#ارسالی
«کلاس، اما آتشفشانی خاموش»
🔻 دیالوگ تلخ در کلاس درس
زنگ خورد. معلم مثل همیشه با لبخند مصنوعی ایستاد و عکس یادگاری گرفت و گفت:
«ببینید بچهها… چند سال دیگه یکیتون دکتر میشه، یکی مهندس… فقط اونایی که درس نمیخونن به هیچ جا نمیرسن.»
اما این بار کلاس ساکت نموند.
یک صدا، مثل انفجار، وسط سکوت ترکید:
«خانم/آقا معلم… بس کنید!
این قصههای ۵۰ سال پیش دیگه جواب نمیده!
کدوم دکتر؟ کدوم مهندس؟
اونایی که دکترا دارن الان پشت فرمون اسنپن، تو داروخونه شاگردن، تو پیج اینستاگرام قرص لاغری میفروشن!»
صدایش لرز نداشت. خشم داشت. واقعیت داشت.
«عدالت آموزشی؟ ما حتی صندلی سالم نداریم! آزمایشگاه ما یه عکس تو کتابه!
شما میگید تلاش کن…
ولی رتبهبرترها از قبل انتخاب شدن! سهمیهدارها از خط شروع جلوترن، ما هنوز بند کفش پارهمونو گره میزنیم!
آزمون استخدام؟
۵۰۰ هزار جوون میدون؛ پنجهزار نفر قبول، چهارهزارش سهمیه.
ما باید رویای واقعی بسازیم یا فقط آمار پر کنیم برای تلویزیون؟»
کتابش را پرت کرد:
«من درس نمیخونم تا مثل میلیونها جوون تحصیلکرده تحقیر نشم!
درس نمیخونم برای آیندهای که از قبل تقسیم شده!
ما قربانی برنامهریزی نیستیم؛ قربانی رانتیم، تبعیضیم، دروغیم!»
بعد برگشت و گفت:
«امید میدید چون خودتون امیدی ندارید.
ما درس لازم داریم، نه شستوشوی مغزی!
میخوایم کشور بسازیم نه صف کنکور و آزمون استخدامی!
ما حق داریم زندگی کنیم، نه فقط درس بخونیم و بمیرم.»
کلاس منفجر نشد؛
ساکت شد.
تلخ.
سنگین.
مثل لحظهای که حقیقت با چکمه میزند زیر میزِ توهم.
ما فقط اسم آموزش و پرورش نمادین داریم
@Eterazebazar
«کلاس، اما آتشفشانی خاموش»
🔻 دیالوگ تلخ در کلاس درس
زنگ خورد. معلم مثل همیشه با لبخند مصنوعی ایستاد و عکس یادگاری گرفت و گفت:
«ببینید بچهها… چند سال دیگه یکیتون دکتر میشه، یکی مهندس… فقط اونایی که درس نمیخونن به هیچ جا نمیرسن.»
اما این بار کلاس ساکت نموند.
یک صدا، مثل انفجار، وسط سکوت ترکید:
«خانم/آقا معلم… بس کنید!
این قصههای ۵۰ سال پیش دیگه جواب نمیده!
کدوم دکتر؟ کدوم مهندس؟
اونایی که دکترا دارن الان پشت فرمون اسنپن، تو داروخونه شاگردن، تو پیج اینستاگرام قرص لاغری میفروشن!»
صدایش لرز نداشت. خشم داشت. واقعیت داشت.
«عدالت آموزشی؟ ما حتی صندلی سالم نداریم! آزمایشگاه ما یه عکس تو کتابه!
شما میگید تلاش کن…
ولی رتبهبرترها از قبل انتخاب شدن! سهمیهدارها از خط شروع جلوترن، ما هنوز بند کفش پارهمونو گره میزنیم!
آزمون استخدام؟
۵۰۰ هزار جوون میدون؛ پنجهزار نفر قبول، چهارهزارش سهمیه.
ما باید رویای واقعی بسازیم یا فقط آمار پر کنیم برای تلویزیون؟»
کتابش را پرت کرد:
«من درس نمیخونم تا مثل میلیونها جوون تحصیلکرده تحقیر نشم!
درس نمیخونم برای آیندهای که از قبل تقسیم شده!
ما قربانی برنامهریزی نیستیم؛ قربانی رانتیم، تبعیضیم، دروغیم!»
بعد برگشت و گفت:
«امید میدید چون خودتون امیدی ندارید.
ما درس لازم داریم، نه شستوشوی مغزی!
میخوایم کشور بسازیم نه صف کنکور و آزمون استخدامی!
ما حق داریم زندگی کنیم، نه فقط درس بخونیم و بمیرم.»
کلاس منفجر نشد؛
ساکت شد.
تلخ.
سنگین.
مثل لحظهای که حقیقت با چکمه میزند زیر میزِ توهم.
ما فقط اسم آموزش و پرورش نمادین داریم
@Eterazebazar
📍«وزیرانی که بهجای حل بحران، توجیه میکنند»
این روزها هر وزیری که پشت میکروفن میرود، به جای پاسخگویی، توجیهنامه گرانیها را میخواند.
وزیر ارتباطات با اینترنتی که سرعتش در حد دهه قبل است و کیفیتش کابوس مردم، دنبال گرانی دوباره است.
در بخش لبنیات هم انگار مسابقهی افزایش قیمت برگزار شده؛ طی یک سال، چهار تا پنج بار شیر، ماست و پنیر گرون شدهاند — آنهم در کشوری که زمانی میگفتند «لبنیات قوت جان مردم است».
از آن طرف، عدهای هنوز امید داشتند که با ثبات ظاهری نرخ ارز و چند تصمیم روی کاغذ، تورم آرام بگیرد.
اما واقعیت تلخ اقتصاد ایران این است: تورم نهتنها کنترل نشده، بلکه هر ماه تشدید شده.
هر بار وعده «مهار تورم» داده شد، مردم فردایش با قیمتهای جدید و بالاتر روبهرو شدند.
سؤال ساده مردم همین است:
کدام کالا ارزان شده؟
در این اقتصاد، تنها چیزی که سقوط نمیکند، قیمتهاست.
از گوشت و لبنیات و نان، تا حملونقل، دارو و اینترنت — همه در صف گرانیهای جدیدند.
کشوری که مسئولانش گرانی را توجیه میکنند، نه مهار.
و مردمی که هر روز از جیبشان مالیات تورم گرفته میشود، بدون اینکه کسی حتی مسئولیتش را بپذیرد.
@Eterazebazar
این روزها هر وزیری که پشت میکروفن میرود، به جای پاسخگویی، توجیهنامه گرانیها را میخواند.
وزیر ارتباطات با اینترنتی که سرعتش در حد دهه قبل است و کیفیتش کابوس مردم، دنبال گرانی دوباره است.
در بخش لبنیات هم انگار مسابقهی افزایش قیمت برگزار شده؛ طی یک سال، چهار تا پنج بار شیر، ماست و پنیر گرون شدهاند — آنهم در کشوری که زمانی میگفتند «لبنیات قوت جان مردم است».
از آن طرف، عدهای هنوز امید داشتند که با ثبات ظاهری نرخ ارز و چند تصمیم روی کاغذ، تورم آرام بگیرد.
اما واقعیت تلخ اقتصاد ایران این است: تورم نهتنها کنترل نشده، بلکه هر ماه تشدید شده.
هر بار وعده «مهار تورم» داده شد، مردم فردایش با قیمتهای جدید و بالاتر روبهرو شدند.
سؤال ساده مردم همین است:
کدام کالا ارزان شده؟
در این اقتصاد، تنها چیزی که سقوط نمیکند، قیمتهاست.
از گوشت و لبنیات و نان، تا حملونقل، دارو و اینترنت — همه در صف گرانیهای جدیدند.
کشوری که مسئولانش گرانی را توجیه میکنند، نه مهار.
و مردمی که هر روز از جیبشان مالیات تورم گرفته میشود، بدون اینکه کسی حتی مسئولیتش را بپذیرد.
@Eterazebazar
🔰 سقوط ارزش زندگی ایرانیها در یک نگاه
سال ۱۳۸۷ عیدی کارمندان ۲۵۰ هزار تومان بود و قیمت یک سکه تمام ۲۳۰ هزار تومان.
یعنی با عیدی میشد ۱/۰۸ سکه خرید.
امروز؟
عیدی ۳ میلیون تومان؛ قیمت سکه ۱۱۱ میلیون تومان.
با عیدی فقط میتونی ۲/۷ درصد یک سکه بخری!
این یعنی:
📉 قدرت خرید کارمند ایرانی از ۱ سکه → یکچهلم سکه سقوط کرده
💸 عیدی امروز به اندازه پول خردِ سال ۸۷ هم ارزش نداره
⚰️ حقوق و عیدی رشد نکرده؛ زندگی مردم دفن شده
و بعد میگن تورم کنترل شده!
@Eterazebazar
سال ۱۳۸۷ عیدی کارمندان ۲۵۰ هزار تومان بود و قیمت یک سکه تمام ۲۳۰ هزار تومان.
یعنی با عیدی میشد ۱/۰۸ سکه خرید.
امروز؟
عیدی ۳ میلیون تومان؛ قیمت سکه ۱۱۱ میلیون تومان.
با عیدی فقط میتونی ۲/۷ درصد یک سکه بخری!
این یعنی:
📉 قدرت خرید کارمند ایرانی از ۱ سکه → یکچهلم سکه سقوط کرده
💸 عیدی امروز به اندازه پول خردِ سال ۸۷ هم ارزش نداره
⚰️ حقوق و عیدی رشد نکرده؛ زندگی مردم دفن شده
و بعد میگن تورم کنترل شده!
@Eterazebazar
🔴 اعتراض دانشجویان دانشگاه شیراز به غذای بیکیفیت سلف
۷ آبان — دانشجویان دانشگاه شیراز در اعتراض به کیفیت فاجعهبار غذای سلف، سینیهای غذای خود را روی پلهها چیدند و از تحویل غذا خودداری کردند. این اعتراض پس از هفتهها گلایه از بوی نامطبوع، کمبود کیفیت مواد اولیه و بیتوجهی مسئولان رخ داد.
دانشجویان میگویند:
«این غذاها نه استاندارد دارد، نه ارزش غذایی. ما حق داریم غذای سالم بخوریم، نه زبالهای که فقط اسم غذا روی آن است.»
🔹 نگرانیها از سلامت گوشت وارداتی
در روزهای اخیر گزارشهای متعدد از سراسر کشور نشان میدهد بسیاری از محمولههای گوشت وارداتی کیفیت بسیار پایین داشته و بوی تعفن میدهد. دامداران و کارشناسان هشدار دادهاند که بخشی از این گوشت آلوده به احتمال زیاد وارد سلف دانشگاهها، کارخانهها و مراکز کمنظارت شده است؛ یعنی دقیقاً سفرهی کارگران و دانشجویان.
@Eterazebazar
۷ آبان — دانشجویان دانشگاه شیراز در اعتراض به کیفیت فاجعهبار غذای سلف، سینیهای غذای خود را روی پلهها چیدند و از تحویل غذا خودداری کردند. این اعتراض پس از هفتهها گلایه از بوی نامطبوع، کمبود کیفیت مواد اولیه و بیتوجهی مسئولان رخ داد.
دانشجویان میگویند:
«این غذاها نه استاندارد دارد، نه ارزش غذایی. ما حق داریم غذای سالم بخوریم، نه زبالهای که فقط اسم غذا روی آن است.»
🔹 نگرانیها از سلامت گوشت وارداتی
در روزهای اخیر گزارشهای متعدد از سراسر کشور نشان میدهد بسیاری از محمولههای گوشت وارداتی کیفیت بسیار پایین داشته و بوی تعفن میدهد. دامداران و کارشناسان هشدار دادهاند که بخشی از این گوشت آلوده به احتمال زیاد وارد سلف دانشگاهها، کارخانهها و مراکز کمنظارت شده است؛ یعنی دقیقاً سفرهی کارگران و دانشجویان.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔥 «قتلعام جنگلهای چمستان؛ خیانت سبز زیر سایه سکوت!»
تاریخ: ۱۴۰۴/۰۸/۰۶ — محل: چمستان
در قلب جنگلهای چمستان، صحنهای رخ داد که اگر چشمها بسته بماند، فردا دیگر چیزی از این خاک و آینده فرزندانمان نمیماند. دهها درخت تنومند، با عمر صدها سال، به یکباره قربانی اره و بولدوزر شدند؛ نه برای توسعه کشور، نه برای رفاه مردم — بلکه برای جیبهای پنهان، مجوزهای سلیقهای و اقتصاد زمینخواری.
🔻 این فقط قطع درخت نیست؛ این خیانت سازمانیافته به امنیت ملی و حق نسلهای آینده است.
جنگل یعنی آب، هوا، خاک، آینده. نابودیاش یعنی بیماری، خشکسالی، سیل، مهاجرت اجباری، فقر و خاکستر.
اگر امروز درخت افتاد و ما سکوت کردیم، فردا سقف خانههای ماست که فرو میریزد.
✍️جنگلهای چمستان در استان مازندران، شهرستان نور و حوالی شهر چمستان واقع شدهاند
@Eterazebazar
تاریخ: ۱۴۰۴/۰۸/۰۶ — محل: چمستان
در قلب جنگلهای چمستان، صحنهای رخ داد که اگر چشمها بسته بماند، فردا دیگر چیزی از این خاک و آینده فرزندانمان نمیماند. دهها درخت تنومند، با عمر صدها سال، به یکباره قربانی اره و بولدوزر شدند؛ نه برای توسعه کشور، نه برای رفاه مردم — بلکه برای جیبهای پنهان، مجوزهای سلیقهای و اقتصاد زمینخواری.
🔻 این فقط قطع درخت نیست؛ این خیانت سازمانیافته به امنیت ملی و حق نسلهای آینده است.
جنگل یعنی آب، هوا، خاک، آینده. نابودیاش یعنی بیماری، خشکسالی، سیل، مهاجرت اجباری، فقر و خاکستر.
اگر امروز درخت افتاد و ما سکوت کردیم، فردا سقف خانههای ماست که فرو میریزد.
✍️جنگلهای چمستان در استان مازندران، شهرستان نور و حوالی شهر چمستان واقع شدهاند
@Eterazebazar
تجمع و اعتصاب کارگران و رانندگان ماشینآلات شهرداری بهدلیل سه ماه حقوق معوق
صبح روز شنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۴ جمعی از کارگران و رانندگان ماشینآلات شهرداری کرمانشاه اعلام کردند که در اعتراض به عدم پرداخت سه ماه حقوق و «وعدههای انجامنشده» مسئولان، در مقابل ساختمان مرکزی شهرداری تجمع اعتراضی برگزار خواهند کرد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، کارگران میگویند در این مدت هیچ پاسخ شفافی از سوی مدیریت شهری دریافت نکردهاند و وعدههای مکرر سرپرست شهرداری، حمید اعتصامفر، عملی نشده است.
یکی از کارگران در گفتوگو با خبرنگار ما گفت:
«ما در سرما و گرما برای شهر کار میکنیم اما امروز شرمنده خانوادههایمان هستیم. مسئولان باید بدانند سفره ما خالی است و دیگر توان تحمل نداریم.»
کارگران تأکید کردند که اعتصاب تا زمان پرداخت کامل حقوق معوقه ادامه خواهد داشت و این حرکت، گامی مسالمتآمیز برای پیگیری حقوق قانونی آنهاست.
به گفته معترضان، مشکلات مالی شهرداری و سوءمدیریت، نباید به قیمت معیشت نیروی کار زحمتکش تمام شود. یکی دیگر از کارگران افزود:
«اگر فساد و غارت در شهرداری بوده، ما نباید تاوانش را بدهیم. حق ما همان حقوقی است که برای آن زحمت کشیدهایم.»
@Eterazebazar
صبح روز شنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۴ جمعی از کارگران و رانندگان ماشینآلات شهرداری کرمانشاه اعلام کردند که در اعتراض به عدم پرداخت سه ماه حقوق و «وعدههای انجامنشده» مسئولان، در مقابل ساختمان مرکزی شهرداری تجمع اعتراضی برگزار خواهند کرد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، کارگران میگویند در این مدت هیچ پاسخ شفافی از سوی مدیریت شهری دریافت نکردهاند و وعدههای مکرر سرپرست شهرداری، حمید اعتصامفر، عملی نشده است.
یکی از کارگران در گفتوگو با خبرنگار ما گفت:
«ما در سرما و گرما برای شهر کار میکنیم اما امروز شرمنده خانوادههایمان هستیم. مسئولان باید بدانند سفره ما خالی است و دیگر توان تحمل نداریم.»
کارگران تأکید کردند که اعتصاب تا زمان پرداخت کامل حقوق معوقه ادامه خواهد داشت و این حرکت، گامی مسالمتآمیز برای پیگیری حقوق قانونی آنهاست.
به گفته معترضان، مشکلات مالی شهرداری و سوءمدیریت، نباید به قیمت معیشت نیروی کار زحمتکش تمام شود. یکی دیگر از کارگران افزود:
«اگر فساد و غارت در شهرداری بوده، ما نباید تاوانش را بدهیم. حق ما همان حقوقی است که برای آن زحمت کشیدهایم.»
@Eterazebazar
⚠️ هشدار به همه هموطنان: فریب وعدههای پولساز در فضای مجازی را نخورید!
💥 در این روزها، کانالها و افراد متعددی با وعده سرمایهگذاری، محصولات عجیب و توکنهای خیالی، پول مردم را بالا میکشند و سپس بلاک میکنند. پول شما میرود، خبری از محصول یا خدمت نیست، و کسی پاسخگو نیست!
💸 نمونهای که با آن مواجه شدم: خانم بهزادی با یک شرکت بستهبندی ظاهری، پولها را گرفت و کاربران را بلاک کرد. هیچ محصولی تحویل نشد، هیچ پاسخگویی وجود نداشت و قربانیان بیخبر و بیدفاع ماندهاند.
📢 این یک هشدار جدی است: هیچ کانال یا فرد ناشناختهای که وعده سودهای عجیب و سریع میدهد، قابل اعتماد نیست. این فریبها، کلاهبرداری سیستماتیک است که به خصوص به قشر ضعیف و بیاطلاع جامعه ضربه میزند.
💢 مردم نباید قربانی وعدههای پوچ و کلاهبرداران فضای مجازی شوند. بیدار باشید و قبل از هر پرداختی تحقیق کنید.
@Eterazebazar
💥 در این روزها، کانالها و افراد متعددی با وعده سرمایهگذاری، محصولات عجیب و توکنهای خیالی، پول مردم را بالا میکشند و سپس بلاک میکنند. پول شما میرود، خبری از محصول یا خدمت نیست، و کسی پاسخگو نیست!
💸 نمونهای که با آن مواجه شدم: خانم بهزادی با یک شرکت بستهبندی ظاهری، پولها را گرفت و کاربران را بلاک کرد. هیچ محصولی تحویل نشد، هیچ پاسخگویی وجود نداشت و قربانیان بیخبر و بیدفاع ماندهاند.
📢 این یک هشدار جدی است: هیچ کانال یا فرد ناشناختهای که وعده سودهای عجیب و سریع میدهد، قابل اعتماد نیست. این فریبها، کلاهبرداری سیستماتیک است که به خصوص به قشر ضعیف و بیاطلاع جامعه ضربه میزند.
💢 مردم نباید قربانی وعدههای پوچ و کلاهبرداران فضای مجازی شوند. بیدار باشید و قبل از هر پرداختی تحقیق کنید.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️ سوءاستفاده از گرانی گوشت در فروشگاههای بزرگ تهران
کارکنان یک فروشگاه در منطقه پیروزی تهران بلافاصله پس از اعلام افزایش قیمت گوشت قرمز، بستهبندیهای گوشت را از قفسهها جمعآوری کردند تا مردم نتوانند با نرخ قبلی خرید کنند.
🔹 بررسیها نشان میدهد این فروشگاهها عمدتاً در اختیار نهادهای خاص و قدرتمند هستند و اعمال چنین سیاستهایی، عملاً مردم را به خرید با قیمتهای بالاتر مجبور میکند.
💢 نتیجه؟ افزایش فشار اقتصادی بر خانوادهها و سود هنگفت برای حلقههای محدود و رانتخوار.
📢 این یک نمونه کوچک از فساد و سوءمدیریت سیستماتیک در بازار کالاهای اساسی است که باید مورد توجه عمومی و رسانهای قرار گیرد.
@Eterazebazar
کارکنان یک فروشگاه در منطقه پیروزی تهران بلافاصله پس از اعلام افزایش قیمت گوشت قرمز، بستهبندیهای گوشت را از قفسهها جمعآوری کردند تا مردم نتوانند با نرخ قبلی خرید کنند.
🔹 بررسیها نشان میدهد این فروشگاهها عمدتاً در اختیار نهادهای خاص و قدرتمند هستند و اعمال چنین سیاستهایی، عملاً مردم را به خرید با قیمتهای بالاتر مجبور میکند.
💢 نتیجه؟ افزایش فشار اقتصادی بر خانوادهها و سود هنگفت برای حلقههای محدود و رانتخوار.
📢 این یک نمونه کوچک از فساد و سوءمدیریت سیستماتیک در بازار کالاهای اساسی است که باید مورد توجه عمومی و رسانهای قرار گیرد.
@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
دژکرد، قلب لرنشین استان فارس، در برابر معدنخواری ایستاده است
اینجا دژکرد است، شهری لرنشین از توابع بخش سده شهرستان اقلید در استان فارس، با اقتصادی که نفسش را از باغات بادام و سیب میگیرد و طبیعتی منحصر به فرد. اما این روزها، مهمان ناخواندهای آمده که آرامش این مردم را به بازی گرفته است: مجوز احداث معدن در سرچشمه چشمهساران دژکرد.
مردم منطقه، از طریق شوراها، سازمانهای مردمنهاد و هر نهاد قانونی ممکن، پیگیر توقف این پروژه مخرب شدهاند، اما پاسخی دریافت نکردهاند. وقتی صدای اعتراض مسالمتآمیز شنیده نمیشود، چارهای جز اقدام خودجوش مردمی باقی نمیماند.
یکی از اهالی منطقه میگوید:
«۳۰ روز است که گروه معدنچیان تاجیک به دژکرد ما آمدهاند تا معدن را راه بیاندازند. شهردار تلاش کرد قانونی مقابله کند، اما دستهای پشت پرده مانع شدند.»
در اعتراض، مردم با یک حرکت خودجوش موفق شدند ارابههای معدن را از کوه پایین کشیده و متوقف کنند. این تجربه در روستای دیگر هم تکرار شد؛ مردم، حتی زنان و کودکان، برای نجات باغات و آب آشامیدنی، دست به اعتراض زدند. برخی زخمی و دستگیر شدند، اما مالک معدن موفق نشد پروژه خود را پیش ببرد.
هدف
اینجا دژکرد است، شهری لرنشین از توابع بخش سده شهرستان اقلید در استان فارس، با اقتصادی که نفسش را از باغات بادام و سیب میگیرد و طبیعتی منحصر به فرد. اما این روزها، مهمان ناخواندهای آمده که آرامش این مردم را به بازی گرفته است: مجوز احداث معدن در سرچشمه چشمهساران دژکرد.
مردم منطقه، از طریق شوراها، سازمانهای مردمنهاد و هر نهاد قانونی ممکن، پیگیر توقف این پروژه مخرب شدهاند، اما پاسخی دریافت نکردهاند. وقتی صدای اعتراض مسالمتآمیز شنیده نمیشود، چارهای جز اقدام خودجوش مردمی باقی نمیماند.
یکی از اهالی منطقه میگوید:
«۳۰ روز است که گروه معدنچیان تاجیک به دژکرد ما آمدهاند تا معدن را راه بیاندازند. شهردار تلاش کرد قانونی مقابله کند، اما دستهای پشت پرده مانع شدند.»
در اعتراض، مردم با یک حرکت خودجوش موفق شدند ارابههای معدن را از کوه پایین کشیده و متوقف کنند. این تجربه در روستای دیگر هم تکرار شد؛ مردم، حتی زنان و کودکان، برای نجات باغات و آب آشامیدنی، دست به اعتراض زدند. برخی زخمی و دستگیر شدند، اما مالک معدن موفق نشد پروژه خود را پیش ببرد.
هدف
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دژکرد، قلب لرنشین استان فارس، در برابر معدنخواری ایستاده است
اینجا دژکرد است، شهری لرنشین از توابع بخش سده شهرستان اقلید در استان فارس، با اقتصادی که نفسش را از باغات بادام و سیب میگیرد و طبیعتی منحصر به فرد. اما این روزها، مهمان ناخواندهای آمده که آرامش این مردم را به بازی گرفته است: مجوز احداث معدن در سرچشمه چشمهساران دژکرد.
مردم منطقه، از طریق شوراها، سازمانهای مردمنهاد و هر نهاد قانونی ممکن، پیگیر توقف این پروژه مخرب شدهاند، اما پاسخی دریافت نکردهاند. وقتی صدای اعتراض مسالمتآمیز شنیده نمیشود، چارهای جز اقدام خودجوش مردمی باقی نمیماند.
یکی از اهالی منطقه میگوید:
«۳۰ روز است که گروه معدنچیان تاجیک به دژکرد ما آمدهاند تا معدن را راه بیاندازند. شهردار تلاش کرد قانونی مقابله کند، اما دستهای پشت پرده مانع شدند.»
در اعتراض، مردم با یک حرکت خودجوش موفق شدند ارابههای معدن را از کوه پایین کشیده و متوقف کنند. این تجربه در روستای دیگر هم تکرار شد؛ مردم، حتی زنان و کودکان، برای نجات باغات و آب آشامیدنی، دست به اعتراض زدند. برخی زخمی و دستگیر شدند، اما مالک معدن موفق نشد پروژه خود را پیش ببرد.
هدف معدنداران، حتی انتقال آب روستا به کارخانه بود؛ اقدامی که میتوانست باغات، زمینهای کشاورزی و منابع آب آشامیدنی را به نابودی بکشاند. مردم با ایستادگی و شجاعت نشان دادند که هیچ قدرت و پارتیبازی قانونی نمیتواند جلوی حق زندگی آنان را بگیرد.
این داستان دژکرد نیست، داستان تمام شهرها و روستاهایی است که منابع طبیعی و زندگی مردم در برابر سودجویی و رانتخواری تهدید میشود. وقتی دولت و نهادهای رسمی گوش شنوایی ندارند، مردم خودشان باید پای زندگی و سرزمین خود بایستند.
@Eterazebazar
اینجا دژکرد است، شهری لرنشین از توابع بخش سده شهرستان اقلید در استان فارس، با اقتصادی که نفسش را از باغات بادام و سیب میگیرد و طبیعتی منحصر به فرد. اما این روزها، مهمان ناخواندهای آمده که آرامش این مردم را به بازی گرفته است: مجوز احداث معدن در سرچشمه چشمهساران دژکرد.
مردم منطقه، از طریق شوراها، سازمانهای مردمنهاد و هر نهاد قانونی ممکن، پیگیر توقف این پروژه مخرب شدهاند، اما پاسخی دریافت نکردهاند. وقتی صدای اعتراض مسالمتآمیز شنیده نمیشود، چارهای جز اقدام خودجوش مردمی باقی نمیماند.
یکی از اهالی منطقه میگوید:
«۳۰ روز است که گروه معدنچیان تاجیک به دژکرد ما آمدهاند تا معدن را راه بیاندازند. شهردار تلاش کرد قانونی مقابله کند، اما دستهای پشت پرده مانع شدند.»
در اعتراض، مردم با یک حرکت خودجوش موفق شدند ارابههای معدن را از کوه پایین کشیده و متوقف کنند. این تجربه در روستای دیگر هم تکرار شد؛ مردم، حتی زنان و کودکان، برای نجات باغات و آب آشامیدنی، دست به اعتراض زدند. برخی زخمی و دستگیر شدند، اما مالک معدن موفق نشد پروژه خود را پیش ببرد.
هدف معدنداران، حتی انتقال آب روستا به کارخانه بود؛ اقدامی که میتوانست باغات، زمینهای کشاورزی و منابع آب آشامیدنی را به نابودی بکشاند. مردم با ایستادگی و شجاعت نشان دادند که هیچ قدرت و پارتیبازی قانونی نمیتواند جلوی حق زندگی آنان را بگیرد.
این داستان دژکرد نیست، داستان تمام شهرها و روستاهایی است که منابع طبیعی و زندگی مردم در برابر سودجویی و رانتخواری تهدید میشود. وقتی دولت و نهادهای رسمی گوش شنوایی ندارند، مردم خودشان باید پای زندگی و سرزمین خود بایستند.
@Eterazebazar
🍞🔥 «سفره مردم زیر آوار تورم؛ نان هم دارد لوکس میشود!»
طبق گزارش رسمی مرکز آمار، تورم نان و غلات به مرز ۱۰۰٪ رسیده؛ یعنی نانی که مهمترین کالای سفره مردم است، امروز دو برابر سال قبل شده.
میوه ۹۴٪ گرانتر، سبزیجات ۷۷٪؛ این یعنی تورم رسماً از زندگی گذشته و دارد به حق نفس کشیدن مردم حمله میکند.
🔸 دهکهای پایین چه کنند؟
سهم خوراکیها در سبد هزینه فقرا بیش از نصف درآمد است؛ یعنی خانوادههای کارگری و کمدرآمد دیگر باید بین «نان و اجاره خانه» یکی را انتخاب کنند.
🔸 کارشناسان هشدار میدهند:
ادامه این وضعیت یعنی ورود رسمی کشور به فقر غذایی؛ جایی که مردم فقط زنده میمانند، نه اینکه زندگی کنند.
خانوارها مجبورند از کیفیت غذا، تنوع سفره و حتی وعدههای غذایی بزنند.
📉 تورم خوراکیها فقط در یک سال ۱۷ درصد جهش کرده و به ۶۴٪ رسیده؛
این یعنی تورم دیگر شوخی ندارد و از کالاهای لوکس عبور کرده، مستقیم افتاده وسط سفره مردم.
«سفره خالی» نه فقط یک اصطلاح اقتصادی، بلکه میتواند جرقه نارضایتی اجتماعی باشد.
مردم گرسنه، آینده ندارند… و جامعه بدون آینده، آرام نمیماند.
@Eterazebazar
طبق گزارش رسمی مرکز آمار، تورم نان و غلات به مرز ۱۰۰٪ رسیده؛ یعنی نانی که مهمترین کالای سفره مردم است، امروز دو برابر سال قبل شده.
میوه ۹۴٪ گرانتر، سبزیجات ۷۷٪؛ این یعنی تورم رسماً از زندگی گذشته و دارد به حق نفس کشیدن مردم حمله میکند.
🔸 دهکهای پایین چه کنند؟
سهم خوراکیها در سبد هزینه فقرا بیش از نصف درآمد است؛ یعنی خانوادههای کارگری و کمدرآمد دیگر باید بین «نان و اجاره خانه» یکی را انتخاب کنند.
🔸 کارشناسان هشدار میدهند:
ادامه این وضعیت یعنی ورود رسمی کشور به فقر غذایی؛ جایی که مردم فقط زنده میمانند، نه اینکه زندگی کنند.
خانوارها مجبورند از کیفیت غذا، تنوع سفره و حتی وعدههای غذایی بزنند.
📉 تورم خوراکیها فقط در یک سال ۱۷ درصد جهش کرده و به ۶۴٪ رسیده؛
این یعنی تورم دیگر شوخی ندارد و از کالاهای لوکس عبور کرده، مستقیم افتاده وسط سفره مردم.
«سفره خالی» نه فقط یک اصطلاح اقتصادی، بلکه میتواند جرقه نارضایتی اجتماعی باشد.
مردم گرسنه، آینده ندارند… و جامعه بدون آینده، آرام نمیماند.
@Eterazebazar
تورم چیست؟
تورم همان تبِ اقتصادیِ یک کشور بیمار است؛ نشانهی سیستم مالیای که سالهاست از بیمسئولیتی حاکمان پوسیده شده.
وقتی قدرتداران بهجای مدیریت، چاپخانهی پول را جایگزین عقل و شفافیت میکنند، نتیجه همین میشود: فقری که مثل دود در هوا پخش میشود و به خانهی همه مینشیند — جز کاخهای خودشان.
چرا افغانستان تورم ندارد و ما داریم؟
نه چون افغانستان معجزه اقتصادی کرده، بلکه چون آنها حداقل در برابر پول ملی خود چنین جنون چاپ و سوءمدیریتی ندارند.
اینجا اما «بیانضباطی پولی» نام رمز همان چیزیست که مردم هر روز لمس میکنند: نان گرانتر، سفره کوچکتر، رویاهای دود شده.
این اقتصاددان درست میگوید:
کشوری که پول ملیاش را مثل کاغذ باطله چاپ میکند، دارد از جیب مردم دزدی میکند.
هر بار دولت برای پوشاندن ناکارآمدی شرکتهای حکومتی یا پر کردن چالههای بودجهاش پول جدید خلق میکند، در واقع از زندگی و آیندهی همهی مردم برداشت میکند.
تورم فقط یک پدیده اقتصادی نیست؛ یک جور مصادرهی زندگی ملت است.
مردم باید بدانند:
تورم تصادفی نیست، محصول «بیحسابی حاکمیت» است؛ محصول مدیریتی که نه شفاف است، نه پاسخگو، و همیشه صورتحساب شکستهایش را از جیب ملت میپردازد.
@Eterazebazar
تورم همان تبِ اقتصادیِ یک کشور بیمار است؛ نشانهی سیستم مالیای که سالهاست از بیمسئولیتی حاکمان پوسیده شده.
وقتی قدرتداران بهجای مدیریت، چاپخانهی پول را جایگزین عقل و شفافیت میکنند، نتیجه همین میشود: فقری که مثل دود در هوا پخش میشود و به خانهی همه مینشیند — جز کاخهای خودشان.
چرا افغانستان تورم ندارد و ما داریم؟
نه چون افغانستان معجزه اقتصادی کرده، بلکه چون آنها حداقل در برابر پول ملی خود چنین جنون چاپ و سوءمدیریتی ندارند.
اینجا اما «بیانضباطی پولی» نام رمز همان چیزیست که مردم هر روز لمس میکنند: نان گرانتر، سفره کوچکتر، رویاهای دود شده.
این اقتصاددان درست میگوید:
کشوری که پول ملیاش را مثل کاغذ باطله چاپ میکند، دارد از جیب مردم دزدی میکند.
هر بار دولت برای پوشاندن ناکارآمدی شرکتهای حکومتی یا پر کردن چالههای بودجهاش پول جدید خلق میکند، در واقع از زندگی و آیندهی همهی مردم برداشت میکند.
تورم فقط یک پدیده اقتصادی نیست؛ یک جور مصادرهی زندگی ملت است.
مردم باید بدانند:
تورم تصادفی نیست، محصول «بیحسابی حاکمیت» است؛ محصول مدیریتی که نه شفاف است، نه پاسخگو، و همیشه صورتحساب شکستهایش را از جیب ملت میپردازد.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع نیسانداران در اهواز؛ فریاد مردمی که زیر بار عوارض دولتی له میشوند
امروز نیسانداران در اهواز دست از کار کشیدند و به خیابان آمدند؛ نه برای امتیاز ویژه، نه برای رانت، فقط برای اینکه گلوشان از فشار عوارض سنگین و تصمیمات بیحساب حاکمیت بریده شده است.
در کشوری که ثروتهایش روی نفت و گاز خوابیده، رانندگان زحمتکشی که با نیسان روزشان را شب میکنند، حالا باید هزینه ناکارآمدی همان ساختاری را بدهند که سالهاست بزرگترین کارخانه تولید فشار اقتصادی بر مردم است.
عوارض سنگین؟
این فقط یک اسم اداری نیست؛ تبعیضی رسمی است، سیاستی که از جیب محرومان درآمد میگیرد تا چرخ ساختارهای پرهزینه و بیپاسخگو بچرخد.
وقتی حکومت نمیتواند اقتصاد را مدیریت کند، سادهترین راه را انتخاب میکند: فشار بیشتر بر ضعیفترینها.
رانندهای که صبح تا شب برای لقمهای نان کار میکند، امروز باید هزینه بیبرنامگی، کسری بودجه و سیستم معیوب اقتصادی را بپردازد.
این اعتراض فقط اعتراض نیسانداران نیست؛
صدای همه کسانیست که سالهاست پرسش مشترک دارند:
چرا همیشه مردم باید تاوان اشتباههای حاکمان را بدهند؟
@Eterazebazar
امروز نیسانداران در اهواز دست از کار کشیدند و به خیابان آمدند؛ نه برای امتیاز ویژه، نه برای رانت، فقط برای اینکه گلوشان از فشار عوارض سنگین و تصمیمات بیحساب حاکمیت بریده شده است.
در کشوری که ثروتهایش روی نفت و گاز خوابیده، رانندگان زحمتکشی که با نیسان روزشان را شب میکنند، حالا باید هزینه ناکارآمدی همان ساختاری را بدهند که سالهاست بزرگترین کارخانه تولید فشار اقتصادی بر مردم است.
عوارض سنگین؟
این فقط یک اسم اداری نیست؛ تبعیضی رسمی است، سیاستی که از جیب محرومان درآمد میگیرد تا چرخ ساختارهای پرهزینه و بیپاسخگو بچرخد.
وقتی حکومت نمیتواند اقتصاد را مدیریت کند، سادهترین راه را انتخاب میکند: فشار بیشتر بر ضعیفترینها.
رانندهای که صبح تا شب برای لقمهای نان کار میکند، امروز باید هزینه بیبرنامگی، کسری بودجه و سیستم معیوب اقتصادی را بپردازد.
این اعتراض فقط اعتراض نیسانداران نیست؛
صدای همه کسانیست که سالهاست پرسش مشترک دارند:
چرا همیشه مردم باید تاوان اشتباههای حاکمان را بدهند؟
@Eterazebazar
#ارسالی
🔴*بیانیه رسمی رزیدنتهای سال ۲ و ۳ جراحی زنان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز*
بسمه تعالی
در شرایطی که بار اصلی درمان در مراکز آموزشی بر دوش رزیدنتهاست، و شاخصهای حیاتی ملی از جمله سلامت مادران باردار مستقیماً با عملکرد ما گره خورده، فشارهای طاقتفرسا، شیفتهای سنگین، کمبود نیروی انسانی و بیتوجهی مدیریتی، ما را در آستانه فروپاشی جسمی و روانی قرار داده است.
مطالبهگری در چارچوب قانون، فارغ از هرگونه سواستفاده جناحی، سیاسی و امنیتی، توصیه مؤکد مقام معظم رهبری مدظلهالعالی است، و ما نیز در همین مسیر گام برمیداریم. امروز نتنها جسم و روح ما خسته و ناتوان است، آموزش تخصصی جراحی و به دنبال آن سلامت مردم به خطر افتاده است. این درحالی است که ریاست دانشگاه حاضر به برگزاری جلسه با ما نبوده، که با ورود پدرانه دفتر نهاد نمایندگی رهبری دردانشگاه این جلسه برگزار شد که متاسفانه ریاست دانشگاه با وعده های پوچی که داد که هیچ کمکی به حل بحران نکرد.
ما رزیدنتهای جراحی زنان دانشگاه علوم پزشکی اهواز، به عنوان بخشی از سرمایه انسانی و علمی کشور، با نهایت احترام و در چارچوب قانون، اعلام میداریم که پس از یک سال پیگیری مستمر، جلسات متعدد با گروه آموزشی، و دانشکده، متأسفانه هیچ اقدام مؤثر و ملموسی برای بهبود شرایط کاری، آموزشی و روانی ما صورت نگرفته است.
ما نه برای ترک مسیر، بلکه برای نجات آموزش تخصصی کشور و حفظ کرامت انسانی خود،مو تصمیم گرفتهایم که از این تاریخ تا اطلاع ثانوی، در قالب یک اعتصاب قانونی و مسالمتآمیز، از حضور در بیمارستان خودداری کنیم. باتوجه به اخلاق پزشکی و تنها به احترام مردم عزیز خوزستان اورژانس بیمارستان ها توسط همکاران سال ۴ کاور می شوند.
این تصمیم نه از سر بیمسئولیتی، بلکه از سر مسئولیتپذیری عمیق نسبت به آینده پزشکی کشور، سلامت بیماران، و شأن رزیدنتها اتخاذ شده است. ما خواهان شنیده شدن صدایمان، احیای حقوقمان، و تدوین یک برنامه جامع و عملیاتی برای اصلاح وضعیت موجود هستیم.
امیدواریم مسئولان دانشگاه، وزارت بهداشت، و نهادهای نظارتی، با درک عمق بحران، در اسرع وقت پاسخگوی این مطالبه بحق باشند.
با احترام
رزیدنتهای جراحی زنان
دانشگاه علوم پزشکی اهواز
@Eterazebazar
🔴*بیانیه رسمی رزیدنتهای سال ۲ و ۳ جراحی زنان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز*
بسمه تعالی
در شرایطی که بار اصلی درمان در مراکز آموزشی بر دوش رزیدنتهاست، و شاخصهای حیاتی ملی از جمله سلامت مادران باردار مستقیماً با عملکرد ما گره خورده، فشارهای طاقتفرسا، شیفتهای سنگین، کمبود نیروی انسانی و بیتوجهی مدیریتی، ما را در آستانه فروپاشی جسمی و روانی قرار داده است.
مطالبهگری در چارچوب قانون، فارغ از هرگونه سواستفاده جناحی، سیاسی و امنیتی، توصیه مؤکد مقام معظم رهبری مدظلهالعالی است، و ما نیز در همین مسیر گام برمیداریم. امروز نتنها جسم و روح ما خسته و ناتوان است، آموزش تخصصی جراحی و به دنبال آن سلامت مردم به خطر افتاده است. این درحالی است که ریاست دانشگاه حاضر به برگزاری جلسه با ما نبوده، که با ورود پدرانه دفتر نهاد نمایندگی رهبری دردانشگاه این جلسه برگزار شد که متاسفانه ریاست دانشگاه با وعده های پوچی که داد که هیچ کمکی به حل بحران نکرد.
ما رزیدنتهای جراحی زنان دانشگاه علوم پزشکی اهواز، به عنوان بخشی از سرمایه انسانی و علمی کشور، با نهایت احترام و در چارچوب قانون، اعلام میداریم که پس از یک سال پیگیری مستمر، جلسات متعدد با گروه آموزشی، و دانشکده، متأسفانه هیچ اقدام مؤثر و ملموسی برای بهبود شرایط کاری، آموزشی و روانی ما صورت نگرفته است.
ما نه برای ترک مسیر، بلکه برای نجات آموزش تخصصی کشور و حفظ کرامت انسانی خود،مو تصمیم گرفتهایم که از این تاریخ تا اطلاع ثانوی، در قالب یک اعتصاب قانونی و مسالمتآمیز، از حضور در بیمارستان خودداری کنیم. باتوجه به اخلاق پزشکی و تنها به احترام مردم عزیز خوزستان اورژانس بیمارستان ها توسط همکاران سال ۴ کاور می شوند.
این تصمیم نه از سر بیمسئولیتی، بلکه از سر مسئولیتپذیری عمیق نسبت به آینده پزشکی کشور، سلامت بیماران، و شأن رزیدنتها اتخاذ شده است. ما خواهان شنیده شدن صدایمان، احیای حقوقمان، و تدوین یک برنامه جامع و عملیاتی برای اصلاح وضعیت موجود هستیم.
امیدواریم مسئولان دانشگاه، وزارت بهداشت، و نهادهای نظارتی، با درک عمق بحران، در اسرع وقت پاسخگوی این مطالبه بحق باشند.
با احترام
رزیدنتهای جراحی زنان
دانشگاه علوم پزشکی اهواز
@Eterazebazar
فاجعهای در راه است؛ سهامداران پدیده در یک قدمی سقوط
بحران پدیده شاندیز به نقطه جوش رسیده؛
بر اساس گزارشها، اگر پروژه کیش تا پایان آذر «پایداری» نگیرد، کل زمین و پروژه از دست شرکت خارج و به منطقه آزاد واگذار خواهد شد.
این یعنی سهامداران، بعد از سالها امید و تحمل بحران، در آستانهی از دست دادن آخرین داراییهایشان قرار دارند.
مسئولان منطقه آزاد کیش صریح گفتهاند:
تا امروز حتی یک درصد هم در مسیر تثبیت پروژه پیشرفتی دیده نشده.
ترسناکتر از این؟
تنها چند قدم تا انحلال رسمی شرکت باقی مانده.
اما داستان غمانگیز اینجاست:
در حالیکه پرسنل ماههاست حقوق نگرفتهاند، بر اساس گفتهها مدیران هنوز حقوقهای نجومی میگیرند؛ تا ۲۰۰ میلیون تومان در ماه، همراه با سفر و اقامت در بهترین ویلاهای کیش و رامسر — با خانواده!
پرسنل زیر فشار، سهامداران در آستانه نابودی، مدیران در رفاه کامل.
این تصویر یک شرکت نیست؛ تصویر ساختاری است که به جای پاسخگویی، فروپاشی را با تجمل تماشا میکند.
از سوی دیگر، طبق ادعاها نماینده بانک صادرات اعلام کرده که قصد خروج ندارد و هدف حفظ پروژه کیش است — حتی در برابر اعتراض سهامداران.
نهادهای مالیای که قرار بود پشت مردم باشند، حالا متهم شدهاند که سهم مردم را به چشم طعمه میبینند.
این بحران فقط بحران پدیده نیست؛
نماد همان چرخهای است که سالهاست در کشور تکرار میشود:
مدیریت ناکارآمد، بیپاسخگویی، و قربانی شدن مردم.
سهامداران پدیده حق دارند بپرسند:
پروژهای که روزی «رویای ملی» معرفی شد، چگونه به این باتلاق فساد و بیعدالتی رسید؟
چرا همیشه مردم باید در صف ضرر بایستند و مدیران در صف سود؟
@Eterazebazar
بحران پدیده شاندیز به نقطه جوش رسیده؛
بر اساس گزارشها، اگر پروژه کیش تا پایان آذر «پایداری» نگیرد، کل زمین و پروژه از دست شرکت خارج و به منطقه آزاد واگذار خواهد شد.
این یعنی سهامداران، بعد از سالها امید و تحمل بحران، در آستانهی از دست دادن آخرین داراییهایشان قرار دارند.
مسئولان منطقه آزاد کیش صریح گفتهاند:
تا امروز حتی یک درصد هم در مسیر تثبیت پروژه پیشرفتی دیده نشده.
ترسناکتر از این؟
تنها چند قدم تا انحلال رسمی شرکت باقی مانده.
اما داستان غمانگیز اینجاست:
در حالیکه پرسنل ماههاست حقوق نگرفتهاند، بر اساس گفتهها مدیران هنوز حقوقهای نجومی میگیرند؛ تا ۲۰۰ میلیون تومان در ماه، همراه با سفر و اقامت در بهترین ویلاهای کیش و رامسر — با خانواده!
پرسنل زیر فشار، سهامداران در آستانه نابودی، مدیران در رفاه کامل.
این تصویر یک شرکت نیست؛ تصویر ساختاری است که به جای پاسخگویی، فروپاشی را با تجمل تماشا میکند.
از سوی دیگر، طبق ادعاها نماینده بانک صادرات اعلام کرده که قصد خروج ندارد و هدف حفظ پروژه کیش است — حتی در برابر اعتراض سهامداران.
نهادهای مالیای که قرار بود پشت مردم باشند، حالا متهم شدهاند که سهم مردم را به چشم طعمه میبینند.
این بحران فقط بحران پدیده نیست؛
نماد همان چرخهای است که سالهاست در کشور تکرار میشود:
مدیریت ناکارآمد، بیپاسخگویی، و قربانی شدن مردم.
سهامداران پدیده حق دارند بپرسند:
پروژهای که روزی «رویای ملی» معرفی شد، چگونه به این باتلاق فساد و بیعدالتی رسید؟
چرا همیشه مردم باید در صف ضرر بایستند و مدیران در صف سود؟
@Eterazebazar
#ارسالی
من مغازهدارم.
نه تحلیلگر اقتصادیام، نه سیاستمدار.
من فقط هر روز چشم تو چشم مردمم میشم… و حالا دارم میبینم ایرانی که توش بزرگ شدم، نفس میکشه اما زندگی نمیکنه.
قبلاً آدمها با لبخند میومدن خرید، آخر ماه هم یه چیزی میموند براشون.
الان؟
هر کی میاد انگار یه غم سنگین رو دوششه.
قبل از برداشتن جنس، قیمت رو چک میکنه، نگاه میکنه به جیبش، بعد آه میکشه و نصف لیستش رو برمیگردونه سر جاش.
بچه دست پدرشو میگیره و میگه: «بابا بستنی میخوام».
پدرش لب و دهنشو جمع میکنه و میگه: «بعداً، قول میدم».
و من میفهمم که این «بعداً» یعنی «نمیتونم پسرم… شرمندهم.»
من روزی هزار بار این صحنه رو میبینم.
مردمی که عادت کردن جلوی یه کیسه خرید کوچیک سکوت کنن.
زنهایی که قیمت روغن و شیر رو با گوشی حساب میکنن انگار دارن معادله حل میکنن.
جوانهایی که با شرم میپرسن: «قسطی نمیدی؟»
گرونی فقط قیمت نیست.
یه تیغهست… که هم دل مردم رو میبُره، هم غرورشونو.
من مغازهدارم، اما فقط فروشنده نیستم؛
شاهد سقوط توان مردمم.
شاهد سفرههایی که هر روز خالیتر میشن.
شاهد آدمهایی که میخوان زندگی کنن… ولی فقط دووم میارن.
اگه این زندگیه… چرا اینقدر طعمش تلخه؟
@Eterazebazar
من مغازهدارم.
نه تحلیلگر اقتصادیام، نه سیاستمدار.
من فقط هر روز چشم تو چشم مردمم میشم… و حالا دارم میبینم ایرانی که توش بزرگ شدم، نفس میکشه اما زندگی نمیکنه.
قبلاً آدمها با لبخند میومدن خرید، آخر ماه هم یه چیزی میموند براشون.
الان؟
هر کی میاد انگار یه غم سنگین رو دوششه.
قبل از برداشتن جنس، قیمت رو چک میکنه، نگاه میکنه به جیبش، بعد آه میکشه و نصف لیستش رو برمیگردونه سر جاش.
بچه دست پدرشو میگیره و میگه: «بابا بستنی میخوام».
پدرش لب و دهنشو جمع میکنه و میگه: «بعداً، قول میدم».
و من میفهمم که این «بعداً» یعنی «نمیتونم پسرم… شرمندهم.»
من روزی هزار بار این صحنه رو میبینم.
مردمی که عادت کردن جلوی یه کیسه خرید کوچیک سکوت کنن.
زنهایی که قیمت روغن و شیر رو با گوشی حساب میکنن انگار دارن معادله حل میکنن.
جوانهایی که با شرم میپرسن: «قسطی نمیدی؟»
گرونی فقط قیمت نیست.
یه تیغهست… که هم دل مردم رو میبُره، هم غرورشونو.
من مغازهدارم، اما فقط فروشنده نیستم؛
شاهد سقوط توان مردمم.
شاهد سفرههایی که هر روز خالیتر میشن.
شاهد آدمهایی که میخوان زندگی کنن… ولی فقط دووم میارن.
اگه این زندگیه… چرا اینقدر طعمش تلخه؟
@Eterazebazar
اصفهان؛ سقوط یک دکل و هزار سؤال بیپاسخ
امروز بخشهایی از اصفهان دوباره در تاریکی فرو رفت؛ تنها چند هفته پس از پایان قطعیهای زمانبندیشده.
مسئولان برق استان اعلام کردند که علت، سقوط یک دکل انتقال برق در مسیر نجفآباد بوده است.
مدیر شرکت برق منطقهای توضیح داده افراد ناشناس پایههای دکل را با دستگاه برش آسیب زدهاند و احتمال داده این افراد «معتادانی بودهاند که قصد سرقت فلزات داشتهاند.»
اما گزارش خبرنگاران حاضر در صحنه چیز دیگری میگوید:
فقط چند بریدگی جزئی دیده شده و هیچ قطعهای جدا نشده؛ این یعنی احتمال اقدام هدفمند و خرابکارانه نیز مطرح است.
در هر دو حالت، مسئله تلخ و هشداردهنده است:
اگر این کار از سر فقر و درماندگی بوده، باید پرسید جامعه را به کجا رساندهاند که شهروند برای زنده ماندن سراغ دکل برق میرود؟
و اگر خرابکاری عمدی بوده، پس این سطح از نارضایتی و بیاعتمادی نسبت به مدیریت عمومی را باید جدی گرفت — جامعهای که زیرساختهایش هدف قرار میگیرد، جامعهایست که اعتمادش آسیب دیده و صداهایش شنیده نشدهاند.
@Eterazebazar
امروز بخشهایی از اصفهان دوباره در تاریکی فرو رفت؛ تنها چند هفته پس از پایان قطعیهای زمانبندیشده.
مسئولان برق استان اعلام کردند که علت، سقوط یک دکل انتقال برق در مسیر نجفآباد بوده است.
مدیر شرکت برق منطقهای توضیح داده افراد ناشناس پایههای دکل را با دستگاه برش آسیب زدهاند و احتمال داده این افراد «معتادانی بودهاند که قصد سرقت فلزات داشتهاند.»
اما گزارش خبرنگاران حاضر در صحنه چیز دیگری میگوید:
فقط چند بریدگی جزئی دیده شده و هیچ قطعهای جدا نشده؛ این یعنی احتمال اقدام هدفمند و خرابکارانه نیز مطرح است.
در هر دو حالت، مسئله تلخ و هشداردهنده است:
اگر این کار از سر فقر و درماندگی بوده، باید پرسید جامعه را به کجا رساندهاند که شهروند برای زنده ماندن سراغ دکل برق میرود؟
و اگر خرابکاری عمدی بوده، پس این سطح از نارضایتی و بیاعتمادی نسبت به مدیریت عمومی را باید جدی گرفت — جامعهای که زیرساختهایش هدف قرار میگیرد، جامعهایست که اعتمادش آسیب دیده و صداهایش شنیده نشدهاند.
@Eterazebazar
من سهامدار ابنیهام… و زندگیم زیر آوار وعدهها ماند
سهام ابنیه را حدود ۳۶۰۰ تومان خریدم.
نه برای قمار، نه برای طمع — برای ساختن آیندهای که فکر میکردم امن است.
به فامیل هم گفتم:
«خیالتون راحت، شرکت رسمیه، پروژه بزرگه، ضرر نمیکنیم.»
امروز سهام شده حدود ۳۳۰ تومان…
و من ماندهام با چشمهایی که هر روز شرمگینتر میشوند.
من خانه میخواستم، نه کابوس.
داشتم دنبال خرید خانه میگشتم —
رادیو ماشین روشن بود؛ گفتند توقف…
بعد مجمع…
بعد بازار توافقی…
و بعد؟
سقوط — مثل تلنگری که تمام رویاها را پودر میکند.
دو سال است دارم نگاه میکنم ببینم بالا میآید…
هر صبح با امید باز میشود، هر شب با ناامیدی بسته.
دو سال است سؤال میکنم:
«چطور سرمایه ما را به گل نشاندند؟»
اما پاسخی نیست —
فقط سکوت، فقط تعویق، فقط وعده.
ما سهامدار نیستیم؛
گروهی آدمیم با زندگیهای واقعی، با خانواده، با آرزو.
پول ما عدد روی کاغذ نبود؛
خوندل بود، پسانداز بود، امید خانهدار شدن، آینده بچه، آبروی خانواده.
بحران پدیده شاندیز به نقطه جوش رسیده؛
و ما داریم در این حرارت، ذرهذره آب میشویم.
@Eterazebazar
سهام ابنیه را حدود ۳۶۰۰ تومان خریدم.
نه برای قمار، نه برای طمع — برای ساختن آیندهای که فکر میکردم امن است.
به فامیل هم گفتم:
«خیالتون راحت، شرکت رسمیه، پروژه بزرگه، ضرر نمیکنیم.»
امروز سهام شده حدود ۳۳۰ تومان…
و من ماندهام با چشمهایی که هر روز شرمگینتر میشوند.
من خانه میخواستم، نه کابوس.
داشتم دنبال خرید خانه میگشتم —
رادیو ماشین روشن بود؛ گفتند توقف…
بعد مجمع…
بعد بازار توافقی…
و بعد؟
سقوط — مثل تلنگری که تمام رویاها را پودر میکند.
دو سال است دارم نگاه میکنم ببینم بالا میآید…
هر صبح با امید باز میشود، هر شب با ناامیدی بسته.
دو سال است سؤال میکنم:
«چطور سرمایه ما را به گل نشاندند؟»
اما پاسخی نیست —
فقط سکوت، فقط تعویق، فقط وعده.
ما سهامدار نیستیم؛
گروهی آدمیم با زندگیهای واقعی، با خانواده، با آرزو.
پول ما عدد روی کاغذ نبود؛
خوندل بود، پسانداز بود، امید خانهدار شدن، آینده بچه، آبروی خانواده.
بحران پدیده شاندیز به نقطه جوش رسیده؛
و ما داریم در این حرارت، ذرهذره آب میشویم.
@Eterazebazar
#ارسالی
پرونده یونیک فاینانس؛ وقتی عدالت زیر سایه نفوذ، تأخیر و رانت میماند
پرونده عظیم «یونیک فاینانس» با بیش از ۳۰ هزار شاکی، همچنان در سکوت و توقف، قربانی بیعملی و تصمیمات مبهم دستگاه قضایی است. خانوادهها، بازنشستگان، افراد کمدرآمد، معلولین و حتی کودکان بیسرپرست، تمام پسانداز و امید خود را در این پروژه گذاشتند؛ اما امروز تنها با سردی دیوارهای دادسرا روبهرو هستند.
در سه سال گذشته، مجتمع دادسرای ناحیه ۳۱ تهران بهجای سنگر عدالت، به نقطه تاریک تعویق و نفوذ تبدیل شده و روند پرونده عملاً قفل شده است. تنها دوره کوتاهی از امید با حضور بازپرس جناب آقای دکتر مهدی یوسفیان ملا رقم خورد، اما بهجای حمایت از ایشان، فشارها مانع ادامه کارشان شد.
پس از انحلال پیاپی شعبات ۷، ۱۱ و ۱۲، پرونده به شعبه ۲ ارجاع شده؛ اقدامی که عملاً رسیدگی را ماهها عقب میاندازد و هزاران خانواده را معلقتر میکند.
اما زخم این پرونده عمیقتر از تأخیر است.
شاکیان میگویند یکی از مدیران اصلی این شبکه، فرزین فردین فرد، در امارات تحت عنوان «فعال خیرخواه» شناخته میشود؛ در حالی که آنان معتقدند سرمایهای که او با آن برای خود اعتبار ساخته، پول مردم آسیبپذیر ایران است — از طلای پیرزن تا اندوخته کارگر و اندوه یتیم.
به ادعای قربانیان این پرونده:
حتی رقم خسارتها به ۶ میلیارد دلار میرسد؛ پولی که اگر حقیقت داشته باشد، از چند برابر بودجه سالانه یک کشور هم بیشتر است.
شاکیان میگویند:
این افراد با پولپاشی و نفوذ تلاش کردهاند پلیس بینالملل، دستگاههای حقوقی و حتی برخی مسئولین را بیاثر کنند و در کشورهای همسایه شرکتهای جدید برای تکرار همان چرخه راهاندازی کردهاند.
طبق گفتهها، برای برخی از متهمان حکم استرداد صادر شده اما همکاری لازم از سوی اینترپل دیده نمیشود.
همه اینها یک سؤال را فریاد میزند:
🔴 آیا این تأخیرها و انتقالهای مشکوک، اجرای عدالت است یا دفن حقیقت و امید مردم؟
کمپین پیگیری مطالبات یونیک فاینانس خواستار آن است که ریاست قوه قضاییه و نهادهای نظارتی و امنیتی فوراً وارد عمل شوند، عوامل نفوذ و کارشکنی شناسایی و روند رسیدگی شفاف و سریع شود؛ تا عدالت اجرا گردد و اعتماد از دسترفته مردم احیا شود.
@Eterazebazar
پرونده یونیک فاینانس؛ وقتی عدالت زیر سایه نفوذ، تأخیر و رانت میماند
پرونده عظیم «یونیک فاینانس» با بیش از ۳۰ هزار شاکی، همچنان در سکوت و توقف، قربانی بیعملی و تصمیمات مبهم دستگاه قضایی است. خانوادهها، بازنشستگان، افراد کمدرآمد، معلولین و حتی کودکان بیسرپرست، تمام پسانداز و امید خود را در این پروژه گذاشتند؛ اما امروز تنها با سردی دیوارهای دادسرا روبهرو هستند.
در سه سال گذشته، مجتمع دادسرای ناحیه ۳۱ تهران بهجای سنگر عدالت، به نقطه تاریک تعویق و نفوذ تبدیل شده و روند پرونده عملاً قفل شده است. تنها دوره کوتاهی از امید با حضور بازپرس جناب آقای دکتر مهدی یوسفیان ملا رقم خورد، اما بهجای حمایت از ایشان، فشارها مانع ادامه کارشان شد.
پس از انحلال پیاپی شعبات ۷، ۱۱ و ۱۲، پرونده به شعبه ۲ ارجاع شده؛ اقدامی که عملاً رسیدگی را ماهها عقب میاندازد و هزاران خانواده را معلقتر میکند.
اما زخم این پرونده عمیقتر از تأخیر است.
شاکیان میگویند یکی از مدیران اصلی این شبکه، فرزین فردین فرد، در امارات تحت عنوان «فعال خیرخواه» شناخته میشود؛ در حالی که آنان معتقدند سرمایهای که او با آن برای خود اعتبار ساخته، پول مردم آسیبپذیر ایران است — از طلای پیرزن تا اندوخته کارگر و اندوه یتیم.
به ادعای قربانیان این پرونده:
حتی رقم خسارتها به ۶ میلیارد دلار میرسد؛ پولی که اگر حقیقت داشته باشد، از چند برابر بودجه سالانه یک کشور هم بیشتر است.
شاکیان میگویند:
این افراد با پولپاشی و نفوذ تلاش کردهاند پلیس بینالملل، دستگاههای حقوقی و حتی برخی مسئولین را بیاثر کنند و در کشورهای همسایه شرکتهای جدید برای تکرار همان چرخه راهاندازی کردهاند.
طبق گفتهها، برای برخی از متهمان حکم استرداد صادر شده اما همکاری لازم از سوی اینترپل دیده نمیشود.
همه اینها یک سؤال را فریاد میزند:
🔴 آیا این تأخیرها و انتقالهای مشکوک، اجرای عدالت است یا دفن حقیقت و امید مردم؟
کمپین پیگیری مطالبات یونیک فاینانس خواستار آن است که ریاست قوه قضاییه و نهادهای نظارتی و امنیتی فوراً وارد عمل شوند، عوامل نفوذ و کارشکنی شناسایی و روند رسیدگی شفاف و سریع شود؛ تا عدالت اجرا گردد و اعتماد از دسترفته مردم احیا شود.
@Eterazebazar
اعتراض کارکنان منطقه ویژه اقتصادی پارسیان؛ وقتی مدیریت ناتوان، سفرۀ کارگران را کوچکتر میکند
۱۰ آبان ۱۴۰۴
صبح امروز کارکنان منطقه ویژه اقتصادی پارسیان دست از کار کشیدند و مقابل ساختمان مدیریت تجمع کردند؛ اعتراضی علیه تصمیمات عجیب و بیتدبیر مدیرانی که ظاهراً سادهترین راه برای جبران ضعف عملکرد خود را پیدا کردهاند: بریدن از جیب کارگران و کارمندان.
در حالی که هزینههای زندگی روزبهروز سنگینتر میشود، مدیریت منطقه پارسیان به جای تلاش برای راهاندازی پروژههای جدید یا تکمیل طرحهای نیمهتمام، به سیاست خطرناک کاهش حقوق و مزایا پناه برده؛ اقدامی که نهتنها معیشت کارکنان را نابود میکند، بلکه سازمان را از درون تضعیف و بیانگیزه میسازد.
کارکنان معترض با صراحت اعلام کردهاند که این رویکرد نتیجه ناتوانی مدیریتی و بیبرنامگی کامل است و از مدیریت خواستهاند تا بالاخره یکبار هم که شده، شفاف و پاسخگو باشد و توضیح دهد که منابع مالی کجا خرج میشود و چرا باید نیروی انسانی هزینه سوءمدیریت را بدهد.
اما مثل همیشه، سکوت سنگین مدیریت ادامه دارد؛ سکوتی که نه نشانه آرامش، بلکه علامت آشکار بیمسئولیتی و بیتفاوتی است.
اگر این مسیر ادامه پیدا کند، تبعات آن فقط محدود به کارکنان نخواهد بود؛ منطقه ویژهای که قرار بود موتور توسعه باشد، با این مدیریت به سمت رکود و فرسایش نیروی انسانی میرود.
@Eterazebazar
۱۰ آبان ۱۴۰۴
صبح امروز کارکنان منطقه ویژه اقتصادی پارسیان دست از کار کشیدند و مقابل ساختمان مدیریت تجمع کردند؛ اعتراضی علیه تصمیمات عجیب و بیتدبیر مدیرانی که ظاهراً سادهترین راه برای جبران ضعف عملکرد خود را پیدا کردهاند: بریدن از جیب کارگران و کارمندان.
در حالی که هزینههای زندگی روزبهروز سنگینتر میشود، مدیریت منطقه پارسیان به جای تلاش برای راهاندازی پروژههای جدید یا تکمیل طرحهای نیمهتمام، به سیاست خطرناک کاهش حقوق و مزایا پناه برده؛ اقدامی که نهتنها معیشت کارکنان را نابود میکند، بلکه سازمان را از درون تضعیف و بیانگیزه میسازد.
کارکنان معترض با صراحت اعلام کردهاند که این رویکرد نتیجه ناتوانی مدیریتی و بیبرنامگی کامل است و از مدیریت خواستهاند تا بالاخره یکبار هم که شده، شفاف و پاسخگو باشد و توضیح دهد که منابع مالی کجا خرج میشود و چرا باید نیروی انسانی هزینه سوءمدیریت را بدهد.
اما مثل همیشه، سکوت سنگین مدیریت ادامه دارد؛ سکوتی که نه نشانه آرامش، بلکه علامت آشکار بیمسئولیتی و بیتفاوتی است.
اگر این مسیر ادامه پیدا کند، تبعات آن فقط محدود به کارکنان نخواهد بود؛ منطقه ویژهای که قرار بود موتور توسعه باشد، با این مدیریت به سمت رکود و فرسایش نیروی انسانی میرود.
@Eterazebazar