اعتراض مدنی بازار
19.6K subscribers
72.8K photos
47.1K videos
166 files
576 links
ارتباط با مدیران کانال:
@Hossen13320
@mehdi_sarraf
@javaherian59
@hosseinKashani4 ادمین ورزش
کانال: https://t.me/Eterazebazar
این کانال وابسته به هیچ جریان سیاسی نیست،
نه «شاه» و نه «شیخ ، صدای بازاریم»

توئیتر: https://twitter.com/EterazB
Download Telegram
🔹 احمد بالدی و شاخص فلاکت ملی

📍روایتی از فقر، بی‌عدالتی و خاموشی صداهای خسته

احمد بالدی فقط یک جوان اهوازی نبود؛ او آینه‌ی ملتی است که سال‌هاست فریادش به دیوار می‌خورد.
وقتی در برابر چشم مردم و مأموران، آتش را بر جانش ریخت، فریاد زد: ما به آخر خط رسیده‌ایم.
آخر خطِ کار، امید، عدالت و کرامت انسانی در کشوری که باید خانه‌ی مردمش باشد، نه میدان آزمون سیاست‌ورزان.

امروز احمدها زیادند؛
از کارگر کارخانه‌ای در رستم که فریاد می‌زند «مشکلم حل نشود، حادثه‌ی اهواز دیگری در راه است»،
تا کارگر معدن زره‌شوران که حقوقش سال‌ها معوق مانده،
تا پزشک جوانی که مطبش را بسته،
تا هزاران مالباخته‌ای که در پرونده‌های یونیک فاینانس، گلدن آربیتراژ، طراوت نوین، هلدینگ گلباران و ده‌ها کلاهبرداری سازمان‌یافته، نه تنها سرمایه، که ایمانشان به عدالت را هم از دست داده‌اند.

📊 شاخص فلاکت فقط عددی اقتصادی نیست؛
تصویری است از روح جمعی زخمی که زیر بار تورم، بیکاری، بی‌اعتمادی و نابرابری نفس می‌کشد.
وقتی نهادهایی که باید پناه باشند، خود به عامل تحقیر بدل می‌شوند،
هر برخورد اداری، معنایی از بی‌عدالتی می‌گیرد و هر بی‌پاسخی، زخم تازه‌ای بر تن جامعه است.

در چنین شرایطی، خودسوزی احمد فقط یک تراژدی شخصی نیست — نماد فریادی است که سال‌ها شنیده نشده.
در سرزمینی که میلیون‌ها نفر احساس می‌کنند هیچ گوش شنوایی برای دردشان نیست،
هر سکوتی می‌تواند جرقه‌ای برای انفجار باشد.

بیایید صدای همه‌ی احمدها، همه‌ی مالباختگان، همه‌ی بی‌صداهای این سرزمین باشیم —
چون هیچ جامعه‌ای با خفه کردن فریاد مردمش، به عدالت نمی‌رسد.

@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
🔹 احمد بالدی و شاخص فلاکت ملی 📍روایتی از فقر، بی‌عدالتی و خاموشی صداهای خسته احمد بالدی فقط یک جوان اهوازی نبود؛ او آینه‌ی ملتی است که سال‌هاست فریادش به دیوار می‌خورد. وقتی در برابر چشم مردم و مأموران، آتش را بر جانش ریخت، فریاد زد: ما به آخر خط رسیده‌ایم.…
#ارسالی

مردم قزوین؛ مالباخته نیستند، غارت‌زده‌اند!

مردم قزوین مالباخته نیستند؛ آن‌ها هیچ وقت قمار نکرده‌اند، پول‌شان را به کسی سرخود نسپارده‌اند و هیچ اقدامی غیرمسئولانه نکرده‌اند. اما چه شد؟ چه بلایی سر زندگی‌شان آمد؟ سرمایه، امید و آینده‌شان را غارت کردند!

چند سال است که شاهد حمایت آشکار مسئولان از باند غفاری بوده‌اند؛ بانک‌ها، شهرداری، صداوسیما، آموزش و پرورش و رؤسای ارگان‌های دولتی همه و همه لوح تقدیر و تشویق به غارتگر داده‌اند. و نتیجه؟ امروز مردم قزوین سرمایه‌شان به تاراج رفته، زندگی‌شان نابود شده و هیچ کسی پاسخگو نیست!

طنز تلخ ماجرا؟ محل غارت دقیقاً روبروی فرمانداری استان بود. هر روز جلوی چشم مردم، غارت اتفاق می‌افتاد و هیچ کس کاری نکرد. مسئولانی که باید حافظ حقوق مردم می‌بودند، خودشان شریک دزدی شدند!

بیایید حقیقت را دوباره تکرار کنیم: اینجا خبری از «مالباخته» نیست. اینجا مردمی هستند که غارت شده‌اند، تحقیر شده‌اند و امیدشان لگدمال شده است! سرمایه و زندگی مردم در دست کسانی است که سال‌ها با حمایت سیستم، به جان مردم افتادند.

و خشم مردم؟ انباشته شده و دیگر قابل کنترل نیست. هر روز که پرونده‌ها معطل می‌ماند، هر روز که مسئولان سکوت می‌کنند، این خشم بزرگ‌تر و شعله‌ورتر می‌شود. مردم قزوین از درد، تحقیر و بی‌عدالتی به انفجار رسیده‌اند و تا عدالت اجرا نشود، صدایشان خاموش نخواهد شد.

یک بار برای همیشه بگوییم: مردم قزوین، مالباخته نیستند، مردم قزوین، غارت‌زده‌اند!

@Eterazebazar
«وقتی دزد، قهرمان می‌شود! باران لوح‌های طلایی بر سر غارتگران طراوت نوین»

لوح‌های طلایی را چون باران بر سر دزدان طراوت نوین و رضایت خودرو ریختند؛ خیانت را با تشویق تزئین کردند.
محمد غفاری، همان که خون مردم را مکید و هزاران خانواده را به خاک سیاه نشاند، با دستان استاندار، فرماندار و رئیس بانک سپه و...، به عنوان «کارآفرین نمونه» تقدیر شد!
با یک مشت کاغذ و چند لبخند، چهره‌ی یک غارتگر را قهرمان جلوه دادند و به مردم گفتند: «از شما دزدیدیم، ولی با افتخار!»
این لوح‌ها نه یادگار افتخار، که سند خیانت رسمی به مردم‌اند — نشانِ آن‌که در این سرزمین،دزد را می‌نوازند و مظلوم را می‌سوزانند.

@Eterazebazar
گزارش روز – ۲۲ آبان۱۴۰۴

۱. خاکسپاری احمد بالدی و خشم عمومی

احمد بالدی، دانشجوی ۲۰ ساله اهوازی، پس از تخریب دکه خانوادگی‌اش توسط شهرداری، در اعتراض به بی‌عدالتی و فشار اقتصادی خودسوزی کرد و جان باخت. مراسم تشییع او در روستای حبسه برگزار شد و موجی از اندوه و خشم در شبکه‌های اجتماعی ایجاد شد.

فایل صوتی تازه‌ای از مادر احمد منتشر شده است؛ صدای لرزان و پر از درد او، قلب مردم را جریحه‌دار کرده و دوباره توجه به ظلم و بی‌عدالتی در کشور را به موضوع اصلی تبدیل کرده است.

در پی فشار افکار عمومی، شهردار اهواز رضا امینی استعفا داد و چند مقام دیگر برکنار شدند، اما مردم می‌گویند این اقدامات کافی نیست و خواستار محاکمه عاملان مستقیم و پاسخگویی مقامات بالاتر هستند.

۲. اعتراض پرستاران مشهدی

پرستاران مشهدی که سال‌ها در بحران کرونا و فشار کاری ایستادگی کرده‌اند، برای دریافت حقوق و معیشت خود اعتراض کردند. مسئولان تنها از آنها خواستند صبر کنند، اما کمبود پرستار و بی‌توجهی به معیشت، سلامت بیماران را تهدید می‌کند.

۳. اعتراض و تهدید کارگران

معدن طلای زره‌شوران: کارگران به دلیل عدم پرداخت حق رفاهی و پاداش، مسیر ورودی کارخانه را مسدود کردند.

کارخانه قند ممسنی: کارگران در حضور مسئولان شهرستان رستم و اعضای کمیسیون امور داخلی مجلس، وضعیت اسفبار شغلی و معوقات مزدی خود را اعلام و هشدار دادند:
«اگر مشکل ما حل نشود، حادثه‌ای شبیه اهواز در راه است.»
یکی از کارگران گفت کارخانه «مفت واگذار شده و هنوز اقساط مربوطه پرداخت نشده است.» صدای اعتراض آنها تلاش شد خفه شود، اما مردم از وضعیت سخت معیشتی آنها آگاه هستند.

۴. افزایش شدید قیمت‌ها

برنج: برنج طارم هاشمی به ۳۳۵ هزار تومان (افزایش ۱۷۹٪) و برنج شیرودی به ۲۱۰ هزار تومان (افزایش ۱۳۵٪) رسیده است. بسیاری خانواده‌ها توان خرید برنج باکیفیت ایرانی را از دست داده‌اند.

طلا: هر گرم طلای ۱۸ عیار از ۱۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان گذشت.

گوشت و مرغ: قیمت مرغ تا ۱۵۵ هزار تومان افزایش یافته است.

تخم‌مرغ و لبنیات: شانه تخم‌مرغ تا ۲۳۰ هزار تومان و شیر ۹۰۰ گرمی تا ۴۲۵۰۰ تومان رسیده است.

۵. بحران بورس و سرمایه‌گذاری

شاخص بورس نسبت به مرداد ۱۳۹۹، با افت شدید روبه‌رو شده است:

شاخص بورس: از ۲.۰۱۰.۰۰۰ واحد به ۳.۰۹۸.۰۰۰ واحد کاهش ارزش.

دلار: از ۲۳.۰۰۰ تومان به حدود ۱۱۳.۰۰۰ تومان افزایش.

این نشان می‌دهد سرمایه‌گذاری در بورس به‌شدت پرریسک شده و طلا و سکه عملکرد بهتری نسبت به بورس داشته‌اند. کارشناسان هشدار می‌دهند که با ادامه سیاست‌های بازارساز، سرمایه‌گذاران واقعی نمی‌توانند ارزش دارایی‌های خود را حفظ کنند.

۶. فریاد مالباختگان

پرونده‌های یونیک فاینانس، گلدن آربیتراژ و طراوت نوین خودرو هنوز بدون پاسخ مانده‌اند. مردم قزوین می‌گویند:
«مالباخته نیستیم، غارت‌زده‌ایم!»
بارانِ لوح‌های تقدیر بر سر محمد غفاری ریخت؛ از سوی استاندار، فرماندار و رئیس بانک سپه. با دستان خودشان، به دزد لباس قهرمان پوشاندند

۷. خودسوزی و اعتراض به فقر


شاهو صفری، آتش‌نشان سنندجی و پدر دو کودک، به دلیل فقر و تبعیض خود را به آتش کشید و اکنون در وضعیت وخیم در بیمارستان بستری است.

۸. ورزش و فوتبال ایران

رتبه تراکتور در جهان ۲۶۴ و در آسیا ۱۸ اعلام شد که نشان‌دهنده افول فوتبال ایران در سطح بین‌المللی است.
قهرمانان ورزشی کشور با حقوق پایین مجبور به تأمین هزینه تمرین و زندگی شخصی خود هستند، در حالی که برخی مدیران پاداش‌های میلیاردی دریافت می‌کنند.

۹. رکود اقتصادی در تهران و بازار


چهارراه استانبول: فروشندگان با رکود شدید و چک‌های برگشتی روبه‌رو هستند.

بازار خواروبار و حبوبات: قیمت عدس از ۷۰-۸۰ هزار تومان به ۱۵۰ هزار تومان افزایش یافته است و نوسانات شدید در دیگر کالاها نیز مشاهده می‌شود.

همچنین، اعتراضات دیوارنویسی مردمی نسبت به سوءمدیریت منابع ملی و فشار اقتصادی افزایش یافته است. مردم از وضعیت نابسامان زندگی و تبعیض‌ها خشمگین‌اند.

۱۰. شاخص فلاکت ملی و فقر عمومی

حادثه‌هایی مانند خودسوزی احمد بالدی، اعتراضات کارگران و پرستاران، و بحران مالباختگان، نماد وضعیت بحرانی کشور هستند. شاخص فلاکت تنها یک عدد اقتصادی نیست، بلکه تصویری از روح زخمی جامعه است که زیر فشار تورم، بیکاری و بی‌عدالتی نفس می‌کشد.


کشور در شرایطی بحرانی قرار دارد؛ مردم خسته و درمانده‌اند، اعتراضات گسترده و اعتراضات اقتصادی و اجتماعی ادامه دارد. اگر صدای مردم شنیده نشود، ممکن است بحران‌ها به انفجار اجتماعی منجر شود.


@Eterazebazar
مناسبت‌های معلولیتی؛ آگاه‌سازی یا نمایش فریبنده؟

روز جهانی معلولان، که در دوازدهم آذر هر سال برگزار می‌شود، در جهان فرصتی است برای افزایش آگاهی، همبستگی و دفاع از حقوق افراد دارای معلولیت.
اما در ایران، این مناسبت به جای آگاه‌سازی، به صحنه‌ای برای نمایش‌های تبلیغاتی و دستاوردسازی‌های دروغین تبدیل شده است.

نمایش به‌جای توجه

مراسم‌های دولتی روز جهانی معلولان پر است از شعار، موسیقی، وعده و عکس یادگاری، اما در عمل هیچ‌کدام از مشکلات واقعی معلولان ـ از نبود دسترسی شهری و خدمات توانبخشی گرفته تا بیکاری و فقر ـ حل نمی‌شود.
در این برنامه‌ها، احترام و کرامت انسانی تنها در کلمات تکرار می‌شود، نه در سیاست‌ها و عمل.

انجمن‌هایی که صدای منتقدان را خاموش می‌کنند

بخش بزرگی از این مراسم‌ها توسط انجمن‌هایی برگزار می‌شود که عملاً به بازوی تبلیغاتی دولت‌ها تبدیل شده‌اند.
به جای مطالبه‌گری، آنها با همکاری نهادهای رسمی، معلولان را از سراسر کشور گرد هم می‌آورند تا سالن‌ها پر شود و تصویر «توجه دولت به معلولان» ساخته شود.
در واقع، این انجمن‌ها نقش پیمانکاران دولت در پوشاندن نقض سیستماتیک حقوق معلولان را بازی می‌کنند.

انفعال خطرناک جامعه معلولان

در کنار نهادهای رسمی، بخشی از خود جامعه معلولان نیز با شرکت داوطلبانه در این نمایش‌ها به تداوم این وضعیت کمک می‌کنند.
حضور در مراسم‌هایی که به جای تغییر، تنها «ظواهر احترام» را بازسازی می‌کنند، در واقع مشروعیت دادن به بی‌توجهی و تبعیض ساختاری است.
هیچ تحقیر بزرگ‌تری از این نیست که حقی را نادیده بگیرند اما برایش جشن بگیرند.


تا زمانی که افراد دارای معلولیت و خانواده‌هایشان از شرکت در این نمایش‌های نمادین خودداری نکنند و مطالبات واقعی خود را مستقل و مدنی پیگیری نکنند،
روز جهانی معلولان در ایران همچنان ابزاری برای پنهان کردن بی‌عدالتی‌ها باقی خواهد ماند!

@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
💸 سفر میلیاردی با جیب مردم؛ وقتی محیط‌زیست در خاک می‌میرد و مدیران در آسمان پرواز می‌کنند در حالی‌که کشور در بحران بی‌سابقه‌ی اقتصادی و زیست‌محیطی فرو رفته، انتشار سندی تازه نشان می‌دهد که برای اعزام رئیس سازمان محیط‌زیست به اجلاس تغییرات اقلیمی در برزیل،…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔥 «فریادهای یک دانشجو بر سر دولت پزشکیان!» — روایت اعتراضی که خاموش نشد

در دانشگاه ملایر، دبیر سیاسی جامعه اسلامی دانشجویان وقتی دید حتی تریبون آزادِ بدون میکروفن هم لغو شده، سکوت نکرد.
با فریاد، در میان جمعی از دانشجویان، به فضای بسته و غیرسیاسی دانشگاه‌ها در دولت پزشکیان اعتراض کرد؛ دولتی که به گفته او می‌خواهد سیاست را از دانشجو بگیرد و دانشگاه را به محیطی بی‌صدا و بی‌مطالبه تبدیل کند.

او گفت در حالی که همه ابزارهای بیان را جمع کرده‌اند—
تریبون را برداشته‌اند، بنر را پایین کشیده‌اند، حتی اجازه استفاده از یک میکروفن ساده را هم نداده‌اند—
اما صدای دانشجو را نمی‌توانند جمع کنند.

این اعتراض نمادین، بازتاب همان نگرانی قدیمی است:
دانشگاهی که سیاست در آن نباشد، دیگر «دانشگاه» نیست؛ فقط ساختمانی خاموش است که آینده‌اش را از دست داده.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آتش‌سوزی گسترده در قطب صنعتی شهرکرد؛ حریق در انبار مواد اولیه شرکت برفاب

جمعه ۲۳ آبان – آتش‌سوزی شدیدی در انبار مواد اولیه شرکت برفاب در قطب صنعتی شهرکرد رخ داد.
به گفته منابع محلی، شعله‌های آتش به سرعت گسترش یافته و نیروهای آتش‌نشانی در حال تلاش فشرده برای کنترل و اطفای حریق هستند.

تا این لحظه علت وقوع حادثه مشخص نیست

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارش میدانی از بازار خواروبار و حبوبات

بازار خواروبار و حبوبات این روزها به آرامش نرسیده و همچنان با نوسانات شدید قیمتی مواجه است.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚨 ساعت‌ها سرگردانی مسافران قطار تهران–بندرعباس در ایستگاه گل‌گهر

بدون آب، بدون خدمات، بدون پاسخگویی

مسافران قطار تهران–بندرعباس از حدود ساعت ۳ بامداد تاکنون در ایستگاه گلگهر سرگردان و بلا‌تکلیف مانده‌اند.
با وجود گذشت ساعت‌ها، راه‌آهن هیچ اقدام مؤثری برای جابه‌جایی، رسیدگی یا حتی اطلاع‌رسانی دقیق انجام نداده است.

در پشت این قطار، چندین قطار دیگر نیز متوقف شده‌اند و شرایط برای مسافران هر لحظه دشوارتر می‌شود.
در میان مسافران، کودکان، سالمندان، افراد کم‌توان و بیماران حضور دارند؛ افرادی که بدون خدمات اولیه و در شرایط خستگی و اضطراب رها شده‌اند.

مسافران می‌گویند تنها چیزی که دریافت کرده‌اند، سکوت و بی‌توجهی مسئولان بوده است.

@Eterazebazar
🔥 آژیر قرمز در بازار گناوه؛ هشدار برای اقتصاد جنوب

بازار گناوه که قلب تپنده‌ی اقتصاد این شهر است، با اجرای نادرست تعرفه ۵ درصدی در آستانه‌ی رکود شدید قرار گرفته است. قانونی که قرار بود به نفع مرزنشینان باشد، امروز به ضرر بازاریان گناوه تمام شده است.

🔻 مشکل اصلی

تجار بزرگ با سوءاستفاده از تعرفه ۵ درصدی، کالا را از طریق لنج‌ها وارد می‌کنند اما به‌جای عرضه در گناوه، مستقیم به استان‌های دیگر می‌فرستند. در نتیجه:

کسب‌وکارهای محلی یکی‌یکی تعطیل می‌شوند،

صدها شغل از بین رفته،

و بازار گناوه در لبه‌ی سقوط قرار گرفته است.

اگر این روند ادامه یابد

رکود کامل بازار، تعطیلی گسترده مغازه‌ها و ضربه سنگین به اقتصاد گناوه قطعی خواهد بود.

@Eterazebazar
غول اقتصادی اروپا در یک نگاه!
بر اساس آخرین داده‌های صندوق بین‌المللی پول (IMF) برای سال ۲۰۲۴، اقتصاد آلمان به تنهایی با مجموع اقتصاد ۲۲ کشور دیگر اروپایی برابری می‌کند!
اقتصاد آلمان: تولید ناخالص داخلی (GDP) به ارزش تقریبی ۴.۶ تریلیون دلار
مجموع ۲۲ کشور: تولید ناخالص داخلی (GDP) به ارزش تقریبی ۴.۶ تریلیون دلار
این نقشه به وضوح نشان می‌دهد که اقتصاد آلمان به تنهایی چه وزنه سنگینی در قاره سبز محسوب می‌شود و مقیاس آن در مقایسه با کشورهایی نظیر سوئد، نروژ، لهستان، اتریش و... چقدر بزرگ است.

https://t.me/Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خشک شدن کامل تنگه‌ی «قاسمی» ایذه؛ پاییز هم آبی نرسید

تنگه‌ی زیبای «قاسمی» در شهرستان ایذه—که طی سال‌های گذشته تنها در اوج گرمای تابستان دچار کاهش آب و خشکی موقت می‌شد—امسال وضعیت متفاوت و نگران‌کننده‌ای را تجربه می‌کند.
اکنون که در میانه‌های آبان هستیم، این تنگه به‌طور کامل خشک و بی‌آب مانده و برخلاف سال‌های قبل هیچ نشانه‌ای از بازگشت آب در آن دیده نمی‌شود.

به نظر می‌رسد خشکی امسال، دیگر یک پدیده‌ی موقت فصلی نیست و طبیعت منطقه با بحران جدی‌تری روبه‌رو شده است.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حبس ۱۰ ساعته مسافران قطار تهران–بندرعباس بدون آب، غذا و حتی اجازه‌ی رفتن به سرویس!

قطار ۸۲۰ شرکت «جوپار» که دیروز ساعت ۱۱:۲۰ از تهران به سمت بندرعباس حرکت کرد، از ساعت ۴ صبح در ایستگاه گل‌گهر متوقف شده و مسافران بیش از ۱۰ ساعت است در شرایطی غیرانسانی در قطار زندانی شده‌اند.

🔴 نه صبحانه، نه ناهار، نه حتی اجازه استفاده از سرویس بهداشتی!
کودکان، سالمندان و بیماران در واگن‌ها بلاتکلیف رها شده‌اند، بدون کوچک‌ترین احساس مسئولیت از سوی راه‌آهن.

راه‌آهن تنها یک جمله گفت:
«دو واگن یک قطار باری از ریل خارج شده.»
اما اینکه چرا صدها انسان باید تاوان بی‌کفایتی مدیریتی را با گرسنگی، بی‌خبری و شرایط تحقیرآمیز بدهند، پاسخی ندارد.

🔴 اوج بی‌تدبیری:
بعد از ساعت‌ها سکوت، تصمیمی عجیب و شتابزده گرفته‌اند:
مسافران بندرعباس را با اتوبوس به سیرجان ببرند و مسافران سیرجان را با اتوبوس به بندرعباس منتقل کنند؛
در حالی که همان قطار ورودی هم در سیرجان متوقف مانده!

یعنی نه برنامه‌ای هست، نه مدیریت بحران، نه حداقل احترام به مردم.

این اتفاق یک «مشکل فنی» نیست؛
⚠️ یک رسوایی مدیریتی است که نشان می‌دهد جان و کرامت مردم، کمترین ارزشی برای متولیان راه‌آهن ندارد.

@Eterazebazar
فاجعه در بازار پروتئین

بازار پروتئین وارد مرحله‌ای شده که دیگر نمی‌توان نامش را «گرانی» گذاشت؛ این چیزی نزدیک به فروپاشی امنیت غذایی است.
قیمت گوشت گوساله از یک‌ونیم میلیون تومان عبور کرده و در شمال تهران حتی تا دو میلیون تومان برای هر کیلو رسیده است. تخم‌مرغ هم به عددی رسیده که باورش سخت است؛ هر عدد ۱۰ هزار تومان.
رئیس اتحادیه مرغداران هشدار داده اگر همین وضعیت ادامه پیدا کند، قیمت شانه تخم‌مرغ به ۵۰۰ هزار تومان می‌رسد.

ریشه ماجرا بحران خوراک دام و طیور است؛ نهاده‌ها تأمین نمی‌شود، واحدهای تولیدی یکی‌یکی در آستانه تعطیلی‌اند و دولت هنوز راه‌حلی ارائه نکرده. وقتی خوراک دام نباشد، قیمت تمام محصولات پروتئینی جهشی و افسارگسیخته می‌شود.

حسین راغفر، اقتصاددان، به صراحت گفته است: امروز ۱۰ درصد مردم ایران دچار سوءتغذیه و گرسنگی‌اند. اگر اوضاع همین‌طور پیش برود، «جمعیت فقرا» به ۴۰ درصد کل جمعیت می‌رسد.

این شرایط یعنی سفره مردم نه‌فقط کوچک‌تر، بلکه عملاً تهی می‌شود.
گوشت و تخم‌مرغ تبدیل شده‌اند به کالاهای لوکس.
و بحران خوراک دام یعنی روزهای سخت‌تر هنوز در راه است.

@Eterazebazar
رسوایی ربات قلابی در نمایشگاه کیش اینوکس؛ وقتی «نمایش» جای پیشرفت را می‌گیرد

روز پنج‌شنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۴، در نمایشگاه «کیش اینوکس» — vitrin رسمی معرفی توانمندی‌های فناورانه جمهوری اسلامی — یک «ربات انسان‌نما» رونمایی شد که تنها چند ساعت بعد مشخص شد کاملاً جعلی بوده است: یک انسان با گریم و لباس مخصوص، نه ربات.

ویدئوهای منتشرشده نشان می‌داد زنی با ماسک، عینک LED و اعداد ۰ و ۱ بر صورت و بدن، خودش را «میـز دیتا» معرفی می‌کند و می‌گوید «در فضای بلک‌چین زندگی می‌کنم و نمی‌توانم بخندم».
اما کاربران خیلی زود جوش‌های صورت، تنفس، حرکات چشم و حالت بدن را تشخیص دادند و فهمیدند این «ربات» عملاً یک بازیگر گریم‌شده است.

نسخهٔ مردانه همین ربات هم دقیقاً همین‌طور بود: یک انسان داخل لباس.

این اتفاق، ظرف چند ساعت فضای مجازی را پر کرد؛ سیل تمسخر، خشم و انتقاد.
کاربران نوشتند:

«دنیا به ربات‌های واقعی رسیده؛ جمهوری اسلامی ما را با آدم گریم‌شده سر کار می‌گذارد.»

«ربات جمهوری اسلامی جوش می‌زند اما نمی‌خندد!»

«این‌ها حتی در تقلب هم پیشرفت نکرده‌اند.»

«وقتی بودجه پژوهش خرج سرکوب می‌شود، نتیجه‌اش همین نمایش‌های مسخره است.»

بسیاری این ماجرا را ادامه همان فرهنگ رسمی نمایش‌سازی دانستند:
نمایشگاه کیش اینوکس قرار بود vitrin «توانمندی‌های علمی و صنعتی» باشد، اما این رسوایی نشان داد فاصله میان شعار و واقعیت تکنولوژی در ایران، یک شکاف عمیق است.
به‌جای سرمایه‌گذاری در علم، تحقیق و توسعه، و زیرساخت؛
به‌جای حمایت از پژوهشگران واقعی؛
تمام‌چیز تبدیل شده به تبلیغات، گریم، غرفه‌سازی و وانمودسازی.

در نهایت، «ربات قلابی» نه فقط یک اشتباه ساده، بلکه نماد یک بحران بزرگ‌تر است:
جایی که حکومت نمایش را جایگزین پیشرفت کرده و تلاش می‌کند با «چند بازیگر گریم‌شده» چهره‌ای از پیشرفت تکنولوژیک بسازد.
اما این بار، نمایش فرو ریخت — و رسوایی، ملی شد.

@Eterazebazar
فاصله مدیران امروز با جهان‌پهلوانی دیروز

اظهارات اخیر علیرضا دبیر درباره‌ی جهان‌پهلوان تختی، بار دیگر این پرسش را برجسته کرد که چگونه افرادی در جایگاه‌های مهم ورزشی قرار گرفته‌اند که شناخت کافی از تاریخ، فرهنگ پهلوانی و سرمایه‌های اخلاقی ورزش ندارند.

تختی برای مردم ا تنها یک قهرمان ورزشی نبود؛ نماد مرام، آزادگی، جوانمردی و ایستادگی در برابر بی‌عدالتی بود. این جایگاه، حاصل افتخارآفرینی در میدان ورزش و شخصیت منش‌محور او بود ـ چیزی که در حافظه‌ی جمعی ملت ایران حک شده و نیاز به توضیح ندارد.

نکته‌ی قابل تأمل این است که وقتی مدیران ورزشی بدون معیارهای تخصصی انتخاب می‌شوند و بیش از سابقه و شخصیت ورزشی، وابستگی و مناسبات سیاسی تعیین‌کننده می‌شود، طبیعی‌ست که فاصله‌ای عمیق میان آنان و ارزش‌های واقعی ورزش ایران شکل گیرد. چنین گسستی است که باعث می‌شود برخی نتوانند معنای «جهان‌پهلوان» را درک کنند؛ عنوانی که مردم به تختی دادند، نه هیچ نهاد رسمی.

جامعه‌ی کشتی ـ از پیشکسوتان تا ورزشکاران ـ همواره تختی را به عنوان نماد اخلاق و مردم‌دوستی می‌شناسد. انتقاد امروز جامعه ورزشی، نه از یک جمله، بلکه از روندی است که در آن میراث پهلوانی نادیده گرفته می‌شود و جایگاه مدیریت ورزش، از مسیر تخصص و اعتبار فاصله می‌گیرد.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غارت جنگل‌ها با مجوز؛ آینده‌ای که دارد خالی می‌شود

جنگل، ثروت ملی است؛ ریه‌های سرزمین. اما در کلیپی که اخیراً منتشر شده، صحنه‌ای دردناک دیده می‌شود: کامیون‌هایی که با بار سنگین چوبِ درختان!
این حجم از قطع درخت — آن هم نه مخفیانه، بلکه کاملاً رسمی — نشان می‌دهد دیگر چیزی به نام «حفاظت» باقی نمانده است.
مجوزهایی که باید سپر طبیعت باشند، امروز تبدیل شده‌اند به «برگه عبور» برای تخریب.

و دردناک‌تر اینکه این تصاویر مربوط به سمنان است؛ استانی که جزو کم‌چوب‌ترین مناطق کشور است.
اگر این وضع در سمنان چنین باشد،
«دیگر نقاط ایران که سال‌هاست قربانی قاچاق چوب و واگذاری‌های رانتی‌اند، در چه شرایطی‌اند؟»

با ادامه این روند، جنگل‌ها نه در آینده دور، بلکه در همین چند سال پیش رو به خاطره تبدیل خواهند شد.
تصمیم‌ها و مجوزهای پول‌محور، جای مدیریت علمی و حفاظت واقعی را گرفته‌اند — و طبیعت ایران تاوان آن را با جان خود می‌دهد.

@Eterazebazar