تجمعات سراسری بازنشستگان مخابرات در دهها شهر کشور
امروز دوشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۴، بازنشستگان مخابرات در موجی بیسابقه از تهران (سردار جنگل)، کرمانشاه، کرمان، لرستان (خرمآباد)، همدان، مازندران (بابل), آذربایجان شرقی (تبریز)، آذربایجان غربی، کردستان (سنندج و مریوان)، بیجار، اصفهان، قزوین، اهواز، چهارمحالوبختیاری، گیلان، ایلام، خراسان رضوی و استان فارس دست به تجمع اعتراضی زدند.
پیام همه تجمعها یکسان و صریح بود:
سالهاست حقوقمان پرداخت نشده، آییننامهها اجرا نشده و مالکان مخابرات—ستاد اجرایی و بنیاد تعاون سپاه—پاسخی جز وعدههای تکراری ندادهاند.
بازنشستگان در همه شهرها اعلام کردند که:
«حق ما را خوردهاند؛ هیچ پاسخگویی و هیچ شفافیتی وجود ندارد.»
بازنشستگان تأکید کردهاند که تا زمان اجرای کامل حقوقشان، اعتراضات ادامه خواهد داشت.
@Eterazebazar
امروز دوشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۴، بازنشستگان مخابرات در موجی بیسابقه از تهران (سردار جنگل)، کرمانشاه، کرمان، لرستان (خرمآباد)، همدان، مازندران (بابل), آذربایجان شرقی (تبریز)، آذربایجان غربی، کردستان (سنندج و مریوان)، بیجار، اصفهان، قزوین، اهواز، چهارمحالوبختیاری، گیلان، ایلام، خراسان رضوی و استان فارس دست به تجمع اعتراضی زدند.
پیام همه تجمعها یکسان و صریح بود:
سالهاست حقوقمان پرداخت نشده، آییننامهها اجرا نشده و مالکان مخابرات—ستاد اجرایی و بنیاد تعاون سپاه—پاسخی جز وعدههای تکراری ندادهاند.
بازنشستگان در همه شهرها اعلام کردند که:
«حق ما را خوردهاند؛ هیچ پاسخگویی و هیچ شفافیتی وجود ندارد.»
بازنشستگان تأکید کردهاند که تا زمان اجرای کامل حقوقشان، اعتراضات ادامه خواهد داشت.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 گزارش میدانی از چهارراه استانبول تهران – ۲۶ آبان ۱۴۰۴
تصویر روشنی از سقوط بازار:
«نگاه کنید… این مغازهها، همه تعطیل. ساعت پنج عصره، ولی بیشتر واحدها کرکره پایین کشیدن.»
کاسب میگوید با وجود هزینههای سرسامآور روزانه – تا حدود ده میلیون تومان خرج ثابت – بسیاری از کسبه در آستانه ورشکستگی کامل قرار دارند. به گفته او، چهرهی مغازهدارها «داغون و بههمریخته» است و بازار به مرحلهای رسیده که «اگه پای حرف کاسبها بشینی، از شدت فشار اقتصادی اشکت درمیاد.»
این روایت، فقط شرح حال یک مغازهدار نیست؛ تصویری از بازار بیمشتری، فروش نزدیک به صفر، رکود سنگین، بدهیهای تلنبارشده، و آیندهای مبهم برای هزاران کاسب در قلب تهران است.
@Eterazebazar
تصویر روشنی از سقوط بازار:
«نگاه کنید… این مغازهها، همه تعطیل. ساعت پنج عصره، ولی بیشتر واحدها کرکره پایین کشیدن.»
کاسب میگوید با وجود هزینههای سرسامآور روزانه – تا حدود ده میلیون تومان خرج ثابت – بسیاری از کسبه در آستانه ورشکستگی کامل قرار دارند. به گفته او، چهرهی مغازهدارها «داغون و بههمریخته» است و بازار به مرحلهای رسیده که «اگه پای حرف کاسبها بشینی، از شدت فشار اقتصادی اشکت درمیاد.»
این روایت، فقط شرح حال یک مغازهدار نیست؛ تصویری از بازار بیمشتری، فروش نزدیک به صفر، رکود سنگین، بدهیهای تلنبارشده، و آیندهای مبهم برای هزاران کاسب در قلب تهران است.
@Eterazebazar
پایان اعتصاب استقلال خوزستان پس از ۱۵ روز
(دوشنبه ۲۶ آبانماه ۱۴۰۴)
پس از ۱۵ روز اعتصاب و غیبت از تمرینات، بازیکنان استقلال خوزستان امروز بار دیگر به تمرینات بازگشتند. این بازگشت تنها پس از واریز ۱۵ درصد از قراردادهای آبیپوشان صورت گرفت.
اعتراض بازیکنان، نشاندهنده بیتوجهی باشگاه به پرداختهای قانونی و عقبافتاده بود و حالا روشن شده که تنها با فشار و اعتصاب، حق آنها تا حدی تأمین شده است.
@Eterazebazar
(دوشنبه ۲۶ آبانماه ۱۴۰۴)
پس از ۱۵ روز اعتصاب و غیبت از تمرینات، بازیکنان استقلال خوزستان امروز بار دیگر به تمرینات بازگشتند. این بازگشت تنها پس از واریز ۱۵ درصد از قراردادهای آبیپوشان صورت گرفت.
اعتراض بازیکنان، نشاندهنده بیتوجهی باشگاه به پرداختهای قانونی و عقبافتاده بود و حالا روشن شده که تنها با فشار و اعتصاب، حق آنها تا حدی تأمین شده است.
@Eterazebazar
#ارسالی
تهران_ دوشنبه ۱۴۰۴/۸/۲۶
فروشگاه هفت
سنگدان مرغ سمین نیم کیلو نزدیک ۱۵۰ هزارتومان !
کیلوئی نزدیک ۳۰۰ هزارتومان...؟؟!!
جگر مرغ نیم کیلو نزدیک ۲۳۰ هزار تومان !
کیلوئی ۴۶۰ هزار تومان...؟؟!!
معلوم نیست از چی می ترسند که کسی عکس بگیرد از شرایط بهم ریخته مملکت سوء استفاده می کنند و با قیمتهای فضائی پدر مردم را
در آورده اند..؟!
https://t.me/Eterazebazar
تهران_ دوشنبه ۱۴۰۴/۸/۲۶
فروشگاه هفت
سنگدان مرغ سمین نیم کیلو نزدیک ۱۵۰ هزارتومان !
کیلوئی نزدیک ۳۰۰ هزارتومان...؟؟!!
جگر مرغ نیم کیلو نزدیک ۲۳۰ هزار تومان !
کیلوئی ۴۶۰ هزار تومان...؟؟!!
معلوم نیست از چی می ترسند که کسی عکس بگیرد از شرایط بهم ریخته مملکت سوء استفاده می کنند و با قیمتهای فضائی پدر مردم را
در آورده اند..؟!
https://t.me/Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارش میدانی از شهرک سجزی اصفهان و وضعیت آب و آلودگی
در شهرک سجزی، جایی که نزدیک ۱۰ کارخانه فولادسازی فعالیت میکنند، ساکنان روزانه شاهد ایجاد آلودگی شدید هوا و محیط زیست هستند. با این حال، مسئولان هنوز میگویند آب کم است و مردم باید مصرف خود را کاهش دهند.
یکی از شهروندان میگوید: « چمن وقتی آب میدهند، بیشتر اسفالت خیابان آب میخورند، اما کشاورزان اصفهان از آب محروماند. زایندهرود خالی است، اما برای فولادسازیها آب هست. دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟»
@Eterazebazar
در شهرک سجزی، جایی که نزدیک ۱۰ کارخانه فولادسازی فعالیت میکنند، ساکنان روزانه شاهد ایجاد آلودگی شدید هوا و محیط زیست هستند. با این حال، مسئولان هنوز میگویند آب کم است و مردم باید مصرف خود را کاهش دهند.
یکی از شهروندان میگوید: « چمن وقتی آب میدهند، بیشتر اسفالت خیابان آب میخورند، اما کشاورزان اصفهان از آب محروماند. زایندهرود خالی است، اما برای فولادسازیها آب هست. دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟»
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارش خبرنگار ما از اردبیل – دوشنبه ۲۶ آبانماه ۱۴۰۴
امروز دوشنبه، تصاویری از بارش باران در اردبیل در شبکههای اجتماعی منتشر شد، اما واقعیت چیزی جز فریب افکار عمومی نبود.
به گفته ساکنان محلی: «الان ساعت هشت شب است و بارانی در کار نیست. این دولت به هر ترفندی تن میدهد تا واقعیت را متفاوت نشان دهد.»
این وضعیت نمونهای است از اختلاف میان ادعا و واقعیت میدانی و نشان میدهد که مردم در عمل با بحران اعتماد به وعدهها و گزارشهای رسمی روبهرو هستند.
@Eterazebazar
امروز دوشنبه، تصاویری از بارش باران در اردبیل در شبکههای اجتماعی منتشر شد، اما واقعیت چیزی جز فریب افکار عمومی نبود.
به گفته ساکنان محلی: «الان ساعت هشت شب است و بارانی در کار نیست. این دولت به هر ترفندی تن میدهد تا واقعیت را متفاوت نشان دهد.»
این وضعیت نمونهای است از اختلاف میان ادعا و واقعیت میدانی و نشان میدهد که مردم در عمل با بحران اعتماد به وعدهها و گزارشهای رسمی روبهرو هستند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارش میدانی از یک خانم دستفروش میوه – روایت تلخ زندگی و تلاش روزانه
یک خانم دستفروش میوه و سرپرست خانواده میگوید:
«من پنجاه سالمه و اینجا با فروش میوه زندگی خود و خانوادهام را میچرخونم. شهرداری و شرایط سخت کرده ، جونم رو گرفته. دیگه نمیذار حتی یک قطره آب از گلوی مردم خوش پایین بره. نمیدونم به چه امیدی زندهایم… با چه امیدی؟»
@Eterazebazar
یک خانم دستفروش میوه و سرپرست خانواده میگوید:
«من پنجاه سالمه و اینجا با فروش میوه زندگی خود و خانوادهام را میچرخونم. شهرداری و شرایط سخت کرده ، جونم رو گرفته. دیگه نمیذار حتی یک قطره آب از گلوی مردم خوش پایین بره. نمیدونم به چه امیدی زندهایم… با چه امیدی؟»
@Eterazebazar
کارگران شهرداری آمل و نور – بحران حقوق و زندگی
یک داستان غمانگیز از وضعیت کارگران شهرداریهای آمل و نور:
پریروز هنگام عبور از ترافیک، یکی از کارگران شهرداری جلوی من را گرفت و گفت: «حقوق شهریورمون رو تازه الان که آخر آبانه دریافت کردیم و عملاً مجبور شدیم تا چند ماه صبر کنیم تا آخرین قسط حقوق به ما برسد.»
او با لحنی پر از ناراحتی ادامه داد: «ما عملاً تحت فشار شدیم و زندگی خانوادگیمون سخت شده. مگه خانواده ما آدم نیستن؟»رسما به گدایی افتادیم
آقای شهردار که همیشه تو کنفرانس های خبری خودش خودشو بهترین شهردار تاریخ میدونه و عکس خودش رو تو شهردار های ادوار میزنه اون بالا. آقای شهردار تو از دادن حقوق پرسنل خودت عاجزی هنوز.
گزارشهای میدانی نشان میدهد این وضعیت فقط محدود به یک شهر نیست؛ در اکثر شهرداریها، کارگران با تأخیر و قسطی دریافت کردن حقوق مواجهند. برخی جرات اعتراض و تجمع دارند، اما با تهدید اخراج روبهرو میشوند. همه اینها در حالی است که اقایون پز میدهند که «بهترین شهردارها را داریم».
@Eterazebazar
یک داستان غمانگیز از وضعیت کارگران شهرداریهای آمل و نور:
پریروز هنگام عبور از ترافیک، یکی از کارگران شهرداری جلوی من را گرفت و گفت: «حقوق شهریورمون رو تازه الان که آخر آبانه دریافت کردیم و عملاً مجبور شدیم تا چند ماه صبر کنیم تا آخرین قسط حقوق به ما برسد.»
او با لحنی پر از ناراحتی ادامه داد: «ما عملاً تحت فشار شدیم و زندگی خانوادگیمون سخت شده. مگه خانواده ما آدم نیستن؟»رسما به گدایی افتادیم
آقای شهردار که همیشه تو کنفرانس های خبری خودش خودشو بهترین شهردار تاریخ میدونه و عکس خودش رو تو شهردار های ادوار میزنه اون بالا. آقای شهردار تو از دادن حقوق پرسنل خودت عاجزی هنوز.
گزارشهای میدانی نشان میدهد این وضعیت فقط محدود به یک شهر نیست؛ در اکثر شهرداریها، کارگران با تأخیر و قسطی دریافت کردن حقوق مواجهند. برخی جرات اعتراض و تجمع دارند، اما با تهدید اخراج روبهرو میشوند. همه اینها در حالی است که اقایون پز میدهند که «بهترین شهردارها را داریم».
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️بازار شهر پر از پرتقالهایی است که بهشان رنگ صنعتی تزریق شده و خوردن آنها برای انسان مثل سمی و خطرناک می باشد.
رئیس اتحادیه بارفروشان،
«امسال کشورهای روسیه، ازبکستان و آذربایجان واردات مرکبات از ایران را ممنوع کردند، زیرا پرتقالهای ما به رنگ صنعتی آلوده شدهاند و کیفیت صادراتی ندارند.»
چه چیزی دقیقاً در این کشور درست کار میکند؟
@Eterazebazar
رئیس اتحادیه بارفروشان،
«امسال کشورهای روسیه، ازبکستان و آذربایجان واردات مرکبات از ایران را ممنوع کردند، زیرا پرتقالهای ما به رنگ صنعتی آلوده شدهاند و کیفیت صادراتی ندارند.»
چه چیزی دقیقاً در این کشور درست کار میکند؟
@Eterazebazar
جایگاهداران از ارائه سوخت با کارت جایگاه خودداری میکنند
گزارشهای متعدد از شهرهای مختلف کشور حکایت از آن دارد که بنزین آزاد عملاً قابل دسترس نیست. بسیاری از جایگاهداران از ساعت ۹صبح به بعد با نصب تابلو اعلام کردهاند که «سهمیه جایگاه تمام شده» و فقط با کارت شخصی میتوان سوختگیری کرد.
طبق گفته رانندگان، جایگاهها حاضر نیستند با کارت سوخت جایگاه به خودروها بنزین آزاد بدهند و اگر فرد کارت سوخت خودرو نداشته باشد، عملاً امکان سوختگیری ندارد.
@Eterazebazar
گزارشهای متعدد از شهرهای مختلف کشور حکایت از آن دارد که بنزین آزاد عملاً قابل دسترس نیست. بسیاری از جایگاهداران از ساعت ۹صبح به بعد با نصب تابلو اعلام کردهاند که «سهمیه جایگاه تمام شده» و فقط با کارت شخصی میتوان سوختگیری کرد.
طبق گفته رانندگان، جایگاهها حاضر نیستند با کارت سوخت جایگاه به خودروها بنزین آزاد بدهند و اگر فرد کارت سوخت خودرو نداشته باشد، عملاً امکان سوختگیری ندارد.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«فرانسه وانگلیس نزدیکتر از مشهد؟!»
در حالی که صداوسیمای جمهوری اسلامی با اعزام خبرنگار ویژه به فرانسه وانگلیس ، ساعتها گزارش از «اعتصاب و اعتراض پرستاران فرانسوی» پخش میکند—از وضعیت بیمارستانهای پاریس گرفته تا مصاحبههای خیابانی و تصاویر تجمعات—در داخل کشور حتی یک خط خبر درباره اعتراضات گسترده و سهروزه پرستاران مشهد مخابره نشد.
پرستاران ایرانی با دستمزدهای عقبافتاده، قراردادهای تحقیرآمیز، کمبود نیرو، فشار کاری مرگبار و نبود امنیت شغلی، سه روز تمام در مشهد تجمع کردند؛ تجمعی که بهگفته منابع محلی گستردهتر از بسیاری اعتراضات مشابه در خارج بود. اما در رسانه رسمی، انگار چنین چیزی هرگز اتفاق نیفتاده است.
در عوض، گزارشگر صدا و سیما در خیابانهای فرانسه و انگیس ، با جدیت تمام از «بحران کادر درمان فرانسه وانگلیس » میگوید؛ بحرانی که ظاهراً آنقدر مهم است که ارزش اعزام تیم ویژه رسانهای دارد—اما بحران پرستاران ایرانی، که هر روز جان مردم را نجات میدهند و زیر فشار کار فرسوده میشوند، حتی ارزش ۳۰ ثانیه خبر هم ندارد.
درحالیکه پرستاران از فشار کاری، کمبود نیرو، حقوق عقبافتاده و بیعدالتی فریاد زده بودند، رئیس دانشگاه علوم پزشکی مشهد به جای شنیدن اعتراض، پرستاران را تهدید کرد و گفت:
«در همه جهان، پرستارانی که ترک شیفت میکنند مجرماند»
بهجای پاسخگویی، برچسب «مجرم» زدند.
پرستاران مشهد میپرسند:
چطور فرانسه و انگلیس از مشهد برای رسانه ملی نزدیکتر است؟
چرا درد کادر درمان ایران در رسانه داخلی سانسور میشود، اما اعتراضات کشورهای دیگر با آبوتاب روایت میشود؟
واقعیت ساده است:
وقتی مشکل در «خارج» باشد، رسانه ملی عاشق روایت آن است.
اما وقتی اعتراض و فریاد از دل ایران بلند شود، سکوت میشود «خط قرمز».
و این همان شکاف دردناک میان واقعیت جامعه و روایت رسمی است؛ شکافی که هر روز عمیقتر میشود.
@Eterazebazar
در حالی که صداوسیمای جمهوری اسلامی با اعزام خبرنگار ویژه به فرانسه وانگلیس ، ساعتها گزارش از «اعتصاب و اعتراض پرستاران فرانسوی» پخش میکند—از وضعیت بیمارستانهای پاریس گرفته تا مصاحبههای خیابانی و تصاویر تجمعات—در داخل کشور حتی یک خط خبر درباره اعتراضات گسترده و سهروزه پرستاران مشهد مخابره نشد.
پرستاران ایرانی با دستمزدهای عقبافتاده، قراردادهای تحقیرآمیز، کمبود نیرو، فشار کاری مرگبار و نبود امنیت شغلی، سه روز تمام در مشهد تجمع کردند؛ تجمعی که بهگفته منابع محلی گستردهتر از بسیاری اعتراضات مشابه در خارج بود. اما در رسانه رسمی، انگار چنین چیزی هرگز اتفاق نیفتاده است.
در عوض، گزارشگر صدا و سیما در خیابانهای فرانسه و انگیس ، با جدیت تمام از «بحران کادر درمان فرانسه وانگلیس » میگوید؛ بحرانی که ظاهراً آنقدر مهم است که ارزش اعزام تیم ویژه رسانهای دارد—اما بحران پرستاران ایرانی، که هر روز جان مردم را نجات میدهند و زیر فشار کار فرسوده میشوند، حتی ارزش ۳۰ ثانیه خبر هم ندارد.
درحالیکه پرستاران از فشار کاری، کمبود نیرو، حقوق عقبافتاده و بیعدالتی فریاد زده بودند، رئیس دانشگاه علوم پزشکی مشهد به جای شنیدن اعتراض، پرستاران را تهدید کرد و گفت:
«در همه جهان، پرستارانی که ترک شیفت میکنند مجرماند»
بهجای پاسخگویی، برچسب «مجرم» زدند.
پرستاران مشهد میپرسند:
چطور فرانسه و انگلیس از مشهد برای رسانه ملی نزدیکتر است؟
چرا درد کادر درمان ایران در رسانه داخلی سانسور میشود، اما اعتراضات کشورهای دیگر با آبوتاب روایت میشود؟
واقعیت ساده است:
وقتی مشکل در «خارج» باشد، رسانه ملی عاشق روایت آن است.
اما وقتی اعتراض و فریاد از دل ایران بلند شود، سکوت میشود «خط قرمز».
و این همان شکاف دردناک میان واقعیت جامعه و روایت رسمی است؛ شکافی که هر روز عمیقتر میشود.
@Eterazebazar
کشور روی لبه سقوط اقتصادی ملتی که تنها مانده؛ دولتی که فقط وعده میدهد
دوشنبه ۲۶ ابان ۱۴۰۴
این روزها هر گوشه کشور حرفی برای گفتن دارد؛ اما یک جمله همه چیز را خلاصه میکند: مردم زیر بار گرانی له میشوند و مسئولان انگار در سیاره دیگری زندگی میکنند.
موجی از اتفاقات اجتماعی، اقتصادی و صنفی در سراسر کشور شکل گرفت؛ اتفاقاتی که هرکدام بهتنهایی یک بحراناند، و کنار هم تصویر نگرانکنندهای از وضعیت زندگی مردم، کارگران، کاسبان و بازنشستگان ترسیم میکند.
۱. انفجار قیمتها؛ از میوه تا امعاء و احشاء
بازار میوه و سبزی به جایی رسیده که انگار کالای لوکس میفروشند:
گوجه ۷۰ هزار، خیار ۸۰ هزار، توتفرنگی بستهای ۳۲۰ هزار، گلابی ۳۱۵ هزار.
در فروشگاههای تهران حتی سنگدان مرغ نیمکیلویی ۱۵۰ هزار و جگر مرغ نیمکیلویی ۲۳۰ هزار تومان عرضه میشود. مردم میپرسند: «اینها غذاست یا طلا؟»
وقتی سفره مردم کوچک شده، طبیعی است که پرتقالهای رنگشده صنعتی روانه بازار شود؛ تا جایی که ازبکستان، روسیه و آذربایجان واردات مرکبات ایران را ممنوع کردند. نظارت؟ تقریباً صفر.
۲. دخالتهای ارزی و نابودی تولید
مرغ و تخممرغ نصف شده، مرغداران ۱۰۰ نامه هشدار دادند و کسی گوش نکرد.
همزمان گزارشها از انتقال یک میلیارد دلار ارز دولتی به حزبالله حکایت میکند—همان ارزی که قرار بود برای واردات نهاده و کنترل قیمت مصرف شود.
دامداری هم رو به فروپاشی است: جمعیت دام از ۶۹ میلیون به ۴۹ میلیون رسیده و کمبود نهاده دامداران را به نابودی کشانده.
۳. بیماریها اوج گرفت؛ آموزشوپرورش باز هم جا ماند
آنفلوآنزا در اوج است، سوش جدید کرونا (xfg) گلودرد شدید میدهد، مدارس قم مجبور شدند ۲۷ و ۲۸ آبان را تعطیل کنند.
اما مثل همیشه، تصمیمها دیر و ناقصاند.
۴. بنزین آزاد؛ جایگاهها سهمیه را میبندند
از ساعت ۹صبح جایگاهها اعلام میکنند «سهمیه تمام شد».
کارت جایگاه را نمیدهند و اگر کارت شخصی نداشته باشی، سوخت هم نداری.
بار گرانی سوخت هم آرامآرام روی مردم میافتد.
۵. اعتراض و اعتصاب؛ از کارگران تا ورزشکاران
بازیکنان استقلال خوزستان ۱۵ روز تمرین نکردند؛ تنها بعد از واریز ۱۵ درصد قرارداد برگشتند.
کارگران فراساحل لیان در چابهار سه ماه حقوق نگرفتهاند و امروز اعتصاب کردند.
در دهها استان—از خوزستان تا فارس، کرمان، ایلام، خراسان رضوی—کارگران شهرداری، مخابرات و بخشهای مختلف یا در اعتراضاند یا تهدید شدهاند که اگر اعتراض کنند، اخراج میشوند.
یکی از کارگران شهرداری آمل:
کارگران با تأخیر و قسطی دریافت کردن حقوق مواجهند.
کارگر :
«ما عملاً تحت فشار شدیم و زندگی خانوادگیمون سخت شده. مگه خانواده ما آدم نیستن؟»رسما به گدایی افتادیم
گزارشهای میدانی نشان میدهد این وضعیت فقط محدود به یک شهر نیست؛ در اکثر شهرداریها، کارگران با تأخیر و قسطی دریافت کردن حقوق مواجهند. برخی جرات اعتراض و تجمع دارند، اما با تهدید اخراج روبهرو میشوند. همه اینها در حالی است که اقایون پز میدهند که «بهترین شهردارها را داریم».
۶. شهرک سجزی؛ آب برای فولاد هست، برای مردم نه
در سجزی اصفهان، ۱۰ کارخانه فولاد هر روز دود میریزند و آب مصرف میکنند؛ اما برای مردم و کشاورزان همیشه «کمبود آب» است. ساکنان میگویند:
«اسفالت خیابان آب میخورد، اما زایندهرود خشک است. دم خروس را باور کنیم یا قسم؟»
۷. بازاری که خودش فریاد میزند
چهارراه استانبول: کاسبها با روزی ده میلیون هزینه، نیمهتعطیل و درمانده.
یکی میگوید: «ساعت پنج بعدازظهر به بعد حرف دل کاسبا را بشنوی، گریهات میگیرد.»
این یک روز از زندگی مردم است:
گرانی، بیماری، بیحقوقی، بنزین با محدویت ، تولید نابود، بازار بی مشتری، کارگران بیدفاع، و مسئولانی که فقط وعده میدهند.
مردم هم هر روز بیشتر زیر بار سیاستهایی خم میشوند که کسی پاسخگوی آن نیست.
@eterazebazar
دوشنبه ۲۶ ابان ۱۴۰۴
این روزها هر گوشه کشور حرفی برای گفتن دارد؛ اما یک جمله همه چیز را خلاصه میکند: مردم زیر بار گرانی له میشوند و مسئولان انگار در سیاره دیگری زندگی میکنند.
موجی از اتفاقات اجتماعی، اقتصادی و صنفی در سراسر کشور شکل گرفت؛ اتفاقاتی که هرکدام بهتنهایی یک بحراناند، و کنار هم تصویر نگرانکنندهای از وضعیت زندگی مردم، کارگران، کاسبان و بازنشستگان ترسیم میکند.
۱. انفجار قیمتها؛ از میوه تا امعاء و احشاء
بازار میوه و سبزی به جایی رسیده که انگار کالای لوکس میفروشند:
گوجه ۷۰ هزار، خیار ۸۰ هزار، توتفرنگی بستهای ۳۲۰ هزار، گلابی ۳۱۵ هزار.
در فروشگاههای تهران حتی سنگدان مرغ نیمکیلویی ۱۵۰ هزار و جگر مرغ نیمکیلویی ۲۳۰ هزار تومان عرضه میشود. مردم میپرسند: «اینها غذاست یا طلا؟»
وقتی سفره مردم کوچک شده، طبیعی است که پرتقالهای رنگشده صنعتی روانه بازار شود؛ تا جایی که ازبکستان، روسیه و آذربایجان واردات مرکبات ایران را ممنوع کردند. نظارت؟ تقریباً صفر.
۲. دخالتهای ارزی و نابودی تولید
مرغ و تخممرغ نصف شده، مرغداران ۱۰۰ نامه هشدار دادند و کسی گوش نکرد.
همزمان گزارشها از انتقال یک میلیارد دلار ارز دولتی به حزبالله حکایت میکند—همان ارزی که قرار بود برای واردات نهاده و کنترل قیمت مصرف شود.
دامداری هم رو به فروپاشی است: جمعیت دام از ۶۹ میلیون به ۴۹ میلیون رسیده و کمبود نهاده دامداران را به نابودی کشانده.
۳. بیماریها اوج گرفت؛ آموزشوپرورش باز هم جا ماند
آنفلوآنزا در اوج است، سوش جدید کرونا (xfg) گلودرد شدید میدهد، مدارس قم مجبور شدند ۲۷ و ۲۸ آبان را تعطیل کنند.
اما مثل همیشه، تصمیمها دیر و ناقصاند.
۴. بنزین آزاد؛ جایگاهها سهمیه را میبندند
از ساعت ۹صبح جایگاهها اعلام میکنند «سهمیه تمام شد».
کارت جایگاه را نمیدهند و اگر کارت شخصی نداشته باشی، سوخت هم نداری.
بار گرانی سوخت هم آرامآرام روی مردم میافتد.
۵. اعتراض و اعتصاب؛ از کارگران تا ورزشکاران
بازیکنان استقلال خوزستان ۱۵ روز تمرین نکردند؛ تنها بعد از واریز ۱۵ درصد قرارداد برگشتند.
کارگران فراساحل لیان در چابهار سه ماه حقوق نگرفتهاند و امروز اعتصاب کردند.
در دهها استان—از خوزستان تا فارس، کرمان، ایلام، خراسان رضوی—کارگران شهرداری، مخابرات و بخشهای مختلف یا در اعتراضاند یا تهدید شدهاند که اگر اعتراض کنند، اخراج میشوند.
یکی از کارگران شهرداری آمل:
کارگران با تأخیر و قسطی دریافت کردن حقوق مواجهند.
کارگر :
«ما عملاً تحت فشار شدیم و زندگی خانوادگیمون سخت شده. مگه خانواده ما آدم نیستن؟»رسما به گدایی افتادیم
گزارشهای میدانی نشان میدهد این وضعیت فقط محدود به یک شهر نیست؛ در اکثر شهرداریها، کارگران با تأخیر و قسطی دریافت کردن حقوق مواجهند. برخی جرات اعتراض و تجمع دارند، اما با تهدید اخراج روبهرو میشوند. همه اینها در حالی است که اقایون پز میدهند که «بهترین شهردارها را داریم».
۶. شهرک سجزی؛ آب برای فولاد هست، برای مردم نه
در سجزی اصفهان، ۱۰ کارخانه فولاد هر روز دود میریزند و آب مصرف میکنند؛ اما برای مردم و کشاورزان همیشه «کمبود آب» است. ساکنان میگویند:
«اسفالت خیابان آب میخورد، اما زایندهرود خشک است. دم خروس را باور کنیم یا قسم؟»
۷. بازاری که خودش فریاد میزند
چهارراه استانبول: کاسبها با روزی ده میلیون هزینه، نیمهتعطیل و درمانده.
یکی میگوید: «ساعت پنج بعدازظهر به بعد حرف دل کاسبا را بشنوی، گریهات میگیرد.»
این یک روز از زندگی مردم است:
گرانی، بیماری، بیحقوقی، بنزین با محدویت ، تولید نابود، بازار بی مشتری، کارگران بیدفاع، و مسئولانی که فقط وعده میدهند.
مردم هم هر روز بیشتر زیر بار سیاستهایی خم میشوند که کسی پاسخگوی آن نیست.
@eterazebazar
قطع برق در هلان صفرعلی؛ زورمداری دستگاهها یا کوچ اجباری؟
اهالی روستای هلان صفرعلی در هوراند آذربایجان شرقی، با نارضایتی شدید اعلام کردند که آب منطقهای اردبیل برق روستا را قطع کرده تا مردم را به کوچ اجباری مجبور کند. این اقدام بدون اطلاعرسانی قبلی و در شرایط زمستانی سرد صورت گرفته و تنها منبع روشنایی و تأمین نیازهای اولیه اهالی را از بین برده است.
این روستا در حریم مخزن سد عمارت قرار دارد و پیشتر توافقی میان اهالی، فرمانداری و امور آب اردبیل امضا شده بود: ساخت زیرساختهای ضروری مانند جاده، مدرسه و مسجد در محل اسکان جدید به عهده دستگاهها گذاشته شده بود، اما تاکنون هیچ یک از این وعدهها عملی نشده است.
اهالی با خشم میگویند: «این چه نوع مسئولیتی است که مردم را مجبور به ترک خانههایشان میکنید اما حتی یک مدرسه یا جاده نمیسازید؟» آنها قطع برق را تهدید مستقیم زندگی و امنیت خود میدانند و خواستار وصل فوری برق و اجرای کامل تعهدات قانونی هستند.
این اقدام، نمونهای روشن از زورمداری مسئولان است؛ جایی که منافع پروژههای بزرگتر، حق حیات و معیشت مردم عادی را نادیده میگیرد.
@eterazebazar
اهالی روستای هلان صفرعلی در هوراند آذربایجان شرقی، با نارضایتی شدید اعلام کردند که آب منطقهای اردبیل برق روستا را قطع کرده تا مردم را به کوچ اجباری مجبور کند. این اقدام بدون اطلاعرسانی قبلی و در شرایط زمستانی سرد صورت گرفته و تنها منبع روشنایی و تأمین نیازهای اولیه اهالی را از بین برده است.
این روستا در حریم مخزن سد عمارت قرار دارد و پیشتر توافقی میان اهالی، فرمانداری و امور آب اردبیل امضا شده بود: ساخت زیرساختهای ضروری مانند جاده، مدرسه و مسجد در محل اسکان جدید به عهده دستگاهها گذاشته شده بود، اما تاکنون هیچ یک از این وعدهها عملی نشده است.
اهالی با خشم میگویند: «این چه نوع مسئولیتی است که مردم را مجبور به ترک خانههایشان میکنید اما حتی یک مدرسه یا جاده نمیسازید؟» آنها قطع برق را تهدید مستقیم زندگی و امنیت خود میدانند و خواستار وصل فوری برق و اجرای کامل تعهدات قانونی هستند.
این اقدام، نمونهای روشن از زورمداری مسئولان است؛ جایی که منافع پروژههای بزرگتر، حق حیات و معیشت مردم عادی را نادیده میگیرد.
@eterazebazar
«اقتصاد مقاومتی؛ مقاوم فقط در برابر عقل و علم»
اقتصادی ساختهاید که در آن کاغذ سفید اگر دو ماه گوشهی خانه بماند، ارزشش دو برابر میشود؛
اما پولِ ملی، همان اسکناسی که مردم با خوندل به دست میآورند، هنوز دو ماه نشده نصف میشود.
بعد نام این فاجعه را هم با کمال اعتماد به نفس گذاشتهاید:
«اقتصاد مقاومتی»!
مقاومتی که واقعی است، مقاومت ۴۰ سالهی شما در برابر فهمیدن است؛
اینکه اقتصاد با شعار، سخنرانی و پوستر اداره نمیشود.
اقتصاد دانش است،
دانش هم عقل میخواهد،
نه سلسلهمراتب شعارسازی و اتاقهای فکرِ بریده از واقعیت.
نتیجهاش همین شده: مردمی که هر روز فقیرتر میشوند و مسئولانی که هر روز شعارهایشان رنگیتر میشود.
@eterazebazar
اقتصادی ساختهاید که در آن کاغذ سفید اگر دو ماه گوشهی خانه بماند، ارزشش دو برابر میشود؛
اما پولِ ملی، همان اسکناسی که مردم با خوندل به دست میآورند، هنوز دو ماه نشده نصف میشود.
بعد نام این فاجعه را هم با کمال اعتماد به نفس گذاشتهاید:
«اقتصاد مقاومتی»!
مقاومتی که واقعی است، مقاومت ۴۰ سالهی شما در برابر فهمیدن است؛
اینکه اقتصاد با شعار، سخنرانی و پوستر اداره نمیشود.
اقتصاد دانش است،
دانش هم عقل میخواهد،
نه سلسلهمراتب شعارسازی و اتاقهای فکرِ بریده از واقعیت.
نتیجهاش همین شده: مردمی که هر روز فقیرتر میشوند و مسئولانی که هر روز شعارهایشان رنگیتر میشود.
@eterazebazar
«افزایشهای سریالی؛ وقتی تایر میچرخد و جیب مردم لِه میشود»
سخنگوی انجمن تایر با خوشحالی از افزایش ۷ درصدی قیمت خبر میدهد؛ انگار نه انگار همین چند ماه پیش هم قیمتها را ۱۰ درصد بالا برده بودند و حالا برای دومینبار در سال، اجازهی گرانی گرفتهاند.
میگویند «ماههاست درخواست افزایش قیمت داده بودیم»؛ معلوم است، در اقتصادی که هیچچیز سر جایش نیست، اولین چیزی که همیشه آنی بالا میرود قیمتهاست، نه کیفیت، نه حقوق مردم، نه قدرت خریدشان.
بعد هم با افتخار میگویند تولید «یک درصد و سه درصد رشد کرده»؛ در کشوری که هر روز هزینهها، مواد اولیه، دستمزد و تورم لگامگسیخته رشد میکند، چنین عددهایی بیشتر شبیه دردنامه است تا افتخار.
حقیقت تلخ این است:
در این اقتصاد، تولیدکننده با ضرر میسوزد، مصرفکننده زیر بار گرانی له میشود و تنها چیزی که هرگز متوقف نمیشود، چرخهی افزایش قیمتهاست.
تایرها میچرخند، اما چرخ زندگی مردم از جا کنده شده.
@eterazebazar
سخنگوی انجمن تایر با خوشحالی از افزایش ۷ درصدی قیمت خبر میدهد؛ انگار نه انگار همین چند ماه پیش هم قیمتها را ۱۰ درصد بالا برده بودند و حالا برای دومینبار در سال، اجازهی گرانی گرفتهاند.
میگویند «ماههاست درخواست افزایش قیمت داده بودیم»؛ معلوم است، در اقتصادی که هیچچیز سر جایش نیست، اولین چیزی که همیشه آنی بالا میرود قیمتهاست، نه کیفیت، نه حقوق مردم، نه قدرت خریدشان.
بعد هم با افتخار میگویند تولید «یک درصد و سه درصد رشد کرده»؛ در کشوری که هر روز هزینهها، مواد اولیه، دستمزد و تورم لگامگسیخته رشد میکند، چنین عددهایی بیشتر شبیه دردنامه است تا افتخار.
حقیقت تلخ این است:
در این اقتصاد، تولیدکننده با ضرر میسوزد، مصرفکننده زیر بار گرانی له میشود و تنها چیزی که هرگز متوقف نمیشود، چرخهی افزایش قیمتهاست.
تایرها میچرخند، اما چرخ زندگی مردم از جا کنده شده.
@eterazebazar
«ارز ترجیحی تمام شد؛ صداقت هم با آن تمام شد»
سالهاست نام «ارز ترجیحی» را سپر دفاعی خود کردهاند؛ نامی که قرار بود از معیشت مردم حفاظت کند اما در عمل به رانتخانهای برای واردکنندگان تبدیل شد. حالا همان کسانی که تا دیروز وجود هرگونه تصمیم برای حذف ارز ۲۸۵۰۰ تومانی را تکذیب میکردند، امروز اعتراف میکنند که دولت دیگر ارزی برای ترجیح دادن ندارد.
تمام بودجهی مربوط به آن خرج شده؛ تمام.
در ظاهر، سخنگوی دولت از «تداوم حمایت» حرف میزند؛ پشت پرده اما نمایندگان کمیسیون اقتصادی فاش میکنند که دولت برای تأمین همین ارز نیمبند هم ناتوان است و عملاً تصمیم حذف آن را گرفته است. تناقض در گفتار مسئولان به اندازهای آشکار است که ۵۱ نماینده ناچار شدهاند در نامهای به سران قوا هشدار دهند:
حذف ارز ترجیحی یعنی موج تازهی گرانی، یعنی معیشتی که بیشتر خرد میشود.
از سوی دیگر، همان نمایندگانی که زمانی از «فسادزا بودن ارز ترجیحی» میگفتند و تأکید داشتند این ارز هرگز به سفره مردم نرسیده، حالا میگویند حذف ناگهانیاش میتواند قشر ضعیف را نابود کند. تناقضها ادامه دارد؛ مثل خود سیاست ارزی کشور که سالهاست میان شعار عدالت و عملِ رانتی سرگردان مانده.
دولت میگوید ارز ترجیحی «عدالت را محقق نکرده» و «کل سهم ارزی کشور را بلعیده»؛ اما واقعیت روشنتر از همه این حرفهاست:
وقتی خزانه خالی میشود، اسمش را میگذارند اصلاحات.
حذف ارز ترجیحی شاید در ظاهر گامی برای کاهش رانت باشد، اما بدون برنامهی حمایتی واقعی، تنها نتیجهاش افزایش قیمت، کوچکتر شدن سفره مردم، و فشار مضاعف بر قشر کمدرآمد است. همان مردمی که سالهاست هزینهی هر تصمیم متناقض را از جیب خود دادهاند.
در نهایت هم همه توپ را به زمین دیگری میاندازند:
دولت میگوید مجلس باید تصمیم بگیرد، مجلس میگوید دولت باید تضمین بدهد، و در این میان، تنها چیزی که هیچکس تضمین نمیکند، معیشت مردم است.
@eterazebazar
سالهاست نام «ارز ترجیحی» را سپر دفاعی خود کردهاند؛ نامی که قرار بود از معیشت مردم حفاظت کند اما در عمل به رانتخانهای برای واردکنندگان تبدیل شد. حالا همان کسانی که تا دیروز وجود هرگونه تصمیم برای حذف ارز ۲۸۵۰۰ تومانی را تکذیب میکردند، امروز اعتراف میکنند که دولت دیگر ارزی برای ترجیح دادن ندارد.
تمام بودجهی مربوط به آن خرج شده؛ تمام.
در ظاهر، سخنگوی دولت از «تداوم حمایت» حرف میزند؛ پشت پرده اما نمایندگان کمیسیون اقتصادی فاش میکنند که دولت برای تأمین همین ارز نیمبند هم ناتوان است و عملاً تصمیم حذف آن را گرفته است. تناقض در گفتار مسئولان به اندازهای آشکار است که ۵۱ نماینده ناچار شدهاند در نامهای به سران قوا هشدار دهند:
حذف ارز ترجیحی یعنی موج تازهی گرانی، یعنی معیشتی که بیشتر خرد میشود.
از سوی دیگر، همان نمایندگانی که زمانی از «فسادزا بودن ارز ترجیحی» میگفتند و تأکید داشتند این ارز هرگز به سفره مردم نرسیده، حالا میگویند حذف ناگهانیاش میتواند قشر ضعیف را نابود کند. تناقضها ادامه دارد؛ مثل خود سیاست ارزی کشور که سالهاست میان شعار عدالت و عملِ رانتی سرگردان مانده.
دولت میگوید ارز ترجیحی «عدالت را محقق نکرده» و «کل سهم ارزی کشور را بلعیده»؛ اما واقعیت روشنتر از همه این حرفهاست:
وقتی خزانه خالی میشود، اسمش را میگذارند اصلاحات.
حذف ارز ترجیحی شاید در ظاهر گامی برای کاهش رانت باشد، اما بدون برنامهی حمایتی واقعی، تنها نتیجهاش افزایش قیمت، کوچکتر شدن سفره مردم، و فشار مضاعف بر قشر کمدرآمد است. همان مردمی که سالهاست هزینهی هر تصمیم متناقض را از جیب خود دادهاند.
در نهایت هم همه توپ را به زمین دیگری میاندازند:
دولت میگوید مجلس باید تصمیم بگیرد، مجلس میگوید دولت باید تضمین بدهد، و در این میان، تنها چیزی که هیچکس تضمین نمیکند، معیشت مردم است.
@eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«تجمع اعتراضی بازنشستگان صنعت نفت مقابل وزارت نفت
سهشنبه ۲۷ آبانماه ۱۴۰۴، بازنشستگان صنعت نفت در مقابل ساختمان وزارت نفت در خیابان طالقانی تجمع اعتراضی برگزار کردند.
@eterazebazar
سهشنبه ۲۷ آبانماه ۱۴۰۴، بازنشستگان صنعت نفت در مقابل ساختمان وزارت نفت در خیابان طالقانی تجمع اعتراضی برگزار کردند.
@eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارش نود و پنجمین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»: افزایش نگرانیها از روند اعدامها در ایران
نود و پنجمین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ۵۴ زندان ایران برگزار شد و زندانیان دست به اعتصاب غذا زدند. در بیانیه این هفته، یاد بیش از ۱۵۰۰ جانباخته اعتراضات آبان ۹۸ گرامی داشته شد و بر ادامه مسیر علیه اعدام و برای تحقق آزادی و برابری تأکید شد. همچنین، تأیید حکم اعدام سه زندانی سیاسی در زندان شیبان اهواز و افزایش شمار اعدامها به بیش از ۲۵۰ نفر از ابتدای آبان، بهعنوان نشانهای از شدت سرکوب در کشور یاد شده است.
کارزار از مردم خواست تا در برابر این موج اعدامها سکوت نکنند و با همبستگی، از زندانیان حمایت کنند.
این حرکت نمادین در زندانهای متعددی در سراسر کشور، از جمله زندانهای تهران، اصفهان، فارس، خوزستان، کردستان، سیستانوبلوچستان و استانهای شمالی و غربی، بازتاب یافته است. گستردگی این کارزار نشاندهنده نگرانی عمیق جامعه زندانیان و خانوادههای آنان نسبت به موضوع اعدام است.
@eterazebazar
نود و پنجمین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ۵۴ زندان ایران برگزار شد و زندانیان دست به اعتصاب غذا زدند. در بیانیه این هفته، یاد بیش از ۱۵۰۰ جانباخته اعتراضات آبان ۹۸ گرامی داشته شد و بر ادامه مسیر علیه اعدام و برای تحقق آزادی و برابری تأکید شد. همچنین، تأیید حکم اعدام سه زندانی سیاسی در زندان شیبان اهواز و افزایش شمار اعدامها به بیش از ۲۵۰ نفر از ابتدای آبان، بهعنوان نشانهای از شدت سرکوب در کشور یاد شده است.
کارزار از مردم خواست تا در برابر این موج اعدامها سکوت نکنند و با همبستگی، از زندانیان حمایت کنند.
این حرکت نمادین در زندانهای متعددی در سراسر کشور، از جمله زندانهای تهران، اصفهان، فارس، خوزستان، کردستان، سیستانوبلوچستان و استانهای شمالی و غربی، بازتاب یافته است. گستردگی این کارزار نشاندهنده نگرانی عمیق جامعه زندانیان و خانوادههای آنان نسبت به موضوع اعدام است.
@eterazebazar
بحران روایتها درباره قیمت بنزین؛ مسئولان یکدیگر را تکذیب میکنند
در حالی که دولت افزایش قیمتها و تورم را میپذیرد و سخنگوی آن، فاطمه مهاجرانی، مدعی شده است که «قیمت تمامشده بنزین برای دولت ۷۰ هزار تومان است»، یک نماینده مجلس نظر کاملاً متفاوتی ارائه داده و میگوید: «قیمت واقعی بنزین زیر ۲ هزار تومان است و دولت حتی یک ریال برای خرید آن پرداخت نمیکند».
@eterazebazar
در حالی که دولت افزایش قیمتها و تورم را میپذیرد و سخنگوی آن، فاطمه مهاجرانی، مدعی شده است که «قیمت تمامشده بنزین برای دولت ۷۰ هزار تومان است»، یک نماینده مجلس نظر کاملاً متفاوتی ارائه داده و میگوید: «قیمت واقعی بنزین زیر ۲ هزار تومان است و دولت حتی یک ریال برای خرید آن پرداخت نمیکند».
@eterazebazar