اعتراض مدنی بازار
21K subscribers
72.5K photos
46.8K videos
166 files
488 links
ارتباط با مدیران کانال:
@Hossen13320
@mehdi_sarraf
@javaherian59
@hosseinKashani4 ادمین ورزش
کانال: https://t.me/Eterazebazar
این کانال وابسته به هیچ جریان سیاسی،
نه «شاه» و نه «شیخ ، صدای بازاریم»

توئیتر: https://twitter.com/EterazB
Download Telegram
۴۲۱ بار مذاکره؛
و هر بار همان نتیجه…

می‌گویند گفتگوها «مثبت» بوده، می‌گویند «ادامه دارد»، اما در واقعیت چیزی که مردم لمس کرده‌اند فقط فشار بیشتر، تحریم‌های سنگین‌تر و تنگ‌تر شدن زندگی روزمره بوده است.

حال سؤالم این است:
اگر این همه مذاکره موفق بوده، چرا نتیجه‌اش در سفره‌ها، بازار و معیشت دیده نمی‌شود؟

@Eterazebazar
مرغداران، قربانی وعده‌‌های فریبکارانه‌ی وزیر شدند

وعده دادند ارز ترجیحی نهاده‌های دامی تا عید ادامه دارد؛ اما ناگهان همه چیز تغییر کرد و تولیدکننده ماند با هزینه‌های چندبرابری و بازار فروپاشیده. امروز نتیجه روشن است: بیش از ۶۰ درصد مرغداران دیگر حاضر به جوجه‌ریزی نیستند؛ یعنی بحران تأمین مرغ از همین حالا آغاز شده است.

تولیدکنندگان جوجه یک‌روزه می‌گویند محصولشان خریدار ندارد؛ جوجه‌هایی که باید سرمایه آینده تولید باشند، با قیمتی کمتر از هزینه تولید فروخته می‌شوند یا حتی رایگان واگذار می‌شوند تا نابود نشوند. این یعنی نابودی آرام صنعت، نه یک مشکل مقطعی.

وقتی سیاست‌گذاری با واقعیت تولید فاصله داشته باشد، اول تولیدکننده زمین می‌خورد و چند ماه بعد مردم با گرانی و کمبود تاوانش را می‌دهند. هشدارها داده شده؛ اما انگار کسی صدای فروپاشی تولید را نمی‌شنود.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍 آبدانان | سه‌شنبه ۲۸ بهمن

پس از مراسم چهلم شهید راه آزادی «علیرضا صیدی» از جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، برخی رسانه‌ها با انتشار ویدیوهای دستکاری‌شده و صداگذاری جعلی تلاش کردند روایت مراسم را تغییر دهند؛ اقدامی که با خشم مردم روبه‌رو شد.

کلیپی که اکنون منتشر می‌شود، نسخه با صدای اصلی مراسم است؛ روایتی بدون سانسور از آنچه واقعاً در آبدانان رخ داد.

@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
چهلم شهید راه آزادی در نجف آباد-اصفهان @Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍 نجف‌آباد | ۲۸ بهمن

حضور گسترده مردم نجف‌آباد در مراسم چهلم شهیدان این شهر، جلوه‌ای از احترام و وفاداری به یاد کسانی بود که جان خود را از دست دادند و نامشان در دل مردم ماندگار شد.

با وجود فضای سنگین و فشارها، مردم آمدند تا نشان دهند یاد شهیدان خاموش‌شدنی نیست و خاطره آنان در حافظه جمعی شهر زنده خواهد ماند. این حضور، تنها یک مراسم سوگواری نبود؛ عهدی دوباره برای زنده نگه داشتن نام و راه شهیدان بود.

@Eterazebazar
#ارسالی
مجتبی جانیان
خیابان انقلاب بین گرگان و پل چوبی کوچه پناهی
۰۹۱۲۸۸۸۳۰۲۹
۰۹۱۲۲۷۶۳۰۲۹
سردسته سرکوبگرهای سمت افسریه و میدان خراسان
این حرومزاده بچه های مردم رو قنل عام کرد
این بیشرررررف از سال ۱۴۰۱ با آدم فروشی شروع کرد امسال اینقدر ددمنشانه کشتار کرد که کردنش سرکرده دسته سرکوبگران
تهرانپارس خ176 غربی پ 69 واحد 3
1358-01-07 نام پدر علیرضا
کد ملی: 67036511
ش شناسنامه: 77

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍 نجف‌آباد | ۲۸ بهمن

مراسم چهلم شهیدان نجف‌آباد به یک تجمع گسترده مردمی تبدیل شد و تا ساعات پایانی شب ادامه یافت؛ حضوری که نشان داد نه فشار و نه فضای امنیتی نتوانسته یاد شهیدان را از دل مردم پاک کند.

جمعیت با صدایی واحد شعار داد: «توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد» و «به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد»؛ شعارهایی که از عمق خشم، اندوه و زخمی سخن می‌گفت که هنوز تازه است.

آنچه در نجف‌آباد شکل گرفت فقط سوگواری نبود؛ فریادی بود، نشانه‌ای از شکاف عمیقی که هر روز میان مردم و قدرت بیشتر می‌شود و پیامی روشن که نام شهیدان با سرکوب خاموش نخواهد شد.

@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
📍 نجف‌آباد | ۲۸ بهمن مراسم چهلم شهیدان نجف‌آباد به یک تجمع گسترده مردمی تبدیل شد و تا ساعات پایانی شب ادامه یافت؛ حضوری که نشان داد نه فشار و نه فضای امنیتی نتوانسته یاد شهیدان را از دل مردم پاک کند. جمعیت با صدایی واحد شعار داد: «توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍 نجف‌آباد | ۲۸ بهمن

گرازش تصویری از مراسم چهلم شهیدان نجف‌آباد به یک تجمع گسترده مردمی تبدیل شد و تا ساعات پایانی شب ادامه یافت؛ حضوری که نشان داد نه فشار و نه فضای امنیتی نتوانسته یاد شهیدان را از دل مردم پاک کند.

جمعیت با صدایی واحد شعار داد: «توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد» و «به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد»؛ شعارهایی که از عمق خشم، اندوه و زخمی سخن می‌گفت که هنوز تازه است.

آنچه در نجف‌آباد شکل گرفت فقط سوگواری نبود؛ فریادی بود، نشانه‌ای از شکاف عمیقی که هر روز میان مردم و قدرت بیشتر می‌شود و پیامی روشن که نام شهیدان با سرکوب خاموش نخواهد شد.

@Eterazebazar
درود اقا من نمیدونم کاری که عرضه ندارن چرا قول یا خبر یا حرفش میزنن مگه نگفته بوون عیدی بازنشستگان کشوری با حقوق بهمن خیلی از بازنشستگان عزیز رو این حرف حساب کرده بودن برای اون چسه آب باریک برنامه ریزی کرده بودن الان دیدم حقوق بهمن به حساب واریز شده بدون حتی بک ریال اضافه یا عیدی بعد ‌کنجکاو شدم یه سری تو خود سایت بازنشستگان زدم روزنامه ها رو خوندم دیدم یه چندتا روزنامه از قول یه مقام سازمان بازنشستگان( که نه اسم رسم نه مقام اجرایی کدوم حوزه بود مشخص نبود)فقط یه مقام بود گفته بود روزهای آینده عیدی پرداخت میشه نه زمان ووو فقط روزهای آینده کی خودتون حدس بزنید

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«چهل روز گذشت، اما داغ آن قامت‌های بلند و لبخندهای ناتمام، در جانِ خاک و دلِ مردمِ ایران هر لحظه تازه‌تر می‌شود. آن‌ها نرفتند، بلکه در رگ‌های این مرز و بوم جاری شدند تا بهارِ آزادی هرگز از یاد نرود.»

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍 دانشگاه تهران | یادبود شهدای دی‌ماه ۱۴۰۴

مراسم چهلم در دانشگاه تهران‌

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍 دانشگاه فردوسی مشهد

سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، جمعی از دانشجویان دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد با برگزاری مراسمی، چهلم شهیدان راه آزادی، محمد‌مهدی سالاری و پارسا صفار را گرامی داشتند.
یاد جوانانی که نامشان تنها یک خاطره نیست، بلکه نشانه‌ای از ایستادگی و امید به آینده‌ای آزادتر است.

دانشجویان حاضر با روشن نگه‌داشتن یاد آنان تأکید کردند که گذر زمان نمی‌تواند حقیقت فداکاری‌ها را کمرنگ کند و دانشگاه همچنان محل زنده ماندن صداهایی است که برای کرامت و آزادی برخاستند.

یادشان زنده و راهشان الهام‌بخش.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برگزاری مراسم چهلم دو جان‌باخته راه آزادی

مراسم چهلم مهران سلیمی و عبدالعلی سلیمی، از جان‌باختگان اعتراضات مردمی دی‌ماه و از اعضای جامعه یارسان ساکن هشتگرد کرج، با حضور گسترده مردم برگزار شد.
حضوری که یادآور اهمیت انسانیت، همبستگی و پاسداشت یاد کسانی است که جان خود را برای آزادی از دست دادند.
یادشان گرامی و نامشان ماندگار.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍 دانشگاه فردوسی مشهد | سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴

جمعی از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد با تجمع در صحن دانشگاه، در اعتراض به کشتار دی‌ماه و در راستای دادخواهی شهیدان راه آزادی گرد هم آمدند.

دانشجویان شعار می‌دادند:
«قسم به خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان»
«دانشجو بیدار است، از قاتل بیزار است»
«هر یه نفر کشته شه، هزار نفر پشتشه»
«دانشجو داد بزن، حقتو فریاد بزن»
«آزادی، آزادی، آزادی»

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍گزارش بازار | روایت یک کاسب از قیمت سس

یک کاسب بازار در واکنش به افزایش قیمت‌ها با لحنی کنایه‌آمیز می‌گوید:
«بالاخره این سس رو می‌خورید، چربی خون می‌گیرید و قیمتش هم خیلی مناسبه!»

بر اساس قیمت‌های امروز:
▪️ سس سفید ۲۸۰ گرمی: حدود ۱۰۵ هزار تومان
▪️ سس بهروز نیم کیلویی: حدود ۲۷۵ هزار تومان
▪️ سس شیلتون یک کیلویی: حدود ۵۱۰ هزار تومان

او با اشاره به فشار گرانی بر سفره مردم می‌گوید مردمی که هم‌زمان باید هزینه گرانی را بدهند، نگران سلامتشان باشند و در نهایت برای درمان عوارض تغذیه ناسالم، راهی مطب دکتر شوند.

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 صدور قرار بازداشت برای دو مداح شناخته‌شده یزد

بنابر گزارش خبرنگار انصاف‌نیوز، حسین کاسب، مداح هیئت فهادان یزد و شهاب‌الدین موسوی، شاعر و چهره شناخته‌شده هیئات این شهر، روز ۱۴ بهمن با اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «اقدام به تجمع» بازداشت شده و برای آنان قرار بازداشت یک‌ماهه صادر شده است.

نام این دو چهره مذهبی سال‌ها در مراسم‌ و مداحی‌های یزد شنیده می‌شد؛ اشعاری که رنگ اعتراض و درد اجتماعی داشت،. بخشی از یکی از اشعار خوانده‌شده چنین بود:

«به چه جرمی، چه گناهی؟
به چه دین و به چه آیین
باید که بمیرد فریاد؟
چه سروشـی خبر آرد از رنج هزاران انسان؟
هدف ما، شرف ما، آزادگی و آزادی‌ست…»

@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍 کلیپ و اشعار مداحان یزد | بازخوانی اعتراض دی‌ماه

در ادامه واکنش‌ها به بازداشت حسین کاسب و شهاب‌الدین موسوی، کلیپی منتشر شده که بخشی از اشعاری را نشان می‌دهد که پیش‌تر در مراسم‌های مختلف خوانده شده .

🔹 بخشی از این اشعار:

«سکوت آغاز بیداد است...
مسلمانان، مسلمانان به پا خیزید
خدایان دروغین را فرو ریزید
وقتی دل و جان در قحطی ایمان است
ایمان همه جا تنها ز غم نان است
وقتی زر و سیم هم‌خانه فتوا شد...
تا شاه با شیخ همراه و هم‌آوا شد...
باید با خون وضو سازیم، سر در راه خدا بازیم...
سکوت آغاز بیداد است!»

این اشعار هرچند سال‌ها قبل خوانده شده‌اند، اما اکنون بازتاب حال روز مردم و درد معیشتی و اجتماعی امروز است؛ بیانگر خشم و اعتراضی که هنوز خاموش نشده و یادآور مقاومت و شجاعت در برابر ظلم است.

@Eterazebazar
💱 نرخ ارز امروز

دلار آمریکا: ۱۶۲,۱۰۰ تومان
یورو: ۱۹۱,۹۰۰ تومان
دلار کانادا (فروش): ۱۲۱,۵۰۰ تومان
درهم امارات: ۴۴,۵۹۰ تومان

🪙 نرخ تتر: ۱۶۳,۰۵۰ تومان

@Eterazebazar
#ارسالی
مطلب «من موادفروشم، وطن‌فروش نیستم»

روایتی ادبی بر پایه شهادتی از دل روزهای سرکوب خونین اعتراضات است؛ داستان پزشکی که برای نجات یک دختر زخمی، ناچار به عبور از خطوط قرمز می‌شود و در این مسیر، با انتخابی غیرمنتظره در خیابان ناصرخسرو روبه‌رو می‌شود.

دکتر جیم گفت:
شب دوم کشتار بود که دختری، هفده ـ هجده ساله، خونین و نیمه‌بیهوش،
به اورژانس رسید.

ساچمه‌ها به پشتش نشسته بودند.

چند پاسدار در اورژانس ایستاده بودند؛
آماده برای چنین صحنه‌هایی.

گویی از پیش می‌دانستند که زخمی‌ها به کجا خواهند آمد.

فرصتی یافتم،
به دوستی زنگ زدم که:
«با ماشین بیا، پشتِ بیمارستان. باید جانِ یک زخمی‌ را نجات دهیم.»

خم شدم و زخمِ پشتِ دختر را پانسمان کردم.

برای آن‌که رمقی بگیرد، آمپولی تزریق کردم.

رو به یکی از پاسدارها ـ که به نظر رئیس می‌آمد ـ گفتم:


«برادر، اجازه بدهید از کمرِ این اغتشاشگر عکس بگیریم.»

پرستاری که سال‌هاست همکار من است،
دستِ دختر را گرفت و به سوی اتاق رادیولوژی برد.

پاسدار گفت:
«عکس برای چه؟ می‌بریم، خلاصش می‌کنیم، می‌اندازیمش توی گودال.»

من سرگرمِ بحث با او بودم که پنج دقیقه بعد، پرستار صحنه‌ای ساخت که اگر کسی نداند، گمان می‌کند تئاتر است.

پرستار بر سر زنان با فریاد و گریه بازگشت:

«فرار کرد! فرار کرد!»

ای دستم بشکند که مجبور شدم سیلی محکمی بر صورتِ نازنین و از برگ گل نازک‌ترش بنشانم « آی عشق آی عشق چهره آبی‌ات پیدا نیست » گفتم:

« ای خاک بر سرت! یک دخترِ نیمه‌جان از دستت فرار کرد؟»

و او چنان اشک می‌ریخت که انگار سال‌ها برای همین نقش تمرین کرده بود و حالا هر دانه اشکش ساچمه‌ای بود که پنداری بر قلب من فرو نشانده می‌شد

بسیجی‌ها در خیابان‌ها پراکنده شدند تا دختر را بیابند.

اما او،
دیگر آن‌جا نبود.

غروب، مستقیم به خانه دوستم رفتم.

دختر بر تخت افتاده بود و ناله می‌کرد،
رنگش به سیاهی می‌زد.

ما پزشکان می‌دانیم وقتی نخاع زخم شود،
درد چگونه به جان آدم می‌پیچد.

می‌دانستم که با مسکن‌های معمولی، درد تخفیف پیدا نمی‌کند!

ماشین را برداشتم و مستقئم راهی ناصرخسرو شدم؛
خیابانی که هرچه بخواهی،
اگر پول داشته باشی،
پیدا می‌شود.

جوانی را دیدم تکیه بر درختی.

سلام کردم.

جواب داد.

گفتم: «دنبال دارو می‌گردم.»

خندید و گفت:
«دکتر جان، منظورت دواست؟ تو هم افتادی توش؟»

گفتم: «از کجا فهمیدی من دکترم؟»

گفت:

«ماه پیش مادرم را آورده بودم اورژانس. دل‌درد داشت.

راستی چرا از داروخانه بیمارستان نمی‌گیری؟

نکند یک زخمی در خانه داری؟

امشب خیابان پر از جسد بود...»

سکوت کردم.

گفت: «چه می‌خواهی؟»

گفتم: «آمپول مورفین.»

نگاهی کرد و گفت:
«گرونه دکتر جان. هر آمپول پنج میلیون.»

در ذهنم حساب کردم؛
جیب و بانک و باقیِ زندگی.

گفتم: «یک آمپول.»

گفت: «همین‌جا بمان.»

بیست دقیقه بعد بازگشت.

پاکتی خاکستری در دست داشت ، آن را به دستم داد و گفت:
«ده تاست.»

گفتم: «من پول ده تا ندارم.»
نگاهم کرد؛
نگاهی که نه تندی داشت نه ترحم،
فقط اندوهی عمیق در آن نگاه خانه کرده بود!

گفت:
«من مردم رو نعشه می‌کنم که یادشون بره چه بلایی سرشون اومده.

قدمِ دیگه‌ای برای این مردم برنداشتم.

بذار فکر کنم من هم امشب برای خودم و برای این مردم کاری کرده‌ام.
پولت رو نمی‌خوام.»

مکثی کرد و ادامه داد:
«اون‌ها به خاطر من کشته می‌شن،
اما شاید به سعی شماها زنده بمونن.
می‌گی نه؟

هنوز به من شک داری؟»
❤️❤️❤️
بعد آرام گفت:
«برو دکتر... برو به مریضت برس.

من موادفروشم، وطن‌فروش که نیستم.»
❤️❤️❤️
دکتر جیم این را گفت و سکوت کرد.

آن سوی خط، نفس‌هایش سنگین بود.

در تاریخ این سرزمین،
نامِ بسیاری از سرداران به جا مانده است،
اما شاید روزی
تاریخ،
نامِ آن جوانِ بی‌نامِ ناصرخسرو را هم
در حاشیه‌ای روشن بنویسد.
چرا که گاه،
میان هیاهوی گلوله و خون، شرافت می تواند در جیب های خاکستریِ یک موادفروش هم پنهان شده باشد

@Eterazebazar