This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دورود ۱۸ دی
درگیری مردم و نیرو های سرکوبگر شنیده ها حاکی از آنست که پایگاه بسیج درود به آتش کشیده شد
@Eterazebazar
درگیری مردم و نیرو های سرکوبگر شنیده ها حاکی از آنست که پایگاه بسیج درود به آتش کشیده شد
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
-فرمانداری گرگان مردم آتش زدند
@Eterazebazar
@Eterazebazar
«نت بلاکس» که محدودیت دسترسی به اینترنت در جهان را رصد می کند، اعلام کرد که بر اساس داده ها، ایران وارد یک قطعی سراسری اینترنت شده است. این وضعیت پس از تشدید سانسور دیجیتال در ارتباط با اعتراضات رخ داده و در این مقطع حساس، حق ارتباط و اطلاع رسانی مردم را مختل خواهد کرد.
@Eterazebazar
@Eterazebazar
ملایر کلانتری یازده آتیش زدن شهرداری و کیوسک پلیس و هرچی مربوط به دولته آتیش زدن
@Eterazebazar
@Eterazebazar
ترامپ: «باید اجازه داد همه وارد صحنه ایران شوند و ببینیم چه کسی از دل تحولات بیرون میآید.»
دونالد ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره دیدار با رضا پهلوی گفت او را زیر نظر دارد اما در شرایط کنونی چنین دیداری را در جایگاه ریاستجمهوری مناسب نمیداند.
ترامپ تأکید کرد: «باید اجازه داد همه وارد صحنه شوند و ببینیم چه کسی از دل تحولات بیرون میآید. مطمئن نیستم که الان اقدام مناسبی باشد.»
@Eterazebazar
دونالد ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره دیدار با رضا پهلوی گفت او را زیر نظر دارد اما در شرایط کنونی چنین دیداری را در جایگاه ریاستجمهوری مناسب نمیداند.
ترامپ تأکید کرد: «باید اجازه داد همه وارد صحنه شوند و ببینیم چه کسی از دل تحولات بیرون میآید. مطمئن نیستم که الان اقدام مناسبی باشد.»
@Eterazebazar
مردم شریف و آگاه، کسبه، بازاریان و همراهان !
کانال ما حالا ۹ روز است که بهدلیل قطع اینترنت توسط حکومت، نتوانسته هیچ پستی منتشر کند. این سکوت از روی بیتفاوتی نیست؛ نتیجهی سانسور، سرکوب و بستن راههای ارتباطی مردم با دنیاست.
در همین روزها، جنایتی بزرگ در جریان بوده است. مردم بیدفاع—زن و مرد، کودک و سالمند—هدف خشونتی قرار گرفتند که تاریخ آن را فراموش نخواهد کرد. آمار دقیق نداریم، اما میدانیم که صحبت از هزاران انسان است؛ انسانهایی که حق زندگی، آزادی و امنیت داشتند.
ما اینجا هستیم تا شاهد باشیم، تا روایت کنیم و تا نگذاریم حقیقت دفن شود. وظیفهی ما افشای جنایتی است که حکومت علیه مردم خود مرتکب شده است. این راه شاید سخت باشد، اما یقین داریم که در آیندهای نهچندان دور، عاملان این جنایت در برابر مردم و در برابر تاریخ پاسخگو خواهند شد. تاریخ همیشه گواه حقیقت بوده و خواهد بود.
از بازار رشت که بهطور کامل ویران شد،
از بازاریان شریفی که در این مسیر جان باختند،
از مردمی که با دستان خالی در برابر ظلم ایستادند،
از همهی دردها، فریادها و اشکهایی که دیده نشد…
ما تلاش میکنیم همهی تصاویر، اسناد و روایتها را منتشر کنیم تا جهان بداند بر مردم ما چه گذشته است. بهمحض بهتر شدن وضعیت اینترنت، این مسیر را با قدرت ادامه خواهیم داد.
در این راه، به همراهی شما نیاز داریم.
ما میمانیم، روایت میکنیم و حقیقت را زنده نگه میداریم.
@Eterazebazar
کانال ما حالا ۹ روز است که بهدلیل قطع اینترنت توسط حکومت، نتوانسته هیچ پستی منتشر کند. این سکوت از روی بیتفاوتی نیست؛ نتیجهی سانسور، سرکوب و بستن راههای ارتباطی مردم با دنیاست.
در همین روزها، جنایتی بزرگ در جریان بوده است. مردم بیدفاع—زن و مرد، کودک و سالمند—هدف خشونتی قرار گرفتند که تاریخ آن را فراموش نخواهد کرد. آمار دقیق نداریم، اما میدانیم که صحبت از هزاران انسان است؛ انسانهایی که حق زندگی، آزادی و امنیت داشتند.
ما اینجا هستیم تا شاهد باشیم، تا روایت کنیم و تا نگذاریم حقیقت دفن شود. وظیفهی ما افشای جنایتی است که حکومت علیه مردم خود مرتکب شده است. این راه شاید سخت باشد، اما یقین داریم که در آیندهای نهچندان دور، عاملان این جنایت در برابر مردم و در برابر تاریخ پاسخگو خواهند شد. تاریخ همیشه گواه حقیقت بوده و خواهد بود.
از بازار رشت که بهطور کامل ویران شد،
از بازاریان شریفی که در این مسیر جان باختند،
از مردمی که با دستان خالی در برابر ظلم ایستادند،
از همهی دردها، فریادها و اشکهایی که دیده نشد…
ما تلاش میکنیم همهی تصاویر، اسناد و روایتها را منتشر کنیم تا جهان بداند بر مردم ما چه گذشته است. بهمحض بهتر شدن وضعیت اینترنت، این مسیر را با قدرت ادامه خواهیم داد.
در این راه، به همراهی شما نیاز داریم.
ما میمانیم، روایت میکنیم و حقیقت را زنده نگه میداریم.
@Eterazebazar
بهدلیل قطع سراسری اینترنت، سانسور شدید خبری و فضای کاملاً امنیتی، از هر کسی که این متن را میبیند درخواست میکنیم آن را به سازمانهای حقوق بشری، رسانههای مستقل و نهادهای بینالمللی منتقل کند تا واقعیت آنچه بر مردم میگذرد پنهان نماند .
استان کرمان در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی عملاً در شرایطی شبیه وضعیت جنگی قرار داشت. بر اساس گزارشهای مردمی و منابع محلی، سرکوبها در این دو روز بهصورت سازمانیافته، گسترده و با استفاده از سلاحهای جنگی انجام شده است. برآوردها حاکی از آن است که شمار کشتهشدگان در استان کرمان بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر بوده که ابعاد یک کشتار وسیع را نشان میدهد.
صبح جمعه، در بیمارستان شفا گزارش شده که حدود ۳۰ نفر بهدلیل اصابت مستقیم گلوله یا ساچمه دچار تخلیه چشم شدهاند. همچنین در یک یا دو بیمارستان دیگر، دستکم ۴۸ مورد تخلیه چشم ثبت شده است؛ آماری که نشاندهنده استفاده هدفمند از سلاحهای سرکوبگرانه و شلیک مستقیم به سر و صورت معترضان است.
در شهر کرمان، از حدود ساعت ۴ بعدازظهر عملاً حکومت نظامی نانوشته برقرار بوده است. بسیاری از مراکز خصوصی که پیشتر ساعت ۴ تعطیل میکردند، مجبور شدهاند از ساعت ۲:۳۰ یا ۳ بعدازظهر فعالیت خود را متوقف کنند. بنا بر گزارشها، در برخی محلهها و کوچهها، نیروهای سرکوب بهصورت ثابت و دائمی مستقر شدهاند؛ وضعیتی که بیشتر به کنترل نظامی یک شهر در شرایط جنگی شباهت دارد.
منابع محلی تأکید میکنند که گروه فاطمیون وابسته به سپاه در شهرهای کرمان و رفسنجان نقش پررنگ و تعیینکنندهای در سرکوبها داشته است؛ بهگونهای که در برخی مناطق، تعداد نیروهای این گروه از نیروهای ایرانی حاضر در صحنه بیشتر بوده و عملاً سرکوب بهدست عناصر غیربومی انجام شده است.
در روزهای جمعه و شنبه، گزارشهای متعددی از حضور نیروهایی منتشر شده که به زبان عربی صحبت میکردند اما برای پوشش اقدامات خود، گزارشها و نوشتههایی به زبان فارسی تهیه میکردند. . همزمان، علت مرگ بسیاری از جانباختگان بهصورت هدفمند و نادرست «تصادف» یا «بیماری» اعلام شده است.
در بیمارستانها نیروهای سرکوب مستقر بودهاند و فضای درمانی نیز به محیطی امنیتی تبدیل شده است. در خیابانها، اگر فردی با تلفن همراه فیلمبرداری کند یا حتی درباره وقایع صحبت کند، بلافاصله بازداشت میشود. از شامگاه جمعه تا حدود ساعت ۵ صبح روز بعد، صدای رگبار و شلیک مسلسل بهطور مداوم در نقاط مختلف کرمان شنیده میشد؛ صدایی که نشاندهنده یک عملیات سرکوب تمامعیار و جنگگونه علیه مردم بیدفاع است.
یکی از تکاندهندهترین موارد، مربوط به مردی است که دو پسرش در جریان این سرکوبها کشته شدهاند و بهدلیل فضای شدید امنیتی و ترس از بازداشت، ناچار شده آنها را در باغچه خانه خود دفن کند؛ روایتی دردناک که عمق فاجعه انسانی رخداده در کرمان را بهروشنی نشان میدهد.
@Eterazebazar
استان کرمان در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی عملاً در شرایطی شبیه وضعیت جنگی قرار داشت. بر اساس گزارشهای مردمی و منابع محلی، سرکوبها در این دو روز بهصورت سازمانیافته، گسترده و با استفاده از سلاحهای جنگی انجام شده است. برآوردها حاکی از آن است که شمار کشتهشدگان در استان کرمان بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر بوده که ابعاد یک کشتار وسیع را نشان میدهد.
صبح جمعه، در بیمارستان شفا گزارش شده که حدود ۳۰ نفر بهدلیل اصابت مستقیم گلوله یا ساچمه دچار تخلیه چشم شدهاند. همچنین در یک یا دو بیمارستان دیگر، دستکم ۴۸ مورد تخلیه چشم ثبت شده است؛ آماری که نشاندهنده استفاده هدفمند از سلاحهای سرکوبگرانه و شلیک مستقیم به سر و صورت معترضان است.
در شهر کرمان، از حدود ساعت ۴ بعدازظهر عملاً حکومت نظامی نانوشته برقرار بوده است. بسیاری از مراکز خصوصی که پیشتر ساعت ۴ تعطیل میکردند، مجبور شدهاند از ساعت ۲:۳۰ یا ۳ بعدازظهر فعالیت خود را متوقف کنند. بنا بر گزارشها، در برخی محلهها و کوچهها، نیروهای سرکوب بهصورت ثابت و دائمی مستقر شدهاند؛ وضعیتی که بیشتر به کنترل نظامی یک شهر در شرایط جنگی شباهت دارد.
منابع محلی تأکید میکنند که گروه فاطمیون وابسته به سپاه در شهرهای کرمان و رفسنجان نقش پررنگ و تعیینکنندهای در سرکوبها داشته است؛ بهگونهای که در برخی مناطق، تعداد نیروهای این گروه از نیروهای ایرانی حاضر در صحنه بیشتر بوده و عملاً سرکوب بهدست عناصر غیربومی انجام شده است.
در روزهای جمعه و شنبه، گزارشهای متعددی از حضور نیروهایی منتشر شده که به زبان عربی صحبت میکردند اما برای پوشش اقدامات خود، گزارشها و نوشتههایی به زبان فارسی تهیه میکردند. . همزمان، علت مرگ بسیاری از جانباختگان بهصورت هدفمند و نادرست «تصادف» یا «بیماری» اعلام شده است.
در بیمارستانها نیروهای سرکوب مستقر بودهاند و فضای درمانی نیز به محیطی امنیتی تبدیل شده است. در خیابانها، اگر فردی با تلفن همراه فیلمبرداری کند یا حتی درباره وقایع صحبت کند، بلافاصله بازداشت میشود. از شامگاه جمعه تا حدود ساعت ۵ صبح روز بعد، صدای رگبار و شلیک مسلسل بهطور مداوم در نقاط مختلف کرمان شنیده میشد؛ صدایی که نشاندهنده یک عملیات سرکوب تمامعیار و جنگگونه علیه مردم بیدفاع است.
یکی از تکاندهندهترین موارد، مربوط به مردی است که دو پسرش در جریان این سرکوبها کشته شدهاند و بهدلیل فضای شدید امنیتی و ترس از بازداشت، ناچار شده آنها را در باغچه خانه خود دفن کند؛ روایتی دردناک که عمق فاجعه انسانی رخداده در کرمان را بهروشنی نشان میدهد.
@Eterazebazar
سرکوب خونین در امیدیه و ماهشهر؛ دهها کشته و صدها بازداشت در اعتراضات دیماه
این گزارش در شرایطی بسیار سخت و پرخطر تهیه شده است؛ در فضای قطع اینترنت، سانسور کامل خبری و تهدید مستقیم شاهدان، بسیاری تنها با ترس و بهصورت پنهانی توانستهاند اطلاعات را منتقل کنند. اما هیچ تهدید و فشار نمیتواند ما را از روایت حقیقت بازدارد. رساندن این متن به بیرون، بخشی از ایستادگی مردم و شکستن محاصرهی خبری است.
قطع اینترنت یعنی پنهان کردن جنایت؛ یعنی تلاش برای دفن خون و فریاد مردم. نگذارید موفق شوند. هر بازنشر، هر نگاه و هر صدای منتقل شده، قدرتی است برای شکست سکوت. این متن را منتشر کنید تا جنایت در تاریکی نماند.
بر اساس گزارشهای مردمی و منابع محلی، شهرستان امیدیه در استان خوزستان طی روزهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دیماه شاهد تجمع چندینهزار نفرهی معترضان بوده است. در جریان این اعتراضات، معترضان به دفتر حیات مقدم، نماینده مجلس، حمله کرده و آن را تخریب کردند. همچنین یکی از ساختمانهای امن وابسته به وزارت اطلاعات نیز هدف حمله قرار گرفته است.
این تجمعات با سرکوب شدید نیروهای امنیتی مواجه شد. بنا بر گزارشها، نزدیک به ۱۰۰۰ نفر بازداشت شدهاند، دستکم ۴ نفر کشته و حدود ۱۰۰ نفر نیز زخمی شدهاند.
همزمان، شهر ماهشهر نیز شاهد اعتراضات گسترده بوده و گزارش شده است که دستکم ۱۰ معترض در جریان سرکوبها جان خود را از دست دادهاند.
در یکی از موارد مشخص، محمدحسین امان، فرزند جمال، ۲۵ ساله، در جریان اعتراضات سراسری روز جمعه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در ماهشهر بر اثر اصابت گلوله نیروهای امنیتی به قلبش کشته شده است.
پیکر این جوان تنها پس از وساطت و با گرفتن تعهد از خانواده تحویل داده شده و خانواده او از برگزاری هرگونه مراسم عزاداری، ختم یا تجمع منع شدهاند.
روز شنبه ۲۰ دیماه، خانوادههای معترضان بازداشتی در شهرستان امیدیه تجمع کرده بودند و این تجمع نیز با سرکوب شدید نیروهای امنیتی مواجه شد.
تمام تلاش ما این است که تصاویر، مدارک و روایتها را با وجود همهی خطرها جمعآوری و منتشر کنیم تا حقیقت به گوش جهان برسد. هر بازنشر، هر نگاه و هر اقدام برای انتقال این حقیقت، قدرت ماست. بهمحض باز شدن راههای ارتباطی، این مسیر را با توان و جدیت بیشتری ادامه خواهیم داد. ما ایستادهایم، ما روایت میکنیم و ما اجازه نمیدهیم جنایت در تاریکی بماند.
@Eterazebazar
این گزارش در شرایطی بسیار سخت و پرخطر تهیه شده است؛ در فضای قطع اینترنت، سانسور کامل خبری و تهدید مستقیم شاهدان، بسیاری تنها با ترس و بهصورت پنهانی توانستهاند اطلاعات را منتقل کنند. اما هیچ تهدید و فشار نمیتواند ما را از روایت حقیقت بازدارد. رساندن این متن به بیرون، بخشی از ایستادگی مردم و شکستن محاصرهی خبری است.
قطع اینترنت یعنی پنهان کردن جنایت؛ یعنی تلاش برای دفن خون و فریاد مردم. نگذارید موفق شوند. هر بازنشر، هر نگاه و هر صدای منتقل شده، قدرتی است برای شکست سکوت. این متن را منتشر کنید تا جنایت در تاریکی نماند.
بر اساس گزارشهای مردمی و منابع محلی، شهرستان امیدیه در استان خوزستان طی روزهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دیماه شاهد تجمع چندینهزار نفرهی معترضان بوده است. در جریان این اعتراضات، معترضان به دفتر حیات مقدم، نماینده مجلس، حمله کرده و آن را تخریب کردند. همچنین یکی از ساختمانهای امن وابسته به وزارت اطلاعات نیز هدف حمله قرار گرفته است.
این تجمعات با سرکوب شدید نیروهای امنیتی مواجه شد. بنا بر گزارشها، نزدیک به ۱۰۰۰ نفر بازداشت شدهاند، دستکم ۴ نفر کشته و حدود ۱۰۰ نفر نیز زخمی شدهاند.
همزمان، شهر ماهشهر نیز شاهد اعتراضات گسترده بوده و گزارش شده است که دستکم ۱۰ معترض در جریان سرکوبها جان خود را از دست دادهاند.
در یکی از موارد مشخص، محمدحسین امان، فرزند جمال، ۲۵ ساله، در جریان اعتراضات سراسری روز جمعه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در ماهشهر بر اثر اصابت گلوله نیروهای امنیتی به قلبش کشته شده است.
پیکر این جوان تنها پس از وساطت و با گرفتن تعهد از خانواده تحویل داده شده و خانواده او از برگزاری هرگونه مراسم عزاداری، ختم یا تجمع منع شدهاند.
روز شنبه ۲۰ دیماه، خانوادههای معترضان بازداشتی در شهرستان امیدیه تجمع کرده بودند و این تجمع نیز با سرکوب شدید نیروهای امنیتی مواجه شد.
تمام تلاش ما این است که تصاویر، مدارک و روایتها را با وجود همهی خطرها جمعآوری و منتشر کنیم تا حقیقت به گوش جهان برسد. هر بازنشر، هر نگاه و هر اقدام برای انتقال این حقیقت، قدرت ماست. بهمحض باز شدن راههای ارتباطی، این مسیر را با توان و جدیت بیشتری ادامه خواهیم داد. ما ایستادهایم، ما روایت میکنیم و ما اجازه نمیدهیم جنایت در تاریکی بماند.
@Eterazebazar
جنایت آشکار در خرمآباد؛ رگبار مردم بیدفاع در منطقه ماسور
این گزارش در شرایطی منتشر میشود که اینترنت عمداً قطع شده، مسیرهای اطلاعرسانی مسدود شده و شاهدان تحت فشار و تهدید مستقیم قرار دارند. این قطع ارتباط، نه برای «امنیت»، بلکه برای پنهانسازی جنایت است. آنچه در ماسور رخ داد، یک حادثه نیست؛ یک کشتار سازمانیافته است.
بر اساس گزارشهای مردمی و شهادت شاهدان عینی، روز ۱۸ دیماه در منطقه ماسور خرمآباد، یگانهای ویژه سپاه و نیروهای بسیج بدون هیچ هشدار و در برابر مردمی بیدفاع، آتش گشودند. این منطقه کوچک و روستامانند، به میدان تیر تبدیل شد و مردم عادی—بدون سلاح و بدون امکان فرار—به رگبار بسته شدند.
نتیجه این یورش، کشته و زخمی شدن دهها نفر از ساکنان منطقه بود. شدت تیراندازی به حدی بوده که امکان امدادرسانی فوری وجود نداشته و برخی مجروحان در همان ساعات اولیه جان خود را از دست دادهاند.
برخی از جانباختگان شناساییشده این جنایت عبارتاند از:
ملکنیاز کردعلیوند، ۶۰ ساله
سعید جودکی
ابراهیم حیدری
حسن محمدی
حمزه جودکی
بیرانوند
پرنون
و چندین نفر دیگر که بهدلیل فضای شدید امنیتی، نام آنها هنوز اعلام نشده است.
قطع اینترنت در چنین شرایطی تصادفی نیست. این اقدام، تلاشی آگاهانه برای پاک کردن رد خون، خاموش کردن فریاد خانوادهها و جلوگیری از رسیدن حقیقت به بیرون است. وقتی ارتباط را قطع میکنند، یعنی میخواهند هیچ تصویری باقی نماند، هیچ اسمی شنیده نشود و هیچ مسئولی پاسخگو نباشد.
این گزارش بر پایه روایتهایی تهیه شده که با ترس، تعقیب و خطر جانی منتقل شدهاند.
ما عقب نمینشینیم. ما روایت میکنیم.
و اجازه نمیدهیم ماسور به یک نام فراموششده در تاریکی تبدیل شود.
با باز شدن راههای ارتباطی، تصاویر، اسناد و روایتها منتشر خواهد شد تا جهان بداند در خرمآباد چه جنایتی رخ داده است.
@Eterazebazar
این گزارش در شرایطی منتشر میشود که اینترنت عمداً قطع شده، مسیرهای اطلاعرسانی مسدود شده و شاهدان تحت فشار و تهدید مستقیم قرار دارند. این قطع ارتباط، نه برای «امنیت»، بلکه برای پنهانسازی جنایت است. آنچه در ماسور رخ داد، یک حادثه نیست؛ یک کشتار سازمانیافته است.
بر اساس گزارشهای مردمی و شهادت شاهدان عینی، روز ۱۸ دیماه در منطقه ماسور خرمآباد، یگانهای ویژه سپاه و نیروهای بسیج بدون هیچ هشدار و در برابر مردمی بیدفاع، آتش گشودند. این منطقه کوچک و روستامانند، به میدان تیر تبدیل شد و مردم عادی—بدون سلاح و بدون امکان فرار—به رگبار بسته شدند.
نتیجه این یورش، کشته و زخمی شدن دهها نفر از ساکنان منطقه بود. شدت تیراندازی به حدی بوده که امکان امدادرسانی فوری وجود نداشته و برخی مجروحان در همان ساعات اولیه جان خود را از دست دادهاند.
برخی از جانباختگان شناساییشده این جنایت عبارتاند از:
ملکنیاز کردعلیوند، ۶۰ ساله
سعید جودکی
ابراهیم حیدری
حسن محمدی
حمزه جودکی
بیرانوند
پرنون
و چندین نفر دیگر که بهدلیل فضای شدید امنیتی، نام آنها هنوز اعلام نشده است.
قطع اینترنت در چنین شرایطی تصادفی نیست. این اقدام، تلاشی آگاهانه برای پاک کردن رد خون، خاموش کردن فریاد خانوادهها و جلوگیری از رسیدن حقیقت به بیرون است. وقتی ارتباط را قطع میکنند، یعنی میخواهند هیچ تصویری باقی نماند، هیچ اسمی شنیده نشود و هیچ مسئولی پاسخگو نباشد.
این گزارش بر پایه روایتهایی تهیه شده که با ترس، تعقیب و خطر جانی منتقل شدهاند.
ما عقب نمینشینیم. ما روایت میکنیم.
و اجازه نمیدهیم ماسور به یک نام فراموششده در تاریکی تبدیل شود.
با باز شدن راههای ارتباطی، تصاویر، اسناد و روایتها منتشر خواهد شد تا جهان بداند در خرمآباد چه جنایتی رخ داده است.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت تکاندهنده از درون خانواده نیروهای سرکوب؛ همسر یک سپاهی لباسها را به آتش میکشد
این گزارش در شرایطی منتشر میشود که اینترنت بهطور هدفمند قطع و وصل میشود و هرگونه اطلاعرسانی با فشار، تهدید و خطر همراه است. آنچه اکنون بهعنوان «وصل شدن اینترنت» از آن یاد میشود، نه دسترسی آزاد بلکه تلاشی فرساینده و تحقیرآمیز است؛ ارتباطها کاملاً مقطعی و ناپایدارند. گاه نیم ساعت اتصال برقرار میشود و بعد برای ساعتها همهچیز قطع میماند، چند دقیقه وصل میشوی و دوباره وارد خاموشی طولانی میشوی. برای همین چند دقیقه اتصال هم باید مدام تلاش کرد، مسیر عوض کرد و عملاً التماس کرد تا شاید ارتباطی برقرار شود. در همین وضعیت دشوار و شکننده است که تلاش میکنیم صداهایی را که عامدانه خفه کرده بودند، به بیرون برسانیم.
در ادامهی این تلاشها، ویدئویی به دست ما رسیده که زنی، همسر یکی از نیروهای سپاه و بسیج، در آن بهصراحت علیه نقش همسرش در سرکوب مردم موضع میگیرد. این ویدئو توسط خود این زن ضبط شده و از درون خانههای نیروهای سرکوب، شکاف عمیق و فروپاشی مشروعیت این ساختار را عیان میکند.
او در این ویدئو میگوید:
«امروز این لباسها را آتش میزنم؛ لباسهایی که بوی خون میدهند. اینها لباسهای شوهر من است؛ کسی که در سپاه کار میکند، یک بسیجی، یک سپاهی که اسلحه روی مردم میکشد.»
این زن با صدایی آمیخته به خشم و اندوه ادامه میدهد:
«من نمیخواهم همسر من این لباسها را بپوشد و اسلحه به روی مردم بکشد. مردم از ما نفرت دارند. مردم حاضر نیستند ما را ببینند، حاضر نیستند ما در این جامعه باشیم.»
او صریح و بیپرده اعلام میکند که نمیخواهد همسرش برای این حکومت کار کند و مسئول کشتار مردم باشد و میگوید:
«من نمیخواهم شوهرم مردم را بکشد. این لباسها را آتش میزنم. امشب.»
این ویدئو تنها یک اعتراض شخصی نیست؛ سندی زنده از فروپاشی اخلاقی و اجتماعی دستگاه سرکوب است. جایی که حتی نزدیکترین افراد به نیروهای مسلح، دیگر حاضر به تحمل بار جنایت نیستند و بوی خون را از لباسها تشخیص میدهند.
قطع اینترنت، سانسور شدید و این وضعیت اتصال قطرهچکانی، دقیقاً برای جلوگیری از انتشار چنین صداهایی است. برای اینکه این روایتها شنیده نشوند و این حقیقتها به بیرون درز نکند.
ما عقب نمینشینیم. روایت میکنیم.
و اجازه نمیدهیم صداهایی که با زور میخواهند خفه کنند، در تاریکی بماند.
@Eterazebazar
این گزارش در شرایطی منتشر میشود که اینترنت بهطور هدفمند قطع و وصل میشود و هرگونه اطلاعرسانی با فشار، تهدید و خطر همراه است. آنچه اکنون بهعنوان «وصل شدن اینترنت» از آن یاد میشود، نه دسترسی آزاد بلکه تلاشی فرساینده و تحقیرآمیز است؛ ارتباطها کاملاً مقطعی و ناپایدارند. گاه نیم ساعت اتصال برقرار میشود و بعد برای ساعتها همهچیز قطع میماند، چند دقیقه وصل میشوی و دوباره وارد خاموشی طولانی میشوی. برای همین چند دقیقه اتصال هم باید مدام تلاش کرد، مسیر عوض کرد و عملاً التماس کرد تا شاید ارتباطی برقرار شود. در همین وضعیت دشوار و شکننده است که تلاش میکنیم صداهایی را که عامدانه خفه کرده بودند، به بیرون برسانیم.
در ادامهی این تلاشها، ویدئویی به دست ما رسیده که زنی، همسر یکی از نیروهای سپاه و بسیج، در آن بهصراحت علیه نقش همسرش در سرکوب مردم موضع میگیرد. این ویدئو توسط خود این زن ضبط شده و از درون خانههای نیروهای سرکوب، شکاف عمیق و فروپاشی مشروعیت این ساختار را عیان میکند.
او در این ویدئو میگوید:
«امروز این لباسها را آتش میزنم؛ لباسهایی که بوی خون میدهند. اینها لباسهای شوهر من است؛ کسی که در سپاه کار میکند، یک بسیجی، یک سپاهی که اسلحه روی مردم میکشد.»
این زن با صدایی آمیخته به خشم و اندوه ادامه میدهد:
«من نمیخواهم همسر من این لباسها را بپوشد و اسلحه به روی مردم بکشد. مردم از ما نفرت دارند. مردم حاضر نیستند ما را ببینند، حاضر نیستند ما در این جامعه باشیم.»
او صریح و بیپرده اعلام میکند که نمیخواهد همسرش برای این حکومت کار کند و مسئول کشتار مردم باشد و میگوید:
«من نمیخواهم شوهرم مردم را بکشد. این لباسها را آتش میزنم. امشب.»
این ویدئو تنها یک اعتراض شخصی نیست؛ سندی زنده از فروپاشی اخلاقی و اجتماعی دستگاه سرکوب است. جایی که حتی نزدیکترین افراد به نیروهای مسلح، دیگر حاضر به تحمل بار جنایت نیستند و بوی خون را از لباسها تشخیص میدهند.
قطع اینترنت، سانسور شدید و این وضعیت اتصال قطرهچکانی، دقیقاً برای جلوگیری از انتشار چنین صداهایی است. برای اینکه این روایتها شنیده نشوند و این حقیقتها به بیرون درز نکند.
ما عقب نمینشینیم. روایت میکنیم.
و اجازه نمیدهیم صداهایی که با زور میخواهند خفه کنند، در تاریکی بماند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارش میدانی از آتشسوزی بازار رشت؛ پیامد سرکوب و عقبراندن مردم در پنجشنبه ۱۸ دی
این گزارش در شرایطی منتشر میشود که اینترنت بهصورت مقطعی و ناپایدار در دسترس است و هرگونه اطلاعرسانی با فشار و خطر همراه است. آنچه روایت میشود، حاصل شهادت کسبه، شاهدان عینی و بررسی میدانی رخدادهاست.
ماجرا از صبح چهارشنبه آغاز شد؛ زمانی که کسبهی بازار رشت به اعتصابات پیوستند و نقش مؤثری در تقویت اعتراضات داخل شهر ایفا کردند. از همان شب، مرکز شهر رشت بهطور کامل امنیتی شد و حضور نیروهای سرکوب در محدودهی میدان شهرداری بهشدت افزایش یافت.
پنجشنبه ۱۸ دیماه، بنا بر گزارشهای میدانی، بخش عمدهی کشتهها در حوالی میدان شهرداری رشت رخ داده است. این میدان به چهار خیابان اصلی سعدی، شریعتی، سبزهمیدان و خمینی متصل است؛ محدودهای که عملاً به کانون درگیری و سرکوب تبدیل شد.
در این چهار مسیر، نیروهای امنیتی مردم را از همه جهات به عقب میراندند؛ بدون هیچ ملاحظهای نسبت به جان شهروندان. هدف صرفاً جلوگیری از پیشروی مردم بود، به هر قیمتی. تیراندازی و استفادهی سنگین از گاز اشکآور، بهصورت مداوم و برای عقبزدن جمعیت انجام میشد.
بررسی ویدیوهای منتشرشده از آتشسوزیهای رشت نشان میدهد بیش از ۹۵ درصد این آتشسوزیها دقیقاً در همین چهار خیابان منتهی به میدان شهرداری رخ داده است؛ همان محدودهای که مردم با زور سلاح و گاز در آن محاصره و عقب نگه داشته شدند.
بهدلیل بافت قدیمی و تودرتو بودن بازار رشت، بسیاری از مردم برای فرار از تیراندازی و تعقیب نیروهای امنیتی به داخل بازار پناه بردند تا از مسیرهای خلوتتر خارج شوند. مأموران نیز تا عمق بازار مردم را دنبال میکردند.
در همین شرایط، بازار رشت از سمت خیابان شریعتی دچار حریق شد. این در حالی است که آن شب، رشت با وزش باد گرم شدید مواجه بود؛ وضعیتی که هر آتشسوزی را بهسرعت گسترش میدهد و خطر را چند برابر میکند.
طبق گفتهی کسبهی بازار، بیش از یک ساعت و نیم این محدوده در آتش میسوخت، اما در تمام این مدت هیچ نیروی آتشنشانی برای مهار حریق وارد عمل نشد. این در حالی است که با توجه به بافت قدیمی، متراکم و کوچهپسکوچهای بازار، مهار سریع آتش باید در اولویت مطلق قرار میگرفت؛ چرا که با وجود باد گرم، خطر گسترش حریق بسیار بالا بوده است.
از همان شب ۱۸ دیماه تا امروز، اگر وارد بازار رشت شوید و پای صحبت کسبه بنشینید، یک جمله مدام تکرار میشود:
«این بلا را سر بازار آوردند چون بازار اعتصاب کرد.»
این روایت، صرفاً یک برداشت شخصی نیست؛ حاصل تجربهی مستقیم کسانی است که هم سرکوب را دیدهاند، هم آتش را، و هم سکوت معنادار نهادهایی که میتوانستند مانع گسترش فاجعه شوند.
انتشار این گزارش، تلاشی است برای شکستن سانسور و ثبت آنچه رخ داده است.
در همین اتصالهای کوتاه و ناپایدار، روایت میکنیم تا حقیقت دفن نشود.
@Eterazebazar
این گزارش در شرایطی منتشر میشود که اینترنت بهصورت مقطعی و ناپایدار در دسترس است و هرگونه اطلاعرسانی با فشار و خطر همراه است. آنچه روایت میشود، حاصل شهادت کسبه، شاهدان عینی و بررسی میدانی رخدادهاست.
ماجرا از صبح چهارشنبه آغاز شد؛ زمانی که کسبهی بازار رشت به اعتصابات پیوستند و نقش مؤثری در تقویت اعتراضات داخل شهر ایفا کردند. از همان شب، مرکز شهر رشت بهطور کامل امنیتی شد و حضور نیروهای سرکوب در محدودهی میدان شهرداری بهشدت افزایش یافت.
پنجشنبه ۱۸ دیماه، بنا بر گزارشهای میدانی، بخش عمدهی کشتهها در حوالی میدان شهرداری رشت رخ داده است. این میدان به چهار خیابان اصلی سعدی، شریعتی، سبزهمیدان و خمینی متصل است؛ محدودهای که عملاً به کانون درگیری و سرکوب تبدیل شد.
در این چهار مسیر، نیروهای امنیتی مردم را از همه جهات به عقب میراندند؛ بدون هیچ ملاحظهای نسبت به جان شهروندان. هدف صرفاً جلوگیری از پیشروی مردم بود، به هر قیمتی. تیراندازی و استفادهی سنگین از گاز اشکآور، بهصورت مداوم و برای عقبزدن جمعیت انجام میشد.
بررسی ویدیوهای منتشرشده از آتشسوزیهای رشت نشان میدهد بیش از ۹۵ درصد این آتشسوزیها دقیقاً در همین چهار خیابان منتهی به میدان شهرداری رخ داده است؛ همان محدودهای که مردم با زور سلاح و گاز در آن محاصره و عقب نگه داشته شدند.
بهدلیل بافت قدیمی و تودرتو بودن بازار رشت، بسیاری از مردم برای فرار از تیراندازی و تعقیب نیروهای امنیتی به داخل بازار پناه بردند تا از مسیرهای خلوتتر خارج شوند. مأموران نیز تا عمق بازار مردم را دنبال میکردند.
در همین شرایط، بازار رشت از سمت خیابان شریعتی دچار حریق شد. این در حالی است که آن شب، رشت با وزش باد گرم شدید مواجه بود؛ وضعیتی که هر آتشسوزی را بهسرعت گسترش میدهد و خطر را چند برابر میکند.
طبق گفتهی کسبهی بازار، بیش از یک ساعت و نیم این محدوده در آتش میسوخت، اما در تمام این مدت هیچ نیروی آتشنشانی برای مهار حریق وارد عمل نشد. این در حالی است که با توجه به بافت قدیمی، متراکم و کوچهپسکوچهای بازار، مهار سریع آتش باید در اولویت مطلق قرار میگرفت؛ چرا که با وجود باد گرم، خطر گسترش حریق بسیار بالا بوده است.
از همان شب ۱۸ دیماه تا امروز، اگر وارد بازار رشت شوید و پای صحبت کسبه بنشینید، یک جمله مدام تکرار میشود:
«این بلا را سر بازار آوردند چون بازار اعتصاب کرد.»
این روایت، صرفاً یک برداشت شخصی نیست؛ حاصل تجربهی مستقیم کسانی است که هم سرکوب را دیدهاند، هم آتش را، و هم سکوت معنادار نهادهایی که میتوانستند مانع گسترش فاجعه شوند.
انتشار این گزارش، تلاشی است برای شکستن سانسور و ثبت آنچه رخ داده است.
در همین اتصالهای کوتاه و ناپایدار، روایت میکنیم تا حقیقت دفن نشود.
@Eterazebazar