تجمع اعتراضی در بیمارستان طالقانی اهواز: خواست برکناری شهردار امینی و محاکمه عوامل خودسوزی احمد بالدی
عصر دیروز ۱۵ آبان ۱۴۰۴ (ساعت ۲۱:۰۰)، شهروندان و بستگان احمد بالدی، دانشجوی ۲۰ ساله عرب اهوازی، در بیمارستان سوختگی طالقانی تجمع کردند و با استاندار موالیزاده روبرو شدند. معترضان خواستار برکناری فوری شهردار امینی، معاونان و حامیان وی، و رسیدگی قضایی به عوامل خودسوزی احمد بالدی شدند.
حادثه خودسوزی احمد بالدی در ١١ آبان ۱۴۰۴ رخ داد؛ جایی که نیروهای اجراییات شهرداری اهواز در تلاش برای تخریب دکه معیشت خانوادهاش، دستور قضایی مبنی بر رعایت حقوق شهروندی و عدم تنش را نقض کردند. مأموران ابتدا شیشهها و وسایل شخصی را شکستند، خشونت فیزیکی اعمال نمودند، به مادر احمد بیاحترامی کردند و با تهدید و ایجاد رعب، جوان را به این اقدام ناامیدکننده واداشتند.
معترضان در این تجمع ۱۵ آبان ۱۴۰۴، مطالبات برحق خود را به صورت صریح مطرح کردند و تأکید داشتند که برکناری فوری شهردار امینی و معاونان وی به دلیل سوءمدیریت و نقض قوانین، تحقیقات مستقل قضایی از تخلفات شهرداری و عوامل مستقیم فاجعه، و همچنین جبران خسارات معیشتی خانواده بالدی همراه با تضمین حقوق شهروندی برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی، ضروری است.
فیلم ثبتشده از لحظات فاجعه خودسوزی و سند تخلف شهرداری به عنوان مدرک ضمیمه این خبر است.
@Eterazebazar
عصر دیروز ۱۵ آبان ۱۴۰۴ (ساعت ۲۱:۰۰)، شهروندان و بستگان احمد بالدی، دانشجوی ۲۰ ساله عرب اهوازی، در بیمارستان سوختگی طالقانی تجمع کردند و با استاندار موالیزاده روبرو شدند. معترضان خواستار برکناری فوری شهردار امینی، معاونان و حامیان وی، و رسیدگی قضایی به عوامل خودسوزی احمد بالدی شدند.
حادثه خودسوزی احمد بالدی در ١١ آبان ۱۴۰۴ رخ داد؛ جایی که نیروهای اجراییات شهرداری اهواز در تلاش برای تخریب دکه معیشت خانوادهاش، دستور قضایی مبنی بر رعایت حقوق شهروندی و عدم تنش را نقض کردند. مأموران ابتدا شیشهها و وسایل شخصی را شکستند، خشونت فیزیکی اعمال نمودند، به مادر احمد بیاحترامی کردند و با تهدید و ایجاد رعب، جوان را به این اقدام ناامیدکننده واداشتند.
معترضان در این تجمع ۱۵ آبان ۱۴۰۴، مطالبات برحق خود را به صورت صریح مطرح کردند و تأکید داشتند که برکناری فوری شهردار امینی و معاونان وی به دلیل سوءمدیریت و نقض قوانین، تحقیقات مستقل قضایی از تخلفات شهرداری و عوامل مستقیم فاجعه، و همچنین جبران خسارات معیشتی خانواده بالدی همراه با تضمین حقوق شهروندی برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی، ضروری است.
فیلم ثبتشده از لحظات فاجعه خودسوزی و سند تخلف شهرداری به عنوان مدرک ضمیمه این خبر است.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باغبمید؛ شرمِ توسعهای که وعده داده بودند
در دل شهری که مسئولانش شب و روز از «پیشرفت» و «صنعت» دم میزنند، منطقهای هست که هنوز برای گرفتن یک تماس ساده باید از خانه بیرون زد و تا سر خیابان رفت. باغبمیدِ سیرجان، جایی که اسمش بوی سبزی و آبادانی میدهد، اما آنچه از آن مانده جز خاک و خار و نخاله نیست.
در اینجا تاکسیها از ورود به محله سر باز میزنند، چون جادهها بیشتر شبیه مسیر بیابان است تا کوچه شهری. حملونقل عمومی؟ چیزی شبیه رؤیاست. روشنایی شب؟ پیرزنی میگوید: «برق گفت باید پول لامپ را خودمان بدهیم.» همین یک جمله، خلاصه تمام سیاستهای شهریست؛ بیمسئولیتی در قبال مردم و تحمیل هزینه بر ضعیفترین قشر جامعه.
بچههای این محله نه پارک دارند، نه زمین بازی. بازیشان یا در کوچههای پر از خاک است یا لب خیابان، جایی که خطر هر لحظه در کمین است. در همان اطراف، گودالهایی وجود دارد که به پناهگاه بیخانمانها و اتباع تبدیل شده؛ نماد واضحی از بیتوجهی مزمن و نابرابری تلخ.
سالهاست وعدهها تکرار میشوند و تیترها تغییر نمیکنند. از شهرداری تا فرمانداری، از نمایندگان دیروز تا امروز، همه وعده دادهاند و رفتهاند، بیآنکه حتی یک وجب از این خاک محروم، رنگ توسعه به خود ببیند.
باغبمید، لکه ننگیست بر پیشانی شهری که خود را «نماد پیشرفت» مینامد. روستایی فراموششده در دل شهر، شاهد زندهی فاصله عمیق میان شعار و واقعیت.
@Eterazebazar
در دل شهری که مسئولانش شب و روز از «پیشرفت» و «صنعت» دم میزنند، منطقهای هست که هنوز برای گرفتن یک تماس ساده باید از خانه بیرون زد و تا سر خیابان رفت. باغبمیدِ سیرجان، جایی که اسمش بوی سبزی و آبادانی میدهد، اما آنچه از آن مانده جز خاک و خار و نخاله نیست.
در اینجا تاکسیها از ورود به محله سر باز میزنند، چون جادهها بیشتر شبیه مسیر بیابان است تا کوچه شهری. حملونقل عمومی؟ چیزی شبیه رؤیاست. روشنایی شب؟ پیرزنی میگوید: «برق گفت باید پول لامپ را خودمان بدهیم.» همین یک جمله، خلاصه تمام سیاستهای شهریست؛ بیمسئولیتی در قبال مردم و تحمیل هزینه بر ضعیفترین قشر جامعه.
بچههای این محله نه پارک دارند، نه زمین بازی. بازیشان یا در کوچههای پر از خاک است یا لب خیابان، جایی که خطر هر لحظه در کمین است. در همان اطراف، گودالهایی وجود دارد که به پناهگاه بیخانمانها و اتباع تبدیل شده؛ نماد واضحی از بیتوجهی مزمن و نابرابری تلخ.
سالهاست وعدهها تکرار میشوند و تیترها تغییر نمیکنند. از شهرداری تا فرمانداری، از نمایندگان دیروز تا امروز، همه وعده دادهاند و رفتهاند، بیآنکه حتی یک وجب از این خاک محروم، رنگ توسعه به خود ببیند.
باغبمید، لکه ننگیست بر پیشانی شهری که خود را «نماد پیشرفت» مینامد. روستایی فراموششده در دل شهر، شاهد زندهی فاصله عمیق میان شعار و واقعیت.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزی روزگاری...
طلا گرمی چند بود؟
بالا رفتن قیمتها یعنی دفن تدریجی آیندهی فرزندان ما.
هر سال گذشت، قیمت بالا رفت، اما وعدهها همان ماند.
هر دولتی آمد، گفت «درست میکنیم» — و رفت.
اما سفرهها کوچکتر شد، و فاصلهها بزرگتر.
هر عدد، داستانیست از بیثباتی، از رنج مردم .
این نمودار طلا نیست...
این نمودار، بازتابِ همان قولهای بیپشتوانهایست که هر دوره تکرار شد.
@Eterazebazar
طلا گرمی چند بود؟
بالا رفتن قیمتها یعنی دفن تدریجی آیندهی فرزندان ما.
هر سال گذشت، قیمت بالا رفت، اما وعدهها همان ماند.
هر دولتی آمد، گفت «درست میکنیم» — و رفت.
اما سفرهها کوچکتر شد، و فاصلهها بزرگتر.
هر عدد، داستانیست از بیثباتی، از رنج مردم .
این نمودار طلا نیست...
این نمودار، بازتابِ همان قولهای بیپشتوانهایست که هر دوره تکرار شد.
@Eterazebazar
🎙 بازی با روان مردم؛ وعده، تکذیب، فریب
باز هم همان سناریوی تکراری؛ یک خبر منتشر میشود، مردم نگران میشوند، بعد چند ساعت تکذیب میکنند. اما نتیجه یکیست: اعصاب و اعتماد مردم بازیچهی تصمیمهای پنهان و سیاستهای متناقض شده است.
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شب گذشته خبر از تصویب بنزین سهنرخی ۱۵۰۰، ۳۰۰۰ و ۵۰۰۰ تومانی داد. همان لحظه موجی از اضطراب در جامعه پیچید؛ مردم، با خاطرهی تلخ گرانیهای ناگهانی، بهتزده شدند. اما چند ساعت بعد، سخنگوی دولت ظاهر شد و گفت: «نه، قصدی برای افزایش قیمت بنزین سهمیهای نداریم.»
جملهای که بهجای آرامش، فقط ابهام و بیاعتمادی بیشتری کاشت.
هر بار همین است؛ یک مقام خبر میدهد، مقام دیگر انکار میکند و در این میان، مردماند که قربانی این بازی روانی میشوند.
دولت از یکسو شعار شفافیت میدهد و از سوی دیگر، با فریب واژهها و تکذیبهای حسابشده، حقیقت را پشت پرده نگه میدارد.
وقتی خودِ عضو کمیسیون اقتصادی مجلس از چندنرخی بودن و فساد حرف میزند، دیگر چه جای توجیه میماند؟
سیاستی که هر روز با عددی جدید و تصمیمی مبهم، مردم را خستهتر میکند، اسمش تدبیر نیست؛ نیرنگ است.
@Eterazebazar
باز هم همان سناریوی تکراری؛ یک خبر منتشر میشود، مردم نگران میشوند، بعد چند ساعت تکذیب میکنند. اما نتیجه یکیست: اعصاب و اعتماد مردم بازیچهی تصمیمهای پنهان و سیاستهای متناقض شده است.
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شب گذشته خبر از تصویب بنزین سهنرخی ۱۵۰۰، ۳۰۰۰ و ۵۰۰۰ تومانی داد. همان لحظه موجی از اضطراب در جامعه پیچید؛ مردم، با خاطرهی تلخ گرانیهای ناگهانی، بهتزده شدند. اما چند ساعت بعد، سخنگوی دولت ظاهر شد و گفت: «نه، قصدی برای افزایش قیمت بنزین سهمیهای نداریم.»
جملهای که بهجای آرامش، فقط ابهام و بیاعتمادی بیشتری کاشت.
هر بار همین است؛ یک مقام خبر میدهد، مقام دیگر انکار میکند و در این میان، مردماند که قربانی این بازی روانی میشوند.
دولت از یکسو شعار شفافیت میدهد و از سوی دیگر، با فریب واژهها و تکذیبهای حسابشده، حقیقت را پشت پرده نگه میدارد.
وقتی خودِ عضو کمیسیون اقتصادی مجلس از چندنرخی بودن و فساد حرف میزند، دیگر چه جای توجیه میماند؟
سیاستی که هر روز با عددی جدید و تصمیمی مبهم، مردم را خستهتر میکند، اسمش تدبیر نیست؛ نیرنگ است.
@Eterazebazar
🔥 سوالات آزمون وکالت ۱۴۰۴ دوباره لو رفت؛ تکرار سناریوی سال ۱۴۰۲
باز هم همان اتفاق تلخ تکرار شد؛ سوالات آزمون وکالت ۱۴۰۴ کانون وکلای دادگستری در حالی که آزمون هنوز در جریان بود، در فضای مجازی منتشر شد.
تصاویری که صبح ۱۵ آبان در شبکههای اجتماعی دست به دست شد، نشان میدهد برگههایی شامل تعدادی از سوالات، ساعت ۹:۴۳ صبح — پیش از پایان زمان آزمون — منتشر شده است؛ درست همان سناریویی که سال ۱۴۰۲ رخ داد و باز هم توسط همان کانال تلگرامی با نام مستعار «بهار» اتفاق افتاد.
واکنش داوطلبان و کاربران شبکههای اجتماعی خشمگینانه بود؛ آنها میگویند:
«سالهاست برای ورود به حرفه وکالت تلاش میکنیم، اما سوالات همیشه لو میرود و هیچ نهادی پاسخگو نیست!»
این بار هم همان پرسش قدیمی مطرح است: آیا نهاد برگزارکننده آزمون توان مدیریت شفاف و عادلانه این فرایند را دارد؟
اعتراض داوطلبان، فریادی است علیه تکرار یک خطای سیستماتیک و بیمسئولیتی مزمن؛ فریادی که خواستار برگزاری دوباره آزمون است و پایان دادن به سالها بیاعتمادی.
@Eterazebazar
باز هم همان اتفاق تلخ تکرار شد؛ سوالات آزمون وکالت ۱۴۰۴ کانون وکلای دادگستری در حالی که آزمون هنوز در جریان بود، در فضای مجازی منتشر شد.
تصاویری که صبح ۱۵ آبان در شبکههای اجتماعی دست به دست شد، نشان میدهد برگههایی شامل تعدادی از سوالات، ساعت ۹:۴۳ صبح — پیش از پایان زمان آزمون — منتشر شده است؛ درست همان سناریویی که سال ۱۴۰۲ رخ داد و باز هم توسط همان کانال تلگرامی با نام مستعار «بهار» اتفاق افتاد.
واکنش داوطلبان و کاربران شبکههای اجتماعی خشمگینانه بود؛ آنها میگویند:
«سالهاست برای ورود به حرفه وکالت تلاش میکنیم، اما سوالات همیشه لو میرود و هیچ نهادی پاسخگو نیست!»
این بار هم همان پرسش قدیمی مطرح است: آیا نهاد برگزارکننده آزمون توان مدیریت شفاف و عادلانه این فرایند را دارد؟
اعتراض داوطلبان، فریادی است علیه تکرار یک خطای سیستماتیک و بیمسئولیتی مزمن؛ فریادی که خواستار برگزاری دوباره آزمون است و پایان دادن به سالها بیاعتمادی.
@Eterazebazar
📰 گزارش اقتصادی: وعدهها همان، واقعیتها تلختر
چهل سال گذشت و سیاستهای ارزی کشور هنوز همان است که بود.
کارشناسان میگویند از روزهای بعد از جنگ تا امروز، نه تکلیف بازار آزاد روشن شده، نه دخالت دولت کم شده.
اقتصاد ما هنوز بین «آزادسازی» و «محدودسازی» سرگردان است؛ نتیجهاش هم چیزی جز بیثباتی و نااطمینانی برای مردم و فعالان اقتصادی نیست.
از طرف دیگر، در دنیای دیجیتال هم اوضاع بهتر نیست.
رئیس انجمن شرکتهای پرداخت میگوید مشکل ما قانون نیست، مدیرهایی هستند که فقط دنبال حفظ صندلیشاناند.
بهجای حمایت از کسبوکارهای آنلاین، با بخشنامهها و کمیتههای جدید کارآفرینها را خسته میکنند.
در بانکها هم داستان تکراری سوءاستفاده و رانت ادامه دارد.
گزارشها نشان میدهد سهامدار اصلی بانک آینده حتی هزینه موکبهای اربعین را ده برابر فاکتور میکرد تا برای خودش اعتبار بخرد!
بانکی که قرار بود پشتیبان مردم باشد، حالا تبدیل به نماد فساد مالی شده است.
در معادن، به جای توسعه و پیشرفت مناطق، پولهای مسئولیت اجتماعی خرج مراسمهای غیرضروری میشود.
استاندار کرمان میگوید: «پولی که باید خرج مردم شود، صرف کارهایی میشود که هیچ نفعی برای استان ندارد.»
کارتهای بازرگانی یکبارمصرف هم بازار صادرات را آشفته کردهاند.
هرکسی کارت میگیرد، میفروشد، و میرود؛ بدون اینکه پاسخگوی کیفیت یا تعهدی باشد.
نتیجه، بیاعتمادی در تجارت و از بین رفتن بازارهای صادراتی ایران است.
در حوزه خودرو هم، دبیر انجمن واردکنندگان میگوید واردات در ابهام مطلق است.
همه چیز به تصمیم دولت وابسته است، و فعالان بازار فقط تماشاگرند.
در همین میان، حذف ارز ترجیحی قرار است «اصلاح اقتصادی» باشد، اما کارشناسان بانک مرکزی هشدار میدهند:
این تصمیم سفره مردم را کوچکتر و قیمتها را بزرگتر میکند.
کسری بودجه یارانهها هم عددی عجیب است: ۳۰۰ هزار میلیارد تومان!
یعنی حتی برای پرداخت یارانههایی که ارزش واقعیشان هر روز کمتر میشود، پول کافی وجود ندارد.
ایران حالا با تورم ۴۵ درصدی، در جمع چهار کشور پرتورم جهان است.
قدرت خرید مردم سقوط کرده، و هر روز هزینهها جلوتر از درآمد میدوند.
و در نهایت، طبق گزارش مجلس، ۹۸ درصد از معافیتهای مالیاتی کشور متعلق به شرکتهای بزرگ است؛
یعنی مردم مالیات میپردازند، اما ثروتمندان نه!
اقتصادی که قرار بود عدالت بیاورد، حالا فقط فاصلهها را بیشتر کرده.
نتیجهی این همه تصمیم متناقض، مردمیست که هر روز بیشتر کار میکنند و کمتر به جایی میرسند.
@Eterazebazar
چهل سال گذشت و سیاستهای ارزی کشور هنوز همان است که بود.
کارشناسان میگویند از روزهای بعد از جنگ تا امروز، نه تکلیف بازار آزاد روشن شده، نه دخالت دولت کم شده.
اقتصاد ما هنوز بین «آزادسازی» و «محدودسازی» سرگردان است؛ نتیجهاش هم چیزی جز بیثباتی و نااطمینانی برای مردم و فعالان اقتصادی نیست.
از طرف دیگر، در دنیای دیجیتال هم اوضاع بهتر نیست.
رئیس انجمن شرکتهای پرداخت میگوید مشکل ما قانون نیست، مدیرهایی هستند که فقط دنبال حفظ صندلیشاناند.
بهجای حمایت از کسبوکارهای آنلاین، با بخشنامهها و کمیتههای جدید کارآفرینها را خسته میکنند.
در بانکها هم داستان تکراری سوءاستفاده و رانت ادامه دارد.
گزارشها نشان میدهد سهامدار اصلی بانک آینده حتی هزینه موکبهای اربعین را ده برابر فاکتور میکرد تا برای خودش اعتبار بخرد!
بانکی که قرار بود پشتیبان مردم باشد، حالا تبدیل به نماد فساد مالی شده است.
در معادن، به جای توسعه و پیشرفت مناطق، پولهای مسئولیت اجتماعی خرج مراسمهای غیرضروری میشود.
استاندار کرمان میگوید: «پولی که باید خرج مردم شود، صرف کارهایی میشود که هیچ نفعی برای استان ندارد.»
کارتهای بازرگانی یکبارمصرف هم بازار صادرات را آشفته کردهاند.
هرکسی کارت میگیرد، میفروشد، و میرود؛ بدون اینکه پاسخگوی کیفیت یا تعهدی باشد.
نتیجه، بیاعتمادی در تجارت و از بین رفتن بازارهای صادراتی ایران است.
در حوزه خودرو هم، دبیر انجمن واردکنندگان میگوید واردات در ابهام مطلق است.
همه چیز به تصمیم دولت وابسته است، و فعالان بازار فقط تماشاگرند.
در همین میان، حذف ارز ترجیحی قرار است «اصلاح اقتصادی» باشد، اما کارشناسان بانک مرکزی هشدار میدهند:
این تصمیم سفره مردم را کوچکتر و قیمتها را بزرگتر میکند.
کسری بودجه یارانهها هم عددی عجیب است: ۳۰۰ هزار میلیارد تومان!
یعنی حتی برای پرداخت یارانههایی که ارزش واقعیشان هر روز کمتر میشود، پول کافی وجود ندارد.
ایران حالا با تورم ۴۵ درصدی، در جمع چهار کشور پرتورم جهان است.
قدرت خرید مردم سقوط کرده، و هر روز هزینهها جلوتر از درآمد میدوند.
و در نهایت، طبق گزارش مجلس، ۹۸ درصد از معافیتهای مالیاتی کشور متعلق به شرکتهای بزرگ است؛
یعنی مردم مالیات میپردازند، اما ثروتمندان نه!
اقتصادی که قرار بود عدالت بیاورد، حالا فقط فاصلهها را بیشتر کرده.
نتیجهی این همه تصمیم متناقض، مردمیست که هر روز بیشتر کار میکنند و کمتر به جایی میرسند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🧱 وقتی ناظر هم نیاز به ناظر دارد
در کشوری که مردمش هر روز به دنبال روزنهای از صداقت میگردند، کمتر جایی مانده که بوی فساد از آن به مشام نرسد.
از بالا تا پایین، از ادارههای کوچک تا نهادهای بزرگ، همه از «مبارزه با فساد» حرف میزنند، اما در عمل چیزی جز پروندههای تازه، اختلاسهای جدید و وعدههای تکراری دیده نمیشود.
و حالا ویدئویی به دست ما رسیده که شاید در نگاه اول شوخی به نظر برسد، اما واقعیت تلخی است از همین چرخه بیپایان فساد:
چند نفر در دستشویی محل برگزاری انتخابات سازمان نظام مهندسی تهران نشستهاند و مشغول پر کردن برگههای رأیاند!
انتخاباتی نه برای هر سمتی، بلکه برای بازرسان سازمان نظام مهندسی؛ همانهایی که قرار است ناظر بر سلامت فنی، مالی و اخلاقی باشند.
اما وقتی ناظر، خودش در مرکز تخلف ایستاده، دیگر چه اعتمادی باقی میماند؟
وقتی رأیسازی در چنین سطحی رخ میدهد، مردم چطور میتوانند به ایمنی ساختمانهایی که در آن زندگی میکنند ایمان داشته باشند؟
از همین فسادهای “کوچک و به ظاهر بیاهمیت” است که فاجعههایی مانند متروپل سر برمیآورند.
وقتی پایه اعتماد فرو میریزد، دیگر ستونهای بتنی هم تاب نمیآورند.
و در میان این همه بیاعتمادی، کاربری در شبکههای اجتماعی نوشته است:
«اگر در انتخابات مهندسی اینطور رأیسازی میشود، پس در انتخابات بزرگتر چه میگذرد؟»
@Eterazebazar
در کشوری که مردمش هر روز به دنبال روزنهای از صداقت میگردند، کمتر جایی مانده که بوی فساد از آن به مشام نرسد.
از بالا تا پایین، از ادارههای کوچک تا نهادهای بزرگ، همه از «مبارزه با فساد» حرف میزنند، اما در عمل چیزی جز پروندههای تازه، اختلاسهای جدید و وعدههای تکراری دیده نمیشود.
و حالا ویدئویی به دست ما رسیده که شاید در نگاه اول شوخی به نظر برسد، اما واقعیت تلخی است از همین چرخه بیپایان فساد:
چند نفر در دستشویی محل برگزاری انتخابات سازمان نظام مهندسی تهران نشستهاند و مشغول پر کردن برگههای رأیاند!
انتخاباتی نه برای هر سمتی، بلکه برای بازرسان سازمان نظام مهندسی؛ همانهایی که قرار است ناظر بر سلامت فنی، مالی و اخلاقی باشند.
اما وقتی ناظر، خودش در مرکز تخلف ایستاده، دیگر چه اعتمادی باقی میماند؟
وقتی رأیسازی در چنین سطحی رخ میدهد، مردم چطور میتوانند به ایمنی ساختمانهایی که در آن زندگی میکنند ایمان داشته باشند؟
از همین فسادهای “کوچک و به ظاهر بیاهمیت” است که فاجعههایی مانند متروپل سر برمیآورند.
وقتی پایه اعتماد فرو میریزد، دیگر ستونهای بتنی هم تاب نمیآورند.
و در میان این همه بیاعتمادی، کاربری در شبکههای اجتماعی نوشته است:
«اگر در انتخابات مهندسی اینطور رأیسازی میشود، پس در انتخابات بزرگتر چه میگذرد؟»
@Eterazebazar
🍗 از مرغ تا ماست؛ بازار بیسامان سفره مردم
از ۲۰ مهر ۱۴۰۴ که قیمت مصوب گوشت مرغ اعلام شد، بازار یکی از پرنوسانترین دورههای خود را تجربه کرده است.
قرار بود ثبات برگردد، اما هر هفته نرخها بالا و پایین میشوند و مردم سردرگم ماندهاند که به کدام قیمت اعتماد کنند.
مرغی که قرار بود هر کیلوگرم ۱۳۷ هزار و ۵۰۰ تومان فروخته شود، فقط دو هفته با این نرخ عرضه شد و بعد به ۱۴۸ تا ۱۵۵ هزار تومان رسید.
یک روز قیمتها کاهش مییابد، فردایش دوباره بالا میرود؛ گویی بازار مرغ روی تردمیل گرانی گیر کرده است.
کارشناسان، گرانی و نایابی نهادههای دامی و فساد در بازارگاه را از دلایل اصلی میدانند.
بازاری که به گفتهی تولیدکنندگان، پر از «خالیفروشی» و «رانت نهاده» است!
🥚 تخممرغ، سلطان صبحانههای گرانشده
قیمت مصوب هر کیلو تخممرغ درب مرغداریها ۷۷ هزار تومان است، اما در مغازهها هر شانه تا ۲۲۰ هزار تومان فروخته میشود؛
در حالی که دولت سقف ۱۸۴ هزار تومان را تعیین کرده است.
با وجود واگذاری تنظیم بازار به اتحادیه مرغداران، همچنان هر روز شاهد نرخهای تازهای هستیم؛ از ثبات خبری نیست.
🥛 لبنیات
از ابتدای سال ۱۴۰۴ تاکنون، هیچ ترمزی برای افزایش قیمت لبنیات کشیده نشده.
ماست پرچرب از ۱۷۸ به ۱۹۵ هزار تومان رسیده، شیر یک لیتری از ۴۷ به بیش از ۵۷ هزار تومان.
کمبود نهاده، تب برفکی و «صرفهجویی ارزی دولت» حالا بهانههای تازه کارخانهها برای گرانی شدهاند.
🛒 کالابرگ؛ وعدهی ترمیم یا وصلهی موقت؟
وزارت کار وعده داده در طرح کالابرگ الکترونیک، اگر قیمت کالا بالا برود، اعتبار یارانه هم افزایش یابد.
اما تجربه نشان داده تا تصمیمهای روی کاغذ به سفره مردم برسد، قیمتها باز هم جلو زدهاند.
بازار کالاهای اساسی از مرغ تا ماست، مدتهاست از کنترل خارج شده است.
فساد در تأمین نهادهها، نبود نظارت مؤثر و تصمیمهای دیرهنگام، باعث شده مردم هر روز گرانتر بخرند و کمتر اعتماد کنند.
در حالیکه وعدهی ثبات داده میشود، واقعیت بازار چیز دیگری میگوید:
سفره مردم هر روز کوچکتر میشود.
@Eterazebazar
از ۲۰ مهر ۱۴۰۴ که قیمت مصوب گوشت مرغ اعلام شد، بازار یکی از پرنوسانترین دورههای خود را تجربه کرده است.
قرار بود ثبات برگردد، اما هر هفته نرخها بالا و پایین میشوند و مردم سردرگم ماندهاند که به کدام قیمت اعتماد کنند.
مرغی که قرار بود هر کیلوگرم ۱۳۷ هزار و ۵۰۰ تومان فروخته شود، فقط دو هفته با این نرخ عرضه شد و بعد به ۱۴۸ تا ۱۵۵ هزار تومان رسید.
یک روز قیمتها کاهش مییابد، فردایش دوباره بالا میرود؛ گویی بازار مرغ روی تردمیل گرانی گیر کرده است.
کارشناسان، گرانی و نایابی نهادههای دامی و فساد در بازارگاه را از دلایل اصلی میدانند.
بازاری که به گفتهی تولیدکنندگان، پر از «خالیفروشی» و «رانت نهاده» است!
🥚 تخممرغ، سلطان صبحانههای گرانشده
قیمت مصوب هر کیلو تخممرغ درب مرغداریها ۷۷ هزار تومان است، اما در مغازهها هر شانه تا ۲۲۰ هزار تومان فروخته میشود؛
در حالی که دولت سقف ۱۸۴ هزار تومان را تعیین کرده است.
با وجود واگذاری تنظیم بازار به اتحادیه مرغداران، همچنان هر روز شاهد نرخهای تازهای هستیم؛ از ثبات خبری نیست.
🥛 لبنیات
از ابتدای سال ۱۴۰۴ تاکنون، هیچ ترمزی برای افزایش قیمت لبنیات کشیده نشده.
ماست پرچرب از ۱۷۸ به ۱۹۵ هزار تومان رسیده، شیر یک لیتری از ۴۷ به بیش از ۵۷ هزار تومان.
کمبود نهاده، تب برفکی و «صرفهجویی ارزی دولت» حالا بهانههای تازه کارخانهها برای گرانی شدهاند.
🛒 کالابرگ؛ وعدهی ترمیم یا وصلهی موقت؟
وزارت کار وعده داده در طرح کالابرگ الکترونیک، اگر قیمت کالا بالا برود، اعتبار یارانه هم افزایش یابد.
اما تجربه نشان داده تا تصمیمهای روی کاغذ به سفره مردم برسد، قیمتها باز هم جلو زدهاند.
بازار کالاهای اساسی از مرغ تا ماست، مدتهاست از کنترل خارج شده است.
فساد در تأمین نهادهها، نبود نظارت مؤثر و تصمیمهای دیرهنگام، باعث شده مردم هر روز گرانتر بخرند و کمتر اعتماد کنند.
در حالیکه وعدهی ثبات داده میشود، واقعیت بازار چیز دیگری میگوید:
سفره مردم هر روز کوچکتر میشود.
@Eterazebazar
📰 ۹ سال، ۱۹ برابر گرانی؛ بخاری برقی و سفرههای کوچک مردم
در ۹ سال گذشته، قیمت بخاری برقی پارسخزر ۱۹ برابر شده است.
یعنی بخاریای که روزی با ۵۰۰ هزار تومان خریداری میشد، امروز بیش از ۹ میلیون تومان قیمت دارد.
این جهش قیمتی در حالی رخ داده که حقوق و درآمد خانوارها به همان نسبت افزایش نیافتهاند.
در نتیجه، بسیاری از خانوادهها مجبورند بین گرما و سایر نیازهای ضروری خود یکی را انتخاب کنند.
برای مقایسه، قیمت سایر لوازم خانگی داخلی در همین بازه زمانی ۱۰ تا ۱۵ برابر شده و حتی کالاهای وارداتی نیز رشد نجومی را تجربه کردهاند.
@Eterazebazar
در ۹ سال گذشته، قیمت بخاری برقی پارسخزر ۱۹ برابر شده است.
یعنی بخاریای که روزی با ۵۰۰ هزار تومان خریداری میشد، امروز بیش از ۹ میلیون تومان قیمت دارد.
این جهش قیمتی در حالی رخ داده که حقوق و درآمد خانوارها به همان نسبت افزایش نیافتهاند.
در نتیجه، بسیاری از خانوادهها مجبورند بین گرما و سایر نیازهای ضروری خود یکی را انتخاب کنند.
برای مقایسه، قیمت سایر لوازم خانگی داخلی در همین بازه زمانی ۱۰ تا ۱۵ برابر شده و حتی کالاهای وارداتی نیز رشد نجومی را تجربه کردهاند.
@Eterazebazar
«دفترچه یک قربانی یونیک فاینانس؛ وقتی امید به زندگی دود شد» 💔
گاهی انسان از طمع نمیافتد، از امید میافتد.
من زنی بودم ساده، اما پر از عشق به خانوادهام.
میخواستم برای شوهرم و برای دو پسرم آیندهای بسازم. 🌱
دلم میخواست روزی با لبخند بگویم:
«ببین... من هم توانستم برای آیندهی بچههام قدمی بردارم.»
وقتی وارد یونیک فاینانس شدم، ماه آخر بارداریام بود.
تنها بودم، خسته، با بدنی سنگین و دلی پر از استرس. 😭
اما امید داشتم — امیدی که حالا میدانم چه تلخ و دروغین بود.
ماهها مقاومت کرده بودم.
اما دوستانِ مورداعتمادم که آنها نیز در این شرکت پول گذاشته بودن گفتند:
«همه دارن سود میکنن، تو هم برای آیندهی بچههات تلاش کن!»
و من، بعد از هفت ماه جنگ با خودم، بالاخره تسلیم شدم.
حدود دوازده میلیون تومان جمع کردم،
نصف یک سهام ۵۰۰ دلاری خریدم، وقتی دلار ۲۴ هزار و ۷۰۰ تومان بود.
آن روز، با دلی لرزان اما امیدوار، دکمهی خرید را زدم.
فکر میکردم دارم آیندهی بچههام رو میخرم…
اما در واقع داشتم آرامشِ مادریام رو میفروختم.
شرکت و مدیران و سران شرکت با وعدههای رنگی و دروغهای زیبا پیش میرفتن:
کلاسهای متعدد، پاداشهای وسوسهانگیز، و دروغهای بزرگ —
میگفتند بیمه دارد و دروغ های دیگه...
حتی آدمهای سرشناس وارد شدند و خانوادههایشان را هم کشاندند.
مدیران شرکت و تاپ لیدرها خانه و ماشین عوض کردند تا همه باور کنند "پیشرفت کردهاند".
و ما، ساده و امیدوار، دنبالشان رفتیم...
اما چند ماه بعد، همه چیز فرو ریخت.
نه سودی، نه خبری، نه بازگشتی.
من ماندم و استرسی که از درون میخوردَم،
و رازی که هنوز نتوانستهام به همسرم بگویم. 😔
میترسم اعتمادش را از دست بدهم…
هر شب در دل آرزو میکنم روزی برسد که بتوانم با دستِ پر، همه چیز را برایش تعریف کنم
و این بارِ سنگین را از روی شانههام زمین بگذارم. 💔
یونیک فاینانس فقط پولم را نبرد؛
آرامشم، اعتمادم و امیدم به آیندهی پسرهایم را هم دزدید.
خواهش میکنم، صدای من را بشنوید…
هیچ وعدهای، هیچ شرکتی، هیچ رویایی،
ارزش اشکهای یک مادر را ندارد. 😢
@Eterazebazar
گاهی انسان از طمع نمیافتد، از امید میافتد.
من زنی بودم ساده، اما پر از عشق به خانوادهام.
میخواستم برای شوهرم و برای دو پسرم آیندهای بسازم. 🌱
دلم میخواست روزی با لبخند بگویم:
«ببین... من هم توانستم برای آیندهی بچههام قدمی بردارم.»
وقتی وارد یونیک فاینانس شدم، ماه آخر بارداریام بود.
تنها بودم، خسته، با بدنی سنگین و دلی پر از استرس. 😭
اما امید داشتم — امیدی که حالا میدانم چه تلخ و دروغین بود.
ماهها مقاومت کرده بودم.
اما دوستانِ مورداعتمادم که آنها نیز در این شرکت پول گذاشته بودن گفتند:
«همه دارن سود میکنن، تو هم برای آیندهی بچههات تلاش کن!»
و من، بعد از هفت ماه جنگ با خودم، بالاخره تسلیم شدم.
حدود دوازده میلیون تومان جمع کردم،
نصف یک سهام ۵۰۰ دلاری خریدم، وقتی دلار ۲۴ هزار و ۷۰۰ تومان بود.
آن روز، با دلی لرزان اما امیدوار، دکمهی خرید را زدم.
فکر میکردم دارم آیندهی بچههام رو میخرم…
اما در واقع داشتم آرامشِ مادریام رو میفروختم.
شرکت و مدیران و سران شرکت با وعدههای رنگی و دروغهای زیبا پیش میرفتن:
کلاسهای متعدد، پاداشهای وسوسهانگیز، و دروغهای بزرگ —
میگفتند بیمه دارد و دروغ های دیگه...
حتی آدمهای سرشناس وارد شدند و خانوادههایشان را هم کشاندند.
مدیران شرکت و تاپ لیدرها خانه و ماشین عوض کردند تا همه باور کنند "پیشرفت کردهاند".
و ما، ساده و امیدوار، دنبالشان رفتیم...
اما چند ماه بعد، همه چیز فرو ریخت.
نه سودی، نه خبری، نه بازگشتی.
من ماندم و استرسی که از درون میخوردَم،
و رازی که هنوز نتوانستهام به همسرم بگویم. 😔
میترسم اعتمادش را از دست بدهم…
هر شب در دل آرزو میکنم روزی برسد که بتوانم با دستِ پر، همه چیز را برایش تعریف کنم
و این بارِ سنگین را از روی شانههام زمین بگذارم. 💔
یونیک فاینانس فقط پولم را نبرد؛
آرامشم، اعتمادم و امیدم به آیندهی پسرهایم را هم دزدید.
خواهش میکنم، صدای من را بشنوید…
هیچ وعدهای، هیچ شرکتی، هیچ رویایی،
ارزش اشکهای یک مادر را ندارد. 😢
@Eterazebazar
📰 کارگر لرستانی پس از خودسوزی درگذشت
یک کارگر اداره آموزش و پرورش لرستان که راننده ترابری این اداره بود، پس از اخراج از کار، در محوطه اداره اقدام به خودسوزی کرد.
او پس از دو هفته بستری در بیمارستان و به دلیل شدت جراحات وارده، جان خود را از دست داد.
این کارگر، کورش خیری نام داشت و متاهل بود و دو فرزند داشت.
@Eterazebazar
یک کارگر اداره آموزش و پرورش لرستان که راننده ترابری این اداره بود، پس از اخراج از کار، در محوطه اداره اقدام به خودسوزی کرد.
او پس از دو هفته بستری در بیمارستان و به دلیل شدت جراحات وارده، جان خود را از دست داد.
این کارگر، کورش خیری نام داشت و متاهل بود و دو فرزند داشت.
@Eterazebazar
🐓 نهادههای دامی؛ وقتی ارز کم میآید، قیمتها سر به فلک میکشد
«اگر ۳۰ درصد از ارز نهادههای دامی از تالار دوم تأمین میشد، امروز کمبودی نداشتیم.»
دبیر اتحادیه واردکنندگان نهادههای دام و طیور با انتقاد از کاهش تخصیص ارز ترجیحی میگوید:
کاهش ارز ترجیحی از ۱۲ میلیارد دلار به ۸ میلیارد دلار، عملاً سیگنال افزایش قیمت نهادهها و در نتیجه مرغ و تخممرغ را به بازار میدهد.
به گفته او، شرایطی مانند جنگ، خشکسالی و افزایش تقاضا نیازمند افزایش تخصیص ارز برای کالاهای اساسی است تا بازار از آشفتگی و گرانیهای ناگهانی رها شود.
@Eterazebazar
«اگر ۳۰ درصد از ارز نهادههای دامی از تالار دوم تأمین میشد، امروز کمبودی نداشتیم.»
دبیر اتحادیه واردکنندگان نهادههای دام و طیور با انتقاد از کاهش تخصیص ارز ترجیحی میگوید:
کاهش ارز ترجیحی از ۱۲ میلیارد دلار به ۸ میلیارد دلار، عملاً سیگنال افزایش قیمت نهادهها و در نتیجه مرغ و تخممرغ را به بازار میدهد.
به گفته او، شرایطی مانند جنگ، خشکسالی و افزایش تقاضا نیازمند افزایش تخصیص ارز برای کالاهای اساسی است تا بازار از آشفتگی و گرانیهای ناگهانی رها شود.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«نان و ماست هم از سفره مردم میرود!»
📈 از فروردین تا امروز قیمت دام زنده بیش از ۲۴ درصد رشد کرده است.
دکتر مجید میرلطیفی، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس، میگوید:
«فروردین امسال دام زنده کیلویی ۲۵۰ هزار تومان بود، اما حالا به ۳۱۰ هزار تومان رسیده و اگر وضعیت نهادههای دامی اصلاح نشود، باز هم گرانتر خواهد شد.»
او هشدار داد که با ادامه این روند، لبنیات هم جهش قیمتی جدیدی در پیش دارد:
«قیمت ماست به زودی دو برابر میشود. دهکهای پایین دیگر حتی توان خرید نان و ماست را هم ندارند.
@Eterazebazar
📈 از فروردین تا امروز قیمت دام زنده بیش از ۲۴ درصد رشد کرده است.
دکتر مجید میرلطیفی، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس، میگوید:
«فروردین امسال دام زنده کیلویی ۲۵۰ هزار تومان بود، اما حالا به ۳۱۰ هزار تومان رسیده و اگر وضعیت نهادههای دامی اصلاح نشود، باز هم گرانتر خواهد شد.»
او هشدار داد که با ادامه این روند، لبنیات هم جهش قیمتی جدیدی در پیش دارد:
«قیمت ماست به زودی دو برابر میشود. دهکهای پایین دیگر حتی توان خرید نان و ماست را هم ندارند.
@Eterazebazar
⚠️ جیرهبندی پنهان آب در تهران؟!
گزارشهای مردمی از مناطق مختلف پایتخت نشان میدهد چند شب است آب تهران بین ساعت ۲۴ تا ۵ صبح قطع میشود؛ در حالیکه مسئولان همچنان هرگونه جیرهبندی را انکار میکنند.
با وجود وعدههای مکرر دربارهی «تأمین پایدار آب»، اکنون مردم شبها با شیرهای خشک و بیپاسخی نهادها روبهرو هستند.
سکوت و انکار در برابر قطعیهای مکرر، این پرسش را ایجاد کرده است:
آیا جیرهبندی آب بیسر و صدا آغاز شده و مردم آخرین کسانی هستند که باید از آن مطلع شوند؟
@Eterazebazar
گزارشهای مردمی از مناطق مختلف پایتخت نشان میدهد چند شب است آب تهران بین ساعت ۲۴ تا ۵ صبح قطع میشود؛ در حالیکه مسئولان همچنان هرگونه جیرهبندی را انکار میکنند.
با وجود وعدههای مکرر دربارهی «تأمین پایدار آب»، اکنون مردم شبها با شیرهای خشک و بیپاسخی نهادها روبهرو هستند.
سکوت و انکار در برابر قطعیهای مکرر، این پرسش را ایجاد کرده است:
آیا جیرهبندی آب بیسر و صدا آغاز شده و مردم آخرین کسانی هستند که باید از آن مطلع شوند؟
@Eterazebazar
⚠️ ایران دارد میمیرد؛ غارت و جهل، مسیر نابودی را شتاب میبخشد
ایران در حال فروپاشی است؛ یک گروه منابع باقیمانده را غارت میکند و دستهای دیگر با جهل و تعصب، سرعت نابودی را افزایش میدهد.
کارشناس اقتصادی در این باره میگوید:
ایران، این سرزمین دیرینه و رنجکشیده، در برابر چشمان ما دارد فرو میریزد؛
نه از حملهٔ بیگانه، بلکه از غارت، جهل و بیمسئولیتی.
بودجهٔ دولت با وجود خدمات حداقلی و سرمایهگذاری ناچیز، با کسری سنگین روبهروست.
صندوقهای بازنشستگی ورشکستهاند، بانکها در باتلاق ناترازی و بیاعتمادی فرو رفتهاند،
و نظام ارزی فاسد، اقتصاد را به میدان رانت و ریزهخواری تبدیل کرده است.
در این باره، یک کارشناس اقتصادی میگوید:
«وضعیت فعلی اقتصاد ایران نه تنها نشاندهندهٔ ضعف مدیریتی است، بلکه میراث تصمیمات ناپایدار و فقدان نظارت مؤثر است. اگر اصلاحات ساختاری جدی صورت نگیرد، سقوط اقتصادی ادامه خواهد داشت و آسیبها به همهٔ مردم منتقل میشود.»
با این همه، دریغ از یک پرسش صادقانه:
چرا چنین شدیم؟ چه بر ما گذشت که مرگ تدریجی را به تماشا نشستهایم؟
در میانهٔ این احتضار، سیاستمداران با خونسردی بر بالین این بیمار در حال مرگ،
جشن میگیرند، آمار موفقیت میخوانند، و از “پیشرفت” سخن میگویند!
و بدتر از همه، دو گروه این سقوط را شتاب میبخشند:
یکی، غارتگرانِ منابع باقیمانده،
و دیگری، نادانانی که با تعصب و جهل، تیشه به ریشهٔ آینده میزنند.
ایران دارد میمیرد؛
اما هنوز دیر نشده اگر وجدانها بیدار شوند،
اگر صدای مردم شنیده شود،
@Eterazebazar
ایران در حال فروپاشی است؛ یک گروه منابع باقیمانده را غارت میکند و دستهای دیگر با جهل و تعصب، سرعت نابودی را افزایش میدهد.
کارشناس اقتصادی در این باره میگوید:
ایران، این سرزمین دیرینه و رنجکشیده، در برابر چشمان ما دارد فرو میریزد؛
نه از حملهٔ بیگانه، بلکه از غارت، جهل و بیمسئولیتی.
بودجهٔ دولت با وجود خدمات حداقلی و سرمایهگذاری ناچیز، با کسری سنگین روبهروست.
صندوقهای بازنشستگی ورشکستهاند، بانکها در باتلاق ناترازی و بیاعتمادی فرو رفتهاند،
و نظام ارزی فاسد، اقتصاد را به میدان رانت و ریزهخواری تبدیل کرده است.
در این باره، یک کارشناس اقتصادی میگوید:
«وضعیت فعلی اقتصاد ایران نه تنها نشاندهندهٔ ضعف مدیریتی است، بلکه میراث تصمیمات ناپایدار و فقدان نظارت مؤثر است. اگر اصلاحات ساختاری جدی صورت نگیرد، سقوط اقتصادی ادامه خواهد داشت و آسیبها به همهٔ مردم منتقل میشود.»
با این همه، دریغ از یک پرسش صادقانه:
چرا چنین شدیم؟ چه بر ما گذشت که مرگ تدریجی را به تماشا نشستهایم؟
در میانهٔ این احتضار، سیاستمداران با خونسردی بر بالین این بیمار در حال مرگ،
جشن میگیرند، آمار موفقیت میخوانند، و از “پیشرفت” سخن میگویند!
و بدتر از همه، دو گروه این سقوط را شتاب میبخشند:
یکی، غارتگرانِ منابع باقیمانده،
و دیگری، نادانانی که با تعصب و جهل، تیشه به ریشهٔ آینده میزنند.
ایران دارد میمیرد؛
اما هنوز دیر نشده اگر وجدانها بیدار شوند،
اگر صدای مردم شنیده شود،
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️ تجمع اعتراضی کارمندان و بازنشستگان بانک ملت – ۱۷ آبان ۱۴۰۴
وعده و عید کافیه سفره ما خالیه
@Eterazebazar
وعده و عید کافیه سفره ما خالیه
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️ فیلم دیگری از تجمع اعتراضی کارمندان و بازنشستگان بانک ملت – ۱۷ آبان ۱۴۰۴
بازنشسته میمیرد ذلت نمی پذیرد
⚠️ بحران صندوق بازنشستگی کارکنان بانکها ادامه دارد
صندوق بازنشستگی کارکنان بانکها، که مسئول تأمین آتیه هزاران بازنشسته شبکه بانکی کشور است، با بحران پایداری مالی و کسری بودجه شدید مواجه است.
@Eterazebazar
بازنشسته میمیرد ذلت نمی پذیرد
⚠️ بحران صندوق بازنشستگی کارکنان بانکها ادامه دارد
صندوق بازنشستگی کارکنان بانکها، که مسئول تأمین آتیه هزاران بازنشسته شبکه بانکی کشور است، با بحران پایداری مالی و کسری بودجه شدید مواجه است.
@Eterazebazar