اعتراض مدنی بازار
محمدمهدی صدیقی
#ارسالی
پسر کاظم صدیقی همون که گفته بود ویلای ۱۰۰۰ میلیاردی از گل رو اشتباه به اسمم زدن)
به خاطر ایست قلبی تو خونه ش فوت کرده
محمد مهدی صدیقی کت شلواریه به خاطر همین داستانای ویلا و فساد مالی دو سال پیش بازداشت شده بود.
@Eterazebazar
پسر کاظم صدیقی همون که گفته بود ویلای ۱۰۰۰ میلیاردی از گل رو اشتباه به اسمم زدن)
به خاطر ایست قلبی تو خونه ش فوت کرده
محمد مهدی صدیقی کت شلواریه به خاطر همین داستانای ویلا و فساد مالی دو سال پیش بازداشت شده بود.
@Eterazebazar
اعتراض یک شهروند ایلامی به بیتوجهی دولت به کیفیت نان
امروز صبح از یکی از نانواییهای دولتی ایلام نان خریدم؛ اما کیفیت آن به حدی پایین بود که واقعاً قابل خوردن نبود. بارها به نانوایی و به متولیان نظارت اعتراض کردیم، ولی هر بار با «رشوه و زدوبند» مشکل را موقتی جمع کردهاند.
بدتر از همه اینکه مردم همین شهر در نانشان مارمولک پیدا کردهاند! با این وضعیت، چطور میشود گفت نظارتی وجود دارد؟ اصلاً کسی به سلامت مردم اهمیت میدهد؟
دولت فقط حرف از رسیدگی میزند، اما در عمل هیچ تغییری دیده نمیشود. این وضعیت توهین آشکار به مردم است. نان، ابتداییترین حق شهروندی است؛ چرا باید مردم برای همین هم نگران باشند؟
@Eterazebazar
امروز صبح از یکی از نانواییهای دولتی ایلام نان خریدم؛ اما کیفیت آن به حدی پایین بود که واقعاً قابل خوردن نبود. بارها به نانوایی و به متولیان نظارت اعتراض کردیم، ولی هر بار با «رشوه و زدوبند» مشکل را موقتی جمع کردهاند.
بدتر از همه اینکه مردم همین شهر در نانشان مارمولک پیدا کردهاند! با این وضعیت، چطور میشود گفت نظارتی وجود دارد؟ اصلاً کسی به سلامت مردم اهمیت میدهد؟
دولت فقط حرف از رسیدگی میزند، اما در عمل هیچ تغییری دیده نمیشود. این وضعیت توهین آشکار به مردم است. نان، ابتداییترین حق شهروندی است؛ چرا باید مردم برای همین هم نگران باشند؟
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتصاب پاکبانان و کارگران فضای سبز شهرداری نورآباد ممسنی؛ صدای خشم و مطالبه عدالت
این چندمین بار است که کارگران خدمات شهری در نورآباد ممسنی به اعتصاب دست میزنند؛ اما همچنان کسی پاسخگو نیست.
پیمانکار خدمات شهری، بدون کوچکترین نگرانی از قانون و نظم، همچنان یکهتاز رفتارهای بیرحمانه است: تهدید به اخراج، کسر حقوق، پرداخت دیرهنگام دستمزد و مزایا، و بیتوجهی کامل به زندگی شهری مردم.
کارگران نجیب و تلاشگر شهرداری، با وجود وعدههای توخالی معاون عمرانی فرماندار، هنوز با امید و صبر به فعالیت خود ادامه میدهند؛ اما دیگر نمیتوانند سکوت کنند.
@Eterazebazar
این چندمین بار است که کارگران خدمات شهری در نورآباد ممسنی به اعتصاب دست میزنند؛ اما همچنان کسی پاسخگو نیست.
پیمانکار خدمات شهری، بدون کوچکترین نگرانی از قانون و نظم، همچنان یکهتاز رفتارهای بیرحمانه است: تهدید به اخراج، کسر حقوق، پرداخت دیرهنگام دستمزد و مزایا، و بیتوجهی کامل به زندگی شهری مردم.
کارگران نجیب و تلاشگر شهرداری، با وجود وعدههای توخالی معاون عمرانی فرماندار، هنوز با امید و صبر به فعالیت خود ادامه میدهند؛ اما دیگر نمیتوانند سکوت کنند.
@Eterazebazar
ممانعت از تجمع کارگران ذوبآهن اصفهان؛ امنیت به جای عدالت، سرکوب به جای پاسخگویی
صبح امروز چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۴، کارگران ذوبآهن اصفهان که قصد داشتند مطابق برنامه پیشین در برابر استانداری اصفهان و فرمانداری زرینشهر تجمع اعتراضی برگزار کنند، با حضور گسترده و سازمانیافته نیروهای امنیتی، لباسشخصیها و عوامل حراست شرکت مواجه شدند و امکان تجمع از آنان سلب شد.
این کارگران، که ماههاست با معوقات مزدی، فشار شدید معیشتی و بیتوجهی کامل مدیریت به مطالباتشان دست و پنجه نرم میکنند، امروز نیز برای پیگیری همان خواستههای بحق و قانونیشان آمده بودند؛ اما به جای شنیده شدن، با فضای امنیتی سنگین و تهدید بازداشت روبرو شدند.
بر اساس اطلاعات رسیده، چندین نفر از کارگران حاضر در محل شناسایی و بازداشت شدهاند. هویت آنها هنوز مشخص نیست و تلاشها برای کسب اطلاعات دقیق ادامه دارد.
این برخوردها در حالی رخ میدهد که کارگران بارها هشدار دادهاند: تاخیر طولانی در پرداخت مطالبات، مشکلات معیشتی شدید، نبود شفافیت در مدیریت و سرکوب اعتراضات صنفی تحملناپذیر است. آخرین تجمع آنان پیش از این در ۸ آبانماه مقابل استانداری اصفهان برگزار شد.
آیا اعتراض قانونی و مطالبات صنفی کارگران جرم است؟ آیا سرکوب و بازداشت، پاسخ مسئولان به فریادهای مردمی است؟
@Eterazebazar
صبح امروز چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۴، کارگران ذوبآهن اصفهان که قصد داشتند مطابق برنامه پیشین در برابر استانداری اصفهان و فرمانداری زرینشهر تجمع اعتراضی برگزار کنند، با حضور گسترده و سازمانیافته نیروهای امنیتی، لباسشخصیها و عوامل حراست شرکت مواجه شدند و امکان تجمع از آنان سلب شد.
این کارگران، که ماههاست با معوقات مزدی، فشار شدید معیشتی و بیتوجهی کامل مدیریت به مطالباتشان دست و پنجه نرم میکنند، امروز نیز برای پیگیری همان خواستههای بحق و قانونیشان آمده بودند؛ اما به جای شنیده شدن، با فضای امنیتی سنگین و تهدید بازداشت روبرو شدند.
بر اساس اطلاعات رسیده، چندین نفر از کارگران حاضر در محل شناسایی و بازداشت شدهاند. هویت آنها هنوز مشخص نیست و تلاشها برای کسب اطلاعات دقیق ادامه دارد.
این برخوردها در حالی رخ میدهد که کارگران بارها هشدار دادهاند: تاخیر طولانی در پرداخت مطالبات، مشکلات معیشتی شدید، نبود شفافیت در مدیریت و سرکوب اعتراضات صنفی تحملناپذیر است. آخرین تجمع آنان پیش از این در ۸ آبانماه مقابل استانداری اصفهان برگزار شد.
آیا اعتراض قانونی و مطالبات صنفی کارگران جرم است؟ آیا سرکوب و بازداشت، پاسخ مسئولان به فریادهای مردمی است؟
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتراض امروز دانشجویان دانشگاه بهشتی؛ خشم از «غذای بیکیفیت» و بیتوجهی مزمن مسئولان
امروز ظهر، چهارشنبه ۲۸ آبان، مقابل سلف مرکزی پسران در دانشگاه بهشتی، دانشجویان به ستوهآمده از کیفیت نازل غذا دست به تجمع اعتراضی زدند؛ تجمعی که از حدود ساعت ۱۱:۳۰ آغاز شد و بهوضوح نشان داد صبر دانشجویان دیگر تمام شده است.
سالهاست که دانشجویان بابت غذایی که قرار است ابتداییترین نیاز روزمرهشان را تأمین کند، هزینه میپردازند اما بیاحترامی تحویل میگیرند. وعدههایی که بارها بهبود کیفیت را نوید دادهاند، هرگز از سطح شعار فراتر نرفته و نتیجهاش همین سفرههای خالی از سلامت و احترام است.
دانشجویان امروز با صدایی بلند و یکصدا گفتند:
«غذا، مطالبه لوکس نیست؛ حق اولیه است.»
@Eterazebazar
امروز ظهر، چهارشنبه ۲۸ آبان، مقابل سلف مرکزی پسران در دانشگاه بهشتی، دانشجویان به ستوهآمده از کیفیت نازل غذا دست به تجمع اعتراضی زدند؛ تجمعی که از حدود ساعت ۱۱:۳۰ آغاز شد و بهوضوح نشان داد صبر دانشجویان دیگر تمام شده است.
سالهاست که دانشجویان بابت غذایی که قرار است ابتداییترین نیاز روزمرهشان را تأمین کند، هزینه میپردازند اما بیاحترامی تحویل میگیرند. وعدههایی که بارها بهبود کیفیت را نوید دادهاند، هرگز از سطح شعار فراتر نرفته و نتیجهاش همین سفرههای خالی از سلامت و احترام است.
دانشجویان امروز با صدایی بلند و یکصدا گفتند:
«غذا، مطالبه لوکس نیست؛ حق اولیه است.»
@Eterazebazar
تصاویر دیگری از اعتراض امروز دانشجویان دانشگاه بهشتی؛ خشم از «غذای بیکیفیت» و بیتوجهی مزمن مسئولان
امروز ظهر، چهارشنبه ۲۸ آبان، مقابل سلف مرکزی پسران در دانشگاه بهشتی، دانشجویان به ستوهآمده از کیفیت نازل غذا دست به تجمع اعتراضی زدند؛ تجمعی که از حدود ساعت ۱۱:۳۰ آغاز شد و بهوضوح نشان داد صبر دانشجویان دیگر تمام شده است.
امروز در سلف دانشگاه شهید بهشتی بهجای «کباب»، عملاً گوشت خام به دانشجو دادند. دیشب هم شنیسل فاسد سلف عباسپور باعث مسمومیت، دلدرد و بیخوابی دانشجوها شد.
دانشجوها میگویند: تهوع، دلپیچه، مسمومیت، نبود نظارت، بیمسئولیتی کامل پیمانکار.
این دیگر شکایت نیست—
هشدار درباره به خطر افتادن سلامت هزاران دانشجوست.
سلف قرار است غذا بدهد، نه بیماری.
@Eterazebazar
امروز ظهر، چهارشنبه ۲۸ آبان، مقابل سلف مرکزی پسران در دانشگاه بهشتی، دانشجویان به ستوهآمده از کیفیت نازل غذا دست به تجمع اعتراضی زدند؛ تجمعی که از حدود ساعت ۱۱:۳۰ آغاز شد و بهوضوح نشان داد صبر دانشجویان دیگر تمام شده است.
امروز در سلف دانشگاه شهید بهشتی بهجای «کباب»، عملاً گوشت خام به دانشجو دادند. دیشب هم شنیسل فاسد سلف عباسپور باعث مسمومیت، دلدرد و بیخوابی دانشجوها شد.
دانشجوها میگویند: تهوع، دلپیچه، مسمومیت، نبود نظارت، بیمسئولیتی کامل پیمانکار.
این دیگر شکایت نیست—
هشدار درباره به خطر افتادن سلامت هزاران دانشجوست.
سلف قرار است غذا بدهد، نه بیماری.
@Eterazebazar
سلف دانشگاه بهشتی؛ وضع بد بود، حالا فاجعه شده
کیفیت غذا هر روز بدتر میشود.
برنج آنقدر سفت است که تا ساعتها معده را به درد میاندازد. جوجه امروز هم مثل لاستیک بود. از کنار غذا فقط ماست و دوغِ کمکیفیت مانده؛ دوغهایی که طعمشان انگار خراب شده است.
تنوع غذایی؟ تقریباً صفر.
هر هفته همان غذاهای تکراری، با همان چیدمان تکراری؛ معمولاً هم بدترین ترکیبهای ممکن مثل «سالاد ماکارونی و مرغ».
دانشجوها میگویند حتی نمیتوانند چند قاشق بیشتر بخورند؛ معدهها با این وضعیت دوام نمیآورد.
این فقط اعتراض به «مزۀ بد» نیست—
هشدار درباره یک بحران جدی بهداشت و سلامت است.
دانشجو حق دارد غذای سالم بخورد، نه غذایی که مریضش کند.
مسئولان تا کی میخواهند چشمشان را ببندند؟
@Eterazebazar
کیفیت غذا هر روز بدتر میشود.
برنج آنقدر سفت است که تا ساعتها معده را به درد میاندازد. جوجه امروز هم مثل لاستیک بود. از کنار غذا فقط ماست و دوغِ کمکیفیت مانده؛ دوغهایی که طعمشان انگار خراب شده است.
تنوع غذایی؟ تقریباً صفر.
هر هفته همان غذاهای تکراری، با همان چیدمان تکراری؛ معمولاً هم بدترین ترکیبهای ممکن مثل «سالاد ماکارونی و مرغ».
دانشجوها میگویند حتی نمیتوانند چند قاشق بیشتر بخورند؛ معدهها با این وضعیت دوام نمیآورد.
این فقط اعتراض به «مزۀ بد» نیست—
هشدار درباره یک بحران جدی بهداشت و سلامت است.
دانشجو حق دارد غذای سالم بخورد، نه غذایی که مریضش کند.
مسئولان تا کی میخواهند چشمشان را ببندند؟
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع مالباختگان کریپتولند؛ سه سال انتظار، سه سال سردرگمی، سه سال مطالبه بیپاسخ
چهارشنبه ۲۸ آبان، جمعی از کاربران مالباخته صرافی کریپتولند بار دیگر مقابل دادسرای عمومی و انقلاب تهران تجمع کردند؛ تجمعی که نشان میدهد پس از سه سال، هنوز هیچ پاسخ روشنی درباره پرونده، روند رسیدگی، یا زمان پرداخت مطالبات ارائه نشده است.
شعارهایی چون «ننگ ما، قوه الدنگ ما»
نصرالله فتج قریب مرگ بر این قوه مردم فریب
حسین حسین شعارشون، دروغ و دزدی کارشون!
@Eterazebazar
چهارشنبه ۲۸ آبان، جمعی از کاربران مالباخته صرافی کریپتولند بار دیگر مقابل دادسرای عمومی و انقلاب تهران تجمع کردند؛ تجمعی که نشان میدهد پس از سه سال، هنوز هیچ پاسخ روشنی درباره پرونده، روند رسیدگی، یا زمان پرداخت مطالبات ارائه نشده است.
شعارهایی چون «ننگ ما، قوه الدنگ ما»
نصرالله فتج قریب مرگ بر این قوه مردم فریب
حسین حسین شعارشون، دروغ و دزدی کارشون!
@Eterazebazar
اعتراض به خشونت در مدرسه؛ ضرب و شتم یک دانشآموز در ایلام
خانواده یکی از دانشآموزان دبیرستانی در شهرستان ایوان با انتشار تصاویر آثار ضربوجرح روی بدن فرزندشان اعلام کردهاند که او توسط معاون مدرسه مورد ضربوشتم قرار گرفته است.
دانشآموز پس از این اتفاق برای مداوا به مرکز درمانی منتقل شده و خانواده خواستار رسیدگی فوری، شفافیت و برخورد قانونی شدهاند.
خشونت علیه دانشآموزان نه قابل توجیه است، نه قابل چشمپوشی.
مدرسه باید محیط امن باشد، نه محلی برای ترس و آسیب.
@Eterazebazar
خانواده یکی از دانشآموزان دبیرستانی در شهرستان ایوان با انتشار تصاویر آثار ضربوجرح روی بدن فرزندشان اعلام کردهاند که او توسط معاون مدرسه مورد ضربوشتم قرار گرفته است.
دانشآموز پس از این اتفاق برای مداوا به مرکز درمانی منتقل شده و خانواده خواستار رسیدگی فوری، شفافیت و برخورد قانونی شدهاند.
خشونت علیه دانشآموزان نه قابل توجیه است، نه قابل چشمپوشی.
مدرسه باید محیط امن باشد، نه محلی برای ترس و آسیب.
@Eterazebazar
سفره مردم کوچکتر، جیب کارگران خالیتر، و مسئولان همچنان بیتفاوت
این روزها کافیست گوشهای از زندگی مردم را نگاه کنیم تا بفهمیم بحران، محدود به یک حوزه یا یک استان نیست؛ این یک فروپاشیِ گسترده ناشی از بیبرنامگی و بیپاسخگویی است.
در بازار برنج، در کارخانههای کنارک، در صنعت لبنیات—داستان همه یکی است:
فشار بر مردم، بیتدبیری مسئولان، و غیبت کامل نظارت.
گرانی برنج؛ تصمیمی اشتباه و ضربه مستقیم به سفره مردم
توقف واردات برنج پاکستانی در زمانی که کشور به آن نیاز داشت، قیمتها را بهسرعت بالا برد.
رئیس انجمن تولیدکنندگان میگوید وزارت جهاد کشاورزی کاملاً از شرایط بازار خبر داشت، اما بدون هیچ مذاکره و بدون توجه به عواقب، تصمیم گرفت واردات را ببندد.
وقتی ثبت سفارش ماهها متوقف شود، مشخص است چه اتفاقی میافتد:
رشد قیمت و کوچکتر شدن سفره مردم.
اما باز هم مثل همیشه—هیچکس پاسخگو نیست.
کارگران کنارک؛ ۱۸۰ زندگی متوقف شده، سه ماه بدون حقوق
در کنارک، ۱۸۰ کارگر بلوچ در کارخانه قوطیسازی «آرمان گستر نوین» سه روز است اعتصاب کردهاند.
چون سه ماه است:
حقوق نگرفتهاند
بیمه نشدهاند
و حتی بعضی از آنها با تهدید اخراج روبهرو شدهاند
این کارخانه زیرمجموعه مجموعههای بزرگ صنعتی است، اما کارگرانی که ستون واقعی تولید هستند، به حال خود رها شدهاند.
در یکی از محرومترین مناطق کشور، کارگران مجبورند برای ابتداییترین حق خود—حقوقی که باید ماهها قبل پرداخت میشد—اعتصاب کنند.
و باز هم: هیچ مقام دولتی پاسخگو نیست.
لبنیات؛ قیمت مصوب روی کاغذ، قیمت واقعی در سفره مردم
در بازار لبنیات، دوباره قیمتها بالا رفته است.
مصوبه امسال میگوید شیر خام باید کیلویی ۲۳ هزار تومان باشد، اما صنایع لبنی میگویند مجبورند آن را ۳۵ هزار تومان بخرند.
دامداران هم میگویند بهخاطر کمبود نهاده دامی و نبود ارز ترجیحی، خوراک دام را آزاد میخرند.
نتیجه این زنجیره روشن است:
لبنیات هر روز گرانتر، و سفره مردم هر روز خالیتر.
@Eterazebazar
این روزها کافیست گوشهای از زندگی مردم را نگاه کنیم تا بفهمیم بحران، محدود به یک حوزه یا یک استان نیست؛ این یک فروپاشیِ گسترده ناشی از بیبرنامگی و بیپاسخگویی است.
در بازار برنج، در کارخانههای کنارک، در صنعت لبنیات—داستان همه یکی است:
فشار بر مردم، بیتدبیری مسئولان، و غیبت کامل نظارت.
گرانی برنج؛ تصمیمی اشتباه و ضربه مستقیم به سفره مردم
توقف واردات برنج پاکستانی در زمانی که کشور به آن نیاز داشت، قیمتها را بهسرعت بالا برد.
رئیس انجمن تولیدکنندگان میگوید وزارت جهاد کشاورزی کاملاً از شرایط بازار خبر داشت، اما بدون هیچ مذاکره و بدون توجه به عواقب، تصمیم گرفت واردات را ببندد.
وقتی ثبت سفارش ماهها متوقف شود، مشخص است چه اتفاقی میافتد:
رشد قیمت و کوچکتر شدن سفره مردم.
اما باز هم مثل همیشه—هیچکس پاسخگو نیست.
کارگران کنارک؛ ۱۸۰ زندگی متوقف شده، سه ماه بدون حقوق
در کنارک، ۱۸۰ کارگر بلوچ در کارخانه قوطیسازی «آرمان گستر نوین» سه روز است اعتصاب کردهاند.
چون سه ماه است:
حقوق نگرفتهاند
بیمه نشدهاند
و حتی بعضی از آنها با تهدید اخراج روبهرو شدهاند
این کارخانه زیرمجموعه مجموعههای بزرگ صنعتی است، اما کارگرانی که ستون واقعی تولید هستند، به حال خود رها شدهاند.
در یکی از محرومترین مناطق کشور، کارگران مجبورند برای ابتداییترین حق خود—حقوقی که باید ماهها قبل پرداخت میشد—اعتصاب کنند.
و باز هم: هیچ مقام دولتی پاسخگو نیست.
لبنیات؛ قیمت مصوب روی کاغذ، قیمت واقعی در سفره مردم
در بازار لبنیات، دوباره قیمتها بالا رفته است.
مصوبه امسال میگوید شیر خام باید کیلویی ۲۳ هزار تومان باشد، اما صنایع لبنی میگویند مجبورند آن را ۳۵ هزار تومان بخرند.
دامداران هم میگویند بهخاطر کمبود نهاده دامی و نبود ارز ترجیحی، خوراک دام را آزاد میخرند.
نتیجه این زنجیره روشن است:
لبنیات هر روز گرانتر، و سفره مردم هر روز خالیتر.
@Eterazebazar
چرخهٔ عمدی فقر؛ اعترافی از درون حکومت و واقعیتی که زندگی مردم را له میکند
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، ۲۴ آبان با اعترافی کمسابقه گفت: «کسری بودجه یعنی چاپ پول، چاپ پول یعنی تورم؛ تا این درست نشود هیچچیز درست نمیشود». او پیشتر نیز اعلام کرده بود که «وقتی دولت پول چاپ میکند، فشار تورم بر گردن محرومان و فقرا میافتد».
این اعترافها صرفاً توضیح یک خطای اقتصادی نیست؛ توصیف یک سیاست عمدی برای تولید فقر است. سیاستی که میلیونها ایرانی را به اعماق خط فقر رانده و هر روز بر دامنه گرسنگی میافزاید.
واقعیت آنقدر فاجعهبار است که رسانهها و کارشناسان حکومتی نیز ناگزیر گوشههایی از آن را بیان میکنند:
اقتصادآنلاین (۲۵ آبان): «خط فقر از مرز ۵۵ میلیون تومان گذشت».
اطلاعات (۲۱ آبان): «برای یک خانواده چهار نفره، ۶۰ میلیون تومان خط فقر است».
اقتصادنیوز (۲۴ آبان): «سفرهها هر روز بیشتر آب میرود».
فرارو (۲۱ آبان): «خط فقر شدید، خارقالعاده، زیرخاکی، بیکفنی».
حتی رضا رفیع، مجری صداوسیما، سطوح خط فقر را با عباراتی چون «شدیداللحن»، «محیرالعقول»، «موزهای» و «بیکفنی» فهرست کرده است؛ نشانهای واضح از عمق فاجعه.
قنبری، معاون پیشین وزیر جهاد کشاورزی، ۲۳ آبان اعتراف کرد که «جز ۱۰ میلیون نفر، همه مردم به سختی امروز و فردا میکنند».
عزیزخانی، کارشناس حوزه کارگری، ۲۴ آبان هشدار داد: «هرکس کمی بالاتر از خط فقر است، با یک شوک کوچک زیر خط فقر میرود».
اما تندترین بیان واقعیت را راغفر، کارشناس اقتصادی، ۲۵ آبان ارائه داد. او چرخهٔ تولید فقر را یک «جنایت علیه مردم» توصیف کرد و گفت: «کسانی که قیمت ارز را بالا میبرند، میلیونها نفر را به زیر خط فقر میفرستند. این سیاستها، خصوصیسازیها و افزایش نرخ ارز یک جنایت است. ارز ۱۲۰ تومانی یک جنایت علیه مردم بود».
او همچنین به فساد ساختاری اشاره کرد: «برندههای این سیاستهای جنایتبار، رسانه دارند و سیاستها را تبلیغ میکنند. نماینده مجلس میخرند، قاضی میخرند، سیاستگذار میخرند».
اکثریت زنان و جوانان کمدرآمد یا بیکار، نیروی بالقوه اعتراضاند.
حاشیهنشینان که یکچهارم تا یکسوم جمعیت کشور را تشکیل میدهند، اکنون یک انبار باروت هستند.
نیروی کاری که به یکی از ارزانترین کارگران جهان تبدیل شده، از این نظم غارتگر به ستوه آمده است.
و مردمی که زندگیشان زیر بار تورم، بیآبی و خاموشی برق خرد شده، آماده آن هستند که این ساختار فقرساز را به زیر بکشند.
@Eterazebazar
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، ۲۴ آبان با اعترافی کمسابقه گفت: «کسری بودجه یعنی چاپ پول، چاپ پول یعنی تورم؛ تا این درست نشود هیچچیز درست نمیشود». او پیشتر نیز اعلام کرده بود که «وقتی دولت پول چاپ میکند، فشار تورم بر گردن محرومان و فقرا میافتد».
این اعترافها صرفاً توضیح یک خطای اقتصادی نیست؛ توصیف یک سیاست عمدی برای تولید فقر است. سیاستی که میلیونها ایرانی را به اعماق خط فقر رانده و هر روز بر دامنه گرسنگی میافزاید.
واقعیت آنقدر فاجعهبار است که رسانهها و کارشناسان حکومتی نیز ناگزیر گوشههایی از آن را بیان میکنند:
اقتصادآنلاین (۲۵ آبان): «خط فقر از مرز ۵۵ میلیون تومان گذشت».
اطلاعات (۲۱ آبان): «برای یک خانواده چهار نفره، ۶۰ میلیون تومان خط فقر است».
اقتصادنیوز (۲۴ آبان): «سفرهها هر روز بیشتر آب میرود».
فرارو (۲۱ آبان): «خط فقر شدید، خارقالعاده، زیرخاکی، بیکفنی».
حتی رضا رفیع، مجری صداوسیما، سطوح خط فقر را با عباراتی چون «شدیداللحن»، «محیرالعقول»، «موزهای» و «بیکفنی» فهرست کرده است؛ نشانهای واضح از عمق فاجعه.
قنبری، معاون پیشین وزیر جهاد کشاورزی، ۲۳ آبان اعتراف کرد که «جز ۱۰ میلیون نفر، همه مردم به سختی امروز و فردا میکنند».
عزیزخانی، کارشناس حوزه کارگری، ۲۴ آبان هشدار داد: «هرکس کمی بالاتر از خط فقر است، با یک شوک کوچک زیر خط فقر میرود».
اما تندترین بیان واقعیت را راغفر، کارشناس اقتصادی، ۲۵ آبان ارائه داد. او چرخهٔ تولید فقر را یک «جنایت علیه مردم» توصیف کرد و گفت: «کسانی که قیمت ارز را بالا میبرند، میلیونها نفر را به زیر خط فقر میفرستند. این سیاستها، خصوصیسازیها و افزایش نرخ ارز یک جنایت است. ارز ۱۲۰ تومانی یک جنایت علیه مردم بود».
او همچنین به فساد ساختاری اشاره کرد: «برندههای این سیاستهای جنایتبار، رسانه دارند و سیاستها را تبلیغ میکنند. نماینده مجلس میخرند، قاضی میخرند، سیاستگذار میخرند».
اکثریت زنان و جوانان کمدرآمد یا بیکار، نیروی بالقوه اعتراضاند.
حاشیهنشینان که یکچهارم تا یکسوم جمعیت کشور را تشکیل میدهند، اکنون یک انبار باروت هستند.
نیروی کاری که به یکی از ارزانترین کارگران جهان تبدیل شده، از این نظم غارتگر به ستوه آمده است.
و مردمی که زندگیشان زیر بار تورم، بیآبی و خاموشی برق خرد شده، آماده آن هستند که این ساختار فقرساز را به زیر بکشند.
@Eterazebazar
پاییز رو به پایان است، اما کلاسهای کرمانشاه هنوز یخزدهاند.
دانشآموزان در سرمای استخوانسوز مینشینند، در حالی که آموزش و پرورش نهتنها کاری برای گرمایش نکرده، بلکه به مدارس دستور داده حتی یک وسیلهٔ گرمایشی هم روشن نکنند!
این فاجعه وقتی تلختر میشود که بدانیم از هر دانشآموز، ۲ میلیون تومان پول «هزینههای جاری و گرمایش» گرفتهاند؛ پولی که معلوم نیست کجا خرج شده، اما نتیجهاش را بچهها با لرزیدن در کلاس میبینند.
سردی کلاسها فقط از نبود بخاری نیست؛ از بیمسئولیتی و بیرحمی ساختاری است که حتی گرمای حداقلی را هم از کودکان دریغ میکند.
@Eterazebazar
دانشآموزان در سرمای استخوانسوز مینشینند، در حالی که آموزش و پرورش نهتنها کاری برای گرمایش نکرده، بلکه به مدارس دستور داده حتی یک وسیلهٔ گرمایشی هم روشن نکنند!
این فاجعه وقتی تلختر میشود که بدانیم از هر دانشآموز، ۲ میلیون تومان پول «هزینههای جاری و گرمایش» گرفتهاند؛ پولی که معلوم نیست کجا خرج شده، اما نتیجهاش را بچهها با لرزیدن در کلاس میبینند.
سردی کلاسها فقط از نبود بخاری نیست؛ از بیمسئولیتی و بیرحمی ساختاری است که حتی گرمای حداقلی را هم از کودکان دریغ میکند.
@Eterazebazar
«زبالههای ۳۰ هزار دلاری چین، در ایران ۱۲ میلیارد!
بنزهای از ردهخارجِ ۳۰ تا ۳۵ هزار دلاری، همان لگنهایی که چینیها حتی نگاهشان هم نمیکنند چون کیفیتشان از حد «خودرو» هم پایینتر است.
اما همین آهنپارههای مردود، در ایرانِ، ناگهان تبدیل میشوند به ۸ تا ۱۲ میلیارد تومان ثروت بادآورده برای دلالان و واردکنندگان نورچشمی.
سؤال ساده اما آتشین:
این زبالههای چهارچرخ را با دلار ۴۵ هزار تومنی وارد کردید یا دلار ۴۸ هزار تومنی؟
یا مثل همیشه، «دلار مخصوص خواص» بوده و «فاکتور مخصوص مردم»؟
نتیجه مثل همیشه روشن است:
کاسبی با جان مردم، جیبدوزی با ارز دولتی، و فروش زباله به اسم ماشین.
@Eterazebazar
بنزهای از ردهخارجِ ۳۰ تا ۳۵ هزار دلاری، همان لگنهایی که چینیها حتی نگاهشان هم نمیکنند چون کیفیتشان از حد «خودرو» هم پایینتر است.
اما همین آهنپارههای مردود، در ایرانِ، ناگهان تبدیل میشوند به ۸ تا ۱۲ میلیارد تومان ثروت بادآورده برای دلالان و واردکنندگان نورچشمی.
سؤال ساده اما آتشین:
این زبالههای چهارچرخ را با دلار ۴۵ هزار تومنی وارد کردید یا دلار ۴۸ هزار تومنی؟
یا مثل همیشه، «دلار مخصوص خواص» بوده و «فاکتور مخصوص مردم»؟
نتیجه مثل همیشه روشن است:
کاسبی با جان مردم، جیبدوزی با ارز دولتی، و فروش زباله به اسم ماشین.
@Eterazebazar
«گرانیهای برنامهریزیشده؛ وقتی حاکمیت خودش آتش گرانی را روشن میکند و مردم را زیر فشار له میکند»
این روزها با یک سناریوی تکراری روبهرو هستیم: حاکمیت قدمبهقدم دارد گرانیها را «عادیسازی» میکند تا ذهن مردم را برای شوکهای بعدی آماده کند. کافی است فقط ۵۰۰ تکتومان به قیمت بنزین اضافه شود؛ آنوقت زنجیرهی گرانی مثل بمب میترکد و همهچیز از نو جهش میکند. مردم عادی همین حالا هم زیر بار قیمتهای سرسامآور در حال له شدن هستند—از تخممرغ و مرغ و گوشت و برنج و میوه گرفته تا کوچکترین نیازهای روزمره. و هر بار وعده میدهند که «کنترل میکنیم»، اما نتیجهاش فقط فقیرتر شدن مردم است.
اجارهخانهها هم که عملاً ستون فقرات مردم را خرد کرده. زندگی برای بخش بزرگی از جامعه تبدیل شده به یک مبارزهی فرسایشی، اما انگار عادت کردهایم و همین بیتفاوتی، دست مسئولان را برای فشارهای بیشتر باز گذاشته.
حالا در همین شرایط، حرف از گرانی آب و برق هم میزنند. درحالیکه سازندهها را مجبور کردهاند ۵۰۰ میلیون تومان پول آب بدهند، آنهم برای پروژهای که آخرش گفتهاند «آب نیست؛ بروید منبع بخرید، آب چاه بخرید»! اگر آب نیست، پس این ۵۰۰ میلیون تومان برای چه از مردم گرفتید؟ این رفتار چیزی جز دستبردن در جیب مردم نیست. بعد هم همین هزینههای الکی از جیب سازنده بیرون کشیده میشود و مستقیم روی قیمت مسکن مینشیند. یعنی خودشان با تصمیمهای عجیب و بیحسابشان، موتور گرانی را روشن میکنند و بعد نقش قربانی بازی میکنند.
در مورد نان هم ماجرا همین است. اواخر تیر قیمتها را پرسیدم؛ ۱۲۴ گفت بربری باید ۵۴۰۰ باشد و سنگک ۵۷۰۰. اما من بربری را ۱۰٬۷۰۰ میخریدم و سنگک را ۱۵٬۲۰۰! حتی آن آقایی که پشت خط بود گفت خودش هم همین قیمتها میخرد و نمیداند چرا اوضاع اینطور است! کیسه آرد را میدادند ۱۰۰ هزار تومان. یک ماه نگذشته بود که چند نانوایی را به جرم کمفروشی و گرانفروشی بستند، اما نتیجه چه شد؟ الان بربری ساده و بدون کنجد را ۱۱ هزار تومان میخرم. یعنی باز هم گرانتر، باز هم فشار بیشتر، و باز هم هیچ نظارتی که بهنفع مردم عمل کند.
سرجمع اینکه مسئولان با تصمیمهای غلط، بیبرنامه و پر از هزینهی پنهان، خودشان عامل اصلی گرانی و بدبختی مردمند—و بعد از مردم انتظار دارند ساکت بمانند و هر روز فشار بیشتری را «تحمل» کنند.
@Eterazebazar
این روزها با یک سناریوی تکراری روبهرو هستیم: حاکمیت قدمبهقدم دارد گرانیها را «عادیسازی» میکند تا ذهن مردم را برای شوکهای بعدی آماده کند. کافی است فقط ۵۰۰ تکتومان به قیمت بنزین اضافه شود؛ آنوقت زنجیرهی گرانی مثل بمب میترکد و همهچیز از نو جهش میکند. مردم عادی همین حالا هم زیر بار قیمتهای سرسامآور در حال له شدن هستند—از تخممرغ و مرغ و گوشت و برنج و میوه گرفته تا کوچکترین نیازهای روزمره. و هر بار وعده میدهند که «کنترل میکنیم»، اما نتیجهاش فقط فقیرتر شدن مردم است.
اجارهخانهها هم که عملاً ستون فقرات مردم را خرد کرده. زندگی برای بخش بزرگی از جامعه تبدیل شده به یک مبارزهی فرسایشی، اما انگار عادت کردهایم و همین بیتفاوتی، دست مسئولان را برای فشارهای بیشتر باز گذاشته.
حالا در همین شرایط، حرف از گرانی آب و برق هم میزنند. درحالیکه سازندهها را مجبور کردهاند ۵۰۰ میلیون تومان پول آب بدهند، آنهم برای پروژهای که آخرش گفتهاند «آب نیست؛ بروید منبع بخرید، آب چاه بخرید»! اگر آب نیست، پس این ۵۰۰ میلیون تومان برای چه از مردم گرفتید؟ این رفتار چیزی جز دستبردن در جیب مردم نیست. بعد هم همین هزینههای الکی از جیب سازنده بیرون کشیده میشود و مستقیم روی قیمت مسکن مینشیند. یعنی خودشان با تصمیمهای عجیب و بیحسابشان، موتور گرانی را روشن میکنند و بعد نقش قربانی بازی میکنند.
در مورد نان هم ماجرا همین است. اواخر تیر قیمتها را پرسیدم؛ ۱۲۴ گفت بربری باید ۵۴۰۰ باشد و سنگک ۵۷۰۰. اما من بربری را ۱۰٬۷۰۰ میخریدم و سنگک را ۱۵٬۲۰۰! حتی آن آقایی که پشت خط بود گفت خودش هم همین قیمتها میخرد و نمیداند چرا اوضاع اینطور است! کیسه آرد را میدادند ۱۰۰ هزار تومان. یک ماه نگذشته بود که چند نانوایی را به جرم کمفروشی و گرانفروشی بستند، اما نتیجه چه شد؟ الان بربری ساده و بدون کنجد را ۱۱ هزار تومان میخرم. یعنی باز هم گرانتر، باز هم فشار بیشتر، و باز هم هیچ نظارتی که بهنفع مردم عمل کند.
سرجمع اینکه مسئولان با تصمیمهای غلط، بیبرنامه و پر از هزینهی پنهان، خودشان عامل اصلی گرانی و بدبختی مردمند—و بعد از مردم انتظار دارند ساکت بمانند و هر روز فشار بیشتری را «تحمل» کنند.
@Eterazebazar
#ارسالی
«پزشکیان از تهران آمد قزوین… اما درد قزوین را ندید!»
پزشکیان از تهران بلند شد آمد قزوین، اما نه برای شنیدن فریاد ۳۲ هزار مالباخته؛
آمد تا برای مردم زخمیِ این استان از مشکل تهران بگوید!
واقعاً قرار است بحران تهران با سخنرانی در قزوین حل شود؟
شهر خودش زیر آوار پروندههای بلاتکلیف و سفرههای خالی در حال جاندادن است،
اما او جلوی همین مردم از «انتقال پایتخت» و «۵۰۰ هزار تومان هزینه هر مترمکعب آب تهران» حرف میزند.
قزوین هزار درد دارد—
اما مسئول از تهران آمده تا فقط دردِ تهران را تعریف کند.
مردم حق دارند بپرسند:
اگر حرف برای تهران است، چرا در تهران نمیگویید؟
و اگر به قزوین آمدید… چرا درد قزوین را نمیبینید؟
@Eterazebazar
«پزشکیان از تهران آمد قزوین… اما درد قزوین را ندید!»
پزشکیان از تهران بلند شد آمد قزوین، اما نه برای شنیدن فریاد ۳۲ هزار مالباخته؛
آمد تا برای مردم زخمیِ این استان از مشکل تهران بگوید!
واقعاً قرار است بحران تهران با سخنرانی در قزوین حل شود؟
شهر خودش زیر آوار پروندههای بلاتکلیف و سفرههای خالی در حال جاندادن است،
اما او جلوی همین مردم از «انتقال پایتخت» و «۵۰۰ هزار تومان هزینه هر مترمکعب آب تهران» حرف میزند.
قزوین هزار درد دارد—
اما مسئول از تهران آمده تا فقط دردِ تهران را تعریف کند.
مردم حق دارند بپرسند:
اگر حرف برای تهران است، چرا در تهران نمیگویید؟
و اگر به قزوین آمدید… چرا درد قزوین را نمیبینید؟
@Eterazebazar
گزارش بازار ارز
بازار ارز این روزها همچنان در حال نوسان و فشار بیوقفه بر زندگی مردم است.
💵 دلار آمریکا به ۱۱۳,۹۰۰ تومان رسیده، 💶 یورو ۱۳۱,۲۱۰ تومان، دلار کانادا ۸۳,۱۰۰ تومان و درهم امارات ۳۱,۴۰۰ تومان!
نرخ تتر هم ۱۱۳,۵۰۰ تومان است و اختلاف فاحش با نرخ رسمی، نشان میدهد بازار همچنان در بیثباتی و نابسامانی کامل به سر میبرد.
این جهشهای پیدرپی زندگی مردم عادی را فلج کرده؛ از خرید مایحتاج روزمره گرفته تا پساندازهای خرد.
هر روز فشار بیشتر، ریشههای فساد و ناکارآمدی اقتصادی عیانتر میشود و کسی پاسخگو نیست.
@Eterazebazar
بازار ارز این روزها همچنان در حال نوسان و فشار بیوقفه بر زندگی مردم است.
💵 دلار آمریکا به ۱۱۳,۹۰۰ تومان رسیده، 💶 یورو ۱۳۱,۲۱۰ تومان، دلار کانادا ۸۳,۱۰۰ تومان و درهم امارات ۳۱,۴۰۰ تومان!
نرخ تتر هم ۱۱۳,۵۰۰ تومان است و اختلاف فاحش با نرخ رسمی، نشان میدهد بازار همچنان در بیثباتی و نابسامانی کامل به سر میبرد.
این جهشهای پیدرپی زندگی مردم عادی را فلج کرده؛ از خرید مایحتاج روزمره گرفته تا پساندازهای خرد.
هر روز فشار بیشتر، ریشههای فساد و ناکارآمدی اقتصادی عیانتر میشود و کسی پاسخگو نیست.
@Eterazebazar
سفرهای میلیاردی، موز و شیرینی گرانقیمت و وعدههای پوچ
ممسنی و رستم سالهاست در زخم محرومیت غرقاند، اما هیچ درمانی برای آن نیست. با این حال، این شهرستانها بارها به صحنه نمایش وعدههای بینتیجه و رزومهسازی سیاسی بدل شدهاند؛ سفری پرهزینه و بیحاصل که بیشتر برای پرکردن پرونده سیاسی نمایندهها و فرمانداران است تا مردم و منطقه.
دههها تجربه نشان داده است: نه طرحی کلید خورده، نه وعدهای تحقق یافته و نه پروژهای تکمیل شده. اما همچنان قشونکشیهای سیاسی با رنگ و لعاب توسعه تکرار میشود؛ عادتی خطرناک که همانند پاشیدن نمک بر زخم محرومیت مردم است.
در حالی که دولت حتی در پرداخت حقوق کارکنان ناتوان است و تورم و بلاتکلیفی رمق معیشت مردم را ربوده، سفرهای میلیاردی و وعدههای رنگارنگ بیاعتنایی آشکار به درد و نیاز واقعی مردم به شمار میآیند.
ممسنی و رستم تنها نمونهای از هزاران سفر سیاسی بیحاصل نیستند؛ در قزوین و همه شهرهای کشور همین وضعیت تکرار میشود. هر بار چهرهها با کارناوال وعدههای میلیاردی وارد میشوند، میخورند موز و شیرینی و ناهار گرانقیمت، عکس یادگاری میگیرند و میروند(تنها خروجی واقعی )، بدون اینکه حتی یک پروژه عملی، یک طرح کلیدخورده یا یک اعتبار واقعی برای مردم باقی بماند.
مردم واقعی زیر فشار محرومیت، تورم و بیعملی مسئولان له میشوند، اما این نمایشها همچنان ادامه دارد؛ نمایشهایی پرهزینه، بینتیجه و انفجاری برای وجدان عمومی که تنها رزومه سیاسی افراد را پر میکند و درد مردم را عمیقتر میکند.
@Eterazebazar
ممسنی و رستم سالهاست در زخم محرومیت غرقاند، اما هیچ درمانی برای آن نیست. با این حال، این شهرستانها بارها به صحنه نمایش وعدههای بینتیجه و رزومهسازی سیاسی بدل شدهاند؛ سفری پرهزینه و بیحاصل که بیشتر برای پرکردن پرونده سیاسی نمایندهها و فرمانداران است تا مردم و منطقه.
دههها تجربه نشان داده است: نه طرحی کلید خورده، نه وعدهای تحقق یافته و نه پروژهای تکمیل شده. اما همچنان قشونکشیهای سیاسی با رنگ و لعاب توسعه تکرار میشود؛ عادتی خطرناک که همانند پاشیدن نمک بر زخم محرومیت مردم است.
در حالی که دولت حتی در پرداخت حقوق کارکنان ناتوان است و تورم و بلاتکلیفی رمق معیشت مردم را ربوده، سفرهای میلیاردی و وعدههای رنگارنگ بیاعتنایی آشکار به درد و نیاز واقعی مردم به شمار میآیند.
ممسنی و رستم تنها نمونهای از هزاران سفر سیاسی بیحاصل نیستند؛ در قزوین و همه شهرهای کشور همین وضعیت تکرار میشود. هر بار چهرهها با کارناوال وعدههای میلیاردی وارد میشوند، میخورند موز و شیرینی و ناهار گرانقیمت، عکس یادگاری میگیرند و میروند(تنها خروجی واقعی )، بدون اینکه حتی یک پروژه عملی، یک طرح کلیدخورده یا یک اعتبار واقعی برای مردم باقی بماند.
مردم واقعی زیر فشار محرومیت، تورم و بیعملی مسئولان له میشوند، اما این نمایشها همچنان ادامه دارد؛ نمایشهایی پرهزینه، بینتیجه و انفجاری برای وجدان عمومی که تنها رزومه سیاسی افراد را پر میکند و درد مردم را عمیقتر میکند.
@Eterazebazar