به مناسبت بیستوششمین سالروز درگذشت احمد شاملو
در سرزمینی که هنوز کتاب را ممنوع میکنند، زبان را به بند میکشند، حقیقت را تحریف میکنند و آزادی بیان را جرم میانگارند، آنان که در کنار آزادی ایستادهاند هرگز از میان نمیروند. آنان در حافظه مردم، در ماندگاری کلمه و در هر صدایی که از سانسور و سرکوب جان به در میبرد، زنده میمانند.
احمد شاملو از تبار همین پایداری بود؛ از تبار واژگانی که در آتش آزموده شدند، در باد پراکنده گشتند و هرگز خاموش نشدند.
«بامدادِ شاعر» آزادی را نه شعاری برای آراستن کلمات، بلکه بنیادیترین حق انسان و شرط ناگزیر زیستن میدانست. از همین رو، در سراسر زندگی، نه در برابر قدرت سر فرود آورد و نه قلم خود را به خدمت هیچ سلطهای سپرد. نه استبداد سلطنت توانست او را به سکوت وادارد و نه استبداد جمهوری اسلامی از آزادیخواهیاش بکاهد. او تا واپسین دم، در کنار آزادی بیقیدوشرط اندیشه، بیان و کرامت انسان ایستاد.
شعر او تنها شعر نبود؛ فریاد خاموشان، پناه فرودستان، اعتراض به ستم و انکار هرگونه خودکامگی بود. شاملو بهخوبی میدانست که قدرت میتواند زندان بسازد، کتاب را توقیف کند و شاعر را خاموش سازد، اما هرگز نمیتواند اندیشهای را که در جان مردم ریشه دوانده است، از میان ببرد.
امروز، بیستوشش سال پس از خاموشی شاملو، همچنان زندان، سانسور و سرکوب صدای مستقل ادامه دارد. نویسندگان، شاعران، روزنامهنگاران، هنرمندان، معلمان، دانشگاهیان، کنشگران اجتماعی و بسیاری دیگر، تنها به جرم اندیشیدن، نوشتن و سخن گفتن، با تهدید، محرومیت، زندان، تبعید یا احکام سنگین روبهرو هستند.
همزمان، جنگ، فقر، گرانی، فروپاشی معیشت و تبعیض، زندگی میلیونها انسان را زیر فشار برده و کرامت انسانی را بیش از هر زمان دیگری آسیبپذیر کرده است. محدودیت دسترسی آزاد به اینترنت و گسترش سانسور نیز به ابزارهایی برای کنترل بیشتر جامعه بدل شدهاند.
میتوان شاعر را خاموش کرد، کتاب را توقیف کرد و کلمه را سانسور کرد؛ اما هیچ قدرتی توان خاموش کردن اندیشهای را ندارد که در حافظه یک ملت جاودانه شده است. پاسداشت احمد شاملو، پاسداشت آزادی، کرامت انسان و جاودانگی اندیشهای است که با هیچ زندان، هیچ سانسور و هیچ استبدادی خاموش نخواهد شد.
@Eterazebazar
در سرزمینی که هنوز کتاب را ممنوع میکنند، زبان را به بند میکشند، حقیقت را تحریف میکنند و آزادی بیان را جرم میانگارند، آنان که در کنار آزادی ایستادهاند هرگز از میان نمیروند. آنان در حافظه مردم، در ماندگاری کلمه و در هر صدایی که از سانسور و سرکوب جان به در میبرد، زنده میمانند.
احمد شاملو از تبار همین پایداری بود؛ از تبار واژگانی که در آتش آزموده شدند، در باد پراکنده گشتند و هرگز خاموش نشدند.
«بامدادِ شاعر» آزادی را نه شعاری برای آراستن کلمات، بلکه بنیادیترین حق انسان و شرط ناگزیر زیستن میدانست. از همین رو، در سراسر زندگی، نه در برابر قدرت سر فرود آورد و نه قلم خود را به خدمت هیچ سلطهای سپرد. نه استبداد سلطنت توانست او را به سکوت وادارد و نه استبداد جمهوری اسلامی از آزادیخواهیاش بکاهد. او تا واپسین دم، در کنار آزادی بیقیدوشرط اندیشه، بیان و کرامت انسان ایستاد.
شعر او تنها شعر نبود؛ فریاد خاموشان، پناه فرودستان، اعتراض به ستم و انکار هرگونه خودکامگی بود. شاملو بهخوبی میدانست که قدرت میتواند زندان بسازد، کتاب را توقیف کند و شاعر را خاموش سازد، اما هرگز نمیتواند اندیشهای را که در جان مردم ریشه دوانده است، از میان ببرد.
امروز، بیستوشش سال پس از خاموشی شاملو، همچنان زندان، سانسور و سرکوب صدای مستقل ادامه دارد. نویسندگان، شاعران، روزنامهنگاران، هنرمندان، معلمان، دانشگاهیان، کنشگران اجتماعی و بسیاری دیگر، تنها به جرم اندیشیدن، نوشتن و سخن گفتن، با تهدید، محرومیت، زندان، تبعید یا احکام سنگین روبهرو هستند.
همزمان، جنگ، فقر، گرانی، فروپاشی معیشت و تبعیض، زندگی میلیونها انسان را زیر فشار برده و کرامت انسانی را بیش از هر زمان دیگری آسیبپذیر کرده است. محدودیت دسترسی آزاد به اینترنت و گسترش سانسور نیز به ابزارهایی برای کنترل بیشتر جامعه بدل شدهاند.
میتوان شاعر را خاموش کرد، کتاب را توقیف کرد و کلمه را سانسور کرد؛ اما هیچ قدرتی توان خاموش کردن اندیشهای را ندارد که در حافظه یک ملت جاودانه شده است. پاسداشت احمد شاملو، پاسداشت آزادی، کرامت انسان و جاودانگی اندیشهای است که با هیچ زندان، هیچ سانسور و هیچ استبدادی خاموش نخواهد شد.
@Eterazebazar
داروخانهها به ستوه آمدهاند؟ بیمههای تکمیلی در آستانه حذف از داروخانهها
شنیدهها حاکی از آن است که بسیاری از داروخانهها به دلیل پرداخت نشدن مطالباتشان از سوی بیمههای تکمیلی، که در برخی موارد به ۹ تا ۱۰ ماه تأخیر رسیده، در آستانه قطع همکاری با این بیمهها قرار دارند.
داروخانهها میگویند در شرایطی که قیمت دارو و هزینههای جاری مدام افزایش مییابد، تأخیر چندماهه در پرداخت مطالبات، سرمایه در گردش آنها را از بین برده و ادامه این روند را غیرقابلتحمل کرده است. حتی گزارشهایی منتشر شده که برخی داروخانهها در روزهای اخیر، در نخستین اقدام، پذیرش برخی بیمههای تکمیلی را متوقف کردهاند تا شاید مطالبات معوقهشان پرداخت شود.
اگر بیمههای تکمیلی هر ماه بدون تأخیر حق بیمه را از حساب مردم دریافت میکنند، چرا مطالبات داروخانهها را ماهها به تعویق میاندازند؟
در نهایت، هزینه این بینظمی را نه بیمهها، بلکه بیمار، داروخانه و نظام درمان میپردازند؛ بیماری که با وجود پرداخت حق بیمه، ممکن است هنگام مراجعه به داروخانه با این پاسخ روبهرو شود: «بیمه تکمیلی پذیرش نمیشود.»
@Eterazebazar
شنیدهها حاکی از آن است که بسیاری از داروخانهها به دلیل پرداخت نشدن مطالباتشان از سوی بیمههای تکمیلی، که در برخی موارد به ۹ تا ۱۰ ماه تأخیر رسیده، در آستانه قطع همکاری با این بیمهها قرار دارند.
داروخانهها میگویند در شرایطی که قیمت دارو و هزینههای جاری مدام افزایش مییابد، تأخیر چندماهه در پرداخت مطالبات، سرمایه در گردش آنها را از بین برده و ادامه این روند را غیرقابلتحمل کرده است. حتی گزارشهایی منتشر شده که برخی داروخانهها در روزهای اخیر، در نخستین اقدام، پذیرش برخی بیمههای تکمیلی را متوقف کردهاند تا شاید مطالبات معوقهشان پرداخت شود.
اگر بیمههای تکمیلی هر ماه بدون تأخیر حق بیمه را از حساب مردم دریافت میکنند، چرا مطالبات داروخانهها را ماهها به تعویق میاندازند؟
در نهایت، هزینه این بینظمی را نه بیمهها، بلکه بیمار، داروخانه و نظام درمان میپردازند؛ بیماری که با وجود پرداخت حق بیمه، ممکن است هنگام مراجعه به داروخانه با این پاسخ روبهرو شود: «بیمه تکمیلی پذیرش نمیشود.»
@Eterazebazar