This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت یک کاسب بازار؛ کالابرگ آمد، اما سفره کوچکتر شد
یک کاسب بازار میگوید: «دو تا اسکناس پانصد تومانی را ببین… این شده کالابرگ یک ماه مردم.»
از زمانی که طرح کالابرگ معرفی شد، قیمتها نهتنها پایین نیامد، بلکه یکییکی بالا رفت. تن ماهی ۱۰۰ هزار تومانی به حدود ۱۷۰ هزار تومان رسید، رب گوجه از حدود ۹۰ هزار تومان به ۱۴۰ هزار تومان رفت و روغن ۶۰ هزار تومانی حالا به حدود ۲۶۰ هزار تومان رسیده است. تقریباً تمام اقلامی که همیشه در سفره مردم بود، بین یکونیم تا دو برابر گرانتر شدهاند.
سؤال سادهای که در بازار شنیده میشود این است: آیا این حمایت است یا فقط جبران بخشی از گرانیهایی که خودشان ایجاد شده؟ وقتی قیمتها هر روز تغییر میکند و امروز دوباره بالاتر رفته، مردم میپرسند این کمک واقعاً چه ارزشی برای زندگیشان داشته است؟
@Eterazebazar
یک کاسب بازار میگوید: «دو تا اسکناس پانصد تومانی را ببین… این شده کالابرگ یک ماه مردم.»
از زمانی که طرح کالابرگ معرفی شد، قیمتها نهتنها پایین نیامد، بلکه یکییکی بالا رفت. تن ماهی ۱۰۰ هزار تومانی به حدود ۱۷۰ هزار تومان رسید، رب گوجه از حدود ۹۰ هزار تومان به ۱۴۰ هزار تومان رفت و روغن ۶۰ هزار تومانی حالا به حدود ۲۶۰ هزار تومان رسیده است. تقریباً تمام اقلامی که همیشه در سفره مردم بود، بین یکونیم تا دو برابر گرانتر شدهاند.
سؤال سادهای که در بازار شنیده میشود این است: آیا این حمایت است یا فقط جبران بخشی از گرانیهایی که خودشان ایجاد شده؟ وقتی قیمتها هر روز تغییر میکند و امروز دوباره بالاتر رفته، مردم میپرسند این کمک واقعاً چه ارزشی برای زندگیشان داشته است؟
@Eterazebazar
سلام .قشنگ کارهاشون را رو غلطک انداختن .اول نیرو وارد شهرها میکنند وسرگوب وبعد نت را قطع میکنند تا جنایت پنهان بشه .سپس دنبال کشته ها وزخمی ها میرن و انها را می دزدن .بعد طلب پول میکنند وجنازه ها را تحویل میدن .نت وصل میشه ومیگن که کشته ها عامل خارجی بودند.حالا اجازه برگزاری مراسم را نمیدن وکشته ها را در مناطقی غیر از شهر دفن میکنند.میرسه به چهلم ودوباره نت را قطع میکنند واماده سرکوب میشوند.اینها دست شیطان را از پشت بستن وبویی از انسانیت نبردن . مرگ بر دیکتاتور.
@Eterazebazar
@Eterazebazar
صدای فراموششده معلولان؛ با این درآمد چگونه باید زندگی کرد؟
متأسفانه در میان همه مشکلات اقتصادی، کمتر کسی به وضعیت معلولان — که از آسیبپذیرترین اقشار جامعه هستند — توجه میکند. جمعیت قابلتوجهی از معلولان در کشور زندگی میکنند، اما مستمریای که دریافت میکنند با واقعیت هزینههای زندگی هیچ تناسبی ندارد.
مستمری ماهانه یک معلول حدود یک میلیون و چهارصد هزار تومان است و در برخی موارد مبلغی بهعنوان حق پرستاری، حدود چهار میلیون و دویست هزار تومان پرداخت میشود؛ یعنی مجموعاً حدود پنج میلیون و ششصد هزار تومان در ماه. رقمی که در شرایط گرانی امروز، حتی کفاف حداقلهای زندگی را هم نمیدهد.
کافی است نگاهی به هزینه یک خرید ساده انداخت:
سه مرغ حدود یک میلیون و پانصد هزار تومان، سه کیلو ماهی حدود ۷۰۰ هزار تومان، سس مایونز و هزارجزیره هرکدام ۲۵۰ هزار تومان، چهار نوشابه ۳۰۰ هزار تومان، دو دوغ ۱۵۰ هزار تومان، دو کیلو گوجه ۱۲۰ هزار تومان، دو کیلو خیار ۱۵۰ هزار تومان، کاهو ۱۵۰ هزار تومان و هویج ۱۰۰ هزار تومان.
این فقط بخشی از یک خرید معمولی است؛ بدون در نظر گرفتن اجاره خانه، دارو، درمان، توانبخشی و هزینههای ویژهای که معلولان ناچارند پرداخت کنند.
سؤال ساده اما تلخ اینجاست: با چنین درآمدی، یک معلول چگونه باید زندگی کند؟
@Eterazebazar
متأسفانه در میان همه مشکلات اقتصادی، کمتر کسی به وضعیت معلولان — که از آسیبپذیرترین اقشار جامعه هستند — توجه میکند. جمعیت قابلتوجهی از معلولان در کشور زندگی میکنند، اما مستمریای که دریافت میکنند با واقعیت هزینههای زندگی هیچ تناسبی ندارد.
مستمری ماهانه یک معلول حدود یک میلیون و چهارصد هزار تومان است و در برخی موارد مبلغی بهعنوان حق پرستاری، حدود چهار میلیون و دویست هزار تومان پرداخت میشود؛ یعنی مجموعاً حدود پنج میلیون و ششصد هزار تومان در ماه. رقمی که در شرایط گرانی امروز، حتی کفاف حداقلهای زندگی را هم نمیدهد.
کافی است نگاهی به هزینه یک خرید ساده انداخت:
سه مرغ حدود یک میلیون و پانصد هزار تومان، سه کیلو ماهی حدود ۷۰۰ هزار تومان، سس مایونز و هزارجزیره هرکدام ۲۵۰ هزار تومان، چهار نوشابه ۳۰۰ هزار تومان، دو دوغ ۱۵۰ هزار تومان، دو کیلو گوجه ۱۲۰ هزار تومان، دو کیلو خیار ۱۵۰ هزار تومان، کاهو ۱۵۰ هزار تومان و هویج ۱۰۰ هزار تومان.
این فقط بخشی از یک خرید معمولی است؛ بدون در نظر گرفتن اجاره خانه، دارو، درمان، توانبخشی و هزینههای ویژهای که معلولان ناچارند پرداخت کنند.
سؤال ساده اما تلخ اینجاست: با چنین درآمدی، یک معلول چگونه باید زندگی کند؟
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انفجار مهیب در شرکت نیک گاز تبریز / آتشسوزی گسترده در حوالی پالایشگاه
🔹حوالی ساعت ۱۸ امروز، حریق و انفجار در شرکت نیک گاز (تهیه و پخش گاز مایع) واقع در جاده آذرشهر حد فاصل سه راهی پتروشیمی رخ داد.
@Eterazebazar
🔹حوالی ساعت ۱۸ امروز، حریق و انفجار در شرکت نیک گاز (تهیه و پخش گاز مایع) واقع در جاده آذرشهر حد فاصل سه راهی پتروشیمی رخ داد.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت یک کاسب بازار؛ قیمتها دیگر قابل باور نیست
یک کاسب بازار با نشاندادن اجناس مغازهاش میگوید: «این اکتیو زمانی ۱۸۵ هزار تومان بود؛ بعد شد ۳۰۶ هزار تومان، بعد ۵۱۰ هزار تومان و حالا بار جدید که برسد ۶۲۷ هزار تومان خواهد شد. قیمتها دیگر بالا نمیروند، میپرند.»
او بطری مایع ظرفشویی را نشان میدهد: «این پریل یک لیتری اول ۱۱۶ هزار تومان بود، بعد ۱۷۵ هزار تومان شد و حالا قیمتش به بیش از ۵۳۸ هزار تومان رسیده؛ در حالی که همین چند وقت پیش ۳۵۰ هزار تومان فروخته میشد.»
نوبت به پوشک بچه میرسد؛ کالایی که مستقیم با زندگی خانوادهها گره خورده است: «۳۵۰ هزار تومان بود، حالا ۶۵۰ هزار تومان شده و میگویند سری بعدی شاید یک میلیون تومان برسد.»
او به کیسه برنج اشاره میکند: «برنجی که ۵۰۰ هزار تومان بود، امروز به دو میلیون تومان رسیده.»
حرف آخرش کوتاه اما سنگین است: «دیگر چیزی از زندگی عادی نمانده… انگار رفتیم به تاریخ پیوستیم. خداحافظ زندگی.»
@Eterazebazar
یک کاسب بازار با نشاندادن اجناس مغازهاش میگوید: «این اکتیو زمانی ۱۸۵ هزار تومان بود؛ بعد شد ۳۰۶ هزار تومان، بعد ۵۱۰ هزار تومان و حالا بار جدید که برسد ۶۲۷ هزار تومان خواهد شد. قیمتها دیگر بالا نمیروند، میپرند.»
او بطری مایع ظرفشویی را نشان میدهد: «این پریل یک لیتری اول ۱۱۶ هزار تومان بود، بعد ۱۷۵ هزار تومان شد و حالا قیمتش به بیش از ۵۳۸ هزار تومان رسیده؛ در حالی که همین چند وقت پیش ۳۵۰ هزار تومان فروخته میشد.»
نوبت به پوشک بچه میرسد؛ کالایی که مستقیم با زندگی خانوادهها گره خورده است: «۳۵۰ هزار تومان بود، حالا ۶۵۰ هزار تومان شده و میگویند سری بعدی شاید یک میلیون تومان برسد.»
او به کیسه برنج اشاره میکند: «برنجی که ۵۰۰ هزار تومان بود، امروز به دو میلیون تومان رسیده.»
حرف آخرش کوتاه اما سنگین است: «دیگر چیزی از زندگی عادی نمانده… انگار رفتیم به تاریخ پیوستیم. خداحافظ زندگی.»
@Eterazebazar
جهش دوباره قیمت لبنیات؛ سفره مردم کوچکتر از همیشه
بازار لبنیات بار دیگر شاهد افزایش ناگهانی قیمتهاست؛ افزایشی که مستقیماً یکی از اصلیترین اقلام غذایی خانوار را هدف گرفته است. پنیر سفید پگاه که تا همین چندی پیش حدود ۱۲۰ هزار تومان فروخته میشد، ابتدا به ۱۵۰ هزار تومان رسید و حالا با قیمت ۲۳۰ هزار تومان عرضه میشود؛ جهشی که در مدت کوتاه رخ داده و نشانی از توقف ندارد.
قیمت شیر پگاه نیز به حدود ۱۰۷ هزار تومان رسیده و دوغ آبعلیِ شیشهای کوچک که زمانی ۲۷ هزار تومان بود، اکنون با نرخ ۶۰ هزار تومان فروخته میشود. پنیر رامک هم حدود ۱۵۰ هزار تومان قیمت دارد و فروشندگان میگویند احتمال رسیدن آن به محدوده ۲۳۰ هزار تومان بسیار بالاست. بازار همزمان با این افزایشها هشدار میدهد که این قیمتها هنوز ثابت نیست و دوباره تغییر خواهد کرد.
در آستانه ماه رمضان، زمانی که انتظار کنترل قیمت کالاهای اساسی میرود، واقعیت بازار چیز دیگری را نشان میدهد. همان کالاهایی که در بسیاری از کشورها تحت نظارت و حمایت جدی قرار میگیرند، در ایران هر روز گرانتر میشوند و فشار بیشتری بر سفره مردم وارد میکنند.
@Eterazebazar
بازار لبنیات بار دیگر شاهد افزایش ناگهانی قیمتهاست؛ افزایشی که مستقیماً یکی از اصلیترین اقلام غذایی خانوار را هدف گرفته است. پنیر سفید پگاه که تا همین چندی پیش حدود ۱۲۰ هزار تومان فروخته میشد، ابتدا به ۱۵۰ هزار تومان رسید و حالا با قیمت ۲۳۰ هزار تومان عرضه میشود؛ جهشی که در مدت کوتاه رخ داده و نشانی از توقف ندارد.
قیمت شیر پگاه نیز به حدود ۱۰۷ هزار تومان رسیده و دوغ آبعلیِ شیشهای کوچک که زمانی ۲۷ هزار تومان بود، اکنون با نرخ ۶۰ هزار تومان فروخته میشود. پنیر رامک هم حدود ۱۵۰ هزار تومان قیمت دارد و فروشندگان میگویند احتمال رسیدن آن به محدوده ۲۳۰ هزار تومان بسیار بالاست. بازار همزمان با این افزایشها هشدار میدهد که این قیمتها هنوز ثابت نیست و دوباره تغییر خواهد کرد.
در آستانه ماه رمضان، زمانی که انتظار کنترل قیمت کالاهای اساسی میرود، واقعیت بازار چیز دیگری را نشان میدهد. همان کالاهایی که در بسیاری از کشورها تحت نظارت و حمایت جدی قرار میگیرند، در ایران هر روز گرانتر میشوند و فشار بیشتری بر سفره مردم وارد میکنند.
@Eterazebazar
#ارسالی
مدیریت ورزش؛ مشکل زمین نیست، پشت میزهاست
ما سالهاست درباره باختها، داوری، بدشانسی و نسل ضعیف حرف میزنیم. اما کمتر کسی مستقیم میگوید مشکل اصلی کجاست: مدیریت و حکمرانی ورزش.
ورزش حرفهای با برنامه دهساله جلو میرود، نه با تصمیمهای هیجانی. اینجا اما مدیر میآید، چند ماه میماند، چند حکم میدهد و میرود. بعدی از صفر شروع میکند. نتیجه؟ هیچ پروژهای کامل نمیشود. نه آکادمی درست حسابی شکل میگیرد، نه ساختار مالی شفاف میشود، نه ثبات فنی به وجود میآید.
در بسیاری فدراسیونها و باشگاهها، تخصص اولویت اول نیست؛ رابطه مهمتر است. وقتی مدیر ورزشی دغدغه حرفهای نداشته باشد و بیشتر نگران صندلیاش باشد، طبیعی است که ریسک نکند، اصلاح نکند و پاسخگو هم نباشد. شکست که میآید، مربی عوض میشود. اما کسی از مدیر نمیپرسد برنامهات چه بود؟
ورزش ایران استعداد کم ندارد. مشکل این است که استعداد در ساختار بیبرنامه هدر میرود. بودجه خرج میشود، اما خروجی متناسب نیست. چرا؟ چون شفافیت نیست. چون ارزیابی عملکرد جدی نیست. چون مدیر بابت نتیجه بلندمدت پاسخگو نیست.
تا وقتی حکمرانی ورزش بر پایه ثبات، تخصص و شفافیت نباشد، هر موفقیتی مقطعی است و هر شکست تکراری. مشکل زمین چمن نیست؛ مشکل پشت میزهاست. اگر قرار است ورزشی حرفهای داشته باشیم، باید مدیریت حرفهای را جدی بگیریم، نه شعاری.
اما باهمه اینها یک سئوال پایه ای باقی میماند آیا امکان یک ورزش ریشه دار و بابرنامه و مدیریتی مسئول در این نظام امکانپذیر است ؟ قطعا نه .
@Eterazebazar
مدیریت ورزش؛ مشکل زمین نیست، پشت میزهاست
ما سالهاست درباره باختها، داوری، بدشانسی و نسل ضعیف حرف میزنیم. اما کمتر کسی مستقیم میگوید مشکل اصلی کجاست: مدیریت و حکمرانی ورزش.
ورزش حرفهای با برنامه دهساله جلو میرود، نه با تصمیمهای هیجانی. اینجا اما مدیر میآید، چند ماه میماند، چند حکم میدهد و میرود. بعدی از صفر شروع میکند. نتیجه؟ هیچ پروژهای کامل نمیشود. نه آکادمی درست حسابی شکل میگیرد، نه ساختار مالی شفاف میشود، نه ثبات فنی به وجود میآید.
در بسیاری فدراسیونها و باشگاهها، تخصص اولویت اول نیست؛ رابطه مهمتر است. وقتی مدیر ورزشی دغدغه حرفهای نداشته باشد و بیشتر نگران صندلیاش باشد، طبیعی است که ریسک نکند، اصلاح نکند و پاسخگو هم نباشد. شکست که میآید، مربی عوض میشود. اما کسی از مدیر نمیپرسد برنامهات چه بود؟
ورزش ایران استعداد کم ندارد. مشکل این است که استعداد در ساختار بیبرنامه هدر میرود. بودجه خرج میشود، اما خروجی متناسب نیست. چرا؟ چون شفافیت نیست. چون ارزیابی عملکرد جدی نیست. چون مدیر بابت نتیجه بلندمدت پاسخگو نیست.
تا وقتی حکمرانی ورزش بر پایه ثبات، تخصص و شفافیت نباشد، هر موفقیتی مقطعی است و هر شکست تکراری. مشکل زمین چمن نیست؛ مشکل پشت میزهاست. اگر قرار است ورزشی حرفهای داشته باشیم، باید مدیریت حرفهای را جدی بگیریم، نه شعاری.
اما باهمه اینها یک سئوال پایه ای باقی میماند آیا امکان یک ورزش ریشه دار و بابرنامه و مدیریتی مسئول در این نظام امکانپذیر است ؟ قطعا نه .
@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
نهادههای دامی دوباره گران شدند؛ فشار مستقیم روی گوشت، مرغ و لبنیات بازار نهادههای دامی بار دیگر در حال تجربه جهش قیمت است. هر کیلوگرم ذرت، جو و کنجاله سویا که پیش از این بهترتیب ۱۱۳۰۰، ۱۱۳۰۰ و ۲۰ هزار و ۷۰۰ تومان بود، در دی ماه و با ارز ۲۸۵.۰۰۰ ریالی حدود…
گرانی بیسروصدا؛ نهادههای دامی یکشبه ۲۰ درصد گران شدند
در حالی که هیچ اطلاعرسانی جدی انجام نشد، قیمت نهادههای دامی فقط از دیروز تا امروز کیلویی ۸ هزار تومان افزایش پیدا کرد؛ یعنی حدود ۲۰ درصد رشد در یک شب.
افزایشی که شاید روی کاغذ یک عدد باشد، اما در واقع آغاز موج تازه گرانی در گوشت، مرغ، شیر و لبنیات است. تولیدکننده هنوز از شوک قبلی خارج نشده، قیمتها دوباره بالا رفت.
سؤال ساده فعالان بازار این است: وقتی هزینه تولید در یک شب ۲۰ درصد افزایش پیدا میکند، چگونه میتوان انتظار ثبات قیمت برای مردم داشت؟
@Eterazebazar
در حالی که هیچ اطلاعرسانی جدی انجام نشد، قیمت نهادههای دامی فقط از دیروز تا امروز کیلویی ۸ هزار تومان افزایش پیدا کرد؛ یعنی حدود ۲۰ درصد رشد در یک شب.
افزایشی که شاید روی کاغذ یک عدد باشد، اما در واقع آغاز موج تازه گرانی در گوشت، مرغ، شیر و لبنیات است. تولیدکننده هنوز از شوک قبلی خارج نشده، قیمتها دوباره بالا رفت.
سؤال ساده فعالان بازار این است: وقتی هزینه تولید در یک شب ۲۰ درصد افزایش پیدا میکند، چگونه میتوان انتظار ثبات قیمت برای مردم داشت؟
@Eterazebazar
#ارسالی
گزارش اولیهای درباره جانباختن ۴۰۰ مزدبگیر در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴
آنچه منتشر میشود، نه یک فهرست کامل، بلکه اشارهای اولیه به عددی تکاندهنده است: گفته میشود دستکم ۴۰۰ نفر از مزدبگیران در جریان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ ایران جان خود را از دست دادهاند؛ عددی که همزمان با چهلم این جانباختگان مطرح شده است.
پشت این عدد، زندگی انسانهایی قرار دارد که با کار روزانه، دستمزد ماهانه و دغدغههای معیشتی چون اجاره خانه، درمان و آموزش زندگی خود را اداره میکردند و ناگهان در جریان سرکوبها جان باختند.
آنچه اهمیت این گزارش را برجسته میکند، صرفاً شمار قربانیان نیست، بلکه ترکیب اجتماعی آنان است؛ از کارگران و معلمان تا پرستاران، رانندگان، کارمندان، فروشندگان و دیگر مزدبگیرانی که بخش اصلی نیروی کار جامعه را تشکیل میدهند.
گستردگی حضور مزدبگیران در میان جانباختگان نشان میدهد اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ تنها واکنشی مقطعی یا محدود به یک جریان سیاسی نبود، بلکه ریشه در بحران عمیق معیشتی و اقتصادی داشت؛ بحرانی که سالها با تورم، کاهش قدرت خرید، بیکاری و ناامنی شغلی انباشته شده بود.
برای بخش بزرگی از جامعه، مسئله صرفاً گرانی نبود؛ تجربه زیسته آنان نشان میدهد بحران معیشت با ساختارهای کلان سیاسی و اقتصادی گره خورده است. از همین رو اعتراض به فقر و بیعدالتی به مطالبه تغییر وضعیت موجود پیوند خورده است.
الگوی سرکوب گزارششده نیز نشاندهنده شدت برخوردهاست؛ از شلیک مستقیم و خشونت خیابانی تا فشار بر خانوادهها و ایجاد فضای رعب برای جلوگیری از پیگیری و دادخواهی.
طرح این عدد، بیش از هر چیز تلاشی است برای مستندسازی و جلوگیری از فراموشی. روند بررسی و گردآوری اطلاعات همچنان ادامه دارد
@Eterazebazar
گزارش اولیهای درباره جانباختن ۴۰۰ مزدبگیر در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴
آنچه منتشر میشود، نه یک فهرست کامل، بلکه اشارهای اولیه به عددی تکاندهنده است: گفته میشود دستکم ۴۰۰ نفر از مزدبگیران در جریان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ ایران جان خود را از دست دادهاند؛ عددی که همزمان با چهلم این جانباختگان مطرح شده است.
پشت این عدد، زندگی انسانهایی قرار دارد که با کار روزانه، دستمزد ماهانه و دغدغههای معیشتی چون اجاره خانه، درمان و آموزش زندگی خود را اداره میکردند و ناگهان در جریان سرکوبها جان باختند.
آنچه اهمیت این گزارش را برجسته میکند، صرفاً شمار قربانیان نیست، بلکه ترکیب اجتماعی آنان است؛ از کارگران و معلمان تا پرستاران، رانندگان، کارمندان، فروشندگان و دیگر مزدبگیرانی که بخش اصلی نیروی کار جامعه را تشکیل میدهند.
گستردگی حضور مزدبگیران در میان جانباختگان نشان میدهد اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ تنها واکنشی مقطعی یا محدود به یک جریان سیاسی نبود، بلکه ریشه در بحران عمیق معیشتی و اقتصادی داشت؛ بحرانی که سالها با تورم، کاهش قدرت خرید، بیکاری و ناامنی شغلی انباشته شده بود.
برای بخش بزرگی از جامعه، مسئله صرفاً گرانی نبود؛ تجربه زیسته آنان نشان میدهد بحران معیشت با ساختارهای کلان سیاسی و اقتصادی گره خورده است. از همین رو اعتراض به فقر و بیعدالتی به مطالبه تغییر وضعیت موجود پیوند خورده است.
الگوی سرکوب گزارششده نیز نشاندهنده شدت برخوردهاست؛ از شلیک مستقیم و خشونت خیابانی تا فشار بر خانوادهها و ایجاد فضای رعب برای جلوگیری از پیگیری و دادخواهی.
طرح این عدد، بیش از هر چیز تلاشی است برای مستندسازی و جلوگیری از فراموشی. روند بررسی و گردآوری اطلاعات همچنان ادامه دارد
@Eterazebazar
#ارسالی
سعید ماسوری پس از ۲۵ سال حبس بیمرخصی، مادرش را از دست داد؛ وداعی که حتی اجازه حضور در خاکسپاری نیافت
سعید ماسوری، زندانی سیاسی که بیش از ۲۵ سال بدون حتی یک روز مرخصی در زندان بهسر میبرد، مادر خود را از دست داد.
مادر او در خرمآباد زندگی میکرد و ماسوری هماکنون در زندان قزلحصار کرج محبوس است.
با وجود درگذشت مادر، به او اجازه حضور در مراسم خاکسپاری داده نشد؛ همانگونه که طی این ۲۵ سال، برای هیچ مناسبت خانوادگی یا انسانی، حتی برای ساعتی، مرخصی دریافت نکرده است.
سعید ماسوری در سوگ مادرش نوشته است:
«بیشتر از بیستوپنج سال است من در زندان ماندهام و تو بیرون، بودی، اما رنج این سالها بیشتر بر دوش تو بود. سهم من دیوار و میله بود و سهم تو راههای طولانی، فقط برای چند دقیقه دیدن من هر چند دیگر نام مرا هم به یاد نداشتی… شاید همین، آخرین مهربانی دنیا با تو بود؛
که رنج انتظار را هم از یاد تو برد،
تازه فهمیدم سختترین زندان، جایی است که دیگر “مادر” در آن نیست.
اسطوره صبر و تحمل و قهرمان پایداری تو بودی در سکوت و بی هیچ نام و نشان... تو آفتاب گرمابخش و دیده نشده بودی و من سایه...
چقدر بی نام تو زندان سرد و تاریکتر است.»
در ایران تعداد زیادی زندانی سیاسی با سابقه بالای ده سال حبس در زندانها هستند، که اجازه حتی ساعتی مرخصی نداشتهاند، اما اختلاسگران و غارتگران اموال مردم، از مرخصی بهرهمند بودهاند.
@Eterazebazar
سعید ماسوری پس از ۲۵ سال حبس بیمرخصی، مادرش را از دست داد؛ وداعی که حتی اجازه حضور در خاکسپاری نیافت
سعید ماسوری، زندانی سیاسی که بیش از ۲۵ سال بدون حتی یک روز مرخصی در زندان بهسر میبرد، مادر خود را از دست داد.
مادر او در خرمآباد زندگی میکرد و ماسوری هماکنون در زندان قزلحصار کرج محبوس است.
با وجود درگذشت مادر، به او اجازه حضور در مراسم خاکسپاری داده نشد؛ همانگونه که طی این ۲۵ سال، برای هیچ مناسبت خانوادگی یا انسانی، حتی برای ساعتی، مرخصی دریافت نکرده است.
سعید ماسوری در سوگ مادرش نوشته است:
«بیشتر از بیستوپنج سال است من در زندان ماندهام و تو بیرون، بودی، اما رنج این سالها بیشتر بر دوش تو بود. سهم من دیوار و میله بود و سهم تو راههای طولانی، فقط برای چند دقیقه دیدن من هر چند دیگر نام مرا هم به یاد نداشتی… شاید همین، آخرین مهربانی دنیا با تو بود؛
که رنج انتظار را هم از یاد تو برد،
تازه فهمیدم سختترین زندان، جایی است که دیگر “مادر” در آن نیست.
اسطوره صبر و تحمل و قهرمان پایداری تو بودی در سکوت و بی هیچ نام و نشان... تو آفتاب گرمابخش و دیده نشده بودی و من سایه...
چقدر بی نام تو زندان سرد و تاریکتر است.»
در ایران تعداد زیادی زندانی سیاسی با سابقه بالای ده سال حبس در زندانها هستند، که اجازه حتی ساعتی مرخصی نداشتهاند، اما اختلاسگران و غارتگران اموال مردم، از مرخصی بهرهمند بودهاند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معین (همایون) رنجبر؛ جوان ۲۷ سالهای که در اعتراضات دیماه جان باخت
معین (همایون) رنجبر، جوان ۲۷ ساله کُرد، اهل کرمانشاه و ساکن کرج، از جانباختگان اعتراضات مردمی روز ۱۹ دی ۱۴۰۴ در ملارد کرج بود که در جریان این رویدادها جان خود را از دست داد.
پیکر او در ۲۱ دی ۱۴۰۴ در آرامستان بریموند کرمانشاه به خاک سپرده شد. معین دارای مدرک دیپلم بود و در حوزه ورزش نیز فعالیت داشت و به گفته نزدیکانش، روحیهای فعال و اجتماعی داشت.
گزارشها حاکی است خانواده او برای تحویل گرفتن پیکر فرزندشان با فشارها و هزینههای سنگینی روبهرو شدند؛ موضوعی که بازتاب گستردهای در میان مردم داشت.
او پیشتر با حضور بر مزار محسن شکاری، پیامی خطاب به مردم بیان کرده بود و گفته بود:
«مردم خسته نشید، بجنگید؛ سر خم قدغن.»
این جمله بهسرعت در شبکههای اجتماعی منتشر شد و نام او را بیش از پیش در میان روایتهای مردمی از آن روزها ماندگار کرد.
@Eterazebazar
معین (همایون) رنجبر، جوان ۲۷ ساله کُرد، اهل کرمانشاه و ساکن کرج، از جانباختگان اعتراضات مردمی روز ۱۹ دی ۱۴۰۴ در ملارد کرج بود که در جریان این رویدادها جان خود را از دست داد.
پیکر او در ۲۱ دی ۱۴۰۴ در آرامستان بریموند کرمانشاه به خاک سپرده شد. معین دارای مدرک دیپلم بود و در حوزه ورزش نیز فعالیت داشت و به گفته نزدیکانش، روحیهای فعال و اجتماعی داشت.
گزارشها حاکی است خانواده او برای تحویل گرفتن پیکر فرزندشان با فشارها و هزینههای سنگینی روبهرو شدند؛ موضوعی که بازتاب گستردهای در میان مردم داشت.
او پیشتر با حضور بر مزار محسن شکاری، پیامی خطاب به مردم بیان کرده بود و گفته بود:
«مردم خسته نشید، بجنگید؛ سر خم قدغن.»
این جمله بهسرعت در شبکههای اجتماعی منتشر شد و نام او را بیش از پیش در میان روایتهای مردمی از آن روزها ماندگار کرد.
@Eterazebazar
به کجا رسیدهایم؟
روزی روغن فقط یک کالای ساده در سبد خرید بود؛ امروز فروشگاهها مجبور شدهاند آن را پشت صندوق، داخل قفسههای قفلدار یا دور از دسترس بگذارند تا دزدیده نشود.
این فقط درباره یک بطری روغن نیست؛ روایت سفرههایی است که کوچکتر شدهاند، مردمی که قدرت خریدشان هر روز کمتر میشود و شرمی که جای آرامش را گرفته است.
وقتی کالای اساسی نیاز به مراقبت امنیتی پیدا میکند، یعنی اقتصاد از زندگی مردم جلوتر فرو ریخته است.
و تلختر از همه اینکه کسی پاسخ نمیدهد:
چگونه به جایی رسیدیم که نان و روغن هم باید محافظت شوند؟
@Eterazebazar
روزی روغن فقط یک کالای ساده در سبد خرید بود؛ امروز فروشگاهها مجبور شدهاند آن را پشت صندوق، داخل قفسههای قفلدار یا دور از دسترس بگذارند تا دزدیده نشود.
این فقط درباره یک بطری روغن نیست؛ روایت سفرههایی است که کوچکتر شدهاند، مردمی که قدرت خریدشان هر روز کمتر میشود و شرمی که جای آرامش را گرفته است.
وقتی کالای اساسی نیاز به مراقبت امنیتی پیدا میکند، یعنی اقتصاد از زندگی مردم جلوتر فرو ریخته است.
و تلختر از همه اینکه کسی پاسخ نمیدهد:
چگونه به جایی رسیدیم که نان و روغن هم باید محافظت شوند؟
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک کاسب بازار میگوید:
این روغن سرخکردنی یک لیتری شده ۲۵۲ هزار تومان؛ اما مسئله فقط گرانی نیست… مسئله این است که دیگر کسی مطمئن نیست اصلاً «روغن» میخرد یا مادهای شیمیایی.
درِ بطری را باز میکنی، کمی استفاده میکنی، فردا میبینی دور ظرف حالت چسبندگی گرفته.
مگر روغن باید بچسبد؟ مگر روغن واقعی اینطور رفتار میکند؟
این دیگر روغن نیست؛ ترکیبی است که بیشتر به مواد صنعتی شباهت دارد تا غذای سفره مردم.
مردم مصرف میکنند، بعد حالشان بد میشود، دنبال آبلیمو و درمان میگردند؛
در حالی که غذای سالم نباید انسان را بیمار کند.
فاجعه فقط گرانی نیست؛
فاجعه این است که کیفیت هم قربانی شده و سلامت مردم زیر فشار بازار و بینظارتی له میشود.
حالا هم خبر رسیده قرار است دوباره ۳۰ درصد دیگر گران شود.
یعنی هم گرانتر، هم بیکیفیتتر، هم خطرناکتر.
سفرهای که زمانی محل آرامش بود، امروز به میدان نگرانی برای سلامت خانوادهها تبدیل شده است.
به بچهها چه میدهیم؟ غذا… یا بیماری؟
@Eterazebazar
این روغن سرخکردنی یک لیتری شده ۲۵۲ هزار تومان؛ اما مسئله فقط گرانی نیست… مسئله این است که دیگر کسی مطمئن نیست اصلاً «روغن» میخرد یا مادهای شیمیایی.
درِ بطری را باز میکنی، کمی استفاده میکنی، فردا میبینی دور ظرف حالت چسبندگی گرفته.
مگر روغن باید بچسبد؟ مگر روغن واقعی اینطور رفتار میکند؟
این دیگر روغن نیست؛ ترکیبی است که بیشتر به مواد صنعتی شباهت دارد تا غذای سفره مردم.
مردم مصرف میکنند، بعد حالشان بد میشود، دنبال آبلیمو و درمان میگردند؛
در حالی که غذای سالم نباید انسان را بیمار کند.
فاجعه فقط گرانی نیست؛
فاجعه این است که کیفیت هم قربانی شده و سلامت مردم زیر فشار بازار و بینظارتی له میشود.
حالا هم خبر رسیده قرار است دوباره ۳۰ درصد دیگر گران شود.
یعنی هم گرانتر، هم بیکیفیتتر، هم خطرناکتر.
سفرهای که زمانی محل آرامش بود، امروز به میدان نگرانی برای سلامت خانوادهها تبدیل شده است.
به بچهها چه میدهیم؟ غذا… یا بیماری؟
@Eterazebazar
#ارسالی
چهل روز گذشته است، چهل روز از آن گاه که گلوله ها بلندتر از صداهای انسان سخن گفتند و خیابان، شاهدی شد که هرگزاجازه شهادت نیافت، خاک هنوز بوی خون می دهد
دیوارها هنوز آن فریادهاراپس می دهند. و زمان باهمه بی رحمی اش، نتوانسته است رد آن لحظهها راپاک کند. گفتند فراموش می شود، اماچگونه می توان چشم هایی را فراموش کردکه تنها جرمشان زنده بودن بود؟ چگونه می توان سکوتی را بخشید که پس از هر شلیک سنگین ترشد؟ چهل روز گذشته، و خشم هنوز زنده است_ نه چون آتش کور ، بلکه چون حافظه ای که نمی گذارد حقیقت زیر خاک بماند، نام ها را نمی توان کشت، صداها را نمی توان دفن کرد.
و روزی خواهدرسید که امین سکوت تحمیل شده با فریادی بزرگ تر باز خواهد گشت.
@Eterazebazar
چهل روز گذشته است، چهل روز از آن گاه که گلوله ها بلندتر از صداهای انسان سخن گفتند و خیابان، شاهدی شد که هرگزاجازه شهادت نیافت، خاک هنوز بوی خون می دهد
دیوارها هنوز آن فریادهاراپس می دهند. و زمان باهمه بی رحمی اش، نتوانسته است رد آن لحظهها راپاک کند. گفتند فراموش می شود، اماچگونه می توان چشم هایی را فراموش کردکه تنها جرمشان زنده بودن بود؟ چگونه می توان سکوتی را بخشید که پس از هر شلیک سنگین ترشد؟ چهل روز گذشته، و خشم هنوز زنده است_ نه چون آتش کور ، بلکه چون حافظه ای که نمی گذارد حقیقت زیر خاک بماند، نام ها را نمی توان کشت، صداها را نمی توان دفن کرد.
و روزی خواهدرسید که امین سکوت تحمیل شده با فریادی بزرگ تر باز خواهد گشت.
@Eterazebazar
یک فعال تولیدی میگوید:
امروز یک کامیون روغن رسیده به ۶ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان.
یک کارخانه تولید سس فقط برای خرید ۲۵ تن روغن باید همین مبلغ را نقد پرداخت کند؛ آن هم در شرایطی که دیگر هیچ فروشندهای مهلت پرداخت نمیدهد.
حالا تصور کنید تولیدکننده هنوز اول راه است؛
دهها ماده اولیه دیگر باید بخرد، حقوق کارگر بدهد، هزینه حملونقل، بستهبندی، انرژی و مالیات را تأمین کند… اما سرمایهای باقی نمانده است.
روغن فقط یک کالا نیست؛ یک کالای استراتژیک است.
از کیک و کلوچه و بیسکویت گرفته تا سوسیس و کالباس، از صنایع غذایی تا رنگهای صنعتی و شیمیایی — تقریباً محصولی وجود ندارد که به روغن وابسته نباشد.
وقتی روغن اینگونه جهش میکند، یعنی موج گرانی قرار است همهچیز را با خود ببرد.
یعنی گرانی فقط در قفسه روغن نمیماند؛ به تمام سفره مردم و تمام خطوط تولید سرایت میکند.
نتیجه روشن است:
تولیدکننده ناتوان، کارخانه نیمهتعطیل، کارگر نگران، و مصرفکنندهای که هر روز با قیمتهای تازه روبهرو میشود.
گرانی روغن یعنی آغاز یک زنجیره گرانی که پایانش هنوز معلوم نیست.
@Eterazebazar
امروز یک کامیون روغن رسیده به ۶ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان.
یک کارخانه تولید سس فقط برای خرید ۲۵ تن روغن باید همین مبلغ را نقد پرداخت کند؛ آن هم در شرایطی که دیگر هیچ فروشندهای مهلت پرداخت نمیدهد.
حالا تصور کنید تولیدکننده هنوز اول راه است؛
دهها ماده اولیه دیگر باید بخرد، حقوق کارگر بدهد، هزینه حملونقل، بستهبندی، انرژی و مالیات را تأمین کند… اما سرمایهای باقی نمانده است.
روغن فقط یک کالا نیست؛ یک کالای استراتژیک است.
از کیک و کلوچه و بیسکویت گرفته تا سوسیس و کالباس، از صنایع غذایی تا رنگهای صنعتی و شیمیایی — تقریباً محصولی وجود ندارد که به روغن وابسته نباشد.
وقتی روغن اینگونه جهش میکند، یعنی موج گرانی قرار است همهچیز را با خود ببرد.
یعنی گرانی فقط در قفسه روغن نمیماند؛ به تمام سفره مردم و تمام خطوط تولید سرایت میکند.
نتیجه روشن است:
تولیدکننده ناتوان، کارخانه نیمهتعطیل، کارگر نگران، و مصرفکنندهای که هر روز با قیمتهای تازه روبهرو میشود.
گرانی روغن یعنی آغاز یک زنجیره گرانی که پایانش هنوز معلوم نیست.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دخل ثابت، خرج هر روز سنگینتر.
قیمتها میتازند و سفرهها کوچکتر میشوند.
وقتی یک خرید ساده تبدیل به هزینهای میلیونی شده،
مردم از کجا بیاورند؟
چطور زندگی کنند؟
@Eterazebazar
قیمتها میتازند و سفرهها کوچکتر میشوند.
وقتی یک خرید ساده تبدیل به هزینهای میلیونی شده،
مردم از کجا بیاورند؟
چطور زندگی کنند؟
@Eterazebazar
تحریم کلاسهای مجازی از سوی دانشجویان دامپزشکی دانشگاه شیراز
دانشجویان رشته دامپزشکی دانشگاه شیراز از هفته گذشته کلاسهای مجازی را به دلیل چهلم کشتهشدگان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ تحریم کردهاند.
🔻 به دنبال تحریم کلاسها توسط دانشجویان، دانشگاه فشارهای شدیدی به دانشجویان وارد کرده است و برخی از اساتید دانشجویان را تهدید کردهاند و آنها را «اغتشاشگر» نامیدهاند. با این حال تحریم کلاسها از سوی دانشجویان همچنان ادامه دارد.
https://t.me/Eterazebazar
دانشجویان رشته دامپزشکی دانشگاه شیراز از هفته گذشته کلاسهای مجازی را به دلیل چهلم کشتهشدگان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ تحریم کردهاند.
🔻 به دنبال تحریم کلاسها توسط دانشجویان، دانشگاه فشارهای شدیدی به دانشجویان وارد کرده است و برخی از اساتید دانشجویان را تهدید کردهاند و آنها را «اغتشاشگر» نامیدهاند. با این حال تحریم کلاسها از سوی دانشجویان همچنان ادامه دارد.
https://t.me/Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارش میدانی
بهشتزهرا امروز حالوهوای متفاوتی داشت؛ جمعیتی بسیار زیاد آمده بودند و فضا بهشدت متراکم بود.
گزارشها حاکی است که نیروهای حاضر نتوانستند جمعیت را کنترل کنند و صدای شعارها بارها در فضا پیچید.
«قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان»
این همه سال جنایت مرگ بر این ولایت
مرگ برخامنه ای
مرگ بر ستمگر و... شعارهای اعتراضی دیگری که نشان میداد خشم ، فضا آمیختهای از سوگ، اعتراض.
@Eterazebazar
بهشتزهرا امروز حالوهوای متفاوتی داشت؛ جمعیتی بسیار زیاد آمده بودند و فضا بهشدت متراکم بود.
گزارشها حاکی است که نیروهای حاضر نتوانستند جمعیت را کنترل کنند و صدای شعارها بارها در فضا پیچید.
«قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان»
این همه سال جنایت مرگ بر این ولایت
مرگ برخامنه ای
مرگ بر ستمگر و... شعارهای اعتراضی دیگری که نشان میداد خشم ، فضا آمیختهای از سوگ، اعتراض.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍 گزارش میدانی | آبدانان ـ ایلام
سهشنبه ۲۸ بهمن
امروز همزمان با برگزاری مراسم چهلم جانباختگان راه آزادی در آبدانان، فضای شهر بهشدت امنیتی گزارش شد و تنشها به درگیری میان نیروهای حاضر و مردم انجامید.
حاضران برای بزرگداشت یاد کشتهشدگان گرد هم آمده بودند، اما تجمع با حضور گسترده نیروهای امنیتی روبهرو شد. شاهدان میگویند تلاش برای متفرق کردن جمعیت، و شعارهای اعتراضی در میان جمعیت طنین انداخت.
@Eterazebazar
سهشنبه ۲۸ بهمن
امروز همزمان با برگزاری مراسم چهلم جانباختگان راه آزادی در آبدانان، فضای شهر بهشدت امنیتی گزارش شد و تنشها به درگیری میان نیروهای حاضر و مردم انجامید.
حاضران برای بزرگداشت یاد کشتهشدگان گرد هم آمده بودند، اما تجمع با حضور گسترده نیروهای امنیتی روبهرو شد. شاهدان میگویند تلاش برای متفرق کردن جمعیت، و شعارهای اعتراضی در میان جمعیت طنین انداخت.
@Eterazebazar