اعتراض مدنی بازار
19.5K subscribers
72.8K photos
47.1K videos
166 files
576 links
ارتباط با مدیران کانال:
@Hossen13320
@mehdi_sarraf
@javaherian59
@hosseinKashani4 ادمین ورزش
کانال: https://t.me/Eterazebazar
این کانال وابسته به هیچ جریان سیاسی نیست،
نه «شاه» و نه «شیخ ، صدای بازاریم»

توئیتر: https://twitter.com/EterazB
Download Telegram
🎯 چرا نظارت همیشه در آخر کار یاد مسئولان می‌افتد؟

سال‌هاست ده‌ها سامانه عجیب و غریب برای «کنترل و نظارت بر فروش مرغ زنده» طراحی شده و هر روز هم بر تعدادشان افزوده می‌شود.
اما یک سؤال ساده و مهم در ذهن همه شکل می‌گیرد:

چرا مسئولان، همیشه خر را از عقب به طویله می‌برند؟!
به جای آنکه از مرغ مادر، عرضه جوجه یک‌روزه، و توزیع نهاده‌ها آغاز کنند، درست زمانی ظاهر می‌شوند که مرغدار، بعد از پنجاه روز تلاش بی‌وقفه، با تمام هزینه، استرس و سرمایه‌اش، محصول را آماده عرضه کرده است!

همان‌جا که باید پاداش بگیرد، ناگهان با موجی از نظارت، تهدید و پرونده‌سازی تعزیراتی روبه‌رو می‌شود.

در حالی که هزاران میلیارد تومان خالی‌فروشی در زنجیره توزیع نهاده‌ها رخ می‌دهد و هیچ چشم ناظری نمی‌بیند،
دستگاه‌های نظارتی به یک روز تأخیر مرغدار چنان می‌تازند که گویی با دشمن اقتصادی روبه‌رو هستند.

جالب‌تر اینکه اخلالگران اصلی در نظام اقتصادی کشور، همان چند شرکت خاص هستند که در فهرست اول ارز ترجیحی‌بگیران قرار دارند — اسنادشان موجود است، جرمشان آشکار.
اگر همین فردا اشد مجازات برای این زالوهای بیت‌المال اجرا شود، هیچ آسیبی به تولید کشور نمی‌رسد؛
اما به‌جای مجازات، چنان نمک‌گیر و گستاخ شده‌اند که هنوز هم آزادانه خالی‌فروشی و فروش توافقی می‌کنند.

و در نهایت، باید گفت این بگیر و ببندهای اخیر نه از سر اصلاح، بلکه به‌خاطر فشار رسانه‌ها و افشاگری‌ها بوده است؛
حرکتی نمایشی برای خاموش کردن صدای مرغداران و تشویقشان به جوجه‌ریزی.

واقعیت این است که هیچ تغییری در مسیر درمانِ ریشه‌ای مشکلات صنعت مرغ رخ نداده —
چشم‌ها را به خطاهای کوچک دوخته‌اند تا خطاکاران بزرگ، در سایه امن بمانند.

@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
💧 «بحران آب؛ انتقام نیست، حساب طبیعت است» 🌍

مسعود پزشکیان، رییس دولت، هشدار داده:
اگر تا آذرماه باران نبارد، باید در تهران آب را جیره‌بندی کنیم —
و اگر باز هم باران نیاید، «دیگر اصلاً آبی نخواهیم داشت و شاید لازم شود تهران را خالی کنند.»

📉 هم‌اکنون وضعیت آب در بسیاری از استان‌ها قرمز و نگران‌کننده است.
در ۳۳ روز اول سال آبی جدید فقط ۲/۳ میلی‌متر بارش داشتیم؛
۲۱ استان حتی یک قطره باران هم ندیده‌اند.

اما قصه فقط کمبود بارش نیست.
این بحران، ساخته‌ی دست خود ماست، نه آسمان.

سال‌هاست کارشناسان فریاد می‌زنند و کسی گوش نمی‌دهد:
🔹 تخریب کوه‌ها و جنگل‌ها
🔹 سدسازی‌های بی‌رویه و بدون ارزیابی زیست‌محیطی
🔹 انتقال آب بین‌حوضه‌ای با اهداف سیاسی
🔹 حفر هزاران چاه بی‌ضابطه
🔹 بی‌توجهی به بازچرخانی و آبخیزداری
🔹 فرسایش خاک و نابودی پوشش گیاهی

وقتی کوه را می‌تراشیم،
وقتی جنگل را می‌سوزانیم،
وقتی رودخانه را می‌بندیم،
وقتی سفره‌های زیرزمینی را تا ته می‌کشیم —
طبیعت انتقام نمی‌گیرد، فقط حساب را صاف می‌کند.

امروز به نقطه‌ای رسیده‌ایم که نه در سدها آبی مانده،
نه در خاک رمقی،
و نه در دل مردم امیدی.

🔴 این بار تقصیر آسمان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💧 بحران آب؛ انتقام نیست، حساب طبیعت است 🌍

مسعود پزشکیان، رییس دولت، هشدار داد:
اگر تا آذرماه باران نبارد، آب تهران جیره‌بندی می‌شود —
و اگر باز هم نبارد، «دیگر آبی نداریم و باید تهران را خالی کنیم.»

📉 در ۳۳ روز اول سال آبی فقط ۲/۳ میلی‌متر بارش داشتیم؛
۲۱ استان حتی یک قطره باران هم ندیده‌اند.

اما بحران فقط کم‌بارشی نیست —
این فاجعه را ما خودمان ساخته‌ایم، نه آسمان.

سال‌هاست کارشناسان فریاد می‌زنند و کسی گوش نمی‌دهد:
🔹 تخریب کوه‌ها و جنگل‌ها
🔹 سدسازی‌های بی‌رویه
🔹 انتقال آب با اهداف سیاسی
🔹 حفر هزاران چاه غیرمجاز
🔹 نابودی خاک و پوشش گیاهی

وقتی کوه‌ها را نابود می‌کنند، دل زمین را برای معدن می‌شکافند و جنگل‌ها را زیر ویلاسازی دفن می‌کنند،

طبیعت انتقام نمی‌گیرد — فقط حساب را صاف می‌کند.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚨 بازی با معیشت مردم در مرز ریمدان؛ ۲۰۰ میلیون دلار گوشت گم شد!

🔹 قرار بود دام زنده از پاکستان وارد شود تا گوشت ارزان به سفره مردم برسد،
اما به‌جای دام، لاشه گوشت وارد کردند و از ۳۰۰ میلیون دلار ارز تخصیصی، تنها ۱۰۰ میلیون دلار کالا واقعی وارد شده است!

🔹 حالا ده‌ها تُن گوشت پاکستانی وسط بازارچه ریمدان تخلیه می‌شود،
درحالی‌که ارز دولتی ۲۸۵۰۰ تومانی به نام «دام زنده» پرداخت شده است!

🔻 نتیجه؟
نه دام زنده‌ای مانده، نه ارزی.
فقط گوشت‌هایی که «به قیمت خون مردم» از مرز عبور کردند و سکوتی که بوی فساد می‌دهد.

@Eterazebazar
«صدای بیش از ۲۰ هزار مالباخته»

خواسته ی به حق و به جای بیش از ۲۰ هزار شاکی پرونده کثیرالشاکی یونیک فاینانس: چه کسی مسئول و پاسخگوی ما شاکیان این پرونده هست؟؟؟!!


ما شاکیان پرونده کثیرالشاکی یونیک فاینانس با بیش از ۲۰ هزار شاکی و چند ده هزار مالباخته این حق را داریم که:

بدانیم چرا و به چه علت متهمین پرونده «یونیک فاینانس» که در خارج از کشور دستگیر شدند تاکنون اقدامی برای استردادشون به ایران صورت نگرفته و اینکه شفاف سازی و روشن شود اینترپل ایران که همکاری نمیکند و به ایران استردادشون نمیدهد چه کسی باید رسیدگی کند به این مورد و پاسخگوی بیش از ۲۰ هزار شاکی پرونده باشد؟؟؟؟؟

و همینطور قوه قضاییه که کم کاری میکند چه مقام مسئولی باید پاسخگوی ما باشد؟؟؟؟


۱۳ آبان ۱۴۰۴
برنامه صبحانه ایرانی
پرونده یونیک فاینانس

مجری اشاره کرد به صحبت های سخنگوی قوه قضاییه در مهر ماه ۱۴۰۴ و از قوه قضاییه خواست روندهای رسیدگی و پیگیری رو به مالباختگان اطلاع رسانی کنن...

۱۴ آبان ۱۴۰۴
برنامه صبحانه ایرانی
پرونده یونیک فاینانس

مجری اشاره کرد به پیام های زیادی که ارسال شده: لطفاً صدای ما باشید... پرونده کثیرالشاکی شرکت کلاهبرداری یونیک فاینانس و از قوه قضاییه خواست که مشخص کنن وضعیت متهمین رو و به مالباختگان اطلاع رسانی کنن...

۱۵ آبان ۱۴۰۴
برنامه صبحانه ایرانی
پرونده یونیک فاینانس

مجری از قوه قضاییه خواست که حتی به اندازه چند دقیقه ای هم که شده در برنامه حضور داشته باشن و از روند رسیدگی و پیگیری پرونده بگن...


ما صدای خود را بلندتر می‌کنیم چون:

📢 مالباختگان یونیک فاینانس، بیش از هر زمان دیگری نیازمند شفافیت، پاسخگویی و اقدام قوه قضاییه و همچنین اینترپل هستند.
این سکوت و تعلل به هیچ وجه برای مالباختگان قابل قبول نیست.

@Eterazebazar
تجمع اعتراضی در بیمارستان طالقانی اهواز: خواست برکناری شهردار امینی و محاکمه عوامل خودسوزی احمد بالدی

عصر دیروز ۱۵ آبان ۱۴۰۴ (ساعت ۲۱:۰۰)، شهروندان و بستگان احمد بالدی، دانشجوی ۲۰ ساله عرب اهوازی، در بیمارستان سوختگی طالقانی تجمع کردند و با استاندار موالی‌زاده روبرو شدند. معترضان خواستار برکناری فوری شهردار امینی، معاونان و حامیان وی، و رسیدگی قضایی به عوامل خودسوزی احمد بالدی شدند.

حادثه خودسوزی احمد بالدی در ١١ آبان ۱۴۰۴ رخ داد؛ جایی که نیروهای اجراییات شهرداری اهواز در تلاش برای تخریب دکه معیشت خانواده‌اش، دستور قضایی مبنی بر رعایت حقوق شهروندی و عدم تنش را نقض کردند. مأموران ابتدا شیشه‌ها و وسایل شخصی را شکستند، خشونت فیزیکی اعمال نمودند، به مادر احمد بی‌احترامی کردند و با تهدید و ایجاد رعب، جوان را به این اقدام ناامیدکننده واداشتند.

معترضان در این تجمع ۱۵ آبان ۱۴۰۴، مطالبات برحق خود را به صورت صریح مطرح کردند و تأکید داشتند که برکناری فوری شهردار امینی و معاونان وی به دلیل سوءمدیریت و نقض قوانین، تحقیقات مستقل قضایی از تخلفات شهرداری و عوامل مستقیم فاجعه، و همچنین جبران خسارات معیشتی خانواده بالدی همراه با تضمین حقوق شهروندی برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی، ضروری است.

فیلم ثبت‌شده از لحظات فاجعه خودسوزی و سند تخلف شهرداری به عنوان مدرک ضمیمه این خبر است.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باغ‌بمید؛ شرمِ توسعه‌ای که وعده داده بودند

در دل شهری که مسئولانش شب و روز از «پیشرفت» و «صنعت» دم می‌زنند، منطقه‌ای هست که هنوز برای گرفتن یک تماس ساده باید از خانه بیرون زد و تا سر خیابان رفت. باغ‌بمیدِ سیرجان، جایی که اسمش بوی سبزی و آبادانی می‌دهد، اما آنچه از آن مانده جز خاک و خار و نخاله نیست.

در اینجا تاکسی‌ها از ورود به محله سر باز می‌زنند، چون جاده‌ها بیشتر شبیه مسیر بیابان است تا کوچه شهری. حمل‌ونقل عمومی؟ چیزی شبیه رؤیاست. روشنایی شب؟ پیرزنی می‌گوید: «برق گفت باید پول لامپ را خودمان بدهیم.» همین یک جمله، خلاصه تمام سیاست‌های شهری‌ست؛ بی‌مسئولیتی در قبال مردم و تحمیل هزینه بر ضعیف‌ترین قشر جامعه.

بچه‌های این محله نه پارک دارند، نه زمین بازی. بازی‌شان یا در کوچه‌های پر از خاک است یا لب خیابان، جایی که خطر هر لحظه در کمین است. در همان اطراف، گودال‌هایی وجود دارد که به پناهگاه بی‌خانمان‌ها و اتباع تبدیل شده؛ نماد واضحی از بی‌توجهی مزمن و نابرابری تلخ.

سال‌هاست وعده‌ها تکرار می‌شوند و تیترها تغییر نمی‌کنند. از شهرداری تا فرمانداری، از نمایندگان دیروز تا امروز، همه وعده داده‌اند و رفته‌اند، بی‌آنکه حتی یک وجب از این خاک محروم، رنگ توسعه به خود ببیند.

باغ‌بمید، لکه ننگی‌ست بر پیشانی شهری که خود را «نماد پیشرفت» می‌نامد. روستایی فراموش‌شده در دل شهر، شاهد زنده‌ی فاصله عمیق میان شعار و واقعیت.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزی روزگاری...
طلا گرمی چند بود؟
بالا رفتن قیمت‌ها یعنی دفن تدریجی آینده‌ی فرزندان ما.
هر سال گذشت، قیمت بالا رفت، اما وعده‌ها همان ماند.
هر دولتی آمد، گفت «درست می‌کنیم» — و رفت.
اما سفره‌ها کوچک‌تر شد، و فاصله‌ها بزرگ‌تر.
هر عدد، داستانی‌ست از بی‌ثباتی، از رنج مردم .
این نمودار طلا نیست...
این نمودار، بازتابِ همان قول‌های بی‌پشتوانه‌ای‌ست که هر دوره تکرار شد.

@Eterazebazar
🎙 بازی با روان مردم؛ وعده، تکذیب، فریب

باز هم همان سناریوی تکراری؛ یک خبر منتشر می‌شود، مردم نگران می‌شوند، بعد چند ساعت تکذیب می‌کنند. اما نتیجه یکی‌ست: اعصاب و اعتماد مردم بازیچه‌ی تصمیم‌های پنهان و سیاست‌های متناقض شده است.

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شب گذشته خبر از تصویب بنزین سه‌نرخی ۱۵۰۰، ۳۰۰۰ و ۵۰۰۰ تومانی داد. همان لحظه موجی از اضطراب در جامعه پیچید؛ مردم، با خاطره‌ی تلخ گرانی‌های ناگهانی، بهت‌زده شدند. اما چند ساعت بعد، سخنگوی دولت ظاهر شد و گفت: «نه، قصدی برای افزایش قیمت بنزین سهمیه‌ای نداریم.»
جمله‌ای که به‌جای آرامش، فقط ابهام و بی‌اعتمادی بیشتری کاشت.

هر بار همین است؛ یک مقام خبر می‌دهد، مقام دیگر انکار می‌کند و در این میان، مردم‌اند که قربانی این بازی روانی می‌شوند.
دولت از یک‌سو شعار شفافیت می‌دهد و از سوی دیگر، با فریب واژه‌ها و تکذیب‌های حساب‌شده، حقیقت را پشت پرده نگه می‌دارد.

وقتی خودِ عضو کمیسیون اقتصادی مجلس از چندنرخی بودن و فساد حرف می‌زند، دیگر چه جای توجیه می‌ماند؟
سیاستی که هر روز با عددی جدید و تصمیمی مبهم، مردم را خسته‌تر می‌کند، اسمش تدبیر نیست؛ نیرنگ است.

@Eterazebazar
🔥 سوالات آزمون وکالت ۱۴۰۴ دوباره لو رفت؛ تکرار سناریوی سال ۱۴۰۲

باز هم همان اتفاق تلخ تکرار شد؛ سوالات آزمون وکالت ۱۴۰۴ کانون وکلای دادگستری در حالی که آزمون هنوز در جریان بود، در فضای مجازی منتشر شد.
تصاویری که صبح ۱۵ آبان در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد، نشان می‌دهد برگه‌هایی شامل تعدادی از سوالات، ساعت ۹:۴۳ صبح — پیش از پایان زمان آزمون — منتشر شده است؛ درست همان سناریویی که سال ۱۴۰۲ رخ داد و باز هم توسط همان کانال تلگرامی با نام مستعار «بهار» اتفاق افتاد.

واکنش داوطلبان و کاربران شبکه‌های اجتماعی خشمگینانه بود؛ آنها می‌گویند:

«سال‌هاست برای ورود به حرفه وکالت تلاش می‌کنیم، اما سوالات همیشه لو می‌رود و هیچ نهادی پاسخگو نیست!»

این بار هم همان پرسش قدیمی مطرح است: آیا نهاد برگزارکننده آزمون توان مدیریت شفاف و عادلانه این فرایند را دارد؟
اعتراض داوطلبان، فریادی است علیه تکرار یک خطای سیستماتیک و بی‌مسئولیتی مزمن؛ فریادی که خواستار برگزاری دوباره آزمون است و پایان دادن به سال‌ها بی‌اعتمادی.

@Eterazebazar
📰 گزارش اقتصادی: وعده‌ها همان، واقعیت‌ها تلخ‌تر

چهل سال گذشت و سیاست‌های ارزی کشور هنوز همان است که بود.
کارشناسان می‌گویند از روزهای بعد از جنگ تا امروز، نه تکلیف بازار آزاد روشن شده، نه دخالت دولت کم شده.
اقتصاد ما هنوز بین «آزادسازی» و «محدودسازی» سرگردان است؛ نتیجه‌اش هم چیزی جز بی‌ثباتی و نااطمینانی برای مردم و فعالان اقتصادی نیست.

از طرف دیگر، در دنیای دیجیتال هم اوضاع بهتر نیست.
رئیس انجمن شرکت‌های پرداخت می‌گوید مشکل ما قانون نیست، مدیرهایی هستند که فقط دنبال حفظ صندلی‌شان‌اند.
به‌جای حمایت از کسب‌وکارهای آنلاین، با بخشنامه‌ها و کمیته‌های جدید کارآفرین‌ها را خسته می‌کنند.

در بانک‌ها هم داستان تکراری سوء‌استفاده و رانت ادامه دارد.
گزارش‌ها نشان می‌دهد سهامدار اصلی بانک آینده حتی هزینه موکب‌های اربعین را ده برابر فاکتور می‌کرد تا برای خودش اعتبار بخرد!
بانکی که قرار بود پشتیبان مردم باشد، حالا تبدیل به نماد فساد مالی شده است.

در معادن، به جای توسعه و پیشرفت مناطق، پول‌های مسئولیت اجتماعی خرج مراسم‌های غیرضروری می‌شود.
استاندار کرمان می‌گوید: «پولی که باید خرج مردم شود، صرف کارهایی می‌شود که هیچ نفعی برای استان ندارد.»

کارت‌های بازرگانی یک‌بارمصرف هم بازار صادرات را آشفته کرده‌اند.
هرکسی کارت می‌گیرد، می‌فروشد، و می‌رود؛ بدون اینکه پاسخگوی کیفیت یا تعهدی باشد.
نتیجه، بی‌اعتمادی در تجارت و از بین رفتن بازارهای صادراتی ایران است.

در حوزه خودرو هم، دبیر انجمن واردکنندگان می‌گوید واردات در ابهام مطلق است.
همه چیز به تصمیم دولت وابسته است، و فعالان بازار فقط تماشاگرند.

در همین میان، حذف ارز ترجیحی قرار است «اصلاح اقتصادی» باشد، اما کارشناسان بانک مرکزی هشدار می‌دهند:
این تصمیم سفره مردم را کوچک‌تر و قیمت‌ها را بزرگ‌تر می‌کند.

کسری بودجه یارانه‌ها هم عددی عجیب است: ۳۰۰ هزار میلیارد تومان!
یعنی حتی برای پرداخت یارانه‌هایی که ارزش واقعی‌شان هر روز کمتر می‌شود، پول کافی وجود ندارد.

ایران حالا با تورم ۴۵ درصدی، در جمع چهار کشور پرتورم جهان است.
قدرت خرید مردم سقوط کرده، و هر روز هزینه‌ها جلوتر از درآمد می‌دوند.

و در نهایت، طبق گزارش مجلس، ۹۸ درصد از معافیت‌های مالیاتی کشور متعلق به شرکت‌های بزرگ است؛
یعنی مردم مالیات می‌پردازند، اما ثروتمندان نه!

اقتصادی که قرار بود عدالت بیاورد، حالا فقط فاصله‌ها را بیشتر کرده.
نتیجه‌ی این همه تصمیم متناقض، مردمی‌ست که هر روز بیشتر کار می‌کنند و کمتر به جایی می‌رسند.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🧱 وقتی ناظر هم نیاز به ناظر دارد

در کشوری که مردمش هر روز به دنبال روزنه‌ای از صداقت می‌گردند، کمتر جایی مانده که بوی فساد از آن به مشام نرسد.
از بالا تا پایین، از اداره‌های کوچک تا نهادهای بزرگ، همه از «مبارزه با فساد» حرف می‌زنند، اما در عمل چیزی جز پرونده‌های تازه، اختلاس‌های جدید و وعده‌های تکراری دیده نمی‌شود.


و حالا ویدئویی به دست ما رسیده که شاید در نگاه اول شوخی به نظر برسد، اما واقعیت تلخی است از همین چرخه بی‌پایان فساد:
چند نفر در دستشویی محل برگزاری انتخابات سازمان نظام مهندسی تهران نشسته‌اند و مشغول پر کردن برگه‌های رأی‌اند!

انتخاباتی نه برای هر سمتی، بلکه برای بازرسان سازمان نظام مهندسی؛ همان‌هایی که قرار است ناظر بر سلامت فنی، مالی و اخلاقی باشند.
اما وقتی ناظر، خودش در مرکز تخلف ایستاده، دیگر چه اعتمادی باقی می‌ماند؟

وقتی رأی‌سازی در چنین سطحی رخ می‌دهد، مردم چطور می‌توانند به ایمنی ساختمان‌هایی که در آن زندگی می‌کنند ایمان داشته باشند؟
از همین فسادهای “کوچک و به ظاهر بی‌اهمیت” است که فاجعه‌هایی مانند متروپل سر برمی‌آورند.
وقتی پایه اعتماد فرو می‌ریزد، دیگر ستون‌های بتنی هم تاب نمی‌آورند.

و در میان این همه بی‌اعتمادی، کاربری در شبکه‌های اجتماعی نوشته است:

«اگر در انتخابات مهندسی این‌طور رأی‌سازی می‌شود، پس در انتخابات بزرگ‌تر چه می‌گذرد؟»

@Eterazebazar
🍗 از مرغ تا ماست؛ بازار بی‌سامان سفره مردم

از ۲۰ مهر ۱۴۰۴ که قیمت مصوب گوشت مرغ اعلام شد، بازار یکی از پرنوسان‌ترین دوره‌های خود را تجربه کرده است.
قرار بود ثبات برگردد، اما هر هفته نرخ‌ها بالا و پایین می‌شوند و مردم سردرگم مانده‌اند که به کدام قیمت اعتماد کنند.

مرغی که قرار بود هر کیلوگرم ۱۳۷ هزار و ۵۰۰ تومان فروخته شود، فقط دو هفته با این نرخ عرضه شد و بعد به ۱۴۸ تا ۱۵۵ هزار تومان رسید.
یک روز قیمت‌ها کاهش می‌یابد، فردایش دوباره بالا می‌رود؛ گویی بازار مرغ روی تردمیل گرانی گیر کرده است.

کارشناسان، گرانی و نایابی نهاده‌های دامی و فساد در بازارگاه را از دلایل اصلی می‌دانند.
بازاری که به گفته‌ی تولیدکنندگان، پر از «خالی‌فروشی» و «رانت نهاده» است!

🥚 تخم‌مرغ، سلطان صبحانه‌های گران‌شده

قیمت مصوب هر کیلو تخم‌مرغ درب مرغداری‌ها ۷۷ هزار تومان است، اما در مغازه‌ها هر شانه تا ۲۲۰ هزار تومان فروخته می‌شود؛
در حالی که دولت سقف ۱۸۴ هزار تومان را تعیین کرده است.
با وجود واگذاری تنظیم بازار به اتحادیه مرغداران، همچنان هر روز شاهد نرخ‌های تازه‌ای هستیم؛ از ثبات خبری نیست.

🥛 لبنیات

از ابتدای سال ۱۴۰۴ تاکنون، هیچ ترمزی برای افزایش قیمت لبنیات کشیده نشده.
ماست پرچرب از ۱۷۸ به ۱۹۵ هزار تومان رسیده، شیر یک لیتری از ۴۷ به بیش از ۵۷ هزار تومان.
کمبود نهاده، تب برفکی و «صرفه‌جویی ارزی دولت» حالا بهانه‌های تازه کارخانه‌ها برای گرانی شده‌اند.

🛒 کالابرگ؛ وعده‌ی ترمیم یا وصله‌ی موقت؟

وزارت کار وعده داده در طرح کالابرگ الکترونیک، اگر قیمت کالا بالا برود، اعتبار یارانه هم افزایش یابد.
اما تجربه نشان داده تا تصمیم‌های روی کاغذ به سفره مردم برسد، قیمت‌ها باز هم جلو زده‌اند.


بازار کالاهای اساسی از مرغ تا ماست، مدت‌هاست از کنترل خارج شده است.
فساد در تأمین نهاده‌ها، نبود نظارت مؤثر و تصمیم‌های دیرهنگام، باعث شده مردم هر روز گران‌تر بخرند و کمتر اعتماد کنند.
در حالی‌که وعده‌ی ثبات داده می‌شود، واقعیت بازار چیز دیگری می‌گوید:
سفره مردم هر روز کوچک‌تر می‌شود.


@Eterazebazar
📰 ۹ سال، ۱۹ برابر گرانی؛ بخاری برقی و سفره‌های کوچک مردم

در ۹ سال گذشته، قیمت بخاری برقی پارس‌خزر ۱۹ برابر شده است.
یعنی بخاری‌ای که روزی با ۵۰۰ هزار تومان خریداری می‌شد، امروز بیش از ۹ میلیون تومان قیمت دارد.

این جهش قیمتی در حالی رخ داده که حقوق و درآمد خانوارها به همان نسبت افزایش نیافته‌اند.
در نتیجه، بسیاری از خانواده‌ها مجبورند بین گرما و سایر نیازهای ضروری خود یکی را انتخاب کنند.

برای مقایسه، قیمت سایر لوازم خانگی داخلی در همین بازه زمانی ۱۰ تا ۱۵ برابر شده و حتی کالاهای وارداتی نیز رشد نجومی را تجربه کرده‌اند.

@Eterazebazar
«دفترچه یک قربانی یونیک فاینانس؛ وقتی امید به زندگی دود شد» 💔

گاهی انسان از طمع نمی‌افتد، از امید می‌افتد.
من زنی بودم ساده، اما پر از عشق به خانواده‌ام.
می‌خواستم برای شوهرم و برای دو پسرم آینده‌ای بسازم. 🌱
دلم می‌خواست روزی با لبخند بگویم:
«ببین... من هم توانستم برای آینده‌ی بچه‌هام قدمی بردارم.»

وقتی وارد یونیک فاینانس شدم، ماه آخر بارداری‌ام بود.
تنها بودم، خسته، با بدنی سنگین و دلی پر از استرس. 😭
اما امید داشتم — امیدی که حالا می‌دانم چه تلخ و دروغین بود.

ماه‌ها مقاومت کرده بودم.
اما دوستانِ مورداعتمادم که آنها نیز در این شرکت پول گذاشته بودن گفتند:
«همه دارن سود می‌کنن، تو هم برای آینده‌ی بچه‌هات تلاش کن!»
و من، بعد از هفت ماه جنگ با خودم، بالاخره تسلیم شدم.

حدود دوازده میلیون تومان جمع کردم،
نصف یک سهام ۵۰۰ دلاری خریدم، وقتی دلار ۲۴ هزار و ۷۰۰ تومان بود.
آن روز، با دلی لرزان اما امیدوار، دکمه‌ی خرید را زدم.
فکر می‌کردم دارم آینده‌ی بچه‌هام رو می‌خرم…
اما در واقع داشتم آرامشِ مادری‌ام رو می‌فروختم.

شرکت و مدیران و سران شرکت با وعده‌های رنگی و دروغ‌های زیبا پیش می‌رفتن:
کلاس‌های متعدد، پاداش‌های وسوسه‌انگیز، و دروغ‌های بزرگ —
می‌گفتند بیمه دارد و دروغ های دیگه...
حتی آدم‌های سرشناس وارد شدند و خانواده‌هایشان را هم کشاندند.
مدیران شرکت و تاپ لیدرها خانه و ماشین عوض کردند تا همه باور کنند "پیشرفت کرده‌اند".
و ما، ساده و امیدوار، دنبالشان رفتیم...

اما چند ماه بعد، همه چیز فرو ریخت.
نه سودی، نه خبری، نه بازگشتی.
من ماندم و استرسی که از درون می‌خوردَم،
و رازی که هنوز نتوانسته‌ام به همسرم بگویم. 😔

می‌ترسم اعتمادش را از دست بدهم…
هر شب در دل آرزو می‌کنم روزی برسد که بتوانم با دستِ پر، همه چیز را برایش تعریف کنم
و این بارِ سنگین را از روی شانه‌هام زمین بگذارم. 💔

یونیک فاینانس فقط پولم را نبرد؛
آرامشم، اعتمادم و امیدم به آینده‌ی پسرهایم را هم دزدید.

خواهش می‌کنم، صدای من را بشنوید…
هیچ وعده‌ای، هیچ شرکتی، هیچ رویایی،
ارزش اشک‌های یک مادر را ندارد. 😢

@Eterazebazar
📰 کارگر لرستانی پس از خودسوزی درگذشت

یک کارگر اداره آموزش و پرورش لرستان که راننده ترابری این اداره بود، پس از اخراج از کار، در محوطه اداره اقدام به خودسوزی کرد.
او پس از دو هفته بستری در بیمارستان و به دلیل شدت جراحات وارده، جان خود را از دست داد.

این کارگر، کورش خیری نام داشت و متاهل بود و دو فرزند داشت.

@Eterazebazar