This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برگزاری مراسم چهلم دو جانباخته راه آزادی
مراسم چهلم مهران سلیمی و عبدالعلی سلیمی، از جانباختگان اعتراضات مردمی دیماه و از اعضای جامعه یارسان ساکن هشتگرد کرج، با حضور گسترده مردم برگزار شد.
حضوری که یادآور اهمیت انسانیت، همبستگی و پاسداشت یاد کسانی است که جان خود را برای آزادی از دست دادند.
یادشان گرامی و نامشان ماندگار.
@Eterazebazar
مراسم چهلم مهران سلیمی و عبدالعلی سلیمی، از جانباختگان اعتراضات مردمی دیماه و از اعضای جامعه یارسان ساکن هشتگرد کرج، با حضور گسترده مردم برگزار شد.
حضوری که یادآور اهمیت انسانیت، همبستگی و پاسداشت یاد کسانی است که جان خود را برای آزادی از دست دادند.
یادشان گرامی و نامشان ماندگار.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍 دانشگاه فردوسی مشهد | سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
جمعی از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد با تجمع در صحن دانشگاه، در اعتراض به کشتار دیماه و در راستای دادخواهی شهیدان راه آزادی گرد هم آمدند.
دانشجویان شعار میدادند:
«قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان»
«دانشجو بیدار است، از قاتل بیزار است»
«هر یه نفر کشته شه، هزار نفر پشتشه»
«دانشجو داد بزن، حقتو فریاد بزن»
«آزادی، آزادی، آزادی»
@Eterazebazar
جمعی از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد با تجمع در صحن دانشگاه، در اعتراض به کشتار دیماه و در راستای دادخواهی شهیدان راه آزادی گرد هم آمدند.
دانشجویان شعار میدادند:
«قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان»
«دانشجو بیدار است، از قاتل بیزار است»
«هر یه نفر کشته شه، هزار نفر پشتشه»
«دانشجو داد بزن، حقتو فریاد بزن»
«آزادی، آزادی، آزادی»
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍گزارش بازار | روایت یک کاسب از قیمت سس
یک کاسب بازار در واکنش به افزایش قیمتها با لحنی کنایهآمیز میگوید:
«بالاخره این سس رو میخورید، چربی خون میگیرید و قیمتش هم خیلی مناسبه!»
بر اساس قیمتهای امروز:
▪️ سس سفید ۲۸۰ گرمی: حدود ۱۰۵ هزار تومان
▪️ سس بهروز نیم کیلویی: حدود ۲۷۵ هزار تومان
▪️ سس شیلتون یک کیلویی: حدود ۵۱۰ هزار تومان
او با اشاره به فشار گرانی بر سفره مردم میگوید مردمی که همزمان باید هزینه گرانی را بدهند، نگران سلامتشان باشند و در نهایت برای درمان عوارض تغذیه ناسالم، راهی مطب دکتر شوند.
@Eterazebazar
یک کاسب بازار در واکنش به افزایش قیمتها با لحنی کنایهآمیز میگوید:
«بالاخره این سس رو میخورید، چربی خون میگیرید و قیمتش هم خیلی مناسبه!»
بر اساس قیمتهای امروز:
▪️ سس سفید ۲۸۰ گرمی: حدود ۱۰۵ هزار تومان
▪️ سس بهروز نیم کیلویی: حدود ۲۷۵ هزار تومان
▪️ سس شیلتون یک کیلویی: حدود ۵۱۰ هزار تومان
او با اشاره به فشار گرانی بر سفره مردم میگوید مردمی که همزمان باید هزینه گرانی را بدهند، نگران سلامتشان باشند و در نهایت برای درمان عوارض تغذیه ناسالم، راهی مطب دکتر شوند.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 صدور قرار بازداشت برای دو مداح شناختهشده یزد
بنابر گزارش خبرنگار انصافنیوز، حسین کاسب، مداح هیئت فهادان یزد و شهابالدین موسوی، شاعر و چهره شناختهشده هیئات این شهر، روز ۱۴ بهمن با اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «اقدام به تجمع» بازداشت شده و برای آنان قرار بازداشت یکماهه صادر شده است.
نام این دو چهره مذهبی سالها در مراسم و مداحیهای یزد شنیده میشد؛ اشعاری که رنگ اعتراض و درد اجتماعی داشت،. بخشی از یکی از اشعار خواندهشده چنین بود:
«به چه جرمی، چه گناهی؟
به چه دین و به چه آیین
باید که بمیرد فریاد؟
چه سروشـی خبر آرد از رنج هزاران انسان؟
هدف ما، شرف ما، آزادگی و آزادیست…»
@Eterazebazar
بنابر گزارش خبرنگار انصافنیوز، حسین کاسب، مداح هیئت فهادان یزد و شهابالدین موسوی، شاعر و چهره شناختهشده هیئات این شهر، روز ۱۴ بهمن با اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «اقدام به تجمع» بازداشت شده و برای آنان قرار بازداشت یکماهه صادر شده است.
نام این دو چهره مذهبی سالها در مراسم و مداحیهای یزد شنیده میشد؛ اشعاری که رنگ اعتراض و درد اجتماعی داشت،. بخشی از یکی از اشعار خواندهشده چنین بود:
«به چه جرمی، چه گناهی؟
به چه دین و به چه آیین
باید که بمیرد فریاد؟
چه سروشـی خبر آرد از رنج هزاران انسان؟
هدف ما، شرف ما، آزادگی و آزادیست…»
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍 کلیپ و اشعار مداحان یزد | بازخوانی اعتراض دیماه
در ادامه واکنشها به بازداشت حسین کاسب و شهابالدین موسوی، کلیپی منتشر شده که بخشی از اشعاری را نشان میدهد که پیشتر در مراسمهای مختلف خوانده شده .
🔹 بخشی از این اشعار:
«سکوت آغاز بیداد است...
مسلمانان، مسلمانان به پا خیزید
خدایان دروغین را فرو ریزید
وقتی دل و جان در قحطی ایمان است
ایمان همه جا تنها ز غم نان است
وقتی زر و سیم همخانه فتوا شد...
تا شاه با شیخ همراه و همآوا شد...
باید با خون وضو سازیم، سر در راه خدا بازیم...
سکوت آغاز بیداد است!»
این اشعار هرچند سالها قبل خوانده شدهاند، اما اکنون بازتاب حال روز مردم و درد معیشتی و اجتماعی امروز است؛ بیانگر خشم و اعتراضی که هنوز خاموش نشده و یادآور مقاومت و شجاعت در برابر ظلم است.
@Eterazebazar
در ادامه واکنشها به بازداشت حسین کاسب و شهابالدین موسوی، کلیپی منتشر شده که بخشی از اشعاری را نشان میدهد که پیشتر در مراسمهای مختلف خوانده شده .
🔹 بخشی از این اشعار:
«سکوت آغاز بیداد است...
مسلمانان، مسلمانان به پا خیزید
خدایان دروغین را فرو ریزید
وقتی دل و جان در قحطی ایمان است
ایمان همه جا تنها ز غم نان است
وقتی زر و سیم همخانه فتوا شد...
تا شاه با شیخ همراه و همآوا شد...
باید با خون وضو سازیم، سر در راه خدا بازیم...
سکوت آغاز بیداد است!»
این اشعار هرچند سالها قبل خوانده شدهاند، اما اکنون بازتاب حال روز مردم و درد معیشتی و اجتماعی امروز است؛ بیانگر خشم و اعتراضی که هنوز خاموش نشده و یادآور مقاومت و شجاعت در برابر ظلم است.
@Eterazebazar
💱 نرخ ارز امروز
دلار آمریکا: ۱۶۲,۱۰۰ تومان
یورو: ۱۹۱,۹۰۰ تومان
دلار کانادا (فروش): ۱۲۱,۵۰۰ تومان
درهم امارات: ۴۴,۵۹۰ تومان
🪙 نرخ تتر: ۱۶۳,۰۵۰ تومان
@Eterazebazar
دلار آمریکا: ۱۶۲,۱۰۰ تومان
یورو: ۱۹۱,۹۰۰ تومان
دلار کانادا (فروش): ۱۲۱,۵۰۰ تومان
درهم امارات: ۴۴,۵۹۰ تومان
🪙 نرخ تتر: ۱۶۳,۰۵۰ تومان
@Eterazebazar
#ارسالی
مطلب «من موادفروشم، وطنفروش نیستم»
روایتی ادبی بر پایه شهادتی از دل روزهای سرکوب خونین اعتراضات است؛ داستان پزشکی که برای نجات یک دختر زخمی، ناچار به عبور از خطوط قرمز میشود و در این مسیر، با انتخابی غیرمنتظره در خیابان ناصرخسرو روبهرو میشود.
دکتر جیم گفت:
شب دوم کشتار بود که دختری، هفده ـ هجده ساله، خونین و نیمهبیهوش،
به اورژانس رسید.
ساچمهها به پشتش نشسته بودند.
چند پاسدار در اورژانس ایستاده بودند؛
آماده برای چنین صحنههایی.
گویی از پیش میدانستند که زخمیها به کجا خواهند آمد.
فرصتی یافتم،
به دوستی زنگ زدم که:
«با ماشین بیا، پشتِ بیمارستان. باید جانِ یک زخمی را نجات دهیم.»
خم شدم و زخمِ پشتِ دختر را پانسمان کردم.
برای آنکه رمقی بگیرد، آمپولی تزریق کردم.
رو به یکی از پاسدارها ـ که به نظر رئیس میآمد ـ گفتم:
«برادر، اجازه بدهید از کمرِ این اغتشاشگر عکس بگیریم.»
پرستاری که سالهاست همکار من است،
دستِ دختر را گرفت و به سوی اتاق رادیولوژی برد.
پاسدار گفت:
«عکس برای چه؟ میبریم، خلاصش میکنیم، میاندازیمش توی گودال.»
من سرگرمِ بحث با او بودم که پنج دقیقه بعد، پرستار صحنهای ساخت که اگر کسی نداند، گمان میکند تئاتر است.
پرستار بر سر زنان با فریاد و گریه بازگشت:
«فرار کرد! فرار کرد!»
ای دستم بشکند که مجبور شدم سیلی محکمی بر صورتِ نازنین و از برگ گل نازکترش بنشانم « آی عشق آی عشق چهره آبیات پیدا نیست » گفتم:
« ای خاک بر سرت! یک دخترِ نیمهجان از دستت فرار کرد؟»
و او چنان اشک میریخت که انگار سالها برای همین نقش تمرین کرده بود و حالا هر دانه اشکش ساچمهای بود که پنداری بر قلب من فرو نشانده میشد
بسیجیها در خیابانها پراکنده شدند تا دختر را بیابند.
اما او،
دیگر آنجا نبود.
غروب، مستقیم به خانه دوستم رفتم.
دختر بر تخت افتاده بود و ناله میکرد،
رنگش به سیاهی میزد.
ما پزشکان میدانیم وقتی نخاع زخم شود،
درد چگونه به جان آدم میپیچد.
میدانستم که با مسکنهای معمولی، درد تخفیف پیدا نمیکند!
ماشین را برداشتم و مستقئم راهی ناصرخسرو شدم؛
خیابانی که هرچه بخواهی،
اگر پول داشته باشی،
پیدا میشود.
جوانی را دیدم تکیه بر درختی.
سلام کردم.
جواب داد.
گفتم: «دنبال دارو میگردم.»
خندید و گفت:
«دکتر جان، منظورت دواست؟ تو هم افتادی توش؟»
گفتم: «از کجا فهمیدی من دکترم؟»
گفت:
«ماه پیش مادرم را آورده بودم اورژانس. دلدرد داشت.
راستی چرا از داروخانه بیمارستان نمیگیری؟
نکند یک زخمی در خانه داری؟
امشب خیابان پر از جسد بود...»
سکوت کردم.
گفت: «چه میخواهی؟»
گفتم: «آمپول مورفین.»
نگاهی کرد و گفت:
«گرونه دکتر جان. هر آمپول پنج میلیون.»
در ذهنم حساب کردم؛
جیب و بانک و باقیِ زندگی.
گفتم: «یک آمپول.»
گفت: «همینجا بمان.»
بیست دقیقه بعد بازگشت.
پاکتی خاکستری در دست داشت ، آن را به دستم داد و گفت:
«ده تاست.»
گفتم: «من پول ده تا ندارم.»
نگاهم کرد؛
نگاهی که نه تندی داشت نه ترحم،
فقط اندوهی عمیق در آن نگاه خانه کرده بود!
گفت:
«من مردم رو نعشه میکنم که یادشون بره چه بلایی سرشون اومده.
قدمِ دیگهای برای این مردم برنداشتم.
بذار فکر کنم من هم امشب برای خودم و برای این مردم کاری کردهام.
پولت رو نمیخوام.»
مکثی کرد و ادامه داد:
«اونها به خاطر من کشته میشن،
اما شاید به سعی شماها زنده بمونن.
میگی نه؟
هنوز به من شک داری؟»
❤️❤️❤️
بعد آرام گفت:
«برو دکتر... برو به مریضت برس.
من موادفروشم، وطنفروش که نیستم.»
❤️❤️❤️
دکتر جیم این را گفت و سکوت کرد.
آن سوی خط، نفسهایش سنگین بود.
در تاریخ این سرزمین،
نامِ بسیاری از سرداران به جا مانده است،
اما شاید روزی
تاریخ،
نامِ آن جوانِ بینامِ ناصرخسرو را هم
در حاشیهای روشن بنویسد.
چرا که گاه،
میان هیاهوی گلوله و خون، شرافت می تواند در جیب های خاکستریِ یک موادفروش هم پنهان شده باشد
@Eterazebazar
مطلب «من موادفروشم، وطنفروش نیستم»
روایتی ادبی بر پایه شهادتی از دل روزهای سرکوب خونین اعتراضات است؛ داستان پزشکی که برای نجات یک دختر زخمی، ناچار به عبور از خطوط قرمز میشود و در این مسیر، با انتخابی غیرمنتظره در خیابان ناصرخسرو روبهرو میشود.
دکتر جیم گفت:
شب دوم کشتار بود که دختری، هفده ـ هجده ساله، خونین و نیمهبیهوش،
به اورژانس رسید.
ساچمهها به پشتش نشسته بودند.
چند پاسدار در اورژانس ایستاده بودند؛
آماده برای چنین صحنههایی.
گویی از پیش میدانستند که زخمیها به کجا خواهند آمد.
فرصتی یافتم،
به دوستی زنگ زدم که:
«با ماشین بیا، پشتِ بیمارستان. باید جانِ یک زخمی را نجات دهیم.»
خم شدم و زخمِ پشتِ دختر را پانسمان کردم.
برای آنکه رمقی بگیرد، آمپولی تزریق کردم.
رو به یکی از پاسدارها ـ که به نظر رئیس میآمد ـ گفتم:
«برادر، اجازه بدهید از کمرِ این اغتشاشگر عکس بگیریم.»
پرستاری که سالهاست همکار من است،
دستِ دختر را گرفت و به سوی اتاق رادیولوژی برد.
پاسدار گفت:
«عکس برای چه؟ میبریم، خلاصش میکنیم، میاندازیمش توی گودال.»
من سرگرمِ بحث با او بودم که پنج دقیقه بعد، پرستار صحنهای ساخت که اگر کسی نداند، گمان میکند تئاتر است.
پرستار بر سر زنان با فریاد و گریه بازگشت:
«فرار کرد! فرار کرد!»
ای دستم بشکند که مجبور شدم سیلی محکمی بر صورتِ نازنین و از برگ گل نازکترش بنشانم « آی عشق آی عشق چهره آبیات پیدا نیست » گفتم:
« ای خاک بر سرت! یک دخترِ نیمهجان از دستت فرار کرد؟»
و او چنان اشک میریخت که انگار سالها برای همین نقش تمرین کرده بود و حالا هر دانه اشکش ساچمهای بود که پنداری بر قلب من فرو نشانده میشد
بسیجیها در خیابانها پراکنده شدند تا دختر را بیابند.
اما او،
دیگر آنجا نبود.
غروب، مستقیم به خانه دوستم رفتم.
دختر بر تخت افتاده بود و ناله میکرد،
رنگش به سیاهی میزد.
ما پزشکان میدانیم وقتی نخاع زخم شود،
درد چگونه به جان آدم میپیچد.
میدانستم که با مسکنهای معمولی، درد تخفیف پیدا نمیکند!
ماشین را برداشتم و مستقئم راهی ناصرخسرو شدم؛
خیابانی که هرچه بخواهی،
اگر پول داشته باشی،
پیدا میشود.
جوانی را دیدم تکیه بر درختی.
سلام کردم.
جواب داد.
گفتم: «دنبال دارو میگردم.»
خندید و گفت:
«دکتر جان، منظورت دواست؟ تو هم افتادی توش؟»
گفتم: «از کجا فهمیدی من دکترم؟»
گفت:
«ماه پیش مادرم را آورده بودم اورژانس. دلدرد داشت.
راستی چرا از داروخانه بیمارستان نمیگیری؟
نکند یک زخمی در خانه داری؟
امشب خیابان پر از جسد بود...»
سکوت کردم.
گفت: «چه میخواهی؟»
گفتم: «آمپول مورفین.»
نگاهی کرد و گفت:
«گرونه دکتر جان. هر آمپول پنج میلیون.»
در ذهنم حساب کردم؛
جیب و بانک و باقیِ زندگی.
گفتم: «یک آمپول.»
گفت: «همینجا بمان.»
بیست دقیقه بعد بازگشت.
پاکتی خاکستری در دست داشت ، آن را به دستم داد و گفت:
«ده تاست.»
گفتم: «من پول ده تا ندارم.»
نگاهم کرد؛
نگاهی که نه تندی داشت نه ترحم،
فقط اندوهی عمیق در آن نگاه خانه کرده بود!
گفت:
«من مردم رو نعشه میکنم که یادشون بره چه بلایی سرشون اومده.
قدمِ دیگهای برای این مردم برنداشتم.
بذار فکر کنم من هم امشب برای خودم و برای این مردم کاری کردهام.
پولت رو نمیخوام.»
مکثی کرد و ادامه داد:
«اونها به خاطر من کشته میشن،
اما شاید به سعی شماها زنده بمونن.
میگی نه؟
هنوز به من شک داری؟»
❤️❤️❤️
بعد آرام گفت:
«برو دکتر... برو به مریضت برس.
من موادفروشم، وطنفروش که نیستم.»
❤️❤️❤️
دکتر جیم این را گفت و سکوت کرد.
آن سوی خط، نفسهایش سنگین بود.
در تاریخ این سرزمین،
نامِ بسیاری از سرداران به جا مانده است،
اما شاید روزی
تاریخ،
نامِ آن جوانِ بینامِ ناصرخسرو را هم
در حاشیهای روشن بنویسد.
چرا که گاه،
میان هیاهوی گلوله و خون، شرافت می تواند در جیب های خاکستریِ یک موادفروش هم پنهان شده باشد
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍 یزدانشهر | مراسم چهلم شهیدان راه آزادی
حضور گسترده مردم یزدانشهر در مراسم چهلم شهیدان راه آزادی، «مهدی اکبری جمالویی» و «محمدرضا دواشی»، صحنهای از همدلی و احترام به یاد جانباختگانی بود که نامشان در حافظه مردم ماندگار شده است.
شرکتکنندگان با حضور پرشمار خود نشان دادند یاد شهیدان خاموش نمیشود و راه و خاطره آنان همچنان در میان مردم زنده است.
@Eterazebazar
حضور گسترده مردم یزدانشهر در مراسم چهلم شهیدان راه آزادی، «مهدی اکبری جمالویی» و «محمدرضا دواشی»، صحنهای از همدلی و احترام به یاد جانباختگانی بود که نامشان در حافظه مردم ماندگار شده است.
شرکتکنندگان با حضور پرشمار خود نشان دادند یاد شهیدان خاموش نمیشود و راه و خاطره آنان همچنان در میان مردم زنده است.
@Eterazebazar
وزارت امور خارجه آمریکا:
محدودیتهایی بر ویزای ورود به ایالات متحده برای ۱۸ مقام ایرانی و اعضای خانوادههای نزدیک آنها اعمال کردهایم.
@Eterazebazar
محدودیتهایی بر ویزای ورود به ایالات متحده برای ۱۸ مقام ایرانی و اعضای خانوادههای نزدیک آنها اعمال کردهایم.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قطعی فقط این نیست که وارد مغازه شوی و چیزی برای خرید نباشد؛
قحطی واقعی وقتی است که اجناس هست اما تو توان خرید نداری.
قطعی این نیست که بری تو مغازه چیزی بخری قحطی اینه که نداری بخری.
چند دهک از مردم این کشور توی قحطی دارن زندگی میکنن و لعنت میکنن که شرمنده زن و بچه هاشون هستن. چون کار نیست. کار میکنن. زندگیشون نمیچرخه. چون هر چی میدونن رو تردمیلن نمیرسن. زورشون به تورمی که شما درست میکنید.
تورمی که سفرهها را کوچکتر و امیدها را خاموشتر کرده است.
وقتی حاصل یک عمر تلاش فقط بقا باشد،
یعنی چیزی در این مسیر عمیقاً اشتباه است
@Eterazebazar
قحطی واقعی وقتی است که اجناس هست اما تو توان خرید نداری.
قطعی این نیست که بری تو مغازه چیزی بخری قحطی اینه که نداری بخری.
چند دهک از مردم این کشور توی قحطی دارن زندگی میکنن و لعنت میکنن که شرمنده زن و بچه هاشون هستن. چون کار نیست. کار میکنن. زندگیشون نمیچرخه. چون هر چی میدونن رو تردمیلن نمیرسن. زورشون به تورمی که شما درست میکنید.
تورمی که سفرهها را کوچکتر و امیدها را خاموشتر کرده است.
وقتی حاصل یک عمر تلاش فقط بقا باشد،
یعنی چیزی در این مسیر عمیقاً اشتباه است
@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
قطعی فقط این نیست که وارد مغازه شوی و چیزی برای خرید نباشد؛ قحطی واقعی وقتی است که اجناس هست اما تو توان خرید نداری. قطعی این نیست که بری تو مغازه چیزی بخری قحطی اینه که نداری بخری. چند دهک از مردم این کشور توی قحطی دارن زندگی میکنن و لعنت میکنن که شرمنده…
زاهدان
اقلام خوراکی ساعتی و روزانه بالا میره
دو سه روز پیش مرغ زنده گرفتم کیلویی ۱۷۵ امروز خریدم ۲۱۰ یعنی تو دو سه روز کیلویی ۳۵ هزار تومن گرون شد
پنیر صباح ۹۵ تومن بود تو پنج روز شد ۱۴۵ یعنی ۵۰ تومن گرون شد
@Eterazebazar
اقلام خوراکی ساعتی و روزانه بالا میره
دو سه روز پیش مرغ زنده گرفتم کیلویی ۱۷۵ امروز خریدم ۲۱۰ یعنی تو دو سه روز کیلویی ۳۵ هزار تومن گرون شد
پنیر صباح ۹۵ تومن بود تو پنج روز شد ۱۴۵ یعنی ۵۰ تومن گرون شد
@Eterazebazar
اینکه پدر و مادری اسباببازیِ بچهشان یا وسایل خانهشان را در «دیوار» با غذا معاوضه میکنند فقط برای اینکه شکمی سیر شود، دردناکترین تصویری است که میتوان دید.
مردم وقتی اعتراض میکنند با سرکوب و کشتار روبهرو میشوند؛
در حالیکه برای تصمیمگیران هیچ چیز تغییر نکرده و زندگیشان همانطور ادامه دارد، اما برای مردم شرایط به مرز غیرقابلتحمل رسیده است.
رسانه ها را سوراخ کردند و میگن مردم خیالشون راحت باشه، انبارها پر پر. خوب نامردا پول نیست و نداریم. نمیرسیم. خدا
@Eterazebazar
مردم وقتی اعتراض میکنند با سرکوب و کشتار روبهرو میشوند؛
در حالیکه برای تصمیمگیران هیچ چیز تغییر نکرده و زندگیشان همانطور ادامه دارد، اما برای مردم شرایط به مرز غیرقابلتحمل رسیده است.
رسانه ها را سوراخ کردند و میگن مردم خیالشون راحت باشه، انبارها پر پر. خوب نامردا پول نیست و نداریم. نمیرسیم. خدا
@Eterazebazar
اعتراض مدنی بازار
معین (همایون) رنجبر؛ جوان ۲۷ سالهای که در اعتراضات دیماه جان باخت معین (همایون) رنجبر، جوان ۲۷ ساله کُرد، اهل کرمانشاه و ساکن کرج، از جانباختگان اعتراضات مردمی روز ۱۹ دی ۱۴۰۴ در ملارد کرج بود که در جریان این رویدادها جان خود را از دست داد. پیکر او در…
شاید خیلیها فراموش کرده باشند؛
اما تاریخ فراموش نکرده است…
«معین رنجبر» همان جوانی بود که بر مزار محسن شکاری ایستاد و با صدایی استوار گفت: «سرخم قدغن…»
فردا پنجشنبه، چهلم اوست؛
چهلم جوانی که خودش به فریاد ایستادگی بدل شد.
گلوله میتواند جان را بگیرد،
اما صدا را نه.
نامها را میتوان حذف کرد،
اما خاطرهی ایستادن را هرگز.
امروز آن جمله دیگر متعلق به یک نفر نیست؛
از کوچهها تا دلها پیچیده است.
امروز یک ایران با صدایی بلندتر از همیشه میگوید:
«سرخم قدغن»
@Eterazebazar
اما تاریخ فراموش نکرده است…
«معین رنجبر» همان جوانی بود که بر مزار محسن شکاری ایستاد و با صدایی استوار گفت: «سرخم قدغن…»
فردا پنجشنبه، چهلم اوست؛
چهلم جوانی که خودش به فریاد ایستادگی بدل شد.
گلوله میتواند جان را بگیرد،
اما صدا را نه.
نامها را میتوان حذف کرد،
اما خاطرهی ایستادن را هرگز.
امروز آن جمله دیگر متعلق به یک نفر نیست؛
از کوچهها تا دلها پیچیده است.
امروز یک ایران با صدایی بلندتر از همیشه میگوید:
«سرخم قدغن»
@Eterazebazar
📊 هشدار یک کارشناس بازار مالی درباره مسیر دلار
یک کارشناس بازار ارز با اشاره به تداوم نااطمینانیهای اقتصادی تأکید کرد تا زمانی که ریسکهای سیاسی و اقتصادی کاهش پیدا نکند، دلار همچنان در مسیر صعودی باقی خواهد ماند و احتمال دستیابی به قیمتهای بالاتر وجود دارد.
به گفته این تحلیلگر، اگر طی هفته آینده کاهش محسوسی در سطح ریسکها رخ ندهد، عبور دلار از محدوده ۱۶۴ هزار تومان بسیار محتمل است. در صورت شکست این سطح، دلار میتواند در گام نخست به محدوده ۱۷۰ تا ۱۷۵ هزار تومان برسد و حتی از منظر تحلیلی، اهداف بالاتر در بازه ۱۸۵ تا ۱۹۰ هزار تومان نیز دور از انتظار نیست.
او تأکید کرد نگاه بدبینانه بازار نسبت به آینده اقتصاد، مهمترین عاملی است که اجازه کاهش معنادار قیمت دلار را نمیدهد.
@Eterazebazar
یک کارشناس بازار ارز با اشاره به تداوم نااطمینانیهای اقتصادی تأکید کرد تا زمانی که ریسکهای سیاسی و اقتصادی کاهش پیدا نکند، دلار همچنان در مسیر صعودی باقی خواهد ماند و احتمال دستیابی به قیمتهای بالاتر وجود دارد.
به گفته این تحلیلگر، اگر طی هفته آینده کاهش محسوسی در سطح ریسکها رخ ندهد، عبور دلار از محدوده ۱۶۴ هزار تومان بسیار محتمل است. در صورت شکست این سطح، دلار میتواند در گام نخست به محدوده ۱۷۰ تا ۱۷۵ هزار تومان برسد و حتی از منظر تحلیلی، اهداف بالاتر در بازه ۱۸۵ تا ۱۹۰ هزار تومان نیز دور از انتظار نیست.
او تأکید کرد نگاه بدبینانه بازار نسبت به آینده اقتصاد، مهمترین عاملی است که اجازه کاهش معنادار قیمت دلار را نمیدهد.
@Eterazebazar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت بازار | یک کاسب از گرانی روغن
این دو تا روغن واقعا هیچ فرقی با هم ندارن.
بر نخوره تاریخ هاشون فقط یه ذره با هم فرق داره و قیمتاشون.
خوب که دقت کنید میبینید که صد و سی و دو و دویست چهارصد و بیست و سه تا دویست و بیست در صدی روغن گل میشه. دروغه.
آخه من نمیدونم رو چه منوال رو چه اصولی.
دویست و بیست درصد یعنی دویست و بیست درصد رو حقوق مردم. هی میشکنه.
حالا مردم خوبه نه روحی خراب، جسمی خراب. روان خراب. اقتصاد خراب.
واقعا یه فکری به حال این مردم کرد .
حتی این قیمتها هم پایان ماجرا نیست و افزایش جدید هنوز به بازار نرسیده است؛ بازاری که دیگر تاب شوک تازه را ندارد. . اینجا دیگر بحث گرانی نیست؛ بحث نفس کشیدن زیر فشار اقتصادی است.
@Eterazebazar
این دو تا روغن واقعا هیچ فرقی با هم ندارن.
بر نخوره تاریخ هاشون فقط یه ذره با هم فرق داره و قیمتاشون.
خوب که دقت کنید میبینید که صد و سی و دو و دویست چهارصد و بیست و سه تا دویست و بیست در صدی روغن گل میشه. دروغه.
آخه من نمیدونم رو چه منوال رو چه اصولی.
دویست و بیست درصد یعنی دویست و بیست درصد رو حقوق مردم. هی میشکنه.
حالا مردم خوبه نه روحی خراب، جسمی خراب. روان خراب. اقتصاد خراب.
واقعا یه فکری به حال این مردم کرد .
حتی این قیمتها هم پایان ماجرا نیست و افزایش جدید هنوز به بازار نرسیده است؛ بازاری که دیگر تاب شوک تازه را ندارد. . اینجا دیگر بحث گرانی نیست؛ بحث نفس کشیدن زیر فشار اقتصادی است.
@Eterazebazar
ماه رمضان آغاز شده، اما به جای آرامش و حمایت، موج تازهای از گرانی در همه بخشها به راه افتاده است.
🔴 افزایش دوباره قیمتها؛ اینبار بلیت اتوبوس
از امشب بلیت اتوبوسهای برونشهری ۲۵ درصد گرانتر شد؛ تصمیمی که درست در آستانه ماه رمضان و در شرایطی ابلاغ میشود که مردم بیش از هر زمان دیگری نیاز به حمایت دارند، نه فشار تازه.
هزینهها یکییکی بالا میرود؛ از خوراک و اجاره تا حملونقل. نتیجه روشن است: سفر هم کمکم از دسترس مردم خارج میشود.
میگویند هدف «حمایت از فعالان حملونقل» است، اما سؤال اینجاست؛ سهم مردم از این حمایتها کجاست؟ وقتی درآمد ثابت مانده و قیمتها بیوقفه بالا میرود!
@Eterazebazar
🔴 افزایش دوباره قیمتها؛ اینبار بلیت اتوبوس
از امشب بلیت اتوبوسهای برونشهری ۲۵ درصد گرانتر شد؛ تصمیمی که درست در آستانه ماه رمضان و در شرایطی ابلاغ میشود که مردم بیش از هر زمان دیگری نیاز به حمایت دارند، نه فشار تازه.
هزینهها یکییکی بالا میرود؛ از خوراک و اجاره تا حملونقل. نتیجه روشن است: سفر هم کمکم از دسترس مردم خارج میشود.
میگویند هدف «حمایت از فعالان حملونقل» است، اما سؤال اینجاست؛ سهم مردم از این حمایتها کجاست؟ وقتی درآمد ثابت مانده و قیمتها بیوقفه بالا میرود!
@Eterazebazar
🔴 شوک تورمی در ماه رمضان؛ سفرههایی که هر سال کوچکتر میشوند
ماه رمضان ۱۴۰۴ در حالی آغاز شده که قیمت اقلام اصلی سفره افطار نسبت به سال گذشته جهشی سنگین را تجربه کرده؛ افزایشهایی که در برخی کالاها حتی تا چهار برابر رسیده است.
بررسی آمارها نشان میدهد تنها در یک ماه، قیمت لبنیات و تخممرغ بیش از ۱۹ درصد، گوشت و مرغ نزدیک به ۲۰ درصد و روغنها و چربیها بیش از ۵۰ درصد افزایش داشتهاند. در مقیاس سالانه نیز وضعیت نگرانکنندهتر است؛ مواد غذایی به طور میانگین حدود ۹۰ درصد گرانتر از سال گذشته شدهاند.
نان، برنج و غلات بیش از ۱۱۳ درصد، میوه و خشکبار حدود ۱۱۸ درصد، لبنیات و تخممرغ بیش از ۸۷ درصد و روغنها نزدیک به ۱۱۷ درصد رشد قیمت را ثبت کردهاند؛ اعدادی که فقط آمار نیستند، بلکه مستقیماً به کوچکتر شدن سفرهها و تغییر اجباری سبک زندگی مردم تبدیل شدهاند.
نتیجه این موج گرانی روشن است: بسیاری از خانوادهها دیگر انتخاب نمیکنند چه بخورند؛ بلکه مجبورند ببینند چه چیزی را میتوانند حذف کنند. رمضان برای بخشی از جامعه دیگر ماه سفرههای پُر نیست، ماه حسابوکتاب و نگرانی برای تأمین سادهترین نیازهاست.
@Eterazebazar
ماه رمضان ۱۴۰۴ در حالی آغاز شده که قیمت اقلام اصلی سفره افطار نسبت به سال گذشته جهشی سنگین را تجربه کرده؛ افزایشهایی که در برخی کالاها حتی تا چهار برابر رسیده است.
بررسی آمارها نشان میدهد تنها در یک ماه، قیمت لبنیات و تخممرغ بیش از ۱۹ درصد، گوشت و مرغ نزدیک به ۲۰ درصد و روغنها و چربیها بیش از ۵۰ درصد افزایش داشتهاند. در مقیاس سالانه نیز وضعیت نگرانکنندهتر است؛ مواد غذایی به طور میانگین حدود ۹۰ درصد گرانتر از سال گذشته شدهاند.
نان، برنج و غلات بیش از ۱۱۳ درصد، میوه و خشکبار حدود ۱۱۸ درصد، لبنیات و تخممرغ بیش از ۸۷ درصد و روغنها نزدیک به ۱۱۷ درصد رشد قیمت را ثبت کردهاند؛ اعدادی که فقط آمار نیستند، بلکه مستقیماً به کوچکتر شدن سفرهها و تغییر اجباری سبک زندگی مردم تبدیل شدهاند.
نتیجه این موج گرانی روشن است: بسیاری از خانوادهها دیگر انتخاب نمیکنند چه بخورند؛ بلکه مجبورند ببینند چه چیزی را میتوانند حذف کنند. رمضان برای بخشی از جامعه دیگر ماه سفرههای پُر نیست، ماه حسابوکتاب و نگرانی برای تأمین سادهترین نیازهاست.
@Eterazebazar
#ارسالی
او یک راننده نیسان بود با دو فرزند« بای ذنب قتلت؟»
فقط برای احقاق حقوقش درب فرمانداری همایونشهر گلوله جنگی به پایش زدند و در زندان تیر خلاص
@Eterazebazar
او یک راننده نیسان بود با دو فرزند« بای ذنب قتلت؟»
فقط برای احقاق حقوقش درب فرمانداری همایونشهر گلوله جنگی به پایش زدند و در زندان تیر خلاص
@Eterazebazar
دلار ۱۱:۱۵ آخرین قیمت ۱۶۳/۵۰۰ بود الانم با اینکه پنجشنبه بازار نیمه تعطیل یا تعطیل اکثراً همونه
@Eterazebazar
@Eterazebazar