ترامپ: «باید اجازه داد همه وارد صحنه ایران شوند و ببینیم چه کسی از دل تحولات بیرون میآید.»
دونالد ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره دیدار با رضا پهلوی گفت او را زیر نظر دارد اما در شرایط کنونی چنین دیداری را در جایگاه ریاستجمهوری مناسب نمیداند.
ترامپ تأکید کرد: «باید اجازه داد همه وارد صحنه شوند و ببینیم چه کسی از دل تحولات بیرون میآید. مطمئن نیستم که الان اقدام مناسبی باشد.»
@Eterazebazar
دونالد ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره دیدار با رضا پهلوی گفت او را زیر نظر دارد اما در شرایط کنونی چنین دیداری را در جایگاه ریاستجمهوری مناسب نمیداند.
ترامپ تأکید کرد: «باید اجازه داد همه وارد صحنه شوند و ببینیم چه کسی از دل تحولات بیرون میآید. مطمئن نیستم که الان اقدام مناسبی باشد.»
@Eterazebazar
مردم شریف و آگاه، کسبه، بازاریان و همراهان !
کانال ما حالا ۹ روز است که بهدلیل قطع اینترنت توسط حکومت، نتوانسته هیچ پستی منتشر کند. این سکوت از روی بیتفاوتی نیست؛ نتیجهی سانسور، سرکوب و بستن راههای ارتباطی مردم با دنیاست.
در همین روزها، جنایتی بزرگ در جریان بوده است. مردم بیدفاع—زن و مرد، کودک و سالمند—هدف خشونتی قرار گرفتند که تاریخ آن را فراموش نخواهد کرد. آمار دقیق نداریم، اما میدانیم که صحبت از هزاران انسان است؛ انسانهایی که حق زندگی، آزادی و امنیت داشتند.
ما اینجا هستیم تا شاهد باشیم، تا روایت کنیم و تا نگذاریم حقیقت دفن شود. وظیفهی ما افشای جنایتی است که حکومت علیه مردم خود مرتکب شده است. این راه شاید سخت باشد، اما یقین داریم که در آیندهای نهچندان دور، عاملان این جنایت در برابر مردم و در برابر تاریخ پاسخگو خواهند شد. تاریخ همیشه گواه حقیقت بوده و خواهد بود.
از بازار رشت که بهطور کامل ویران شد،
از بازاریان شریفی که در این مسیر جان باختند،
از مردمی که با دستان خالی در برابر ظلم ایستادند،
از همهی دردها، فریادها و اشکهایی که دیده نشد…
ما تلاش میکنیم همهی تصاویر، اسناد و روایتها را منتشر کنیم تا جهان بداند بر مردم ما چه گذشته است. بهمحض بهتر شدن وضعیت اینترنت، این مسیر را با قدرت ادامه خواهیم داد.
در این راه، به همراهی شما نیاز داریم.
ما میمانیم، روایت میکنیم و حقیقت را زنده نگه میداریم.
@Eterazebazar
کانال ما حالا ۹ روز است که بهدلیل قطع اینترنت توسط حکومت، نتوانسته هیچ پستی منتشر کند. این سکوت از روی بیتفاوتی نیست؛ نتیجهی سانسور، سرکوب و بستن راههای ارتباطی مردم با دنیاست.
در همین روزها، جنایتی بزرگ در جریان بوده است. مردم بیدفاع—زن و مرد، کودک و سالمند—هدف خشونتی قرار گرفتند که تاریخ آن را فراموش نخواهد کرد. آمار دقیق نداریم، اما میدانیم که صحبت از هزاران انسان است؛ انسانهایی که حق زندگی، آزادی و امنیت داشتند.
ما اینجا هستیم تا شاهد باشیم، تا روایت کنیم و تا نگذاریم حقیقت دفن شود. وظیفهی ما افشای جنایتی است که حکومت علیه مردم خود مرتکب شده است. این راه شاید سخت باشد، اما یقین داریم که در آیندهای نهچندان دور، عاملان این جنایت در برابر مردم و در برابر تاریخ پاسخگو خواهند شد. تاریخ همیشه گواه حقیقت بوده و خواهد بود.
از بازار رشت که بهطور کامل ویران شد،
از بازاریان شریفی که در این مسیر جان باختند،
از مردمی که با دستان خالی در برابر ظلم ایستادند،
از همهی دردها، فریادها و اشکهایی که دیده نشد…
ما تلاش میکنیم همهی تصاویر، اسناد و روایتها را منتشر کنیم تا جهان بداند بر مردم ما چه گذشته است. بهمحض بهتر شدن وضعیت اینترنت، این مسیر را با قدرت ادامه خواهیم داد.
در این راه، به همراهی شما نیاز داریم.
ما میمانیم، روایت میکنیم و حقیقت را زنده نگه میداریم.
@Eterazebazar
بهدلیل قطع سراسری اینترنت، سانسور شدید خبری و فضای کاملاً امنیتی، از هر کسی که این متن را میبیند درخواست میکنیم آن را به سازمانهای حقوق بشری، رسانههای مستقل و نهادهای بینالمللی منتقل کند تا واقعیت آنچه بر مردم میگذرد پنهان نماند .
استان کرمان در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی عملاً در شرایطی شبیه وضعیت جنگی قرار داشت. بر اساس گزارشهای مردمی و منابع محلی، سرکوبها در این دو روز بهصورت سازمانیافته، گسترده و با استفاده از سلاحهای جنگی انجام شده است. برآوردها حاکی از آن است که شمار کشتهشدگان در استان کرمان بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر بوده که ابعاد یک کشتار وسیع را نشان میدهد.
صبح جمعه، در بیمارستان شفا گزارش شده که حدود ۳۰ نفر بهدلیل اصابت مستقیم گلوله یا ساچمه دچار تخلیه چشم شدهاند. همچنین در یک یا دو بیمارستان دیگر، دستکم ۴۸ مورد تخلیه چشم ثبت شده است؛ آماری که نشاندهنده استفاده هدفمند از سلاحهای سرکوبگرانه و شلیک مستقیم به سر و صورت معترضان است.
در شهر کرمان، از حدود ساعت ۴ بعدازظهر عملاً حکومت نظامی نانوشته برقرار بوده است. بسیاری از مراکز خصوصی که پیشتر ساعت ۴ تعطیل میکردند، مجبور شدهاند از ساعت ۲:۳۰ یا ۳ بعدازظهر فعالیت خود را متوقف کنند. بنا بر گزارشها، در برخی محلهها و کوچهها، نیروهای سرکوب بهصورت ثابت و دائمی مستقر شدهاند؛ وضعیتی که بیشتر به کنترل نظامی یک شهر در شرایط جنگی شباهت دارد.
منابع محلی تأکید میکنند که گروه فاطمیون وابسته به سپاه در شهرهای کرمان و رفسنجان نقش پررنگ و تعیینکنندهای در سرکوبها داشته است؛ بهگونهای که در برخی مناطق، تعداد نیروهای این گروه از نیروهای ایرانی حاضر در صحنه بیشتر بوده و عملاً سرکوب بهدست عناصر غیربومی انجام شده است.
در روزهای جمعه و شنبه، گزارشهای متعددی از حضور نیروهایی منتشر شده که به زبان عربی صحبت میکردند اما برای پوشش اقدامات خود، گزارشها و نوشتههایی به زبان فارسی تهیه میکردند. . همزمان، علت مرگ بسیاری از جانباختگان بهصورت هدفمند و نادرست «تصادف» یا «بیماری» اعلام شده است.
در بیمارستانها نیروهای سرکوب مستقر بودهاند و فضای درمانی نیز به محیطی امنیتی تبدیل شده است. در خیابانها، اگر فردی با تلفن همراه فیلمبرداری کند یا حتی درباره وقایع صحبت کند، بلافاصله بازداشت میشود. از شامگاه جمعه تا حدود ساعت ۵ صبح روز بعد، صدای رگبار و شلیک مسلسل بهطور مداوم در نقاط مختلف کرمان شنیده میشد؛ صدایی که نشاندهنده یک عملیات سرکوب تمامعیار و جنگگونه علیه مردم بیدفاع است.
یکی از تکاندهندهترین موارد، مربوط به مردی است که دو پسرش در جریان این سرکوبها کشته شدهاند و بهدلیل فضای شدید امنیتی و ترس از بازداشت، ناچار شده آنها را در باغچه خانه خود دفن کند؛ روایتی دردناک که عمق فاجعه انسانی رخداده در کرمان را بهروشنی نشان میدهد.
@Eterazebazar
استان کرمان در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی عملاً در شرایطی شبیه وضعیت جنگی قرار داشت. بر اساس گزارشهای مردمی و منابع محلی، سرکوبها در این دو روز بهصورت سازمانیافته، گسترده و با استفاده از سلاحهای جنگی انجام شده است. برآوردها حاکی از آن است که شمار کشتهشدگان در استان کرمان بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر بوده که ابعاد یک کشتار وسیع را نشان میدهد.
صبح جمعه، در بیمارستان شفا گزارش شده که حدود ۳۰ نفر بهدلیل اصابت مستقیم گلوله یا ساچمه دچار تخلیه چشم شدهاند. همچنین در یک یا دو بیمارستان دیگر، دستکم ۴۸ مورد تخلیه چشم ثبت شده است؛ آماری که نشاندهنده استفاده هدفمند از سلاحهای سرکوبگرانه و شلیک مستقیم به سر و صورت معترضان است.
در شهر کرمان، از حدود ساعت ۴ بعدازظهر عملاً حکومت نظامی نانوشته برقرار بوده است. بسیاری از مراکز خصوصی که پیشتر ساعت ۴ تعطیل میکردند، مجبور شدهاند از ساعت ۲:۳۰ یا ۳ بعدازظهر فعالیت خود را متوقف کنند. بنا بر گزارشها، در برخی محلهها و کوچهها، نیروهای سرکوب بهصورت ثابت و دائمی مستقر شدهاند؛ وضعیتی که بیشتر به کنترل نظامی یک شهر در شرایط جنگی شباهت دارد.
منابع محلی تأکید میکنند که گروه فاطمیون وابسته به سپاه در شهرهای کرمان و رفسنجان نقش پررنگ و تعیینکنندهای در سرکوبها داشته است؛ بهگونهای که در برخی مناطق، تعداد نیروهای این گروه از نیروهای ایرانی حاضر در صحنه بیشتر بوده و عملاً سرکوب بهدست عناصر غیربومی انجام شده است.
در روزهای جمعه و شنبه، گزارشهای متعددی از حضور نیروهایی منتشر شده که به زبان عربی صحبت میکردند اما برای پوشش اقدامات خود، گزارشها و نوشتههایی به زبان فارسی تهیه میکردند. . همزمان، علت مرگ بسیاری از جانباختگان بهصورت هدفمند و نادرست «تصادف» یا «بیماری» اعلام شده است.
در بیمارستانها نیروهای سرکوب مستقر بودهاند و فضای درمانی نیز به محیطی امنیتی تبدیل شده است. در خیابانها، اگر فردی با تلفن همراه فیلمبرداری کند یا حتی درباره وقایع صحبت کند، بلافاصله بازداشت میشود. از شامگاه جمعه تا حدود ساعت ۵ صبح روز بعد، صدای رگبار و شلیک مسلسل بهطور مداوم در نقاط مختلف کرمان شنیده میشد؛ صدایی که نشاندهنده یک عملیات سرکوب تمامعیار و جنگگونه علیه مردم بیدفاع است.
یکی از تکاندهندهترین موارد، مربوط به مردی است که دو پسرش در جریان این سرکوبها کشته شدهاند و بهدلیل فضای شدید امنیتی و ترس از بازداشت، ناچار شده آنها را در باغچه خانه خود دفن کند؛ روایتی دردناک که عمق فاجعه انسانی رخداده در کرمان را بهروشنی نشان میدهد.
@Eterazebazar
سرکوب خونین در امیدیه و ماهشهر؛ دهها کشته و صدها بازداشت در اعتراضات دیماه
این گزارش در شرایطی بسیار سخت و پرخطر تهیه شده است؛ در فضای قطع اینترنت، سانسور کامل خبری و تهدید مستقیم شاهدان، بسیاری تنها با ترس و بهصورت پنهانی توانستهاند اطلاعات را منتقل کنند. اما هیچ تهدید و فشار نمیتواند ما را از روایت حقیقت بازدارد. رساندن این متن به بیرون، بخشی از ایستادگی مردم و شکستن محاصرهی خبری است.
قطع اینترنت یعنی پنهان کردن جنایت؛ یعنی تلاش برای دفن خون و فریاد مردم. نگذارید موفق شوند. هر بازنشر، هر نگاه و هر صدای منتقل شده، قدرتی است برای شکست سکوت. این متن را منتشر کنید تا جنایت در تاریکی نماند.
بر اساس گزارشهای مردمی و منابع محلی، شهرستان امیدیه در استان خوزستان طی روزهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دیماه شاهد تجمع چندینهزار نفرهی معترضان بوده است. در جریان این اعتراضات، معترضان به دفتر حیات مقدم، نماینده مجلس، حمله کرده و آن را تخریب کردند. همچنین یکی از ساختمانهای امن وابسته به وزارت اطلاعات نیز هدف حمله قرار گرفته است.
این تجمعات با سرکوب شدید نیروهای امنیتی مواجه شد. بنا بر گزارشها، نزدیک به ۱۰۰۰ نفر بازداشت شدهاند، دستکم ۴ نفر کشته و حدود ۱۰۰ نفر نیز زخمی شدهاند.
همزمان، شهر ماهشهر نیز شاهد اعتراضات گسترده بوده و گزارش شده است که دستکم ۱۰ معترض در جریان سرکوبها جان خود را از دست دادهاند.
در یکی از موارد مشخص، محمدحسین امان، فرزند جمال، ۲۵ ساله، در جریان اعتراضات سراسری روز جمعه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در ماهشهر بر اثر اصابت گلوله نیروهای امنیتی به قلبش کشته شده است.
پیکر این جوان تنها پس از وساطت و با گرفتن تعهد از خانواده تحویل داده شده و خانواده او از برگزاری هرگونه مراسم عزاداری، ختم یا تجمع منع شدهاند.
روز شنبه ۲۰ دیماه، خانوادههای معترضان بازداشتی در شهرستان امیدیه تجمع کرده بودند و این تجمع نیز با سرکوب شدید نیروهای امنیتی مواجه شد.
تمام تلاش ما این است که تصاویر، مدارک و روایتها را با وجود همهی خطرها جمعآوری و منتشر کنیم تا حقیقت به گوش جهان برسد. هر بازنشر، هر نگاه و هر اقدام برای انتقال این حقیقت، قدرت ماست. بهمحض باز شدن راههای ارتباطی، این مسیر را با توان و جدیت بیشتری ادامه خواهیم داد. ما ایستادهایم، ما روایت میکنیم و ما اجازه نمیدهیم جنایت در تاریکی بماند.
@Eterazebazar
این گزارش در شرایطی بسیار سخت و پرخطر تهیه شده است؛ در فضای قطع اینترنت، سانسور کامل خبری و تهدید مستقیم شاهدان، بسیاری تنها با ترس و بهصورت پنهانی توانستهاند اطلاعات را منتقل کنند. اما هیچ تهدید و فشار نمیتواند ما را از روایت حقیقت بازدارد. رساندن این متن به بیرون، بخشی از ایستادگی مردم و شکستن محاصرهی خبری است.
قطع اینترنت یعنی پنهان کردن جنایت؛ یعنی تلاش برای دفن خون و فریاد مردم. نگذارید موفق شوند. هر بازنشر، هر نگاه و هر صدای منتقل شده، قدرتی است برای شکست سکوت. این متن را منتشر کنید تا جنایت در تاریکی نماند.
بر اساس گزارشهای مردمی و منابع محلی، شهرستان امیدیه در استان خوزستان طی روزهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دیماه شاهد تجمع چندینهزار نفرهی معترضان بوده است. در جریان این اعتراضات، معترضان به دفتر حیات مقدم، نماینده مجلس، حمله کرده و آن را تخریب کردند. همچنین یکی از ساختمانهای امن وابسته به وزارت اطلاعات نیز هدف حمله قرار گرفته است.
این تجمعات با سرکوب شدید نیروهای امنیتی مواجه شد. بنا بر گزارشها، نزدیک به ۱۰۰۰ نفر بازداشت شدهاند، دستکم ۴ نفر کشته و حدود ۱۰۰ نفر نیز زخمی شدهاند.
همزمان، شهر ماهشهر نیز شاهد اعتراضات گسترده بوده و گزارش شده است که دستکم ۱۰ معترض در جریان سرکوبها جان خود را از دست دادهاند.
در یکی از موارد مشخص، محمدحسین امان، فرزند جمال، ۲۵ ساله، در جریان اعتراضات سراسری روز جمعه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در ماهشهر بر اثر اصابت گلوله نیروهای امنیتی به قلبش کشته شده است.
پیکر این جوان تنها پس از وساطت و با گرفتن تعهد از خانواده تحویل داده شده و خانواده او از برگزاری هرگونه مراسم عزاداری، ختم یا تجمع منع شدهاند.
روز شنبه ۲۰ دیماه، خانوادههای معترضان بازداشتی در شهرستان امیدیه تجمع کرده بودند و این تجمع نیز با سرکوب شدید نیروهای امنیتی مواجه شد.
تمام تلاش ما این است که تصاویر، مدارک و روایتها را با وجود همهی خطرها جمعآوری و منتشر کنیم تا حقیقت به گوش جهان برسد. هر بازنشر، هر نگاه و هر اقدام برای انتقال این حقیقت، قدرت ماست. بهمحض باز شدن راههای ارتباطی، این مسیر را با توان و جدیت بیشتری ادامه خواهیم داد. ما ایستادهایم، ما روایت میکنیم و ما اجازه نمیدهیم جنایت در تاریکی بماند.
@Eterazebazar
جنایت آشکار در خرمآباد؛ رگبار مردم بیدفاع در منطقه ماسور
این گزارش در شرایطی منتشر میشود که اینترنت عمداً قطع شده، مسیرهای اطلاعرسانی مسدود شده و شاهدان تحت فشار و تهدید مستقیم قرار دارند. این قطع ارتباط، نه برای «امنیت»، بلکه برای پنهانسازی جنایت است. آنچه در ماسور رخ داد، یک حادثه نیست؛ یک کشتار سازمانیافته است.
بر اساس گزارشهای مردمی و شهادت شاهدان عینی، روز ۱۸ دیماه در منطقه ماسور خرمآباد، یگانهای ویژه سپاه و نیروهای بسیج بدون هیچ هشدار و در برابر مردمی بیدفاع، آتش گشودند. این منطقه کوچک و روستامانند، به میدان تیر تبدیل شد و مردم عادی—بدون سلاح و بدون امکان فرار—به رگبار بسته شدند.
نتیجه این یورش، کشته و زخمی شدن دهها نفر از ساکنان منطقه بود. شدت تیراندازی به حدی بوده که امکان امدادرسانی فوری وجود نداشته و برخی مجروحان در همان ساعات اولیه جان خود را از دست دادهاند.
برخی از جانباختگان شناساییشده این جنایت عبارتاند از:
ملکنیاز کردعلیوند، ۶۰ ساله
سعید جودکی
ابراهیم حیدری
حسن محمدی
حمزه جودکی
بیرانوند
پرنون
و چندین نفر دیگر که بهدلیل فضای شدید امنیتی، نام آنها هنوز اعلام نشده است.
قطع اینترنت در چنین شرایطی تصادفی نیست. این اقدام، تلاشی آگاهانه برای پاک کردن رد خون، خاموش کردن فریاد خانوادهها و جلوگیری از رسیدن حقیقت به بیرون است. وقتی ارتباط را قطع میکنند، یعنی میخواهند هیچ تصویری باقی نماند، هیچ اسمی شنیده نشود و هیچ مسئولی پاسخگو نباشد.
این گزارش بر پایه روایتهایی تهیه شده که با ترس، تعقیب و خطر جانی منتقل شدهاند.
ما عقب نمینشینیم. ما روایت میکنیم.
و اجازه نمیدهیم ماسور به یک نام فراموششده در تاریکی تبدیل شود.
با باز شدن راههای ارتباطی، تصاویر، اسناد و روایتها منتشر خواهد شد تا جهان بداند در خرمآباد چه جنایتی رخ داده است.
@Eterazebazar
این گزارش در شرایطی منتشر میشود که اینترنت عمداً قطع شده، مسیرهای اطلاعرسانی مسدود شده و شاهدان تحت فشار و تهدید مستقیم قرار دارند. این قطع ارتباط، نه برای «امنیت»، بلکه برای پنهانسازی جنایت است. آنچه در ماسور رخ داد، یک حادثه نیست؛ یک کشتار سازمانیافته است.
بر اساس گزارشهای مردمی و شهادت شاهدان عینی، روز ۱۸ دیماه در منطقه ماسور خرمآباد، یگانهای ویژه سپاه و نیروهای بسیج بدون هیچ هشدار و در برابر مردمی بیدفاع، آتش گشودند. این منطقه کوچک و روستامانند، به میدان تیر تبدیل شد و مردم عادی—بدون سلاح و بدون امکان فرار—به رگبار بسته شدند.
نتیجه این یورش، کشته و زخمی شدن دهها نفر از ساکنان منطقه بود. شدت تیراندازی به حدی بوده که امکان امدادرسانی فوری وجود نداشته و برخی مجروحان در همان ساعات اولیه جان خود را از دست دادهاند.
برخی از جانباختگان شناساییشده این جنایت عبارتاند از:
ملکنیاز کردعلیوند، ۶۰ ساله
سعید جودکی
ابراهیم حیدری
حسن محمدی
حمزه جودکی
بیرانوند
پرنون
و چندین نفر دیگر که بهدلیل فضای شدید امنیتی، نام آنها هنوز اعلام نشده است.
قطع اینترنت در چنین شرایطی تصادفی نیست. این اقدام، تلاشی آگاهانه برای پاک کردن رد خون، خاموش کردن فریاد خانوادهها و جلوگیری از رسیدن حقیقت به بیرون است. وقتی ارتباط را قطع میکنند، یعنی میخواهند هیچ تصویری باقی نماند، هیچ اسمی شنیده نشود و هیچ مسئولی پاسخگو نباشد.
این گزارش بر پایه روایتهایی تهیه شده که با ترس، تعقیب و خطر جانی منتقل شدهاند.
ما عقب نمینشینیم. ما روایت میکنیم.
و اجازه نمیدهیم ماسور به یک نام فراموششده در تاریکی تبدیل شود.
با باز شدن راههای ارتباطی، تصاویر، اسناد و روایتها منتشر خواهد شد تا جهان بداند در خرمآباد چه جنایتی رخ داده است.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت تکاندهنده از درون خانواده نیروهای سرکوب؛ همسر یک سپاهی لباسها را به آتش میکشد
این گزارش در شرایطی منتشر میشود که اینترنت بهطور هدفمند قطع و وصل میشود و هرگونه اطلاعرسانی با فشار، تهدید و خطر همراه است. آنچه اکنون بهعنوان «وصل شدن اینترنت» از آن یاد میشود، نه دسترسی آزاد بلکه تلاشی فرساینده و تحقیرآمیز است؛ ارتباطها کاملاً مقطعی و ناپایدارند. گاه نیم ساعت اتصال برقرار میشود و بعد برای ساعتها همهچیز قطع میماند، چند دقیقه وصل میشوی و دوباره وارد خاموشی طولانی میشوی. برای همین چند دقیقه اتصال هم باید مدام تلاش کرد، مسیر عوض کرد و عملاً التماس کرد تا شاید ارتباطی برقرار شود. در همین وضعیت دشوار و شکننده است که تلاش میکنیم صداهایی را که عامدانه خفه کرده بودند، به بیرون برسانیم.
در ادامهی این تلاشها، ویدئویی به دست ما رسیده که زنی، همسر یکی از نیروهای سپاه و بسیج، در آن بهصراحت علیه نقش همسرش در سرکوب مردم موضع میگیرد. این ویدئو توسط خود این زن ضبط شده و از درون خانههای نیروهای سرکوب، شکاف عمیق و فروپاشی مشروعیت این ساختار را عیان میکند.
او در این ویدئو میگوید:
«امروز این لباسها را آتش میزنم؛ لباسهایی که بوی خون میدهند. اینها لباسهای شوهر من است؛ کسی که در سپاه کار میکند، یک بسیجی، یک سپاهی که اسلحه روی مردم میکشد.»
این زن با صدایی آمیخته به خشم و اندوه ادامه میدهد:
«من نمیخواهم همسر من این لباسها را بپوشد و اسلحه به روی مردم بکشد. مردم از ما نفرت دارند. مردم حاضر نیستند ما را ببینند، حاضر نیستند ما در این جامعه باشیم.»
او صریح و بیپرده اعلام میکند که نمیخواهد همسرش برای این حکومت کار کند و مسئول کشتار مردم باشد و میگوید:
«من نمیخواهم شوهرم مردم را بکشد. این لباسها را آتش میزنم. امشب.»
این ویدئو تنها یک اعتراض شخصی نیست؛ سندی زنده از فروپاشی اخلاقی و اجتماعی دستگاه سرکوب است. جایی که حتی نزدیکترین افراد به نیروهای مسلح، دیگر حاضر به تحمل بار جنایت نیستند و بوی خون را از لباسها تشخیص میدهند.
قطع اینترنت، سانسور شدید و این وضعیت اتصال قطرهچکانی، دقیقاً برای جلوگیری از انتشار چنین صداهایی است. برای اینکه این روایتها شنیده نشوند و این حقیقتها به بیرون درز نکند.
ما عقب نمینشینیم. روایت میکنیم.
و اجازه نمیدهیم صداهایی که با زور میخواهند خفه کنند، در تاریکی بماند.
@Eterazebazar
این گزارش در شرایطی منتشر میشود که اینترنت بهطور هدفمند قطع و وصل میشود و هرگونه اطلاعرسانی با فشار، تهدید و خطر همراه است. آنچه اکنون بهعنوان «وصل شدن اینترنت» از آن یاد میشود، نه دسترسی آزاد بلکه تلاشی فرساینده و تحقیرآمیز است؛ ارتباطها کاملاً مقطعی و ناپایدارند. گاه نیم ساعت اتصال برقرار میشود و بعد برای ساعتها همهچیز قطع میماند، چند دقیقه وصل میشوی و دوباره وارد خاموشی طولانی میشوی. برای همین چند دقیقه اتصال هم باید مدام تلاش کرد، مسیر عوض کرد و عملاً التماس کرد تا شاید ارتباطی برقرار شود. در همین وضعیت دشوار و شکننده است که تلاش میکنیم صداهایی را که عامدانه خفه کرده بودند، به بیرون برسانیم.
در ادامهی این تلاشها، ویدئویی به دست ما رسیده که زنی، همسر یکی از نیروهای سپاه و بسیج، در آن بهصراحت علیه نقش همسرش در سرکوب مردم موضع میگیرد. این ویدئو توسط خود این زن ضبط شده و از درون خانههای نیروهای سرکوب، شکاف عمیق و فروپاشی مشروعیت این ساختار را عیان میکند.
او در این ویدئو میگوید:
«امروز این لباسها را آتش میزنم؛ لباسهایی که بوی خون میدهند. اینها لباسهای شوهر من است؛ کسی که در سپاه کار میکند، یک بسیجی، یک سپاهی که اسلحه روی مردم میکشد.»
این زن با صدایی آمیخته به خشم و اندوه ادامه میدهد:
«من نمیخواهم همسر من این لباسها را بپوشد و اسلحه به روی مردم بکشد. مردم از ما نفرت دارند. مردم حاضر نیستند ما را ببینند، حاضر نیستند ما در این جامعه باشیم.»
او صریح و بیپرده اعلام میکند که نمیخواهد همسرش برای این حکومت کار کند و مسئول کشتار مردم باشد و میگوید:
«من نمیخواهم شوهرم مردم را بکشد. این لباسها را آتش میزنم. امشب.»
این ویدئو تنها یک اعتراض شخصی نیست؛ سندی زنده از فروپاشی اخلاقی و اجتماعی دستگاه سرکوب است. جایی که حتی نزدیکترین افراد به نیروهای مسلح، دیگر حاضر به تحمل بار جنایت نیستند و بوی خون را از لباسها تشخیص میدهند.
قطع اینترنت، سانسور شدید و این وضعیت اتصال قطرهچکانی، دقیقاً برای جلوگیری از انتشار چنین صداهایی است. برای اینکه این روایتها شنیده نشوند و این حقیقتها به بیرون درز نکند.
ما عقب نمینشینیم. روایت میکنیم.
و اجازه نمیدهیم صداهایی که با زور میخواهند خفه کنند، در تاریکی بماند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارش میدانی از آتشسوزی بازار رشت؛ پیامد سرکوب و عقبراندن مردم در پنجشنبه ۱۸ دی
این گزارش در شرایطی منتشر میشود که اینترنت بهصورت مقطعی و ناپایدار در دسترس است و هرگونه اطلاعرسانی با فشار و خطر همراه است. آنچه روایت میشود، حاصل شهادت کسبه، شاهدان عینی و بررسی میدانی رخدادهاست.
ماجرا از صبح چهارشنبه آغاز شد؛ زمانی که کسبهی بازار رشت به اعتصابات پیوستند و نقش مؤثری در تقویت اعتراضات داخل شهر ایفا کردند. از همان شب، مرکز شهر رشت بهطور کامل امنیتی شد و حضور نیروهای سرکوب در محدودهی میدان شهرداری بهشدت افزایش یافت.
پنجشنبه ۱۸ دیماه، بنا بر گزارشهای میدانی، بخش عمدهی کشتهها در حوالی میدان شهرداری رشت رخ داده است. این میدان به چهار خیابان اصلی سعدی، شریعتی، سبزهمیدان و خمینی متصل است؛ محدودهای که عملاً به کانون درگیری و سرکوب تبدیل شد.
در این چهار مسیر، نیروهای امنیتی مردم را از همه جهات به عقب میراندند؛ بدون هیچ ملاحظهای نسبت به جان شهروندان. هدف صرفاً جلوگیری از پیشروی مردم بود، به هر قیمتی. تیراندازی و استفادهی سنگین از گاز اشکآور، بهصورت مداوم و برای عقبزدن جمعیت انجام میشد.
بررسی ویدیوهای منتشرشده از آتشسوزیهای رشت نشان میدهد بیش از ۹۵ درصد این آتشسوزیها دقیقاً در همین چهار خیابان منتهی به میدان شهرداری رخ داده است؛ همان محدودهای که مردم با زور سلاح و گاز در آن محاصره و عقب نگه داشته شدند.
بهدلیل بافت قدیمی و تودرتو بودن بازار رشت، بسیاری از مردم برای فرار از تیراندازی و تعقیب نیروهای امنیتی به داخل بازار پناه بردند تا از مسیرهای خلوتتر خارج شوند. مأموران نیز تا عمق بازار مردم را دنبال میکردند.
در همین شرایط، بازار رشت از سمت خیابان شریعتی دچار حریق شد. این در حالی است که آن شب، رشت با وزش باد گرم شدید مواجه بود؛ وضعیتی که هر آتشسوزی را بهسرعت گسترش میدهد و خطر را چند برابر میکند.
طبق گفتهی کسبهی بازار، بیش از یک ساعت و نیم این محدوده در آتش میسوخت، اما در تمام این مدت هیچ نیروی آتشنشانی برای مهار حریق وارد عمل نشد. این در حالی است که با توجه به بافت قدیمی، متراکم و کوچهپسکوچهای بازار، مهار سریع آتش باید در اولویت مطلق قرار میگرفت؛ چرا که با وجود باد گرم، خطر گسترش حریق بسیار بالا بوده است.
از همان شب ۱۸ دیماه تا امروز، اگر وارد بازار رشت شوید و پای صحبت کسبه بنشینید، یک جمله مدام تکرار میشود:
«این بلا را سر بازار آوردند چون بازار اعتصاب کرد.»
این روایت، صرفاً یک برداشت شخصی نیست؛ حاصل تجربهی مستقیم کسانی است که هم سرکوب را دیدهاند، هم آتش را، و هم سکوت معنادار نهادهایی که میتوانستند مانع گسترش فاجعه شوند.
انتشار این گزارش، تلاشی است برای شکستن سانسور و ثبت آنچه رخ داده است.
در همین اتصالهای کوتاه و ناپایدار، روایت میکنیم تا حقیقت دفن نشود.
@Eterazebazar
این گزارش در شرایطی منتشر میشود که اینترنت بهصورت مقطعی و ناپایدار در دسترس است و هرگونه اطلاعرسانی با فشار و خطر همراه است. آنچه روایت میشود، حاصل شهادت کسبه، شاهدان عینی و بررسی میدانی رخدادهاست.
ماجرا از صبح چهارشنبه آغاز شد؛ زمانی که کسبهی بازار رشت به اعتصابات پیوستند و نقش مؤثری در تقویت اعتراضات داخل شهر ایفا کردند. از همان شب، مرکز شهر رشت بهطور کامل امنیتی شد و حضور نیروهای سرکوب در محدودهی میدان شهرداری بهشدت افزایش یافت.
پنجشنبه ۱۸ دیماه، بنا بر گزارشهای میدانی، بخش عمدهی کشتهها در حوالی میدان شهرداری رشت رخ داده است. این میدان به چهار خیابان اصلی سعدی، شریعتی، سبزهمیدان و خمینی متصل است؛ محدودهای که عملاً به کانون درگیری و سرکوب تبدیل شد.
در این چهار مسیر، نیروهای امنیتی مردم را از همه جهات به عقب میراندند؛ بدون هیچ ملاحظهای نسبت به جان شهروندان. هدف صرفاً جلوگیری از پیشروی مردم بود، به هر قیمتی. تیراندازی و استفادهی سنگین از گاز اشکآور، بهصورت مداوم و برای عقبزدن جمعیت انجام میشد.
بررسی ویدیوهای منتشرشده از آتشسوزیهای رشت نشان میدهد بیش از ۹۵ درصد این آتشسوزیها دقیقاً در همین چهار خیابان منتهی به میدان شهرداری رخ داده است؛ همان محدودهای که مردم با زور سلاح و گاز در آن محاصره و عقب نگه داشته شدند.
بهدلیل بافت قدیمی و تودرتو بودن بازار رشت، بسیاری از مردم برای فرار از تیراندازی و تعقیب نیروهای امنیتی به داخل بازار پناه بردند تا از مسیرهای خلوتتر خارج شوند. مأموران نیز تا عمق بازار مردم را دنبال میکردند.
در همین شرایط، بازار رشت از سمت خیابان شریعتی دچار حریق شد. این در حالی است که آن شب، رشت با وزش باد گرم شدید مواجه بود؛ وضعیتی که هر آتشسوزی را بهسرعت گسترش میدهد و خطر را چند برابر میکند.
طبق گفتهی کسبهی بازار، بیش از یک ساعت و نیم این محدوده در آتش میسوخت، اما در تمام این مدت هیچ نیروی آتشنشانی برای مهار حریق وارد عمل نشد. این در حالی است که با توجه به بافت قدیمی، متراکم و کوچهپسکوچهای بازار، مهار سریع آتش باید در اولویت مطلق قرار میگرفت؛ چرا که با وجود باد گرم، خطر گسترش حریق بسیار بالا بوده است.
از همان شب ۱۸ دیماه تا امروز، اگر وارد بازار رشت شوید و پای صحبت کسبه بنشینید، یک جمله مدام تکرار میشود:
«این بلا را سر بازار آوردند چون بازار اعتصاب کرد.»
این روایت، صرفاً یک برداشت شخصی نیست؛ حاصل تجربهی مستقیم کسانی است که هم سرکوب را دیدهاند، هم آتش را، و هم سکوت معنادار نهادهایی که میتوانستند مانع گسترش فاجعه شوند.
انتشار این گزارش، تلاشی است برای شکستن سانسور و ثبت آنچه رخ داده است.
در همین اتصالهای کوتاه و ناپایدار، روایت میکنیم تا حقیقت دفن نشود.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انتشار با تأخیر یک ویدئوی اعتراضی از یزد؛ تجمع گسترده مردم در صفائیه در جمعه ۱۹ دی
این ویدئو و گزارش، با وجود گذشت چند هفته از زمان وقوع، بهدلیل قطع و اختلال شدید اینترنت و محدودیتهای گسترده اطلاعرسانی، تنها امروز ۳ بهمنماه امکان انتشار پیدا کرده است. تأخیر در انتشار، نه از نبود اهمیت، بلکه نتیجه مستقیم سانسور و قطع ارتباط بوده است.
بر اساس مشاهدات میدانی، شامگاه جمعه ۱۹ دیماه، منطقه صفائیه یزد، محدوده میدان نعلاسبی، شاهد تجمع کمسابقه و گسترده شهروندان بود. رأس ساعت ۲۰:۰۰، همزمان با آغاز بوقزدن خودروها، تجمع بهصورت خودجوش شکل گرفت و هر لحظه بر تعداد حاضران افزوده شد.
در این تجمع، اقشار مختلف مردم حضور داشتند؛ زنان و مردان، پیر و جوان، کودکان، دانشجویان و خانوادهها. به گفته شاهدان عینی، چنین حجم و تنوعی از حضور مردمی پیشتر در یزد سابقه نداشته است.
برآوردها نشان میدهد تعداد افراد حاضر بدون خودرو بین ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ نفر بوده است. در کنار آن، شمار زیادی خودرو نیز در محل حضور داشتند که اغلب بهصورت خانوادگی در صحنه بودند. مجموع جمعیت حاضر تنها در محدوده صفائیه، به چند هزار نفر میرسید.
گزارشگر این رویداد تأکید میکند که از همه صحنهها فیلمبرداری نشده تا شهروندان احساس ناامنی نکنند و حضورشان به خطر نیفتد؛ موضوعی که خود نشاندهنده فضای امنیتی و نگرانی از پیامدهای ثبت تصویر است.
این گزارش اکنون و در شرایطی منتشر میشود که اینترنت همچنان بهصورت مقطعی، ناپایدار و با اختلال شدید در دسترس است. انتشار با تأخیر این ویدئو، نمونهای روشن از تلاش برای جلوگیری از دیدهشدن واقعیت اعتراضات مردمی است.
با وجود این محدودیتها، روایتها زنده میمانند.
حتی اگر دیر برسند، حقیقت حذف نمیشود.
@Eterazebazar
این ویدئو و گزارش، با وجود گذشت چند هفته از زمان وقوع، بهدلیل قطع و اختلال شدید اینترنت و محدودیتهای گسترده اطلاعرسانی، تنها امروز ۳ بهمنماه امکان انتشار پیدا کرده است. تأخیر در انتشار، نه از نبود اهمیت، بلکه نتیجه مستقیم سانسور و قطع ارتباط بوده است.
بر اساس مشاهدات میدانی، شامگاه جمعه ۱۹ دیماه، منطقه صفائیه یزد، محدوده میدان نعلاسبی، شاهد تجمع کمسابقه و گسترده شهروندان بود. رأس ساعت ۲۰:۰۰، همزمان با آغاز بوقزدن خودروها، تجمع بهصورت خودجوش شکل گرفت و هر لحظه بر تعداد حاضران افزوده شد.
در این تجمع، اقشار مختلف مردم حضور داشتند؛ زنان و مردان، پیر و جوان، کودکان، دانشجویان و خانوادهها. به گفته شاهدان عینی، چنین حجم و تنوعی از حضور مردمی پیشتر در یزد سابقه نداشته است.
برآوردها نشان میدهد تعداد افراد حاضر بدون خودرو بین ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ نفر بوده است. در کنار آن، شمار زیادی خودرو نیز در محل حضور داشتند که اغلب بهصورت خانوادگی در صحنه بودند. مجموع جمعیت حاضر تنها در محدوده صفائیه، به چند هزار نفر میرسید.
گزارشگر این رویداد تأکید میکند که از همه صحنهها فیلمبرداری نشده تا شهروندان احساس ناامنی نکنند و حضورشان به خطر نیفتد؛ موضوعی که خود نشاندهنده فضای امنیتی و نگرانی از پیامدهای ثبت تصویر است.
این گزارش اکنون و در شرایطی منتشر میشود که اینترنت همچنان بهصورت مقطعی، ناپایدار و با اختلال شدید در دسترس است. انتشار با تأخیر این ویدئو، نمونهای روشن از تلاش برای جلوگیری از دیدهشدن واقعیت اعتراضات مردمی است.
با وجود این محدودیتها، روایتها زنده میمانند.
حتی اگر دیر برسند، حقیقت حذف نمیشود.
@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
انتشار با تأخیر یک ویدئوی اعتراضی از یزد؛ تجمع گسترده مردم در صفائیه در جمعه ۱۹ دی این ویدئو و گزارش، با وجود گذشت چند هفته از زمان وقوع، بهدلیل قطع و اختلال شدید اینترنت و محدودیتهای گسترده اطلاعرسانی، تنها امروز ۳ بهمنماه امکان انتشار پیدا کرده است.…
تجمع گسترده مردم در یزد و شلیک مستقیم نیروهای امنیتی
جمعه ۱۹ دیماه، میدان نعلاسبی و صفائیه یزد شاهد تجمع کمسابقهای از هزاران نفر بود: پیر و جوان، زن و مرد، کودک و دانشجو. مردم با بوقزدن و حضور خانوادگی، اعتراض خود را نشان دادند.
در همین تجمع، نیروهای امنیتی به سمت معترضان شلیک کردند؛ گلولهها داغ و انفجاری بودند و یکی از آنها به پای گزارشگر برخورد کرد و کمی سوختگی ایجاد کرد. تعداد زیادی از مهمات در خیابان پراکنده بود و عکسبرداری شد.
این ویدئو بهدلیل قطع اینترنت و سانسور، تنها امروز ۳ بهمن منتشر میشود. اینترنت هنوز مقطعی و ناپایدار است؛ وصل شدن چند دقیقهای هم با دردسر و تلاش امکانپذیر است. با وجود این محدودیتها، ما صداهایی که خفه شده بودند را به بیرون میرسانیم.
این روایت را خاموش نکنید. حقیقت باید شنیده شود.
@Eterazebazar
جمعه ۱۹ دیماه، میدان نعلاسبی و صفائیه یزد شاهد تجمع کمسابقهای از هزاران نفر بود: پیر و جوان، زن و مرد، کودک و دانشجو. مردم با بوقزدن و حضور خانوادگی، اعتراض خود را نشان دادند.
در همین تجمع، نیروهای امنیتی به سمت معترضان شلیک کردند؛ گلولهها داغ و انفجاری بودند و یکی از آنها به پای گزارشگر برخورد کرد و کمی سوختگی ایجاد کرد. تعداد زیادی از مهمات در خیابان پراکنده بود و عکسبرداری شد.
این ویدئو بهدلیل قطع اینترنت و سانسور، تنها امروز ۳ بهمن منتشر میشود. اینترنت هنوز مقطعی و ناپایدار است؛ وصل شدن چند دقیقهای هم با دردسر و تلاش امکانپذیر است. با وجود این محدودیتها، ما صداهایی که خفه شده بودند را به بیرون میرسانیم.
این روایت را خاموش نکنید. حقیقت باید شنیده شود.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شهادت شاهدان عینی از سناریوی ساختگی در فلاورجان اصفهان
بر اساس گزارشهای مردمی و شهادت شاهدان عینی، در جریان اعتراضات اخیر در فلاورجان اصفهان، یکی از مأموران بسیج تلاش کرده با آتش زدن یک مسجد، این اقدام را به معترضان نسبت دهد. معترضان با هوشیاری متوجه این دسیسه شده و بلافاصله برای خاموش کردن آتش اقدام کردهاند. شعارهای مردم در همان لحظات، گواه این آگاهی و جلوگیری از اجرای این سناریوی بیشرمانه بوده است.
این گزارش در شرایطی منتشر میشود که اینترنت همچنان ناپایدار و مقطعی است و انتشار با تأخیر، نتیجه مستقیم سانسور است. در این مدت، روایتهای رسانههای حکومتی واقعیت میدانی را پنهان کردهاند؛ مصداق روشنِ «سنگ را بستهاند و سگ را رها کردهاند.»
@Eterazebazar
بر اساس گزارشهای مردمی و شهادت شاهدان عینی، در جریان اعتراضات اخیر در فلاورجان اصفهان، یکی از مأموران بسیج تلاش کرده با آتش زدن یک مسجد، این اقدام را به معترضان نسبت دهد. معترضان با هوشیاری متوجه این دسیسه شده و بلافاصله برای خاموش کردن آتش اقدام کردهاند. شعارهای مردم در همان لحظات، گواه این آگاهی و جلوگیری از اجرای این سناریوی بیشرمانه بوده است.
این گزارش در شرایطی منتشر میشود که اینترنت همچنان ناپایدار و مقطعی است و انتشار با تأخیر، نتیجه مستقیم سانسور است. در این مدت، روایتهای رسانههای حکومتی واقعیت میدانی را پنهان کردهاند؛ مصداق روشنِ «سنگ را بستهاند و سگ را رها کردهاند.»
@Eterazebazar
میلاد حسنزاده، ۱۸ ساله؛ از نازیآباد تا جاودانگی
میلاد حسنزاده، نوجوان ۱۸ ساله، در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در نازیآباد تهران با شلیک دو گلوله جنگی به پا و شکم از سوی پاسداران مجروح شد و سرانجام شنبه ۲۰ دیماه ۱۴۰۴ جان خود را از دست داد و جاویدنام شد.
او پیش از جانباختن، وصیتی نوشته بود که امروز به سندی از شجاعت یک نسل تبدیل شده است. در این نوشته آمده است:
«من که دارم میرم؛ اگر کشته شدم یا حتی اگر دستگیر شدم، شاد باشید. خودم را ترجیح دادم با غیرت و شرافت زندگی کنم. اگر قرار است بمیرم، بهتر که در راه شجاعت و غیرت باشد. اگر هر بلایی سرم آمد، میخواهم خبرش مثل بمب بترکد تا الگوی بقیه همنسلانم باشم.»
۱۲ / ۱۰ / ۱۴۰۴
میلاد حسنزاده
این روایتها، حتی اگر با تأخیر و در اینترنتی ناپایدار منتشر شوند، بخشی از تاریخاند؛ تاریخ نسلی که ایستاد، انتخاب کرد و بهایش را داد.
@Eterazebazar
میلاد حسنزاده، نوجوان ۱۸ ساله، در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در نازیآباد تهران با شلیک دو گلوله جنگی به پا و شکم از سوی پاسداران مجروح شد و سرانجام شنبه ۲۰ دیماه ۱۴۰۴ جان خود را از دست داد و جاویدنام شد.
او پیش از جانباختن، وصیتی نوشته بود که امروز به سندی از شجاعت یک نسل تبدیل شده است. در این نوشته آمده است:
«من که دارم میرم؛ اگر کشته شدم یا حتی اگر دستگیر شدم، شاد باشید. خودم را ترجیح دادم با غیرت و شرافت زندگی کنم. اگر قرار است بمیرم، بهتر که در راه شجاعت و غیرت باشد. اگر هر بلایی سرم آمد، میخواهم خبرش مثل بمب بترکد تا الگوی بقیه همنسلانم باشم.»
۱۲ / ۱۰ / ۱۴۰۴
میلاد حسنزاده
این روایتها، حتی اگر با تأخیر و در اینترنتی ناپایدار منتشر شوند، بخشی از تاریخاند؛ تاریخ نسلی که ایستاد، انتخاب کرد و بهایش را داد.
@Eterazebazar
وضعیت بحرانی بازار تهران؛ رکود، سرکوب و خاموشی اجباری
بر اساس گزارشهای میدانی، بازار تهران در شرایطی بحرانی و شبیه وضعیت جنگی قرار دارد. سطح فعالیت بازار از حدود ۱۰۰ به کمتر از ۲۰ رسیده و فشار اجارههای سنگین در کنار فضای شدید امنیتی، کاسبان را به مرز فروپاشی رسانده است.
همزمان با این وضعیت، قطع و اختلال گسترده اینترنت عملاً امکان اطلاعرسانی، هماهنگی و حتی پیگیری وضعیت بازداشتشدگان را از بین برده است. بسیاری از کاسبان میگویند در این خاموشی اجباری، نه میتوانند کار کنند و نه صدای خود را به بیرون برسانند.
بهصورت روزانه آمار بازداشتها بالاست و گزارش شده نیروهای امنیتی با تعرض به دوربینهای مغازهها، هاردها را ضبط میکنند. شمار زیادی از کاسبان عزادارند؛ از هر پاساژ و راسته، دستکم چندین شهید گزارش شده و خانوادههای بسیاری هنوز در سوگاند و حتی برای بازگشایی مغازهها بازنگشتهاند.
اگرچه بازار ظاهراً باز است، اما در عمل کسی توان کار ندارد. فضای ترس، سوگ و فشار اقتصادی حاکم است.
بازار را، هم با سرکوب و هم با قطع ارتباط، عملاً نابود کردهاند.
@Eterazebazar
بر اساس گزارشهای میدانی، بازار تهران در شرایطی بحرانی و شبیه وضعیت جنگی قرار دارد. سطح فعالیت بازار از حدود ۱۰۰ به کمتر از ۲۰ رسیده و فشار اجارههای سنگین در کنار فضای شدید امنیتی، کاسبان را به مرز فروپاشی رسانده است.
همزمان با این وضعیت، قطع و اختلال گسترده اینترنت عملاً امکان اطلاعرسانی، هماهنگی و حتی پیگیری وضعیت بازداشتشدگان را از بین برده است. بسیاری از کاسبان میگویند در این خاموشی اجباری، نه میتوانند کار کنند و نه صدای خود را به بیرون برسانند.
بهصورت روزانه آمار بازداشتها بالاست و گزارش شده نیروهای امنیتی با تعرض به دوربینهای مغازهها، هاردها را ضبط میکنند. شمار زیادی از کاسبان عزادارند؛ از هر پاساژ و راسته، دستکم چندین شهید گزارش شده و خانوادههای بسیاری هنوز در سوگاند و حتی برای بازگشایی مغازهها بازنگشتهاند.
اگرچه بازار ظاهراً باز است، اما در عمل کسی توان کار ندارد. فضای ترس، سوگ و فشار اقتصادی حاکم است.
بازار را، هم با سرکوب و هم با قطع ارتباط، عملاً نابود کردهاند.
@Eterazebazar
گزارش مردمی | لرستان؛ خرمآباد در صدر کشتار
این گزارش در شرایطی منتشر میشود که اینترنت همچنان بهصورت مقطعی، ناپایدار و با اختلال شدید در دسترس است؛ اتصالی که با التماس و دردسر، چند دقیقه وصل و ساعتها قطع میشود. همین قطع و سانسور، دلیل اصلی تأخیر در انتشار روایتهایی است که نباید نادیده گرفته شوند. قطع اینترنت، جنایت را پنهان میکند؛ اما حقیقت، حتی در تاریکی، راه خود را پیدا میکند.
بر اساس شهادتهای عینی و گزارشهای مردمی، لرستان در جریان اعتراضات دیماه شاهد یکی از خونبارترین سرکوبها بوده است. شاهدان میگویند شب نوزدهم دیماه، در خرمآباد بهطور مستقیم با تیر جنگی به مردم بیسلاح شلیک شده و بسیاری جان خود را از دست دادهاند.
طبق روایتهای محلی، تنها در یک شب:
حدود ۲۵۰ نفر در خرمآباد کشته شدهاند
در خیابان انقلاب و ناصر خسرو دستکم ۲۸ نفر
در منطقه ماسور ۲۰ نفر
در میدان شقایق ۱۰ نفر
و در پاچنار نیز شماری دیگر جان باختهاند
به گفته مردم، خرمآباد بیشترین شهید را در لرستان داده است.
همچنین بنا بر شنیدههای مردمی، حدود ۲۵۰ جسد از بیمارستان عشایر خرمآباد خارج شده است. این آمار رسمی نیست، اما روایتی است که میان مردم شهر، در سکوت و وحشت، دهانبهدهان میچرخد.
شاهدان از صحنههایی میگویند که نوشتنشان دشوار است:
پدرانی که فرزندانشان را صدا میزنند، مادرانی که بر پیکر نوجوانانشان شیون میکنند، خواهرانی که جسد برادر را در آغوش میکشند؛ جوانانی که بهجای رؤیای آینده، با گلوله پاسخ گرفتند. این تیرها نه از دشمنی دور، که از جایی شلیک شد که قرار بود حافظ جان مردم باشد.
این وقایع، صرفاً «خبر» نیستند؛ صفحات خونین تاریخاند که با قطع اینترنت نمیشود پاکشان کرد.
از ۱۸ دی به بعد، اینترنت را بستند تا روایتها دیده نشود، اما تاریخ را نمیشود قطع کرد. آنچه رخ داد، باید ثبت شود؛ برای امروز، برای فردا، برای اینکه فراموش نشود و دوباره تکرار نشود.
بهدلیل سانسور شدید و انسداد ارتباطات، از هر کسی که این گزارش به دستش میرسد درخواست میشود آن را منتشر کند و به رسانهها و نهادهای حقوق بشری برساند.
نگذاریم خون، در تاریکی دفن شود.
@Eterazebazar
این گزارش در شرایطی منتشر میشود که اینترنت همچنان بهصورت مقطعی، ناپایدار و با اختلال شدید در دسترس است؛ اتصالی که با التماس و دردسر، چند دقیقه وصل و ساعتها قطع میشود. همین قطع و سانسور، دلیل اصلی تأخیر در انتشار روایتهایی است که نباید نادیده گرفته شوند. قطع اینترنت، جنایت را پنهان میکند؛ اما حقیقت، حتی در تاریکی، راه خود را پیدا میکند.
بر اساس شهادتهای عینی و گزارشهای مردمی، لرستان در جریان اعتراضات دیماه شاهد یکی از خونبارترین سرکوبها بوده است. شاهدان میگویند شب نوزدهم دیماه، در خرمآباد بهطور مستقیم با تیر جنگی به مردم بیسلاح شلیک شده و بسیاری جان خود را از دست دادهاند.
طبق روایتهای محلی، تنها در یک شب:
حدود ۲۵۰ نفر در خرمآباد کشته شدهاند
در خیابان انقلاب و ناصر خسرو دستکم ۲۸ نفر
در منطقه ماسور ۲۰ نفر
در میدان شقایق ۱۰ نفر
و در پاچنار نیز شماری دیگر جان باختهاند
به گفته مردم، خرمآباد بیشترین شهید را در لرستان داده است.
همچنین بنا بر شنیدههای مردمی، حدود ۲۵۰ جسد از بیمارستان عشایر خرمآباد خارج شده است. این آمار رسمی نیست، اما روایتی است که میان مردم شهر، در سکوت و وحشت، دهانبهدهان میچرخد.
شاهدان از صحنههایی میگویند که نوشتنشان دشوار است:
پدرانی که فرزندانشان را صدا میزنند، مادرانی که بر پیکر نوجوانانشان شیون میکنند، خواهرانی که جسد برادر را در آغوش میکشند؛ جوانانی که بهجای رؤیای آینده، با گلوله پاسخ گرفتند. این تیرها نه از دشمنی دور، که از جایی شلیک شد که قرار بود حافظ جان مردم باشد.
این وقایع، صرفاً «خبر» نیستند؛ صفحات خونین تاریخاند که با قطع اینترنت نمیشود پاکشان کرد.
از ۱۸ دی به بعد، اینترنت را بستند تا روایتها دیده نشود، اما تاریخ را نمیشود قطع کرد. آنچه رخ داد، باید ثبت شود؛ برای امروز، برای فردا، برای اینکه فراموش نشود و دوباره تکرار نشود.
بهدلیل سانسور شدید و انسداد ارتباطات، از هر کسی که این گزارش به دستش میرسد درخواست میشود آن را منتشر کند و به رسانهها و نهادهای حقوق بشری برساند.
نگذاریم خون، در تاریکی دفن شود.
@Eterazebazar
گزارش مردمی | کرمانشاه؛ ابعاد هولناک کشتار در سایه قطع اینترنت
این گزارش در شرایطی منتشر میشود که اینترنت همچنان بهشدت ضعیف، مقطعی و ناپایدار است؛ اتصالهایی کوتاهمدت که گاه چند دقیقه برقرار میشود و دوباره برای ساعتها قطع میگردد. همین وضعیت، انتشار تصاویر، ویدئوها و اسناد را با تأخیر جدی مواجه کرده است. با این حال، روایتها متوقف نشدهاند.
بر اساس گزارشهای مردمی و شهادت شاهدان عینی، شهر کرمانشاه یکی از کانونهای اصلی سرکوب خونین اعتراضات دیماه بوده است. منابع محلی از کشتهشدن حدود ۱۶۰۰ نفر در این استان خبر میدهند. ویدئوهایی که تنها بخشی از آنها تاکنون منتشر شده، نشان میدهد صدها پیکر بیجان در یک محل روی زمین افتادهاند؛ در حالیکه به گفته شاهدان، دستکم چهار محل دیگر نیز وجود داشته که امکان ثبت و انتشار آنها بهدلیل قطع اینترنت فراهم نشده است.
برخی از جانباختگان شناساییشده عبارتاند از:
مهنا دوکوشکانی، ۱۸ ساله
نازنینزهرا صالحی، ۱۳ ساله
فرهاد چراغیپور، ۴۳ ساله
دکتر سجاد کیانی، ۳۸ ساله
میثم قنبریراد، ۴۱ ساله
سجاد فیضی، ۳۵ ساله
عرفان جامهشورانی، ۳۰ ساله
فرزاد خیرکار، ۳۷ ساله
میلاد باغفلکی، ۳۰ ساله
طیبه رضایی، ۳۸ ساله، مادر دو کودک
رسول چقاکبودی، ۳۰ ساله
امیر نادری، ۲۷ ساله، اهل اسلامآباد غرب (کشتهشده در محله صابونی کرمانشاه در ۱۸ دیماه)
میثم صولتی، ۳۲ ساله (کشتهشده ۱۸ دیماه، محله صابونی)
همچنین گزارش شده مادر رضا و رسول کدیوریان در پی فشارها و اندوه شدید، دست به خودکشی زده .
جزئیات برخی موارد ثبتشده:
دکتر سجاد کیانی، دندانپزشک ۳۸ ساله، ساعت ۸:۳۰ شب با شلیک تیر جنگی به سر کشته شد. او فردی خوشنام بود و به بیماران ناتوان مالی، رایگان خدمات میداد. پدر دو کودک خردسال.
عرفان جامهشورانی، ۳۰ ساله، ورزشکار و طبیعتگرد، در چهارراه جعفرآباد ابتدا مورد اصابت یک گلوله قرار گرفت و سپس با هفت گلوله دیگر کشته شد.
مهنا دوکوشکانی، دختر ۱۸ ساله ورزشکار، در شب ۱۹ دیماه در محله سعدی از پشت هدف گلوله جنگی قرار گرفت.
طیبه رضایی، مادر دو کودک، در شهرک معلم کرمانشاه با اصابت دو گلوله جان باخت.
سجاد فیضی، قهرمان بدنسازی، در محله نوبهار کشته شد.
فرهاد چراغیپور، پدر دو کودک، در محله کیانشهر و فرزاد خیرکار در محله طاقبستان جان خود را از دست دادند.
میثم قنبریراد، ۴۱ ساله، ساکن محله سیدجمالالدین اسدآبادی کرمانشاه، در جریان اعتراضات تهران هدف قرار گرفته و جان خود را از دست داده است.
به گفته منابع محلی، تصاویر و ویدئوهای بیشتری از نحوه کشتهشدن شهدا وجود دارد که بهدلیل وضعیت اینترنت امکان بارگذاری آنها فراهم نشده است. انتشار این اسناد، بهمحض فراهمشدن حداقل دسترسی پایدار، ادامه خواهد یافت.
قطع اینترنت، نه برای امنیت، که برای پنهانکردن حقیقت است.
اما حتی در این تاریکی، نامها، روایتها و خونها ثبت میشوند.
از هر کسی که این گزارش به دستش میرسد درخواست میشود آن را منتشر کرده و به رسانهها و نهادهای حقوق بشری برساند.
حقیقت، با قطع اینترنت خاموش نمیشود.
@Eterazebazar
این گزارش در شرایطی منتشر میشود که اینترنت همچنان بهشدت ضعیف، مقطعی و ناپایدار است؛ اتصالهایی کوتاهمدت که گاه چند دقیقه برقرار میشود و دوباره برای ساعتها قطع میگردد. همین وضعیت، انتشار تصاویر، ویدئوها و اسناد را با تأخیر جدی مواجه کرده است. با این حال، روایتها متوقف نشدهاند.
بر اساس گزارشهای مردمی و شهادت شاهدان عینی، شهر کرمانشاه یکی از کانونهای اصلی سرکوب خونین اعتراضات دیماه بوده است. منابع محلی از کشتهشدن حدود ۱۶۰۰ نفر در این استان خبر میدهند. ویدئوهایی که تنها بخشی از آنها تاکنون منتشر شده، نشان میدهد صدها پیکر بیجان در یک محل روی زمین افتادهاند؛ در حالیکه به گفته شاهدان، دستکم چهار محل دیگر نیز وجود داشته که امکان ثبت و انتشار آنها بهدلیل قطع اینترنت فراهم نشده است.
برخی از جانباختگان شناساییشده عبارتاند از:
مهنا دوکوشکانی، ۱۸ ساله
نازنینزهرا صالحی، ۱۳ ساله
فرهاد چراغیپور، ۴۳ ساله
دکتر سجاد کیانی، ۳۸ ساله
میثم قنبریراد، ۴۱ ساله
سجاد فیضی، ۳۵ ساله
عرفان جامهشورانی، ۳۰ ساله
فرزاد خیرکار، ۳۷ ساله
میلاد باغفلکی، ۳۰ ساله
طیبه رضایی، ۳۸ ساله، مادر دو کودک
رسول چقاکبودی، ۳۰ ساله
امیر نادری، ۲۷ ساله، اهل اسلامآباد غرب (کشتهشده در محله صابونی کرمانشاه در ۱۸ دیماه)
میثم صولتی، ۳۲ ساله (کشتهشده ۱۸ دیماه، محله صابونی)
همچنین گزارش شده مادر رضا و رسول کدیوریان در پی فشارها و اندوه شدید، دست به خودکشی زده .
جزئیات برخی موارد ثبتشده:
دکتر سجاد کیانی، دندانپزشک ۳۸ ساله، ساعت ۸:۳۰ شب با شلیک تیر جنگی به سر کشته شد. او فردی خوشنام بود و به بیماران ناتوان مالی، رایگان خدمات میداد. پدر دو کودک خردسال.
عرفان جامهشورانی، ۳۰ ساله، ورزشکار و طبیعتگرد، در چهارراه جعفرآباد ابتدا مورد اصابت یک گلوله قرار گرفت و سپس با هفت گلوله دیگر کشته شد.
مهنا دوکوشکانی، دختر ۱۸ ساله ورزشکار، در شب ۱۹ دیماه در محله سعدی از پشت هدف گلوله جنگی قرار گرفت.
طیبه رضایی، مادر دو کودک، در شهرک معلم کرمانشاه با اصابت دو گلوله جان باخت.
سجاد فیضی، قهرمان بدنسازی، در محله نوبهار کشته شد.
فرهاد چراغیپور، پدر دو کودک، در محله کیانشهر و فرزاد خیرکار در محله طاقبستان جان خود را از دست دادند.
میثم قنبریراد، ۴۱ ساله، ساکن محله سیدجمالالدین اسدآبادی کرمانشاه، در جریان اعتراضات تهران هدف قرار گرفته و جان خود را از دست داده است.
به گفته منابع محلی، تصاویر و ویدئوهای بیشتری از نحوه کشتهشدن شهدا وجود دارد که بهدلیل وضعیت اینترنت امکان بارگذاری آنها فراهم نشده است. انتشار این اسناد، بهمحض فراهمشدن حداقل دسترسی پایدار، ادامه خواهد یافت.
قطع اینترنت، نه برای امنیت، که برای پنهانکردن حقیقت است.
اما حتی در این تاریکی، نامها، روایتها و خونها ثبت میشوند.
از هر کسی که این گزارش به دستش میرسد درخواست میشود آن را منتشر کرده و به رسانهها و نهادهای حقوق بشری برساند.
حقیقت، با قطع اینترنت خاموش نمیشود.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارش مردمی | یزد؛ اعتراضات گسترده و کمسابقه در ۱۸ و ۱۹ دی
بهدلیل وسعت و پراکندگی شهر یزد و دشواری تردد بدون خودروی شخصی، تجمعات بهصورت همزمان در محلههای مختلف از جمله صفائیه، میدان نعلاسبی و اطراف مسجد جامع شکل گرفت. شاهدان میگویند در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، شمار مأموران در ابتدا کم بود؛ بهنظر میرسید انتظار چنین حضور گستردهای در یزد را نداشتند. گفته میشود یزد تا آن زمان چنین تجمعات اعتراضی وسیعی را تجربه نکرده بود.
در این دو روز، اعتصابات تا حدی برقرار بود و از عصر بسیاری از مغازهها تعطیل میکردند. از زمان تاریکشدن هوا، خیابانها مملو از خودروهای اغلب خانوادگی شد و چراغزدنها نشانهای از هماهنگی و همراهی جمعی بود.اعتراضات با بوقزدن گسترده خودروها آغاز میشد و صدای انفجارهای پیاپی شنیده میشد.
پس از حدود یک ساعت تجمع در میدان نعلاسبی، جمعیت بهصورت پیاده و خودرویی به سمت میدان امام حسین حرکت کرد. شمار شرکتکنندگان چشمگیر بود.
به گفته دانشجویان دانشگاه یزد، در این روزها تا حد امکان از خروج دانشجویان از خوابگاهها جلوگیری میشد.
این گزارش با تأخیر و در شرایط قطع و اختلال شدید اینترنت منتشر میشود؛ تأخیری که خود بخشی از واقعیت اعتراضات و تلاش برای پنهانماندن آنهاست.
@Eterazebazar
بهدلیل وسعت و پراکندگی شهر یزد و دشواری تردد بدون خودروی شخصی، تجمعات بهصورت همزمان در محلههای مختلف از جمله صفائیه، میدان نعلاسبی و اطراف مسجد جامع شکل گرفت. شاهدان میگویند در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، شمار مأموران در ابتدا کم بود؛ بهنظر میرسید انتظار چنین حضور گستردهای در یزد را نداشتند. گفته میشود یزد تا آن زمان چنین تجمعات اعتراضی وسیعی را تجربه نکرده بود.
در این دو روز، اعتصابات تا حدی برقرار بود و از عصر بسیاری از مغازهها تعطیل میکردند. از زمان تاریکشدن هوا، خیابانها مملو از خودروهای اغلب خانوادگی شد و چراغزدنها نشانهای از هماهنگی و همراهی جمعی بود.اعتراضات با بوقزدن گسترده خودروها آغاز میشد و صدای انفجارهای پیاپی شنیده میشد.
پس از حدود یک ساعت تجمع در میدان نعلاسبی، جمعیت بهصورت پیاده و خودرویی به سمت میدان امام حسین حرکت کرد. شمار شرکتکنندگان چشمگیر بود.
به گفته دانشجویان دانشگاه یزد، در این روزها تا حد امکان از خروج دانشجویان از خوابگاهها جلوگیری میشد.
این گزارش با تأخیر و در شرایط قطع و اختلال شدید اینترنت منتشر میشود؛ تأخیری که خود بخشی از واقعیت اعتراضات و تلاش برای پنهانماندن آنهاست.
@Eterazebazar
اینترنت سهمیهای زیر نظر ناظر؛ ۲۰ دقیقه در روز برای تجار
رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین اعلام کرد دارندگان کارت بازرگانی تنها روزانه ۲۰ دقیقه و آن هم با حضور ناظر امکان استفاده از اینترنت را دارند؛ امکانی که به گفته او «بههیچوجه پاسخگوی نیاز تجار نیست».
به گفته مجیدرضا حریری، در تهران و برخی مراکز استان، تنها چند سیستم در اتاقهای بازرگانی به اینترنت متصل شده و تجار باید با ثبتنام قبلی و تحت نظارت، برای مدت بسیار محدود از اینترنت استفاده کنند؛ زمانی که در حد «چککردن چند ایمیل» است.
او تأکید کرده این شیوه، راهحل قطع اینترنت نیست و عملاً فعالیت اقتصادی را مختل کرده است.
این اظهارات نشان میدهد قطع و سهمیهبندی اینترنت، نه یک تصمیم فنی یا اقتصادی، بلکه ادامه همان سیاست سرکوبی است که با گلوله در خیابان آغاز شد. وقتی هزاران نفر کشته میشوند و هزاران خانواده داغدارند، حاکمیت حتی از ارتباط ۲۰ دقیقهایِ زیر نظر هم هراس دارد؛ چون اینترنت برای مردم، ابزار تجارت نیست، سند جنایت است و برای حکومت، چیزی جز ترس از افشای خونهای ریختهشده نیست.
@Eterazebazar
رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین اعلام کرد دارندگان کارت بازرگانی تنها روزانه ۲۰ دقیقه و آن هم با حضور ناظر امکان استفاده از اینترنت را دارند؛ امکانی که به گفته او «بههیچوجه پاسخگوی نیاز تجار نیست».
به گفته مجیدرضا حریری، در تهران و برخی مراکز استان، تنها چند سیستم در اتاقهای بازرگانی به اینترنت متصل شده و تجار باید با ثبتنام قبلی و تحت نظارت، برای مدت بسیار محدود از اینترنت استفاده کنند؛ زمانی که در حد «چککردن چند ایمیل» است.
او تأکید کرده این شیوه، راهحل قطع اینترنت نیست و عملاً فعالیت اقتصادی را مختل کرده است.
این اظهارات نشان میدهد قطع و سهمیهبندی اینترنت، نه یک تصمیم فنی یا اقتصادی، بلکه ادامه همان سیاست سرکوبی است که با گلوله در خیابان آغاز شد. وقتی هزاران نفر کشته میشوند و هزاران خانواده داغدارند، حاکمیت حتی از ارتباط ۲۰ دقیقهایِ زیر نظر هم هراس دارد؛ چون اینترنت برای مردم، ابزار تجارت نیست، سند جنایت است و برای حکومت، چیزی جز ترس از افشای خونهای ریختهشده نیست.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نه تن در میدهیم به تسلیم شما نه سرخم میکنیم به تعظیم شما
اگر چه خسته ایم ولی نیفتادیم اگرچه خسته ایم ولی نیفتادیم.
اگر بر روی خاک بریزد خون مان وگر بر نی رود سر گلگون من.
نشکندعزم من، راه حق رزم من
نه سری افکنده شود.
نه دلی شرمنده شود.
نه دلیری شکوه کند، نه اسیری بنده شود.
که بماندنام ما بر دامن ننگ شما که نماند تا قیامت رسم نیرنگ شما.
جواب حق خواهی این نیست.
@Eterazebazar
اگر چه خسته ایم ولی نیفتادیم اگرچه خسته ایم ولی نیفتادیم.
اگر بر روی خاک بریزد خون مان وگر بر نی رود سر گلگون من.
نشکندعزم من، راه حق رزم من
نه سری افکنده شود.
نه دلی شرمنده شود.
نه دلیری شکوه کند، نه اسیری بنده شود.
که بماندنام ما بر دامن ننگ شما که نماند تا قیامت رسم نیرنگ شما.
جواب حق خواهی این نیست.
@Eterazebazar
گزارش مردمی | فارس؛ فیروزآباد، قیر و کارزین، میمند
بر اساس گزارشهای مردمی، در شهرستان فیروزآباد قشقایی چهار نفر از مردم جان خود را از دست دادهاند؛ همچنین در همین درگیریها، دو نفر از نیروهای بسیج کشته شدهاند.
در شهر قیر و کارزین نیز یک نفر از مردم جانباخته و بنا بر گزارشها، یک بسیجی کشته شده است.
در میمند از توابع شهرستان فیروزآباد، دستکم دو نفر از مردم جان خود را از دست دادهاند و گزارشها از کشتهشدن چهار بسیجی حکایت دارد.
همچنین از شهر شیراز گزارشهای متعددی از جانباختن معترضان و کشتهشدن نیروهای بسیج دریافت شده است.
این آمارها بر پایه روایتهای مردمی و در شرایط قطع و اختلال شدید اینترنت گردآوری شده و امکان تکمیل و انتشار جزئیات بیشتر، بهمحض دسترسی پایدار، ادامه خواهد یافت.
@Eterazebazar
بر اساس گزارشهای مردمی، در شهرستان فیروزآباد قشقایی چهار نفر از مردم جان خود را از دست دادهاند؛ همچنین در همین درگیریها، دو نفر از نیروهای بسیج کشته شدهاند.
در شهر قیر و کارزین نیز یک نفر از مردم جانباخته و بنا بر گزارشها، یک بسیجی کشته شده است.
در میمند از توابع شهرستان فیروزآباد، دستکم دو نفر از مردم جان خود را از دست دادهاند و گزارشها از کشتهشدن چهار بسیجی حکایت دارد.
همچنین از شهر شیراز گزارشهای متعددی از جانباختن معترضان و کشتهشدن نیروهای بسیج دریافت شده است.
این آمارها بر پایه روایتهای مردمی و در شرایط قطع و اختلال شدید اینترنت گردآوری شده و امکان تکمیل و انتشار جزئیات بیشتر، بهمحض دسترسی پایدار، ادامه خواهد یافت.
@Eterazebazar
اردبیل | فشار امنیتی بر خانواده ابوالفضل جهانی پس از رسانهای شدن قتل او
بر اساس گزارشهای مردمی، ابوالفضل جهانی، جوانی از اهالی نیار اردبیل و شاغل در ساندویچفروشی، از جانباختگان اعتراضات اخیر در این شهر است که در محله علیآباد اردبیل با شلیک نیروهای وابسته به سپاه جان خود را از دست داده است.
پس از رسانهای شدن خبر کشتهشدن او، خانواده ابوالفضل جهانی با فشارهای شدید روحی و روانی از سوی اداره کل اطلاعات استان اردبیل مواجه شدهاند. به گفته یک منبع نزدیک به خانواده، پیکر این جوان چهار روز پس از کشتهشدن به خانواده تحویل داده شده است.
بنا بر این گزارش، نهادهای امنیتی برای تحویل پیکر، مبالغ سنگینی از خانواده مطالبه کردهاند. رقم اولیه حدود یکونیم میلیارد تومان اعلام شده و در نهایت، خانواده با پرداخت حدود ۷۰۰ میلیون تومان موفق به تحویل گرفتن پیکر فرزندشان شدهاند.
همچنین گزارش شده خانواده ابوالفضل جهانی پس از تحویل پیکر، برای انجام مصاحبه اجباری با این مضمون که فرزندشان توسط «تروریستها» کشته شده، تحت فشار قرار گرفتهاند.
در همین حال، گزارشهای مردمی حاکی از آن است که در جریان اعتراضات اخیر در اردبیل، حدود ۶۰ نفر جان خود را از دست دادهاند و شمار زیادی نیز زخمی یا بازداشت شدهاند. بهدلیل فضای امنیتی شدید، تهدید خانوادهها و محدودیتهای گسترده اطلاعرسانی، آمار دقیق قربانیان و بازداشتشدگان همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
این گزارش در شرایط قطع و اختلال شدید اینترنت و با اتکا به روایتهای مردمی تهیه شده است.
@Eterazebazar
بر اساس گزارشهای مردمی، ابوالفضل جهانی، جوانی از اهالی نیار اردبیل و شاغل در ساندویچفروشی، از جانباختگان اعتراضات اخیر در این شهر است که در محله علیآباد اردبیل با شلیک نیروهای وابسته به سپاه جان خود را از دست داده است.
پس از رسانهای شدن خبر کشتهشدن او، خانواده ابوالفضل جهانی با فشارهای شدید روحی و روانی از سوی اداره کل اطلاعات استان اردبیل مواجه شدهاند. به گفته یک منبع نزدیک به خانواده، پیکر این جوان چهار روز پس از کشتهشدن به خانواده تحویل داده شده است.
بنا بر این گزارش، نهادهای امنیتی برای تحویل پیکر، مبالغ سنگینی از خانواده مطالبه کردهاند. رقم اولیه حدود یکونیم میلیارد تومان اعلام شده و در نهایت، خانواده با پرداخت حدود ۷۰۰ میلیون تومان موفق به تحویل گرفتن پیکر فرزندشان شدهاند.
همچنین گزارش شده خانواده ابوالفضل جهانی پس از تحویل پیکر، برای انجام مصاحبه اجباری با این مضمون که فرزندشان توسط «تروریستها» کشته شده، تحت فشار قرار گرفتهاند.
در همین حال، گزارشهای مردمی حاکی از آن است که در جریان اعتراضات اخیر در اردبیل، حدود ۶۰ نفر جان خود را از دست دادهاند و شمار زیادی نیز زخمی یا بازداشت شدهاند. بهدلیل فضای امنیتی شدید، تهدید خانوادهها و محدودیتهای گسترده اطلاعرسانی، آمار دقیق قربانیان و بازداشتشدگان همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
این گزارش در شرایط قطع و اختلال شدید اینترنت و با اتکا به روایتهای مردمی تهیه شده است.
@Eterazebazar