اعتراض مدنی بازار
18.4K subscribers
72.2K photos
46.3K videos
166 files
490 links
ارتباط با مدیران کانال:
@Hossen13320
@mehdi_sarraf
@javaherian59
@hosseinKashani4 ادمین ورزش
کانال: https://t.me/Eterazebazar


توئیتر: https://twitter.com/EterazB

اینستاگرام: https://www.instagram.com/Eterazebazar/
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍞 فریاد از تنور؛ تجمع اعتراضی نانوایان رشت مقابل استانداری
📍 اردیبهشت ۱۴۰۴ – رشت

نانوایان رشت در برابر استانداری گیلان تجمع کردند؛ صدای اعتراض‌شان از دل تنور برخاست، از نانِ داغ و رنجِ بی‌پایان.

🔻 یکی از نانوایان گفت :
«لعنت خدا به مسئولین بی‌وجدان و بی‌کفایت! این چه وضعی‌ست که درست کرده‌اید؟»
«چه گناهی کرده‌ایم که این‌همه ظلم بر ما می‌شود؟»

@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
📢 صدای خیابان، صدای مردم بی‌خانه 🔊 شعارهایی که امروز در تجمع متقاضیان مسکن ملی قزوین شنیده شد: «مسئول بی‌لیاقت، نمی‌خوایم، نمی‌خوایم» «ما زیر خط فقریم، بجنگ تا بجنگیم» «فکر نکنین یک‌روزه، وعده ما هرروزه» 🔻 وقتی سال‌ها وعده، فقط خاک بر جان مردم ریخته،…
🏘 قزوین؛ فریاد خانواده‌ها و کودکان برای «حق مسکن»
📍 تجمع اعتراضی متقاضیان مسکن ملی – پنج‌شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴

امروز مقابل محل برگزاری تجمع، نه فقط بزرگ‌ترها، بلکه کودکان نیز با کاغذهایی در دست ایستاده بودند؛
کاغذهایی که رویشان نوشته بود:
«پیمانکار خیانت می‌کند، دولت حمایت می‌کند»
و
«چرا تأخیر یک‌ساله پیمانکار باید گردن ما بیفتد؟!»

🔹 این تصویر، فقط نمایش اعتراض نیست؛ روایتی است از نسلی که پیش از آنکه صاحب خانه شود، طعم وعده‌ شکسته و بی‌عدالتی را چشیده است.

🔻 مردم آمدند تا بگویند:
مسکن، امتیاز نیست؛ حق مسلم ماست.
نه به تأخیر، نه به سرگردانی، نه به بی‌پاسخی.

پشت این مطالبه، یک زندگی در انتظار است.

@Eterazebazar
کرمانشاه
امروز بدون اینکه از قبل اطلاع رسانی کنند
به مدت دوساعت برق قطع شد

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فریاد یک راننده در جستجوی عزیزان مفقود شده در انفجار بندر رجایی
«به داد ما نمیرسه، یه جوابی به ما بدن!»

این صدای یک راننده است که در جستجوی برادر و پسرعمویش، که در انفجار بندر رجایی بندرعباس مفقود شده‌اند، در حالی که چهار روز است بدون آب و غذا در بندرعباس مانده است، فریاد می‌زند.

«کجا جنازه‌شونو به من بدن؟ من جواب پدر و مادرم رو چی بدم؟»

«من سه تا ماشین سوختم. داد مان به کی بزنیم ؟ کی حرف دلمونو بزنیم؟»

این راننده که از استان قزوین به بندرعباس آمده، با اشاره به شرایط سخت و بی‌پاسخ بودن مسئولین ادامه می‌دهد:
«مادرم خانواده ما چشم انتظارمه. هیچکس به داد راننده نمیرسه!»

🔻 این سخنان تلخ، تنها صدای یک راننده نیست؛ صدای صدها خانواده‌ است که در برابر فاجعه‌ای که هیچ پاسخ و نشانه‌ای از آن ندارند، در سکوت و بی‌عدالتی دست و پا می‌زنند.
🔻 چه بر سر کسانی که در آتش این فاجعه سوختند آمده است؟
و چرا خانواده‌ها باید با این بی‌اطلاعی و بی‌احترامی روبرو شوند؟

@Eterazebazar
مذاکرات تعویق شد/علت به تعویق افتادن مذاکرات ایران و آمریکا به روایت المیادین

🔸منابع ایرانی در گفتگو با المیادین به علت به تعویق افتادن مذاکرات تهران و واشنگتن اشاره کردند.

🔸این منابع اضافه کردند که به تعویق افتادن مذاکرات به دلیل مواضع متناقض دولت آمریکا در قبال این مذاکرات انجام شده است.

🔸واشنگتن تلاش داشت چارچوب کلی مذاکرات را تغییر دهد؛ این در حالی است که پیشتر بر سر این چارچوب توافق شده بود.

🔸مذاکرات میان ایران و اروپا نیز که قرار بود فردا انجام شود به تعویق افتاده است.

@Eterazebazar
#ارسالی
افشای فساد در قاچاق موتورسیکلت سنگین در نیشابور
اسناد جدید نشان می‌دهد چند تن از فرماندهان سپاه نیشابور و رئیس هیأت موتورسواری اداره ورزش و جوانان در قاچاق موتورسیکلت‌های سنگین و غیرمجاز نقش داشته‌اند.
این افراد با صدور مجوزهای جعلی، موتورها را از بنادر جنوبی به نیشابور منتقل و با قیمت‌های بالا می‌فروختند.
یکی از نامه‌های جعلی برای آزادسازی موتور توقیف‌شده توسط جانشین سپاه نیشابور، محمد فروزان‌منش، صادر شده که در آن یک راننده به‌جای بسیجی معرفی شده است.
این پرونده، نشانه‌ای از فساد سازمان‌یافته در پوشش نهادهای رسمی است.

@Eterazebazar
🎭 دور چهارم گفت‌وگوهای ایران و آمریکا باز هم عقب افتاد؛ این بار به دلیل مسائل کاملاً لجستیکی!

🔧 مقامات عمانی اعلام کردند: گفت‌وگوهای ایران و آمریکا که قرار بود این هفته برگزار شود، به دلایل «لجستیکی» به تعویق افتاد. حالا اینکه منظور از لجستیک چی بوده، خودش جای گفتگو دارد:

▪️ آیا سالن مذاکره با تالار عروسی اشتباهی رزرو شده بود؟
▪️ یا نکند مترجم گیر کرده تو ترافیک و بدون او آمریکا نمی‌فهمد ایران چی می‌گوید و بالعکس؟
▪️ شاید هم برق رفته بود و دستگاه قهوه‌ساز کار نمی‌کرد، و همه قهر کردند!
▪️ یا طبق روال منطقه، کولر سوخته و مذاکره زیر دمای ۵۰ درجه عمان از عهده کسی برنمیاد؟

📆 فعلاً قرار است تاریخ جدید مذاکرات بعد از "هماهنگی‌های دقیق‌تر لجستیکی" اعلام شود

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚛 رژه سکوت، فریاد درد
کامیون‌داران کرمانشاه در همدردی با رانندگان قربانی انفجار بندر رجایی

جاده‌های کرمانشاه صحنه رژه آرام اما معنادار کامیون‌دارانی بود که با بوق‌های خاموش و پرچم‌های مشکی، یاد همکاران جان‌باخته خود در فاجعه بندر رجایی بندرعباس را گرامی داشتند.

🔹 این حرکت نمادین، فقط ادای احترام نبود؛ اعتراض خاموشی بود به بی‌پاسخ ماندن جان رانندگانی که روزی در جاده‌ها برای چرخ اقتصاد کشور تلاش کردند و امروز حتی جسدشان نیز به خانواده بازنگشته است.

🔹 یکی از کامیون‌داران گفت: «ما نه فقط همکار، بلکه برادران‌مان را از دست دادیم. این فقط یک انفجار نبود؛ نماد بی‌مسئولیتی، فساد، و بی‌عدالتی بود.»

🔹 کامیون‌داران کرمانشاه با این حرکت خواستار شفاف‌سازی درباره حادثه، پاسخگویی مسئولان شدند !

🕯 بندرعباس تنها نیست. کرمانشاه در کنارش ایستاده است.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️ هشدار درباره توزیع روغن موتورهای بی‌کیفیت در بلوچستان

گزارش‌های میدانی از استان بلوچستان نشان می‌دهد که عرضه گسترده روغن موتورهای تقلبی و بی‌کیفیت، به یکی از عوامل اصلی خرابی‌های متعدد خودروها در منطقه تبدیل شده است.

برخی از رانندگان با ابراز نگرانی اعلام کرده‌اند که این روغن‌ها نه‌تنها فاقد استانداردهای فنی هستند، بلکه با ویژگی‌هایی مشابه چسب، موجب آسیب جدی به سیستم موتور شده‌اند. یکی از مالکان خودرو در این‌باره می‌گوید:
«۴۰ میلیون تومان برای تعمیر خودروی خود هزینه کردم، اما استفاده از روغن تقلبی، تمام زحمات و هزینه‌ها را نابود کرد.»

کارشناسان فنی نیز تأکید دارند که استفاده از روانکارهای غیراستاندارد، می‌تواند منجر به کاهش عمر موتور، قفل شدن قطعات داخلی و حتی آتش‌سوزی در برخی موارد شود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚛 رژه اعتراضی و همدلانه کامیون‌داران اردبیل در سوگ فاجعه بندرعباس

کامیون‌داران استان اردبیل با برگزاری رژه‌ای آرام اما معنادار، همبستگی خود را با جان‌باختگان و خانواده‌های آسیب‌دیده در انفجار مرگبار بندر رجایی بندرعباس ابراز کردند.

این حرکت خودجوش، تنها ابراز همدردی نبود؛ بلکه پیامی روشن به مسئولانی بود که سال‌هاست صدای زحمت‌کشان جاده‌ها را نشنیده‌اند.

در طول مسیر رژه، سکوت سنگین کامیون‌ها فریاد خاموش رانندگانی بود که امروز بیش از همیشه، رنج، بی‌عدالتی و بی‌پناهی را لمس کرده‌اند. نوشته‌هایی که بر شیشه‌ خودروها نصب شده بود، از درد مشترک جنوب و شمال، بندر و جاده، می‌گفت.

این رژه نه‌تنها نشانی از سوگ، بلکه نمادی از اتحاد صنفی رانندگان در سراسر کشور بود؛ با این پیام روشن:

بندرعباس تنها نیست. درد شما، درد ماست.

@Eterazebazar
ترامپ دستوری تحریم های ثانویه نفتی و پتروشیمی ایران را صادر کرد.

⭕️ ترامپ : تمام خریدهای نفت یا محصولات پتروشیمی ایران باید همین حالا متوقف شود! هر کشور یا شخصی که هر مقدار نفت یا پتروشیمی از ایران بخرد، بلافاصله مشمول تحریم‌های ثانویه خواهد شد. آنها اجازه نخواهند داشت به هیچ وجه، شکل یا صورتی با ایالات متحده آمریکا تجارت کنند. از توجه شما به این موضوع متشکرم، رئیس جمهور دونالد جی. ترامپ.»

@Eterazebazar
گزارش‌هایی از ارسال پیامک‌های مرتبط با حجاب به زنان عابر پیاده در شهر اصفهان منتشر شده و هم‌زمان، شهروندانی از تهران و شیراز نیز موارد مشابهی را گزارش داده‌اند. این در حالی‌ است که برخی مسئولان دولت مسعود پزشکیان با تأکید بر ضرورت «رعایت حریم خصوصی افراد»، از نحوه ارسال این پیامک‌ها ابراز بی‌اطلاعی کرده‌اند. در همین حال، شماری از فعالان سیاسی این اقدامات را «بحران‌سازی گروهی خودسر» توصیف کرده‌اند. یکی از شهروندان با اشاره به وضعیت آشفته تصمیم‌گیری‌ها گفته است: «مملکت شده عروس هزار داماد».

@Eterazebazar
تخلیه فوری کانتینرهای کالای خطرناک از بندر رجایی به دلیل افزایش دما

به گزارش خبرگزاری فارس، شرکت «افق چکاد دریا» که مسئولیت ترمینال کالاهای خطرناک در بندر رجایی را بر عهده دارد، دستور تخلیه فوری این محوطه را صادر کرد.

بر اساس تصویر منتشرشده از سوی خبرگزاری فارس، این شرکت در نامه‌ای خطاب به شرکت کشتیرانی «هوپاد دریا» خواستار خروج فوری ۸۳ کانتینر متعلق به این شرکت طی ۲۴ ساعت آینده شده است. در این نامه تأکید شده که تخلیه باید «به هر طریق ممکن» انجام گیرد.

علت این تصمیم، افزایش دما و شرایط جوی حاکم بر بندر عنوان شده است که می‌تواند خطراتی در زمینه ایمنی و نگهداری کالاهای حساس و خطرناک به همراه داشته باشد.

گفتنی است، پس از تجربه تلخ انفجار در بندرعباس، ظاهراً مسئولان تصمیم گرفته‌اند این‌بار قبل از صدای انفجار، صدای هشدار را بلند کنند—هرچند همیشه دیر یا زود، صدا از جایی درمی‌آید!

@Eterazebazar
۱۲ اردیبهشت، روز ملی معلم گرامی باد

اما چه تلخ است که در این روز، به‌جای تقدیر، توهین، تهدید و تحقیر نصیب معلم شد.

اردیبهشت، ماه شکفتن و پاسداشت دانایی است؛ اما در خیابان‌های همین ماه، حاکمیت به‌جای دادن گل به معلمان شاغل و بازنشسته، با باتوم، مشت، لگد و دستبند به استقبالشان رفت. معلمان را که با صدای آرام مطالبه‌گری و عدالت‌خواهی به میدان آمده بودند، کتک زد، بازداشت کرد و به زندان فرستاد.
به همین سادگی...
و به همین سادگی، به ساحت علم و حرمت معلم بی‌اعتنایی شد.

در حالی که در تقویم رسمی از "مقام معلم" سخن گفته می‌شود، در میدان عمل، معلمی که از حقش سخن بگوید، با لباس دشمنی معرفی می‌شود؛ گویی مطالبه حقوق، جرم است و دانایی، تهدید.

روز معلم، فقط روز تبریک و گل نیست؛ روزی است که باید معلم آزاد، شاد و محترم باشد در بند، نه با دست‌بند.

با همه‌ی تلخی‌ها، این روز را به همه معلمان شریف سرزمینم، در کلاس‌ها، در خانه‌ها و حتی در سلول‌ها، تبریک می‌گویم.
باشد که روزی، این تبریک‌ها به جای بغض، با لبخند همراه باشد.

@Eterazebazar
#ارسالی

سقوط اقتصادی؛ واقعیتی انکارناپذیر

به نقطه سقوط کامل اقتصادی رسیده‌ایم. این جمله دیگر شعار یا اغراق نیست؛ کافی‌ست هر خانواده، وضعیت اقتصادی خود را با یک سال پیش مقایسه کند تا عمق فاجعه را درک کند. تفاوتی که از زمین تا آسمان است: یخچال‌ها خالی‌اند، سفره‌ها کوچک شده‌اند، و قدرت خرید مردم روز‌به‌روز تحلیل می‌رود.

امروز دیگر حتی تأمین یک وعده غذای ساده هم برای بسیاری از خانواده‌ها دشوار است. کیفیت مواد غذایی پایین آمده و قیمت‌ها سر به فلک کشیده‌اند. سبزی و میوه که زمانی جایگزین گوشت بود، حالا قیمتی بالاتر از گوشت دارد. برای دو عدد بادمجان، دو عدد کدو، نیم کیلو گوجه، چند عدد سیب‌زمینی و پیاز باید بیش از ۲۰۰ هزار تومان پرداخت؛ غذایی که شاید تنها یک وعده را پاسخگو باشد.

سلامتی جامعه به‌شدت در معرض تهدید است. کودکان و جوانانی که در سن رشد قرار دارند، از تغذیه مناسب محروم‌اند. خانواده‌ها ناچارند با نان و برنج‌های بی‌کیفیت و گاه مشکوک به آلودگی، شکم خود را سیر کنند. قیمت یک کیسه ۱۰ کیلویی برنج هندی به بیش از یک میلیون و سیصد هزار تومان رسیده و همین مقدار حتی برای یک ماه یک خانواده چهار نفره کفایت نمی‌کند.

مرغ، که زمانی غذای متوسط طبقه کارگر بود، حالا با قیمت ۲۰۰ هزار تومان و دورریختنی‌هایش، کالای لوکس به‌حساب می‌آید. گوشت و ماهی از سفره‌ها رفته‌اند. حتی غذاهای ساده‌ای مانند آش رشته، عدسی و خوراک لوبیا هم دیگر ارزان نیستند. لوبیا کیلویی ۵۰۰ هزار تومان، عدس و نخود ۳۰۰ هزار تومان شده‌اند و مردم مستأصل‌اند.

وقتی به همه این فشارها، هزینه‌های اجاره مسکن، بهداشت، رفت‌وآمد، پوشاک و دارو را هم اضافه کنیم، تصویری ترسناک‌تر نمایان می‌شود. سفره‌ها کوچک شده‌اند و امید به بهبود، هر روز کمرنگ‌تر می‌شود.

واقعیت این است: سقوط اقتصادی اتفاق افتاده. حالا فقط مانده اعتراف رسمی به آن.

@Eterazebazar
#ارسالی

آتش‌سوزی در اسرائیل، هند، هر جای دیگر… فقط ایران نه!

چند روزی‌ست که شبکه خبر، بی‌وقفه اخبار مربوط به آتش‌سوزی‌های سراسر جهان را زیرنویس می‌کند. از آتش گرفتن جنگل‌های کانادا تا یک هتل در هند—همه در فهرست پخش زنده!

باشه، فهمیدیم؛ فقط شما آتش‌سوزی ندارید، فقط بقیه کشورها می‌سوزند. حتی لحظه‌به‌لحظه از حریق در اسرائیل هم گزارش می‌فرستید، آن‌هم از هر دو شبکه خبر.

ما هم ساده‌ایم، باور می‌کنیم که رسانه ملی دارد بی‌طرفانه و حرفه‌ای صرفاً اخبار منتقل می‌کند؛ بدون حب و بغض سیاسی. اما یک سوال جدی اینجاست:

چرا هیچ‌وقت از نحوه مدیریت بحران در همان کشورها خبری پخش نمی‌کنید؟

چرا نشان نمی‌دهید که چطور شفاف با مردم حرف می‌زنند، چطور مقصر را معرفی می‌کنند، چطور امداد می‌فرستند، چطور آتش را در نطفه خاموش می‌کنند؟

چرا نگفتید چطور در عرض چند ساعت با یک آتش‌سوزی بزرگ مقابله می‌کنند، نه اینکه سه روز بگذرد و هنوز دود و خاکسترش بپیچد در شهر؟

تفاوت این است: آن‌ها با مردم‌شان روراست‌اند، شما نه. آن‌ها بحران را مدیریت می‌کنند، شما انکار. آن‌ها به حقیقت تکیه می‌کنند، شما به روایت‌سازی.

وقتی انفجار را با آتش‌سوزی یکی اعلام می‌کنید، وقتی به جای اعلام مقصر، صورت‌مسأله را پاک می‌کنید، وقتی بعد از هر فاجعه فقط دنبال مقصر خیالی و گزارش تقصیرات «عنصر نامشخص» هستید، معلوم است که چرا مردم به شما اعتماد ندارند.

نه فقط زندگی‌ها، که اعتمادها هم در این آتش‌ها خاکستر شده‌اند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از تاکستان تا بندرعباس؛ صدای جاده خاموش نمی‌شود

وقتی بندر در دود و خون می‌سوزد، جاده هم بی‌قرار می‌شود.
در انفجار تلخ بندرعباس، فقط انبارها و کانتینرها نبودند که شعله‌ور شدند؛ دل ما هم آتش گرفت.

ما، کامیون‌داران تاکستان، از فاصله صدها کیلومتری، باری سنگین‌تر از فولاد را بر دوش کشیده‌ایم؛ باری از اندوه، خشم و همدردی.
ما دیده‌ایم که چگونه جان انسان، پشت درهای بسته و دیوارهای سکوت، به بازی گرفته می‌شود.
ما لمس کرده‌ایم که در این کشور، بعضی انفجارها فقط یک حادثه نیستند؛ فاجعه‌هایی هستند که می‌شد جلویشان را گرفت... اگر مسئولیت بود، اگر پاسخگویی بود، اگر حقیقت اجازه داشت نفس بکشد.

این همدردی، فقط یک ابراز احساسات نیست؛ رژه‌ای‌ست در سکوت، اعتراضی‌ست روی چرخ‌های خاک‌گرفته.
این صدای ماست که می‌گوید:

ما فراموش نخواهیم کرد.
نه بندر را، نه کارگرش را، نه آن‌هایی را که سوختند و هیچ‌کس جواب نداد.
دروغ و پنهان‌کاری شاید برای مدتی چشم‌ها را ببندد،
اما نمی‌تواند صدای فریادهای ما را خاموش کند.

از جاده تا دریا، فریاد عدالت در حرکت است.
و این بار، باری‌ست که هیچ دستگاهی نمی‌تواند متوقفش کند.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از اسدآباد تا بندر؛ صدای همدلی خاموش نمی‌شود

ما رانندگان زحمت‌کش اسدآباد، کنار هم ایستادیم—بی‌دعوت، بی‌دوربین، بی‌تشریفات.
دست‌به‌دست هم دادیم تا صدای دل‌مان را به بندرعباس برسانیم؛ به یاد همکاران‌مان، به احترام جان‌هایی که در آتش سوختند، به نشانه‌ همدردی با خانواده‌هایی که هنوز بوی دود را از لباس فرزندان‌شان می‌شنوند.


این گردهمایی، رسمی نبود، مردمی بود؛ از دل جاده، از دل اندوه.
شاید قطره‌ای آرامش باشد در دریای غم بندر. شاید التیامی کوچک، اما صادقانه.

ما می‌دانیم درد کارگری که پشت کانتینر سوخته، نه فقط جسم، که غرورش هم سوخته.
ما فقط برای همدردی نایستادیم؛ ایستادیم که بگوییم:
درد شما، درد ماست. فریاد شما، صدای ماست.

ما تا ابد مدیون بندریم. بندر، خانه‌ی دوم ماست؛
هر جاده‌ای که رفتیم، از بندر شروع شد و به بندر برگشت.
اگر آنجا می‌سوزد، اینجا خاموشی معنا ندارد.
اسدآباد، شهر کامیون‌داران است؛ دلش با بندر می‌تپد.

در این روزها که خیلی‌ها سکوت کردند، ما ترجیح دادیم بایستیم و بگوییم:
فراموش نمی‌کنیم. نه بندر را، نه همکاران‌مان را.

با چشمانی که هنوز شعله‌ی بندرعباس را می‌بیند،
و قلبی که در آتش بی‌عدالتی می‌سوزد.

ما رانندگانیم؛ بارکش جاده‌ها و دردهای پنهان.
و این بار، صدای‌مان هرچند خاموش شده باشد، اما خاموشی‌مان فریاد است.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این فقط سوختن نبود، نسل‌کشی خاموش بود
از تبریز تا بندر، ما زخم‌خورده‌ایم.
از ریه‌هامان دود بلند شده، و از زبان‌مان فریاد.
ما راننده‌ایم؛ نه مزدوریم، نه دروغ‌گو، فقط چشم‌دیده‌ایم.

و آن‌چه دیدیم، قتل بود.
هرمزگان قتلگاه شد. بندرعباس، جهنم رسمی.
صدها نفر سوختند، اما گزارش رسمی می‌گوید ۲۸ نفر!
از کی تا حالا استخوان سوخته آمار نمی‌دهد؟ از کی صدای ناله آدمیزاد، شایعه است؟

وزیری که وسط خاکستر ایستاده و می‌گوید: "همه چیز عادی‌ست"،
باید خودش را در آینه نگاه کند و بگوید: تو دروغ می‌گویی.

به ما می‌گویند "ماهواره دروغ می‌گوید".

اما این استخوان‌ها، این دمپایی سوخته، این جسد بی‌صدا، دروغ نمی‌گویند.

ما پدر شدیم تا نان درآوریم، نه تا در شعله‌ها خاکستر شویم.
کسی که در راه کار می‌سوزد، شهید است.
نه آن‌که در دفتر شیک نشسته و با چند کلمه، واقعیت را دفن می‌کند.

خانواده‌ها هنوز از ما می‌پرسند: "بابام کی میاد؟"
بچه‌ها زنگ می‌زنند، مادرها چشم‌به‌راهند.
اما ما نه جواب داریم، نه جسد، نه کفش، نه حتی یک تکه آهن از ماشین‌ها.

ما می‌دانیم نسل‌کشی چیست.
اگر این "بی‌تدبیریِ عمدی" نیست، پس چیست؟
اگر این "مرگِ برنامه‌ریزی‌شده‌ با بی‌مسئولیتی" نیست، چه نامی دارد؟

ما فراموش نمی‌کنیم. نه بندر را، نه غلامرضا را، نه استخوان بی‌نام را.
اگر رسانه‌ها خفه‌اند، اگر مقامات خواب‌اند، ما فریاد می‌زنیم:
ما دیگر عزادار خاموش نیستیم.

از زخم‌هامان خونابه می‌چکد؛ اما این خون، روزی دامنتان را خواهد گرفت.

@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
این فقط سوختن نبود، نسل‌کشی خاموش بود از تبریز تا بندر، ما زخم‌خورده‌ایم. از ریه‌هامان دود بلند شده، و از زبان‌مان فریاد. ما راننده‌ایم؛ نه مزدوریم، نه دروغ‌گو، فقط چشم‌دیده‌ایم. و آن‌چه دیدیم، قتل بود. هرمزگان قتلگاه شد. بندرعباس، جهنم رسمی. صدها نفر سوختند،…
# ارسالی
خسته‌ایم از دفن حقیقت؛ این بار، خاکستر فریاد می‌زند

از تبریز تا بندر، ما خون گریه کردیم.
دیگر اشک جواب نمی‌دهد؛ این بار، فریاد می‌زنیم.

می‌گویید آمار رسمی ۷۰ نفر است؟
ما در بیمارستان‌ها، در سردخانه‌ها، در گورهای بی‌نام گشتیم.
ده‌ها نفر، صدها تکه استخوان، ده‌ها خانواده آواره و بی‌خبر.
این قتل‌عام بود، نه حادثه.
و شما، شریک جرمید. از رئیس‌جمهورتان گرفته تا وزیری که وسط خاکستر گفت:
«همه چیز عادی‌ست.»

نه خانم وزیر، این‌جا عادی نیست.
این‌جا بوی گوشت سوخته‌ی کارگر می‌آید.
این‌جا پدرها با دمپایی‌های نیم‌سوخته‌شان شناسایی می‌شوند.

کافی‌ست دروغ نگویید.
ماهواره را بهانه نکنید،
دشمن همین‌جاست. پشت آن میزهایی که به‌جای پاسخ، خاک می‌پاشند روی جنازه‌ها.
دشمن کسی‌ست که می‌گوید «شهید شد» و پنهان می‌کند چرا و چگونه سوخت.

پسرعمویم، برادرم، راننده‌ای که با ما آمده بود—هیچ‌کدام برنگشتند.
نه جسدی، نه پلاکی، نه کفشی.
فقط صدای زنگ‌های بی‌پاسخ از خانه‌ها، و مادری که می‌پرسد:
«بابام کی میاد؟»

این نسل‌کشی‌ست، وقتی خودتان میدان را مین‌گذاری می‌کنید و بعد فرار می‌کنید.
وقتی فاجعه را پنهان می‌کنید و رسانه را مجبور می‌کنید بگوید: «آتش‌سوزی جزئی.»

ما نه تحلیل‌گر سیاسی‌ایم، نه خبرنگار.
ما راننده‌ایم. کارگریم. آدمیم.
و ما دیده‌ایم. لمس کرده‌ایم. سوخته‌ایم.

و حالا، قسم به همین خاکسترها،
اگر ندانیم دقیقاً چه کسی باعث این فاجعه شد، نخواهیم گذاشت فراموش شود.
نه این اسم‌ها، نه این استخوان‌ها، نه این بی‌عدالتی.

به‌خدا، ما خاموش نمی‌شویم.
این بار اگر صدایمان را خفه کنید،
صدای لاستیک‌های داغ‌مان، صدای بوق‌هامان، صدای راه‌مان فریاد خواهد زد.


@Eterazebazar