This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلم دیگری از تجمع اعتراضی بازنشستگان تأمین اجتماعی در رشت!
رشت – یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۴ – بازنشستگان خشمگین تأمین اجتماعی به کف خیابان آمدند و با صدایی رسا بیکفایتی مسئولان را نشانه گرفتند.
🔻 شعارهای پرطنین معترضان:
«مسئول بیلیاقت، استعفا استعفا!»
«بازنشسته داد بزن، حقتو فریاد بزن!»
«معیشت، منزلت، آب و برق و زندگی، حق مسلم ماست!»
«تأمین اجتماعی از انحصار دولت آزاد باید گردد!»
«فقط کف خیابون، بدست میاد حقمون!»
🔻 این تجمع پرشور با اجرای دستهجمعی سرود ملیگرایانه «ای ایران، ای مرز پرگهر» به پایان رسید؛ پیامی روشن که بازنشستگان دیگر سکوت نخواهند کرد و برای احقاق حق خود تا آخرین نفس ایستادهاند.
⚡️ رشت امروز شاهد آن بود که بازنشستگان خسته از فقر و بیعدالتی، خیابان را به سنگر حقخواهی تبدیل کردند.
@Eterazebazar
رشت – یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۴ – بازنشستگان خشمگین تأمین اجتماعی به کف خیابان آمدند و با صدایی رسا بیکفایتی مسئولان را نشانه گرفتند.
🔻 شعارهای پرطنین معترضان:
«مسئول بیلیاقت، استعفا استعفا!»
«بازنشسته داد بزن، حقتو فریاد بزن!»
«معیشت، منزلت، آب و برق و زندگی، حق مسلم ماست!»
«تأمین اجتماعی از انحصار دولت آزاد باید گردد!»
«فقط کف خیابون، بدست میاد حقمون!»
🔻 این تجمع پرشور با اجرای دستهجمعی سرود ملیگرایانه «ای ایران، ای مرز پرگهر» به پایان رسید؛ پیامی روشن که بازنشستگان دیگر سکوت نخواهند کرد و برای احقاق حق خود تا آخرین نفس ایستادهاند.
⚡️ رشت امروز شاهد آن بود که بازنشستگان خسته از فقر و بیعدالتی، خیابان را به سنگر حقخواهی تبدیل کردند.
@Eterazebazar
اعتراض دانشجویان تربیت مدرس: سینیها بر زمین، خشم بر آسمان!
ظهر امروز، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۴، دانشگاه تربیت مدرس صحنهی اعتراض گسترده دانشجویان شد؛ جایی که آنها در اقدامی هماهنگ، سینیهای غذای سلف را در برابر ساختمان مرکزی و دفتر ریاست دانشگاه چیدند و با قاطعیت از صرف غذای بیکیفیت خودداری کردند.
🔻 دانشجویان فریاد زدند: وعدههای ناهار که تا ساعت ۴ عصر به تأخیر میافتد و غذایی که کیفیتش به «حد غیرقابل تحمل» سقوط کرده، چیزی جز تحقیر و تهدید سلامت دانشجو نیست.
🔻 معترضان اعلام کردند: این وضعیت نتیجهی سالها رهاشدگی رفاهی و بیتوجهی کامل مسئولان است و ادامه آن مستقیماً سلامت و معیشت دانشجویان را نشانه گرفته است.
⚡️ اما اوج خشم دانشجویان زمانی شعلهور شد که یوسف حجت، رئیس دانشگاه، بهجای پاسخگویی، پشت میز سلف نشست و مشغول صرف غذا شد! این حرکت تحقیرآمیز، نمادی از بیاعتنایی ساختاری به دانشجو و دهنکجی آشکار به اعتراض جمعی بود.
✊ دانشجویان با اتحاد خود نشان دادند که دیگر حاضر نیستند قربانی سکوت و بیتفاوتی شوند؛ پیامشان روشن بود:
یا کرامت و رفاه دانشجو تضمین میشود، یا دانشگاه هر روز صحنه خشم و اعتراض خواهد بود!
@Eterazebazar
ظهر امروز، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۴، دانشگاه تربیت مدرس صحنهی اعتراض گسترده دانشجویان شد؛ جایی که آنها در اقدامی هماهنگ، سینیهای غذای سلف را در برابر ساختمان مرکزی و دفتر ریاست دانشگاه چیدند و با قاطعیت از صرف غذای بیکیفیت خودداری کردند.
🔻 دانشجویان فریاد زدند: وعدههای ناهار که تا ساعت ۴ عصر به تأخیر میافتد و غذایی که کیفیتش به «حد غیرقابل تحمل» سقوط کرده، چیزی جز تحقیر و تهدید سلامت دانشجو نیست.
🔻 معترضان اعلام کردند: این وضعیت نتیجهی سالها رهاشدگی رفاهی و بیتوجهی کامل مسئولان است و ادامه آن مستقیماً سلامت و معیشت دانشجویان را نشانه گرفته است.
⚡️ اما اوج خشم دانشجویان زمانی شعلهور شد که یوسف حجت، رئیس دانشگاه، بهجای پاسخگویی، پشت میز سلف نشست و مشغول صرف غذا شد! این حرکت تحقیرآمیز، نمادی از بیاعتنایی ساختاری به دانشجو و دهنکجی آشکار به اعتراض جمعی بود.
✊ دانشجویان با اتحاد خود نشان دادند که دیگر حاضر نیستند قربانی سکوت و بیتفاوتی شوند؛ پیامشان روشن بود:
یا کرامت و رفاه دانشجو تضمین میشود، یا دانشگاه هر روز صحنه خشم و اعتراض خواهد بود!
@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
اعتراض دانشجویان تربیت مدرس: سینیها بر زمین، خشم بر آسمان! ظهر امروز، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۴، دانشگاه تربیت مدرس صحنهی اعتراض گسترده دانشجویان شد؛ جایی که آنها در اقدامی هماهنگ، سینیهای غذای سلف را در برابر ساختمان مرکزی و دفتر ریاست دانشگاه چیدند و با…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلمی از اعتراض دانشجویان تربیت مدرس
ظهر امروز، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۴، دانشگاه تربیت مدرس صحنهی اعتراض گسترده دانشجویان شد؛ جایی که آنها در اقدامی هماهنگ، سینیهای غذای سلف را در برابر ساختمان مرکزی و دفتر ریاست دانشگاه چیدند و با قاطعیت از صرف غذای بیکیفیت خودداری کردند.
@Eterazebazar
ظهر امروز، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۴، دانشگاه تربیت مدرس صحنهی اعتراض گسترده دانشجویان شد؛ جایی که آنها در اقدامی هماهنگ، سینیهای غذای سلف را در برابر ساختمان مرکزی و دفتر ریاست دانشگاه چیدند و با قاطعیت از صرف غذای بیکیفیت خودداری کردند.
@Eterazebazar
افشاگری درباره یکی از مهرههای سرکوب در کرمانشاه!
سرهنگ رضا دزفولینژاد، از نیروهای امنیتی و فرمانده فعلی گردان یکم یگان امام علی در کرمانشاه، نامی آشنا در کارنامه سرکوب و خشونت علیه مردم است.
🔻 او سابقهای طولانی در خوشخدمتی به ساختار سرکوب دارد:
در سال ۱۳۸۱، بهعنوان فرمانده پایگاه بسیج، در سرکوب و ضربوشتم اعتراضات دانشجویی کرمانشاه نقش مستقیم ایفا کرد.
پس از این سابقه، به پاداش سرکوبگریاش، به سمت محافظ امامجمعه وقت کرمانشاه منصوب شد.
با کنار رفتن امامجمعه، دزفولینژاد به نیروهای ویژه ضدشورش پیوست.
🔻 اوج جنایتکاری این فرد در آبان خونین ۹۸ بود؛ جایی که بهعنوان یکی از فرماندهان میدانی نیروهای ویژه، در سرکوب، ضربوشتم و کشتار معترضان نقش برجسته داشت.
⚡️ دزفولینژاد امروز نماد یک چهره امنیتی است که از ابتدای فعالیت خود، تنها در خدمت سرکوب آزادیخواهی و لگدمال کردن حقوق مردم بوده است؛ نمونهای آشکار از اینکه چگونه نیروهای امنیتی بهجای پاسداری از امنیت جامعه، به ابزار وحشت و خشونت علیه شهروندان بدل شدهاند.
✊ یادآوری چنین چهرههایی، نه برای پرداختن به زندگی شخصی آنها، بلکه برای ثبت در حافظه تاریخی است تا مردم فراموش نکنند چه کسانی دستشان به خون و رنج شهروندان آلوده است.
ساکن محله کسری کرمانشاه ۱۳ط۸۸۸ ایران ۳۸ ماشین جک S5 سفید رنگ تلفن989189189259 +
@Eterazebazar
سرهنگ رضا دزفولینژاد، از نیروهای امنیتی و فرمانده فعلی گردان یکم یگان امام علی در کرمانشاه، نامی آشنا در کارنامه سرکوب و خشونت علیه مردم است.
🔻 او سابقهای طولانی در خوشخدمتی به ساختار سرکوب دارد:
در سال ۱۳۸۱، بهعنوان فرمانده پایگاه بسیج، در سرکوب و ضربوشتم اعتراضات دانشجویی کرمانشاه نقش مستقیم ایفا کرد.
پس از این سابقه، به پاداش سرکوبگریاش، به سمت محافظ امامجمعه وقت کرمانشاه منصوب شد.
با کنار رفتن امامجمعه، دزفولینژاد به نیروهای ویژه ضدشورش پیوست.
🔻 اوج جنایتکاری این فرد در آبان خونین ۹۸ بود؛ جایی که بهعنوان یکی از فرماندهان میدانی نیروهای ویژه، در سرکوب، ضربوشتم و کشتار معترضان نقش برجسته داشت.
⚡️ دزفولینژاد امروز نماد یک چهره امنیتی است که از ابتدای فعالیت خود، تنها در خدمت سرکوب آزادیخواهی و لگدمال کردن حقوق مردم بوده است؛ نمونهای آشکار از اینکه چگونه نیروهای امنیتی بهجای پاسداری از امنیت جامعه، به ابزار وحشت و خشونت علیه شهروندان بدل شدهاند.
✊ یادآوری چنین چهرههایی، نه برای پرداختن به زندگی شخصی آنها، بلکه برای ثبت در حافظه تاریخی است تا مردم فراموش نکنند چه کسانی دستشان به خون و رنج شهروندان آلوده است.
ساکن محله کسری کرمانشاه ۱۳ط۸۸۸ ایران ۳۸ ماشین جک S5 سفید رنگ تلفن989189189259 +
@Eterazebazar
خلاصه بخشی از مهمترین رویدادهای یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۴(که بدست ما رسیده )
اعتراضات بازنشستگان و کارگران
تجمع بازنشستگان تأمین اجتماعی در شهرهای مختلف (تهران، اهواز، کرمانشاه، رشت، شوش).
بازنشستگان صندوق فولاد (تهران – خیابان وزرا).
کارگران نساجی سنندج که ۲۳ سال است در انتظار سند زمین تعاونیاند.
بازنشستگان فولادی و سایر صندوقها علیه مدیریت ناکارآمد صندوقها.
شعارهای تند علیه دولت، فساد و مدیریت ناکارآمد: «بازنشسته داد بزن، حقتو فریاد بزن» / «اتحاد اتحاد علیه فقر و فساد» / «ظلم و ستم کافیه، سفره ما خالیه».
اعتراضات دانشجویی
اعتراض به کیفیت و گرانی غذا در دانشگاه تربیت مدرس (تجمع مقابل سلف و دفتر ریاست).
اعتراض شبانه در خوابگاه چمران به افزایش قیمت غذا.
شعارها و اعتراض هماهنگ دانشجویان با چیدن سینیها.
مطالبه برای «پایان رهاشدگی رفاهی» و پاسخگویی مسئولان.
اعتراضات صنفی و شغلی
تجمع نیروهای پیمانکاری نفت و گاز گچساران.
تخریب دکهها در اراک توسط شهرداری و نیروی انتظامی.
مشکل صنفی کارگران نساجی سنندج (زمینهای مصادرهشده).
اعتراضات اجتماعی و معیشتی عمومی
گرانی سرسامآور نوشتافزار در اصفهان پیش از آغاز سال تحصیلی.
خبر و نقد درباره «بن کارت نان» به عنوان سیاست ناکارآمد جدید.
بحران معیشتی گسترده در سراسر گزارشها (از سفره بازنشستگان تا سفره دانشجویان).
محیط زیست و منابع طبیعی
خشک شدن کامل دریاچه ارومیه طبق تصاویر ماهوارهای ناسا.
نقد و طعنه به استانداران و شهرداران که بهجای مدیریت بحران، به «نمایش» و «برگزاری کنسرت» مشغول میشوند.
یادآوری مشابهسازی با زایندهرود و سرکوب کشاورزان اصفهان.
حقوق بشر و سرکوب
قطع برق در زندان دیزلآباد کرمانشاه و بلاتکلیفی خانوادهها در ملاقات.
اشاره به سرکوب دستفروشان در کرمانشاه («ضرب و شتم دستفروش محکوم است»).
پرونده فردی از نیروهای امنیتی (رضا دزفولینژاد) و نقش او در سرکوب اعتراضات سالهای گذشته.
اعتراضات از تهران تا اهواز، کرمانشاه، سنندج، رشت، اراک، اصفهان و شوش را در بر گرفته. این پراکندگی نشان میدهد اعتراضات دیگر محدود به یک قشر یا یک نقطه خاص نیست، بلکه سراسری و فراگیر شده است.
چه بازنشستگان، چه کارگران، چه دانشجویان و چه حتی خانوادههای زندانیان، همه بر سر یک موضوع مشترک فریاد میزنند: سفره خالی و بیعدالتی اقتصادی. از نان و نوشتافزار گرفته تا مسکن و درمان، بحران معیشتی به ستون فقرات اعتراضات بدل شده است.
در بسیاری از تجمعات، شعارها از صرف مطالبه صنفی فراتر رفته و مستقیم علیه ساختار قدرت، دولت و سیاستهای کلان فریاد زده میشود («تأمین اجتماعی از انحصار دولت آزاد باید گردد» / «مسئول بیلیاقت، استعفا استعفا»).
اعتراضات دانشگاه تربیت مدرس و خوابگاه چمران نشانه بازگشت جدی دانشجویان به میدان است. دانشگاه دوباره دارد به موتور محرک جنبش اجتماعی بدل میشود، همانطور که در دهههای گذشته بود.
از دانشگاه گرفته تا صندوق فولاد، از شهرداری اراک تا وزارت بهداشت، در همه گزارشها یک مضمون مشترک است: بیاعتمادی مطلق به مدیریت و مسئولان. هر حرکت آنها (از بن کارت نان تا پاسخ ندادن به دانشجویان) نهتنها بحران را حل نمیکند، بلکه بر خشم عمومی میافزاید.
از زندان دیزلآباد تا معرفی چهرههای سرکوبگر، این گزارشها نشان میدهد که اعتراضات تنها محدود به اقتصاد نیست؛ بلکه لایهای از مطالبه آزادی، عدالت و پایان سرکوب نیز با آن گره خورده است.
خشک شدن دریاچه ارومیه نماد آشکار نابودی منابع و سوءمدیریت تاریخی است. این خبر به تنهایی توان دارد به جرقهای ملی بدل شود، چرا که فاجعهای است که آیندگان نیز آن را به چشم خواهند دید.
ایران امروز زیر فشار سه بحران همزمان است:
اقتصادی – معیشتی (گرانی، حقوق ناکافی، فقر گسترده).
اجتماعی – صنفی (دانشجویان، کارگران، بازنشستگان، مشاغل خرد).
زیستمحیطی – امنیتی (خشک شدن منابع و تشدید سرکوب).
این سه بحران مثل سه موج به هم رسیده و یکدیگر را تقویت میکنند. از دل همین همافزایی است که خشم عمومی انفجاریتر شده و شعارها بهسرعت از صنفی به سیاسی میرسند.
@Eterazebazar
اعتراضات بازنشستگان و کارگران
تجمع بازنشستگان تأمین اجتماعی در شهرهای مختلف (تهران، اهواز، کرمانشاه، رشت، شوش).
بازنشستگان صندوق فولاد (تهران – خیابان وزرا).
کارگران نساجی سنندج که ۲۳ سال است در انتظار سند زمین تعاونیاند.
بازنشستگان فولادی و سایر صندوقها علیه مدیریت ناکارآمد صندوقها.
شعارهای تند علیه دولت، فساد و مدیریت ناکارآمد: «بازنشسته داد بزن، حقتو فریاد بزن» / «اتحاد اتحاد علیه فقر و فساد» / «ظلم و ستم کافیه، سفره ما خالیه».
اعتراضات دانشجویی
اعتراض به کیفیت و گرانی غذا در دانشگاه تربیت مدرس (تجمع مقابل سلف و دفتر ریاست).
اعتراض شبانه در خوابگاه چمران به افزایش قیمت غذا.
شعارها و اعتراض هماهنگ دانشجویان با چیدن سینیها.
مطالبه برای «پایان رهاشدگی رفاهی» و پاسخگویی مسئولان.
اعتراضات صنفی و شغلی
تجمع نیروهای پیمانکاری نفت و گاز گچساران.
تخریب دکهها در اراک توسط شهرداری و نیروی انتظامی.
مشکل صنفی کارگران نساجی سنندج (زمینهای مصادرهشده).
اعتراضات اجتماعی و معیشتی عمومی
گرانی سرسامآور نوشتافزار در اصفهان پیش از آغاز سال تحصیلی.
خبر و نقد درباره «بن کارت نان» به عنوان سیاست ناکارآمد جدید.
بحران معیشتی گسترده در سراسر گزارشها (از سفره بازنشستگان تا سفره دانشجویان).
محیط زیست و منابع طبیعی
خشک شدن کامل دریاچه ارومیه طبق تصاویر ماهوارهای ناسا.
نقد و طعنه به استانداران و شهرداران که بهجای مدیریت بحران، به «نمایش» و «برگزاری کنسرت» مشغول میشوند.
یادآوری مشابهسازی با زایندهرود و سرکوب کشاورزان اصفهان.
حقوق بشر و سرکوب
قطع برق در زندان دیزلآباد کرمانشاه و بلاتکلیفی خانوادهها در ملاقات.
اشاره به سرکوب دستفروشان در کرمانشاه («ضرب و شتم دستفروش محکوم است»).
پرونده فردی از نیروهای امنیتی (رضا دزفولینژاد) و نقش او در سرکوب اعتراضات سالهای گذشته.
اعتراضات از تهران تا اهواز، کرمانشاه، سنندج، رشت، اراک، اصفهان و شوش را در بر گرفته. این پراکندگی نشان میدهد اعتراضات دیگر محدود به یک قشر یا یک نقطه خاص نیست، بلکه سراسری و فراگیر شده است.
چه بازنشستگان، چه کارگران، چه دانشجویان و چه حتی خانوادههای زندانیان، همه بر سر یک موضوع مشترک فریاد میزنند: سفره خالی و بیعدالتی اقتصادی. از نان و نوشتافزار گرفته تا مسکن و درمان، بحران معیشتی به ستون فقرات اعتراضات بدل شده است.
در بسیاری از تجمعات، شعارها از صرف مطالبه صنفی فراتر رفته و مستقیم علیه ساختار قدرت، دولت و سیاستهای کلان فریاد زده میشود («تأمین اجتماعی از انحصار دولت آزاد باید گردد» / «مسئول بیلیاقت، استعفا استعفا»).
اعتراضات دانشگاه تربیت مدرس و خوابگاه چمران نشانه بازگشت جدی دانشجویان به میدان است. دانشگاه دوباره دارد به موتور محرک جنبش اجتماعی بدل میشود، همانطور که در دهههای گذشته بود.
از دانشگاه گرفته تا صندوق فولاد، از شهرداری اراک تا وزارت بهداشت، در همه گزارشها یک مضمون مشترک است: بیاعتمادی مطلق به مدیریت و مسئولان. هر حرکت آنها (از بن کارت نان تا پاسخ ندادن به دانشجویان) نهتنها بحران را حل نمیکند، بلکه بر خشم عمومی میافزاید.
از زندان دیزلآباد تا معرفی چهرههای سرکوبگر، این گزارشها نشان میدهد که اعتراضات تنها محدود به اقتصاد نیست؛ بلکه لایهای از مطالبه آزادی، عدالت و پایان سرکوب نیز با آن گره خورده است.
خشک شدن دریاچه ارومیه نماد آشکار نابودی منابع و سوءمدیریت تاریخی است. این خبر به تنهایی توان دارد به جرقهای ملی بدل شود، چرا که فاجعهای است که آیندگان نیز آن را به چشم خواهند دید.
ایران امروز زیر فشار سه بحران همزمان است:
اقتصادی – معیشتی (گرانی، حقوق ناکافی، فقر گسترده).
اجتماعی – صنفی (دانشجویان، کارگران، بازنشستگان، مشاغل خرد).
زیستمحیطی – امنیتی (خشک شدن منابع و تشدید سرکوب).
این سه بحران مثل سه موج به هم رسیده و یکدیگر را تقویت میکنند. از دل همین همافزایی است که خشم عمومی انفجاریتر شده و شعارها بهسرعت از صنفی به سیاسی میرسند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 زایندهرود خاموش؛ کنسرت کنار جنازه یک رود
اصفهان، شهری که زمانی به «نصف جهان» مشهور بود، حالا در سوگ زایندهرود به نماد بیعدالتی و خیانت بدل شده است. رودخانهای که به قیمت فروش، انتقال آب و نابودی کشاورزان خشک شد؛ کشاورزانی که وقتی فریاد زدند، بهجای پاسخ، کتک خوردند، زندانی شدند و از حق تجمع محروم ماندند.
اما فاجعه به همینجا ختم نشد. همانطور که مردم اصفهان میگویند:
«کنار جنازه زایندهرود، بهجای مجلس ترحیم، کنسرت میگذارند!»
در حالی که قرار بود امشب بیش از هزار دف نواز در پل خواجو اجرا داشته باشند، تنها چهل تا پنجاه نفر حاضر شدند. این عدم استقبال، نه از بیعلاقگی مردم به موسیقی، بلکه اعتراض خاموش اصفهانیها به بیحرمتی آشکار به رود و خون دل کشاورزان بود.
📢 فشار افکار عمومی آنقدر بالا گرفت که حتی چهرههایی چون داریوش فرضیایی و محمدعلیزاده از اجرای برنامه در اصفهان انصراف دادند.
مردم اصفهان پیام روشنی دادهاند:
«وقتی زایندهرود در سکوت جان داد و کشاورز را به زندان انداختید، حق ندارید بر جنازه رودخانه دف و ساز بزنید. این وقاحت تا تاریخ بینظیر است.»
@Eterazebazar
اصفهان، شهری که زمانی به «نصف جهان» مشهور بود، حالا در سوگ زایندهرود به نماد بیعدالتی و خیانت بدل شده است. رودخانهای که به قیمت فروش، انتقال آب و نابودی کشاورزان خشک شد؛ کشاورزانی که وقتی فریاد زدند، بهجای پاسخ، کتک خوردند، زندانی شدند و از حق تجمع محروم ماندند.
اما فاجعه به همینجا ختم نشد. همانطور که مردم اصفهان میگویند:
«کنار جنازه زایندهرود، بهجای مجلس ترحیم، کنسرت میگذارند!»
در حالی که قرار بود امشب بیش از هزار دف نواز در پل خواجو اجرا داشته باشند، تنها چهل تا پنجاه نفر حاضر شدند. این عدم استقبال، نه از بیعلاقگی مردم به موسیقی، بلکه اعتراض خاموش اصفهانیها به بیحرمتی آشکار به رود و خون دل کشاورزان بود.
📢 فشار افکار عمومی آنقدر بالا گرفت که حتی چهرههایی چون داریوش فرضیایی و محمدعلیزاده از اجرای برنامه در اصفهان انصراف دادند.
مردم اصفهان پیام روشنی دادهاند:
«وقتی زایندهرود در سکوت جان داد و کشاورز را به زندان انداختید، حق ندارید بر جنازه رودخانه دف و ساز بزنید. این وقاحت تا تاریخ بینظیر است.»
@Eterazebazar
🔴 سومین خودکشی در دانشگاه محقق اردبیلی؛ زنگ خطر برای جان دانشجویان
در شب ماه خونین، بار دیگر خوابگاههای دانشگاه محقق اردبیلی شاهد حادثهای هولناک شدند: سومین خودکشی یک دانشجوی دختر طی یک سال گذشته.
این فاجعه تازه، زخمهای قدیمی را دوباره سرباز کرده است. گزارشهای متعدد دانشجویان نشان میدهد جو امنیتی، تهدیدها، پروندهسازیهای کمیته انضباطی و فشارهای سیستماتیک حراست، نقش مستقیمی در دامنزدن به موج خودکشیها داشته است.
دانشجویان میگویند حراست دانشگاه، بهجای صیانت از امنیت دانشجویان، خود به منبع تهدید و آزار بدل شده است. نامهایی چون سیفی، معاونت حراست دانشگاه، بارها در روایتهای دانشجویان تکرار میشود؛ کسی که بهگفته بسیاری از آنان، با ایجاد فضای رعب، تعرض به دختران و اعمال فشار مداوم، آزادیهای دانشجویان را به گروگان گرفته است.
🎙 یکی از دانشجویان معترض میگوید:
«در همه حوادث، اولین کسی که بالای سر دانشجو حاضر میشود همین آقای سیفی است. انگار قاتل همیشه به صحنه جرم بازمیگردد.»
اکنون پرسش اصلی این است: چرا در یک دانشگاه باید طی یک سال، سه دختر جوان جان خود را بگیرند؟
چرا هیچ گزارش رسمی و مستقلی درباره این فجایع منتشر نمیشود؟
چرا رسانهها و خانوادهها در سکوت و خفقان نگه داشته میشوند؟
این چرخه خودکشیها هشداری است روشن: دانشگاهی که باید مأمن امید و آیندهسازی باشد، به قتلگاه خاموشی بدل شده است.
این دانشگاه، به جای امید، به کانون مرگ تبدیل شده است. این خودکشیها اتفاق نیستند؛ فریادهای خفهشدهایاند که به خون نوشته شدهاند.
عکس همه ی اطلاعاتی و سپاهی هایی که در سرکوب،بازداشت واخراج دانشجو های محقق اردبیلی نقش داشتن
@Eterazebazar
در شب ماه خونین، بار دیگر خوابگاههای دانشگاه محقق اردبیلی شاهد حادثهای هولناک شدند: سومین خودکشی یک دانشجوی دختر طی یک سال گذشته.
این فاجعه تازه، زخمهای قدیمی را دوباره سرباز کرده است. گزارشهای متعدد دانشجویان نشان میدهد جو امنیتی، تهدیدها، پروندهسازیهای کمیته انضباطی و فشارهای سیستماتیک حراست، نقش مستقیمی در دامنزدن به موج خودکشیها داشته است.
دانشجویان میگویند حراست دانشگاه، بهجای صیانت از امنیت دانشجویان، خود به منبع تهدید و آزار بدل شده است. نامهایی چون سیفی، معاونت حراست دانشگاه، بارها در روایتهای دانشجویان تکرار میشود؛ کسی که بهگفته بسیاری از آنان، با ایجاد فضای رعب، تعرض به دختران و اعمال فشار مداوم، آزادیهای دانشجویان را به گروگان گرفته است.
🎙 یکی از دانشجویان معترض میگوید:
«در همه حوادث، اولین کسی که بالای سر دانشجو حاضر میشود همین آقای سیفی است. انگار قاتل همیشه به صحنه جرم بازمیگردد.»
اکنون پرسش اصلی این است: چرا در یک دانشگاه باید طی یک سال، سه دختر جوان جان خود را بگیرند؟
چرا هیچ گزارش رسمی و مستقلی درباره این فجایع منتشر نمیشود؟
چرا رسانهها و خانوادهها در سکوت و خفقان نگه داشته میشوند؟
این چرخه خودکشیها هشداری است روشن: دانشگاهی که باید مأمن امید و آیندهسازی باشد، به قتلگاه خاموشی بدل شده است.
این دانشگاه، به جای امید، به کانون مرگ تبدیل شده است. این خودکشیها اتفاق نیستند؛ فریادهای خفهشدهایاند که به خون نوشته شدهاند.
عکس همه ی اطلاعاتی و سپاهی هایی که در سرکوب،بازداشت واخراج دانشجو های محقق اردبیلی نقش داشتن
@Eterazebazar
ماجرای فیلترینگ، حالا دیگر رسماً لو رفته!
۸۰ درصد مردم برای نفس کشیدن در اینترنت مجبورند سراغ VPN بروند و نتیجه؟ ۷۰ درصد ترافیک کشور عملاً از زیر دست دلالهای فیلترشکن رد میشود!
یعنی چه؟ یعنی از ۱۲۱ میلیون مشترک اینترنت، بیشترشان مستقیم به جیب مافیای فروش فیلترشکن پول میریزند.
گردش مالی این سفره طلایی؟ چیزی نزدیک به ۶۰ همت در سال!
به زبان ساده: فیلترینگ، یک تجارت پر سود دولتی-مافیایی است که جیب مردم را میزند و جیب یک عده خاص را پر میکند.
این اسمش سیاست نیست؛ اسمش غارت دیجیتال است.
@Eterazebazar
۸۰ درصد مردم برای نفس کشیدن در اینترنت مجبورند سراغ VPN بروند و نتیجه؟ ۷۰ درصد ترافیک کشور عملاً از زیر دست دلالهای فیلترشکن رد میشود!
یعنی چه؟ یعنی از ۱۲۱ میلیون مشترک اینترنت، بیشترشان مستقیم به جیب مافیای فروش فیلترشکن پول میریزند.
گردش مالی این سفره طلایی؟ چیزی نزدیک به ۶۰ همت در سال!
به زبان ساده: فیلترینگ، یک تجارت پر سود دولتی-مافیایی است که جیب مردم را میزند و جیب یک عده خاص را پر میکند.
این اسمش سیاست نیست؛ اسمش غارت دیجیتال است.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سیستان و بلوچستان بار دیگر شعلهور شد!
در مرز روتک، جایی که «طرح تانکری» سپاه نفس مردم بلوچ را بریده، افراد ناشناس تانکرهای سوخت جاگذاریشده را به آتش کشیدند. این آتش فقط تانکرها را نسوزاند؛ این آتش فریاد مردمی است که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند.
تانکرها در چند قدمی پاسگاه و دیوار مرزی بودند، اما شعلههای خشم مردم مرز نمیشناسد. سوراخ شدن و سوختن این تانکرها، پاسخی است به مافیای سوختخواری سپاه که میخواهد رزق هزاران خانواده بلوچ را مصادره کند و سهمش را میان نیروهای امنیتی و افراد وابسته تقسیم نماید.
📌 اعتراضات مسالمتآمیز قبلی—از مقابل استانداری تا تجمع جلوی تیپ سلمان—هیچ نتیجهای نداشت. حالا نوبت اقدام مستقیم رسیده. بلوچها میگویند بسته شدن مرز یعنی بیکاری دهها هزار نفر، یعنی مرگ تدریجی یک ملت.
فعالان مدنی فریاد میزنند: مدیریت مرز توسط تیپ سلمان سپاه یعنی فساد، رانت، دزدی. مردم آشکارا هشدار دادهاند: این طرح اجرا نمیشود، حتی اگر به قیمت رویارویی مستقیم تمام شود.
🔥 این آتشسوزی فقط آغاز است؛ وقتی سفره مردم را بسوزانید، آنها همه چیز را به آتش خواهند کشید.
@Eterazebazar
در مرز روتک، جایی که «طرح تانکری» سپاه نفس مردم بلوچ را بریده، افراد ناشناس تانکرهای سوخت جاگذاریشده را به آتش کشیدند. این آتش فقط تانکرها را نسوزاند؛ این آتش فریاد مردمی است که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند.
تانکرها در چند قدمی پاسگاه و دیوار مرزی بودند، اما شعلههای خشم مردم مرز نمیشناسد. سوراخ شدن و سوختن این تانکرها، پاسخی است به مافیای سوختخواری سپاه که میخواهد رزق هزاران خانواده بلوچ را مصادره کند و سهمش را میان نیروهای امنیتی و افراد وابسته تقسیم نماید.
📌 اعتراضات مسالمتآمیز قبلی—از مقابل استانداری تا تجمع جلوی تیپ سلمان—هیچ نتیجهای نداشت. حالا نوبت اقدام مستقیم رسیده. بلوچها میگویند بسته شدن مرز یعنی بیکاری دهها هزار نفر، یعنی مرگ تدریجی یک ملت.
فعالان مدنی فریاد میزنند: مدیریت مرز توسط تیپ سلمان سپاه یعنی فساد، رانت، دزدی. مردم آشکارا هشدار دادهاند: این طرح اجرا نمیشود، حتی اگر به قیمت رویارویی مستقیم تمام شود.
🔥 این آتشسوزی فقط آغاز است؛ وقتی سفره مردم را بسوزانید، آنها همه چیز را به آتش خواهند کشید.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیشب، آسمان نسیمشهر سرخ شد!
کارخانه مبلسازی در شعلههایی عظیم بلعیده شد و دود غلیظ تا کیلومترها بر فراز شهر سایه انداخت.
@Eterazebazar
کارخانه مبلسازی در شعلههایی عظیم بلعیده شد و دود غلیظ تا کیلومترها بر فراز شهر سایه انداخت.
@Eterazebazar
زایندهرود را کُشتند!
نه اصولگرا دلسوزش بود، نه اصلاحطلب. یکی وعده «نماز باران» داد و مردم به ریشش خندیدند، دیگری امروز کنار بستر خشک رودخانه بساط کنسرت و شوی تبلیغاتی پهن کرده.
اما اصل ماجرا روشن است:
🔴 زایندهرود را فروختند، تکهتکه کردند، نابود کردند.
🔴 کشاورزان ومردم معترض را زدند، دست و پایشان را شکستند، چشمهایشان را کور کردند، و عدهای را راهی زندان کردند.
🔴 هر دو جناح فقط نمایش و ریا به راه انداختند و خون مردم را پای این رود خشک ریختند.
مردم اما جواب را روشن دادند:
«خر خودتانید با هفتنسل آباء و اجدادتان! ما زایندهرودمان را میخواهیم، نه وعدههای دروغ و نمایشهای مسخرهتان.»
زایندهرود حالا نماد خیانت است؛ خیانتی که هم اصولگرا و هم اصلاحطلب دست در دست هم مرتکب شدند.
@Eterazebazar
نه اصولگرا دلسوزش بود، نه اصلاحطلب. یکی وعده «نماز باران» داد و مردم به ریشش خندیدند، دیگری امروز کنار بستر خشک رودخانه بساط کنسرت و شوی تبلیغاتی پهن کرده.
اما اصل ماجرا روشن است:
🔴 زایندهرود را فروختند، تکهتکه کردند، نابود کردند.
🔴 کشاورزان ومردم معترض را زدند، دست و پایشان را شکستند، چشمهایشان را کور کردند، و عدهای را راهی زندان کردند.
🔴 هر دو جناح فقط نمایش و ریا به راه انداختند و خون مردم را پای این رود خشک ریختند.
مردم اما جواب را روشن دادند:
«خر خودتانید با هفتنسل آباء و اجدادتان! ما زایندهرودمان را میخواهیم، نه وعدههای دروغ و نمایشهای مسخرهتان.»
زایندهرود حالا نماد خیانت است؛ خیانتی که هم اصولگرا و هم اصلاحطلب دست در دست هم مرتکب شدند.
@Eterazebazar