تابعیت بچهها، تکذیب باباها؛ بحران جدید دولت»
خبر کنار رفتن عارف از دولت مثل همیشه یک روز منتشر شد، فردایش تکذیب شد و پسفردایش دوباره شایع شد؛ یعنی همان چرخه طبیعی اطلاعرسانی در این حکومت !
رسائی هم طبق معمول وارد شد و گفت پسر عارف تابعیت مضاعف دارد؛ البته بعداً معلوم شد شاید تابعیت نباشد، اقامت باشد… خلاصه هنوز خودِ حاکمیت هم نمیداند جرم چیست، فقط میداند باید کسی را بزند.
دولت هم سریع خبر را پاک کرد و تکذیب کرد، که معمولاً یعنی «فعلاً نه، ولی صبر کنید.»
در شبکههای اجتماعی هم نوشتند: «عارف هنوز نرفته، ولی دیر یا زود میرود»؛ تقریباً همان سرنوشتی که برای هر مقام دولتی پیشبینی میشود.
از آن طرف لیست جایگزینها هم آماده است؛ مومنی، جهانگیری، و چند فرمانده و معاون دیگر که همیشه در صف «اگر یکی افتاد، ما هستیم» قرار دارند.
ماجرای تابعیت بچهها هم دوباره داغ شده؛ انگار مسابقهای است میان مسئولان که ببینیم فرزند کدامشان در کدام کشور پیشرفتهتر زندگی میکند، در حالی که پدر در داخل شعار «ایستادگی» میدهد.
در کل، دولت پزشکیان هنوز یک سال نشده، ولی کابینهاش بیشتر از گروه واتساپ خانوادگی تغییر عضو داشته است.
پاستور هم تبدیل شده به درب گردان؛ کسی نمیفهمد چه کسی میآید، چه کسی میرود، فقط میدانیم همه چیز تکذیب میشود… تا وقتی که تأیید شود.
@eterazebazar
خبر کنار رفتن عارف از دولت مثل همیشه یک روز منتشر شد، فردایش تکذیب شد و پسفردایش دوباره شایع شد؛ یعنی همان چرخه طبیعی اطلاعرسانی در این حکومت !
رسائی هم طبق معمول وارد شد و گفت پسر عارف تابعیت مضاعف دارد؛ البته بعداً معلوم شد شاید تابعیت نباشد، اقامت باشد… خلاصه هنوز خودِ حاکمیت هم نمیداند جرم چیست، فقط میداند باید کسی را بزند.
دولت هم سریع خبر را پاک کرد و تکذیب کرد، که معمولاً یعنی «فعلاً نه، ولی صبر کنید.»
در شبکههای اجتماعی هم نوشتند: «عارف هنوز نرفته، ولی دیر یا زود میرود»؛ تقریباً همان سرنوشتی که برای هر مقام دولتی پیشبینی میشود.
از آن طرف لیست جایگزینها هم آماده است؛ مومنی، جهانگیری، و چند فرمانده و معاون دیگر که همیشه در صف «اگر یکی افتاد، ما هستیم» قرار دارند.
ماجرای تابعیت بچهها هم دوباره داغ شده؛ انگار مسابقهای است میان مسئولان که ببینیم فرزند کدامشان در کدام کشور پیشرفتهتر زندگی میکند، در حالی که پدر در داخل شعار «ایستادگی» میدهد.
در کل، دولت پزشکیان هنوز یک سال نشده، ولی کابینهاش بیشتر از گروه واتساپ خانوادگی تغییر عضو داشته است.
پاستور هم تبدیل شده به درب گردان؛ کسی نمیفهمد چه کسی میآید، چه کسی میرود، فقط میدانیم همه چیز تکذیب میشود… تا وقتی که تأیید شود.
@eterazebazar
«صدیقی کنار نمیرود، اما سایه فساد از او کنار نمیشود»
در حالی که پروندههای فساد مالی خاندان صدیقی هنوز روی میز افکار عمومی خاک میخورَد، اعلام شد محمدمهدی صدیقی، فرزند کاظم صدیقی، رئیس ستاد امر به معروف، بر اثر «ایست قلبی» فوت کرده است.
همان عبارتی که معمولاً در حوادث مبهم و پروندههای پرحاشیه، تبدیل به قفل طلاییِ اطلاعرسانی رسمی میشود.
پیشتر در ماجرای زمینخواری بزرگ کاظم صدیقی، حتی خبرگزاریهای حکومتی مثل فارس هم از بازداشت دو فرزند او خبر داده بودند؛ اما قوه قضاییه طبق همیشه روایت را تعدیل کرد و گفت فقط «یک پسر و عروس» بازداشت شدهاند.
روایتی که نه افکار عمومی را قانع کرد و نه از حجم سوالها کم کرد.
ماجرای فساد ۴۲۰۰ متر باغ ازگل—با ارزش هزار میلیارد تومان—که به قیمت خندهدارِ ۶.۶ میلیارد تومان معامله شده بود، سندِ دیگری از همان شبکه رفاقتی و مصونیتدار است که سالها زیر سایه «امر به معروف» کشور نفس میکشد.
در همان اسناد صراحتاً نام محمدمهدی صدیقی آمده بود: او و جواد عزیزی مبلغ کل معامله را «نقداً» به فروشنده تحویل دادهاند؛ فروشندهای که خودِ کاظم صدیقی بوده است.
بعد از رسوایی، صدیقی از امامت جمعه کنار رفت، اما همچنان رئیس ستادی است که درباره اخلاق و انحراف جامعه سخنرانی میکند؛
ستادی که حالا خود زیر سنگینترین اتهامهای مالی قرار دارد.
اکنون هم اعلام میشود که محمدمهدی صدیقی—یکی از افراد کلیدی ماجرا—در بازداشت دچار «ایست قلبی» شده و مرد .
پروندهای که قرار بود شفاف شود، حالا با مرگ یکی از متهمان، مبهمتر و پر سؤالتر از قبل شده:
چه چیزهایی قرار است با این «ایست قلبی» برای همیشه دفن شود؟
@Eterazebazar
در حالی که پروندههای فساد مالی خاندان صدیقی هنوز روی میز افکار عمومی خاک میخورَد، اعلام شد محمدمهدی صدیقی، فرزند کاظم صدیقی، رئیس ستاد امر به معروف، بر اثر «ایست قلبی» فوت کرده است.
همان عبارتی که معمولاً در حوادث مبهم و پروندههای پرحاشیه، تبدیل به قفل طلاییِ اطلاعرسانی رسمی میشود.
پیشتر در ماجرای زمینخواری بزرگ کاظم صدیقی، حتی خبرگزاریهای حکومتی مثل فارس هم از بازداشت دو فرزند او خبر داده بودند؛ اما قوه قضاییه طبق همیشه روایت را تعدیل کرد و گفت فقط «یک پسر و عروس» بازداشت شدهاند.
روایتی که نه افکار عمومی را قانع کرد و نه از حجم سوالها کم کرد.
ماجرای فساد ۴۲۰۰ متر باغ ازگل—با ارزش هزار میلیارد تومان—که به قیمت خندهدارِ ۶.۶ میلیارد تومان معامله شده بود، سندِ دیگری از همان شبکه رفاقتی و مصونیتدار است که سالها زیر سایه «امر به معروف» کشور نفس میکشد.
در همان اسناد صراحتاً نام محمدمهدی صدیقی آمده بود: او و جواد عزیزی مبلغ کل معامله را «نقداً» به فروشنده تحویل دادهاند؛ فروشندهای که خودِ کاظم صدیقی بوده است.
بعد از رسوایی، صدیقی از امامت جمعه کنار رفت، اما همچنان رئیس ستادی است که درباره اخلاق و انحراف جامعه سخنرانی میکند؛
ستادی که حالا خود زیر سنگینترین اتهامهای مالی قرار دارد.
اکنون هم اعلام میشود که محمدمهدی صدیقی—یکی از افراد کلیدی ماجرا—در بازداشت دچار «ایست قلبی» شده و مرد .
پروندهای که قرار بود شفاف شود، حالا با مرگ یکی از متهمان، مبهمتر و پر سؤالتر از قبل شده:
چه چیزهایی قرار است با این «ایست قلبی» برای همیشه دفن شود؟
@Eterazebazar
داد بیداد مالباختگان یونیکفاینانس؛ زمان وعده تمام شده، زمان عمل فرا رسیده است
این دیگر هشدار نیست؛
این اعلام ایستادگی مردمی است که تا مغز استخوان فریب خوردهاند اما سکوت نکردهاند.
این دیگر شکایت نیست؛
این مطالبهی عدالت است که سه سال است بی جواب مانده و اقدام مؤثری انجام نگرفته است.
ما قربانی نیستیم؛
ما شاهدان بیعدالتیِ سیستماتیک و تاراج سازمانیافته هستیم.
۲۵ هزار خانواده، سه سال تمام، نه در سایه، بلکه در برابر چشم همه، حقِ بهغارترفتهشان را فریاد زدهاند.
سرمایهمان را بردند، اعتمادمان را سوزاندند، و کلاهبردارانی که پول مردم را بلعیدند، آزادانه از مرز خارج شدند؛
اما ما هنوز اینجاییم—مطالبهگر، خسته اما ایستاده، و با یک پرسش روشن:
چرا عدالت برای ما تعطیل است؟
@Eterazebazar
این دیگر هشدار نیست؛
این اعلام ایستادگی مردمی است که تا مغز استخوان فریب خوردهاند اما سکوت نکردهاند.
این دیگر شکایت نیست؛
این مطالبهی عدالت است که سه سال است بی جواب مانده و اقدام مؤثری انجام نگرفته است.
ما قربانی نیستیم؛
ما شاهدان بیعدالتیِ سیستماتیک و تاراج سازمانیافته هستیم.
۲۵ هزار خانواده، سه سال تمام، نه در سایه، بلکه در برابر چشم همه، حقِ بهغارترفتهشان را فریاد زدهاند.
سرمایهمان را بردند، اعتمادمان را سوزاندند، و کلاهبردارانی که پول مردم را بلعیدند، آزادانه از مرز خارج شدند؛
اما ما هنوز اینجاییم—مطالبهگر، خسته اما ایستاده، و با یک پرسش روشن:
چرا عدالت برای ما تعطیل است؟
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ارسالی
از تهرون هستم
فیلم این بنرپارچه ای که با دستخط خودم تهیه کردم و نصب کردم به فنس شرکت آب رو براتون میفرستم
اینکه وضع آب تو ایران و تو تهران بخصوص بحرانیه همه میدونن ولی اینی که پزشکیان میاد و با زبون خودش میگه که وضع اینقدر خرابه که
اگه این زمستون بارون نیاد و باید تهرونو تخلیه کرد نشون میده که وضع واقعا چقدر خرابه.
حالا این حداقل راستشو میگه و اعتراف میکنه چون بقیشون از بالا تا پایین بیخیالن و ککشون هم نمیگزه
هیچ موردی نیست که این رژیم و مسئولین و سردمداراش توش شکست نخورده باشن و ملت و مملکتو به بدبختی و زاری ننداخته باشن
اینان که باید برن و شرشون رو از سر ما کم کنن نه اینکه تهرونو خالی کنن تا شاید خدا یه رحمی به ما بکنه
امروز تهرون فردا کجا؟
@Eterazebazar
از تهرون هستم
فیلم این بنرپارچه ای که با دستخط خودم تهیه کردم و نصب کردم به فنس شرکت آب رو براتون میفرستم
اینکه وضع آب تو ایران و تو تهران بخصوص بحرانیه همه میدونن ولی اینی که پزشکیان میاد و با زبون خودش میگه که وضع اینقدر خرابه که
اگه این زمستون بارون نیاد و باید تهرونو تخلیه کرد نشون میده که وضع واقعا چقدر خرابه.
حالا این حداقل راستشو میگه و اعتراف میکنه چون بقیشون از بالا تا پایین بیخیالن و ککشون هم نمیگزه
هیچ موردی نیست که این رژیم و مسئولین و سردمداراش توش شکست نخورده باشن و ملت و مملکتو به بدبختی و زاری ننداخته باشن
اینان که باید برن و شرشون رو از سر ما کم کنن نه اینکه تهرونو خالی کنن تا شاید خدا یه رحمی به ما بکنه
امروز تهرون فردا کجا؟
@Eterazebazar
«ده سال دزدی آشکار، ده هزار زندگی ویران؛ ده سال غارت، یک روز اعتراض؛ فردا قزوین صدا دارد!»
غفاری و جواد محمدخانی از کودکی چیزی برای باختن نداشتند، اما این افراد با دسترسی به پول و قدرت، ده سال زندگی مردم را بلعیدند و روی خاکستر اعتمادشان خانه ساختند. شرکت «طراوت نوین رضایت خودرو» نه یک کسبوکار عادی، بلکه کارخانهای بود برای بلعیدن داراییهای مردم تحت حمایت مسئولان؛ روبهروی فرمانداری، با مجوز و حتی لوح تقدیر رسمی!
دهها هزار خانواده اعتماد کردند، خانه و زندگیشان را فروختند، سرمایههایشان را به این شرکت سپردند، تا شاید آیندهای بهتر بسازند. نتیجه؟ هیچ. هیچ شرکت، هیچ پول، هیچ پاسخ!
غفاری و محمدخانی با پول مردم زندگی کردند؛ خودروهای میلیاردی، سفرهای خارجه، طلا و الماس، مهریههای نجومی، و هر آنچه یک انسان میتواند تصور کند. و امروز؟ هنوز پشیمان نیستند، هنوز بهشت روی زمین را تجربه میکنند و زندان برایشان همان تجربهای است که مستاجر بودن برای ما بود.
این پرونده، نه تصادفی، نه پنهانی، بلکه تحت چشم مسئولان و با مهر و امضای آنها رخ داده است. استاندار، فرماندار، بانک و نهادهای رسمی، همه شاهد بودند و سکوت کردند.
و ما، قربانیان، ماندهایم با یک سؤال ساده اما آتشین: چطور ده سال آشکارا، زندگی مردم غارت شد و هیچکس مسئول نیست؟
و ما ماندهایم با یک سؤال ساده اما آتشین: چطور ده سال آشکارا زندگی مردم غارت شد و هیچکس مسئول نیست؟
امروز دیگر سکوت جایز نیست. امروز بهترین فرصت برای شنیده شدن است: فردا، پنجشنبه، وقتی پزشکیان به قزوین میآید، میتوانیم صدای خود را به او برسانیم. شاید گوش شنوایی وجود داشته باشد؛ شاید این آخرین فرصت برای مطالبه عدالت در مقابل چشمان مسئولان باشد.
ما فراموش نمیکنیم، ما تسلیم نمیشویم، و ما حق خود را پس میگیریم!
@Eterazebazar
غفاری و جواد محمدخانی از کودکی چیزی برای باختن نداشتند، اما این افراد با دسترسی به پول و قدرت، ده سال زندگی مردم را بلعیدند و روی خاکستر اعتمادشان خانه ساختند. شرکت «طراوت نوین رضایت خودرو» نه یک کسبوکار عادی، بلکه کارخانهای بود برای بلعیدن داراییهای مردم تحت حمایت مسئولان؛ روبهروی فرمانداری، با مجوز و حتی لوح تقدیر رسمی!
دهها هزار خانواده اعتماد کردند، خانه و زندگیشان را فروختند، سرمایههایشان را به این شرکت سپردند، تا شاید آیندهای بهتر بسازند. نتیجه؟ هیچ. هیچ شرکت، هیچ پول، هیچ پاسخ!
غفاری و محمدخانی با پول مردم زندگی کردند؛ خودروهای میلیاردی، سفرهای خارجه، طلا و الماس، مهریههای نجومی، و هر آنچه یک انسان میتواند تصور کند. و امروز؟ هنوز پشیمان نیستند، هنوز بهشت روی زمین را تجربه میکنند و زندان برایشان همان تجربهای است که مستاجر بودن برای ما بود.
این پرونده، نه تصادفی، نه پنهانی، بلکه تحت چشم مسئولان و با مهر و امضای آنها رخ داده است. استاندار، فرماندار، بانک و نهادهای رسمی، همه شاهد بودند و سکوت کردند.
و ما، قربانیان، ماندهایم با یک سؤال ساده اما آتشین: چطور ده سال آشکارا، زندگی مردم غارت شد و هیچکس مسئول نیست؟
و ما ماندهایم با یک سؤال ساده اما آتشین: چطور ده سال آشکارا زندگی مردم غارت شد و هیچکس مسئول نیست؟
امروز دیگر سکوت جایز نیست. امروز بهترین فرصت برای شنیده شدن است: فردا، پنجشنبه، وقتی پزشکیان به قزوین میآید، میتوانیم صدای خود را به او برسانیم. شاید گوش شنوایی وجود داشته باشد؛ شاید این آخرین فرصت برای مطالبه عدالت در مقابل چشمان مسئولان باشد.
ما فراموش نمیکنیم، ما تسلیم نمیشویم، و ما حق خود را پس میگیریم!
@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
محمدمهدی صدیقی
#ارسالی
پسر کاظم صدیقی همون که گفته بود ویلای ۱۰۰۰ میلیاردی از گل رو اشتباه به اسمم زدن)
به خاطر ایست قلبی تو خونه ش فوت کرده
محمد مهدی صدیقی کت شلواریه به خاطر همین داستانای ویلا و فساد مالی دو سال پیش بازداشت شده بود.
@Eterazebazar
پسر کاظم صدیقی همون که گفته بود ویلای ۱۰۰۰ میلیاردی از گل رو اشتباه به اسمم زدن)
به خاطر ایست قلبی تو خونه ش فوت کرده
محمد مهدی صدیقی کت شلواریه به خاطر همین داستانای ویلا و فساد مالی دو سال پیش بازداشت شده بود.
@Eterazebazar
اعتراض یک شهروند ایلامی به بیتوجهی دولت به کیفیت نان
امروز صبح از یکی از نانواییهای دولتی ایلام نان خریدم؛ اما کیفیت آن به حدی پایین بود که واقعاً قابل خوردن نبود. بارها به نانوایی و به متولیان نظارت اعتراض کردیم، ولی هر بار با «رشوه و زدوبند» مشکل را موقتی جمع کردهاند.
بدتر از همه اینکه مردم همین شهر در نانشان مارمولک پیدا کردهاند! با این وضعیت، چطور میشود گفت نظارتی وجود دارد؟ اصلاً کسی به سلامت مردم اهمیت میدهد؟
دولت فقط حرف از رسیدگی میزند، اما در عمل هیچ تغییری دیده نمیشود. این وضعیت توهین آشکار به مردم است. نان، ابتداییترین حق شهروندی است؛ چرا باید مردم برای همین هم نگران باشند؟
@Eterazebazar
امروز صبح از یکی از نانواییهای دولتی ایلام نان خریدم؛ اما کیفیت آن به حدی پایین بود که واقعاً قابل خوردن نبود. بارها به نانوایی و به متولیان نظارت اعتراض کردیم، ولی هر بار با «رشوه و زدوبند» مشکل را موقتی جمع کردهاند.
بدتر از همه اینکه مردم همین شهر در نانشان مارمولک پیدا کردهاند! با این وضعیت، چطور میشود گفت نظارتی وجود دارد؟ اصلاً کسی به سلامت مردم اهمیت میدهد؟
دولت فقط حرف از رسیدگی میزند، اما در عمل هیچ تغییری دیده نمیشود. این وضعیت توهین آشکار به مردم است. نان، ابتداییترین حق شهروندی است؛ چرا باید مردم برای همین هم نگران باشند؟
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتصاب پاکبانان و کارگران فضای سبز شهرداری نورآباد ممسنی؛ صدای خشم و مطالبه عدالت
این چندمین بار است که کارگران خدمات شهری در نورآباد ممسنی به اعتصاب دست میزنند؛ اما همچنان کسی پاسخگو نیست.
پیمانکار خدمات شهری، بدون کوچکترین نگرانی از قانون و نظم، همچنان یکهتاز رفتارهای بیرحمانه است: تهدید به اخراج، کسر حقوق، پرداخت دیرهنگام دستمزد و مزایا، و بیتوجهی کامل به زندگی شهری مردم.
کارگران نجیب و تلاشگر شهرداری، با وجود وعدههای توخالی معاون عمرانی فرماندار، هنوز با امید و صبر به فعالیت خود ادامه میدهند؛ اما دیگر نمیتوانند سکوت کنند.
@Eterazebazar
این چندمین بار است که کارگران خدمات شهری در نورآباد ممسنی به اعتصاب دست میزنند؛ اما همچنان کسی پاسخگو نیست.
پیمانکار خدمات شهری، بدون کوچکترین نگرانی از قانون و نظم، همچنان یکهتاز رفتارهای بیرحمانه است: تهدید به اخراج، کسر حقوق، پرداخت دیرهنگام دستمزد و مزایا، و بیتوجهی کامل به زندگی شهری مردم.
کارگران نجیب و تلاشگر شهرداری، با وجود وعدههای توخالی معاون عمرانی فرماندار، هنوز با امید و صبر به فعالیت خود ادامه میدهند؛ اما دیگر نمیتوانند سکوت کنند.
@Eterazebazar
ممانعت از تجمع کارگران ذوبآهن اصفهان؛ امنیت به جای عدالت، سرکوب به جای پاسخگویی
صبح امروز چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۴، کارگران ذوبآهن اصفهان که قصد داشتند مطابق برنامه پیشین در برابر استانداری اصفهان و فرمانداری زرینشهر تجمع اعتراضی برگزار کنند، با حضور گسترده و سازمانیافته نیروهای امنیتی، لباسشخصیها و عوامل حراست شرکت مواجه شدند و امکان تجمع از آنان سلب شد.
این کارگران، که ماههاست با معوقات مزدی، فشار شدید معیشتی و بیتوجهی کامل مدیریت به مطالباتشان دست و پنجه نرم میکنند، امروز نیز برای پیگیری همان خواستههای بحق و قانونیشان آمده بودند؛ اما به جای شنیده شدن، با فضای امنیتی سنگین و تهدید بازداشت روبرو شدند.
بر اساس اطلاعات رسیده، چندین نفر از کارگران حاضر در محل شناسایی و بازداشت شدهاند. هویت آنها هنوز مشخص نیست و تلاشها برای کسب اطلاعات دقیق ادامه دارد.
این برخوردها در حالی رخ میدهد که کارگران بارها هشدار دادهاند: تاخیر طولانی در پرداخت مطالبات، مشکلات معیشتی شدید، نبود شفافیت در مدیریت و سرکوب اعتراضات صنفی تحملناپذیر است. آخرین تجمع آنان پیش از این در ۸ آبانماه مقابل استانداری اصفهان برگزار شد.
آیا اعتراض قانونی و مطالبات صنفی کارگران جرم است؟ آیا سرکوب و بازداشت، پاسخ مسئولان به فریادهای مردمی است؟
@Eterazebazar
صبح امروز چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۴، کارگران ذوبآهن اصفهان که قصد داشتند مطابق برنامه پیشین در برابر استانداری اصفهان و فرمانداری زرینشهر تجمع اعتراضی برگزار کنند، با حضور گسترده و سازمانیافته نیروهای امنیتی، لباسشخصیها و عوامل حراست شرکت مواجه شدند و امکان تجمع از آنان سلب شد.
این کارگران، که ماههاست با معوقات مزدی، فشار شدید معیشتی و بیتوجهی کامل مدیریت به مطالباتشان دست و پنجه نرم میکنند، امروز نیز برای پیگیری همان خواستههای بحق و قانونیشان آمده بودند؛ اما به جای شنیده شدن، با فضای امنیتی سنگین و تهدید بازداشت روبرو شدند.
بر اساس اطلاعات رسیده، چندین نفر از کارگران حاضر در محل شناسایی و بازداشت شدهاند. هویت آنها هنوز مشخص نیست و تلاشها برای کسب اطلاعات دقیق ادامه دارد.
این برخوردها در حالی رخ میدهد که کارگران بارها هشدار دادهاند: تاخیر طولانی در پرداخت مطالبات، مشکلات معیشتی شدید، نبود شفافیت در مدیریت و سرکوب اعتراضات صنفی تحملناپذیر است. آخرین تجمع آنان پیش از این در ۸ آبانماه مقابل استانداری اصفهان برگزار شد.
آیا اعتراض قانونی و مطالبات صنفی کارگران جرم است؟ آیا سرکوب و بازداشت، پاسخ مسئولان به فریادهای مردمی است؟
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتراض امروز دانشجویان دانشگاه بهشتی؛ خشم از «غذای بیکیفیت» و بیتوجهی مزمن مسئولان
امروز ظهر، چهارشنبه ۲۸ آبان، مقابل سلف مرکزی پسران در دانشگاه بهشتی، دانشجویان به ستوهآمده از کیفیت نازل غذا دست به تجمع اعتراضی زدند؛ تجمعی که از حدود ساعت ۱۱:۳۰ آغاز شد و بهوضوح نشان داد صبر دانشجویان دیگر تمام شده است.
سالهاست که دانشجویان بابت غذایی که قرار است ابتداییترین نیاز روزمرهشان را تأمین کند، هزینه میپردازند اما بیاحترامی تحویل میگیرند. وعدههایی که بارها بهبود کیفیت را نوید دادهاند، هرگز از سطح شعار فراتر نرفته و نتیجهاش همین سفرههای خالی از سلامت و احترام است.
دانشجویان امروز با صدایی بلند و یکصدا گفتند:
«غذا، مطالبه لوکس نیست؛ حق اولیه است.»
@Eterazebazar
امروز ظهر، چهارشنبه ۲۸ آبان، مقابل سلف مرکزی پسران در دانشگاه بهشتی، دانشجویان به ستوهآمده از کیفیت نازل غذا دست به تجمع اعتراضی زدند؛ تجمعی که از حدود ساعت ۱۱:۳۰ آغاز شد و بهوضوح نشان داد صبر دانشجویان دیگر تمام شده است.
سالهاست که دانشجویان بابت غذایی که قرار است ابتداییترین نیاز روزمرهشان را تأمین کند، هزینه میپردازند اما بیاحترامی تحویل میگیرند. وعدههایی که بارها بهبود کیفیت را نوید دادهاند، هرگز از سطح شعار فراتر نرفته و نتیجهاش همین سفرههای خالی از سلامت و احترام است.
دانشجویان امروز با صدایی بلند و یکصدا گفتند:
«غذا، مطالبه لوکس نیست؛ حق اولیه است.»
@Eterazebazar
تصاویر دیگری از اعتراض امروز دانشجویان دانشگاه بهشتی؛ خشم از «غذای بیکیفیت» و بیتوجهی مزمن مسئولان
امروز ظهر، چهارشنبه ۲۸ آبان، مقابل سلف مرکزی پسران در دانشگاه بهشتی، دانشجویان به ستوهآمده از کیفیت نازل غذا دست به تجمع اعتراضی زدند؛ تجمعی که از حدود ساعت ۱۱:۳۰ آغاز شد و بهوضوح نشان داد صبر دانشجویان دیگر تمام شده است.
امروز در سلف دانشگاه شهید بهشتی بهجای «کباب»، عملاً گوشت خام به دانشجو دادند. دیشب هم شنیسل فاسد سلف عباسپور باعث مسمومیت، دلدرد و بیخوابی دانشجوها شد.
دانشجوها میگویند: تهوع، دلپیچه، مسمومیت، نبود نظارت، بیمسئولیتی کامل پیمانکار.
این دیگر شکایت نیست—
هشدار درباره به خطر افتادن سلامت هزاران دانشجوست.
سلف قرار است غذا بدهد، نه بیماری.
@Eterazebazar
امروز ظهر، چهارشنبه ۲۸ آبان، مقابل سلف مرکزی پسران در دانشگاه بهشتی، دانشجویان به ستوهآمده از کیفیت نازل غذا دست به تجمع اعتراضی زدند؛ تجمعی که از حدود ساعت ۱۱:۳۰ آغاز شد و بهوضوح نشان داد صبر دانشجویان دیگر تمام شده است.
امروز در سلف دانشگاه شهید بهشتی بهجای «کباب»، عملاً گوشت خام به دانشجو دادند. دیشب هم شنیسل فاسد سلف عباسپور باعث مسمومیت، دلدرد و بیخوابی دانشجوها شد.
دانشجوها میگویند: تهوع، دلپیچه، مسمومیت، نبود نظارت، بیمسئولیتی کامل پیمانکار.
این دیگر شکایت نیست—
هشدار درباره به خطر افتادن سلامت هزاران دانشجوست.
سلف قرار است غذا بدهد، نه بیماری.
@Eterazebazar
سلف دانشگاه بهشتی؛ وضع بد بود، حالا فاجعه شده
کیفیت غذا هر روز بدتر میشود.
برنج آنقدر سفت است که تا ساعتها معده را به درد میاندازد. جوجه امروز هم مثل لاستیک بود. از کنار غذا فقط ماست و دوغِ کمکیفیت مانده؛ دوغهایی که طعمشان انگار خراب شده است.
تنوع غذایی؟ تقریباً صفر.
هر هفته همان غذاهای تکراری، با همان چیدمان تکراری؛ معمولاً هم بدترین ترکیبهای ممکن مثل «سالاد ماکارونی و مرغ».
دانشجوها میگویند حتی نمیتوانند چند قاشق بیشتر بخورند؛ معدهها با این وضعیت دوام نمیآورد.
این فقط اعتراض به «مزۀ بد» نیست—
هشدار درباره یک بحران جدی بهداشت و سلامت است.
دانشجو حق دارد غذای سالم بخورد، نه غذایی که مریضش کند.
مسئولان تا کی میخواهند چشمشان را ببندند؟
@Eterazebazar
کیفیت غذا هر روز بدتر میشود.
برنج آنقدر سفت است که تا ساعتها معده را به درد میاندازد. جوجه امروز هم مثل لاستیک بود. از کنار غذا فقط ماست و دوغِ کمکیفیت مانده؛ دوغهایی که طعمشان انگار خراب شده است.
تنوع غذایی؟ تقریباً صفر.
هر هفته همان غذاهای تکراری، با همان چیدمان تکراری؛ معمولاً هم بدترین ترکیبهای ممکن مثل «سالاد ماکارونی و مرغ».
دانشجوها میگویند حتی نمیتوانند چند قاشق بیشتر بخورند؛ معدهها با این وضعیت دوام نمیآورد.
این فقط اعتراض به «مزۀ بد» نیست—
هشدار درباره یک بحران جدی بهداشت و سلامت است.
دانشجو حق دارد غذای سالم بخورد، نه غذایی که مریضش کند.
مسئولان تا کی میخواهند چشمشان را ببندند؟
@Eterazebazar