مردم و تهدید سلامت نسل آینده است. وقتی خانوادهها توان خرید شیر، ماست و پنیر را از دست میدهند، هزینه واقعی این سیاستها را نه کارخانهها، بلکه مردم با سلامت خود پرداخت میکنند.
@Eterazebazar
رئیس هیأتمدیره اتحادیه تولیدکنندگان فرآوردههای لبنی میگوید بزرگترین بحران این صنعت، سقوط قدرت خرید مردم است؛ نه کمبود تولید.
به گفته او، قیمت شیر خام، مواد اولیه، بستهبندی و سایر هزینهها پیوسته افزایش مییابد و تولیدکنندگان ناچارند این افزایش را به قیمت نهایی منتقل کنند؛ نتیجه آن، کوچکتر شدن سفره مردم و کاهش مصرف لبنیات است.
بر اساس آمار اعلامشده، از ۱۲.۵ میلیون تن شیر خام تولیدی کشور، در نهایت تنها حدود ۳.۵ میلیون تن برای مصرف ۹۲ میلیون ایرانی باقی میماند؛ یعنی سرانه مصرف لبنیات به کمتر از ۴۰ کیلوگرم در سال رسیده است.
این فقط یک آمار نیست؛ هشداری درباره فقیرتر شدن سفره مردم و تهدید سلامت نسل آینده است. وقتی خانوادهها توان خرید شیر، ماست و پنیر را از دست میدهند، هزینه واقعی این سیاستها را نه کارخانهها، بلکه مردم با سلامت خود پرداخت میکنند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آتشسوزی گسترده در کارخانه تولید تابلوفرش آران و بیدگل؛ دود غلیظ آسمان شهرک صنعتی قدس را فرا گرفت
حریق گسترده در یک واحد تولید تابلوفرش واقع در شهرک صنعتی قدس شهرستان آران و بیدگل رخ داد. جزئیات بیشتر درباره علت حادثه، میزان خسارت و احتمال تلفات یا مصدومان تاکنون اعلام نشده است.
@Eterazebazar
حریق گسترده در یک واحد تولید تابلوفرش واقع در شهرک صنعتی قدس شهرستان آران و بیدگل رخ داد. جزئیات بیشتر درباره علت حادثه، میزان خسارت و احتمال تلفات یا مصدومان تاکنون اعلام نشده است.
@Eterazebazar