اعتراض مدنی بازار
21.8K subscribers
72.3K photos
46.7K videos
166 files
489 links
ارتباط با مدیران کانال:
@Hossen13320
@mehdi_sarraf
@javaherian59
@hosseinKashani4 ادمین ورزش
کانال: https://t.me/Eterazebazar


توئیتر: https://twitter.com/EterazB
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتصاب نانوایان شیراز در اعتراض به ۷ ماه عدم پرداخت یارانه

نانوایان شیراز روز شنبه ششم دی‌ماه با تجمع در محل اتحادیه نانوایان، در اعتراض به پرداخت‌نشدن یارانه طی هفت ماه گذشته دست به اعتصاب زدند. هم‌زمان با این تجمع، شماری از نانوایی‌های سطح شهر تعطیل شد.
به گفته معترضان، در جریان اعتراض‌ها برخی نانوایان با تماس‌های تهدیدآمیز برای پایان دادن به اعتصاب مواجه شده‌اند.

@Eterazebazar
واقعاً این دیگه شوخی نیست، فاجعه‌ست.

کشف ۵ هزار متر تونل زیر بازار بزرگ تهران یعنی درست زیر شلوغ‌ترین و حساس‌ترین نقطه اقتصادی کشور، آن هم طی سال‌ها، بدون اینکه «کسی» بفهمد؟ این یا اوج بی‌کفایتی است یا اوج همدستی. راه سومی وجود ندارد.

مگر می‌شود در قلب بازار، جایی که هر مترش پر از رفت‌وآمد، مغازه، انبار، برق، گاز و فاضلاب است، سال‌ها حفاری شود و هیچ نهاد نظارتی، امنیتی، شهرداری، میراث، آتش‌نشانی یا حتی خود کسبه متوجه نشوند؟
این حجم تونل‌زنی پروژه شخصی نیست؛ این کار امضا، مجوز، پوشش و سکوت سازمان‌یافته می‌خواهد.

حالا بعد از ده سال افشا شده و همه با تعجب می‌پرسند «چطور ممکنه؟»
سؤال درست این نیست که چطور ممکن شده؛
سؤال اینه که چه کسانی اجازه دادند، چه کسانی خبر داشتند و چرا حالا لو رفته؟

بازار بزرگ فقط قلب اقتصاد نیست؛
آینه‌ای‌ست که نشان می‌دهد زیر پوست شهر چه خبر است:
وقتی تونل‌ها زیر پای مردم کنده می‌شود و کسی پاسخگو نیست، یعنی بحران فقط زیر زمین نیست؛ بالای زمین هم پوسیده است.

@Eterazebazar
وقتی واقعیت را «توهین» می‌نامند

«انگار وارد سال ۱۹۹۳ شده بودم.
امکانات باشگاه ناامیدکننده بود؛ ورزشگاه کوچک، سالن بدنسازی کوچک و حتی دوش‌ها کیفیت خوبی نداشتند.
شرایطی که حتی در فوتبال آماتور هلند هم بهتر از آن را دیده بودم.»

(به نقل از لوکادیا، بازیکن سابق پرسپولیس)

اظهارات یک بازیکن خارجی درباره زندگی و امکانات فوتبال در ایران، بیش از آنکه توهین‌آمیز باشد، آینه‌ای بی‌رحم از واقعیتی است که سال‌ها انکار شده. مسئله این نیست که او چه گفته؛ مسئله این است که چرا چنین تصویری اصلاً امکان شکل‌گیری دارد.

وقتی زیرساخت‌ها فرسوده‌اند، امکانات حرفه‌ای در حد انتظار نیست و استانداردها با جهان فوتبال فاصله‌ای چند ده‌ساله دارند، طبیعی است که مقایسه‌ها دردناک شود. این شکاف، محصول نگاه مقطعی و نمایشی به ورزش است؛ سیستمی که به‌جای توسعه پایدار، به مُسکن‌های کوتاه‌مدت دل خوش کرده است.
فوتبال ایران سال‌هاست با منطق «تحمل کن و جلو برو» اداره می‌شود، نه با برنامه، نه با سرمایه‌گذاری واقعی، نه با پاسخ‌گویی. نتیجه هم روشن است: تصویری که از بیرون دیده می‌شود، با روایت‌های رسمی همخوانی ندارد. وقتی واقعیت پنهان شود، اولین صدای بیرونی آن را فریاد می‌زند.

مشکل اصلی این نیست که یک بازیکن خارجی شرایط را نامطلوب توصیف می‌کند؛ مشکل این است که سیستمی شکل گرفته که به شنیدن نقد حساس است اما به اصلاح بی‌تفاوت. در چنین ساختاری، به‌جای پرسش از چرایی عقب‌ماندگی، صورت‌مسئله انکار می‌شود.
فوتبال، ویترین مدیریت است. اگر ویترین که دیده می‌شود فرسوده است، مشکل از نگاه بیننده نیست. با این شیوه حکمرانی، نه تصویر تغییر می‌کند و نه واقعیت. تا زمانی که توسعه، شفافیت و استانداردسازی به اولویت تبدیل نشود، هر صدای صادقی «غیرمنصفانه» تلقی خواهد شد؛ و این دقیقاً نشانه بن‌بست یک سیستم است.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینم واقعیت بازار امروزه؛

کوچه‌ای که زمانی هشت‌متریش هم جا برای نفس کشیدن نداشت، حالا ماشین توش دور می‌زنه. بازار خلوت، بی‌رمق و داغون. با دلار ۱۳۸ هزار تومنی، با این قیمت‌ها، با این فشار… واقعاً آدم می‌مونه چرا صدایی درنمیاد. نه اعتراضی، نه فریادی. این وضع با سکوت درست نمی‌شه. خودِ ما کاسب‌ها هم اگر همین‌طور دست روی دست بذاریم، بعیده تا یکی دو ماه دیگه چیزی به اسم کاسبی باقی بمونه. تاریخ رو که مرور کنی، می‌بینی بازاری‌ها همیشه وزن تعیین‌کننده بودن؛ کنار مردم، نه زیر بار تحقیر. با این شرایط نه می‌شه زندگی کرد وقتشه بازار طرف درستش بایسته

اوضاع از «تحمل» گذشته.
کاسبی خوابیده، بازار خالیه، دخل‌ها منفی شده و فشار هر روز سنگین‌تر می‌شه.

بازاری، کاسب، کارگر، راننده، نانوا، کشاورز، معلم، پرستار، بازنشسته، تولیدکننده و هر کسی که زیر بار گرانی، مالیات، اجاره و بی‌عدالتی له شده—

اگر فکر می‌کنید دیگه با گلایه فردی چیزی درست نمی‌شه،
اگر باور دارید حق باید گرفته بشه نه التماس—

باید کنار هم بایستیم،
یا یکی‌یکی حذف می‌شیم.


@Eterazebazar
از ساعت ۷:۳۰ صبح تا ۶ عصر سر کارم. زندگی فقط کار شده، بدون امنیت، بدون آینده.
موقع جنگ ۱۲روزه، همهٔ شرکت‌ها نیروهایشان را جمع کردند و رفتند؛ اما ما ماندیم و کار کردیم. آخرش هم نتیجه این شد.
چند بار سرِ حقوق و این‌که کارفرما از زیر بار مسئولیت فرار می‌کند، از من تعهد گرفتند اما چون کارم دقیق و بی‌نقص بود، نتوانستند کاری با من بکنند.
آن‌هایی که به مدیر و بالادستی‌ها وصل‌اند، برای خودشان ادعای خدایی می‌کنند؛ چاپلوسی می‌کنند، رگ خواب کارگر را می‌شناسند و با زور و تهدید جلو می‌آیند. چون متأهل هستم، فعلاً تحمل می‌کنم؛ وگرنه آن‌قدر از این شرایط ناراضی‌ام که از عصبانیت، پلک چشم چپم مدام می‌پرد.

دو ماه است حقوقم از ۲۰میلیون به ۱۷میلیون رسیده. جیب خودشان همیشه گشاد است، بسته ماهانه نمیدن اگهیشون دروغ هستش اما اگر واقعاً به فکر مردم بودند، اوضاع این‌طور نبود.

یکی از حرف‌هایی که به من زدند هنوز توی سرم مانده: «نمی‌صرفه؟ برو دزدی کن!» این جمله آن‌قدر توهین‌آمیز بود که دلم می‌خواست بزنم توی دهان این حرومزاده‌هایی که بی‌حساب و کتاب، فقط چون «کاره‌ای» هستند، به کارگر توهین می‌کنند.

همه‌چیز روی کاغذ می‌گویند حقوق طبق قانون کار است، اما در عمل هیچ‌چیز شبیه قانون کار نیست.
https://t.me/Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماست و پنیر هم شد کالای لوکس.
سفره‌ی مردم را ذره‌ذره جمع کردند و اسمش را گذاشتند «کنترل بازار».
گرانی ماست و پنیر فقط گرانیِ دو تا کالا نیست؛ سند رسمیِ فروپاشی معیشت است.

وقتی ساده‌ترین خوراک مردم هم از دسترس خارج می‌شود،
یعنی یک حاکمیت رسماً از تأمین حداقل زندگی ناتوان است—
یا بدتر، بی‌اعتناست.

سکوت، فقط این فاجعه را عادی می‌کند.

@Eterazebazar
چه خبره واقعا
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چهار ماه بی‌حقوقی، اسمش «تاخیر» نیست؛ دزدیِ آشکار از سفره‌ی کارگر است.

در پتروپالایش کنگان سایت ۲، کارگرانی که چرخ تولید را می‌چرخانند، مجبور شدند درِ کارخانه را ببندند تا شاید صدایشان شنیده شود.

حقوق ماه‌های ۶، ۷، ۸ و ۹ پرداخت نشده،
اما انتظار دارند کارگر ساکت بماند، کار کند و له شود.
این همان منطق حاکمیتی است که کارگر را مصرفی می‌بیند، نه انسان.

اعتصاب نتیجه‌ی «بی‌صبری» نیست؛
نتیجه‌ی تحقیر، بی‌عدالتی و بی‌پاسخ‌گویی است.
وقتی حق را نمی‌دهند، اعتراض تنها راه باقی‌مانده است.

کارگران گفته‌اند عقب‌نشینی نمی‌کنند—
و حق هم همین است.

@Eterazebazar
گزارش‌ها از شهرهای مختلف یک واقعیت تلخ را فریاد می‌زنند:
مردم دیگر توان خرید ندارند.
بازار قفل شده، کالا ها فاسدمی شود،

نمونه‌ی تازه‌اش استان بوشهر است؛
۲ تُن تخم‌مرغ فاسد و معدوم شد.
این فقط هدررفت غذا نیست—
سند رسمیِ فروپاشی اقتصاد، بی‌کفایتی حاکمیت و فشار مستقیم بر مردم است.
وقتی مردم گرسنه‌اند و کالا نابود می‌شود،
مشکل بازار نیست؛
مشکل سیاستی است که علیه مردم عمل می‌کند.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این تصویر واقعی اقتصادِ ویران‌شده‌ی امروز است؛

بازاری که نفسش را بریده‌اند، چراغش را خاموش کرده‌اند و بعد با وقاحت می‌پرسند «چرا رکود است؟»

دلار ۱۴۰هزار تومانی، قیمت‌های افسارگسیخته، مالیات‌های خفه‌کننده، اجاره‌های جنایت‌کارانه و فشاری که لحظه‌ای قطع نمی‌شود—
و در مقابل، حاکمیتی که یا کر است یا خود را به کری زده.

سؤال تلخ اینجاست:
چطور این همه ویرانی را می‌بینیم و هنوز صدایی درنمی‌آید؟
نه فریادی، نه اعتراضی، نه ایستادنی.
اما حقیقت را باید گفت: این جهنم با سکوت درست نمی‌شود.

اگر بازار—اگر خودِ کاسب—همچنان تماشاگر بماند،
تا یکی دو ماه دیگر چیزی به اسم «کاسبی» باقی نمی‌ماند؛
نه از سر تنبلی، بلکه چون عمداً نابودش کرده‌اند.

تاریخ را که ورق بزنی، می‌بینی بازار همیشه ستون جامعه بوده؛
کنار مردم، نه زیر چکمه‌ی تحقیر و غارت.
اما امروز می‌خواهند بازار را به موجودی بی‌جان، ترسو و مطیع تبدیل کنند.

این وضعیت دیگر «سخت» نیست؛
از مرحله‌ی تحمل گذشته.
کاسبی خوابیده، بازار خالی است، دخل‌ها منفی شده و فشار هر روز وحشی‌تر می‌شود—
در حالی که بالا‌نشین‌ها فقط آمار می‌سازند و دروغ تحویل می‌دهند.

بازاری، کاسب، کارگر، راننده، نانوا، کشاورز، معلم، پرستار، بازنشسته، تولیدکننده—
همه‌ی ما که زیر گرانی، مالیات، اجاره و بی‌عدالتی له شده‌ایم،
در یک صف ایستاده‌ایم؛ صف قربانیان یک حاکمیت ناتوان و بی‌پاسخ‌گو.

اگر هنوز فکر می‌کنید با غر زدنِ فردی چیزی عوض می‌شود، اشتباه است.
اگر باور دارید حق را باید گرفت، نه التماس کرد—
پس وقت انتخاب است:

یا کنار هم می‌ایستیم،
یا یکی‌یکی حذف می‌شویم.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز ۷ دی ۱۴۰۴، بازنشستگان تأمین اجتماعی و فرهنگی مقابل سازمان تأمین اجتماعی تجمع اعتراضی برگزار کردند؛
برای حقِ پایمال‌شده‌ی زندگی.

مجلس و دولت، دو تیغه‌ی یک قیچی،
هر دو علیه بازنشسته.
سال‌ها کار، پرداخت حق‌بیمه و خدمت—
و حالا فقر، تحقیر و وعده‌های توخالی.

بازنشسته‌ای که باید در آرامش زندگی کند،
به خیابان رانده شده تا برای حداقل‌ها فریاد بزند.
این اعتراض، نشانه‌ی بی‌نظمی نیست؛
سند ورشکستگی سیاستی است که بازنشسته را قربانی کرده.

وقتی مجلس و دولت پشت به مردم‌اند،
خیابان می‌شود آخرین تریبون حق.

@Eterazebazar
دهمین روز اعتراض کارگران ابنیه فنی تراورس لرستان؛

ده روز بی‌پاسخی، ده روز تحقیر، ده روز بازی با آینده‌ی ۷ هزار کارگر.

کارگران ابنیه فنی راه‌آهن درود، از ایستگاه ازنا تا تنگ هفت، ایستاده‌اند چون دیگر راهی نمانده.
مدیرعامل آمد، حرف زد، رفت—
اما هیچ مطالبه‌ای پاسخ نگرفت.
و این دقیقاً همان سناریوی تکراریِ فرسایشی است.

شرکتی که خصوصی‌سازی‌اش بلاتکلیف مانده،
کارگرانی که امنیت شغلی و حقوقی ندارند،
و دولتی که چهار سال است عمداً تعیین تکلیف نمی‌کند.

@Eterazebazar
دلار ۱۴۲ هزار تومان،
یورو ۱۶۷ هزار،
تتر ۱۴۳ هزار—

این اعداد فقط نرخ ارز نیستند؛
تابلوی رسمیِ سقوط اقتصاد و بی‌ارزش‌شدن زندگی مردم‌اند.
حقوق ریالی، هزینه دلاری؛
فرمولی که عمداً مردم را له می‌کند.

دولت تماشاگر، مجلس هم‌دست،
و مردمی که هر روز فقیرتر می‌شوند.
وقتی پول ملی فرو می‌ریزد،

این گرانی تصادفی نیست؛
نتیجه‌ی مستقیم حاکمیتی است که دیگر حتی وانمود هم نمی‌کند حواسش به مردم است.

@Eterazebazar
۶ دی ۱۴۰۴؛ کارمندان بهزیستی در بهبهان، شیراز و ورشت تجمع کردند.
دلیل؟ سختی گذران زندگی، حقوق پایین و پایمال شدن حقشان.

این اعتراض‌ها نه خواست لوکس، که فریاد عدالت‌خواهی است؛
فریادی علیه سیستمی که کارمندان را فراموش کرده، حقوقشان را لگدمال می‌کند و زندگی‌شان را به بازی گرفته است.

وقتی مردم مجبورند برای حداقل‌هایشان به خیابان بیایند،
.
@Eterazebazar
قالیباف می‌گوید افزایش حقوق ۲۰ درصدی کارمندان «مشکل دارد و باید اصلاح شود».
دولت هم با افتخار اعلام کرده: افرادی که تا ۴۰ میلیون حقوق می‌گیرند، از مالیات معاف شدند!

۴۰ میلیون تومان حقوق؟! خنده‌دار است.
یعنی دولت می‌گوید: «شما ۴۰ بده، ما دو تومانش را مالیات برمی‌داریم!»
و نکته جالب‌تر: همه این تصمیم‌گیرندگان، از پشت میزهای راحت ، دارند برای زندگی مردم قانون می‌نویسند.

این فقط طنز تلخ نیست؛
سند رسمی فاصله‌ی بین تصمیم‌گیرندگان و مردم عادی است.
در حالی که سفره‌ها کوچک و هزینه‌ها سرسام‌آور است، آنها در اتاق‌های لوکس درباره «افزایش حقوق مناسب» مذاکره می‌کنند و مردم همچنان در صف‌های ناتمام زندگی گیر کرده‌اند.

@Eterazebazar